سبد خرید خالی است.
ارسال نظر
captcha
اخرین نظرات
15 مهر 99
سلام خانم هروی عزیز میخواستم از دستاوردم براتون بگم.پدرم تملک مالی خوبی داشت ولی هیچ وقت هزینه مالی برای من نمیکرد از وقتی روی خودم کار کردم پدرم بدون مناسبت به حسابم پول واریز کرد. مدیر شرکتمون به پاس زحماتم پاداش دادن و حقوقم افزایش یافت و اوضاع مالی من خیلی فرق کرد. احساس میکنم همه دوستم دارن و این از زمانی شروع شد که خودم واقعا درونا شروع کردم به دوست داشتن خودم. و اینو مدیون دوره های شما هستم. خوشحالم از اینکه اراده کردم و شروع کردم به کار کردن تمرکز اصلی من روی ثروت هست و در کنارش روی عشق و رابطه عاطفیم هم فوکوس کردم. من همیشه ترس اینو داشتم که کارم رو از دست بدم به همین خاطر همیشه تو شرکت باج عاطفی می دادم به همکارانی که نفوذ بیشتری داشتن ترس هام رو رها کردم و الان واقعا همه چی رو سپردم به خدا و ترسی ندارم. ورزش و رژیمم رو شروع کردم ولی نه مثل قبل که نا امید می شدم خیلی سریع. الان اصلا نا امید نمیشم و به خودم میگم که میتونی مث دوران مجردیت باشی و وزن کم کنی. درسواره احترام به خود و قانون استغنا خیلی به من کمک کردن الان یه گاردی تو ذهنم هست که اجازه نمیده هر چیزی ذهنم رو درگیر کنه و به ارتعاشاتم کاملا آگاهم و حواسم خیلی جمع هست. آروم آروم اون رفتار های همسرم که همیشه منو اذیت میکرد کم و کمتر میشه همسرم هیچ وقت از من بابت هیچ کاری تشکر نمیکرد و الان واقعا برای هر کاری از من تشکر میکنه. ممنونم
پاسخ
-1
انصراف

27 مرداد 99
سلام سوده عزیزم من و همسر سابقم 15سال با هم زندگی کردیم، 2 فرزند داشتیم ولی اصلا زندگی خوبی نداشتیم، 5سال آخر با همسرم در طلاق عاطفی بودیم و هیچ ارتباطی نداشتیم، به مشاور رفتیم و مشاور گفت همسرم باید دارو مصرف کنه ولی قبول نکرد و در نهایت جدا شدیم وارد رابطه با آقایی شدم ولی باز هم رابطه خوبی نداشتیم، باج مالی و عاطفی زیادی میدادم، کتک میخوردم، بهم توهین میشد ولی باز هم ادامه میدادم، اون اقا اعتیاد داشت و منم برای اینکه کنارش باشم، معتاد به شیشه و سیگار شدم ، قرار بود اون خواستگاری به من بیاد اما این اتفاق هیچوقت نیوفتاد و رابطه ما تموم شد وارد رابطه دیگه ای شدم اما باز هم بعد از یکسال ترک شدم و شغلم رو هم از دست دادم و فروریختم این بار سراغ دوره ها رفتم و سعی کردم خودم رو جمع و جور کنم و بلند شم، دوره ها رو تهیه کردم و با جذابیت درونی ، عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج و درسواره های احترام به خود و قانون استغنا روی خودم کار کردم و بلند شدم با دوره از جدایی تا تعالی طرد شدگی هام رو پیدا کردم و حتی تونستم توی تربیت بچه هام ازش استفاده کنم، پسر بزرگم که از من متنفر بود الان رابطه ش با من عالی شده و فقط حرف منو قبول داره، با پسر کوچیکم رابطه خیلی خوبی دارم و داریم به رشد هم کمک میکنیم، اعتیادم رو ترک کرد و دیگه سیگار هم نمیکشم وارد چالش چهار ماهه شدم و الان رابطه من با خدا عالی شده، جالبه که همسر سابقم ابراز علاقه و دلتنگی میکنه و دلش میخواد من رو ببینه، حالم خیلی خوبه، پدر و مادرم که همیشه ازم دلگیر بودند الان از من راضی هستند
پاسخ
-0
انصراف

27 مرداد 99
سلام سوده عزیزم من و همسر سابقم 15سال با هم زندگی کردیم، 2 فرزند داشتیم ولی اصلا زندگی خوبی نداشتیم، 5سال آخر با همسرم در طلاق عاطفی بودیم و هیچ ارتباطی نداشتیم، به مشاور رفتیم و مشاور گفت همسرم باید دارو مصرف کنه ولی قبول نکرد و در نهایت جدا شدیم وارد رابطه با آقایی شدم ولی باز هم رابطه خوبی نداشتیم، باج مالی و عاطفی زیادی میدادم، کتک میخوردم، بهم توهین میشد ولی باز هم ادامه میدادم، اون اقا اعتیاد داشت و منم برای اینکه کنارش باشم، معتاد به شیشه و سیگار شدم ، قرار بود اون خواستگاری به من بیاد اما این اتفاق هیچوقت نیوفتاد و رابطه ما تموم شد وارد رابطه دیگه ای شدم اما باز هم بعد از یکسال ترک شدم و شغلم رو هم از دست دادم و فروریختم این بار سراغ دوره ها رفتم و سعی کردم خودم رو جمع و جور کنم و بلند شم، دوره ها رو تهیه کردم و با جذابیت درونی ، عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج و درسواره های احترام به خود و قانون استغنا روی خودم کار کردم و بلند شدم با دوره از جدایی تا تعالی طرد شدگی هام رو پیدا کردم و حتی تونستم توی تربیت بچه هام ازش استفاده کنم، پسر بزرگم که از من متنفر بود الان رابطه ش با من عالی شده و فقط حرف منو قبول داره، با پسر کوچیکم رابطه خیلی خوبی دارم و داریم به رشد هم کمک میکنیم، اعتیادم رو ترک کرد و دیگه سیگار هم نمیکشم وارد چالش چهار ماهه شدم و الان رابطه من با خدا عالی شده، جالبه که همسر سابقم ابراز علاقه و دلتنگی میکنه و دلش میخواد من رو ببینه، حالم خیلی خوبه، پدر و مادرم که همیشه ازم دلگیر بودند الان از من راضی هستند
پاسخ
-0
انصراف

27 مرداد 99
سلام سوده عزیزم من و همسر سابقم 15سال با هم زندگی کردیم، 2 فرزند داشتیم ولی اصلا زندگی خوبی نداشتیم، 5سال آخر با همسرم در طلاق عاطفی بودیم و هیچ ارتباطی نداشتیم، به مشاور رفتیم و مشاور گفت همسرم باید دارو مصرف کنه ولی قبول نکرد و در نهایت جدا شدیم وارد رابطه با آقایی شدم ولی باز هم رابطه خوبی نداشتیم، باج مالی و عاطفی زیادی میدادم، کتک میخوردم، بهم توهین میشد ولی باز هم ادامه میدادم، اون اقا اعتیاد داشت و منم برای اینکه کنارش باشم، معتاد به شیشه و سیگار شدم ، قرار بود اون خواستگاری به من بیاد اما این اتفاق هیچوقت نیوفتاد و رابطه ما تموم شد وارد رابطه دیگه ای شدم اما باز هم بعد از یکسال ترک شدم و شغلم رو هم از دست دادم و فروریختم این بار سراغ دوره ها رفتم و سعی کردم خودم رو جمع و جور کنم و بلند شم، دوره ها رو تهیه کردم و با جذابیت درونی ، عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج و درسواره های احترام به خود و قانون استغنا روی خودم کار کردم و بلند شدم با دوره از جدایی تا تعالی طرد شدگی هام رو پیدا کردم و حتی تونستم توی تربیت بچه هام ازش استفاده کنم، پسر بزرگم که از من متنفر بود الان رابطه ش با من عالی شده و فقط حرف منو قبول داره، با پسر کوچیکم رابطه خیلی خوبی دارم و داریم به رشد هم کمک میکنیم، اعتیادم رو ترک کرد و دیگه سیگار هم نمیکشم وارد چالش چهار ماهه شدم و الان رابطه من با خدا عالی شده، جالبه که همسر سابقم ابراز علاقه و دلتنگی میکنه و دلش میخواد من رو ببینه، حالم خیلی خوبه، پدر و مادرم که همیشه ازم دلگیر بودند الان از من راضی هستند
پاسخ
-0
انصراف

27 مرداد 99
سلام خانم هروی من در کودکی با بی محبتی خانواده مواجه شدم و فقط از اونها ثروت و امکانات میگرفتم و ارزش و احترام خودم رو در ثروت و ماشین و پولم میدیدم و فکر میکردم همه باید به من احترام بگذارند و ارزش درونی خودم رو نمیدیدم من فکر میکردم محاله هیچ پسری یک دختر پولدار رو رد کنه ولی در عین نا باوری من دوبار توسط دو آقا رد شدم و خبر ازدواج اونها به گوشم رسید و حتی یکیشون با دختری ازدواج کرد که وضعیت مالی خیلی متوسطی داشتند و من خیلی جا خوردم من فروریختم، مرده متحرک شده بودم، با کانال آشنا شدم و دوره ها رو تهیه کردم با دوره جذابیت درونی اولین دستاوردم رو دیدم و به آرامشی رسیدم که هیچوقت توی 24سال زندگیم نداشتم و حال خیلی خوبی داشتم، وسواس ذهنی که از بچگی داشتم و به شدت بابتش اذیت میشدم با این دوره درمان شد، کاری که سالها براش تلاش میکردم ولی قفل شده بود انجام شد، فیدبک های خیلی خوبی از اطرافیانم میگرفتم و همه متوجه تغییراتم شدند با دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس طلسم و سایه های خیلی زیادی در خودم دیدم، طلسم های ازدواجم رو پیدا کردم ، فهمیدم چرا خواسته هام محقق نمیشه و با دیدن این طلسم به طرز معجزه اسایی هر دعایی میکردم محقق میشد دوره جزیره گنج برای من عالی بود و بزرگترین ترس زندگیم که ترس از دست دادن بود با این دوران درمان کردم و ارتباطم رو با خدا اصلاح کردم خانواده ی من که هیچوقت من رو به رسمت نمیشناختند، بهم میگفتند تو بچه ای ، ساده ای ، کاری ازت برنمیاد، حالا پدرم مدیریت یک مجموعه بزرگ رو با اصرار بهم سپرد وارد چالش چهارماهه شدم و آقایی که دوسال پیش ترکم کرده بود برگشت و بهم زنگ زد و در حالی بود که به من گفته بود من حتی دوست ندارم عکسهای تورو ببینم ولی الان مشتاق دیدن من بود، وقتی منو ترک کرد گفت امکان نداره من به سمت تو برگردم اما برگشت به سمت و من خیلی تعجب میکردم که روی خودمون کار کردن انقدر تاثیر داره. متشکرم ازتون
پاسخ
-0
انصراف

27 مرداد 99
سلام خانم هروی من در کودکی با بی محبتی خانواده مواجه شدم و فقط از اونها ثروت و امکانات میگرفتم و ارزش و احترام خودم رو در ثروت و ماشین و پولم میدیدم و فکر میکردم همه باید به من احترام بگذارند و ارزش درونی خودم رو نمیدیدم من فکر میکردم محاله هیچ پسری یک دختر پولدار رو رد کنه ولی در عین نا باوری من دوبار توسط دو آقا رد شدم و خبر ازدواج اونها به گوشم رسید و حتی یکیشون با دختری ازدواج کرد که وضعیت مالی خیلی متوسطی داشتند و من خیلی جا خوردم من فروریختم، مرده متحرک شده بودم، با کانال آشنا شدم و دوره ها رو تهیه کردم با دوره جذابیت درونی اولین دستاوردم رو دیدم و به آرامشی رسیدم که هیچوقت توی 24سال زندگیم نداشتم و حال خیلی خوبی داشتم، وسواس ذهنی که از بچگی داشتم و به شدت بابتش اذیت میشدم با این دوره درمان شد، کاری که سالها براش تلاش میکردم ولی قفل شده بود انجام شد، فیدبک های خیلی خوبی از اطرافیانم میگرفتم و همه متوجه تغییراتم شدند با دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس طلسم و سایه های خیلی زیادی در خودم دیدم، طلسم های ازدواجم رو پیدا کردم ، فهمیدم چرا خواسته هام محقق نمیشه و با دیدن این طلسم به طرز معجزه اسایی هر دعایی میکردم محقق میشد دوره جزیره گنج برای من عالی بود و بزرگترین ترس زندگیم که ترس از دست دادن بود با این دوران درمان کردم و ارتباطم رو با خدا اصلاح کردم خانواده ی من که هیچوقت من رو به رسمت نمیشناختند، بهم میگفتند تو بچه ای ، ساده ای ، کاری ازت برنمیاد، حالا پدرم مدیریت یک مجموعه بزرگ رو با اصرار بهم سپرد وارد چالش چهارماهه شدم و آقایی که دوسال پیش ترکم کرده بود برگشت و بهم زنگ زد و در حالی بود که به من گفته بود من حتی دوست ندارم عکسهای تورو ببینم ولی الان مشتاق دیدن من بود، وقتی منو ترک کرد گفت امکان نداره من به سمت تو برگردم اما برگشت به سمت و من خیلی تعجب میکردم که روی خودمون کار کردن انقدر تاثیر داره. متشکرم ازتون
پاسخ
-0
انصراف

22 مرداد 99
سلام عزیزان من زندگی خانوادگی خیلی بدی داشتم. من و همسرم به عدم تفاهم رسیده بودیم و همسرم ازم خواست که جدا بشیم و خیلی اذیت شدم . من چهارسال صبر و تلاش کردم ، از اساتید و مشاور های زیادی کمک گرفتم تا بفهمم مشکل کجاست اما تغییری ایجاد نشد، الان متوجه میشم که هم من و هم همسرم عزت نفس پایینی داشتیم، همسرم فرد بدبین و حساسی بود و من حتی میترسیدم توی محل کارم به همکاران آقا سلام بدم که نکنه همسرم بفهمه، انقدر عزت نفسم تخریب شده بود که من حتی میترسیدم راه برم و احساس میکردم راه رفتنم هم ایراد داره و در نهایت جدا شدیم بعد از جدایی از طریق همکارم با کانال آشنا شدم . دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم و خیلی برای من خوب بود، بهم خیلی کمک کرد ،آرامش از دست رفته ی من رو بهم برگردوند و من شاید 16بار این دوره رو گوش کردم با دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس روی عزت نفس خودم کار کردم ، خیلی از طلسم هام رو پیدا کردم، خیلی از قفل های درونیم رو دیدم، حتی دلایل مشکلاتی که توی زندگیم زناشوییم داشتم رو پیدا کردم که ریشه در کجا داشته و همچنان دارم روی خودم کار میکنم دوره از جدایی تا تعالی هم خیلی به من کمک کرد و باعث شد که الان خیلی احساس خوبی نسبت به خودم داشته باشم . همکارانم الان خیلی بیشتر از قبل از من ، چهره و صدای من تعریف میکنند من در چالش چهارماهه شرکت کردم و اون چالش به من خیلی کمک کرد تا تصمیم واقعیم رو در زندگیم بگیرم . توی اون چالش به طرز خیلی جالبی با یه آقایی آشنا شدم که ارتباط من با این آقا آگاهانه هست و سعی میکنم که وقتی ایشون رو میبینم درس های اون رابطه رو بگیرم و خودم رو در آینه ی رفتار های اون آقا ببینم و سایه هام خودم رو در ایشون پیدا کنم ، ایشون آقای خیلی خوبی هستند ، مهربان هستند و واقعا مرد شریفی هستند و من فهمیدم که وقتی بندناف مون رو واقعا به جای اصلی وصل کنیم بعدش همه ی اتفاقات خوب میوفته به جز اون آقا من چندین تا خواستگار خیلی خوب و تاپ هم داشتم الان خیلی آرامش دارم ، با اینکه از همسرم جدا شدم اما دیگه کینه ای بین ما نیست ، این رو دیدم که آدمها وقتی روی خودشون کار میکنند، چقدر اطرافیان شون عوض میشن ممنونم از خانم هروی جان
پاسخ
-0
انصراف

فهیمه سوزنی 6 خرداد 99
مایل به خریدم
پاسخ
-0
انصراف

captcha