هیچ اپراتوری آنلاین نیست. در حال حاضر با استفاده از صفحه تماس با ما می توانید سوالات خود را مطرح کنید.
    سبد خرید خالی است.
    پکیج یک(جذابیت درونی،عزت نفس تا اعتماد به نفس،جزیره گنج)
    ارسال نظر
    captcha
    اخرین نظرات
    🌷 20 فروردين 99
    زندگی سالمی های عزیز .بالاخص سوده ی عزیزم من بسیار بسیار خوشحالم با وجود تمام تلخ ای های سال ۹۸ این سال به بهترین نحو برای من بخاطر آشنایی با شما رقم خورده من از دی ماه آشنا شدم دوره ها رو خریداری کردم من قبلا دوره های دیگه رو از جاهای دیگه مثل قانون جذب و اینا خریداری میکردم و به شدت نه تنها کمکی به من نمی کرد که منو به هم می ریخت من همیشه دنبال جواب سوال های متعدد در مورد موفقیت و روابط بودم سوده ی عزیز به شکلی کاملا هوشمندانه و سیستماتیک چنان کنار هم چیده که من رفته رفته چنان علاقه مند شدم که خیلی از نیروهای م جمع شد از پراکندگی افکارم جلوگیری شد به همه ایده میدادم قبلا برای خودم نمیدونستم کاری کنم مرسی که به من آموزش دادی الان در جهت مثبت قرار گرفتم و دارم حرکت میکنم بهترین و خوب ترین حال رو دارم ارتباطاتم راحتتر شده به راحتی تصمیم گیری میکنم پولی که مدت ها منتظرش بودم به دستم رسید چیزایی که دوست دارم رو دارم میخرم و بدست میارم برای سال جدید هم برنامه ی کم کردن وزنم رو میخام انجام بدم و همچنین انشالا جا برای ورود فردی مناسب به زندگیم رو دنبال میکنم دوستون دارم بخاطر همه چیز.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😊😊😊🙏🙏🙏 19 فروردين 99
    سلام سوده عزيزم سال نو مباركتون باشه اينقدرررر خوشحالم اينقدر از خودم راضي هستم و خدارو شكر ميكنم كه با دوره هاي شما اشنا شدم از شما هم خيلي ممنونم عزيزه دل انشالله هميشه نور الهي در زندگيتون زنده باشه من كل دوره ها رو استفاده كردم و با هر كدومشون خيييلي زياد آگاه شدم به خيلي از اشتباهاتم كه اصلا نميدونستم اين كارها اشتباه هستن پي بردم خيييلي ادم أرومي شدم به تحصيلاتم ادامه دادم و بعد فهميدم واي من چقدر ميتونم تو اين زمينه موفق باشم و باعت رضايت درونيم ميشه تو كارم خيييلي موفق تَر شدم همه در محيط كاري از من راضين و تحسين ميكنن كارمو و در رابطم خيييلي خييييلي آگاهانه جلو ميرم و اين تغييراتو دارم در طرف مقابل به وضوح ميبينم و باعث كيفيت رابطم شده اينقدر رفتارم با خانوادم خوب شده كه همه از من نظر ميخوان همه منو عجيب دوست دارن اينقدر تاثير داشت كه برادرا و خواهرام و دوستام از دورتون خريداري كردن 😍😍😍😍
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🎉🎁💝 19 فروردين 99
    سلام.خانم.هروی من سال ها پیش از همسرم جدا شدم و این جدایی باعث رشد من شد، من تونستم از لحاظ موقعیت تحصیلی، اجتماعی، مالی وضعیت خودم رو ارتقا بدم و ماشین و خونه ی خوبی بخرم ولی با وجود تمام این دستاورد ها و شرایطی که داشتم که از نگاه دیگران، شرایط خوبی بود اما من حال دلم خوب نبود و با کوچک ترین اتفاقاتی من بهم میریختم و انگار وجود من از هم میپاشید من در روابط عاطفیم به شدت دچار مشکل بودم، بعد از جداییم در رابطه ای بود که فکر میکردم رابطه ی خوبی هست ولی وقتی بهش درست فکر کردم دیدم این رابطه ظاهرا خوب هست چون من در اون رابطه هیچ خواسته ای ندارم و نیاز هام رو مطرح نمیکردم چون زمانی که میگفتمشون، من ترک میشدم و یا اون آدم از من فاصله میگرفت و الان دلیلش رو میفهمم که من ترس از دست دادن زیادی داشتم و میترسم طرد بشم من همیشه سرپوشی رو گذشته خودم میگذاشتم و اصلا نمیخواستم بهش فکر کنم تا اینکه دیدم به صورت دوره ای، یک سری اتفاقات مدام در زندگی من تکرار میشه و من نمیتونستم دلیلشون رو بفهمم و فکر میکردم من آدم بدبختی هستم با خودم میگفتم چرا هیچکس من رو دوست نداره، من برای همه با جون و دلم کار میکنم پس چرا آدمها وقتی که کارشون با من تموم میشه من رو ول میکنند و میرن، نمیتونستم درک بکنم که این ها ناشی از سایه ها و طلسم های من هستند با گوش دادن به دوره ها، شروع کردم به شخم زدن گذشته ی خودم تا دلیل اتفاقات تکراریم رو بفهمم، همه در نگاه اول به من میگفتند تو چقدر مهربون و دلسوزی ولی همون آدمها بعد از مدتی من رو ترک میکردند و بالاخره دیدم که ریشه این اتفاقات در من وجود داره و منم که چون به خودم احترام نمیگذارم، دیگران هم لاجرم همین کار رو با من میکنند. من با اینکه خیلی زحمتکش بودم، توی کارم بیشتر از توانم کار میکردم و هر کاری رو فارغ از اینکه وظیفه ی من هست یا نه انجام میدادم ولی بعد از مدتی کارفرما های به من میگفتند ما دیگه نمیتونیم با شما همکاری داشته باشیم و من مدام چندین بار از جا های مختلف اخراج شدم آخرین باری که اخراج شدم شروع کردم به تهیه دوره ها و گوش کردن شون و از حال خوب و اقتداری که داشتم خوشم اومد، دیگه نمیخواستم بخاطر درآمد، کاری رو که دوست ندارم ادامه بدم و الان حالم خوبه و از این فرصت استفاده کردم تا مطالعه کنم، روی خودم کار کنم و اسکلت های وجودیم رو محکمتر بسازم در رابطه عاطفیم هم دیدم من میترسم خواسته هام رو مطرح کنم و سایه های کودکیم و طلسم هایی که از مادر و پدرم در من شکل گرفته بودند پیدا کردم با کار کردن روی خودم ، وقتی ارزش خودم رو فهمیدم، سعی کردم رابطه ام رو با اون آقا با اقتدار پیش ببرم و دیگه از اون آقا گدایی محبت نکردم و خیلی جالب بود که همین اقتدار من باعث شده که اون آقا خودش به سمت من بیاد ولی دیگه این اومدنش برای من خیلی لطفی نداره چون من تازه قدر خودم رو دونستم و فهمیدم که من لایق خیلی بهتر و بالاتر از این ها هستم و مطمئنم به چیزی که از ته دلم میخوام و دارم براش تلاش میکنم میرسم. ممنونم از شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😊 18 فروردين 99
    فقط برای خانم هروی سلام خانم هروی عزیز یک سال هست که دوره جذابیت و اعتماد به نفس رو تهیه کردم و این اواخر دوره جزیره گنج و دوره جدایی تا تعالی رو تهیه کردم. من ۳۰ سال دارم و در سن ۱۶ سالگی سنتی و به اجبار پدر ازدواج کردم،چند ماه بعد همسرم فوت کردن،قبل از ازدواجم پدر و مادرم بعد از یه زندگی پر از جنگ و دعوا از هم جدا شدن و پدرم مجدد ازدواج کردن. ادامه تحصیل دادم و ارشد گرفتم ،همزمان با تحصیل کار میکردم با وجود اینکه نیاز مالی هم نداشتم ولی همیشه دوست داشتم خودم هزینه های زندگیم رو بدم. من چون قبلا ازدواج کرده بودم اسم زن بیوه رو روی خودم گذاشته بودم،و فکر میکردم که باید زن دوم یه مرد متاهل باشم و جایگاه من اینه،چیزی که تو شهر ما عرفه(سیستان و بلوچستان-و من بلوچ هستم).و تمام مردایی که سمت من می اومدن کسانی بودن که من رو به عنوان نفر سوم رابطه انتخاب می کردن،من حتی وارد یه رابطه هم شدم، نفرسوم شدم وخیلی سخت بود،خیلی رابطه نداشتم چون اون وقتی برام نداشت و رابطه پنهانی بود،با وجود اینکه همسر اون اقا فوق العاده زیبا بود،(رابطه ما در حد صحبت تلفنی که در مجموع سه بار در طول سه سال -و گاهی پیامک)،خونواده من متوجه رابطه میشن متاسفانه اون اقا زیر همه چی زد و گفت دختر شما دنبال من هست و من زندگیم رو دارم،واقعا فرو ریختم خیلی سخت بود مردی رو که من چندین سال فکر میکردم من رو دوست داره انقدر هم شجاعت نداشت که پشتم بایسته،یه سال بعد اون اقا با وجود همسر داشتن اومد خواستگاری ولی جواب من و خونواده من نه بود چون من شناخته بودمش.بازم من خواستگارایی داشتم که همشون زن داشتن،چون من خودم رو لایق همین زندگی ها میدیدم،من بعد از اون ماجرا برای اینکه تشنه دوستت دارم بودم،وارد ۵ تا رابطه مثل قبل شدم با همون کیفیت جالب اینجاست که من خیلی زود رابطه ها رو کات میکردم و اونها از من میپرسیدن چرا بهشون میگفتم من به شدت ترس از دست دادن دارم برای اینکه تو من رو ترک نکنی من این کار رو میکنم.بعد از همه این ماجراها من دوره هارو تهیه کردم زندگی من تغییر کرد رابطه من با خونواده و پدرم خوب شد،چند ماه دیگه میخوام برم تو خونه خودم و مستقل زندگی کنم و کار جدیدم رو همینطور،من الان تو شهر خودم هستم و همون اقایی رو که اولین نفر بود رو هر روز میبینم چون عموزاده من هست،اون اقا الان دوباره با یه دختر ۱۵ ساله ازدواج کرده و دوتا همسر داره و من زندگی که قراربود با این اقا داشته باشم رو دارم مثل فیلم میبینم ولی من بازیگر هیچکدوم از نقشاش نیستم،با وجود اینکه ظاهر زندگی عالی هست ولی منم که میدونم اون خانوما چه حالی دارن،خیلی حس خوبی دارم که فهمیدم تنهایی چیز بدی نیست ،خندیدن رو یاد گرفتم به خودم دارم نزدیک میشم .و از شما تشکر میکنم بخاطر مطالبی که به ما یاد دادین،براتون ارزوی سلامتی و شادی میکنم.من چون دوره رو به خیلیا پیشنهاد دادم و توی کانال هستن خواستم فقط شما دستاوردم رو بخونین.بازم ممنونم از شما.🌸🌸
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌹🍂🍃🍁💒 18 فروردين 99
    سلام خانم هروی نازنینم🥰 من همه دوره هارو خریدم و روشون کار کردم و دستاورد خوبی دارم ، تونستم گره هامو و طلسم هامورو پیدا کنم، و فهمیدم چطور با طلسمهام و گره هام مانع رسیدن به خواسته هام شدم، اینکه فهمیدم فقط یه ساختمونیم که هیچ اسکلتی ندارم و با یه تلنگری به هم میریزم نشونه هیچ اعتماد به نفسی نداشتم بود،من از بچگی نادیده گرفته میشدم تو خانواده تو فامیل تو مدرسه ،همه جا ،و به خاطر اینکه بتونم توجه همه رو جلب کنم همه باجی میدادم ، و از تنهایی فرار میکردم از تنهایی متنفربودم، ولی همیشه تنهایی قسمتم میشد،تو تنهاییم خودمو تو اتاقی حبس کرده بودم مثله یه مرده متحرک که فقط از زندگی نفس کشیدنشو داره، هیچ لذتی از زندگی و تنهایی نمیبردم،و خودمو لایق بهترین زندگی نمیدونستم ، من یه چیزاییرو تو خودم درونی کرده بودم مثله شغل پدرم ، وضع اقتصادی، چهره ام ،که البته اونروزا به خاطر درونی کردنش خیلی باعث شدم که خیلی فرصتارو از دست بدم ،از رابطه شخصی که بگم برای توجه خواستن از طرفم باج میدادم تا بتونم توجهشو به خودم جلب کنم وقتی بود خوب بود وقتی میرفت دنیا رو سرم اوار میشد ، من نسبت به چهرم تنفر داشتم اصلا نمیتونستم تو آینه به خودم نگاه کنم هروقت نگاه میکردم فقط عیبام میکمد جلو چشام ، یعنی چیزی از اعتماد به نفس ، جذابیت هیچی تو من نبود، من وقتی اومد سمت زندگی سالمیا که عشقمو از دست دادم با ناامیدی تمام دوره هارو خریدم ولی با عرض معذرت فک میکردم پولامو میریزم تو اشغال، تا اینکه یه بار گفتم هرچی که بشه یه بار از ته دلت به خودت ارزش قائل شو حتی اگه اینجوری باشه که پولارو ریختی دور ،این فقط یه بار به خاطر خودت بکن ، اومدم دوره هارو خریدم از جذایت تا اعتدالو ، وای اگه از جدایی تا تعالی هرچی بگم کم گفتم واقعا فوق العاده بود منو که زندگیمو از دست داده بودم و دچار معده درد شده بودم از شدت درد و فشار ، فررو ریخته بودم تونستم پاشم و اعتماد به نفس پیدا کنم واقعا فوق العاده رود، با جذابیت دورنی فهمیدم چه اشتباهایی داشتم تو رابطه ام تو زندگی ، چرا اشتباهای خودمو همش رو طرف فرافکنی میکردم،الان فهمیدم نداشتن اعتماد به نفس چه بلایی سر آدم میاره، من همون دختری بودم که حوصلم نمیکشید حتی یه متن سه خطیو بخونم الان همش دنبال کتاب خودنم تا خیلی بیشتر باخودم و روان حودم اشنا بشم ، بازم میگم جدایی تا تعالی واقعا محشر بود معجزگر زندگی بود ، تو جدایی تا تعالی من تونستم خواسته هامو از طرف بخوام که هلچوقت جرات گفتنشو نداشتم ، با گوش کردن به فایلا من تونستم نقطه مقابل ضعفام رو ببینم اگه ضعفام نبودن هیچوقت نمی تونستم به آرامشی که الان از ته قلبم حس میکنم برسم،بهتر ازهمه اینا ، خدارو باور کردم ، قبل اینا وقتی خواسته ای از خدا داشتم و دعا میکردم و تو ظاهر میگفتم من به خدا ایمان دارم ولی ته ته اون دلم میگفتم ول کن بابا خدا صدای منو نمیشنوه هوامو نداره ، خدا بیکار نیس که بخواد منو بشنوه، ولی الان هر چیزیو میخوام ته ته دلم قرصه که خدا هوامو داره و براورد کننده است ، کلا یقینا ایمان دارم بهش ،خلاصه اومدن شما تو زندگیم معجزه بود خیلی عاشقتونم همیشه خدا هواتونو داشته باشه، دوستتون دارم خانم هروی💝💝
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💐 18 فروردين 99
    خانم هرویه عزیز منم مثل خیلی ها شاید خیلی سخت تر از زیر صفر شروع کردم شکر خداوند ویاری شما فرشته مهربون از افسردگی شدید با اون دوز دارهایه وحشتناک خلاص شدم وتخم امیدو موفقیت ودرونم کاشتم و با لطف خدا ورهمنود هایه عالیتون دارم برایه خیلی موفق بودن ورسیدن به هدفام وزندگی خیلی عالی تلاش میکنم و با کمک خدا میتونیم و میتونم وبه هدفم میرسم با ارزویه موفقیت برایه تمام زندگی سالمیا وخودم💗
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌹 18 فروردين 99
    من ۳ماهه که دوره هاتونو تهیه کردم.به یک آرامشی رسیدم که واقعا ممنون خدا هستم و شما خانم هروی عزیزم واقعا شمارو خدا برای من رسوند واقعا بهترین هدیه خدا بود دوره هاتون برای من.من رابطه ی خیلی نزدیک و خوبی با خدا گرفتم.شوهرم بهم میگه تو چقدر قشنگ ترشدی،تو چقد تغییر کردی منو میبوسه و میگه نمیدونم چرا اینطوری شدی تو.در مقابله با مسائل زندگیم واقعا باآرامش برخورد میکنم و خونسردی خودمو حفظ میکنم و میسپارم به خدا،واقعا میبینم که بهترین ها اتفاق میفته...خیلی دستاورد دارم خداروشکر خیلی زندگیم عالی شده...میخوام که انشالله برای سال ۹۹ با قدرت بیشتری روی خودم کار کنم و همیشه از خدا میخوام بهم کمک کنه یک شخصیتی از خودم بسازم که خدا ازم راضی باشه😍
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💒💒💒 16 فروردين 99
    سلام. من بیشتر از یک سال هست که با کانال آشنا شدم، تصمیم گرفتم دوره ها رو تهیه کنم و روی خودم کار کنم و هر بار که تمارین دوره ها رو انجام به بهترین ها رسیدم من کسی بودم که تا پارسال دنبال راه های خودکشی میگشتم و واقعا به خودم عذاب زیادی میدادم و از همه بیشتر شرمنده خودم بودم چون اینها بخاطر این بود که من آگاهی نداشتم ولی الان مدیون خداوند هستم که باعث شد من در مسیر آگاهی قرار بگیرم و این همه آگاه بشم و به آرامش برسم اون آدمی که باعث شده بود من از جهان سیلی بخورم به زندگی من برگشت ولی دیگه برگشتنش برای من اهمیتی نداشت و آرامشی بهم نمیداد من قبلا چون در مدار خیلی پایینی بودم با کس دیگه ای در ارتباط بودم که به من بی احترامی کرده بود، اون آقا که یک روز به من توهین کرده بودم اون هم برگشت و من کلمه (پرنسس ) رو از زبونش شنیدم و وقتی این رو شنیدم خیلی تعجب کردم چون این رو توی دستاورد های بچه ها شنیده بودم ولی فکر میکردم این فقط برای دیگران اتفاق افتاده و برای من هرگز اتفاق نمیوفته الان فهمیدم خیلی از رفتار هایی که من میکردم و خیلی رفتار های ناپسندی که از اقا دیدم و باعث شد که من حسابی بشکنم، ریشه هاشون در خود من وجود داشته و الان فوق العاده خوشحالم که به این اگاهی رسیدم من در این مدت خیلی کمک های خداوند رو دیدم و انقدر دستاورد داشتم که بابتشون خیلی هیجان زده هستم ، من روی طلسم ها و روی سایه های خودم کار کردم و بخش زیادی از اون ها رو پیدا کردم و باور کردنی نیست که من چقدر دارم از این آگاهی لذت میبرم و مطمئنم این اتفاق هر روز بیشتر و بیشتر خواهد الان از تنهایی هام فوق العاده لذت میبرم ، من قبلا اصلا با تنها بودنم خوشحال نبودم ولی الان خوشحالم و هدفمند تنها هستم و دیگه حاضر نیستم با هر کسی توی رابطه برم فقط برای اینکه تنها نباشم و بخوام از خودم فرار کنم، دیگه این اتفاق نمیوفته و الان آگاهی و هوشیاری رو از اول وارد ارتباطم کردم ، من قبلا خیلی آگاهیم کم بود در روابط ، منی که هیچوقت در روابط اجتماعیم انقدر هوشیار نبودم این تغییرات برای من خیلی سخت بود ولی الان هر روز داره بیشتر به آگاهیم اضافه میشه و بابتشون خیلی ذوق دارم. این ذوقم رو ازشما دارم و ممنونتونم
    پاسخ
    -1
    انصراف

    🙏💐🎁 16 فروردين 99
    سلام خدمت شما خانم هروی عزیز من بیشتر از یک سال هست که با کانال آشنا شدم، تصمیم گرفتم دوره ها رو تهیه کنم و روی خودم کار کنم و هر بار که تمارین دوره ها رو انجام به بهترین ها رسیدم من کسی بودم که تا پارسال دنبال راه های خودکشی میگشتم و واقعا به خودم عذاب زیادی میدادم و از همه بیشتر شرمنده خودم بودم چون اینها بخاطر این بود که من آگاهی نداشتم ولی الان مدیون خداوند هستم که باعث شد من در مسیر آگاهی قرار بگیرم و این همه آگاه بشم و به آرامش برسم اون آدمی که باعث شده بود من از جهان سیلی بخورم به زندگی من برگشت ولی دیگه برگشتنش برای من اهمیتی نداشت و آرامشی بهم نمیداد من قبلا چون در مدار خیلی پایینی بودم با کس دیگه ای در ارتباط بودم که به من بی احترامی کرده بود، اون آقا که یک روز به من توهین کرده بودم اون هم برگشت و من کلمه (پرنسس ) رو از زبونش شنیدم و وقتی این رو شنیدم خیلی تعجب کردم چون این رو توی دستاورد های بچه ها شنیده بودم ولی فکر میکردم این فقط برای دیگران اتفاق افتاده و برای من هرگز اتفاق نمیوفته الان فهمیدم خیلی از رفتار هایی که من میکردم و خیلی رفتار های ناپسندی که از اقا دیدم و باعث شد که من حسابی بشکنم، ریشه هاشون در خود من وجود داشته و الان فوق العاده خوشحالم که به این اگاهی رسیدم من در این مدت خیلی کمک های خداوند رو دیدم و انقدر دستاورد داشتم که بابتشون خیلی هیجان زده هستم ، من روی طلسم ها و روی سایه های خودم کار کردم و بخش زیادی از اون ها رو پیدا کردم و باور کردنی نیست که من چقدر دارم از این آگاهی لذت میبرم و مطمئنم این اتفاق هر روز بیشتر و بیشتر خواهد الان از تنهایی هام فوق العاده لذت میبرم ، من قبلا اصلا با تنها بودنم خوشحال نبودم ولی الان خوشحالم و هدفمند تنها هستم و دیگه حاضر نیستم با هر کسی توی رابطه برم فقط برای اینکه تنها نباشم و بخوام از خودم فرار کنم، دیگه این اتفاق نمیوفته و الان آگاهی و هوشیاری رو از اول وارد ارتباطم کردم ، من قبلا خیلی آگاهیم کم بود در روابط ، منی که هیچوقت در روابط اجتماعیم انقدر هوشیار نبودم این تغییرات برای من خیلی سخت بود ولی الان هر روز داره بیشتر به آگاهیم اضافه میشه و بابتشون خیلی ذوق دارم. از شما تشکر و قدردانی میکنم
    پاسخ
    -1
    انصراف

    🙏🙏🙏🍁🍁🍁 15 فروردين 99
    باعرض سلام وتبریک سال نوبشماخانم هروی گل وتیم دلسوزومهربونتون..خانم هروی شاید۸ماه میشه که به وسیله دختره دوستم باکانال شمااشناشدم🙏خانم هروی باورتون شایدنشه اونموقع که باشماوکانالتون آشناشدم چحالوروزی داشتم والان که فایلهای رایگان ودستاورددوستان روگوش دادم چحال واعتمادبنفس درونی پیداکردم.خداروهزاران بارشکرکه باکانال شماآشناشدم🙏😭😭چراکه خدامیدونه چقدربرکتهای روحی واخلاقی نصیب من شده.خانم هروی جانم.من خانم ۴۷ساله هستم با۲۶سال زندگی مشترک که ازهرلحاظ چه خودم چه زندگیم داغونه.هراخلاق بدی که یمردداره همسره من همروداراس..برامثال کتک زدن بددهنی.....ولی تواین ۲۶سال چون من عزت نفس نداشتم وبه کاعنات وخداونداعتمادنداشتم هروقت ایشون حرف ازطلاق میزد متاسفانه التماس میکردم هرچی توبگی فقط اسمی ازطلاق نیار وایشون بابت حرمت نفس نداشتن من هربلایی که درتوانش بودسرم اورد.😭😭😭تااینکه بارها وبارها فایلها ودستاوردهاروگوش دادم.حتی بعضی مواقع بلویسای شماخوابم میرفت.وبالاخره به نتیجه رسیدم بقول شمامابایدازدل دردامون گنجمونو پیداکنیم.وشایداون دردبرای مابرکت ازطرف خداوندباشه.من دیگه حاضرنیستم بدون گناه باج عاطفی بدم یابقول شماخودمو بیشترارازاین تحقیرکنم..خانم هروی اینبارمن ازایشون خواستم براجدایی اقدام کنیم .وواقعا فقط ازخداوندکمک خواستم تاآخره راه کمکم کنه🙏وباعتمادبه اینکه جهان جای امنیه برای من میخوام مصمم سرتصمیم باشم.فقط میگم بزرگترین دستاوردمن آشنایی باکانال شمابود.امیدوارم خداوندبراتون بهترینهارورقم بزنه .درآخرازشمامهربونم وهمه دوستانم تمنادارم برام دعاکنید🙏
    پاسخ
    -1
    انصراف

    😍🌸🌷🌹 15 فروردين 99
    سلام خانم هروی عزیز من خانم ۳۰ ساله ای هستم که ۱۸ ساله که بودم با یک مردی که اصلا دوستش نداشتم ازدواج کردم و بعد از ۵ سال زندگی فلاکت بار و‌عاری از هر گونه محبت و‌عشق با یک پسر دو ساله ازش جدا شدم تو‌زندگی متاهلی خیلی سختی کشیدم بخاطر اینکه شوهرم خیلی ادم بدبین و بد دلی بود و تمام رفتارهای منو بچه گانه میدونست و بخاطر کارش همش به شهرهای مختلف منتقل میشدیم که بدترین دوران زندگی ام در روستای کنارک در استان سیستان و بلوچستان بود اینکه دوران جدایی و‌طلاق سختی داشتم اهل یه شهر کوچیک شمالی و‌بیش از اندازه متعصب هستم که در این شهرطلاق حکم مرگ را برای یه زن جوان داره به هر شکلی بود تصمیم گرفتم و جدا شدم و گشایش برای من بعد طلاقم اتفاق افتاد تا قبل اون من یه ادم مطیع خانواده و شوهر و فقط تو تخیلاتم قوی و با اقتدار بودم و شرایط مالی خیلی بدی رو گذارنده بودم و حس یه ادم تبعید شده رو داشتم که خفه ام میکرد ولی بچه ام رو شوهرم ازم گرفت ... دنیا به اخر رسید برام ! ولی همش سعی میکردم روحیه ام رو بالا نگر دارم با خوندن کتابهای روانشناسی و هر ویس روانشناسی که گیر میاوردم گوش میکردم و سعی میکردم عملی کنم ! رفتم و روانشناسی خوندم و تازه فهمیدم چقدر ذهن وروح و روان من داغون بود و تا ارشد روانشناسی مثبت گرا ادامه دادم خوندم و‌گشتم دنبال خودم ولی باز احساس خلا میکرد ترحم ، حس زن مطلقه بودن حس سهل وصول بودن و نگاه مردان رو شدیدا حس میکردمو اذیت میشدم . در اون دوران با یه پسری که یکسال کوچیکتر از خودم بود اشنا شدم و سه سال در رابطه بودیم ولی اون هم بدبین و شکاک بود و اعتماد به کسی نداشت تا اینکه من رفتم به خارج کشور برای ادامه تحصیل و رابطه ما همچنان ادامه داشت ولی توهین و تحقیر و بی احترامی هم اضافه شده بود و من وابسته شدید بودم عجیب حس میکردم بهش محتاجم ..... ولی اون بخاطر شرایط مطلقه بودن من ، من رو انتخاب نکرد و‌گفت خانواده ام رضایت نمیدن با شرایط تو باهات ازدواج کنم و رابطه تموم شد .... بعد یکسال جدایی و اتمام رابطه بارها برگشت ولی من قبول نکردم ... هر چند بار ها گفتم پیش خودم شاید درست شه ولی ریسک نکردم. و توی این مدت پیشنهادهای داشتم و‌روابط خیلی کوتاه که همشون بدلیل مطلقه بودنم و ناراضایتی خانواده اشون را بهانه میکردن و‌شدیدا ادمهای بدبین و شکاک و دید بسته نسبت به زن و به قول خودشون غیرتی که مثل کالا باهام رفتار میکردن ..... احساس تنهایی و‌شکست عجیب داغونم میکرد تا اینکه شهریور ۹۸ در حالیکه احساس بی ارزشی و طردشدگی و نالایقی شدیدداشتم با کانال شما اشنا شدم و دوره ها رو یکی یکی خریداری کردم با دوره جذابیت فهمیدم که نواقصی دارم که اصلا تا بحال بهشون توجه نکردم بودمو با انرژی و امواج خودم بوده که همچین ادمهای رو جذب میکردم با دوره عزت نفس تا اعتمادبه نفس متوجه شدم که بزرگترین گره زندگی من چیه ، و اون این بود که در اخرین مکالمه من با همسر سابقم بهم گفته بود تو بعد طلاق مگه قرار خوشبخت بشی ؟ مگه پسر مجرد تو رو قبول میکنه تو باید با مردی که زنش فوت شده یا زنش طلاق داده باید ازدواج کنی ! همین یه جمله باعث شده بود من تمام سعی کنم که خلافش رو به خودم و جهانم ثابت کنم و این کار رو غیر ارادی انجام میدادم... بارها دوره ها رو گوش کردم و نت برداشتم و چالش چهارماه رو شروع کردم و نتایج خاص و بزرگی نگرفتم ولی صبر کردم و میکنم کمک کم تحول و گشایش در ذهن و روحم اتفاق افتاده و بیشتر عمیق شدم در خودم و تونستم اضافه وزن ۸ کیلویی که سالهای بود نمیتونستم کم کنم رو کم کردم و تمام اون ادمهای که تحقیرم کردن برگشتن و خواستن دوباره باشن و معذرت خواهی کردن ولی من قبول نکردم و الان چالش ۴ ماه دوم رو شروع کردم و امید دارم این بار همه چی بهتر میشه !
    پاسخ
    -1
    انصراف

    😍😍😍🌸 15 فروردين 99
    سلام سوده عزيزم من خيلي اهل كامنت گذاشتن و دستاورد فرستادن لحظه به لحظه نيستم و فكر ميكنم كلا توي پيج شما ٣ يا ٤ تا كامنت دارم ولي يك كامنت گذاشتم زير يكي از دستاوردهاي اينستاگرام و نوشتم كه دوره جذابيت دروني عاليه من مثل اهن ربا شدم و هرچيزي كه ميخوامو جذب ميكنم بعد از اين كامنت من ، خيلي از بچه ها اومدن توي دايركت منو پيام دادن كه چكار كردي انگار براشون غيرقابل باور ولي واقعا من دارم زحمت ميكشم من چند ماه پيش براتون يه دستاورديكه خيلي مهم بود برام فرستادم براتون و شما در جواب گفتيد حالا اين نيرو رو ميتوني اختصاص بدي به خواسته هات ميخواستم بهتون بگم من تمام دوره هارو توي يه دفتر اول مينويسم قسمت ديگه دفتر تمام تمرين هارو پشت سرهم مينويسم و انجام ميدم يه دفتر ديگه دارم كه كاراي روزانمو مينويسم توي اون مشخص ميكنم كه امروز روي كدوم تمرين تمركز كنم و الان ٧ ماه ميگذره من اين كارارو انجام ميدم كه به اين مرحله رسيدم كه هرچيزيو تصور ميكنم يجوري عجيب مياد توي زندگيم حتي ميتونم بگم وقتي خيلي كوتاه به اين فكر ميكنم كه اع اين اقا چقدر خوب بود يهو ميبينم يجوري پيامي مياد يه اتفاقايي ميوفته كه ميخواد ارتباط داشته باشه و ياد حرفهاي شما ميوفتم كه گفتيد نيروتون كنترل كنيد چون يجوري ميشه كه هرچيزيو بخوايد جذب كنيد صداي شما مثل قرص ارامبخش براي من ممنونم ازتون بينهايت ممنون
    پاسخ
    -1
    انصراف

    👇👇👇 15 فروردين 99
    سلام خانوم هروی نازنین امیدوارم حالتون عالی باشه که حال ما رو عالی میکنید. من تقریبا از آخرین پیامم به شما کلی دستاوردهای ریز و قابل توجه داشتم اما میخواستم بزارم روزی بیام که اون مطالبی رو به اشتراک بزارم که برای سایر دوستانم مفیدتره. منم با یه جدایی با شما آشنا شدم. البته ارتباط ما یک ارتباط کاملا مجازی بود. اما من وابسته شدید شده بودم طوری که خیلی از ارزشام فاصله گرفته بودم. بعد جدایی تا چند ماه بی انرژی، گریه ، معده درد و پرخاشگر بودم و مدام اونو مقصررمیدونستم تا اینکه با شما و دوره ها آشنا شدم. چند ماهی میشه و همه دوره هه و دستاوردهایی که برای فروش بود تهیه کردم . هر کدوم شفای روحم از زوایای مختلف بودن. زندگی آگاهانه رو به من هدیه دادن. و بعد چند ماه که مجدد اون اقا رو دیدم خیلی مودبانه و با احترام برخورد میکنه. انگار هر دو فراموش کردیم چی گذشته. و نکته جالب اینه من شاغل نبودم اما بعد دوره عزت نفس اومدم هوش مالی رو ثبت نام کردم و آموزش دیدم و در بورس سرمایه گذاری کردم و ۱ ماه بعدش با آقایی اتفاقی آشنا شدم که خودش تو بورس هست و یجورایی با تجربه این حرفه و خودش بدون اینکه بدونه من تو بورس هستم گفت اگه بخوای من همه جوره بهت کمک میکنم. و رابطه ما شکل گرفت همسالیم. و تو صحبتامون مدام میگه تو چه حس خوبی داری تو خیلی خوبی خیلی عاقلی خیلی پخته ای ، خیلی بهم انرژی میدی. و سعی میکنیم برای خودسازی بهتر بهم کمک کنیم. برای همین میخوام به دوستانم بگم، اگه واقعا پی ببرید که خود واقعیتون چقدر بالاست دیگران هم اینو خواهند دونست و جریانات الهی به سمت شما خواهد آمد. حال دلتون عالی ❤️
    پاسخ
    -1
    انصراف

    💝💝💝 14 فروردين 99
    سلام خدمت سوده نازنین من شش ماه هست که همه ی دوره ها رو تهیه کردم و یکی از مهم ترین دستاوردهام این بود که من در شغلی بود که مورد علاقه ی من نبود و من رو مریض کرده بود، من از استرس و حال بد مدام قرص های آرام بخش و قرص خواب آور مصرف میکردم، این اقتدار رو پیدا کردم که اون کار رو رها کنم و علاقه خودم رو پیدا کردم و وارد اون شغل بشم و توی اون کار آموزش دیدم، پیشرفت کردم دوره ها رو بار ها گوش دادم و بار ها نوشتم تا تونستم ریشه های مسائلم رو پیدا کنم و از بین ببرم من 12سال در یک رابطه سمی بودم؛ در اون رابطه بار ها به من خیانت شده بود اما من ارزش های خودم رو انقدر بالا نمیدیدم که کس دیگه ای غیر از این ادم بخواد با من بمونه، با اینکه خیلی اتفاقات بدی در اون رابطه می افتاد و اون آدم هیچ هدفی برای رابطه نداشت ولی هیج اقتداری نداشتم که از اون رابطه خارج شم، با اینکه قبلا با مطالب دیگه روی خودم کار میکردم ولی هیچوقت نتونستم عمیق خودم رو بشناسم، اما حالا انقدر رشد کردم و ارزش های خودم رو شناختم که آدم ها و روابط سمی رو حذف کردم توی کار و روابطم گشایش بوجود اومد. هر چیزی رو هر زمانی که میخواستم خداوند به من میداد دو ماه زمان گذاشتم ، خیلی فکر کردم به روابطم، تمرینات دوره جدایی تا تعالی رو خیلی کار کردم و تونستم با نهایت اقتدار از اون رابطه ی مسموم که زندگی من رو مختل کرده بود خارج شدم طلسم ها و بی ارزشی ها و بی احترامی هایی که به خودم کرده بودم و بیماری هایی که روحم در اون رابطه گرفته بود دیدم، ارزش های خودم رو احیا کردم، به یادگیری پرداختم، توی کارم پیشرفت کردم، زمانم برای من خیلی عزیز شده و ازش برای رشد و یادگیری استفاده میکنم من قبلا از روابط مسمومم میخواستم انرژی بگیرم و از توجه آدمها ، در حالی که همراه باهاش خیانت و آزار و اذیت بود ولی جز خداوند به هیچ چیز دیگه ای متصل نیستم بواسطه ی پیشرفتی که در کارم داشتم تونستم از لحاظ مالی مستقل بشم در حالی که من هیچوقت توی زندگیم استقلال نداشتم، کلاس های آنلاین برگزار کردم، شروع به تدریس کردم الان بهترین مشاور خودم هستم، تصمیمات درست میتونم بگیرم، خیلی به آرامش رسیدم و با خودم خیلی حالم خوبه و واقعا ریشه های من توی یک خاک حاصل خیزه، احساس میکنم دوباره متولد شدم و این بزرگترین دستاورد امسالم بوده. و خیلی خیلی از شما تشکر میکنم
    پاسخ
    -1
    انصراف

    🎁🎉 14 فروردين 99
    سلام خانم هروی عزیز. من دوره های جذابیت درونی و عزت نفس تا اعتماد به نفس رو زمانی تهیه کردم که یک جدایی خیلی خیلی بد رو تجربه کردم، انقدر اون زمان حالم بد بود که حتی اصلا نمیتونستم تمرینات رو انجام بدم، نمیتونستم نوت برداری کنم دستم به نوشتن نمیرفت، فقط میتونستم یک جا بخوابم و گوش بدم، بار دوم حالم خیلی بهتر شده بود و تصمیم گرفتم تمرینات رو انجام بدم بزرگ ترین دستاوردی که من در کل زندگیم داشتم، این هست که الان به نقطه ای از احساس خوب، آرامش و رضایت از زندگی رسیدم که توی این لحظه نیاز به چیزی ندارم، هدف دارم برای رسیدن بهشون تلاش میکنم ولی اصلا دیگه نگرانی، استرس و حرص رو ندارم و مطمئنم چیزی که باید برای من اتفاق بیوفته، اتفاق میوفته و برای من رسیدن به این حال خوب، خیلی خیلی با ارزش بود من بسیار زیاد به آواز علاقه داشتم ولی هیچوقت نمیتونستم استاد خوبی برای شروع کارم پیدا کنم و اعتماد به نفسش رو هم نداشتم، حتی یک بار هم برای آموزش جایی رفتم و به من گفتند شما به جای اینکه آواز کار کنی روی اعتماد به نفست کار کن، من خیلی عزت نفس و اعتماد به نفس پایینی داشتم ولی الان به جایی رسیدم که کارم رو شروع کردم و یک استاد خیلی عالی دقیقا منطبق با علاقه من و در سبکی که دوست دارم پیدا کردم من همیشه دنبال رابطه عاطفی داشتن و بودن یک آدم توی زندگیم بودم، الان انقدر آدم های زیادی به سمت من اومدند چه برای ازدواج، چه برای آشنایی خیلی زیاد شدند ولی من دیگه اون آدم قبلی نیستم و مثل گذشته احساس نیاز ندارم به اینکه حتما بخوام با کسی توی رابطه باشم الان از همه لحظات زندگیم دارم لذت میبرم، من خیلی دوست داشتم مستقل زندگی کنم، الان انقدر اقتدار درونی پیدا کردم، جنگجوی درونم فعال شده که هیچ ترسی از استقلال ندارم، حتی خانواده من قبلا بسیار مخالف بودند، پدرم اصلا این رو نمیپذیرفت اما من بعد از دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس تصمیم گرفتم که مستقل بشم و خانواده ی من که انقدر مخالف بودند الان بهم میگن ما برای مستقل شدنت حمابتت میکنیم، بهت سرمایه کار میدیم، برای تو یک خونه خیلی خوب تامین میکنیم، همین که انقدر اینا 180 درجه چرخیدند و از آدمهایی که مخالفِ من و کار هام و رفتارم بودند الان انقدر موافق با من شدند و حمایتم میکنند به نظرم خیلی دستاورد بزرگی هست من فهمیدم ما توی جهانی زندگی میکنیم که هیچ محدودیتی نداره برای رسیدن به خواسته ها و علایق مون، این فقط درون ماست که یک سری چیز ها رو برای خودش محدود میکنه و محدودیت ها رو میسازه و بیشترین کاری که ما باید انجام بدیم این هست که روی درونیات خودمون کار کنیم. ممنون از زحمات شما و تیم خوبتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    حبیبه 13 فروردين 99
    سلام من همه دوره هارو خریدم و روشون کار کردم و دستاورد خوبی دارم ، تونستم گره هامو و طلسم هامورو پیدا کنم، و فهمیدم چطور با طلسمهام و گره هام مانع رسیدن به خواسته هام شدم، اینکه فهمیدم فقط یه ساختمونیم که هیچ اسکلتی ندارم و با یه تلنگری به هم میریزم نشونه هیچ اعتماد به نفسی نداشتم بود،من از بچگی نادیده گرفته میشدم تو خانواده تو فامیل تو مدرسه ،همه جا ،و به خاطر اینکه بتونم توجه همه رو جلب کنم همه باجی میدادم ، و از تنهایی فرار میکردم از تنهایی متنفربودم، ولی همیشه تنهایی قسمتم میشد،تو تنهاییم خودمو تو اتاقی حبس کرده بودم مثله یه مرده متحرک که فقط از زندگی نفس کشیدنشو داره، هیچ لذتی از زندگی و تنهایی نمیبردم،و خودمو لایق بهترین زندگی نمیدونستم ، من یه چیزاییرو تو خودم درونی کرده بودم مثله شغل پدرم ، وضع اقتصادی، چهره ام ،که البته اونروزا به خاطر درونی کردنش خیلی باعث شدم که خیلی فرصتارو از دست بدم ،از رابطه شخصی که بگم برای توجه خواستن از طرفم باج میدادم تا بتونم توجهشو به خودم جلب کنم وقتی بود خوب بود وقتی میرفت دنیا رو سرم اوار میشد ، من نسبت به چهرم تنفر داشتم اصلا نمیتونستم تو آینه به خودم نگاه کنم هروقت نگاه میکردم فقط عیبام میکمد جلو چشام ، یعنی چیزی از اعتماد به نفس ، جذابیت هیچی تو من نبود، من وقتی اومد سمت زندگی سالمیا که عشقمو از دست دادم با ناامیدی تمام دوره هارو خریدم ولی با عرض معذرت فک میکردم پولامو میریزم تو اشغال، تا اینکه یه بار گفتم هرچی که بشه یه بار از ته دلت به خودت ارزش قائل شو حتی اگه اینجوری باشه که پولارو ریختی دور ،این فقط یه بار به خاطر خودت بکن ، اومدم دوره هارو خریدم از جذایت تا اعتدالو ، وای اگه از جدایی تا تعالی هرچی بگم کم گفتم واقعا فوق العاده بود منو که زندگیمو از دست داده بودم و دچار معده درد شده بودم از شدت درد و فشار ، فررو ریخته بودم تونستم پاشم و اعتماد به نفس پیدا کنم واقعا فوق العاده رود، با جذابیت دورنی فهمیدم چه اشتباهایی داشتم تو رابطه ام تو زندگی ، چرا اشتباهای خودمو همش رو طرف فرافکنی میکردم،الان فهمیدم نداشتن اعتماد به نفس چه بلایی سر آدم میاره، من همون دختری بودم که حوصلم نمیکشید حتی یه متن سه خطیو بخونم الان همش دنبال کتاب خودنم تا خیلی بیشتر باخودم و روان حودم اشنا بشم ، بازم میگم جدایی تا تعالی واقعا محشر بود معجزگر زندگی بود ، تو جدایی تا تعالی من تونستم خواسته هامو از طرف بخوام که هلچوقت جرات گفتنشو نداشتم ، با گوش کردن به فایلا من تونستم نقطه مقابل ضعفام رو ببینم اگه ضعفام نبودن هیچوقت نمی تونستم به آرامشی که الان از ته قلبم حس میکنم برسم،بهتر ازهمه اینا ، خدارو باور کردم ، قبل اینا وقتی خواسته ای از خدا داشتم و دعا میکردم و تو ظاهر میگفتم من به خدا ایمان دارم ولی ته ته اون دلم میگفتم ول کن بابا خدا صدای منو نمیشنوه هوامو نداره ، خدا بیکار نیس که بخواد منو بشنوه، ولی الان هر چیزیو میخوام ته ته دلم قرصه که خدا هوامو داره و براورد کننده است ، کلا یقینا ایمان دارم بهش ،خلاصه اومدن شما تو زندگیم معجزه بود خیلی عاشقتونم همیشه خدا هواتونو داشته باشه، دوستتون دارم خانم هروی⚘🥰🥰💝💝⚘⚘⚘⚘
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💋🍂🍃 12 فروردين 99
    سلام به شما یار و همراه ما. من دوره جذابیت درونی و دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم چون در رابطه ای بودم که اصلا توی اون رابطه خوشحال نبودم، میدونستم اون آقا معیار های من رو برای ازدواج نداره و حتی روابط قبلیم هم که با قصد ازدواج بود شکست خورد، با وجودی که میدونستم این آقا به درد من نمیخوره اما نمیتونستم این رابطه رو تموم کنم ولی با کار کردن روی خودم تونستم از خدا بخوام این رابطه تموم شه که انجام شد وقتی دوره ها رو کار کردم، توی کارم افزایش حقوق داشتم، کارفرمای من خیلی با من مشکل داشت، دعوامون میشد، اصلا نمیتونستیم حضور هم رو تحمل کنیم اما بعد از دوره ها در آمد های جانبی برام ایجاد شد و رابطه کارفرمام با من خیلی عالی شد و الان برای هر مناسبت و اتفاقی به من پاداش میده و این خیلی برام عالی بود، کارم برای غیر قابل تحمل بود ولی الان دیگه اینجوری نیست وقتی نظام های ارزشی خودم رو بنا کردم، طلسم هام رو پیدا کردم تونستم وارد رشته ای بشم که اصلا فکر نمیکردم مورد علاقه من باشه اشکالات و اشتباهات و طلسم و سایه هایی که از پدر و مادرم داشتم دیدم و برطرف کردم چون این طلسم ها باعث شده بود من در زمینه ازدواج به مشکل بخورم، پیشنهاداتی برای ارتباط هم داشتم ولی خودم نپذیرفتم چون احساس میکردم باید بیشتر روی خودم کار کنم رابطه من با اطرافیانم خیلی بهتر شده و همیشه از من و زیبایی من تعریف میشه، من اضافه وزن داشتم ولی هر چقدر کمتر میخوردم چاق میشدم، با چالش من جدید همزمانی داشتم و موفق شدم در عرض سه هفته، سه کیلو اضافه وزنم رو خیلی راحت کم کردم من قبلا برای تایید گرفتن و تحسین شدن از سمت دیگران خودم رو جور دیگری نشون میدادم ولی حالا برطرفش کردم من رابطه ی دیگه ای هم داشتم که منجربه شکست شد چون فکر میکردم عاشقش هستم ولی با دوره جزیره گنج متوجه شدم اصلا اینطور نبوده، با این دوباره من ارتباطم رو با خدا مجدد شروع کردم و جالب بود هدایایی زیادی دریافت میکردم که اصلا باورم نمیشد و خیلی برای من این دوره کار بردی بود دوره جدایی تا تعالی رو تهیه کردم و فهمیدم طردشدگی های من کجا بود و چرا ترک میشدم، من وقتی ترک شدم خیلی حال و روز بدی داشتم، اصلا نمیخواستم زنده باشم، ناراحتی عصبی و خشم زیاد داشتم، بیماری های سراغم اومد که به شدت لرزش دست و پا پیدا کرده بودم، با این دوره خلا هام رو فهمیدم و متوجه شدم چرا اون آقا انقدر برای من جذاب بود، من خیلی کتاب خونده بودم و سعی میکردم تکه های خودم رو جمع کنم و دوباره روی پای خودم بایستم ولی باز هم نتونسته بودم همه مطالب رو انقدر کامل متوجه بشم من همیشه منتظر بودم اون آقا برگرده و اظهار پشیمونی کنه تا من آروم بشم ولی حالا دیگه بخشیدمش و اصلا دیگه نمیخوام برگرده و نمیخوام پشیمونی شو ببینم و برای من دیگه اهمیتی نداره، اون رابطه من رو با خودم آشنا کرد و این برام مهم هست با دوره جدایی فهمیدم من همیشه آدم ها و روابطی رو انتخاب میکردم که از من پایینتر باشند تا ترک نشم و جالب بود که توی همون روابط هم ضربه میخوردم، الان خیلی آرامش دارم و با تنهایی خودم حالم خوبه. و سپلسگذار شما هستم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🍂🍃🍁💐🌸🌷 11 فروردين 99
    سلام خانم هروی نازنین. من زمانی با شما آشنا شدم که به شدت در دوران بدی بودم، در یک رابطه اشتباه ودم که اصلا قدر خودم رو نمیدونستم، با اینکه شرایط کاری، تحصیلاتی، شغلی و وضعیت مالی بسیار عالی ای داشتم ولیکن در یک رابطه خیلی غلط بودم که تمام اعتماد به نفس من رو گرفته و من وابستگی خیلی زیادی به اون آقا داشتم و کاملا خودم رو فراموش کرده بودم و غرق این آدم شده بودم و اون هم از من سو استفاده میکرد، در نهایت متوجه شدم که ایشون دروغ خیلی بزرگی به من گفتند ولی هنوز درگیر این ارتباط بودم و به شدت اضطراب من افزایش پیدا کرده به حدی که حملات پنیک به من دست میداد فایل های جذابیت درونی و از عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کرده بودم و بار گوش میدادم، در نهایت این اقتدار رو پیدا کردم که به راحتی این آدم رو بگذارم کنار و خودم رو بشناسم و تازه بتونم خودم رو دوست داشته باشم و این فایل ها دستاورد بزرگی که به من داد این بود که من قدر خودم رو بدونم و این نقطه ضعف هام رو پر کنم و از لحظات زندگیم به تنهایی لذت ببرم با کار کردن روی خودم من تغییرات و معجزات زیادی در زندگیم دیدم، من همیشه با آدم های اشتباهی آشنا میشدم که بسیار پایین تر از من بودند و انگار اون اعتماد به نفس رو نداشتم که با آدم هایی که موفق هستند و شرایط خوبی دارند آشنا بشم، کیس هایی که داشتم از درون تهی بودند و بدتر باعث میشدند که به من ضربه وارد بشه و من خواستگاران زیادی داشتم ولی هیچوقت این اقتدار رو نداشتم که بتونم انتخاب صحیحی داشته باشم و همیشه انگار از ازدواج فراری بودم چون نمیتونستم بلاخره فردی رو انتخاب کنم بعد از کار کردن دوره ها، یک خواستگار برای من اومد و منی که اصلا باورم نمیشد ازدواج سنتی داشته باشم در نهایت بخاطر اصرار های بیش از حد اون آقا و خانواده ش ما با هم آشنا شدیم و من در خواست ایشون رو پذیرفتم و عقد کردیم و کم کم بعد از 9 ماه که از عقد ما گذشته، به شدت موفقیت هایی در رابطه مون پیدا کردم و به خیلی از چیز هایی که اصلا فکرش رو هم نمیکردم رسیدم، من تونستم واقعا رابطه خوبی رو با همسرم برقرار کنم، خانواده ی به شدت محترمی داره و اون آقا و خانواده ایشون احترامی به من میگذارند که من هیچوقت در روابط قبلیم ندیده بودم چون من خودم رو شناختم، حالا که خودم، خودم رو دوست دارم و به خودم احترام میگذارم، بقیه هم همین رفتار رو با من دارند و آدمی رو پیدا کردم که هم سطح خودم و مثل خودم باشه و به شدت خوشحالم من در کارم هم موفقیت های بیشتری رو کسب کردم، در زمینه مالی هم اصلا فکرش رو نمیکردم خونه ای رو که دوست دارم در منطقه ای که دوست دارم بتونم تهیه کنم ولی خریداریش کردم و واقعا پل های زندگیم رو یکی پس از دیگری رد کردم و خیلی خیلی خوشحالم. و این خوشحالی رو ازشما دارم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💙💜💚❤💋 10 فروردين 99
    سلام خدمت شما و تیم خوبتون من زمانی با پیج زندگی سالم شدم و دوره ها رو تهیه کردم که همسرم پنجاه روز بعد از عقد مون من رو ترک کردند و رفتند و من از این بابت خیلی ناراحت بودم و واقعا حال روحی بدی داشتم من پیش خیلی از فالگیر ها و دعا نویس ها رفتم و منتظر بودم که نتیجه بگیرم، توی اون لحظات من اصلا نمیتونستم حرف های شما رو باور کنم تا اینکه بالاخره مجبور شدم دوره ها رو تهیه کنم شروع کردم به گوش دادن به دوره ها، تک تک اشتباهاتی که داشتم رو متوجه شدم و طلسم هایی که داشتم از بچگی پیدا کردم، من یاد دوران کودکیم افتادم که مادرم چطور با پدرم برخورد میکرد و وقتی به خودم نگاه کردم دیدم که من هم تمام اون کار ها رو دارم تکرار میکنم و این بزرگ ترین طلسم من برای تخریب رابطه هام بود من قبل از همسرم هم زدواج ناموفق دیگه داشتم، همیشه ناله میکردم و اون آدم رو نفرین میکردم که اومده و زندگی من رو خراب کرده ولی با گوش دادن به دوره ها اون شخص رو بخشیدم و فهمیدم که خیلی مشکلات رابطه از سمت خودم بوده، من انقدر طلسم داشتم که اونموقع اصلا ذره ای از اون احساساتی که اون آدم نسبت به من داشت نمیدیدم و قبول نداشتم ولی بعد از گوش دادن به دوره ها بعد از 6 سال متوجه شدم بعد از گوش دادن به دوره ها خیلی انتظار میکشیدم نامزدم برگرده چون ایشون تمام معیار هایی که من میخواستم رو داشتند، ولی هشت ماه گذشت و برنگشت و من یک روز تصمیم گرفتم که دیگه رها کنم، بعد از اینکه رها کردم از طریق یکی از آشنایانم شنیدم که همسرم قصد برگشت داره، در حالی که قبلا نامزدم به همین آدم گفته بود که از من ناراضی هست و از من بهش بد گفته بود ولی حالا از من تعریف کرده بود و این برای من یک دستاورد بود همسرم توی روز نامزدی مون که همون روز زن بود برگشتند و من از این بابت خیلی خوشحالم، الان دیگه بگو مگو های گذشته رو نداریم، رابطه مون که نود درصد به سمت تخریب شدن میرفت، الان خیلی اروم شده، و نامزدم واقعا من رو دوست داره و فهمیده که من هم چقدر دوستش دارم. با تشکر فراوااااان
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Karimi 8 فروردين 99
    سلام خانم هروی من فروردین 96 همزمان با به دنیا اومدن پسرم مادرم فوت کرد و در این سه سال به هیچ طریق خلا نبود مامانم برام پر نمیشد و اواخر سال 98 خیلی از نظر روحی حالم بد بود و احساس کردم اصلا انرژی ندارم و به اون نقطه صفر رسیدم. دوستم کانال شمارو معرفی کرد و وارد کانال شدم و دوره جذابیت درونی و عزت نفس رو گرفتم و دارم گوش میدم و اولین چیزی که برام داشت این بود که ارامش پیدا کردم و گفتگوی درونی بدی که داشتم بهتر شد و رابطم با خدا از بین رفته بود دوباره برگشتم سمت خدا و الان هر روز یه مقدار از ویسها رو گوش میدم و نت برداری میکنم تا در درجه اول بتونم انرژی درونیم رو افزایش بدم. مادر من توی زندگی سختیهای زیادی کشید مشکلات جسمی داشت بابام کلا اخلاق نداشت ولی ارامش. و روحیه خوب و اون جذابیتی که شما میگید داشت من با خودم میگفتم این انژی مثبت رو از کجا میاورد الان متوجه شدم ِکه به اون منبع اصلی و سرچشمه انرژی یعنی خدا وصل بود.ممنون از زحمات شما.
    پاسخ
    -1
    انصراف

    😍😍😍😍 7 فروردين 99
    سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما بانوی مهربون و دوست داشتنی و گروه عالی تون. نمیدونم دستاورد قبلی من هست تو صفحه یا پاک شده. ۲۲آپریل ۲۰۱۹ واستون فرستادم که همسرم به خواست من از پیشم رفت. تقریبا ۱۰روز بعد از ارسال این دستاورد ایشون به دعوت پدرم با من رو به رو شد و خب بعد از صحبت کردنمون برگشت. ولی دقیقا از روز سوم دوباره حرف از رفتن میزد و من فهمیدم که چه اشتباهی کردم. نگرش ایشون به زندگی با نگاه من شاید به اندازه چندین سال نوری فاصله داشت. من معتقدم بگذر،زندگی خیلی کوتاهه، خیلی سخت نگیر. ولی ایشون معتقده زندگی اوج همه چیز هست، خانواده من نهایت همه چیز هستند وتو جایگاهی در زندگی من نداری. من خیلی بهتر از تو متوجه مسائل میشم و تو خیلی احمق تر و ساده تر ازونی هستی که بتونی تو این جامعه و دنیا گلیمت رو از آب بکشی. من شدیدا از لحاظ عاطفی به ایشون وابسته بودم، و قادر نبودم بند نافم رو بکنم، کما اینکه پدری داشتم که شدیدا دیکتاتور بود،ایشون خیلی از آزادی های معمولی مثل کار ویا ورزش رو هم حتی به ما(من و خواهرم)نمیداد. دقیقا در این دو زمینه با جنگیدن های وحشتناک برای حضورم در جامعه بسیار موفق بودم، ولی لحظه ای که به برداشت محصولم میرسیدم با در بسته مواجه میشدم. من کاراته کار بودم،تمام مراحل حضور در تیم ملی رو پشت سر گذاشتم ولی نتونستم ویزا بگیرم برای شرکت تو مسابقات برون مرزی،در شرکتی که کار میکردم وقتی پورسانتم برای فقط ۱کاربه ۵میلیون تومان رسید برای اینکه پرداخت نکنن اخراجم کردن.(اینها برمیگرده به ۱۰سال پیش، زمانی که ۲.۵سال از جدایی من میگذشت و دختر من ۳ساله بود) بعد از اون داستان مهاجرت ما و رسیدن به اروپا وتمام اتفاقات ناخوشایندی که پدرم برایمان این سفر را هزاران بار دشوار تر کرد.باهر اتفاق تصمیم به خودکشی میگرفتم و به خودم قول دادم وقتی دخترم رو به جای امنی برسونم حتما خودکشی خواهم کرد. وقتی به اروپا رسیدیم تصمیم گرفتم از خانوادم جدا بشم و دیگه هرگز نبینمشون تا شاید به آرامش برسم. ولی بازهم چنین اجازه ای به من ندادند. در تمام این اتفاقات مادرم با اینکه به هیچ عنوان پدرم رو قبول نداشت با او همراه بود. وقتی یادم میومد که چطور به خاطر حمایت از مادرم مورد توهین و آسیب جسمی و روحی قرار میگرفتم بیشتر از خودم بیزار میشدم. درطول این مدت۲رابطه بسیار ناموفق، خشن و همراه با آسیب روحی شدید رو پشت سر گذاشتم در دو کشور مختلف. در هر۲رابطه شدیدا وابستگی عاطفی رو تجربه کردم و به بدترین شکل ممکن ضربه خوردم و هنوز میتونم حس کنم دردهایی رو که متحمل شدم. (در۲۴ساعت فقط ۲یا ۳ساعت میتونستم بخوابم، تمام سلول هام درد میکرد،احساس میکردم حتی موهام هم درد میکنه )،ولی جرات گریه جلوی خانوادم رو نداشتم، وگرنه توهین و سرکوب پدر و مادرم هم اضافه میشد. تصمیم گرفتم خودم رو بسازم و زندگیم رو درست کنم، دوره ای رو خریداری کردم با اون پیش رفتم تا حدودی کمکم، ولی به درمان روحم نپرداخت و مسکنی موقتی بودی(یونگ). با همسرم آشنا شدم ،در حالی که از رابطه ای که کاملا تخریب و نابودم کرده بود کمتر از ۱ماه میگذشت،ایشون با اینکه در جریان تمام اتفاقاتی که من تجربه کرده بودم بود با اصراری که امروز میتونم بگم از سر احساس بود از من خواستگاری کرد و بدون هیچ مراسمی ما زندگی مشترک رو شروع کردیم. ۱هفته پس از اومدن ایشون به خونه من فهمیدم که اصلا در یک سطح و هم هدف نیستیم. اما به دلایلی همچون حرف اطرافیان و واکنش پدر ومادرم با گریه و التماس ایشون رو نگه داشتم. تو رابطم توهین، تحقیر و آسیب های جسمی رو تجربه میکردم و باز هم اصرار میکردم بمونه . با کانال شما آشنا شده بودم و از طریق اینستاگرام پستها رو دنبال میکردم و ویسهای رایگان کانال رو گوش میکردم. بعد از۲سال و نیم تصمیم گرفتم این رابطه رو تموم کنم و از ایشون خواستم از خونه بره.فردای اون روز کل دوره ها رو خریدم. بعد از گوش کردن متوجه شدم که ایشون و هیچ یک از افرادی که من باهاشون تو رابطه بودم مقصر نبودند و این من بودم که چقدر خودم رو تخریب کرده بودم و باعث این عکس العمل ها شدم. شدیدا دچار عذاب وجدان شدم ازینکه ایشون رو از خونه بیرون کردم و همچنان به شدت احساس وابستگی عاطفی میکردم به ایشون. از طرفی دلتنگی دخترم هم برای نبودن این آقا در منزل بیشتر آزارم میداد، با پدر و مادرم به شدت خشن و تندبرخوردمیکردم و حرف میزدم.(دقیقا از زمانی که این آقا وارد رابطه با من شد رابطه پدر و مادرم با من خوب شد و به استقلالم احترام میگذاشتند ،که البته گمونم خیالشون راحت بود که حالا یک نفر دیگه بالای سرم هست. ) با همه اینها وقتی تنها بودم و ویسها رو گوش میکردم شدیدا آروم بودم. بعد از وساطت پدرم و روبه رو شدنمون کلی حرف زدیم. من آروم بودم، اما ایشون همون آدم عصبی بود.با خودم گفتم با آروم شدن من ایشون هم حتما تغییر خواهد کرد و شاید زمان بیشتری لازم باشد. فقط چند روز گذشت از برگشتن ایشون که همه اتفاقات قبلی از نو آغاز شد و هر لحظه ایشون دوباره حرف از رفتن زد و هر بار من پناه آوردم به این درس های تا دلیلش رو پیدا کنم. هر روزبحث و قهر و سکوت من و آسیب های جسمی و روحی من و معذرت خواهی ایشون. این روند ۷ماه هست که ادامه دارد. دوباره نخواستم که خونه رو ترک کنه، ولی خودشم نرفت. دوره هارو راحت میتونم بگم بیش از ۳۰بار گوش کردم. دیگه گریه نمیکنم، وابستگی عاطفی رو هم از ۱۰۰به ۸یا ۹ رسوندم. متوجه تمام گیر و گره های درونیم شدم. به پدر ومادرم نامه نوشتم و بخشیدمشون. (مادرم شدیدا معتقد است که قدرت زن در طلاق است.شدیدا پدرم را محکوم میکندکه بی استعداد است و هیچ اطلاعاتی در هیچ زمینه ای ندارد همیشه اشتباه میکنه. من ۳۴ سال دارم و این بیش از ۳۴ سال هست که همیشه باهم اختلاف نظر و عقیده و باور دارند. ولی باز هم باهم زندگی میکنند.پدرم همیشه به من میگه مثل مامانت بداخلاقی و کسی باهات نمیسازه و مادرم میگه تو مثل بابات با بقیه خوبی و با من بداخلاقی، مثل بابات هیچوقت کاردرستی انجام نمیدی. کوچکترین شکایت من یا ناراحتی من از زندگی مشترکم پیش مامانم باعث میشه بگه باید جدا بشی، درست مثل ازدواج اولم که گفت باید جدا بشی و من اینکارو کردم. ) بزرگترین دستاورد من در حال حاضر آرامشم هست. از اولین روز چالش من جدید همراهتون بودم و به خودم قول دادم این ۳ماه شاد باشم و خودم رو دوست داشته باشم. از رابطم فاصله گرفتم و دیگه نمیخوام توهین و تحقیر و آسیب رو به خودم تحمیل کنم. هنوز واکنش همسرم رو نمیدونم، چون در طول این ۱هفته با اینکه تو ۱خونه هستیم ولی حرفی نزدیم. ولی تمام تلاشش رو دورادور برای آزارم کرد،جالبه که نه مثل اوایل رابطمون داد زدم و نه سعی کردم منطقی و آروم مثل همیشه باهاش حرف بزنم. فقط رهاش کردم و گذاشتم خودش تصمیم بگیره.( کاری که از خودم بعید میدونستم ) هرروز در حال نوشتن و یادداشت کردن همه چیز هستم.از دیدن خودم تو آینه لذت میبرم. دوستانم، هکارام و همکلاسی ها و معلم ها از آرامش عجیبی که در من هست میپرسند. سر کار بهم میگن تو فرشته ای.مرتب میپرسن چه ماسک و کرمی به صورتت میزنی که اینقدر پوستت خوبه. جالب اینجاست که من اصلا اهل آرایش نیستم .من سعی کردم تو چالش ۴ماهه دستاورد داشته باشم ولی نشد.اما این چالش ۳ ماهه از روز اولش واسم دستاورد بوده. والبته چالش ۱هفته ای نگاه زیبا که من چند ماه هست که اول هفته رو باهاش شروع میکنم و به شدت لذت میبرم از تمام لحظاتم. ایمان دارم که خدایی غیر از عشق وجود ندارد و قدرت عشق اول و آخر همه چیز است. جنس خدا عشق است و من عاشقشم. خیلی دوستون دارم. مطمئنم شما حرف من رو میفهمید چون از جنس عشقید،از جنس خدایید. مهرتان پایدار مهربانوی دوست داشتنی.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    7 فروردين 99
    سلام وقت بخیر من این دوره رو پارسال تهیه کردم برای خودم و اینقدر نتایج عالی ازش دیدم که مجدد این دوره رو برای خانوادم میخرم و از خدا میخوام صدای دلنشین و ارامش بخش خانم هروی رو وسیله تحول خونوادم و جامعه قرار بده خیر بیکران و روزیه بی حساب رو از خدای بزرگ و مهربون برای شما تیم زحمتکش و علی الخصوص خانم هروی عزیز میخواهم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    👇💙💚👍 6 فروردين 99
    سلام و خسته نباشید و عرض ادب و احترام. من یکسال پیش شرایط خیلی بدی داشتم و هرروز دنبال کمک بودم دنبال کسی بودم منو راهنمایی بکنه، از کتابهاو مشاوره های مختلف استفاده میکردم و خیلی توی سایت ها و کانال ها میگشتم که بتونم کمکی پیدا کنم برای بهتر کردن زندگیم و بهبود بخشیدن به رابطه با همسرم مشکل اصلی من رابطه ی من با همسرم بود، من هفت سال پیش ازدواج کردم و واقعا روزهای سختی داشتم. ما همیشه دعوا و جنجال داشتیم و مدام باخودم میگفتم چرا اینجوری میشه؟ چرا ما نمیتونیم باهم صحبت کنیم؟ ما اصلا نمیتونستیم باهم ارتباط برقرار کنیم ولی چون هر دو قبلا طلاق رو تجربه کرده بودیم و این مارو میترسوند از دوباره جداشدن و میخواستیم این رابطه رو نگه داریم ولی نمی تونستیم بهبود ببخشیم رابطه رو و عوضش کنیم دعوا های ما انقدر شدتش زیاد بود که حتی به پلیس زنگ زدیم و پای پلیس کشیده شد مهاجرت کردیم، بچه دار شدیم اما چیزی تغییر نکرد، نمیتونستیم باهم صحبت کنیم، شاد نبودیم و رضایتی نداشتیم از رابطه و اصلا شبیه ارتباط زن و شوهر نبود و من خیلی مستاصل شده بودم و حتی توی این کشور ها دعواهایی داشتیم که باز هم کار به پلیس کشیده و به دادگاه رفتیم و هزینه ی بسیار زیادی رو پرداخت کردیم من خشمگین بودم استرس داشتم ناراحت بودم تا اینکه تمام دوره ها رو تهیه کردم و شروع کردم به گوش دادن، مدام گوش میکردم چون میخواستم واقعا تغییر کنم و مشکلاتم رو پیدا کنم و فهمیدم خیلی طلسم ها و سایه های زیادی دارم دوره جدایی تا تعالی به من خیلی کمک کرد و برای من خیلی جالب بود چون من در گذشته ازدواج ناموفقی داشتم و آسیب دیده بودم و فکر میکردم همچیز تموم شده اما دیدم زخمم هنوز هست فقط کمی روش بسته شده ولی هنوز چرک وجود داره و این دوره خیلی برای ترمیم خودم به من کمک کرد گوش دادن به دستاورد ها هم خیلی به من کمک کرد که متوجه مسائل زندگیم بشم چون من نمیتونستم مسائل زندگیم رو بپذیرم رابطه ام با همسرم خیلی خوب شده، خیلی خیلی با هم خوب شدیم، برای هم وقت میگذاریم با هم صحبت میکنیم با هم آروم هستیم و این خیلی خوبه چون هیچوقت نمیتونستیم باهم صحبت کنیم توی چالش من جدید هم شرکت کردم و شش کیلو اضافه وزنم رو که نمیتونستم کم کنم، کم کردم خیلی آروم شدم و آرامش دارم، من به خودم اصلا احترام نمیگذاشتم و متوجه شدم اصلا خودم رو نمیدیدم ولی الان خودم رو اصلاح کردم و بخودم میرسم و بخودم احترام میگذارم. ممنونم ازتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💚 5 فروردين 99
    سلام و با ذوق و شوق فراوان. بعد از جدایی، آدمی بهم پیشنهاد ازدواج داد که من نمیتونم با هیچ عدد و رقمی، بگم که چقدر دوستم داره و بهم میگه مثل یک ملکه زندگی کردن در شان تو هست و ما حالا عقد کردیم من پکیج دوره هارو تهیه کردم و تصمیمم رو گرفتم که رابطه ی ناسالمی رو که در اون به شدت احساس حقارت میکردم، تموم کنم چون جایگاهم در اون رابطه از بین رفته بود با گوش دادن به دوره های جدایی تا تعالی، عزت نفس و اعتماد به نفس و جزیره گنج به این رسیدم که باید یک فکر جدی برای حال خودم بکنم دو هفته بعد از جداییم به شکل معجزه آسایی یک آقا به من پیشنهاد ازدواج دادند و از من خواستگاری کردند و چون بیشتر معیار های من رو داشتند قبول کردم و وقتی من جواب بله رو دادم بعد از دو هفته از آلمان به ایران اومدند و تمام مراسمات ما انجام شد وما عقد کردیم و خیلی جالب بود که سیر مراسمات ما خیلی روان اتفاق افتاد، تمام خانواده ی ایشون از این وصلت به شدت خوشحال بودند بدون اینکه من رو خیلی بشناسند ولی خوشحالی تو صورت شون موج میزد انگار یک زنگ بیداری در مسیر زندگی من خورد و واقعا یک سری از در های رحمت به سوی من باز شد همسرم واقعا آقای موجهی هستند و از لحاظ اخلاقی و شان اجتماعی جایگاه خوبی دارند و من نمیتونم هیچ عدد یا رقمی بگذارم برای میزان علاقه ای که این آقا به من دارند و چقدر من رو دوست دارند. همیشه به من میگه زندگی خوب و آرامش داشتن حق تو هست و میگفت مثل یک ملکه زندگی کردن در شان تو هست و تو باید مثل یک خانم زندگی کنی حالا من مقایسه میکنم که توی رابطه قبلیم من چه جایگاهی داشتم و توی این رابطه چه جایگاهی دارم. توی اون رابطه هر چی دست و پا میزدم بیشتر فرو میرفتم و هیچ کسی منو نمیدید اون اقا وقتی متوجه شد من ازدواج کردم خیلی پریشون شد خیلی گریه کرد ضجه زد، عذرخواهی کرد التماس کرد که من برگردم و من گفتم من تصمیمم رو گرفتم و دیگه نمیخوام توی اون جهنمی باشم که هر روزم ترس ودلهره و عذاب و شک و تردید و نگرانی و تحقیر و تهدید بود خواستم بدونید که آگاهی چقدر توی مسیر زندگی آدما تاثیر میذاره و میدونم اگر اگاهی نداشته باشم حتی توی این انتخابم هم به مشکل میخورم چون میدونم بخش اعظمی از اتفاقات بدی که توی زندگیم افتاد، مسبب اول و اخرش خودم بودم و این من بودم که با ناآگاهی آدم هایی رو انتخاب کردم که بهم صدمه و لطمه زدند ولی الان حالم خوبه. ممنون از شما و همه همکارانتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🍃 3 فروردين 99
    سلام سال ۹۸ سالی پر از سختی برام بود پر از چالش و من خیلی از چالشهارو که جهان منو بالاجبار وارد چالش کرده بود رو باکمک دوره جذابیت درونی و از عزت نفس تا اعتماد به نفس تونستم با اقتدار با سر بلندی بیرون بیام و لذت و طعم پشت سر گذاشتن چالش لذتی وصف نشدنیه . با چالش ۴ ماهه تونستم شخصی رو با خصوصیاتی که میخوام به زندگیم بیارم . و شخصی که رفته بود رو فراموش کردم و در واقع با کمک فایل رها کن ،حقیقتا رها کنم و خودم رو دوست داشته باشم و اون شخص برگشت و من برای قبول کردنش دو دلم چون انقد به من اصرار میکنه که به من یه فرصت بده تا خودمو بهت ثابت کنم .ولی من الان قوی شدم💪 آدمهای زیادی اومدن و به من گفتن انقد دو خوب و دوست داشتی و اصیل هستی که دوس داریم ازت حداقل کمک بگیریم اگه قبولمون نمیکنی ولی هیچکدوم اون شخصی که من میخواستم نبودن . من با تنهاییم بیشتر از هر کسی حالم خوبه نمیدونم‌چطوری توصیفش کنم...ولی هنوز هم مساله دارم و چیزی که تو سال جدید میخوام اینه که خودی که هنوزم ازم دلخوره رو دلشو بدست بیارم و باهم یکی بشیم و بهترینهارو برای خودم رقم بزنم با یاری خداوند شادوسربلندباشیددوستون دارم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💜 3 فروردين 99
    سلام.سوده جان من پکیج کامل دوره ها رو تهیه کردم و بار ها گوش میکردم، اولین دستاوردم این بود که من حالت چسبندگی به آدمها داشتم، قدرت تموم کردن رابطه رو نداشتم و این فایل ها و آگاهی باعث شد مسیر زندگی من عوض بشه خیلی تغییر کردم و فکر نمیکردم انقدر یک سری جملات، مدار ها، سایه ها بتونه زندگی من رو تغییر بده و واقعا در زندگی من تاثیر داشت و من الان خیلی به خودم نزدیک شدم و درونم رو شناختم، من رابطه ای رو که فکر میکردم درسته ولی توش احساس خوبی نداشتم به راحتی کنار گذاشتم بعد از کار کردن روی خودم آدمی وارد زندگیم شد که اصلا باورم نمیشد، این آدم انگار من رو به طور کامل درک میکنه، من تمام تمریناتم رو سعی کردم انجام بدم و در رابطه پیاده کنم و اون آقا به خاطر من از آلمان اومد ایران، هدیه های گران بهایی برای من آورده بود و در صحبت کردنش برای من خیلی ارزش قائل میشد من خیلی خودم رو پیدا کردم و متوجه شدم چه جاهایی در روابطم اشتباه میکردم، فهمیدم چطور باید در روابطم درست رفتار کنم، چطور نه بگم من بخاطر بی احترامی هایی که از سمت دیگران دیده بودم و آدم اشتباهی که وارد زندگی من شده بود و من رو خرد کرده بود، عزت نفس و اعتماد به نفسم رو از دست داده بودم و خود حقیقیم رو گم کرده بودم ولی حالا به نقطه ی اطمینانی که میخواستم رسیدم من واقعا فکر نمیکردم یک سری فایل و یک سری صحبت انقدر بتونه زندگیم رو عوض کنه من الان دیگه اصلا احساس تنهایی نمیکنم، به کسی احساس نیاز ندارم حتی با وجودی که این آقا خیلی به من عشق میده الان حال من خیلی خوبه، به خودم میرسم، به دیگران محبت میکنم و دیگه ترس از دست دادن ندارم و احساس میکنم شهامت و جسارتی در من زنده شده من بخاطر تحقیر های اون آدم توی اون سه سال خودم رو گم کرده بودم ولی حالا با آگاهی که دارم خودم رو احیا کردم. ممنون ازشما و همکارانتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🍁🌸🌷 2 فروردين 99
    سلام خدمت خانم سوده هروی که صداش جون دوباره بمن داد من در مهر ماه پدرم رو از دست دادم ودر آذر ماه مادرم وخیلی برام سخت بود خودم مریض شدم ولی چون دختر بزرگه خانواده بودم همشون از من توقع زیاد داشتم من سالها به بیماری مهر طلبی مبتلا شده بودم وهمش دنبال رضایت بقیه افراد خانواده بودم بعد از فوت دو عزیزم خواهر وبرادرانم بامن بد رفتاری کردندمنکه خودم برام این ایام سخت بودودچار رماتیسم مفصلی شده بودم ازمن میخواستند که دائم پیش انها باشم وخودم دختر کنکوری دارم ویه دختر ۱۰ ساله که باید به اونا رسبدگی میکردم من یه روز در میون به خواهر وبرادرام سر میزدم ولی بازم اونا از من ناراحت بودن وسرویس ورسیدگی بیشتر میخواستند که من در توانم نبود چون سالها به انها ومشکلاتشون میرسیدم اونها کاملا دوست داشتند من خودمو در اختیار اونا بزارم چون تو رفت وامدم با اونها کمی فاصله گرفتم چون خودم درد داشتم مرگ عزیزانم منو به شدت بهم ریخته بودند وتوان یاری اونارو نداشتم اونا کم کم منو کنار گذاشتن ومن که بهشون وابسته بودم مثل مار زخمی به خودم میپیچیدم ولی شما وصدای شما نجات بخش من بود الان که سه ماه از فوت مادرم میگذره نشستم وبا راهنمایی شما خودمو پیدا کردم گفتم تا کی خودمو فدای دیگران کنم من دارم از بین میرم وتصمیم مهم خودمو گرفتم یه روز که به خواهرم زنگ زدم وویس دادم حالشو پرسیدم هرچی بد وبیراه بود بمن داد من جوابشو ندادم به برادرم گفتم واونهم مرا سرزنش کرد ومن تو خودم سوختم ودوباره متولد شدم من دیگه به خواهرو برادرام زنگ نزدم وگنج درون خودمو وعزت نفسمو که سالها از دست داده بودم پیدا کردم وتصمیم جدی ومحکم گرفتم که نزارم کسی بمن بی احترامی کنه حتی عزیزترین کسانم روزا صدای شمارو گوش میدادم نه یه بار بلکه ۴ بار هر کدوم رو گوش کردم وبا خودم من جدید ساختم طوری شد که خواهر وبرادرام خودشون بمن زنگ زدن ومهربانی کردن ومن فهمیدم که رو خودم کار کردم ونتیجه رو دیدم وحالا خیلی خوشحالم ورماتیسم هم خیلی بهتر شده ومن استوار تر از گذشته وارد من جدید شدم این تغیرات برام خیلی تعجب آور بود ولی من تونستم به مشکل مهر طلبی خودم که همیشه خودمو مقصر میدونستم برای همیشه پایان بدم واقعا شما فرشته هستید ومن تو دروران سخت مرگ عزبزانم با صدای شما حالم خوب شد وانگاری در کلام شما درد های من نهفته بود ومن اونارو پیدا کردم امیدوارم این انرژی که شما بما میدید خدا صد برابر به شما برگردونه 🦋🦋
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🙏 2 فروردين 99
    خداوند به ندرت آینده را آشکار میکند او فقط آینده ای راآشکار میکند که برای عوض شدن نوشته شده باشد . سفر من با یک سیلی از جانب کسی که حامی من بودن آغاز شد و بعدها فهمیدم این نشانه ای از جهان عظیم است . زبان شناختن نشانه ها رو در جزیره گنج آموختم . من مدت کوتاهی است که سفرم را پس از شکستن قفل ها زنجیر های اسارتم آغاز کرده ام و اولین شهری که به ان رسیدم جایی در عمق درونم و خانه ای به قدمت سی و دو ساله در انجا بازسازی کردم و ان خانه عجیب را در هر شهری که به ان میرسم میبینم و دراختیار دارم و بمن عزت میبخشد . راستش را بخواهید در آغاز تنها بودم همسفری نداشتم اکنون همسفرانی دارم دوستی که می گوید من جذبش کرده ام در این مسیر و گویا من جذاب شده ام . دیگر میدانم جهان جهان لیاقت هاست و وعده الهی این است همه چیز از آن شماست و احترام بخود یعنی لیاقت داشتن سفری رویایی. دستاورد اصلی من این است که سراسر جهان همدست میشوند تا من به رویایم برسم در این سفر . من جدید در سال جدید و سال های جدیدتر برای رسیدن به رویایم اشتیاق دارد سفر من آغاز شد و پایانی ندارد تا گنج واقعی.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🙏 23 اسفند 98
    سلام و عرض ادب و خسته نباشید. من دوره های جذابیت درونی ، عزت نفس و اعتماد به نفس و جزیره گنج رو گرفتم من خیلی زود عصبانی میشم، عکس العمل های بدی برای هر چیزی نشون میدادم، خیلی قهر میکردم و اوضاع روحی خوبی نداشتم ولی با کار کردن روی خودم، الان مدام از همه اطرافیانم ( خانواده، دوستام، شریک عاطفیم میشنوم که بهم میگن تو چقدر فرق کردی، انگار خیلی بزرگتر از سنت هستی) آرامشم خیلی بیشتر شده و این بزرگترین دستاوردم هست و خیلی بهش افتخار میکنم چون چندین سال در تلاش بودم و بهش نمیرسیدم الان خودم رو دوست دارم، برای خودم ارزش قائل هستم و از خودم مواظبت میکنم، احساس میکنم به ندرت پیش میاد مشکلی داشته باشم و هر چی به زندگیم نگاه میکنم میبینم توی هر جنبه از زندگیم با کار کردن روی خودم کلی دستاورد داشتم و دیگه مشکل بزرگی نمیبینم من با اینکه برای دکتری میخونم، کلی مدرک داشتم، سابقه کار داشتم ولی به یک کار با حقوق ناچیز ماهانه بسنده کرده بودم و فکر میکردم نمیتونم اون کار رو ول کنم با اینکه از فرم کارم خوشم نمیومد اونجا مونده بودم ولی الان کارم رو رها کردم و حالا برای خودم کار میکنم و با زمان کمتر در آمد بیشتر و آرامش خیلی خیلی بیشتری دارم چون اصلا محیط و شرایط کاریم رو دوست نداشتم توی رابطه عاطفیم خیلی تغییر و تحولات به وجود اومده ، رابطه من پر از مشکل بود، همش قهر و آشتی داشتیم ولی حالا دیگه به ندرت پیش میاد مشکلی داشته باشیم و اگر مشکلی هم باشه من دیگه یاد گرفتم چطور صحبت کنم، چطور عبور کنم و عکس العمل مناسب نشون بدم، من قبلا همش میخواستم رابطه رو بهم بزنم ولی الان نقاط مثبت طرفم رو میبینم و تغییر کردم و فیدبکش رو میبینم که با تغییر من، طرف مقابلم هم چقدر تغییر کرده من توی رابطه با خانواده مخصوصا با پدرم خیلی مشکل داشتم ولی با تغییر من همه ی آدم ها و شرایط اطرافم تغییر کرده و من الان خیلی خوشحال تر هستم من انگیزه نداشتم، انرژی نداشتم، حوصله هیچ کاری نداشتم ولی الان برای لحظه لحظه زندگیم ارزش قائل هستم. ممنون از زحماتتون.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🙏 22 اسفند 98
    سلام خانم هروی عزیز خسته نباشید من با شما و کانالتون از فروردین آشنا شدم تقریبا یک ساله با فایلهای صوتی و متن هاتون و تو ایستا هم استوری ها و.... دارم زندگی می کنم . پارسال با یه بحرانی با شما آشنا شدم داشتم روی خودم کار می کردم دوره هاتونو خریداری کردم همشونو . تک به تک همه رو گوش کردم و یادداشت برداری کردم خیلی حرف‌هاتون آرام بخش بوده و هست خیلی چیزها یاد گرفتم و سعی می کردم اجراش کنم هر چند خیلی وقتها از دست خودم عصبانی می شدم می گفتم چرا نمی تونی اجراش کنی وقتی آگاهیشو کسب کردی . من خیلی مضطرب و نگران بودم واز رفتار همسرم با خانم‌ها کاملا ناراضی البته اینم بگم محل کار همسرم فقط در ارتباط با خانمهاست . و نمی تونستم خودمو کنترل کنم و انتقاد می کردم و ‌تند حرف می زدم به دلیل مشکلی که پارسال با یکی از همکاراش ایجاد شده بود. همین جوری ادامه داشت تا اینکه به یه بحران خیلی شدیدتر از پارسال یه ماه پیش دچار شدم حقیقتا اول نامید شدم از همه چی ........ داشتم به جدایی فکر می کردم دوره از جدایی تا تعالی همون موقع اومد می خواستم بگیرم همسرم از ام یه فرصت دیگه خواست. نکات دوره جزیره گنج یادم افتاد خدا خیلی بهم کمک کرد خیلی خیلی زیاد .......... خانم هروی عزیز دوره از جدایی تا تعالی تون هم حتی برا من که جدا نشدم مفیده چون واقعا تولد دیگری برای زندگیمون رخ داد و تصمیم گرفتیم از نو شروع کنیم همسرم تصمیم گرفته تغییر کنه و من نیز می خوام قوی باشم و پاشم هرچند خیلی غم دارم و فراموش گذشته برام سخت ...... نمی دونم شاید به قول شما جهان خواست این دفعه سیلی محکمی یه من بزنه که دیگه رفتارهای مخرب مخصوصا تو این یک سال رو تو رابطه ام نداشته باشم ....... از شما ممنونم به خاطر آگاهی که به من دادید تاحدی هم تونستم دستاوردهای کوچولو کسب کنم ولی آن شالله بتونم برای این بحرانم ‌آسیب شدید روحیم عملی انجام بدم مخصوصا دوره جذابیت درونی رو پیاده کنم تو زندگیم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌸🌷 22 اسفند 98
    سلام خانم هروی نازنینم خیلی خیلی خوشحالم که دارم برای سومین بار براتون دستاورد میفرستم😍😍 اونقدر دستاوردام زیاد شدن که نمیدونم باید از کجا بگم!! جذب شدن ادمها به خودم رو کاملا احساس می کنم، ادمهایی که صمیمیت خاصی باهاشون ندارم میخان که کنارم باشن، ادمی که یک سال بود تا ازش سراغی نمی گرفتم، ازش خبری نبود حالا میخاد منو ببینه😍 همیشه با اینکه سعی میکردم قوی باشم اما از درون میدونستم ضعیفم، چون در هیچ کاری اراده قوی نداشتم، اما حالا اراده ام جوری قوی شده که خودمم باور نمی کنم!! من برای احساس خلا درونیم به غذا خوردن رو میاوردم و به هیچ وجه نمی تونستم خودمو کنترل کنم، به هیچ غذا و خوراکی نه نمی گفتم، اما الان به راحتی این کارو می کنم💪💪 هیچ وقت استراحت واقعی نداشتم، همیشه در تلاش و تکاپو بودم و فکر می کردم باید کار مفید کنم، حتی برای تایم استراحتم!! یا وقتی توی رختخواب بودم و مریض!!! حالا به خودم احترام قائل میشم و با خیال راحت جسمی و روحی استراحت می کنم😊 مرسی که باعث شدید اراده ام برگرده، قوی بشم، جذاب بشم ، آرامش داشته باشم. اما این تازه شروع مسیر خودشناسی منه و مطمئنم دستاوردهای خیلی زیادتری براتون خواهم فرستاد💪
    پاسخ
    -0
    انصراف
    Mons 24 اسفند 98
    واقعن ..تبریک میگم
    -0

    😇 22 اسفند 98
    سوده جان سلام باید بگم من در نقطه صفر زندگیم بودم که با شما آشنا شدم، هیچی نداشتم که باعث امیدم بشه، من از کارم اخراج شدم، رابطه ام رو از دست دادم، از خانوادم فاصله گرفتم و داشتم تنهایی عمیقی رو سپری میکردم و این در حالی بود که من همیشه به شدت از تنهایی خودم میترسیدم و فرار میکردم، حتی از کارم برای فرار از تنهایی استفاده میکردم من احساس عدم ارزشمندی و ناکامی هام رو پشت کار زیاد قایم میکردم، به همین خاطر همیشه در کار هایی وارد شده بودم که شرایط سخت و پرفشاری داشت و هر بار کارم رو عوض میکردم شرایطم بدتر میشد و حقوق خوبی هم در ازای کار زیادم دریافت نمیکردم و حتی باز هم از تمام اون شرایط بد راضی بودم و تنها دلخوشیم بود تا اینکه خدا همون رو هم از من گرفت جهان بار ها به من سیلی زد، من نمیدیدم، من موقع راه رفتن پام به پله گیر کرد و شکست و خونه نشین شدم، تصمیم گرفتم از راه دور کار کنم چون من به شدت با وقت گذروندن با خودم مشکل داشتم، من با اینکه ساعت های زیادی توی خونه کار میکردم و یک تنه به اندازه چهار نفر خروجی میدادم اما به طور ناگهانی ایمیلی دریافت کردم که به من گفتند ما به شما نیاز نداریم و نه تنها من بلکه همه شوکه شده بودند ولی حالا میفهمم واقعیت این بود که خدا میخواست بهم بگه اون کار جایگاه من نیست، من حتی توی روابطم هم وارد ارتباط با کسانی میشدم که خیلی پایینتر از لیاقت من بودند و خدا تمام اینهارو از من گرفت ، (کار ، رابطه، دوست، خانواده، ... ) تا من یک جایی با خودم مواجه شم و انقدر به دیگران چنگ نزنم با وجود سابقه کار خوبی که داشتم، حتی لوح تقدیر از یک شرکت معتبر خارجی داشتم ولی باز هم رزومه های من به جایی نمیرسید و هیچ کاری برای من پیدا نمیشد اوضاع روابط من هم خیلی بد بود، خودم رو در حد روابط سطحی و کم عمق پایین میاوردم که از تنهایی فرار کنم ولی باز هم همون روابط رو از دست میدادم و از پیدا کردن آدم مناسب برای خودم نا امید بودم تصمیم گرفتم از زمانم برای شنا استفاده کنم اما ریه هام شروع کرد به چرک کردن و دکتر شنا رو برای من قدغن کرد و من از هر دری میخواستم وارد شم راه بسته میشد من همیشه بند نافم رو به جای اشتباهی توی زندگیم وصل میکردم تا اینکه رسیدم به جایی که از تقلا کردن خسته شدم و من تسلیم شدم و هیچکاری برای خودم نمیکردم، حتی غذا نمیخوردم، پایین و پایینتر میرفتم تا حدی که قدرت نداشتم یک لیوان آب برای خودم بیارم خیلی اتفاقی با کانال شما آشنا شدم، ویس هارو گوش میدادم و برای من مثل کورسوی امیدی توی تاریکی هام بود، ویس ها مثل آب روانی خاک خشکیده ی من رو نمناک کرد، تنها کاری که میکردم گوش دادن به فایل ها و دستاورد ها بود و اولین دستاورد من و ارزشمند ترین دستاوردم این بود که من به طرز عجیب و باورکردنی با تنهایی خودم بد نبود و حتی دیگه دوستش داشتم و شروع کردم به رسیدگی کردن به خودم پکیج کل دوره ها رو تهیه کردم و کار کردن روی خودم رو شروع کردم چون من توی هیچ وجهی از زندگیم موفق نبودم و فهمیده بودم جایی در درونم ایراد داره دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس برای من شوکه کننده بود، من تا ساعت ها باهاش گریه میکرد و باورم نمیشد انقدر زندگیم رو اشتباه فهمیدم، زندگی من در سایه ها ، طلسم ها ، کامپلکس هام غرق شده بود و شخصیت من بر اساس تمام کامپلکس هایی بود که از کودکی از مادر و خواهرم گرفته بودم. پر از عقده های منفی بودم من شخصیتی ساخته بودم که از نظر همه خوب بود ولی خودم میدونستم که من خوشحال نیستم، فهمیدن اینکه من چه کارهایی با زندگیم کردم دردناک ترین و در عین حال شیرین تر نقطه زندگی من بود چون وضعیتی رو که من به عنوان تقدیر پذیرفته بودم و فکر میکردم که فقط میتونم از دور نظاره گر باشم حالا کنترلش توی دستهای خودم بود و بابتش خیلی خوشحال بودم وارد چالش چهارماهه شدم و دیدم من حامی هر کسی و هر چیزی بودم جز خودم و کاری کردن برای خودم هیچوقت توی برنامه هام نبود؛ پس نمیتونستم از دیگران هم حمایت و توجهی ببینم من بزرگترین طلسم زندگیم رو پیدا کردم و فهمیدم چرا با وجود تلاش زیادم توی زمینه های مختلف الگوی ناموفق بودن و به هدف نرسیدن برای من تکرار میشد و با کار کردن روی طلسم هام دیدم چقدر موقعیت هام رو از دست داده بود طلسم ازدواجم رو دیدم و فهمیدم چرا هیچوقت فرد مناسبم وارد زندگیم نمیشد که رابطه به ازدواج نزدیک شه یا اگر فرد مناسبی میومد به محض اینکه به ازدواج نزدیک میشد همه چیز ناگهانی و بی دلیل از هم میپاشید من دیدم تمام ناکامی هام رو خودم به سر خودم آوردم نه هیچکس دیگه ای و من با وصل کردن بندنافم به جای درست تونستم سایه هام رو ببینم و این بالاترین و ارزشمند ترین هدیه برای من بود. ممنون از زحماتتون
    پاسخ
    -0
    انصراف
    مینا 24 اسفند 98
    چقدر دستاوردتون دلگرم کننده و دلنشین و خوشایند بود برام،واقعا برای گام برداشتن امیدوارم کرد،پیروز باشین💙
    -0

    😊 21 اسفند 98
    سلام خانم هروی نازنین. من فکر میکردم دوره ی جدایی به درد من نمیخوره ولی من با دوره از جدایی تا تعالی اتفاق عجیبی رو تجربه کردم من همه دوره ها رو تهیه کرده بودم و فکر میکردم دوره ی جدایی به درد من نمیخوره ولی چون مطالب شما برای من خیلی خوب بودند، این دوره رو هم تهیه کردم و گفتم شاید چیزی داشته باشه که برای من جالب باشه، جالب این بود که چیزی که من توی این دوره پیدا کردم خیلی خیلی مهمتر از اون مساله ای بود که تصور میکردم واقعا با شنیدن فایل ها من متحول شدم، سالها بود هیچ مساله ای اینطوری نتونسته بود روی من تاثیر بگذاره، من یک بُعد دیگه ای از خودم رو شناختم من با مرور کودکیم مشکلی رو که الان توی خیلی از روابطم دارم، ریشه یابی کردم. واقعا فکر نمیکردم که من همچین آدمی بودم و این اشتباهات رو توی برخورد با اطرافیانم داشتم. ممنون اززحماتتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🙏 21 اسفند 98
    سلام عزیز دلم خانم هروی نازنین. من نوروز 98 پکیج کلی رو تهیه کردم و وارد گروه بچه های زندگی سالم شدم قصد خودکشی داشتم، فکر میکردم دنیا به آخر رسیده . کنار مشکلات روحی و روانی زیادی که خودم داشتم در یک رابطه ای سمی هم بودم دو سال اون آقا من رو چندین بار کتک زد، تمسخر میکرد، میگفت تو جوری که من میخوام باید باشی، روزی که این آقا میخواست من رو ترک کنه گریه کردم، به پاش افتادم و میگفتم توروخدا بیا با من ازدواج کن ولی قبول نکرد و گفت اصلا من تورو نمیخوام برو گمشو و جدا شدیم من از تمرین رها کردن استفاده کردم و به طرز باور نکردنی توی 5 روز من 10 تا خواستگار داشتم!شاید هر کس بشنوه مسخره کنه خودمم باورم نمیشد با مادرم صحبت کرده بودند، به خودم گفته بودند، کسی اومده بودم خواستگاریم که اصلا باورم نمیشد، یکی از این خواستگارهام بخاطر اینکه روز آشنایی با من و حسی که از من گرفته بود روی اسبش اسم من رو گذاشته بود و میخواست اون رو به نام من بزنه ، چیزی که من دیدم اتفاق افتادنِ قانون رهایی بود. وقتی چیزی به درد ما نمیخوره باید رهاش کنیم و بهش نچسبیم چون باید این چسبیدن عمرمون میره، عزت نفس مون میره، بدن و روان ما از بین میره من این آقا رو رها کردم و حالا انقدر پیشنهاد دارم که انگار اندازه اون سه سالی که باهاش بودم و هیچکس من رو نمیدید حالا همه دارند من رو میبینند من دارم میبینم که زندگیم داره تغییر میکنه و خوشحالم. خوشحالیمو ازشما دارم و ممنونتونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    & 21 اسفند 98
    سلام مهربان بانو سوده عزیز. من بعد از هفت سال زندگی مشترک با مردی که عاشقش بودم، اون از ایران رفت و قرار بود وقتی کار پیدا کرد من رو هم ببره اونجا باهم زندگی کنیم اما وقتی اونجا کار پیدا کرد، یک روز گفت من دیگه نمیخوام که تو بیای و ترجیح میدم که مجرد باشم و احساس میکنم اینجوری راحتم و آرامش دارم و من اصلا برای متاهل بودن ساخته نشدم، نمیخوام دیگه بیای و به زندگی با تو ادامه بدم، باید جدا بشیم من داغون شدم، تا یک مدت همش بهش التماس میکردم، تقلا میکردم ولی رفتارش با من بدتر و بدتر میشد و من فهمیدم به ته خط رسیدم (نقطه 0)، یک روز بهم گفت تو اگه یه ذره برای خودت ارزش قائل بودی،این همه گفتم نمیخوامت، دست برمیداشتی و میرفتی، اونجا به خودم اومدم و تکون خوردم، خیلی خرد شدم،آرزوی مرگ میکردم و به شدت احساس قربانی بودن داشتم من قبلا مباحث روانشناسی رو مسخره میکردم و هیچ اعتقادی نداشتم ولی با دوره های شما به عنوان آخرین دستاویز پناه آوردم با دوره جذابیت درونی شروع کردم، کم کم امید به زندگی به من برگشت و بجایی رسید که من خداوند رو بخاطر فرصت زیبای زندگی که بهم داد، شکر میکردم خیلی سعی میکردم نکات رو رعایت کنم و هرروز صبح مرور میکردم، باشگاه رفتنم رو ترک کرده بودم دوباره شروع کردم ولی این بار با یک اقتدار درونی و نگرش جدید میرفتم. متوجه تغییر مدار خودم شده بودم تا اینکه یک روز وقتی از باشگاه بیرون اومدم در کمال ناباوری، دیدم همسرم باهام تماس گرفته بوده، اصلا مدت ها بود که با من تماس نمیگرفت و برای من خیلی عجیب بود و من اونجا برای اولین بار به حرف شما رسیدم وقتی همسرم رفت، پدرشوهر و مادر شوهرم تصمیم گرفته بودند خونه رو از من بگیرند و من به شدت نگران بودم، قبل از اینکه بیام پیشم، من تمرینی که گفتید انجام دادم و وقتی اومدند هیچ حرفی از خونه نزدند و بدون گفتن چیزی رفتند و من کاملا احساس کردم که دعاهای من باعث این اتفاق شد با دوره جزیره گنج ارتباط با خداوند رو به طرز شگفت انگیزی تجربه کردم و حال درونم کاملا دگرگون شد و حضور خدا رو در زندگیم احساس کردم و این بزرگترین دستاورد من بود دارم روی دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس کار میکنم و فهمیدم مشکل اصلی من در زندگی زناشویی، عدم عزت نفس من بود که ضربه های وحشتناکی رو به من زد، من همه جور باج عاطفی به همسرم داده بودم، حالا دارم بنای عزت نفسم رو از نو بنا میکنم و اتفاقی که بعد از کار کردن روی خودم افتاده اینه که همسرم تماس هاش رو با من بیشتر کرده، ساعت ها با من درد و دل میکنه و من دارم احساس میکنم نسبت به من علاقه ش بیشتر شده، احساس پشیمونی رو توی رفتارش میبینم و احساس دلتنگیش رو نسبت به خودم حس میکنم یکی از عالی ترین دستاورد های من فهمیدن این حقیقت بزرگ بود که پشت هر اتفاقی توی زندگی معنایی نفهته ست که وقتی این معنا رو پیدا میکنی رنگ زندگی میتونه عوض بشه و فهم این مساله باعث رهایی از هر درد و رنج و افسردگی میشه من تونستم تمام کسانی رو که آزارم دادند از ته دل ببخشم و دعای خیر کنم تغییراتم رو علاوه بر خودم، اطرافیانم حس کردند و مادرم میگه خیلی آروم شدی و خیلی تغییر کردی اخیرا پیشنهادات خیلی زیادی از سمت آقایون بهم میشه، خیلی ها دلشون میخواد با من باشند و به من نزدیک بشن، مدام از من تعریف میکنند، اونقدر پیشنهاداتم زیاد شده که توی دوران مجردی انقدر پیشنهاد نداشتم ولی من دارم روی درونم کار میکنم تا اگر خدا خواست و دوباره با همسرم زندگی کردم، یک منِ جدیدِ خودساخته این زندگی رو بسازه با جزیره گنج هشیار شدم و خیلی جاها پاسخ ها و نشانه هارو دریافت میکنم من همیشه یک خشم درونی و نا آرامی داشتم، رفتارم با خانوادم خیلی تند بود، به شدت منفی گرا بودم اما حالا خیلی آروم هستم و روی خودم مسلط شدم، نگاه و بینش من کاملا تغییر کرده، حالا میفهمم همسر منم که خشن بود دقیقا بازتاب درون خودم بود حالا میدونم میتونم به امید خدا یک من جدید و زندگی جدید بسازم. همیشه دعاگوتون هستم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🙏 21 اسفند 98
    سلتم سوده خانوم. بعد از جدایی امروز رو نمیتونستم تصور کنم من دختر به شدت عصبی ای بودم و با همه درگیر میشدم و انگار به آدم ها گیر میکردم و روابطم طولانی میشد و هیچ سرانجامی نداشت و خیلی شکست های پشت سر هم و فوق العاده فجیعی رو تجربه میکردم که حالم رو بدتر میکرد تا جایی که به نقطه صفر رسیدم رابطه ای که واقعا جدی بود رو از دست داده بودم، خانواده هامون در جریان بودند ولی اون یهو رفت بدون هیچ دلیلی بعد از جدایی انگار با خودم لج کرده بودم و افتاده بودم توی مهمونی ها و جاهایی که نباید میرفتم یک تصادف شدید کردم در حدی که کلا ماشینم رو از دست دادم و هر کس ماشین رو میدید میگفت یک معجزه ست که زنده موندی خیلی اتفاقی با پیج زندگی سالم آشنا شدم و یک شب بخودم گفتم بسه باید تغییر کنم همه ی دوره ها رو تهیه کردم و شروع کردم انجام دادم و کم کم اتفاقاتی افتاد حرف ها و تمرین ها باعث شد من کم کم نگاهم تغییر کنه و دیگه غمگین نباشم و الان میفهمم که چقدر طلسم هام خیلی جاها گیرم انداخته بودند الان خودم رو خیلی دوست دارم . من قبلا با اینکه از نظر همه چهره خیلی خوبی داشتم، ظاهر خوبی داشتم ولی حس میکردم من اصلا خوب نیستم اصلا ارزشی ندارم و همه چیز رو ظاهری میدیدم و میگفتم اگر من خیلی خوبم، اگر خیلی خوشگلم چرا آدمها من رو ترک میکنند؟ و الان متوجه شدم که دلیل ترک شدن ها در درون خودم بوده الان من خودم و دنیای اطرافم رو پذیرفتم و به آرامش و حال خوب رسیدم، مسئول بودن رو یاد گرفتم رابطم با خانوادم خیلی بهتر شد، من بخاطر گذشتم رابطم با خانوادم خوب نبود ولی الان همه ی اونها با من همراهند راحت میتونم حرفام رو بزنم و نه بگم، ترس هام کمتر شده من عکاسی میخوندم و عکاسی میکردم ولی هیچوقت جرات نداشتم کار کنم چون همیشه خودم رو کم میدونستم و فکر میکردم من خیلی عالی نیستم و همین جلوی من رو گرفته بود ولی الان شروع کردم کار رو و مشتری هام راضی هستند خودم رو بخشیدم، همه کسانی که به من بدی کردند بخشیدم، اون آقا هم برگشت بعد از یکسال و گفت خیلی عوض شدی و من رسیدم به حرف شما، ازش تشکر کردم و گفتم مرسی که رفتی و نمیخوام که الان باشم و فهمیدم اون رابطه سمی بوده من ورزش رو شروع کردم، تمرکزم رو روی درس و کارم گذاشتم که بتونم به خواسته هام برسم توی رابطه ای که الان هستم یاد گرفتم رابطه ی من آینه منه و طرف مقابلم درونیات من رو چه خوب چه بد بهم نشون میده و برام خیلی جالبه که ما میتونیم چیزهایی که درونمون داریم توی آدمها ببینیم. سپاس از زحماتتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    M 20 اسفند 98
    سلام خانم عروس عزیز انشااله که همیشه عالی و چراغ راه هم نوعانمان بمانید . حدود دو سال است که با شما آشنا هستم و ۹ماه پیش دوره ها را خریداری کردم و تقریبا دو ماه پیش دستاوردی ارسال کر دم که تا کنون دیده نشده مهم‌ترین کمکی که دوره ها و شما به من کردید این بوده که من مطمئن شدم که راه را درست می‌روم و دلیل پیشرفت و موفقیت و آرامن همان فکر و عمل سالم من بوده و وصل شدن به شما باعث شد به درجه آگاهی خودم پی ببرم بسیار ممنونم و از صمیم قلبم برای شما آرزوی موفقیت روز افزون دارم دوست شما مژگان بیگ محمدزاده
    پاسخ
    -0
    انصراف

    F 20 اسفند 98
    سلام خوبید خسته نباشید من تمام دوره هاتونو بمرورخریدم و سعی کردم طبق گفته هاتون انجام بدم اولین دستاوردم اینه که من خودمو قبول نداشتم و اصلا اعتمادبنفس نداشتم و فهمیدم چقدرخودمو پایین میدیدم پس با هدیه دادن بخودم وخریدن این فایلا اولین قدمو برداشتم بعدبانوشتن فهمیدم چقدرسایه و قفل دارم الان باوجودیکه یواشکی این برنامه هارو گرفتم ولی خوشحالم چون باعث تغییرات در من شد وازهمه مهمتر اینه که دیگه نمیترسم از هرچی که بخاد پیش بیاد واقعا ازتون ممنونم خانم هروی وخوشحالم تونستم با شما اشنابشم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    D 20 اسفند 98
    خانم هروی سلام من دکتر شدم، ولی نه در رابطه هام و نه درکارم موفق نبودم ، من کل دوران بچگیم ازش کتک میخوردم . حس غمناک طردشدگی با بزرگتر شدنم برام بزرگتر شد. تنها پناهگاه امن من این بود که برم توی اتاقم و فقط درس بخونم، من دکتر شدم، همجا عنوان (دکتر) رو با خودم میبردم، با اینکه همه دکتر صدام میکردند و چیزی بود که از بچگیم میخواستم ولی اصلا با این عنوان خوشحال نبودم، بهم غرور میداد ولی شادی نمیداد . احساس میکردم چیز خیلی بزرگی ته وجودم کم هست و در نتیجه تمام اطرافیانم توی رفتارشون با من این کمبود رو نشونم میدادند، همیشه میگفتم من که خیلی آرومم، مهربونم، به همه خوبی میکنم، چرا همه من رو راحت میگذارند کنار؟ چرا هیچکس من رو نمیبینه؟ با وجود ظاهر خوبم توی روابطم پشت هم ترک میشدم، طرد میشدم، خیانت میدیدم خارج از کشور که اومدم با یک آقای دیگه ای آشنا شدم که من رو ترک نکرد ولی شروع کرد به تحقیر مداوم من. بهم میگفت تو ظاهر و اندامت اصلا خوب و کامل نیست، در صورتی که خودشم اندام خوبی نداشت. میگفت تو درس خوندی؟ تو که مدرکت هم برای اینجا نیست، تو اینجا هیچی نیستی . این حرفهارو من هرروز هرروز شنیدم، من هفت سال شب و روز درس خونده بودم، شاگرد ممتاز بودم توی دانشگاه، اینهارو میدونستم ولی باز هم اینارو گذاشتم کنار و حرف های اون آقا رو باور کردم، حرفهاش رو درونی کردم که من واقعا هیچی نیستم، بی عرضه ام، دانش ندارم،مهارت ندارم، زشتم، من هیچی نیستم. میگفتم اگر واقعیت نداشتم الان این آقا حتی توی یک کشور دیگه هم، اینارو بهم نمیگفت، افتادم ته دره و سقوط کردم به ته افسردگی، ته تاریکی، کارم شده بود فقط گریه، توی محل کارم هم رفتار دیگران انگار بهم میگفت: تو مثلا دکتری؟ تو اصلا به درد دکتری نمیخوری! حتی این رو میشنیدم که تو هفت سال عمرت رو هدر دادی، تو اصلا به درد این کار نمیخوری... من همه چیزم رو باختم ، سراغ روانپزشک و دارو رفتم ، با شما آشنا شدم، دوره ها رو تهیه کردم، جذابیت درونی رو چند بار گوش کردم، نوشتم، نوشته هام رو خوندم، عزت نفس تا اعتماد به نفس برای من غوغا کردم و من تک تک جملات رو احتیاج داشتم بشنوم و توی این 30 سال همه ی اینهارو از دست داده بودم، با جزیره گنج چقدر گریه کردم . الان میفهمم که چقدر آرامش دارم، دارم میبینم که چقدر رفتار بقیه با من تغییر کرده. سرکارم همه میگن که تو کیفیت کارت تغییر کرده، چقدر توی کارت پیشرفت کردی. من تنها کاری که کردم این بود که من خودم رو باور کردم، من خودم رو پیدا کردم، من خودم رو گم کرده بودم، مدیرم آدمی بود که من همیشه از رفتار های تحقیر آمیزش اذیت شده بودم رنج دیده بودم، الان انقدر با من با احترام رفتار میکنه که من شدم یکی از بهترین و کاربردی ترین پرسنل اونجا، من همیشه آرزو داشتم دوستان خوبی داشته باشم . هیچوقت دوستانی نداشتم که دلشون بخواد با من وقت بگذرونند . الان آدمهایی من رو توی لیست دوستان نزدیکشون گذاشتند که باورم نمیشه. من آرزوم بود که از دوستان نزدیک اینا باشم و الان باورم نمیشه. الان بهر چیزی که فکر میکنم یا دلم میخواد برام پیش میاد. همیشه دوست داشتم برای یک ورزشی آموزش ببینم. کسی پیدا شد که گفت من بهت آموزش خصوصی میدم بدون هزینه و فقط از روی محبت. اینها برای من عین معجزه میمونند، دنیا واقعا جای امنی هست، من خیلی خوشحالم که این راه رو شروع کردم، روزی هزار بار خداروشاکرم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    تکتم 20 اسفند 98
    خانم هروی روزتون بخیر، براتون طلب خیر میکنم، چرا که عشق و آگاهی هدیه ارزشمندیه که شما به همه دوستان میدین.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    % 19 اسفند 98
    با سلام و آرزوی موفقیت برای شما. من سختی های زیادی در زندگیم کشیدم و محدودیت های زیادی در خانواده داشتم، مادرم هم بیمار شدند و من باید ازشون مراقبت میکردم، همه منو به چشم وسیله ای میدیدند که من باید ازشون حمایت کنم و جوونی نکردم، با آقایی ارتباط داشتم که خیلی توی اون رابطه اذیت شدم و افسردگی شدید گرفتم ولی باز موندم. ایشون بخاطر وضعیت مالی خیلی خوبی که داشتند سر من منت میگذاشتند، فهمیدم با خانم های دیگه ارتباط دارند ، داشتم نابود میشدم و به هیچکس نمیگفتم و باز ادامه میدادم . من بخاطر حمایت گری ناچیزی که داشت همیشه میخواستم باشه، من همیشه توی سرزنش خودم زندگی میکردم و با خودم درگیری داشتم و توی تنهایی هام گریه میکردم و تنها بودنم پر از غم و غصه بود، بعد از مدتی مادرم هم فوت کردند و من خیلی بهشون وابسته بودم و حس کردم دارم نابود میشم، بیخوابی داشتم، سوتغذیه گرفتم و اون آقا هم شروع کردند به اذیت کردن من و دقیقا ایشون زمانی من رو ترک کردند که میدونستند از همه طرف فشار روی من هست، من شروع کردم به تهیه دوره ها، جذابیت درونی رو گرفتم بعد عزت نفس تا اعتماد به نفس و بعد جزیره گنج. مدام مینوشتم و تمرین میکردم ، من طوری عوض شدم که دیگه در برابر بدترین اتفاقات هم آرامشم رو از دست نمیدم و میتونم بهترین تصمیمات رو بگیرم. منی که از تنهاییم بدم می اومد الان تنهاییم رو خیلی دوست دارم و با خودم ارتباط برقرار کردم و دیگه دنبال وابستگی نیستم، من پرخاشگری هایی داشتم که الان ارتباطم با خانوادم خیلی خوب شده، همه ی اطرافیانم با من مشورت میکنند و همه از من انرژی میگیرند و مدام آدم ها از من تعریف میکنند و دور من جمع میشن، هرکس منو میبینه الان دیگه همه شون بهم پیشنهاد ازدواج میدن همون اول رابطه که خیلی برای من تعجب بر انگیزه و منم که قبول نمیکنم، من واقعا دیگه تحت سلطه ی آدما نیستم و شخصیت خودم رو دارم و فهمیدم خودم رو دوست داشتن یعنی چی و بخودم میرسم. الان آرایشم خیلی کمتر از قبل شده ولی همه بهم میگن چقدر تو خوشگل شدی، چه تغییری کردی و بعضیا حتی فکر میکنند من عمل زیبایی انجام دادم، خواهرای من که از من بزرگتر هستند سعی میکنند من الگوشون باشم و الان من از درون درمان شدم و دیگه واقعا پرخاشگری در من نیست، و خیلی ها به دنبال تقلید کردن از من هستند. منی که بعد از فوت مادرم و جداییم افسردگی شدید داشتم الان از ته قلبم خداروشکر میکنم و خیلی بزرگ شدم انقدر با خودم دوست شدم و با خودم مهربون شدم که دیگه خودم رو سرزنش نمیکنم، اون آقا یک بار هم برگشتند، من آدمی بودم که خیلی سراغ فالگیر هم میرفتم ولی الان کنار گذاشتم، من افکار منفی داشتم و تمام اتفاقات منفی من به زندگیم عینیت در می اومد الان اتفاقات قشنگ رو میسازم و من دود و خیلی چیز هارو هم کنار گذاشتم.  ممنون از شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌹🌹🌹 19 اسفند 98
    خانم هروی سلام من اعتماد بنفسِ مدیریت رابطه ام رو بدست آوردم،طوریکه طرف مقابلم مدام داره منو تحسین میکنه؛ من کلِ ابعاد زندگیم رو تغییر دادم، من دوره های جذابیت درونی ، عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج رو تهیه کردم و شروع کردم روی خودم کار کردن. واقعا من خیلی تغییر کردم و تفاوت های خیلی زیادی رو دیدم توی خودم، الان خودم رو خیلی بیشتر دوست دارم نسبت به سابق ، قبلا من به خودم اهمیت میدادم ولی درونی خودم رو دوست نداشتم و اعتماد به نفس کاذب داشتم و حقیقی نبود و از خودم راضی نبودم، از وقتی با کانال آشنا شدم شروع کردم رو خودم کار کردن، من توی رابطه خیلی تغییر کردم و خیلی بهتر میتونم رابطه رو کنترل کنم در صورتی که قبلا هیچ کنترلی نداشتم . من روابطم خیلی سریع به مشکل میخورد، اولش خیلی جذاب بودم ولی طرف رو خسته میکردم و آروم و آروم نسبت بهم بی توجه میشد و انقدر رابطه سرد میشد که خودم تموم میکردم و واقعا هم تموم میشد و این طرز فکر اشتباه رو داشتم که اگر وارد رابطه جدیدی بشم مشکل حل میشه، الان در رابطه ای که هستم خیلی بهتر از قبل شدم و باورم نمیشه من همونم که قبلا بودم و خیلی خوب میتونم رابطه رو مدیریت کنم، اونقدر زیاد که طرف مقابلم همش داره منو تحسین میکنه و خدارو شکر از رابطه م خیلی راضی هستم، در ارتباطم با آدمها خیلی تغییر کردم. دوست ده ساله ی من الان بعد از ده سال بهم میگه خیلی تغییر کردی، خیلی دوستت دارم و دوست داشتنی تر شدی، انگار اون آدم سابق نیستی و این خیلی برای من جالب بود دوستی که منو هیچوقت قبول نداشت منو به عنوان الگو انتخاب کرده و این برای من خیلی لذت بخش هست، من با چالش منِ جدید تصمیم گرفته بودم به سلامت خودم توجه بیشتری کنم. دستاورد خیلی بزرگی که داشتم این بود که من روزی یک پاکت سیگار میکشیدم و هیچوقت فکر نمیکردم بتونم ترکش بکنم و الان موفق شدم سیگار رو ترک کنم کامل و دیگه به هیچ عنوان رغبتی برای کشیدن سیگار ندارم و خدارو شکر میکنم چنین قدم بزرگی برای خودم برداشتم، تصمیم بزرگی که برای خودم گرفتم این بود که من کاری که دوست نداشتم و اون محیط دیگه برای من مناسب نبود رو ترک کردم با اینکه کار جایگزینی نداشتم و در آمدی نداشتم اما حالا کاری پیدا کردم که خیلی راضی تر هستم و از تصمیم و قدم بزرگی که برای خودم برداشتم خیلی خوشحالم .من سفری رو که توش قدم برداشتم حاضر نیستم به راحتی ازش برگردم، اولین باره فی البداهه و با اعتماد به نفس میتونم برای شما صحبت بکنم و اینم خودش برای من یه دستاورد خیلی خوب بود که بابتش از شما ممنونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    18 اسفند 98
    من با ارزش هایی که اطرافیانم به من تحمیل میکردند و طلسم های روانی زیادی زندگی میکردم. بعد از جداییم به نقطه صفر رسیده بودم که با شما آشنا شدم. با دوره جذابیت درونی خواستگاری رو که هیچوقت نداشتم به زندگیم اومد.با دوره عزت نفس خیلی از سایه ها و طلسم هام رو پیدا کردم و به کمک یکی از دستاورد ها متوجه طلسم ازدواجم شدم. جزیره گنج رو تهیه کردم و خیلی به من کمک کرد.ارشدم رو شروع کنم و توی رشته ای که خیلی دوستش دارم ادامه تحصیل بدم. هر چی جلوتر میرم چراغ سبز های زندگیم بیشتر به روی من روشن میشن.دستاورد خیلی خیلی جالبی که داشتم و فکرش رو هم نمیکردم این بود که به طرز عجیبی آقایی که من رو ترک کرده بودند، برگشتند و به من میگن که من حاضرم هر کاری بکنم که تو رو داشته باشم، من دختر های زیادی رو دیدم اما آدم یکبار اون گنج و طلا رو پیدا میکنه، من حاضر نیستم به هیچ قیمتی تو رو رها کنم و حاضرم هر کاری کنم برای داشتنت.اینا حرفایی بودند که ایشون به من میگفتند. دستاورد بعدیم این هست که شغل خیلی خیلی خوبی رو پیدا کردم و جالب اینکه انقدر صاحب کار من از من راضی هست، کلماتی رو به من میگن که تا الان نشنیده بودم، بهم میگن تا الان تو کجا بودی؟ چرا انقدر تو خوب هستی ... مشتری هایی که به اینجا میان مدام از من تعریف میکنند جلوی چشم صاحب کارم و مهمتر اینکه این شغل رو من دوستش دارم ، من شغل های قبلیم رو دوست نداشتم ولی انقدر این شغل رو دوست دارم و ارتباط خوبی باهاش برقرار میکنم که باورم نمیشه و ارتباطم با خداوند بسیار بسیار خوب شده و از بابت تمام اتفاقای خوبی که داره توی زندگیم میوفته خیلی خوشحالم و از شما ممنونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💜Saniii💜 14 اسفند 98
    سلام به خوش قلب ترین بانو دنیا🌹🙏،من خیلی وقته عضو کانال و اینستام وشمارو دنبال میکنم اون روزا تو یه رابطه ای بودم که هربار با گوش دادن ویساتون میگفتم من با ادم اشتباهی هستم وتو ناسالم ترین رابطه ام با وجود اگاهیم نمیتونستم اون رابطه اشتباه و رها کنم ومدام تکرار میکردم من بزرگترین اشتباه وخودم مقصرشدم من تو اون رابطه از تمامم گذشتم روحم جسمم خانوادم وهمیشه یه سوال تو ذهنم بود؟!تو تو نبوداین اقا حالت بده ولی کنارشم حالت بده داری چیکارمیکنی دختر!!!؟؟؟؟ دست خودمو گرفتم و گفتم از رابطه ای که بخاطره صادقانه ترین حس دنیا داره مدام تحقیرت میکنه برو بیرون ومن اون لحظه به نقطه صفر رسیدم کارم عشقم هرچند اشتباه وحتی خانوادم و از دست دادم ،میخوام بهتون بگم یه چیزی از درون مدام بهم میگفت دوره جذابیت درونیتون وباید تهیه کنم اولین دستاورده من دوره های شمابود😭😭😭😍😍خدا به واسطه یه نفری که اصلا فکرشو نمیکردم تمام دوره هارو بهم هدیه داد من میدونم تمام این روزا میگذره و من قوی تراز قبل بلند میشم بایه زندگی سالم شاید الان تو شرایط خوبی نباشم ولی امیددارم که خدا همیشه حامی وپشتیبان منه ازتون یه دنیا ممنونم من نمیتونم احساسم وبهتون منتقل بدم ولی ویس منو لطفا گوش بدین شاید ذره ای از حال منو ازون ویس گرفتین 🙏🙏خداهست برای خواسته هات تلاش کن کامل ترینش وبهت هدیه میده فقط کافیه بخوای من با بندبند وجودم میخوام که تغییرکنم...
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💜Saniii💜 14 اسفند 98
    خانم هروی عزیزم سلام شبتون پراز نگاه خدا،من اولین دستاوردم دوره های شما بود که از کسی هدیه گرفتم که اصلافکرشم نمیکردم درست میگفتین جهان اماده اینکه که خواسته هامون و محقق کنه😍من همه دوره هاتون و بارها وبارها گوش دادم نت برداری کردم وسعی کردم تمرینارو انجام بدم اماااا شروع کردم برگردم به عقب وخیلی عمیق تربرای باره ۲۰گوش بدم وروشون تمرکز کنم،ادمی که باعث شد من به کانال شما رو بیارم و انتخاب اشتباهم وهمراه باکارم ترک کنم وبخوام که مسیر اشتباهم و تغییر بدم درسته مثل بقیه دوستان اون ادم برنگشته دروغ چرا بنده نافم هنوز به اون ادم وصل نه برای اینکه برگرده چون اون ادم انتخاب اشتباهی بود ولی هرجایی که به اشتباهم پی میبرم ناخوداگاه میگم کاش خدا بیدارش کنه اونم به اشتباهاتش پی ببره و دیگه اون کارارو با همجنس من نکنه این بخاطره بی احترامیایی که بهم شد از کتک بگیرین تا تحقیرو بی احترامی میدونم باید مقصراصلی خودم بودم میدونم باید رو این موضوع هنوزم خیلی کارکنم ولی رابطم با خانوادم خیلی بهترشده خداروشکر،رابطم با خدا خیلی بهترشده حتی برای هرلبخندمم از خداسپاسگزاری میکنم،دوباره دارم حرفه خودم وشروع میکنم برای ابدیت شدنم دوره اموزشی جدیدم وثبت نام کردم،من ۱۳کیلو از شدت ناراحتی کم کرده بودم حتی خودم به عکسای گذشتم نگاه میکردم از الانم خجالت میکشیدم ناراحت بودن که من با ساناز چیکارکردم قبلاحتی چشمام میخندید همه بهم میگفتن جدا از لاغریت شکسته شدی دارم ورزش میکنم دیگه تو اینه نگاه میکنم از خودم فرارنمیکنم وبه خودم میگم دوباره باهم میسازیمش خیلی قوی تر الان تو زندگیم ارامش دارم ارامشی که باعث میشه سمت ادمای اشتباه نرم حتی جواب پیشنهادایی که میشه بهم به راحتی رد میکنم من ادم رفیق بازی بودم دورم به شدت دوست بود الان بیشترتنهام کتاب میخونم دوره هارو گوش میدم وحتی مینویسم واین زندگیم وبیشتردوست دارم این حال خوب و مدیون شمام الان هرچی میخوام به واسطه این جهان فورا برام جور میشه
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Saniii 14 اسفند 98
    سلام وقتتون بخیر،ممنونم ازتون بابته تک تک زحماتتون ممنونم از خدا که شما واسطه ای شدید برای کمک به من و زندگی سالمی ها از دستاوردهام اگه بخوام بگم خیلی زیادن خیلی زیاد ولی احساس میکنم یزرگترین دستاوردم خوب شدن رابطم با خودم و خانوادم،بعد برای شروع به کارم پولی که نیاز داشتم از ادمی به دستم رسید که هیچوقت فکرنمیکردم اون فرد بخواد یه روز به من پولی وقرض بده کارم وشروع کردم وهرکسی میاد تو محیط کارم (ارایشگرم)هرخدماتی بخواد انجام بده به همکارام میگن میشه مثل اون خانم باش یا مدام راجب من میپرسن و بهم میگن امروز چقدر قشنگ شدی چیکارکردی،من بعداز جداشدن از اون رابطه اشتباه کارمم خانوادم وهمه چیزمواز دست داده بودم تو پیامای قبل براتون نوشتم چه روزایی وگذروندم خداروشکرمیکنم که منی که حتی تو اینه نمیتونستم به خودم نگاه کنم الان هرروز صبح روشن شدن پوست وزیباییم وخودم حس میکنم منی که تو اون رابطه ۱۳کیلو لاغرکردم اونم یهویی الان همه خوش هیکل خطابم میکنن،ادمی که منو مدام تحقیرمیکرد و من تمامم وتو اون رابطه گذاشتم واخرهم تو کار هم تو رابطه ادم بی ارزش خطاب شدم کسی که من مدام التماسش میکردم و غرورش به قدری بود که حتی برای کتکی که منومیزد عذرخواهی نمیکرد برگشت و جلو من اشک ریخت که داره بی من عذاب میکشه درست تو لحظه ای که من همه جابلاک وپاکش کرده بودم تمام شماره هایی که احتمال میدادم ازون بهم زنگ بزن رو بلاک وپاک کردم.ادمی که من برای یه نگاهش دلم پرمیکشید با قدرت تمام بهش گفتم من دیگه نمیخوام اذیت بشم به خودم قول دادم زندگی کنم ودیگه نمیزارم هیچکس ناراحتم کنه والان فقط خودم مهمم واون ادم ازم خواست زمان بدم شاید بتونم بپذیرمش ومن الان همه تمرکزم رو کارم که برسم به اون موفقیتی که میخوام میدونم براتون از موفقیت کاریم عکس میفرستم ازتون ممنونم وبراتون ازخدا ارامش میخوام تازه اول راهم وباید خیلی رو خودم کارکنم الان ایمان دارم که بندنافم ازون ادم پاره شده و میخوام باخودم مهربونتربشم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Saniii 14 اسفند 98
    سلام وقتتون امروز یه اتفاق بد برام افتاد چیزی که اگه قبل اتفاق میوفتاد منه قدیم حتما اشک میریخت زانو میزدم وحتی التماس میکردو به زمین وزمان بدوبیراه میگفت اما امروز اروم بودم لبخندزدم وسرموگرفتم بالاو گفتم من میدونم همه چیزومیبینی وشاهدی و این جهان واداره میکنی شکرت اولش احساس میکردم حتما درطول روز جامیزنم واشک میریزم ولی من تمام تمام روز اروم بودم ولبخند رولبم بودو خداروشکرکردم.والان مرور کردم من از اولین روزی که وارد دوره هاو زندگی سالمی هاشدم روندم اینجوری بود اولش همرو مقصرمیدونستم بعد قضاوت کردم بعد عصبی شدم بعد فرارکردم ویجا اروم شدم وپذیرفتم ودلیل ارامش الانم همین پذیرشم قبول کردم همیشه نباید جنگیدگاهی وقتا فقط باید بپذیری و صبرکنی
    پاسخ
    -0
    انصراف

    BahaP 14 اسفند 98
    سلام خانم هروی مهمترین دستاوردم کنترل کردن روی حرف زدنم بود چون من عادت داشتم مسایلم رو واضح توضیح میدادم ولی از وقتی دارم ویسهارو گوش میدم خیلی تمرین کردم و واقعا خوشحالم ازاین بابت و در ابراز علاقه خیلی اگزجره رفتار میکردم و همیشه متعجب از این بودم چرا آدما فرار میکنن تو این دوهفته خیلی سعی کردم آرامشمو حفظ کنم و روس خودم مسلط بشم و حتی به پارتنرم گفتم نمیتونم باهات ادامه بدم چون من از روابط سطحی خوشم نمیاد و خداحافظی کردم و در کمال تعجب دیدم آدمی که حتی فکرشو نمی کردم بودن نبودنم براش فرقی داشته باشه تماس گرفت که عزیزم داری اشتباه میکنی و... اما من رویه امو ادامه دادم و فاصله رو رعایت میکنم بااینکه خیلی سخته اما دارم جواب میگیرم .
    پاسخ
    -0
    انصراف

    سایه 13 اسفند 98
    سلام وقتتون بخیر و شادی 😊🌺 اینو بگم که حالم عالیه حتی اگرم یوقتهایی گرفته باشم زیاد طول نمیکشه رابطم با خدا خیلی خیلی بهتر شده و اینکه همیشه با تمام وجودم دعاتون میکنم که اینقدر توی اموزشتون سخاوتمندین خداروشکر بخاطر وجودتون 🙏 جواب چند تا از سوالاتمو که سالها دنبالشون بودم از طریق خوابهایی که دیدم گرفتم یا از طریق جمله یا ویسی از شما یا بقیه دوستان ممنونم ازتون 🙏🌺
    پاسخ
    -0
    انصراف

    T 13 اسفند 98
    سلام خانوم هروی عزیز،من با کار کردن روی خودم حس میکنم جهان چیزهای خوبش رو داره به سمت من میاره..من دیروز نذری داشتم و با اینکه پول زیادی در دستم نبود گفتم با همینم نذرمو انجام میدم و باورم نمی شد سه نفر که از نزدیکان من هم نیستن وقتی متوجه شدن که همچین نذری دارم کلی استقبال کردن و گفتن ما هم در این نذر شریک کن و کمک کردن تا انجام شد.قصد داشتم از یه مغازه لباس بخرم ولی گفتم بزارم زمانی که به وزن ایده آل خودم رسیدم اما به طرز عجیبی مامانم کل لباسهایی که میخواستم رو از همون مغازه ای که قصد داشتم خرید کنم برام خرید و گفت این هدیه من به تو یا عیدی من از حالا به تو....وقتی تمرکزم رو از آدم قبلی برداشتم جهان بهم نشون داد افراد دیگه ای هم هستن که بهت توجه و علاقه نشون میدن در صورتی که قبلا فکر میکردم اگه اون نشه دیگه کسی نیست.خانوم هروی من روی دوره جذابیت درونی و من جدید و چالش چهار ماهه بشدت در حال کار کردن هستم.و در کنارش دوره جزیره گنج اعتماد بنفس و از جدایی تا تعالی رو گوش میدم.در دوره از جدایی تا تعالی گفتین با کودک درونت گاهی حرف بزن به نیازهاش توجه کن بهش امنیت بده هر وقت میبینم احساس ترس ،یا تنهایی یا دلگیری میاد سمتم میرم یه گوشه و عمیق باهاش حرف میزنم بعدش حالم بشدت خوب میشه.اینکه گاهی عصبی میشم ولی بعد میگم نباید اینکارو انجام میدادم و باید کنترل کنم اما همین که داره این هشیاری در من زیاد میشه خیلیی خوشحالم.گاهی میگم چرا یکسال پیش که در اون حالت شوک جدایی بودم و باورم نمی شد اون آدم بخواد ترکم کنه دوره ها رو نگرفتم کار نکردم اما با ایمانی که الان پیدا کردم مطمئنم خیرش در این بود الان به این آگاهی برسم و در اون جدایی و ترک شدن هم حتما خیری نهفته بود برای برگشت خیلی تلاش کردم دنبالش رفتم و هر چی دست و پا زدم هیچی تغییر نکرد بجز اینکه بیشتر احساس حقارت کردم که تن به کارهایی دادم که از من و شخصیت من بعید بود اما با این حال خودمو بابت همه اون کارها بخشیدم و گفتم اون من قبلی بود که اون کارها رو انجام داده من جدیدی می سازم که آگاه و هشیار باشه و نتایج زیباتری تو زندگیش داشته باشه.بشدت روی تغذیه ام تمرکز پیدا کردم گوشت نمیخورم مرغ نمیخورم،چای رو کم کردم،غذاهای سالم وارد بدنم میکنم هر روز ورزش و پیاده روی انجام میدم و زمانی که وارد تلگرام و اینستا میشم فقط میخوام از مطالب کانال و اینستا شما استفاده کنم.ارتباطمو با خدا یا همون منبع انرژی هر روز برقرار میکنم و صحبت میکنم خواسته هامو میگم و ایمان دارم خدا کمکم میکنه تا در زندگیم و کارم موفق بشم و به چیزهایی که میخوام برسم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    الی 13 اسفند 98
    عالی هستند همه دوره ها
    پاسخ
    -0
    انصراف

    11 اسفند 98
    من 4 سال با آقایی در ارتباط بودم که اوایل رابطه خیلی خوب بود ولی کم کم که گذشت من دیدم این آقا هیچ برنامه و هدفی ندارند و ما طی این مدت مدام باهم دعوا میکردیم.اون آقا خیلی با دوستاشون سرگرم بودند ولی من رو هم دوست داشتند اما نمیخواستند که مسئولیت رابطه رو بپذیرند و این من رو اذیت میکرد دعوا های ما به حدی زیاد شد که جدا شدیم. وقتی با کانال شما آشنا شدم فهمیدم که خودم باعث بدبختی خودم و خراب شدن روابطم بودم و باعث میشدم منجربه ازدواج نشه.من دیدگاهم نسبت به دنیا عوض شده و آرامشی که الان دارم برام یه دستاورد مهم هست. بعد از اینکه مدتی روی خودم کار کردم اون برگشت وحالا به من میگه که من جز تو با هیچکس دیگه ای نمیتونم بمونم و با هیچکس دیگه ای خوشبخت نمیشم. الان که من تغییر کردم دارم میبینم که اونم چقدر تغییر کرده و مشغول کار و زندگیش هست و هدف داره و همش داره از ازدواج حرف میزنه، برنامه داره و میخواد زندگیمون رو بسازیم. من باورم نمیشه اون آدم، همچین آدمی شده.از من خواست که بمونم و من با فکر و یک تصمیم عاقلانه و علاقه ای که داشتم تصمیم گرفتم ادامه بدم و حالا یک رابطه خیلی خوب رو داریم جلو میبریم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    پانیذ 6 اسفند 98
    سلام به همه ی زندگی سالمی های عزیز....من 27سالمه و شش سال با پسری بودم ک خیلی دوسش داشتم از اول جنگ و دعوا زیاد داشتیم لج و لج بازی زیاد داشتیم انقد ک خانواده ها مخالف ازدواجمون بودن و بیشتر با هم لج میکردیم....دیگران شده بودن دلیل دعواهای ما...بعد شش سال کم کم از هم دور شدیم همیشه احساس خلا داشتم ن میتونستیم از هم جدا شیم ن ادامه بدیم....یهو این کشمکش ها رسید به خیانت اصلا فکرشم نمی‌کردم عشقم بم خیانت کنه چندماه ازش بی خبر بودم داغون بودم اینجا سفر من شروع شد نقطه صفر بودم احساس پوچی داشتم....وقتی سفرم شروع شد وقتی سایه هامو دیدم وقتی گره های روانیمو پیدا کردم تازه فهمیدم دلیل تک تک دعواهامون چی بوده دلیل لجبازیامون....وقتی کم کم شروع کردم به تغییر خودمو پیدا کردم بند ذهنی و وابستگی به اون فردو قیچی کردم....عشقم برگشت و در کمال ناباوری من با تغییر من ایشونم تغییر کرده بود...دیگ خبری از دعوا و لجبازی نبود باورم نمیشد ک بتونم یروز این مسائل رو حل کنم چون خیلی درمونده بودم....خانوادش رفتار شون عوض شده و منو خیلی دوسدارن....تازه نامزد کردیم و خیلی خیلی خوشحال و ممنونم از خانوم هروی عزیزم برای نجات زندگیم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    3 اسفند 98
    سوده ی عزیز من و همسرم دچار طلاق عاطفی شده بودیم دوسال هر تلاشی میکردم از هم دور تر میشدیم و چیزی درست نمیشد. اتفاقی با شما آشنا شدم و تصمیم گرفتم روی خودم کار کنم. بعد از اینکه دوره ها رو گرفتم تازه تونستم خودمو ببینم.روی جذابیتم، سایه ها ، طلسم هام کار کردم، توی چالش ۴ماهه شرکت کردم ویژگی هایی که میخواستم رو نوشتم بدون اینکه به همسرم کار داشته باشم روی خودم کار کردم و نتیجه شو بعد ده روز دیدم😍همسرم خیلی تغییر کرد، بعد مدتها خواست با من صحبت کنه و اینا مثل یه معجزه بود اون حرف های محبت آمیزی بهم زد که باورم نمیشه و من دیدم که تغییرات من، چطور در زندگی مشترک ما تغییر ایجاد کرد . از شما بابت آگاهی و اطلاعاتی که بی دریغ به ما زندگی سالمی ها میدید ممنونم و براتون آرزوی سلامتی و موفقیت بیشتر دارم. 🌹🌹🌹❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    مريم ب 29 بهمن 98
    سلام خانم هروي عزيز من دقيقا يه سال هست كه بطور كاملا اتفاقي با كانال شما تو اينستگرام و از اونجا با كانال تلگراميتون آشنا شدم اون موقع من كاملا احساس تنهايي و پوچي مي كردم و حس ميكردم بايد يه كسي باشه كه اين خلاء رو برام پركنه تا اينكه شروع كردم فايل رايگانهاتون رو گوش دادن و از اونجا با دوره هاتون آشنا شدم واي چه قدر جالب چه قدر عميق و زيبا اول از همه جذابيت رو تهيه كردم و شروع كردم رو خودم كار كردن بعد ديگه عاشق دوره ها و صداي گرم و دلنشينتون شدم و شروع كردم تك تك دوره هاتون رو خريداري كردنو هرروز گوش دادن و تازه فهميدم چه راه دارازي در پيش دارم و اصلا زندگي و جهان اوني نبود كه من نسبت بهش شناخت داشتم اول من عشق رو ازهمه گدايي ميكردم باج ميدادم به كسايي كه اصلا در حد من نبودند تا اينكه همين اواخر رابطه من با يه آقايي كه از اول هم بهم آلارم ميداد كه من فقط براي دوستي و وقت گذراني تو رو ميخوام با اينكه خيلي ازم پايينتربود با كمال ناباوري كه خودمم باورم نميشد قبول كردم و درسته كه رابطه ما در حدفقط چت بود ولي من اصلا نمي خواستم اين رابطه به هيچ وجه تموم كنم حتي به قيمت حقير شدنم باشه تا اينكه توسط داداشم و فك كنم موهبت الهي اين رابطه قطع شد و من دچار چنان پريشاني و افسردگي شدم كه تو محل كارم همه فكر ميكردند مريض شدم و همزمان با اين مشكل يه مشكل كاري ديگه كه با انتقاليم موافقت نشد و من واقعا داغون شدم كه همزمان شد با چالش چهارم شما خانم هروي بخدا الانم هم خودم باورم نميشه تو چالش چهارم نوشته بودم كسي رو ميخوام كه واقعا متعهد باشه و كسي تو زندگيش نباشه و شما گفتين كه اين چيزهايي كه در وجود ديگري جستجو مي كني تو خودت بساز واي باور نميكردم به هرنحوي اين رابطه مسموم رو كه خودم هم ديگه سمي شدنش رو متوجه ميشدم ولي نمي تونستم تمومش كنم تموم شد و تمومش كردم شروع كردم دوباره دوره ها رو از اول گوش دادن و دوره جذابيت رو دوباره گوش دادم بعد اعتماد بنفس و ... تا اين اواخر دوره جدايي تا تعالي وقتي اين دوره رو تهيه كردم مصادف شد با دوره جدايي من از اون رابطه سمي كه وقتي كامل گوش دادم ديدم من خودم با خودم چيكار كردم خودمو چقدر پايين اوردم و از اون يه پرنس ساختم من عاشق اون شخص نبودم بلكه عاشق عاشق شدن بودم اينو كه درك كردم انقدر آرامش يافتم نميگم كلا فراموشش كردم ولي اونقدر كم اهميت شده برام كه شايد تو طول يه روز اون فردچند لحظه فقط به ذهنم مياد درصورتي كه قبلنا هر ثانيه به فكرش بودم و بهش همجوره باج ميدادم. خانم هروي شايد اينا دستاوردهاي بزرگي نباشه ولي مي دونم ابتداي راهم و دوره هاتون رو اونطوري كه بايد عملي كنم عمل نكردم ولي بهتون قول ميدم و به خودم كه تك تك دوره هاتون رو با عمق جونم گوش بدم و بهترين دستاوردها رو براتون ارسال كنم ولي از وقتي دوباره شروع به گوش دادن كردم يا كمال ناباوري انتقاليم جور شد ديگه واسه خودم بيشتر از قبل وقت ميذارم 10 كيلو اضافه وزن داشتم كه تو دو ماه 3 كيلو وزن كم كردم و به پوست و مو خودم ميرسم و ديگه اون خلاء عميق دروني كه بايد يكي ديگه واسم پر كنه حس نمي كنم و نمي خوام به هر نحوي كه شده با كسي در ارتباط باشم به تمامي بچه هاي زندگي سالمي هم واقعا توصيه مي كنم تك تك دوره ها رو تهيه و تمريناتشو انجام بدن چون واقعا اگه كسي از ته دل و بصورت مستمر تمريناتشو انجام بده نتايج فوقالعادشو حتما تو زندگيش لمس مي كنه. و دوس دارم تو سال پيش رو با دستاوردهاي خيلي فوق العاده برگردم و بنويسم براتون خيلي دوستون دارم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    29 بهمن 98
    خانم هروی عزیز با اینکه همسر من درامد بالایی داشت ولی برای من هزینه نمیکرد و این من رو ناراحت میکرد. با شما آشنا شدم، کم کم با دوره جذابیت درونی، عزت نفس و جزیره گنج روی خودم کار کردم بعد از یه مدت کار کردن روی خودم دیدم به طرز عجیبی خرید های گرون قیمت برای من انجام میده، هزینه هایی که هیچ وقت نمیکرد. طلسم های روانی من باعث شده بود من نتونم رابطه زناشویی خوبی داشته باشم و من روی اینها کار کردم و این قفل رو هم شکشستم . آرامش به زندگی من اومده و من هر اتفاقی و با بینش جدیدم میبینم. من با اینکه مسئول یه مجموعه بزرگ هستم، زیبا هستم و موفق ولی عزت نفس خیلی پایینی داشتم، ساعت ها درگیر آرایش کردن بودم حالا که احساس ارزشمندی دارم رابطم با همسرم خیلی بهتر شده و  میبینم که الان ماشین مدل بالا و یه خونه بسیار شیک به اسمم زده. من هر روز دارم رو خودم کار میکنم بهتر از روز قبل میشم. دارم میرم دنبال علایقم. من توی کارم خیلی موفقم ولی میخوام برم دنبال کاری که دوست دارم و تمام ابعاد زندگیم رو رشد بدم و پیشرفت کنم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    28 بهمن 98
    همسرم به من خیانت میکرد ولی نمیتونستم کاری بکنم، انقدر عزت نفس و اعتمادم به نفسم در طول زندگی با شوهرم اومده بود پایین که فقط مینشستم و اون هر کاری میخواست میکرد . با شما آشنا شدم و کم کم خودم رو پیدا کردم و از اون حالت کرختی و بی حسی بیرون اومدم و الان دارم کار هایی رو برای خودم میکنم که قبلا باید میکردم ولی ارزشی برای خودم قائل نبودم . دوره ها و مخصوصا دوره جزیره گنج واقعا عالی هست. فهمیدم برای بهبود وضعیت زندگیم باید مدارم رو تغییر بدم تا پیش از این فقط افرادی رو جذب میکردم که بهشون خیانت میشد ولی الان فرق کرده وقتی این رو فهمیدم شوهرم فهمید که اون آدم به دردش نمیخوره، حالا برگشته و میگه همه چیز بستگی به تو داره، بیا دوباره باهم دیگه شروع کنیم، اگر تو قبول کنی، من تا آخر راه باهات هستم. میخوام به دوستانم بگم برای بدست آوردن دستاورد باید زمان بدیم، زمان زیادی لازم هست تا گره ها و سایه هایی که در کودکی مون شکل گرفته رو پیدا کنیم. نهالی که من یک سال و نیم پیش کاشتم، بعد از یک سال و نیم جوونه زده و حالا باید باز هم روی خودم کار کنم تا بزرگ شه و بهم محصول بده. به تموم کسایی که شاید در شرایط من باشند و دوست دارند زود حالشون خوب شه و شاید جایی خسته شن میگم بدونید که باید زمان بگذره و خداروشکر که من خسته نشدم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    27 بهمن 98
    من دستاوردهای خیلی زیادی از کار کردن روی خودم داشتم . بزرگترین دستاوردی که داشتم آرامشی هست که الان تونستم پیدا کنم. من با خیانت همسرم خرد شدم، شکستم و از اونجا بود که به این نتیجه رسیدم باید روی خودم کار بکنم.دوره های جذابیت درونی و از عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم و شروع کردم روی خودم کار کردن تا هم توی زندگیم شخصیم و هم زندگی کاریم تغییراتی ایجاد بشه. همسرم به من میگفت حالم ازت بهم میخوره دیگه نمیخوامت و فقط بخاطر بچه هاست که نگهت داشتم، حالا با دیدن من حرفهایی بهم میزنه و جملاتی میگه که واقعا از خوشحالی نمیدونم چی بگم. کارم هم روز به روز بهتر شد، از چندین جا پیشنهاد کاری گرفتم، از شغل قبلی که داشتم و 15 سال مشغول بودم راضی نبودم و با روحیات من هیچ سازگاری نداشت. بالاخره تونستم این شغل رو کنار بگذارم و برم سراغ یک شغل جدید دیگه و با اینکه سابقه ی کمی در این کار دارم اما خداروشکر خیلی موفق تر هستم و خیلی بیشتر از شغل قبلیم پیشرفت داشتم.به کسانی که مشکل دارند کانال شمارو همیشه معرفی میکنم تا بتونم آگاهی رو بهشون بدم که اونا هم بتونن مثل من به چیز هایی که میخوان برسند.
    پاسخ
    -1
    انصراف

    23 بهمن 98
    من بعد از ازدواج بخاطر شرایط زندگی مشترکم ، از یک دختر شاد رسیدم به مرحله ای که سرم رو توی پتو فرو میکردم و جیغ میزدم، به خدا میگفتم چرا با من اینکار رو کردی؟ حس میکردم توی مخمصه ای افتادم که نمیدونم باید چیکار کنم. درماندگی رو با ذره ذره ی وجودم احساس میکردم. همسر من فردی بسیار بسیار بسیار ایرادگیر بود و از سر تا پای من ایراد میگرفت. وقتی کنار شوهرم مینشستم تمام عضلاتم منقبض میشد و استرس تمام وجودم رو میگرفت و تمام بدنم میلرزید و قلبم به تپش می افتاد و با خودم میگفتم که ای وای، این باز هم اومد که از سر تا پای وجود من ایراد بگیره .یک روز بخودم گفتم بسه، با کانال شما آشنا شدم و اوایل اصلا دستاورد ها برام قابل باور نبود. انقدر شرایطم بد شد که بخودم گفتم دوره جذابیت درونی رو تهیه میکنم شاید بهم کمکی کنه. من قبلا دفعات بسیاری به همسرم میگفتم که با من درست برخورد کن، اونم میگفت باشه اما فرداش یادش میرفت اما الان که روی خودم کار کردم دیگه اصلا اینجوری نیست، همسرم نسبت به خواسته های من بیخیال بود اما الان رضایت من براش خیلی مهم هست و کارایی رو برام میکنه که هیچوقت نمیکرد و واقعا از اون آدم این کار ها مثل معجزه هست😍 قبلا بهم میگفت وقتی پیش دوستام هستم به من زنگ نزن الان خودش بهم زنگ میزنه . من واقعا برای انجام دادن تمرینات با خودم جنگیدم و خیلی تلاش کردم و حالا دارم دستاورد های خودم و نتایج کار کردن روی خودم رو میبینم و شادی بهم برگشته
    پاسخ
    -1
    انصراف

    23 بهمن 98
    خانم هروی عزیزم من قبل از آشناییم با شما کاملا به پوچی رسیده بودم،قرص میخوردم میخوابیدم که فقط این زندگی تموم بشه. نه انگیزه ای نه آرزویی هیچی خوشحالم نمیکرد . من به شدت از طرف اطرافیانم سرکوب میشدم. یه روز به خودم گفتم بگذار منم دوره ها رو امتحان کنم شاید، شد و منم از دستاوردهام برای خانم هروی ویس فرستادم 😊 بعد از شروع به کار کردن رو خودم، بهم پیشنهاد کار شد و یک روز بعد پیشنهاد ترجمه کتاب شد که اوکی شد و من در یکی از استودیو های مشهور عکاسی که خیلی دوست داشتم اونجا کار کنم مشغول شدم من هزینه آموزش اونجا رو نداشتم به طرز بمعجزه آسایی اونا قبول کردند رایگان به من آموزش بدن.حتی من جایی برای کار مشغول شدم که وقتی برای مصاحبه رفته بودم افرادی اونجا فرم پر کرده بودند که PHD داشتند ولی من پذیرفته شدم.حالا یاد گرفتم باید بهای خودم رو خودم بپردازم الان نه گفتم رو یاد گرفتم ارزش قایل شدن برای خودم و یادگرفتم، تمام کسایی که منو سرکوب میکردند بعد از اینکه من روی خودم کار کردم یا سکوت کردند یا از جلو من کنار رفتند
    پاسخ
    -1
    انصراف

    💫🦄 19 بهمن 98
    شاید بدلیل اینکه اولین بار بود گوش میدادم یه انرژی فوق العاده گرفتم و رابطه ای رو که خودم خرابش کرده بودم بدلیل گره ها،ترس ها،سایه ها و ...خودم خرابش کردم همیشه این حرف مرلین مونرو که تو پیج های اینستا😐بود که دختر عاقل دختریه که قبل اینکه ترک کنن ترک میکنه!!!😁رابطه رو خراب کردم. ناراحت بودم نمیدونستم چیکار باید بکنم رابطه ای که داست تموم‌ میشد و من دست و پا میزدم تنهایی که درستش کنم؛تحقیر شدم!!!استاندارد هامو زیر پا گذاشتم و ....ولی درست نشد...باید تموم‌میشو و اون فرد میرفت تا من از جهان سیلی بخورم و سفرم شروع بشه🙂درست همون موقع با پیجتون آشنا شدم یکم حالم بهتر شد...هر شب گریه میکردم خانم هروی هر شب بدون استثنا!(دوستتون دارم🙂🌸که باهاتون آشنا شدم)اون لحظه سخت رو با قدرتی که الانم یادش میافتم گذروندم قوی تر از قبل و سه ماه بعدش کلا تموم شد اون رابطه✌️سخت بود ولی بعد انگار یه روح سبک بال بودم که آرامش داشت. خلاصه اردیبهشت ماه بود که حسابی تنها شده بودم خانم هروی نقطه صفر تنهایی رو هم اونجا تجربه کردم...هیچ کسی!!!!هیچ کس حتی خانواده ام با اینکه کنارم بودم ولی تنهاییمو پر نکردن...فقط خدا کنارم بود💜هر کسی یجوری سرش شلوغ بود اونموقع فروردین جزیره گنج رو گرفته بودم ولی گوش ندادم تا تابستون...تو چالش سه ماهه شرکت کردم و امتحانمو با موفقیت پاس کردم وتابستون شروع کردم به گوش دادنش. تابستون جزیره گنج رو من معجزه کرد منی که دختر وابسته ای بودم و با کوچکترین محبتی از جنس مخالف وابسته میشدم متوجه شدم اگر کسی به من کمک میکنه اون دست خداست که گذاشته روی اون فرد دیگه برای جنس مخالف گریه نمیکنم خیلییی محکم تر شدم تو میائل عاطفی هر چند چیزای زیادی و تجربه های زیادی باید یاد بگیرم هنوز...شروع کردم قفل ها و طلسم هامو پیدا کردن...وقتی قفل های ازدواجمو بررسی میکردم پیداشون کردمو دو نفر ازم خواستگاری کردن که تو اینستا هم گذاشتین دستاوردمو😊 بعد هم که تو چالش ۴ ماهه شرکت کردم. راستش با اینکه هنوز مجردم ولی به این طرز تفکر رسیدم که تا خودمو و ایراد هامو برطرف نکنم نمیخوام ازدواج کنم.. دارم رو خودم کار میکنم چون یکی از آپشنای چالش چهار ماهه ام اینه که فرد مقابل بلوغ روانی کافی رو داشته باشه😁 درسواره احترام به خود رو از موقعی که گوش کردم دیگه طوری رفتار نمیکنم که درونا به خودم بی احترامی بشه ... نیاز بود که جزیره گنج رو گوش بدم خیلی از قفل و گره هامو دیدم و هر روز هم دارم‌میبینم ولی😍😍😍خانم هروی عزیزم همین که از لحاظ عاطفی محکم شدم،اول امیدم به خداست خودش یه دستاورد بزرگیه☂️ الان ارزش های خودمو دارم،جنگجوی فعالی دارم✌️صبورتر شدم خیلییی😊کلیییییی موضوع خاص که باید بنظرم تو ده سال قبل عمرم اینارد یاد میگرفتم رو خدا رو شکر که شما هر روز آگاهیمون رو بیشتر میکنید... من با روانشناسای عزیز زیادی صحبت کردم بخاطر عزت نفسم درصد کمی! کسی بهم نگفت ارزش های خودتو بنا کن...هیچ کس صحبتایی که شما میگید رو بهم نزد!!!نمیگم خوب یا بد هستن ولی شما تک هستین و فک نکنم کسی بیاد مثل شما💜..امیدوارم روزی برسه از دستاوردای بهتری که میخوام خدمتتون بفرستم💜 دوستتون دارم😘میبوسمتون💜مهربونم💜
    پاسخ
    -1
    انصراف
    پانیذ 20 بهمن 98
    چقدر خوبه که دخترهای جوون قبل از ازدواج از این دوره ها استفاده کنن.واقعا خیلی خوشحال شدم.خدا رو شکر که حال دلت خوبه عزیزم و از سن پایین به فکر خودشناسی و خودسازی هستی.موفق باشی
    -1

    💫🦄 19 بهمن 98
    سلام عرض میکنم خدمت خانم هروی عزیزم بعضی وقتا که حس تنهایی دارم و نیاز دارم کسی راهنماییم کنه اول دلم به خدا قرصه و بعد صحبت ها و دوره های شما💜 پارسال آذر ماه ولادت پیامبر(ص) بود که دوره هاتون تخفیف خورده بود اگه اشتباه نکنم هر سه دوره رو خریداری کردم😊🙏
    پاسخ
    -1
    انصراف

    لیلی 19 بهمن 98
    سلام خانم هروی عزیزم روزتون بخیر خدا رو هزار مرتبه شکر.هر چیزی که رو قبلا هم میخاستم یا الان هم میخام.انجام میشه همیشه نوشتن رو دوست داشتم که دیدم کلاس داستان نویسی با کمترین هزینه برگزار شد و من مهر ماه ثبت نام کردم و این یکی از دستاوردهای چالش ۴ ماهه ی من هستش....یا همیشه دوست داشتم بیلیارد یاد بگیرم که وقتی همین پنجشنبه بعد از یک وقفه ی تقریبا دو ماهه، خانه شطرنج رفته بودم برای ثبت نام ادامه کلاسم، دیدم بنر آموزش رایگان بیلیارد رو نوشتن.با ذوق باور نکردنی رفتم و ثبت نام کردم که از دوشنبه کلاس شروع میشه..خیلی عالیه.. خودم لذت میبرم و اینها همه رو اول مدیون خدای مهربونم و بعد شما خانم هروی عزیزم که بهمون یاد میدین چطوری با عزت نفس بشیم.چطوری خودمون رو دوست داشته باشیم. هزاران مرتبه خدا رو شکر میکنم که شما رو،نمیدونم چطوری،ولی به من معرفی کرد..خدایا شکرت ممنونم خانم هروی عزیزم💛💛💛💛
    پاسخ
    -1
    انصراف

    18 بهمن 98
    خانم هروی عزیز سلام . من وقتی با شما و پیج تون آشنا شدم که کار من و همسرم به جدایی کشیده بود، بیکار شده بود بسیار پرخاش گر.هر روز دعوا داشتیم. فقط میگفت "ما برای هم تموم شدیم و این رابطه به آخرش رسیده" یه روز دنبال پیج روانشناسی بودم که شما رو پیدا کردم. همشیه خدا گله میگردم که خدایا چرا،من فقط دنبال یه زندگی آروم بودم ولی انگار یه چیزی ته روان من بود که قفل شده بود؛نمیگذاشت من به اون چیزی که میخوام برسم؛ من کم کم شروع کردم با دوره ها روی خودم کار کردم،طلسم های روانیم و پیدا کردم.رابطم با همسرم خیلی بهتر شده. دیگه اون ادم سابق که‌عصبی میشد سریع، افسرده میشد، گله میکرد نیستم. وقتی شما توی دوره جذابیت درونی گفتید که اگه یکی از طرفین روی تمرین ها فکوس کنه هم همه چیز تغییر میکنه، اصلا فکر نمیکردم این حرف درست باشه ولی وقتی شروع کردم روی خودم کار کردم تغییر و کاملا در رفتار همسرم دیدم. آدمی که میگفت ما برای هم تموم شدیم، الان برای همه کاراش با من مشورت میکنه. و ما ساعت ها باهم میشینیم و صحبت میکنیم، در حالیکه قبلا کاملا برعکس بود. الان من حالم به شدت خوبه، دیگه ترس از دست دادن و ترس از جدایی ندارم . خیلی قویتر شدم، به زندگی امیدوار شدم دیگه خودم و سرزنش نمیکنم خودم و دوست دارم. کلی برنامه برای آینده ام دارم. به خودم احترام میگذارم. تصمیم گرفتم برم دنبال علایقم،و جالبه که همون دنبال کردن علاقم منو به سمت کاری کشوند که دوسش دارم‌. بهم پیشنهاد کاری شد. همینطور اتفاقات خوب پشت سر هم داره برام میوفته و من واقعا خیلی خوشحال و ممنونم از زحماتی که برای ما میکشید
    پاسخ
    -1
    انصراف

    16 بهمن 98
    سوده عزیز من به واسطه خواهرم با شما آشنا شدم و دوره جذابیت درونی و عزت نفس و اعتماد بنفس رو شرکت کردم. از رابطه ناسالمی که ۸سال توش بودم بیرون اومدم. من کامپلکس های خودم رو دیدم و تونستم براش کاری بکنم. کامپلکس هایی که در مورد ازدواج داشتم. تنهاییم رو پذیرش کردم، اقتدارم و بالا بردم، خیلی آرامش پیدا کردم . همه این کارهای درونی باعث شد الان خودم لایق یه زندگی خوب میبینم .توی چالش چهارماهه شرکت کردم و با دوره ها روی خودم کار کردم و نتیجه اش این شد که مردی به زندگی من اومد که اصلا فکرشم نمیکردم، از هر نظر برای من ایده آله. فردی که سطح آگاهی بالایی داره، درک و فهمش بالاست و چون واقعا از این چالش نتیجه گرفتم دوباره میخوام چالش چهارماهه رو شروع کنم‌. خیلی سپاس گزارم بابت همه زحماتی که برای ما میکشید
    پاسخ
    -1
    انصراف

    15 بهمن 98
    سلام بانو سوده هروی بانوی نازنین خیلی دوست دارم چون هر وقت ناراحت بودم تا کانال رو باز میکردم یک جمله یک نشانه از خدا برای من توش بود که کمک حال زندگیم بوده و هست الان تو شرایطی ام که حال مساعدی ندارم دارم رو خودم کار میکنم خودم رو مسیول اتفاقات میدونم ایشالا با هدایت خدا و مطالب اموزشی شما بتونم حال درونم رو دوباره خوب کنم و عمقی خودم رو بسازم که همه چیز از درون منه امروز فقط میخوام تشکر کنم ک هستی و اینکه خیلی خانمی خدا شادی ثروت و حال عالی رو هر ثانیه نصیبت کنه مثل خواهرم عاشقتم منتظرم تغییرات درونی ام اتفاقات عالی رقم برنه و بیام تعریف کنم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    15 بهمن 98
    من توی یک رابطه عالی بودم که کم کم سرد شد ولی به سردی رابطه ام توجه نکردم، رابطه ام کات شد و من به قدری حالم بد شد که دچار مشکلات قلبی شدم، افسردگی گرفته بودم. دنیا برای من تموم شده بود. ۹ کیلو وزن از دست دادم چون فکرشو هم نمیکردم که این رابطه تموم بشه. چالش چهار ماهه واسه من واقعا کار کرد،طلسم ها و قفل هام و پیدا کردم روی مسائلم کار کردم و اواخر چالش بودم که اون آقا دوباره برگشت و همون شد که اول رابطه مون بود و شاید رابطه ما خیلی عمیقتر از قبل دوباره شکل گرفت. الان من بیشتر از بازگشت به اون رابطه الان از شناختن خودم خوشحالم در حالیکه به خاطر اون شروع کردم. همیشه فکر میکردم یک زن با اعتماد بنفس بسیار بالا هستم، الان فهمیدم اون اعتماد بنفس من یه خونه پوشالی بود، با دوره عزت نفس، خیلی خودم و شناختم، ترس از دست دادن داشتم، نمیتونستم از خودم‌دفاع کنم ولی الان میبینم که چقدر تغییر کردم. با این جدایی که همه پایه های اعتماد بنفس و اقتدار منو فرو ریخت فهمیدم من بنای درستی رو برای شخصیت و عزت نفسم نزدم و حالا تصمیم گرفتم تا اخر عمرم روی خودم کار کنم. من خیلی درد کشیدم، از هم پاشیدم فرو ریختم ولی خوشحالم که اون تیکه های از هم پاشیده خودم رو جمع کردم. و الان دوباره دارم خودم و اعتماد بنفسم و دارم محکم بنا میکنم تا با هر زلزله ای فرو نریزه .من الان فوق العاده خودم و دوست دارم و خودم و باور دارم. عاشق خدا شدم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Tooran 14 بهمن 98
    خیلی از آشنایی با شما خوشحااااااااالم امیدوارم پاینده باشید و هیچوقت ازین رسالتتون دست نکشید و هزاران هزار مردم درمونده رو به راه درست هدایت کنید من احساس میکنم پیامبرهای این دوره زمونه امثالی مثل شما هستند موفق و پاینده باشید
    پاسخ
    -1
    انصراف

    14 بهمن 98
    خانم هروی عزیزم من 4 سال با آقایی در ارتباط بودم که اوایل رابطه خیلی خوب بود ولی کم کم که گذشت من دیدم این آقا هیچ برنامه و هدفی ندارند. اون آقا خیلی با دوستاشون سرگرم بودند ولی من رو هم دوست داشتند اما نمیخواستند که مسئولیت رابطه رو بپذیرند و این من رو اذیت میکرد و بعد از این چند سال دعوا های ما به حدی زیاد شد که جدا شدیم. وقتی با کانال شما آشنا شدم فهمیدم که خودم باعث بدبختی خودم و خراب شدن روابطم بودم و باعث میشدم منجربه ازدواج نشه. بعد از اینکه مدتی روی خودم کار کردم اون برگشت وحالا به من میگه که من جز تو با هیچکس دیگه ای نمیتونم بمونم و با هیچکس دیگه ای خوشبخت نمیشم. الان که من تغییر کردم دارم میبینم که اونم چقدر تغییر کرده و مشغول کار و زندگیش هست و هدف داره و همش داره از ازدواج حرف میزنه، برنامه داره و میخواد زندگیمون رو بسازیم. من باورم نمیشه اون آدم، همچین آدمی شده. از من خواست که بمونم و من با فکر و یک تصمیم عاقلانه و علاقه ای که داشتم تصمیم گرفتم ادامه بدم و حالا یک رابطه خیلی خوب رو داریم جلو میبریم. خیلی خوشحالم و باورم نمیشد همچین اتفاقی بیوفته .  بابت آشنایی با شما خیلی خوشحالم چون الان میبینم که من دیدگاهم نسبت به دنیا عوض شده و آرامشی که دارم برام یه دستاورد مهمه.  خیلی دوستتون دارم و ازتون ممنونم که باعث شدین من وارد این مسیر بشم و به خواسته هام برسم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    13 بهمن 98
    سوده ی عزیزم من اصلا حال خوبی نداشتم زمانی که با شما آشنا شدم چون با آقایی بیشتر از یکسال در ارتباط بودم که قرار ازدواج داشتیم و حتی خانواده ش در جریان بودن ولی مدتی که گذشت همه چیز تغییر کرد و ما به مرز جدایی رفتیم وقتی قرار ازدواج داشتیم، کامل از هم جدا شدیم . خیلی اتفاقی با شما و کانال تون آشنا شدم . با فایل ها دیدم حالم داره بهتر میشه. دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم و با اشتیاق گوش دادم. اولین دستاوردم این بود که من قبلا با کوچکترین اتفاقات ناگوار بهم میریختم ، بدنم میلرزید، میترسیدم و کارایی میکردم که همه چیز بدتر میشد ولی الان خیلی آرامش دارم. کم کم که با دوره ها بیشتر روی خودم کار کردم اون آقا با پشیمونی برگشت و الان قرار هست که به خواستگاری من بیاد. میخوام به همه زندگی سالمی ها توصیه کنم که روی خودشون کار کنند چون اولین بزرگترین دستاورد آرامشی هست که باعث میشه دست و دلت دیگه در قبال هر چیزی نلرزه و بعد هم رسیدن به خواسته های دیگه مون. ممنونم از خدای عزیزم و ممنون از زحمات شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    12 بهمن 98
    خانم هروی عزیز سلام . من با دوره های شما تغییرات زیادی رو در زندگیم ایجاد کردم . اول از همه تونستم کاری که مال من نبود رو رها کنم و بعد موفق شدم وارد کاری بشم که احساس میکنم این کارِ منه و حالا معجزاتی دارم میبینم که باورم نمیشه انگار جریان ها وارد زندگی من شدند . بر خلاف قبل؛ الان بسیار از تنهاییم لذت میبرم و حالم با خودم خوبه آرامش دارم در حالیکه در گذشته واقعا حالم بد بود و به استقلال روانی و مالی رسیدم و این استقلال منو نجات داد. خودم به خودم محبت میکنم و منتظر محبت از دیگری نیستم و سعی کردم هرچی که از یک رابطه میخواستم و اینبار خودم به خودم بدم . طول راهم بارها شکست خوردم ولی به خودم گفتم این کار یک شبه نیست ادامه بده و اونقدر ادامه دادم تا اتفاقات فوق العاده ای افتاد .الان فردی به زندگی من اومده که عمیقا عاشقشم و دوستش دارم😍من دوره جذابیت درونی و عزت نفس رو گذروندم در نیمه دوره جزیره گنج هستم و خداروشکر میکنم که با شما آشنا شدم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    saharsoboti 4 بهمن 98
    سلام سوده عزیزم سوالی را براتون فرستاده بودم که چند ویس اخر کانال که قللا هم گوش داده بودم ، شما مجدد ارسال کردید و اینبار به شکل متفاوت تر شنیدم . نمیدونم جواب سوال من بود یا باز هم همان جریان همزمانیهای دوست داشتنی . هر چه که بود من رو هدایت میکنه به طور دیگر بررسی کردن طور دیگر و عالی تر رشد کردن . ادامه میدم تا برسم به آنچه که برایش آمده ام به این دنیای خاکی و شک ندارم و نداشتم از روز اول که خواهم رسید و جذابترین قسمتش اینه که همینطور که من مجدد بازسازی میشم ، اتفاقات زندگی من مجدد تکرار میشه و اینبار من متفاوتم نگاهم طور دیگریه و جالبه اتفاقات از همونجایی که اشتباه رفتم مثل یک فیلم مجدد داره اجرا میشه . علیرغم تمام مشکلاتی که دارم حال درونی من عالیه و دارم اماده میشم برای بهترینها و این برای همه اطرافیانم جای سواله که چه طور میتونی اینقدر صبور باشی اینقدر ارام باشی و حال ما رو خوب کنی . خالصانه دوستتون دارم و میدونم که شما یک رفیق آگاهی و فرستاده خدا برای من به شخصه. میام دوباره و میگم براتون مفصل .
    پاسخ
    -0
    انصراف

    28 دی 98
    سلام خانم هروی عزیزم . من توی رابطه با کسی بودم که دوستش داشتم ولی بخاطر نا آگاهی، اشتباهاتی میکردم که در نهایت اون بهم گفت من فقط میخوام از تو فرار کنم،منو ترک کرد و سفر من شروع شد. این ترک شدن برام خیلی سخت بود شروع کردم به کار کردن روی خودم. چند روز بعد از اینکه تمرینات جذابیت درونی رو انجام دادم با اینکه کاملا تموم کرده بودیم برگشت و در کمال ناباوری به من گفت هر طور شده میخوام برگردی و با من باشی من معجزه تمرین کردن رو دیدم و رابطه خیلی خوبی رو تجربه کردیم . کلا عوض شده بود هدیه میگرفت محبت میکرد توجه میکرد اصلا رابطه مون تغییر کرده بود. یه کارای عجیب غریبی میکرد کارایی که توی این یکسالی که باهم بودیم اصلا هیچوقت نمیکرد. دوره عزت نفس یه کاری با من کرد که بخوام خودم رو پیدا کنم فهمیدم چقدر توی زندگی خودم توی اتفاقات زندگی خودم نقش داشتم وقتی سهم خودم رو توی زندگیم متوجه شدم که ریشه تمام مشکلاتی که داشتم توی درونم بود و تونستم بعد از دوره عزت نفس وضعیت کاریم رو تغییر بدم و به استقلال برسم . الان واقعا حالم خوبه زندگیم خوبه و از همه چی راضیم 😍😍😍 مرسی از آموزه های عالی شما
    پاسخ
    -1
    انصراف

    27 دی 98
    زمان آشناییم با زندگی سالم، شرایط بد و سختی داشتم و خیلی احساس تنهایی میکردم و نا امید بودم چون ازدواجم با کسی که دوستش داشتم بهم خورد در مراحل خواستگاری، ایشون یک روز به من پیام دادند و گفتن من دیگه نمیخوام این رابطه رو ادامه بدم و علت خاصی هم نداشت. هر شب کابوس میدیدم، میخواستم هر کاری بکنم برگرده ولی نمیشد چون اون آدم جواب من رو اصلا نمیداد، بخاطر طرد شدگیم احساس میکردم چقدر آدم بدی هستم که اون بی دلیل رفت و نخواست ادامه بده. با گریه و زاری از خدا میپرسیدم چرا این کارو با من کردی، احساس میکردم هیچکس نمیتونه کمکم کن تا اینکه اتفاقی با کانال شما آشنا شدم. من کتابای زیادی خونده بودم، کلاسای روانشناسی و جلسات مشاوره ای رفته بودم ولی تاثیری روم نداشت و مثل مسکن بود چون مشکل ریشه ای حل نمیشد. اول من جذابیت درونی رو گرفتم، بعد عزت نفس تا اعتماد به نفس و بعد جزیره گنج و روی خودم کار کردم. موقعی که طلسم هام رو میشناختم اشک میریختم. کم کم دستاوردام شروع شدند کسی که 4،5 سال پیش من رو رها کرده بود برگشت و التماس میکرد من رو ببینه ولی من دیگه همچین آدمی رو نمیخواستم. یه شغل خیلی خوب که همیشه آرزوم بود رو پیدا کردم با تمام شرایطی که میخواستم.خواستگار دیگه ای داشتم که برگشت و گفتم نه و نهایتا آدمی که من رو رها کرده بود و ازدواجمون رو بهم زده برگشت با اینکه خیلی دور از ذهن بود برام ولی من با اقتدار بهش گفتم نه. هیچوقت باورم نمیشد من بخاطرش کابوس میدیدم غذا نمیخوردم وزن کم کرده بودم و شب و روز میخواستم برگرده اما الان دیگه در سطح خودم نمیدیدمش. دو هفته بعد از چالش چهارماهه من وارد رابطه ی جدیدی شدم . خیلی جالبه که بعد از نوشتن خصوصیاتی که میخواستم با آدمی آشنا شدم که همیشه آرزوشو داشتم و رابطه ی فوق العاده ای باهم داریم و شرایط همو درک میکنیم. من با دوره های شما چیزی رو از زندگی یاد گرفتم که هیچوقت کسی بهم نگفته بود. الان آرامش دارم و راه درست زندگی کردن و فکر کردن رو یاد گرفتم و رابطم با خانواده و دوستان و اطرافیانم اصلاح شده و بابت همه ی اینها انقدر خوشحالم که نمیدونم چطور باید شکر گزار باشم. ممنونم از خدای خوبم و شما سوده عزیز
    پاسخ
    -1
    انصراف

    26 دی 98
    سلام خانم هروی عزیزم وقتی من با شما و ویس هاتون آشنا شدم خیلی حالم بدی داشتم. بعد از جدایی، تخریب شده بودم هر روز کار گریه کردن بود، بسیار عصبی بودم و جیغ میزدم با همه درگیر بودم . من هیچی نداشتم. شرط طلاقم این بود که همه چیزم رو بذارم و برم. با دوره ها شروع کردم و واقعا دستاوردهای خوبی داشتم. توی کارم خیلی پیشرفت کردم هر روز پیشرفتم رو میدیدم زندگیم خیلی اروم شد دیگه با کسی نمیجنگیدم . تمرینات جذابیت درونی با دقت انجام میدادم و میدیدم که جذابیتم خیلی زیاد شده هرجا میرفتم همه بهم توجه میکردند پیشنهادهای بسیار خوب برای ازدواج به من داده شد .با فردی اشنا شدم که از هر نظر ایده آل من بودو الان بهم پیشنهاد ازدواج داده و میگه همه عمرم میخوام با تو باشم. من خیلی خوشحالم از اینکه تغییر کردم و اینو همه به من میگن . واقعا دارم تجربه میکنم که وقتی من روی خودم کار میکنم دنیای اونجوری میشه که من میخوام؛ ادم ها همون طوری باهم رفتار میکنند که من دوست دارم . الان‌واقعا از رفتار دیگران جذابیت درونی خودم رو احساس میکنم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    26 دی 98
    سلام سوده جان . مشکل من این بود که ازدواجم انگار طلسم شده بود. احساس میکردم یک گره عمیق روانی وجود داره که جلو ازدواج منو میگیره شروع کردم به کار کردن روی طلسم های روانیم و اتفاق افتاد که برای من بسیار شوک آور بود .من چون عزت نفس پایینی داشتم همیشه وارد روابطی میشدم که خیلی پایینتر از خودم بودند اما الان کسی به خواستگاری من اومده که پزشک هست و از یک خانواده بسیار سطح بالاست. وقتی به خواستگاری من اومدند به من گفت برای من بسیار ارزشمنده که تو بخوای همسر زندگی من باشی. به من گفت دوست دارم در مورد زندگی با من فکر کنی، هر کاری میکنم تا تو با من ازدواج کنی و ما الان در شرف برگزاری مراسممون هستیم و من خیلی خوشحالم از خدا ممنونم بابت آگاهی که الان دارم و اتفاقات خوبی ک افتاده
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Bety 24 دی 98
    سلام و خدا قوت .راستش سوالی نداشتم.😉 خب از بس خوب و قشنگ توضیح میدید و عشق به ما میدین دیگه چه سوالی میمونه اخه؟خواستم از این طریق بگم که بی نظیرید و خیلی دوستون دارم
    پاسخ
    -2
    انصراف

    23 دی 98
    از رابطه که خیلی دوستش داشتم بیرون اومده بودم،حالم بسیار بد بود، اون یک باره منو ترک کرد، فرو ریخته بودم. هر 3 دوره رو تهیه کردم و شروع کردم به کار کردن و دیدم داره توی زندگیم تاثیر میداره و اتفاقات خوب داره می افته مثلا من مدیر مالی یه شرکت بودم که بعد به عنوان مدیرعامل انتخاب شدم. وجهه کاری و اجتماعیم تغییر کرد. توی بورس سرمایه گذاری موفقی داشتم و خیلی جالب بود خواستگار چند سال پیشم‌ که منو رها کرده بود دوباره بهم زنگ زد پشیمون بود و دوباره به من‌درخواست داد ولی من دیگه قبول نکردم تا اینکه بعد از مدتی اون فردی که واقعا بهش علاقه داشتم باهام تماس گرفت عذرخواهی کرد و برگشت. من خودمم وقتی دوره ها رو گذروندم متوجه اشتباهاتم شدم و متوجه شدم چرا با وجود اینکه ظاهر و موقعیت خوبی دارم ولی ادم ها منو ترک میکنند.فهمیدم من جذابیت درونی نداشتم و الان یه ارامش درونی پیدا کردم انگار چهره ام زیباتر شده، مهمتر اینکه توی راه خودشناسی قرار گرفتم و خیلی بابتش خوشحالم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    22 دی 98
    من توی یک رابطه عالی بودم که کم کم سرد شد ولی به سردی رابطه ام توجه نکردم، میدونستم مشکلی هست، ولی نمیدوستم چیه تا اینکه رابطه ام کات شد و من به قدری حالم بد شد که دچار مشکلات قلبی شدم، افسردگی گرفته بودم. دنیا برای من تموم شده بود. ۹ کیلو وزن از دست دادم. فکرشم نمیکردم که این رابطه تموم بشه با شما آشنا شدم و روی دوره ها کار کردم،طلسم ها و قفل هام و پیدا کردم روی مسائلم کار کردم.اواخر چالش بودم که اون آقا دوباره برگشت و همون شد که اول رابطه مون بود و شاید رابطه ما خیلی عمیقتر از قبل دوباره شکل گرفت .من الان از شناختن خودم خوشحالم در حالیکه به خاطر اون شروع کردم. الان به طرز عجیبی رفتار مادرم با من تغییر کرده. همیشه فکر میکردم یک زن با اعتماد بنفس بسیار بالا هستم، الان فهمیدم اون اعتماد بنفس من یه خونه پوشالی بود، با دوره عزت نفس، خیلی خودم و شناختم، ترس از دست دادن داشتم، نمیتونستم از خودم‌دفاع کنم ولی الان میبینم که چقدر تغییر کردم. من با این جدایی که همه پایه های اعتماد بنفس و اقتدار منو فرو ریخت فهمیدم من بنای درستی رو برای شخصیت و عزت نفسم نزدم و حالا تصمیم گرفتم تا اخر عمرم روی خودم کار کنم. الان دوباره دارم خودم و اعتماد بنفسم و دارم محکم بنا میکنم تا با هر زلزله ای فرو نریزه. الان فوق العاده خودم و دوست دارم و خودم و باور دارم. عاشق خدا شدم
    پاسخ
    -2
    انصراف

    16 دی 98
    سوده جان با کار کردنم روی دوره ها واقعااااا زندگی مشترک من بعد ۲۰سال تغییر کرد، چیزی که توی بیست و چند سال زندگی مشترکم اصلا ندیده بودم و فکر شم نمی کردم . من چندین سال با همسرم طلاق عاطفی داشتم و اصلا رابطه خوبی نداشتیم . با جذابیت درونی حتی بعد از دو روز اول دستاورد داشتم.وارد چالش 4 ماهه شدم و خصوصیاتی که میخواستم رو نوشتم . متوجه مشکلات درونی خودم هم شدم . بعد از 10 روز کار کردن روی خودم، نتایج اولیه رو دیدم . همسرم که ساعت11 شب به زور میومد خونه، الان شبها زود میاد خونه. با درسواره احترام خود طلسم های خودم رو پیدا کردم و حالا همسرم بهم خیلی احترام میگذاره. همیشه فکر میکردم خودمو خیلی دوست دارم، خیلی عالیم اما از شما یادگرفتم چطور احساس لیاقت حقیقی داشته باشم.الان انقدر توی زندگیم ارامش هست که حتی مهمونامون هم میگن چقدر خونتون آرامش داره و خوبه. توی دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس مسائلی رو در خودم پیدا کنم و پدرم رو ببخشم که همین کار مسائل زیادی رو در رابطه با همسرم و سایر روابطم حل کرد. من در رابطه با پسرم هم درگیری داشتم که الان حل شده. از خدا میخوام گره گشای شما باشه
    پاسخ
    -0
    انصراف

    14 دی 98
    سوده عزیز من قبل از آشناییم با شما اونقدر ترس و عدم امنیت داشتم که کارم و از دست دادم وسایل زندگیم دونه دونه خراب میشدن، تنها پس اندازمم از دستم رفت و سرم کلاه رفت. به نقطه صفر زندگیم رسیدم شبا تا صبح گریه میکردم و این آخریا توی اینترنت دنبال راههای خودکشی میگشتم خیلی شرایط بدی بود. یه شب اتفاقی پیج شما رو دیدم و شروع کردم. کم کم با شنیدن ویسا و کار کردن روی دوره ها حالم خیلی بهتر شد، پدرم بعد 2سال اومد خونمو برام پول اوردن و به من گفتن بیا با ما زندگی کن خیلی برام عجیب بود که شکرگزاری ها کار خودشو کرده بود. من با دوره جذابیت درونی و جزیره گنج از همون روزهای اول دستاورد داشتم الان بعد 4،3ماه واقعا اوضاع روحی و مالیم تغییر کرده واقعا دیگه اون آدم سابق نیستم خیلی به زندگیم امید دارم. پارتنرم که اصلا قصد ازدواج نداشت الان بهم پیشنهاد ازدواج داده حتی با مادرم صحبت کرده و حتی نزدیک خونمون یه کار ایده ال پیدا کردم و این عالی بود، رفتار پدر و مادرم خیلی تعییر کرده "اینجوری نبودند، اینجوری شدند" خودمم تعجب میکنم که چطور اینقدر جذاب شدم، چند روز پیش روز تولدم سه جا برای من تولد گرفتند به وضوح میبینم ادم ها بیشتر میخوان با من در ارتباط باشند. از شما میخوام به بهترینا برسید که مارو به بهترین مون می رسونید
    پاسخ
    -0
    انصراف

    13 دی 98
    خانم هروی عزیزم باید بگم که ازدواج من با یک خیانت تموم شد، و بعد از اون دوباره یک رابطه مخرب دیگه که بسیار دردناک تموم شد. از فشار عصبی همه ابروهام ریخته بود، از تخت بیرون نمیتونستم بیام بیرون. و حالم خیلی بد بود در روابطم خیانت میدیم ولی دوست نداشتم باور کنم ،صورتم خیلی پیر شده بود دوست نداشتم خودم و نگاه کنم و از خدا کمک خواستم و خدا به من کمک کرد. با دوره ها شروع کردم و متوجه شدم من چطور خودم رابطه های خودم رو تخریب میکردم. ترس های من عین یه فیلم کامل برای من اتفاق می افتاد.الات امکان نداره توی جمعی برم و آقایی جذب من نشه، همه بهم میگن چقدر پرانرژی شدی با اینکه خیلی موقعیت های خوبی دارم ولی الان دیگه هرکسی و توی زندگیم راه نمیدم و بهشون نه گفتم و اونقدر حالم خوبه که همه سنم و خیلی کمتر از اونی که هست حدس میزنن،بیزینسم خیلی رشد کرد وضعیت مالی و فروش من در حد معجزه بود فروشم چند برابر شد. با ادم هایی همکار شدم که بدون چک و سفته با من کار میکنند و به من میگن هر وقت داشتی بده خواسته های من داره محقق میشه، میخواستم مغازه دومم و بزنم زدم و... توی این بازار که همه گلایه میکنند من خداروشکر اوضاعم خوبه و اینا رو از همون انرژی میدونند. الهی شکر
    پاسخ
    -0
    انصراف

    13 دی 98
    سلام خانم هروی عزیز . من زندگی راکدی داشتم که داشت بیهوده سپری میشد. چهارسال پیش باکسی بودم که عاشقانه دوستش داشتم اما اون منو ترک کرده بود، توی این چهارسال به هیچ عنوان هیچ گونه ارتباطی نداشتیم باهم من به شدت افسرده بودم، از کارم اخراج شده بودم صابخونه ام جوابم کرده بود و شرایطم خیلی سخت بود تا اینکه اتفاقی با شما آشنا شدم و تصمیم گرفتم روی خودم کار کنم. دوره هاورو شروع کردم و احساس میکنم زندگی من زیر رو روشده، کار پیدا کردم، درآمدم خیلی بهتر شد، خونه ام و عوض کردم رفتم یه جای بزرگتر و خوب و واقعا به آرامش رسیدم و حتی در کمال تعجب بعد ازین همه وقت اون اقا برگشت!!! اول پیشنهاد دوستی بود ولی یک هفته بعد به من پیشنهاد ازدواج داد . من دوباره مشغول به تحصیل شدم و برای ارشد دانشگاه تهران قبول شدم این ارزوی من بود اصلا باورم نمیشدو جالبه که این آقا از وقتی برگشته همش به من میگه تو چقدر ارومتر شدی چقدر خانومتر شدی و الان واقعا به رابطه مون مشتاقه و همینطور اتفاقای خوب داره پشت هم می افته. من تاثیر جذابیت رو دارم میبینم چون توی هر جمعی که میرم خیلی بهم توجه میشه و همه دوست دارن با من ارتباط برقرار کنند و واقعا برای همه جذاب شدم. خیلی خوشحالم که الان به این نقطه رسیدم و دوستتون دارم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    11 دی 98
    خانم هروی عزیزم من بخاطر بحران روحی که بخاطر خیانت دیدن از همسرم بود با شما اشنا شدم. من جفت دست هام و توی شیشه کوبیدم وقتی متوجه خیانت همسر دومم شدم دستام ۷۰ تا بخیه خورد خیلی حال بدی داشت، اون میگفت پشیمونه و حتی زمین و خونه به نامم کرد که من برگردم و من برگشتم اما شک زندگی منو از هم گسیخته کرده بود همش حال بد گریه و همش میگفتم باید طلاق منو بدی . تا اینکه با شما اشنا شدم و وقتی دوره ها رو گرفتم متوجه شدم با زندگیم چه کردم با خودم چه کردم من به این سیلی نیاز داشتم تا خودم رو پیدا کنم من استقلال روانیم رو از دست داده بودم، بسیار کتابخون بودم ولی من توی دوره ها چیزهایی گرفتم که از هیچ کتابی نگرفتم احساس می کردم دقیقا داری با من حرف میزنی ،از همون روزای اول من تغییر رو شروع کردم و برگشتم به زندگیم با قبول مسئولیت زندگیم. من دوباره متولد شدم .منی که همیشه ارزو داشتم همسرم باهام حرف بزنه الان بارها توی روز زنگ میزنه و ساعتا توی روز با من حرف میزنه .نمی دونم اون چالش چه تلنگری به زندگی من زد، رابطه ام رو با خدا با عشق برقرار کردم جسمم و به چالش کشیدم من پوستم بهتر شد زندگی من تغییر کردو در نهایت میتونم بگم که یک زنِ دیگه با آگاهی دوباره متولد شد. مرسی از شما برای این تولد دوباره
    پاسخ
    -0
    انصراف

    10 دی 98
    خانم هروی نازنین من هم به کمک شما زندگیم تحولات بسیاری داشت. دوره هارو تهیه کردم و با انجام تمرینای جذابیت درونی، همه بهم میگفتن چقدر زیباتر شدی چقدر پر انرژی تر شدی، اولش فکر میکردم اینطوری نیست بعد دیدم هی داره تکرار میشه و مدام از اطرافیان میشنوم. آدم هایی که مدتیه منو ندیدن میگن چقدر شما تغییر کردین، فهمیدم بله دوره نتیجه داده😍 قبل از آشناییم با شما در رابطه ای بودم که برای نگه داشتن رابطه مجبور شدم خودم نباشم و به دلخواه اون زندگی کنم با این حال او من رو ترک کرد... بعد از گوش دادن به فایلا برای خودم زندگی جدیدی ساختم و حالا اون اومده دنبال من و از من خواهش کرده که بهش فرصت بدم دوباره تا اونم در مورد ازدواجمون اقدام کنه. من دارم زندگیمو میسازم و رویاهایی که سالهای سال فراموش کرده بودم و دوباره به یاد اوردم و دارم دنبالشون میرم و امروز از زندگیم خیلی راضی هستم. بینهایت سپاس از خداوند مهربون و شما معلم بی نظیرم ❤️❤️❤️❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    10 دی 98
    سوده جانم من متاسفانه در زمان آشناییم با شما 10 سال بود توی رابطه خیلی بدی بودم که تحقیر میشدم، از اعتبار و پولم و.. مایه گذاشتم ولی بی فایده! اما من باز هم نمیتونستم از این رابطه ناسالم‌جدا بشم دوره ها رو گرفتم و روی خودم کار کردم و تونستم از اون رابطه بیرون بیام. میخوام بگم آدم اگه بخواد زندگیشو عوض کنه میشه. بعد از مدتی کاری که همیشه دوست داشتم که توی خونه باشم دقیقا همون پیدا کردم. درآمد خوبی دارم و الانم فردی که همیشه تو رویاهام بود به زندگیم اومده. یعنی همیشه تو رویاهام میگفتم یعنی میشه همچین کسی بیاد توی زندگی من.اینقدر این آدم خوبه که همش میگم ای کاش زودتر روی خودم کار میکردم که این موقعیت ۵سال پیش برای من پیش میومد. الان که دارم اینارو میگم اشک شوق میریزم چون من یکی دیگه بودم یکی دیگه شدم زندگی من پاک و سالمه. متشکرم از خدای مهربون و شما سوده ی عزیز
    پاسخ
    -0
    انصراف

    8 دی 98
    خانم هروی عزیزم سلام . من هم مثل بقیه در حال بدی که با شما آشنا شدم. بعد از 5 سال، در اوج رابطه، اون اقا همچی رو رها کردن و رفتن ، من به شدت افسرده شدم، چندین بار قصد خودکشی کردم، خیلی آسیب دیدم، پیش روانشناسای زیادی رفتم کتاب زیاد خوندم، هیچی رو من اثر نداشت، با فایلای شما اشنا شدم فهمیدم ایراد از خودم بوده و ترس ها و عقده هامو دیدم با تمرینای جذابیت ارامش گرفتم، روی جذابیت و عزت نفسم کار کردم و من کاملا تغییر کردم و تغییرات خودمو حس میکنم. الان کسانی که بهم پیشنهاد میدن در باور خودمم نمیگنجه، مثلا یه اقای فرانسوی که استاد یکی از دانشگاه های برتر دنیاس، یا حتی توی ایرانم ادمایی با موقعیت بالا به سمتم میان . خیلی خوشحالم بابت تغییرات خوبم و این اتفاقات عالی. من حتی پیشنهادات کاری خیلی زیادی هم دارم و اینها رو مدیون لطف خدا و کمک های بی دریغ شما هستم
    پاسخ
    -2
    انصراف

    nargss 6 دی 98
    سلام خانوم هروی ضمن تشکر از آموزش های زیباتون من یه دستاورد داشتم خواستم به اشتراک بذارم، من تقریبا 1ماه است که با کانالتون آشنا شدم ودوره جذابیت درونی رو به دلیل قسط بندی که داشتم فقط 3فایل رو دریافت کردم تو این مدت کم دستاورد خیلی خوبی داشتم آقایی که یه مدت کوتاهی تو زندگی من بود ورفته بود برگشت در حالی که من فقط 3فایل از دوره جذابیت رو گوش میکردم وحتی اونقدر که باید روی خودم کار نمیکردم بیشترین فایلی که خیلی گوش میکردم یکی از فایل های کانال به نام چرا برای ازدواج انتخابم نمیکنه بود، من دقیقا همون مشکل و اشتباهات رو داشتم،اون آقا الان برگشته با کلی معذرت خواهی و دوباره شروع کردیم اما اینبار عاقلانه تر وهردومون قبول داریم که خیلی اشتباهات داشتیم وقراره که روی خودمون کار کنیم واین بود دستاورد من، خوشحال میشم اگر این دستاورد رو داخل کانال بذارید تا اشخاص دیگر هم ببینن، بسیار ممنون ❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    6 دی 98
    سوده عزیزم سلام . نمیدونم از کجا شروع کنم به گفتن. وقتی ازدواج و بهم خورد و اون آقا نزدیک عروسی رفت من خیلی حالم بد شد. انقدر استرس داشتم که قرصای روانپزشکم فایده نداشت، از فشار عصبی پای چپم چندبار لمس شد و تیک عصبی گرفتم. چند وقت بعد با شما آشنا شدم و شروع کردم. یک هفته بعد از دوره جذابیت درونی برخلاف همیشه که رو تختم می افتادم بلند شدم و برای زندگیم برنامه ریختم.من مربی باشگاه هستم بعد از کار کردن دوره ها تعداد شاگردام بقدری زیاد شد که ظرفیت تکمیل شده و به درآمدی که سالها بود میخواستم رسیدم و اون آقا برگشت و به من گفت "غلط کردم" اما من نپذیرفتم. حالا کسی به زندگیم اومده که از هر نظر ازون آقا بالاتره و بسیار جدی هست برای رابطمون و هنوز مدت زیادی نگذشته اما با اینکه خوانواده اش ایران‌نیستند هماهنگ کرده که اخر هفته بیان برای خواستگاری. از آرامش و حال خوبی که دارم خیلی خوشحالم.مرسی از خدای بزرگ که کمکم کرد
    پاسخ
    -0
    انصراف

    6 دی 98
    خانم هروی من با تجربه بسیار تلخی با شما آشنا شدم، کسی که باهاش در ارتباط بودم با دوست خودم به من خیانت کرد و من احساس تنهایی شدیدی داشتم چون حالم اصلا خوب نبود، ترس از تنها شدن و ترک شدن داشتم ولی با دوره ها روی خودم کار کردم و الان با تنهاییم حالم خیلی خوبه و باورم نمیشه من همون ادمم . بعد از چند ماه کسی که ایده آل من بود اومد توی زندگیم و به من میگه تو مثل الماس پشت ویترین من میمونی که دلم میخوام تو رو داشته باشم. اونقدر حال رابطه من خوبه، چون حالِ درون من خیلی خوبه. چون فهمیدم چطور باید زندگی کنم و این آقا الان به خاطر من و رابطمون واقعا داره میجنگه کسایی که مخالف ارتباطمون بودن رو گذاشته کنار و به من میگه تو همونی هستی که من میخواستم؛ اونقدر ارومی من ارامش میگیرم بهم حس و انرژی خوبی میدی. خانم هروی من از بچه گی با وجود اینکه همه چی داشتم ولی حال خوب اصلا نداشتم ولی الان از وقتی که تمرین ها رو انجام میدم حالم خیلی خوبه و همه به من میگه چقدر دوست داشتی شدی و خودم واقعا اون چیزی که در مورد تغییر مدار میگفتید رو در خودم حس میکنم، دوست های بهتری پیدا کردم. خیلی از شما ممنونم که زندگی من رو متحول کردید
    پاسخ
    -0
    انصراف

    5 دی 98
    خانم هروی عزیزم من در گذشته یک ازدواج ناموفق داشتم و وقتی با شما آشنا شدم کار نداشتم، وضعیت مالیم خوب نبود، روابطم مدام کات میشد و خوب نبود حالم خیلی بد. کم کم که ویس هاتون رو شنیدم فهمیدم جهنم واقعی در درون خود آدمه بهشت واقعی هم در درون خودمه و با شما تجربه کردم که ادم زندگیشو خودش میسازه.حالا زندگی من بعد ۳۳ سال تغییر کرده، دیگه ناله نمیکنم، دیگه نمیجنگم با دیگران، خیلی آروم شدم و بعد اینکه تمرین های دوره ها رو انجام دادم آدمی وارد زندگیم شد که مسیر زندگیم تغییر کرد. شغل مناسبم رو پیدا کردم، محل زندگیم و عوض کردم وضعیت مالیم تغییر کرد. من دیدم وقتی درون من زیباتر شد بینش های من تغییر کرد حالا جهان بیرون هم‌داره زیبایی هاش رو به من نشون میده؛ این جهان آیینه ماست . من دارم زیبایی های آدم ها رو میبینم و ارتباط ادم ها با من خیلی خوب شده؛ چه دستاوردی بزرگتر از این که حال من خیلی خوبه و حال اطرافیانم هم خوبه. خواهرم به من همیشه میگفت تو روانی هستی الان همه اطرافیانم هر شب به من میگن سلام خانم پرانرژی، خانم انرژی مثبت 😍 خداروبرای فردی که به زندگیم اومده شکر میکنم چون همسفر منه و خیلی کمک میکنه تا ثابت قدم باشم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    1 دی 98
    خانم هروی عزیز من بعد از جدایی، تخریب شده بودم هر روز کارم گریه کردن بود. بسیار عصبی بودم و جیغ میزدم با همه درگیر بودم . شرط طلاقم این بود که همه چیز و بذارم و برم و به نقطه صفر رسیده بودمم. با دوره ها شروع کردم و واقعا دستاوردهای خوبی داشتم. توی کارم خیلی پیشرفت کردم من دیزاینر هستم هر روز پیشرفتم رو میدیدم زندگیم خیلی اروم شد دیگه با کسی نمیجنگیدم و جذابیتم خیلی زیاد شد هرجا میرفتم همه بهم توجه میکردند پیشنهادهای بسیار خوب برای ازدواج به من داده شد و حالا با فردی اشنا شدم که از هر نظر ایده آل من بودو الان بهم پیشنهاد ازدواج داده و میگه همه عمرم میخوام با تو باشم. من خیلی خوشحالم از اینکه تغییر کردم و اینو همه به من میگن. واقعا خوشحالم که دارم تجربه میکنم که وقتی من روی خودم کار میکنم دنیای اونجوری میشه که من میخوام؛ ادم ها همون طوری باهم رفتار میکنند که من دوست دارم . الان‌واقعا از رفتار دیگران جذابیت درونی خودم رو احساس میکنم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    EEM 29 آذر 98
    من ۶ماهه با شما آشنا شدم و این آشنایی یه تولد بود برام. دوره ها رو گرفتم و از یه دختر بی قرار و گریان و غمگین و تنها با یه عالمه قرص افسردگی تبدیل شدم به جذاب ترین دختر اطرافم. منم مثل همه ازم درمورد عمل زیبایی و راز جذابیتم پرسیدن و این یه عمل درونی بود نه ظاهری.پارتنرم که رفته بود با بدترین شرایط الان برگشته و من پرنسس زندگیش شدم و مثل یه الماس مراقبمه و تمام چیزهایی که تو چالش چهارماهه خواسته بودم شد. تاحالا هیچ وقت اینقدر لبریز از عشق و اتصال به خدا نبودم از تاریکی و تنهایی میترسیدم اما الان هرلحظه دلم میخواد با خودمو خدا و صدای زیبای شما خلوت کنم. دوره ها هربار برام تازگی داره و یه درس جدید ازشون میگیرم. واالله که اینا نه شعاره نه هیچ . آرزومه بتونم فایل هارو برای تک تک زنان سرزمینم بخرم و بهشون هدیه بدم تا ببینند ارزش درونی داشتن باعث میشه بفهمن چقدر دنیا زیباست و جای امن و پر عشقیه. خدا هرلحظه نگاه پرعشق بهتون بندازه و هرلحظه عشق و انرژی مثبت تو زندگیتون سرشار باشه
    پاسخ
    -0
    انصراف

    26 آذر 98
    خانم هروی عزیزم الان که دارم از دستاورد هام میگم، من در نقطه نورانی زندگیم، جایی که همیشه آرزوشو داشتم هستم.من چند رابطه ناموفق داشتم که هیچ کدوم نتیجه ای جز اسیب به من نداشت تا اینکه خواهرم کل دوره ها رو برام خرید و بهم هدیه داد 😍از اولین دستاوردام این بود که من رتبه ۱ دانشگاه شدم در کل ۴ ترم و بعد رابطه ی دو سه ساله ای داشتم که هر کاری میکردم ولی اون فرد جذب من نمیشد رابطه مون به ثمر نمیرسید. فقط من تلاش میکردم اون هیچ کاری نمیکرد و اون رابطه تمام شد و تونستم رها کنم. بزرگترین آرزوی من گویندگی بود و به طرز معجزه آسایی اتفاق افتاد و حالا من یک رابطه فوق العاده ای رو بدست اوردم که اون آقا اخلاقش ، رفتارش تماما چیزی بود که من میخواستم. این‌در مقابل اونی که من میخواستم مثل الماس در کنار شیشه است من الان خیلی خوشبخت هستم و اینو از کمکای شما دارم .
    پاسخ
    -1
    انصراف

    parvaneh 26 آذر 98
    من یک زنی هستم که پارسال در بدترین شرایط روحی بودم یک جدایی خیلی درد آور داشتم ،در حدی که توان غذا خوردن نداشتم ،در محیط کارم عصبی و همش با خشم و نفرت همه رو می دیدم و در خانه همش گریه ، مشاوره‌ی زیادی گرفتم ولی باز می شدم همون آدم زخمی در اینستاگرام یک مطلب از شما برایم ارسال کردند و من وارد کانال شما شدم ،چنان جذب و غرق در کانال شما شدم که نمی دونم چطوری 5ماه گذشت که دیگه دوره اعتماد به نفس تا دوره جزیره گنج خریداری کردم ،دو روز بعد از خریداری ترم یک اعتماد به نفس به شکل معجزه باور نکردنی واقعا یک چیز محال بود ،طرف من با یک پیغام طولانی عذرخواهی برگشت،شخصی که رفت الان پیشنهاد ازدواج رسمی داده ،من تازه بعد از سالها تنهایی و طرد شدن از رابطه های عاطفی که منو زیبای بدشانس صدا می کردنند،تازه فهمیدم مشکل در وجود خودم بوده سوده جان مادر مهربونم که زندگیم با حرف های شما داره عوض می شه الهی شکر که هستید الهی این عشق الهی که در روح و صدای شما هست پاینده باشه ،الهی همیشه سالم و سربلند باشید و زیر سایه خدا⁦❤️⁩🙏
    پاسخ
    -0
    انصراف

    22 آذر 98
    من در شرایطی بودم که همه بهم میگفتن ازدواج تو رو بستن، همش میگفتم چرا یه شغل خوب قسمت من نمیشه؟؟ وقتی دوره ها رو شروع کردم دیدم چقدر گره های روانی در مورد ازدواجم دارم و این باعث شده ازدواج برای من اتفاق نیوفته ، از محل کار قبلیم اخراج شدم و اصلا کار پیدا نمیکردم و توی این مدت داشتم روی دوره جزیره گنج کار میکنم روی قفل های ذهنی خودم‌ در موردشغل؛ یقین داشتم‌ که یه کار خوب برام پیدا میشه و حالا من با حقوق بسیار خوب استخدام شدم با یه محیط کاری خوب حتی الان کسی سر راه من قرار گرفته که ۹۰ درصد متناسب با هم هستیم؛ الان وقتی مقایسه میکنم میبینم این آقا در مقابل فردی که منو ترک کرد و من بسیار ناراحت بودم، فرشته است. از خدای عزیزم ممنونم که شما رو سر راه زندگی من قرار داد.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    22 آذر 98
    خانم هروی عزیزم سلام . من توی یک رابطه خیلی خوب بودم، ولی یهو به من گفت کلا دور تو رو خط میکشم، دنیا روی سرم خراب شد و من شروع کردم دوره ها رو و روی خودم کار کردم دو تا دفتر دارم که توش نت برداری کردم و هر شب این دفترهام رو مرور میکنم، متوجه اشتباهاتم شدم و شروع کردم به اصلاح و حالا اون آدم برگشته و امروز که در ارتباط با "منِ جدیده" به من میگه من افتخار میکنم که تو در زندگی من هستی. تو بهترین اتفاق زندگی من هستی ، الان به بهم خیلی بیشتر توجه میکنه، علاقمون خیلی بیشتر شده ، من با سه ساعت کار در روز درآمد من الان ۳برابر شده، موقعیت کاریم فوق العاده عالی هست و حتی الان در مورد کارم یه ایده دارم که میدونم انجامش بدم وضعیتم کاملا تغییر میکنه. من از شما یاد گرفتم که باید انسان دیگری باشم تا زندگیم تغییر کنه و همینطور هم شد. مرسی بابت آموزه های فوق العاده تون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    21 آذر 98
    من به شدت افسرده بودم، از کارم اخراج شده بودم صابخونه ام جوابم کرده بود و شرایطم خیلی سخت بود. دوره هاورو شروع کردم و احساس میکنم زندگی من زیر رو روشده، کار پیدا کردم، درآمدم خیلی بهتر شد، خونه ام و عوض کردم رفتم یه جای بزرگتر و خوب. چهارسال پیش باکسی بودم که عاشقانه دوستش داشتم اما اون منو ترک کرده بود، توی این چهارسال به هیچ عنوان هیچ گونه ارتباطی نداشتیم باهم ولی اون اقا برگشت؛ اول پیشنهاد دوستی بود ولی یک هفته بعد به من پیشنهاد ازدواج داد . برای ارشد دانشگاه تهران قبول شدم این ارزوی من بود اصلا باورم نمیشد. این آقا از وقتی برگشته همش به من میگه تو چقدر ارومتر شدی چقدر خانومتر شدی و الان واقعا به رابطه مون مشتاقه .اتفاقای خوب داره پشت هم می افته . توی هر جمعی که میرم خیلی بهم توجه میشه و همه دوست دارن با من ارتباط برقرار کنند و واقعا برای همه جذاب شدم. ممنونم از خدا و بعد از آگاهی که شما دادین
    پاسخ
    -0
    انصراف

    21 آذر 98
    من هم با یه سیلی محکم سفرم‌ رو شروع کردم، بارها سیلی خوردم اما نفهمیدم که باید تغییر کنم، اما اینبار خیلی متفاوت بود و احساس کردم نابود شدم ، با کل دوره ها شروع کردم‌و سعی کردم تغییر کنم ، سیگارو گذاشتم کنار، ورزش شروع کردم، کارمو شروع کردم، من در یکی از بهترین رشته های دنیا در خارج از کشور تحصیل میکردم ولی با اتفاقی که پیش اومد،داشتم از دانشگاه اخراج میشدم و از خدا کمک خواستم و به طرز بسیار عجیبی کارم درست شد تونستم مرخصی بگیرم، جفت دستام لرزش داشت و نمیتونستم کار کنم الان لرزش دستم خوب شده ، مهترینش اون آرامشیه که دارم و اون اعتماد به نفسی که پیدا کردم حتی تن صدام‌پایینتر اومد،تصمیم گیری برام راحتتر شده، بزرگترین دستاوردم این بود: ارتباط من با جهان برقرار شد یه من میتوانم قوی از عمق وجودم اومده، یه مشکلی داشتم که به هیچ عنوان حل نمیشد اومدم توی کانال و کلمه طلسم رو سرچ کردم و همه دستاوردها و.. رو گوش کردم من اونجا متوجه شدم علاوه بر دوره ها چقدر میشه از دستاوردها استفاده کرد، من خیلی از طلسم های روانیم پیدا کردم، انرژی خیلی زیادی دارم، الان دیگه در برابر مشکلات آرومم و سعی میکنم ببینم دلیلش چیه، به همه دوستانم میگم که هرکسی میتونه تغییر بکنه، تغییر فقط مال یه عده خاص نیست
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌹س🌹 20 آذر 98
    سلام خانم هروی عزیزم. اول و قبل از هر چیز میخوام بابت تمام رهنمودهاتون ازتون تشکر کنم. راستش یک فایل صوتی پر کرده بودم که براتون از دستاوردهام از دوره ها و به خصوص چالش چهار ماهه گفته بودم ولی متاسفانه هر بار خواستم ارسال کنم کلا فیلترشکنهام از کار افتادن، نمیدونم چه حکمتی در کار بود. به همین خاطر تصمیم گرفتم براتون بنویسم.من دوره جذابیت درون و دو ترم عزت نفس تا اعتماد به نفس رو حدود یک سال پیش از خواهرم هدیه گرفتم😊 و تا حدود زیادی به تمرینها عمل کردم. خانم هروی میتونم بگم دنیای من با شنیدن و عملی کردن تمرینها زیرور رو شد.من فوق لیسانس هنر هستم و حتی سابقه تدریس دانشگاهی هم دارم. تا 8 سال پیش نگارگری مشغولیت اصلی من بود. اما بعد از ازدواجم این کار رو کنار گذاشتم بر خلاف میلم و حتی با وجود اصرار همسرم به ادامه این هنر.نمیدونم چرا در درونم کشش و اراده ام نسبت به این کار از بین رفته بود. وقتی با کمک شما دید جدیدی نسبت به خودم و اطرافیان و دنیام پیدا کردم ضعفهای خیلی زیادی هم درون خودم دیدم. و صدای روحم رو شنیدم که من رو به سوی رنگ و نقش دعوت میکرد و من متاسفانه در تمام این مدت نادیده گرفته بودمش و الان چند روزی هست دوباره دست به قلم شدم و به زودی تصویر اولین کارم تو این مدت رو برات خواهم فرستاد. من با دوره عزت نفس دارم تلاش میکنم تا قوت بیشتری به روحم و جسمم ببخشم. من عاشقانه با همسرم زندگی رو شروع کردیم و همین دوست داشتن باعث شده بود خودم و خواسته هام رو در پوشش خواسته های همسرم بروز بدم. عزت نفسم در حال ویران شدن بود. در خصوص تصمیمات زندگی نمیتونستم ابراز نظر کنم چون فکر میکردم و در واقع به دلیل طلسم ذهنی خودم تصور میکردم همسرم نظرات من رو قبول نداره. بعد از گذروندن دوره ها شروع کردم به ابراز نظر درباره مسائل و دیدم که چقدر همسرم از نظراتم استقبال و به اونها عمل میکنه و میگه پیشنهادات عاقلانه ای میدی. بزرگترین ارمغان دوره جذابیت برای من هم مثل خیلی از دوستان زندگی سالم آرامش و صلح با خودم بود و این آرامش منجر به بهبود رابطه با همسرم و بالاتر رفتن سطح کیفی ارتباطمون شد. من در چالش چهارماهه به دنبال کمتر شدن پنهانکاریهای همسرم بودم و یک روز که به این موضوع فکر میکردم دریافتم که خودم هم با او پنهانکاری دارم بنابراین شروع کردم به شفاف تر کردن خودم و بیان مسائلی که قبلا با او درمیان نمیگذاشتم. و امروز که به این مدت چالش نگاه و فکر میکنم می بینم که چقدر راحت تر داریم مسائل رو با همدیگه درمیون و حلش می کنیم و من تمام اینها رو مدیون شما هستم خانم سوده عزیز. من هر روز سپاسگذاری از خداوند رو به جا میارم و از همین سپاسگذاریها به نتایج و دستاوردهای زیادی رسیدم. آرزوی من برای شما که آگاهی و عزت رو در درون من بیدار کردید عزت همیشگی نزد خداوند و بندگان اوست
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Maria 19 آذر 98
    امیدوارم دوره هاتون حال دل من رو هم خوب کنه
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Fahime B 19 آذر 98
    سلام خانوم هروی دوستداشتنی. من مدتهاس میخواستم از دستاوردهام براتون بفرستم ولی صبر کردم چون هنوز بعد از این همه مدت می دونم کلی مسئله دارم که باید روشون کار کنم. اما الان خوب میدونم که اقتدار این کار و دارم پس میتونم اروم اروم حلشون کنم. این اولین دستاوردیه که میفرستم با وجود اینکه شاید حدود دو ساله که هر روز تو کانال شمام و هرروز به ویسای شما گوش میدم و این یکی از بهترین اتفاقای زندگی من بوده. الان وقتی برمیگردم به دو سال قبلم احساس میکنم کلا یه دنیای دیگه و یه ادم دیگه بودم. کلیییی دستاورد داشتم و میدونم که ادامه داره، چون حاضر نیستم از این ارامش و رشد روحی که توش قرار گرفتم دست بکشم و رهاش کنم. تواین دوسال کلی کتاب خوندم که بیشترشون تو همین زمینه بوده و کلی کتاب دیگه خریدم که خوندنشون تو برنامه هامه، این یکی از قشنگترین دستاوردهای منه (چون همیشه این کار و دوست داشتم ولی خیلی بهونه داشتم که وقت ندارم). ارامش روحیم و کنار گذاشتن قرصای اعصابی که چندسال بود میخوردم، مسلط شدن روی خودم و اینکه میتونم تو خیلی از شرایط که قبلا خیلی بهمم میریخت الان با ارامش برخورد کنم یا اینکه گذشتن از خیلی از نقطه های قفل شده زندگیم و طلسم هام که هر لحظه دارم اگاهانه بهشون فکر میکنم و بازم دنبالشون میگردم و کلی اتفاقای دیگه که واقعا زیادتر ازاونی که بشه تو چندتا خط گفت از دستاوردهای این مدت منه. من الان بعد از سالها که تمام رابطه هام قفل شده بود و بدون هیچ علتی کات میشد، چند ماهِ وارد رابطه ای شدم که پارتنرم همه کاری انجام میده تا من احساس ارامش و خوشحالیم بیشتر باشه. الان که تو یه رابط عمیقم میفهمم چه بلایی سر روابط قبلیم می اوردم با سایه هام با طلسم هام با نا اگاه بودنم با وابسته بودنم با فرافکنی هام و.... هر روز بیشتر خدارو شکر میکنم که من و تمام اطرافیانم و تو مدار خودشناسی و ارامش قرار داده، تقریبا تمام خانوادم و دوستام وهمه نزدیکام و به کانالتون دعوت کردم تواین مدت و اثر صدا و عشقی که شما تو این راه دارید و روی تک تکشون دیدم.من تمام ویس هاتون و تواین دوسال تهیه کردم و تقریبا هر دوره رو چندین بار گوش دادم و از کلمه کلمه ش استفاده کردم، ولی بازم وقتی گوش میدم انگار نکته هایی داره که جدیده و الان باید برم تو دل این قسمت از زندگیم. با تمام این دست اورد هایی که داشتم از روابطم با خانوادم، پارتنرم، درسم، روحم و از همه مهمتر رابطه خوبم با خودم بازم خوب میدونم که تازه تو شروع این راهم و همیشه ادامه داره... میدونم که مسائل تموم نمیشن ولی من الان طور دیگه ای بهشون نگاه میکنم، از یه زاویه دیگه و یه نوع دیگه. سعی میکنم تو همه لحظه ها هوشیار باشم و دنبال معنا تو همه چیز میگردم.من اثر این زندگی جدیدمو تو تک تک چیزایی که اطرافمه حس میکنم. از گل و گیاهی که همیشه دوست داشتم داشته باشم، ولی خشک میشدن، ولی الان کلی گلدون سرحال تو خونم دارم، از تنبلی و سستی که همیشه داشتم نسبت به زندگیم، ولی الان هیچ کاری رو ناتموم نمی زارم بمونه، گرفته تا ارامشی که تو کارم دارم و باز خوردی که از اطرافیام میگیرم که میگن چقدر ارامش داریم وقتی با تو حرف میزنیم یا کنارتیم، حس میکنم.... من الان مدتهاس حتی برای تایم های خالیم برنامه دارم و انجامشون میدم واین خیلی حال درونم و بهتر میکنه....
    پاسخ
    -0
    انصراف

    18 آذر 98
    با یه شوک عاطفی، سفر خودشناسی رو شروع کردم، زمانیکه فکر میکردم خیلی عالیم. اولین دستاوردم آرامش بود و بعد در دوره عزت نفس مبحث سایه ها خیلی کمکم کرد تا ریشه مشکلاتم با همسرم رو فهم کنم. من هر سه دوره رو بارها و بارها کار کردم فکر میکنم . همش میگم کاش که زودتر آشنا شده بودم که این ضربه ها رو نمیخوردم و یکی از بزرگترین دستاوردهای من مسئله مالی بود، قبلا همش حیاب کتاب میکردم چرا همسرم برای خانواده اش خرج میکنه ولی برای من نه؟ از زمانی که روی خودم کار کردم و این مسئله رو هم رها کردم اتفاقی که افتاده اینه مبلغ پولی که به دستم میرسه خیلی بیشتر از اونیه که من قبلا حتی انتظارشو داشتم، خیلی راحتر خرج میکنم ولی پس اندازمم بیشتر شده. کلماتی رو دارم از همسرم میشنوم که بعد ۲۷ سال زندگی مشترک تا حالا نشنیده بودم.الان به خواسته های من احترام میگذاره به علایق من ، من در مواجه با چالش های زندگیم هم خیلی قویتر شدم با اینکه یک تصادف شدید داشتیم من اونقدر با ارامش برخورد کردم که همه میگفتن تو چطوری تصادف بچه هات رو تحمل کردی . اولش فکر میکردم بچه هایی که دستاورد میفرستند اغراق میکنند ولی الان‌میبینم داره برام اتفاق می افته
    پاسخ
    -0
    انصراف

    18 آذر 98
    به پوچی رسیده بودم،قرص میخوردم میخوابیدم که فقط این زندگی تموم بشه. نه انگیزه ای نه آرزویی هیچی خوشحالم نمیکرد .من به شدت از طرف اطرافیانم سرکوب میشدم. یه روز به خودم گفتم بگذار منم دوره ها رو امتحان کنم شاید، شد و منم از دستاوردهام برای خانم هروی ویس فرستادم 😊بهم پیشنهاد کار شد و یک روز بعد پیشنهاد ترجمه کتاب شد که اوکی شد . در یکی از استودیو های مشهور عکاسی که خیلی دوست داشتم اونجا کار کنم مشغول شدم من هزینه آموزش اونجا رو نداشتم به طرز بمعجزه آسایی اونا قبول کردند رایگان به من آموزش بدن.من جایی برای کار مشغول شدم که وقتی برای مصاحبه رفته بودم افرادی اونجا فرم پر کرده بودند که PHD داشتند ولی من پذیرفته شدم . من یاد گرفتم باید بهای خودم رو خودم بپردازم الان نه گفتم رو یاد گرفتم ارزش قایل شدن برای خودم و یادگرفتم. تمام کسایی که منو سرکوب میکردند بعد از اینکه من روی خودم کار کردم یا سکوت کردند یا از جلو من کنار رفتند.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😍 18 آذر 98
    من خودم رو ساختم و زندگی من ساخته شد. یک سال قبل دوره جذابیت رو شروع کردم وقتی دوره عزت نفس رو کار کردم متوجه شدم همه مشکلاتم و مسایلم از کمبود عزت نفسم بوده و فکر میکردم دیگه هیچوقت درست نمیشه به همین دلیل دوره ها رو ول کردم . چند وقت بعد به خودم گفتم بیا از اول باهم بسازیم و دوباره دوره ها رو شروع کردم و من با همه وجودم باز شدن در های جدید رو تجربه کردم . همسرم چندین سال بود که اعتیاد به مواد مخدر داشت و الان نزدیک به دوماهه ترک کرده .اونقدر گشایش ها در زندگیم پست سر هم داره رخ میده که خیلی سخت میتونم خودم رو باهاشون هماهنگ کنم .من همیشه خانه دار بودم و فکر میکردم چون تحصیلات خاصی ندارم نمی تونم کار کنم ولی الان یک ایده خوب به ذهنم اومده که متناسب با علایق درونیه منه و میخوام یک سالن پرورش قارچ برای خودم بزنم که مستقل باشم و اعتماد بنفس انجام دادنش و پیدا کردم . همیشه سردرد های مزمن داشتم. حتی توی خواب سردرد داشتم همیشه سرم داغ بود اما از وقتی دارم روی خودم کار میکنم سردردام قطع شده.افسرده و بی حوصله بودم ولی الان خیلی پر انرژی شدم احساس میکنم میتونم به همه عشق بورزم .همیشه دعا میکردم خدا یه پولی به من بده من برم پیش مشاور بهم بگه چیکار باید بکنم. ولی الان احساس میکنم اینکه با خودم آشتی کردم بهترین مشاور برای خودم هستم . خونه ای که دوستش داشتم و خدا خیلی بهتر از اون خونه رو به من داد.این حال خوب رو برای همه زندگی سالمی ها آرزو میکنم
    پاسخ
    -1
    انصراف

    sss 18 آذر 98
    من یک مشاور هستم، رابطه فوق العاده من به جدایی کشید و من ..... بعد مدتها مردی که مهرش به دل من نشسته بود به زندگی من اومد و بهم ابراز علاقه کرد، من فارغ التحصیل رشته مشاوره هستم فکر میکردم دختر فهمیده ای هستم، این رابطه بسیار فوق العاده بود و ما واقعا عاشق هم شده بودیم , بعد شش ماه این رابطه کات شد و من شوک شده بودم زمانی ک حالم خیلی بد بود با شما آشنا شدم, جذابیت رو شروع کردم در حالی که توان بلند کردن قاشق نداشتم, به حدی نفس کشیدنم قفل شده بود که از اسپری آسم استفاده میکردم , شما حرف میزدید و من گریه میکردم،دستاورد بچه ها رو گوش میکردم میگفتم مگه میشه اون برگرده محاله، این ادم که با این غرور و وقاحت رفت چطوری برمیگرده؟ به خودم گفتم تو که اینقدر خرج لباست کردی تاحالا هزینه ای برای روانت کردی؟ و همون روز شما یه متن گذاشتید که امروز یک هدیه به خودم میدم، هدیه ای که یک روز به خاطرش از خودم تشکر میکنم که به خودم میدم. جذابیت درونی رو شروع کردم با حال بسیار بد ولی واقعا کار کردم , یک روز عمیقا دعا کردم و گریه کردم , فردا صبحش دیدم ۲۸تا پیام ازش اومده که من بی لیاقتی کردم نفهمیدم برگرد.ولی من قبول نکردم, من قبلا فکر میکردم مسائل از اونه ولی وقتی دوره عزت نفس و شروع کردم دیدم من چقدر در درون طلسم و سایه داشتم چقدر حقیقتا بی عزت نفس بودم, به این نتیجه رسیدم که خودم و دوست نداشتم خیلی خودم و تحقیر میکردم, یه محبتی نسبت به اون ادم دارم که با رفتنش منو به سمت یه راه بسیار قشنگ سوق داد
    پاسخ
    -0
    انصراف

    👸 18 آذر 98
    من درآمدم صفر بود و از شدت استرس، درگیر بیماری شدم که یک ماه به طور کامل دکتر به من استراحت مطلق داد و حتی برای خودن آب نمیتونستم همه موهای سرم ریخت، پوستم دچار مشکل شد . وقتی دوره ها رو گرفتم هیچ باور نمیکردم دستاوردی بفرستم ، ولی من بهبود پیدا کردم دوباره موهای سرم پرپشت شد پوستم خوب شد .توی کارم به موفقیت هایی رسیدم که نتنها در شهر خودم بلکه در کل ایران مطرح شدم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Leila R 18 آذر 98
    سلاااام خدمت همه زندگی سالمی های عزیزم مخصوصا خانم هروی عزیزدل هممون من از مرداد ماه ۹۷ با کانال شدم مثل خیلی از بچه ها بطور اتفاقی تو شرایط روحی نامساعدی آشنا شدم که اون لحظه گفتم جای پول دادن به فالگیر دوره جذابیت رو بخر شاید به دردت خورد. الان نه تنها به درد خورده بلکه میفهمم معجزه ای از سمت خدا برام فرستاده شد تا بشم همون بنده ای که اسمش رو گذاشتم اشرف مخلوقات کلام کوتاه میکنم و فقط دستاوردهای ۷ماهم رو مینویسم : ۱- هدیه دادن تمامی دوره ها به فردی که ترکم کرده بود به منظور تشکر و قدردانی برای جرقه آگاهی ای که با رفتنش به زندگیم آورد ۲-فرستادن فایل های رایگان کانال برای ۹نفر از دوستانم که میدونستم بهشون احتیاج دارن جهت ایجاد آشنایی با کانال و ایجاد انگیزه برای شرکت در دوره ها البته که برای هرکدومشون وقت میذاشتم و مطلبی مرتبط برای هرکدوم ارسال میکردم ۳- مطالعه ۱۱ کتاب البته بعضی ها رو چندباره جهت آشنایی بیشتر. با مطلب سایه و شکرگذاری رسیدن به قاطعیت در تضادهای درونی ،بالابردن اقتدار و خودباوری ۴- هدیه دادن کتاب به ۳نفر از دوستام برای ترغیبشون به کار کردن روی خود. ۵- ایجاد ارتباطی عمیق با خداوند مهربانم که با تمام وجودم دوستش دارم و ایمان و باور دارم که از طریق جهان هستی تمامی خواسته های من رو توی بهترین زمان و. مکان پاسخ خواهد داد ۶-رسیدن به آرامشی درونی که غیرقابل توصیف بوده توی کل زندگیم جوری که توی خونه توی جمع دوستام و. محیط کار به چشم میاد و از زبون بقیه عنوان میشه و میتونم به نزدیکان منتقلش کنم ۷-پذیرفتن خودم تسلط برخوردم پیداکردن راه برای ایجاد فضایی برای فکر کردن و آگاه شدن به خودم قبل عمل کردن توی هر. شرایط ی که بسیار هم سخت بود و. هست و راه بسیار ۸-تغییر. مدل دعا کردنم تغییر. مدل آرزو کردنم جوری شده که برای همه دعا میکنم دوست فامیل همکار زندگی سالمی ها و اطمینان و اعتماد در. آخر دعاهام که خدایا تو راضی هستی برام خیر میدونی براش میدونی بده اگه عاقبت بخیری نداره بهم نشانه بده نرم سراغش بهم ندش بهم صبرشو بده اقتدار شو. بده من تو مسیر توام هرچی تو بخای کی بهتر از تو ۹-رسیدن به پله اول استقلال روانی که توی خانوادم نداشتم و آزادی که هیچوقت بهم داده نمیشد ۱۰-کنترل هیجاناتی که بخاطر اجراشون آرامشم گرفته میشد و. برام ضرر مالی هم داشت و. فقط.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Sahar J 17 آذر 98
    سلام خانم هروی خیلی دوستتون دارم ی دستاوردی ک براتون دارم اینه ک من انقد تپش قلبم بالا بود همیشه 99 بود از زمانی ک این دوره ها رو تهیه کردم و روی خودم کار کردم خیلی اروم شدم lن ب شدت عصبی بودم و خیلی سر هر مساعلی بهم میرختم الان تپش قلب من از 99 رسیده ب 84 انگار ارامشم بیشتر شده و اینک سر دردهام خوب شده .و خداروشکر ثبتنام کردم برای دوره مربیگری و همین امروز باهام تماس گرفتن ک کلاس ها شروع شده واقعا ابن دوره ها منو تکون داد چون سالها بی هدف زندگی میکردم.ازتون ممنونم ک ب ما کمک میکنید .
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Elaheh S 17 آذر 98
    من٣٧سالمه .مدتها درگير يك رابطه عاطفي اشتباه بودم و تلنگري با عضويت در كانال بر من وارد شد كه در ادامه عضويت اقدام به خريدن دوره های جذابیت درونی و عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج كردم. اين دوره ها كاملا مثل يك مشاور حضوري بهم كمك كرد چون بعد از گوش دادن با دقت درباره شخصيت و زندگي خودم تفكر كردم و متوجه شدم خودم در حق خودم تا به امروز چقدر ظلم كردم. دارم روي شخصيتم كار ميكنم و واقعا استفاده از اين دوره ها و تمرين اين دوره ها ميتونه به بسياري از ما كمك كنه..و مهمترين نكته اش اينه كه قدر خودمون و ارزشهاي انساني بالاي خودمون رو خواهيم شناخت ممنون از تمام زندگي سالمي ها و بيشتر از همه سركار خانم هروي
    پاسخ
    -0
    انصراف

    F 17 آذر 98
    سلام سوده عزیز .بعد از دوماه، سه هفته پیش به ایران برگشتم سه تا دوره رو دو بار گوش کردم چون بچه‌ها اینجا نیستن ومن وهمسرم تنها هستیم زمان زیادی دارم، برای خودم برنامه ریزی کردم از ورزش وکتاب خوندن و....وهمچنین همراهی با همسرم در کارهای بیرون البته فقط یک روز در هفته.برام جالبه همسرم بعضی مواقع بجای نگاه کردن به فیلم داره به من نگاه میکنه ووقتی ازش میپرسم چی شده لبخند میزنه وبا نگاهش دنبال یه چیزیه که نمی تونه جوابش رو پیدا کنه 👌 ازتون خیلی ممنونم که منو با خودم آشنا کردین🌺🙏🙏🙏🌺عاشقی رو باید با او تجربه کرد.عشق اوست که تو رو می‌سازد چه ظاهر وچه باطن🌺خدای عاشق یارت🌺
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Hamideh kh 15 آذر 98
    سلام و عرض ادب سرکار خانم. من۳۱ سال دارم.قبل از هر چیزی بابت کمک بی دریغی که به هم نوعان خودتون می کنید و بهشون آگاهی رو هدیه می دید بی نهایت قدردان و سپاسگزارم شما روح بزرگی دارید من یک سالی هست که فایل های شمارو تهیه کردم و طی این یک سال دستاوردهای درونی زیادی داشتم من مسایل فوق العاده زیادی تو زندگیم داشتم که بالاخره بعد از مقاومت زیاد تونستم به این درک برسم که فقط خودم مسوول تمام این اتفاقات هستم و بس. مغز من پر از قفل و طلسم بود پر از سایه که من رو به حدی رسونده بودن که واقعا به این نتیجه رسیده بودم که من یک چیز اضافی و به درد نخور تو این دنیا هستم هیچ وقت خودم رو نمیتونستم دست بالا بگیرم و چپ و راست از همه طرف تحقیر می شدم حتی از سمت خانواده و این برام خیلی خیلی سنگین بود. با اینکه ۸ سالی میشه که از خانواده جدا شدم و تنها تو خوابگاه زندگی می کنم و خرج خودم رو در میارم و مستقل هستم اما همیشه چشمم به دست این و اون بود که بهم یجوری کمک بکنن و از یک طرف دیگه مرتب احساس می کردم که دارم برای همه مزاحمت ایجاد می کنم خیلی عذاب می کشیدم تا جایی که سرگیجه های مداوم گرفتم و کارم به دکتر و دوا درمون کشید و دکتر بهم گفت به ام اس مشکوک هستم همیشه دلم می خواست اون احساس ارزشمندی که هیچ وقت از درون احساس نمیکردم از بیرون دریافت کنم و همیشه با یک سیلی محکم از جهان روبرو می شدم و دقیقا خرید فایلای شما مصادف شد با بدترین و محکم ترین سیلی هایی که از جهان خوردم و طوری من رو از پا انداخت که کاملا به نقطه صفر خودم رسیدم و اون تایم بود که با همه وجودم خدایی رو که چند سالی بود انکارش می کردم صدا زدم و این صدا زدن همانا و دستی که از سمتش به طرفم دراز شد همانا. الان هر روز برام یک دستاورده سرگیجه هام خوب شده قلب دردم خوب شده دیگه دارم به خودم احترام میگذارم صبح با روحیه شکر گذاری از خواب بیدار میشم کسی که باهاش رابطمو تموم کرده بودم با پیشنهاد ازدواج برگشت هنوز خیلی قفل ها تو سرم هست هنوز خیلی جاها با مساله مواجه هستم اما مهمترین دستاوردم این بوده که فهمیدم خودم باید از پس مشکلاتم بر بیام و مرتب دنبال حامی نباشم من از طرف جهان حمایت می شم و همین برام کافیه و با اراده ای که از خودم سراغ دارم ایمان دارم که میتونم بالاخره استعداد اصلی خودم رو کشف کنم و از کاری که مختص به خودم هست کسب درامد عالی داشته باشم. باز هم از شما سپاسگزارم. یکی از آرزوهای من اینه که یک بار از نزدیک شما رو ملاقات کنم واقعا تبدیل شده به یکی از آرزوهام امیدوارم یک روز بشه فقط برای چند دقیقه شمارو ببینم من شمارو خیلی دوست دارم. واقعا نمی دونم با چه زبونی از شما تشکر کنم زبونم قاصره با هیچ واژه ای نمی شه از شما سپاسگزاری کرد. براتون سلامتی و موفقیت روز افزون رو از خداوند متعال خواستارم. پاینده باشید
    پاسخ
    -0
    انصراف

    zahra fd 15 آذر 98
    سلام خانم هروی عزیزم استاد مهربون که با اون صدای گرمتون و با اموزشهای فوق العادتون زندگی ما زندگی سالمی ها رو زیر و رو کردین و ارامش و عشق و خوشبختی و ارتباط با خدای مهربون و رحمان بهمون یاد دادید عزیزم واقعا من رابطه واقعی با خدا رو از شما یاد گرفتم و هر روز صبح که از خواب پا میشم اسم شما جز یکی از مواردیه که بابتش شکرگزاری میکنم هر روز جملم اینه خدایا شکرت که منو با خانم هروی اشنا کردی که ارتباط حقیقی با تو رو بهم یاد بده و بهم نشون بده اصلا هدف خلقت من چی بوده شکرت خدا❤️ میخوام دستاورد چالش ۴ ماهمو بگم. من تو سن ۲۰ سالگی یه ازدواج سنتی داشتم که با خیانت های مداوم همسر سابقم ۴ سال پیش جدا شدم اعتماد به نفس نداشتم خودمو لایق ادمهای خوب نمیدونستم و همش فکر میکردم چون یبار جدا شدم حتما باید با کسی ازدواج کنم که یا همسرش فوت کرده یا همسرشو طلاق داده و دیگه نمیتونم خیلی خوشبخت باشم تو همون ایام من و همکارم عاشق هم شدیم . اما چون من عزت نفس نداشتم خودم با افکار اشتباهم رابطمو خراب کردم یادم نمیره همیشه از خونه که میرفتم سر کار تصور میکردم که اون اقا با دختر دیگه ای ازدواج کرده و به خودم میومدم میدیدم بغض سنگینی رو قلبمه و همیشه ترس از دست دادنش همراهم بودتا اینکه این افکار منفی کار خودشونو کردن و ما از هم جدا شدیم و ایشون ازدواج کردن البته بعد از گوش دادن درسواره احترام به خود فهمیدم خودم چه ظلم بزرگی در حق خودم کردم و هیچوقت ته دلم خودمو لایق اون اقا نمیدونستم و همیشه فکر میکردم اینهمه دختر خوب هست چرا خانوادش بذارن ما با هم ازدواج کنیم بعد از جدایی از ایشون سفر من اغاز شد دوره جذابیت درونی عزت نفس و جزیره گنج تهیه کردم هر روز و هر روز گوش میکردم یادداشت برداری کردم سعی میکردم رعایتشون کنم مدارم کم کم عوض شد دوستای قبلیم که فقط پایه سفره خونه و رستوران خوش گذرونی بودن کلا کنار گذاشتم و با کسایی الان دوستم که همشونو مجبور کردم دوره هاتونو بخرن و اونام خیلی راضین الان دوستای من مثل خودم دنبال رشد و پیشرفتشونن و به هم کمک میکنیم که مدارمونو بالاتر ببریم ورزش شروع کردم کلاس سرمایه گذاری شرکت کردم و اموزش دیدم. از نتایجم راضی بودم ولی هنوز خلا عاطفیم پر نشده بود تا شما چالش ۴ ماهه رو گذاشتید. یه دفتر برداشتم نوشتم دوست دارم همسر ایندم ورزشکار باشه مهربون و وفادار باشه دنبال اموزش و خودشناسی و پیشرفت خودش باشه و برای وضعیت مالیش تلاش کنه. ۴ تا مورد نوشتم و دو ماه گذشت و من هیچ دستاوردی نداشتم یه روز نشستم فکر کردم چرا همه دارن نتیجه میگیرن و من نتیجه نگرفتم.بعد فهمیدم من تغییری تو خودم ایجاد نکردم. گفتم چی هست که من سختمه انجامش بدم دیدم من نماز میخونم ولی دست و پا شکسته و اصلا نماز صبح نمیخونم گفتم زهرا دو ماه از چالش مونده به خودت قول بده نذاری یه نمازتم قضا شه و منی که تو نماز خوندن تنبل بودم صبح زود پا میشدم و تازه مامان بابامم من صدا میکردم حتی تو مسافرت که فقط دلم میخواست بگردم و بخوابم هیچکدوم از نمازام ترک نشد دو هفته بعد من با یه اقای بسیار مهربون اشنا شدم😍 از همه مهمتر و قشنگتر اینه خانم هروی ایشونم زندگی سالمی هستن حرف همو میفهمیم واسه اینده برنامه ریزی میکنیم البته هنوز یه ماهه با هم اشنا شدیم و با اینکه قصد ازدواج هستیم و دیدگاهمون خیلی شبیه همه و تمام صفاتی که من میخوام از لحاظ اخلاقی و ظاهری ایشون دارن و قبلا هم ازدواج نکردن ولی من ذوق مرگ نشدم واسه خودمم خیلی عجیبه بهشون علاقه پیدا کردم ولی وابستشون نیستم حتی اکه این رابطه به جایی نرسه بهم نمیریزم چون به این باور رسیدم خدای مهربون منو خیلی دوست داره و هر اتفاقی که تو زندگیم بیوفته مسلما به صلاحمه چون من به بزرگترین و مهربونترین نیروی عالم توکل کردم کسی که بی منت به همه میبخشه کسی که کل قرانش با صفت رحمان و رحیم شروع شده دلم بهش قرصه و ارامش زیادی دارم امیدوارم این حس ارامش درونی و این ارتباط با خالق همه دوستای عزیزم تو زندگی سالم تجربش کنن اینجا میخوام به دوستام که زندگی سالم بهشون معرفی کردم بگم سارا الهه پریسا ازاده لیلا و سعید عزیزم باور کنید اگه رو دوره ها تمرکز کنید نتیجه فوق العاده ای تو زندگیتون میبینین وقتی برای من با اون مدار پایین کار کرد برای شماها هم کار میکنه😍😍😍 از دستاوردای دیگم اینکه تو این یه ماه سرمایه م دو برابر شد با سرمایه گذاری که کردم. تقریبا هفته ای دو سه نفر سر کار ازم خواستگاری میکنن با موقعیت های خوب مثلا یکیشون طلا فروشه یکیشون اتلیه داره یکی کارمند بانکه که واسه خودمم جالبه چی شده درهای رحمت الهی یهو باز شده😂😂😂 ولی از شوخی گذشته من خیلی خوشحالم با کسی در ارتباطم که زندگی سالمیه چون‌ با اموزشای شما فهمیدم هیچ چیزی مهمتر از نگرش و نگاه به زندگی نیست و خدا رو شکر من الان یه همراه هم فکر و هم زبون دارم و بابت تمام زحمات شما و تیم زندگی سالم ازتون متشکرم و از همینجا دست تک تکتونو میبوسم خیلی دوستون دارم و ان شاالله ۱۰۰ برابر این انرژی خوبی که تو زندگی ما جاری کردید به زندگیتون برگرده❤️❤️❤️❤️❤️ یادم رفت بگم که دو تا درسواره هم تاثیرات فوق العاده توی زندگی من داشتن
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Maryam Hosseinnejad 15 آذر 98
    سلام خانم هروی عزیز و دوست داشتنی،سلام خانواده دوست داشتنی زندگی سالم، خانم هروی خواستم به خاطر همه چی ازتون تشکر کنم، من ادمی بودم که بعد اتفاقاتی که تو زندگیم افتاده بود کلا بیخیال خدا شده بودم، اصلا احساس میکردم نه هست و نه من و میشناسه، اما با کانال شما فهمیدم که نه من خودمو نمیشناسم، منم که مشکل دارم، اما خدا رو شکر دوباره به اغوش خدای مهربون برگشتم، اوایل شروع تغییراتی که شما میگفتین رو خودمون انجام بدیم خوب پیش میرفتم اما تو این راه یه بار افتادم و دستم مو برداشت یک بارم دستم تو محیط کارم سوخت که این نشانه منفی بود که نمیخواست من به این راه ادامه بدم، اما چون شما رو شناخته بودم و هم خودمو و خدای بزرگمو از راهم برنگشتم و به تغییر خودم ادامه دادم، واقعیتش تو زندگی کن خیلی اتفاقات خوبی حتی قبل اینکه شما رو بشناسم هم افتاده بود اما من هم اونارو نمیدیدم هم ناشکر بودم، فقط زوم کرده بودم به اتفاقات بد زندگیم، اما الان باور کنین خیلی شادتر از قبل زندگی میکنم حتی به اتفاقات بد هم بله میگم، بقول شما اون اتفاق رو من بد میبینم شاید من باید سرمو بچرخونم به در دیگه فکر کنم، خانم هروی عزیز تا حدودی اروم شدم چون خیلی ادم عصبی بودم، یعنی حدود ۶۰ یا ۷۰ درصد تغییر کردم، حتی تو محیط کارم خیلی از همکارام متوجه تغییر من شدن، من با یکی از همکارام که ۱۰ سال ازم کوچیک بود یه دعوای شدیدی داشتم که کلا باهاش حرف نمیزدم، اما بعد دوره جذابیت درونی خودم پیشقدم شدم باهاش حرف زدم منی که عمرا اگه اینکار و میکردم، خیلی خوشحالم که تغییر کردم، حتی به همکارامم توصیه کردم تو کانال شما عضو بشن، خیلی خیلی دوستتون دارم، البته دستاورد زیاد دارم اما چون طولانی میشه نمیخوام وقت شما رو بگیرم، مرسی که هستین، از اکیبتون هم تشکرات ویژه میکنم که خیلی سریع به سوالاتمون جواب میدن ❤️❤️❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Maryam Y 15 آذر 98
    سلام خانم هروی عزیز من با خیانت همسرم با کانال شما اشنا شدم واقعا اگه شما نبودین نمیدونم چی بلایی سرم میومد با صدای شما ارامش میگیرم بیشتر وقتمو با کانال شما و دوره جذابیت درونی پر میکردم اولین دستاورد من ارامش دارم بعد جزیره گنج گرفتم اونم خیلی خوب بود به خدا نزدیکتر شدم چالش چها ماه شرکت کردم روی خودم کار کردم و نتیجه رو تقریبا ۸۰‌٪ در همسرم دیدم و از شما سپلسگذارم😍❤️❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    fatemh zahra 12 آذر 98
    سلام خانوم هروی عزیز.من چالشارو تاحدودی تونستم عملیش کنم. نکته جالبش این بود ک از درودیوار بهم پیشنهادمیشه و حتی آدما خودشون دوس دارن بهم نزدیک بشن و حرف بزنن. رابطه خیلی عمیق باخداپیداکردم دیگه سررشته همه چیو سپردم ب خودش و دارم باآقایی آشنامیشم که خیلی شبیه ب منه خصوصیاتش و جالب اینجاس چندین ساله میشناختمش اماهیچوقت نشدباهم حتی هم کلام بشیم و من فک میکنم این بار بیشتراز قبل تغییرات مداری داشتم.خوشحالم شمابه من و امثال یاددادین خوودمون باشیم برابهترشدن تلاش کنیم ناامیدنشیم و کلی اتفاقات دیگه❤️❤️❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Negar Srfn 8 آذر 98
    هدف من از چالش چهار ماهه بهبود روابط خودم و نامزدم بود اولین اتفاقی که توی چالش ۴ ماه افتاد این بود که مسائلی که در ذهنم پنهان می کردم مثل سیلی به صورتم خورد و فهمیدم چون رابطه ام را از یک حدی نزدیکتر نمیکردم مسئله را نمی دیدم پس حالا وقت مواجه شدن و غلبه به ترس خودم بود شروع کردم بدترین و بهترین حالت های ممکن را توی ذهنم دسته‌بندی کردم و تصمیم گرفتم به خاطر بهترین حالت ها به بدترین حالت ها غلبه کنم یکی از مسائل مهم من این بود که نامزد من مشکل وسواس داشت وسواس فکری و وسواس به بو و غیره طوری که مشاور ها من را از بودن با این آقا ترساندند و ما تا مرز جدایی رفتیم اما خوبی های فرد روبروی من زیاد بود و من رفتم که با غول وسواس بجنگم. فهمیدم که انرژی خودم و مدام به جای حل مساله صرف فکر کردن به آن می کنم. از دوره جزیره گنج شروع کردم تا ارتعاشاتم و تغییر بدم‌. به طور غیر منتظره ای خدا راه را باز کرد و نامزد من که از این اوضاع خسته شده بود و کاری نمی کرد شروع کرد به کار کردن روی خودش الان تصمیم گرفته داروهاش رو کم کند از مشاور کمک بگیرد و مسئله را حل کند و صد البته من هم تصمیم دارم که تا رسیدن به این نقطه صبوری کنم و با ایمان به خدا و توان خودم جلو برم ممنونم از خانم هروی که باعث شدن من با آگاه‌تر شدن از جنگ با مسائلم و نفی آن ها دست بکشم و برای بهبود آنها اقدام کنم و آنها را بپذیرم ممنونم که مبانی افکار و دانسته های من را تغییر دادید و به روزرسانی کردید و زندگی را برای من راحت تر کردید.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    pr 7 آذر 98
    خانم سوده هروی عزیز اول از هر چیزی خداروشاکرم که با انسان شریف، عزیز و مهربانی مثل شما آشنا شدم. در مورد چالش ۴ ماهه باید بگم من اول معیارهایی که دوست داشتم رو روی کاغذ آوردم و همین نوشتن باعث شد تا بتونم کاملا معقولانه پارتنرم که ۴ سال باهاش بودم بذارم کنار‌ شاید قبل از آشناییم با این آدم همچین معیارهایی نداشتم اما هر معیاری که نوشتم کاملا سنجیده و از روی تجربه بود و این باعث شد بعداز ۴ ماه من کاملا با اقتدار اون شخص رو کنار بذارم بدون ذره ای ناراحتی. در کنار این دستاوردم با کنار گذاشتن اون شخص اعصابم خیلی نرمال شده و مسیر زندگیم کاملا مشخص شده و متوجه شدم چطور با اقتدار به پیشنهادات افرادی ک هم مسیرم نیستن افکارشون فرق میکنه بگم نه من مناسب شما نیستم و مصمم تر راه خودم رو تنهایی طی میکنم و آرامشمم بیشتره. من همه دوره هاتون رو خریداری کردم و فقط ی دور گوش دادم. اما قصد دارم زودتر شروع کنم دقیق و کامل بازم گوش بدمشون برای کار کردن روی زمینه های دیگه زندگیم. دوستتون دارم از صمیم قلب برای کل گروهتون بهترین هارو آرزو مندم.❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    T_s 7 آذر 98
    سلام به همه.من ۱سال همه ی دوره های شما رو تهیه کردم..و بارها گوش دادمو‌نوشتم. تونستم برم کلاس زبان،ورزشمو شروع کنم،از همه مهم تر حال دلم خیلی خوبه..خیلی ارومم...اون ادمی که به من میگفت چرا اینقدر تماس میگیری الان میگه, چرا به من زنگ نمیزنی, چرا پیام نمیدی به من. چرا نگرانم نمیشی😎😍من خیلی کتابهای مثبت اندیشی خوندم ولی وقتی مشکلی پیش میومد نمیتونستم با مثبت اندیشی حلش کنم...برای همین بدنبال این بودم که خودمو‌پیدا کنم .و پیدا کردم .همه ی کسایی که مثل من دوره هارو دارین اما ناامید هستین، دوباره شروع کنین اما اگاهانه گوش کنین و عمل کنین. سوده ی عزیزم عشق من از راه دور میبوسمت .شما بهترین راهنمای من هستین..ممنونم برای همه چیز
    پاسخ
    -0
    انصراف

    2 آذر 98
    من در رابطه ای بودم که طرف مقابلم بمن می گفت من فقط میخواستم از تو فرار کنم،منو ترک کرد و سفر من شروع شد . چند روز بعد از اینکه تمرینات جذابیت درونی رو انجام دادم با اینکه کاملا تموم کرده بودیم برگشت و به من گفت هر طور شده میخوام برگردی و با من باشی من معجزه تمرین کردن رو دیدم و رابطه خیلی خوبی رو تجربه کردیم و دیدم که اونم کلا عوض شده بود هدیه میگرفت محبت میکرد توجه میکرد اصلا رابطه مون تغییر کرده بود اصلا یه کارای عجیب غریب کارایی که توی این یکسالی که باهم بودیم اصلا هیچوقت نمیکرد دوره عزت نفس یه کاری با من کرد که بخوام خودم رو پیدا کنم فهمیدم چقدر توی زندگی خودم توی اتفاقات زندگی خودم نقش داشتم وقتی سهم خودم رو توی زندگیم متوجه شدم که ریشه تمام مشکلاتی که داشتم توی درونم بودو بعد از دوره عزت نفس وضعیت کار و استقلال من هم تغییر کرد. ممنونم ازتون سوده ی عزیزم که راهنمای ما هستید و بما کمک میکنید که زندگیمونو خودمون بسازیم.
    پاسخ
    -0
    انصراف
    sali 2 آذر 98
    یعنی شما این دوره رو که گذروندید هیچ ارتباطی با طرف نداشتید؟ و ایشون بدون اینکه شمارو ببینه که تغییر کردید بهتون برگشتن؟؟؟
    -1

    2 آذر 98
    سوده جان یادتون هست من گفتم که " من هیچ دستاوردی نداشتم" اولین پیام من به شما بود🤦🏻‍♀️ والان کلا زندگی من از هر بعدی متحول شده 😍😍😍اون ادمی که منو رها کرده بود دوباره به سمت من برگشته ولی برای من خواستگار بسیار بهتری اومده که قصد ازدواج با اون رو دارم و همه اینها زمانی اتفاق افتاد که به خودم گفتم باید دوره ها رو جدی بگیری و واقعا جدی گرفتم آنقدر که ملکه ذهنم شد و رفتار و گفتار و عقایدم کلا تغییر کرد الان هدف های زیادی دارم و حالم خیلی خوبه امیدوارم بچه های دیگه هم به دستاوردهای عالی برسند ❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    2 آذر 98
    سلام خانم هروی عزیزم . من هیچوقت حال درونیم با اینکه زندگی کاملا مرفهی داشتم خوب نبود.یه چیزی انگار کم بود.وقتی با شما آشنا شدم و بعدش شروع به کار کردن روی خودم کردم و حالا اعتماد بنفس من خیلی بالا رفته ترس هام و کنار گذاشتم. انگار که یهو همه راه های موفقیت جلو پای من باز شده و حتی روابط منو همسرم به ناکجا رسیده بود که حالا کیفیت رابطه مون خیلی تغییر کرده. دستاورد مهم دیگم این بود که کشوری که همیشه دوست داشتم بهش مهاجرت کنم برام اتفاق افتاد.البته من این دوره ها رو هدیه گرفتم و این بهترین هدیه ای بود که من گرفتم.شاید باورش سخت باشه اما من توی کشوری که کار پیدا کردن توش خیلی سخته ظرف ۳ ماه ۲ تا کار فوق العاده خوب پیدا کردم و من هنوز که هنوزه با خودم میگم بین اون همه آدم چطور من انتخاب شدم!!😍😍😍😍 مرسی که به ما کمک میکنید سالم زندگی کنیم
    پاسخ
    -1
    انصراف

    1 آذر 98
    خانم هروی عزیزم من وقتی با دوره جذابیت داشتم کار میکردم خیلی حالم خوب بود و دقیقا مثل همون آهنربایی بودم که هر چی میخواستم به سمت خودم میکشیدم ، تا اینکه یه مدت افسردگی شدید گرفتم و اتفاقاتی می افتاد که دنیا انگار داشت به من میگفت برو روی خودت کار کن. الان بعد از دو ماه به جرات میتونم بگم به اون اعتماد بنفس و اقتدار نسبی رسیدم . این سه تا دوره واقعا یک دوره تکمیلیه که هر ادمی اگه واقعا روی خودش کار کنه من فکر میکنم به اون چیزی که میخواد میرسه. امسال سال تحول زندگی من بود . از خدای خودم و شما بسیار ممنونم 🌹❤️💋
    پاسخ
    -1
    انصراف

    27 آبان 98
    سلام به استاد عزیزم. من 2 سال توی یک رابطه ی یک طرفه بودم، که در نهایت هم بعد از بی توجهی های بسیار از سمت اون اقا، ترک شدم و اولش به امید برگردوندن اون آقا توی دوره های شما شرکت کردم و حتی اون موقع توی نقطه ی صفر زندگیم بودم . هیچ درآمدی نداشتم و زندگیم توی همه ی جوانبش استاپ شده بود . دوره هارو شروع کردم روی خودم کار کردم و تمرینات رو انجام دادم و بعد از مدتی دیدم که اون آدمی که منو اونجوری ترک کرده بود برگشت و رابطه ش باهام خیلی خوب شده . من بعد از 6 ماه تونستم کاری پیدا کنم و به در آمد برسم ولی رابطم با اون آقا بیشتر از چندماه طول نکشید اما این بار دیگه ناراحت و بی قرار نبودم چون میدونستم هیچ اتفاقی بی دلیل نیست و حتما اتفاق بهتری در راهه و بعد از 2 ماه با فردی آشنا شدم که بسیار به من و درونیاتم و ایده آل هام نزدیکه . از خدا بسیار ممنونم از شما ممنونم خیلی خوشحالم خیلی زیاد. روز به روز موفق تر و پایدار باشید .
    پاسخ
    -0
    انصراف

    27 آبان 98
    سلام خانم هروی عزیزم . باید یه اعترافی بکنم راستش من دوره های زیادی رو گرفته بودم و کتاب های زیادی رو خونده بودم و وقتی میخواستم دوره های شما رو تهیه کنم اولش خیلی مقاومت داشتم اما نمیدونم چیشد که بلاخره خریدم و در کمال تعجب دیدم که از همون روز های اول دستاورد داشتم مثل آشنا شدن با آدم هایی که خیلی توی زندگیم تاثیر گذار بودن❤️ رابطه ی عاطفیم که خیلی آشفته بود و وضعیت خوبی نداشت الان خیلی بهتر شده و من ازین بابت بسیار خوشحالم ❤️❤️ واقعا توی همه ی ابعاد زندگیم دارم میبینم که داره در های جدیدی به روم باز میشه ❤️❤️❤️ بوسسس بوسسسس خیلی زیاد دوستتون دارم زندگی سالمی ها. نا امید نشید
    پاسخ
    -2
    انصراف

    27 آبان 98
    سوده جانم بعد از 4 سال که جدا شدیم، من نابود شدم. علائم ام اسم بسیار شدید شد در حدی که دیگه نه میتونستم راه برم نه کاری انجام بدم، بدنم بی حس شده بود، دارو های پزشک ها هم نمیتونست منو درمان کنه، واقعا هر راهی رو امتحان کرده بودم. بعد شروع دوره ها، کم کم حالم بهتر شد و بعد از چند هفته رفتم ورزش، در حالی که دیگه هیچوقت فکر نمیکردم بتونم ورزش کنم، من که هیچکاری نمیتونستم انجام بدم الان علائم بیماریم از بین رفته و در حد یه ورزشکار میتونم کارامو انجام بدم و توان بدنیم خیلی بالا رفته . از لحاظ روحی هم خیلی بهتر شدم و در کمال ناباوری اون آقا برگشت ولی من الان دیگه بهش اصلا وابسته نیستم/ الان هر چی که میخوام در حدی که فقط بهش فکر میکنم اتفاق می افته و راه هایی جلوی پام باز میشه که اصلا فکرشو نمیکردم، حتی پزشکمم باور نمیکرد در این چندماه انقدر خوب شده باشم، دکترمم قول داده داروهام رو قطع کنه. من اون آرامشی رو که قبلا با خرید ماشین و پول و ... بدنبالش بودم رو بدست آوردم . از خدای عزیزم بسیار ممنونم که کمکم کرد و همچنین از شما👸❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ❤️❤️❤️ 27 آبان 98
    خانم هروی عزیز من وقتی با شما آشنا شدم در شرف طلاق بودم، من و همسرم مسائل عمیق و ریشه ای باهم داشتیم که حل نمیشد. همسرم ایرانی نیستن. من دوره هارو تهیه کردم و گوش دادم و بعد از مدتی که روی خودم کار کردم حالا دارم چیزهایی و ازش میشنوم که اصلا باورم نمیشه و انتظارش رو نداشتم اون آدم همچین حرفایی بزنه . الان دیگه یک رابطه عمیقی بین ما برقرار شده و خیلی جالبه که من وقتی ازش میپرسم چطوری تو اینقدر تغییر کردی، میگه "تو تغییر کردی". مرسی بابت دوره های خوب و نکات فوق العاده تون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    27 آبان 98
    خانم هروی جان اصلا باورم نمیشه. همسر من رفتار خوبی با من نداشت اصلا ولی من یک هفته هست که دارم تمرینارو انجام میدم و جالبه توی این مدت دیگه از سمتش هیچ بی احترامی ای ندیدم. بی توجهی همسرم باعث شده بود اعتماد به نفسم رو از دست بدم، من حتی تا پای خودکشی رفتم ولی امروز امیدوارم به آیندم و زندگیم . مرررسی بابت دوره های عالی تون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    23 آبان 98
    سلام استاد عزیزم . من توی رابطه فرسایشی بدی گیر کرده بودم که ناچار به جدا شدن شدم و انقدر حالم بد بود که از خدا خواستم اگه چیزی و نمیخوای تغییر بدی، حداقل حالم و تغییر بده . بعد از مدتی با شما آشنا شدم و شروع کردم به گوش دادن فایلای شما .این برای من خیلی عجیبه که از وقتی روی خودم کار کردم، مردم به من خیلی جذب میشن و واقعا جذابیت درونی داره برام کار میکنه. خیلی کم عصبانی میشم،خیلی کنترلم بالا رفته توی کارم پیشرفت کردم و میدونم این از جذابیته . من قبلا اصلا نمی تونستم " نه " بگم، الان اصلا به کسی اجازه نمیدم کسی بازیم بده و با اینکه الان تنهام، ولی میبینم که خیلی با اقتدار دارم جلو میرم و مطمعنم آینده ی روشنی در پیشه . بی نهایت سپاس از شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    23 آبان 98
    من در اوج سردرگمی بودم که با شما آشنا شدم و مدام با خودم میگفتم (چرا در روابطم هرکاری میکنم ولی باز ترک میشم؟) این سوالی بود که همیشه از خودم میپرسیدم که چرا با وجود مهربانی و محبت و ظاهر مناسب و... بازم این اتفاق برام میوفته. حالا من فهمیدم خوب بودن صرفا کافی نیست و دلیل خیلی از مسائل ما اینه که ما آگاهی نداریم . من وقتی پکیج و تهیه کردم میخواستم همه ابعاد زندگیم رشد بدم که دقیقا الان دارم همینکارو میکنم دوستان زندگی سالم من ازتون میخوام قوی باشید و روی خودتون کار کنید تا یه دنیای قشنگتر داشته باشیم. به امید موفقیت همگی
    پاسخ
    -2
    انصراف

    23 آبان 98
    خانم هروی عزیز من وقتی با شما آشنا شدم در شرف طلاق بودم، من و همسرم مسائل عمیق و ریشه ای باهم داشتیم که حل نمیشد. همسرم ایرانی نیستن. من دوره هارو تهیه کردم و گوش دادم و بعد از مدتی که روی خودم کار کردم حالا دارم چیزهایی و ازش میشنوم که اصلا باورم نمیشه و انتظارش رو نداشتم اون آدم همچین حرفایی بزنه . الان دیگه یک رابطه عمیقی بین ما برقرار شده و خیلی جالبه که من وقتی ازش میپرسم چطوری تو اینقدر تغییر کردی، میگه "تو تغییر کردی". مرسی بابت دوره های خوب و نکات فوق العاده تون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    موسوی 22 آبان 98
    سلام به زندگی سالمی های عزیز و دوست داشتنی.یه سلام ویژه هم به سوده عزیز و همکاران گرامی ایشون این پیام رو ارسال کردم که از وجود نازنینت تشکر کنم سوده جان.با پیجت وقتی آشنا شدم که آخرای رابطه ام با کسی بود که هردو همدیگه رو دوست داشتیم و اون منو رها کرد.مثل همه ی زندگی سالمی ها منم حال درستی نداشتم.مشکلات زیادی داشتم و از همه مهمتر آرامش و اون دختر سر زنده از درونم رخت بسته بود.با تمام اون فشارها و فشارمالی تونستم دوره جذابیت و عزت نفس رو تهیه کنم.هر روز تومسیررفت و برگشت کار هندزفری میزارم و فقط صدای شما رو گوش میدم و کارهایی رو که میگید یواش یواش انجام میدم تاملکه ذهنم بشن میتونم داشتن آرامش الآنم رو یک دستاورد بدونم.میتونم بگم بهترین دستاوردمِ.اینکه به خدابیشتراز قبل نزدیک شدم.به جایی رسیده که هر لحظه با خودش حرف میزنم و انرژیم به جایی رسیده که همکارام که قبلا انرژی منفی میدادن الان دیگه حرفاشون رواصلا انگار نمیشنوم.رابطه ام باهمکارام و خونواده ام خیلی بهتر شده.اینجور که همکارام نمیزارن توی محل کار بهم بد بگذره‌.قبلاتوی مرخصی گرفتن و ساعت رفت وآمد مشکل بود ولی الان سه ماهی هست که مدیرمون همه چیزرو برام آزاد گذاشته و دراختیار خودمِ خوشحالم که این آرامش نصیبم شده و خوشحالتر اینکه خداروبهترازقبل میشناسم و کنارش آرومم زمانی به این همه آرامش پی بردم که چندروزپیش مادربزرگم روازدست دادم.اینکه اونجاپرازآرامش بودم وتوی اینهمه هیاهوذره ای از انرژیِ درونیم خارج نشد.وقتی دیدم همه میخواستن کنارم باشن وباهام حرف بزنن وبغلم کنن. اینجا بود که متوجه شدم بهترین دستاوردم یادگیری درست ذخیره نیرووآرامش درونیه. الان دارم روی تله هام کار میکنم.میتونم بگم ۹۰درصدتله هارو دارم.ولی با عظمت و لطف خدا همه روبا کمک آموزش هایی که در اختیارمون میزارید حل میکنم و این بار براتون ویس میفرستم و انشالله ازاتفاقات شیرین زندگیم براتون صحبت میکنم به امیدی خدای مهربانی ها لحظات خوبی پیش روی من و تمام زندگی سالمی هاست.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Pegah 22 آبان 98
    سلام خانم هروی عزیزم، نمیدونم امروز در این نقطه زندگیم چطور باید از شما تشکر کنم، من دختری بودم که ایده های مختلف در سر داشت اما بی هدف بود و همیشه خودش رو نادیده می‌گرفت و معتقد بود به جایی نمیرسه. روزهای تعطیل دیر از خواب بیدار میشد و بعدش مشغول بازی با گوشی و گردش بی هدف در اینستاگرام بود. هیچ وقت از خودش و جایی که ایستاده رضایت قلبي نداشت ولی وانمود میکرد خیلی حالش خوبه و حرفهای شعار گونه هم که فراوووون. همونطور که توی دستاورد های قبلیم گفتم، بهم خوردن رابطه عاطفیم باعث آغاز سفر من شد. اما الان به اون اتفاق، مثل نقطه عطف زندگیم نگاه میکنم و میدونم اگر زندگی اون سیلی رو نمیزد، من همچنان خواب بودم. رابطه ام با خدا قوی تر از قبل شده، هر روز کلی برنامه دارم که به همه اش میرسم. مطالعه و ورزش و مراقبه از برنامه روزانه ام جدا نمیشه. تمریناتم توی دفترمه و هرشب به خودم نمره میدم و معدل گیری میکنم. من به سه زبان زنده دنیا مسلط هستم اما الان دارم زبان چهارمم که نصفه بود تکمیل میکنم و زبان پنجم رو هم شروع کردم. از همه مهم تر حالم خییییلی خوبه و کاملا روند رو به جلو زندگیم رو دارم لمس میکنم. من حالا میفهمم دوست داشتن خود یعنی چی. خدایا شکرت 🙏🙏🙏🙏 دوستتون دارمممم😍😍😍 #دستاورد #دوره_جذابیت_درونی
    پاسخ
    -0
    انصراف
    28 آبان 98
    آفریننن واقعا از خوندن دستاوردت لذت بردم
    -0

    leila 22 آبان 98
    سوده ی عزیز من در رابطه ی فرسایشی بودم و انقدر تحت فشار بودم که اتفاقی با کانال شما آشنا شدم . اولین قدمی که برداشتم برخلاف میل باطنیم با فردی که فهمیدم هم مدار من نیست، رابطه ام را تمام کردم؛ شروع کردم به گوش دادن به دوره ها و کار کردن روی خودم و بعد از مدتی آدمی وارد زندگی من شد که هم مدار هم هستیم و ما باهم قرار ازدواج گذاشتیم. دستاوردهای مهم دیگه ای هم داشتم مثل اینکه من دیگه ترس ازدست دادن ندارم، روی ترس هام کار کردم و به ترس هام غلبه کردم. من قبلا همیشه پریشون بودم اضطراب شدید داشتم الان دیگه یادم رفته اون اضطرابو چطوری بود الان خیلی آرامش دارم و اطرافیانم هم از آرامشه من آرامش گرفتن. میخواستم به دوستای زندگی سالمی خودم بگم که دوستان عزیزم لطفا به یک بار گوش دادن این ویس ها بسنده نکنین،منم فراز و فرود داشتم لطفا نا امید نشید و ادامه بدید مطمعن باشید با عملی کردنش نتیجه میگیرید . به امید موفقیت همگی . من الان از زندگیم خیلی راضی هستم و از خدای خودم بسیار ممنونم منو با شما آشنا کرد
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Nazanin S 20 آبان 98
    سلام مهربانو. من پارتنرمو بعداز 3سال رابطه ازدست دادم اونقدرخوب بودكه توخواب هم نميديدم ي روز ولم كنه ولي بطرز وحشتناكي منو از خودش روند التماس كردم به پاش افتادم ولي توجهي نكرد حالم وحشتناك داغون بود زانوهام بزيرميشكست ونميتونستم حتي راه برم دندونام قفل ميشد ياراي حرف زدن نداشتم باقرص ارامبخش كه تماما خابم ميكردن روزهام سپري ميشد اصلايادم نيست چطوري پيداتون كردم وباراهنمايي از ادمينتون دوره جذابيت روبه دومرحله خريدم كم كم پيداش ميشد هرازكاهي همو ميديديم تااينكه جزيره گنج رو هم خريداري كردم عيده گذشته روخاسته هام فكوس كردم و باذكرشمار تكراروتكراروتكرار الان اون بركشته وميخاددوباره شروع كنيم و عيننا جملاتي روكه ميخاستم ازش بشنوم وباارتعاشاتم ميفرستادم دارم ازش ميشنوم خداروهزاران بارشكركه معجزه وارشمارونشونم داد باورم نميشه نميتونم باوركنم عينه جملاتيكه ميخاستمودارم ميشنوم دستتو ميبوسم سوده ي عزيزم الهي خيروبركت وعمره باعزت نصيبتون بشه كه دلموشادكردين ومنوبزندگي بركردوندين خيرتوشه ي راهتون🌹🌹🌹
    پاسخ
    -1
    انصراف

    ❤️❤️❤️❤️ 19 آبان 98
    خانم هروی عزیز ، من دوره ها رو با گریه تهیه کردم ولی ۸ روز بعد نتیجه اش و دیدم . من اعتیاد داشتم و همیشه دچار وسوسه بودم و حال بدی داشتم . روابطی که به شدت شبیه هم بودن و به یک شکل به من آسیب میزدند ولی من امروز حالم خوبه و با وجود شرایط سخت زندگی حال دلم خوبه و پاسخ سوالاتم و گرفتم از شما بسیار ممنونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    👸👸👸 19 آبان 98
    جهان از طريق ادم ها به من ٣ بار شوك خيلي شديدي وارد كرد و اون موقع بود كه فهميدم مشكل از درون منه و بايد با اون كاخ بي ارزشي كه براي خودم ساختم مواجه بشم. و شروع كردم به کار کردن روی خودم و در نتیجه : ۱_رابطه قبلی ام دوباره برگشت. ۲-اقتدار وزن کم کردن رو پیدا کردم ۳-کاری و که دوست داشتم بهم پیشنهاد شد و آسان شدن کارها رو دیدم ۴_رها کردن و بخشیدن رو آموختم و فهمیدم قانون خلاء چگونه میتواند معجزه کند
    پاسخ
    -0
    انصراف

    mahy7 18 آبان 98
    سلام خانم هروی عزیزم.امروز کلی اتفاق خوب با هم برام افتاد که خواستم ازتون تشکر کنم و بگم از خدا براتون بهترین ها رو میخوام خدا خیرتون بده میدونم خیلی از زندگی سالمی ها مثل من زندگیشون رو مدیون آموزش ها و راهنمایی های شما میدونیم...اولین دستاورد من ارتباطم با خدا هست حال خیلی خوبی دارم و از حرف زدن با خدا و حمایتش آرامش میگیرم. و خدارارو هزاران بار شکر میکنم.من با خیانت کسی که دوستش داشتم وارد این سفر شدم یکی از شب های محرم پارسال بود که داشتم گریه میکردم و خیلی شدید و میگفتم خدایا چرا من اون آدم رو نه نفرین میکنم نه کاری بهش دارم فقط بگو چرا؟ و امسال جواب سوال هام رو گرفتم و برای اون آدم از ته دلم آرزوی آرامش و عاقبت بخیری کردم و بخشیدمش. اون آدم برگشت و هی ازم تعریف میکنه و میگه خیلی فهمیده ام و انسان با ارزشیم.این آدم با اون آدمی که من قبلا میشناختم فرق کرده وقتی به حرفاش گوش میدم انگار اونم دوره های شمارو گوش کرده بعد متوجه شدم مدار های ما فرق داشته. وقتی برگشت تازه متوجه شدم من چون خودم رو نمیشناختم اونم نمیدیدم و ارزش هاشون رو نمیدیدم.انگار برگشته که من بیشتر با خودم آشنا بشم.و دیگه آدم هایی که منو پارسال دیدن و امسال میبینن میگن چقدر تغییر کردی، زیبا شدی، من تغییر خاصی در ظاهر نکردم. و برای آگاهیم و فهمیدن خیلی چیزا اول خدارو شکر میکنم و بعد مدیون شما هستم ❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Raana 17 آبان 98
    من امروز که این متنو برات میفرستم چنان تغییری در زندگی ام ایجاد شده که باور نکردنیه نمیدونم از کجاش برات بگم من تمام دوره ها رو گرفتم و بارها گوش دادم تمام فایلهای رایگان رو بارها گوش دادم به طوری که حتی بعضی از صحبتهاتو باهات تکرار میکنم و از حفظم.فایله خودتو تحقیر نکن رو بارها گوش دادم و وابسته ی کسی بودم که کوچکترین اهمیتی بهم نمیداد دوسال گریه کردم حتی به فکره خودکشی بودم تا دوره ها رو از تابستان پارسال خریداری کردم و به چنان اقتداری رسیدم که کلا اون ادمو گذاشتم کنار اون برگشت ولی من نپذیرفتمش من خیلی عزت نفسه پایینی داشتم.سوده جان داستانم خیلی طولانیه و دوست ندارم تعریفش کنم چون خجالتزدم ولی نمیدونم اگر نبودی چه بلایی سرم میاومد نمیدونم چجوری تشکر کنم که گویای زحماتت باشه الان روزها وشبها ویساتو گوش میدم چون گفتی نباید ارتباطو قطع کنم و من هر روز تمرین خودشناسی و خداشناسی میکنم ارتباطم با خدا وصل شده و انگاری یه ادمه دیگه ام.ویس های اخرت که چجوری فراموشش کنم عالی بود هزار دفعه گوش دادم و لذت بردم مطمئن باش پاداشت با خداست به راهت ادامه بده برات ارزوی سلامتی و موفقیت روزافزون دارم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    shadi Aram 17 آبان 98
    خانم هروي عزيزم سلام. نيت من در چالش ٤ ماهه اين بود كه بتونم عشق واقعي رو در زندگيم تجربه كنم. عشقي كه بوي خداروبده. آشنايي با شما يكي از بزرگترين نعمت هاي خدا به من بود. حدود كمتر از يك ماهه كه يك نفر اومده توي زندگيم. خداوند آدمي رو سرراهم قرار داد كه ازش درخواست كرده بودم و صفاتي رو كه سعي كردم در خودم بهتر كنم . آدمي كه بوي خدا رو ميده. از مهرباني ، رفتار هوش و استعداد و عشق و اشتياق. مثل اينه كه واقعا نيمه گمشده منه و علايق و خواسته هامون خيلي مشترك هستند و از همون برخورد اول ارزش همديگه رو فهميديم. با آموزشهاي شما ياد گرفتم با شادي و اعتماد به نفس و علاقه و سرمايه گذاري دوطرفه رابطه ام را پيش ببرم. و خانم هروي عزيزم چقدر همه چيز آسونه وقتي آدمي مياد توي زندگي كه اينقدر هماهنگه و خواسته هامون شبيه و علاقمون كاملا دو طرفه است. از اينكه تونستم همه ي آدم هاي قبل زندگيم رو از قلب و ذهنم خارج كنم خيلي خوشحالم. دنيا واقعا خلاء پذير نيست. از خداي عزيزم شبانه روز سپاسگزارم كه شما رو سرراهم قرار داد و همواره در همه لحظات خوبم با اين فرد سپاسگزار خدا هستم. اين فرد از فرهنگ و زبان من نيست ولي اينقدر به هم نزديكيم كه اصلا يادم ميره كه هم زبانم نيست.. هيچ دلتنگي و ترسي از بودن با فرهنگ متفاوت براي من ايجاد نميكنه و خيلي دوست داره با مردم من و فرهنگ من آشنا بشه و كلمه هاي عاشقانه فارسي رو پيدا ميكنه و به من ميگه و من هرروز سورپرايز ميشم. اين رو براي شما و بچه هاي خوب زندگي سالم مينويسم . اولا هر دفعه دستاوردي فرستادم بركت بيشتري به زندگي من اومد و اينكه وظيفه خودم ميدونم به همه اعلام كنم با توكل و درخواست از خداوند و تمركز روي آموزشهاي شما زندگي واقعا زيباتر ميشه و درهاي بركت و موفقيت و شادي روز به روز بيشتربه روي همه ما باز ميشه. با قدرت و تمركز بيشتر ادامه بديد و خدا خيليييي بزرگ و مهربونه❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    E.A 17 آبان 98
    سلام .خانم هرویییی عاشقتمممممممم. مرداد ماه امسال با صاحب شرکتم یه دعوای عجیبی کردم . اونقدر عصبانی بودش که به من گفت حاضرم بری از اینجا حقوقت رو بدم ولی دیگه صدات رو نشنوم پیام هات رو نبینم 😭.انگار که یه سیلی محکمی بهم زد قبلا کتاب معجزه شکر گذاری رو رو خونده بودم ، یاد اون کتاب افتادم دوباره بازش کردم خوندم و خوندم فرق کرده بود دیگه اون جهنم نبود اماااااااا بازم فکر منفی میومد بازم انگار که وجودم کرم داشت 🙈 تو اینیستا فالوتون کرده بودم . دوره ی جذابیت رو وقتی گرفتم دیدم باباااااااا اون همه جمله های کلیدی و تاکیدی بدون اون دانش و آگاهی که به ما میدین به درد نمیخورن. اگر هم دردی رو درمون کنن مثل این میمنونه که ایبوپورفن هستن روی درد رو تسکین میدن و مخفیش میکنن . از درون درمان نمیکنن. میدونی همون فرد امروز بهم گفتن چقدر عاقل شدی . چقدر بالغ شدی . میشه الان روی طناب تو هیزم گذاشت و نگران نبود. چی شد به من ؟؟ ۲۷ شهریور هم دوره رو گرفته بودم . چی شد اینقدر تغییر این قد حرف متفاوت . خدایا هزاران سپاس و شکر و همچنین از شما بزرگوار که میدونم فقط و فقط خدا شما رو برای من فرستاد ‌.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    E.A 17 آبان 98
    سلام .خانم هرویییی عاشقتمممممممم. مرداد ماه امسال با صاحب شرکتم یه دعوای عجیبی کردم . اونقدر عصبانی بودش که به من گفت حاضرم بری از اینجا حقوقت رو بدم ولی دیگه صدات رو نشنوم پیام هات رو نبینم 😭.انگار که یه سیلی محکمی بهم زد قبلا کتاب معجزه شکر گذاری رو رو خونده بودم ، یاد اون کتاب افتادم دوباره بازش کردم خوندم و خوندم فرق کرده بود دیگه اون جهنم نبود اماااااااا بازم فکر منفی میومد بازم انگار که وجودم کرم داشت 🙈 تو اینیستا فالوتون کرده بودم . دوره ی جذابیت رو وقتی گرفتم دیدم باباااااااا اون همه جمله های کلیدی و تاکیدی بدون اون دانش و آگاهی که به ما میدین به درد نمیخورن. اگر هم دردی رو درمون کنن مثل این میمنونه که ایبوپورفن هستن روی درد رو تسکین میدن و مخفیش میکنن . از درون درمان نمیکنن. میدونی همون فرد امروز بهم گفتن چقدر عاقل شدی . چقدر بالغ شدی . میشه الان روی طناب تو هیزم گذاشت و نگران نبود. چی شد به من ؟؟ ۲۷ شهریور هم دوره رو گرفته بودم . چی شد اینقدر تغییر این قد حرف متفاوت . خدایا هزاران سپاس و شکر و همچنین از شما بزرگوار که میدونم فقط و فقط خدا شما رو برای من فرستاد ‌.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Parinaz 12 آبان 98
    من دیگه اون اظطراب شدید درونی رو ندارم . دیگه اون آدم قبلی نیستم وقتی به گذشته نگاه میکنم حس میکنم اون یک آدم دیگه بود و من یک آدم دیگه..انگار دوباره متولد شدم.☺️ دستاوردهای ریز و درشت زیادی دارم که تمام اینهارو مدیون شما هستم عزیزم❤️🙏 خدا خیلی منو دوست داره که با شما آشنا شدم😍من بعد از دوره های شما کلاس یوگا رفتم و موفقیت تحصیلی داشتم و در کلاس زبان تاپ مارک شدم با اینکه استاد من فوق العاده سخت گیر هستن😉حتی ایشون بهم گفتن چقدر انرژیت بالاست دوست ندارم کلاس شما رو از دست بدم و هر ترم خودشون به مدیریت درخواست میدن که با کلاس ما باشن ☺️من قبلا از اینکه خودم باشم به شدت میترسیدم با اینکه زیبایی ظاهری دارم اما همیشه فکر میکردم این من خوب نیست.. شاید باور نکنید اما از اینکه بدون آرایش من رو ببینند میترسیدم.. و خودم رو مخفی میکردم بعد از دوره عزت نفس نمیدونم چی شد دیگه از اون ترس خبری نیست دیگه خودم رو با همین چهره دوست دارم دیگه بدون آرایش ظاهر میشم یا آرایش کمی دارم..ولی همه منو بیشتر از قبل دوست دارن و میگن زیباتر شدی.. امیدوارم در این چالش 4ماهه دستاوردهای بزرگتری داشته باشم و براتون از نتیجه کارم بگم🙏براتون بهترینها رو از خداوند میخوام سوده جانم و خیلی خیلی دوستتون دارم😘😘
    پاسخ
    -0
    انصراف

    z 12 آبان 98
    سلام. خدا قوت. من در اوج نااميدي و شكست بطور اتفاقي با پيج شما تو اينستاگرام تو تيرماه اشنا شدم. عضو كانالتون شدم. تصميم داشتم شهريور ماه خودكشي كنم. هيچ انگيزه اي براي ادامه دادن نداشتم، با اينكه از شرايط كاري و تحصيلات عاليه برخوردارم اما ي ادم منو شكست داد. تا جاييكه تصميم گرفتم خودكشي كنم. تقريبا همه ويس هاي كانالتون رو با دقت گوش دادم. حدود دوماه به مطالعه كتابهايي كه معرفي كردين پرداختم. نوشتن رو اغاز كردم با اينكه در عمق وجودم ميگفتم بي فايده هست. تا اينكه در مدت كوتاه متوجه شدم جامعه داره طور ديگه با من رفتار ميكنه. چهره و ظاهرم زيباتر شد اينو از بازتاب ديگران متوجه شدم. كم كم ديدم چقدر دارم بخودم توجه ميكنم و ارزشمندي رو تاحدودي حس كردم. معامله اي انجام دادم كه حتي فكرشم نميكردم و تو روياهام بود. شرايط كاربم تغيير كرد. افرادي به سمتم گرايش پيدا كردن كه باورم نميشد. هميشه وقتي دستاوردهاي كانال رو ميخوندم ميگفتم چقد شبيه همن. لابد تبليغه. اما الان دقيقا خودم همينطور شدم. و در وراي همه اين ها به اين مهم رسيدم كه شما فرستاده خداوند براي نجات من هستين🙏
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Maryam Alikhani 8 آبان 98
    سلام خانم هروي عزيز من تقريبا دو سه ساله كه با شما همراه هستم ودر اين مدت تبديل به يه ادم ديگه ايي شدم كارهاي نيمه تموم زيادي رو تموم كردم از انجام كارهاي جديد نميترسم و پذيراي تغييرات هستم وجالبتر اينكه بچه هام هم همينطور شدن خواستم ازتون تشكر كنم وچند نمونه از دستاورد هام رو براتون بفرستم : اتمام پايان نامه ام بعد از چهارسال، شروع مجدد دوره خياطي واتمام اون بعد از ٢٤سال،يادگيري شنا كه قبلا خيلي ازش واهمه داشتم،خريد خونه مناسب در محله مناسب،خريد زمين مناسب جهت ساخت ويلا و.... خدا رو شكر ميكنم كه شما رو دارم وفايلهاي پر بارتون كه هر بار اونها رو گوش ميدم نكات جديدي ازشون دريافت ميكنم خدايا هزاران هزار بار شكرت
    پاسخ
    -1
    انصراف

    Minoo 8 آبان 98
    درود یه دستاورد داخل اینستا گذاشته بودید در مورد رها کردن شخص و رابطه ی نادرست قبلی من سال پیش درگیر رابطه ای شدم که بخاطر اشتباهات رفتاری و کنترل های زیاد از حدم عصبانیت بیش از حدم ...رابطه امو جوری از دست دادم که انگار از آسمون به زمین افتادم و غرورم شکست اون رابطه باعث شد من دوره هاتونو تهیه کنم روی خودم کار کنم و خودمو پیدا کنم سایه هامو ترس هامو بشناسم و باهاشون دوست بشم و التیامشون ببخشم...امروز بعد از ۶ماه درحالیکه من هیچ فکری در مورد رابطه ی قبلیم نداشتم اون آقا به من پیام دادند و گفتند که توی این مدت مدام جلوی چشمشون بودم و اظهار دلتنگی کردند...خانم هروی من به خودم قول داده بودم تولد امسالم بهترین تولد عمرم باشه و واقعا از نو متولد بشم....بله من امسال توی ۳۱سالگی به کمک شما از نو متولد شدم و بهترین کادو را از کائنات گرفتم اول وجود خود حقیقیمو و دوم زیارت آقا امام رضا که بصورت ناگهانی برام جور شد و سوم برگشت فردی که اصلا فکر برگشتش هم برای من ناممکن شده بود. من ۶ماه پیش از آسمون به زمین افتادم و غرورم شکست و خورد شدم اما امروز با نهایت قدرتم بلند شدم و مطمئنم با کمک شما تا اوج آسمون میرم خیلی خیلی دوستتون دارم و اتفاق قشنگ دیگه ای که افتاد برام اینکه من سالهاست ارزوی داشتن موسسه خیریه دارم توی یک ماه گذشته با خانومی اشنا شدم که یک موسسه کوچیک دارن و ایشون و اعضای گروهشون هفته گذشته مهمون من بودند...توی بدترین شرایط من بهترین پذیرایی ازشون کردم و حالا منم عضوی از این موسسه هستم....خانم هروی اتفاقات ناراحت کننده ای گاها برام میافته ولی من دیگه عجز و ناله نمیکنم محکم می ایستم جلوش با عقل و منطقم حلش میکنم...مامانم افسردگی داره ولی در عرض این یک ماه کلی حالش بهتر شده....تمام اطرافیانم رفتارشون با من عوض شده تصمیم به هرکاری میگیرم حمایتم میکنند...من قبلا گریه میکردم از روی ناتوانی اما الان گریه هام از سرشوقه...همش میگم خدایا شکرت...خانم هروی میدونم پیامم طولانی شد ولی میخام بگم اگه کسی فقط یکبار با جون و دل فقط یکساعت برای دوره هاتون وقت بگذاره زندگیش دگرگون میشه....شما زندگی منو دگرگون کردید دوستتون دارم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😊 8 آبان 98
    به پوچی رسیده بودم،قرص میخوردم میخوابیدم که فقط این زندگی تموم بشه. نه انگیزه ای نه آرزویی هیچی خوشحالم نمیکرد .من به شدت از طرف اطرافیانم سرکوب میشدم.یه روز به خودم گفتم بگذار منم دوره ها رو امتحان کنم شاید، شد و منم از دستاوردهام برای خانم هروی ویس فرستادم 😊بهم پیشنهاد کار شد و یک روز بعد پیشنهاد ترجمه کتاب شد که اوکی شد .در یکی از استودیو های مشهور عکاسی که خیلی دوست داشتم اونجا کار کنم مشغول شدم من هزینه آموزش اونجا رو نداشتم به طرز بمعجزه آسایی اونا قبول کردند رایگان به من آموزش بدن.من جایی برای کار مشغول شدم که وقتی برای مصاحبه رفته بودم افرادی اونجا فرم پر کرده بودند که PHD داشتند ولی من پذیرفته شدم .من یاد گرفتم باید بهای خودم رو خودم بپردازم الان نه گفتم رو یاد گرفتم ارزش قایل شدن برای خودم و یادگرفتم.تمام کسایی که منو سرکوب میکردند بعد از اینکه من روی خودم کار کردم یا سکوت کردند یا از جلو من کنار رفتند
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ab 8 آبان 98
    ✅چراغ سبزهایی که در زندگی من روشن شدند .از چالش 4ماهه فوق العاده نتایج عالی گرفتم رفتار خانواده و حتی غریبه ها با من تغییر کرده و من اینو به وضوح میبینم .با دوره عزت نفس رابطم با خانوادم واقعا زیر و رو شد نکات خیلی کلیدی و از خودم پیدا کردم که فکر نمیکردم اینا به عزت نفس برگرده واقعا کاربردی بود .دستاورد من از دوره جذابیت درونی این بود من دانشجوی پزشکی هستم یکی از اقوام خیلی دور ما که ساکن آلمان هست شرایطی فراهم کرد که یک ماه در بیمارستانی در آلمان دوره ببینیم و چندین کشور دیگه رو هم ببینم با وضعیت موجود که خیلی سخت ویزا داده میشه با هزینه ی خیلی کم همه اینها انجام شد؛ این موضوع برای من کم از معجزه نبود .بعد از برگشتنم تونستم کار پیدا بکنم به دانشجویی با شرایط من به سختی ممکن بود کار با حقوق خوب داده بشه، ولی من کاری پیدا کردم که هم دوستش دارم هم حقوق خوبی داره (جزیره گنج).به آرزویی ک از بچگی داشتم رسیدم و عضو تنها گروه دوبلاژ مشهد شدم و بلافاصله پذیرفته شدم و نقشی عالی بهم داده شد در حالیکه سالها بود دنبال چنین گروهی بودم و برای من نشده بود و من فکر میکنم اینم از اون چراغ های سبزی بود که دوره جذابیت درونی برای من روشن کرد
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😎😎😎 8 آبان 98
    من خواستم که مدارم رو تغییر بدم،در شرایط سخت بودم ، اما موفق شدم . توی سنی که باید برای آینده ام هدفگداری میکردم به دلیل عدم عزت نفس فقط دنبال یه ظاهر جذاب بودم ولی باز هم روابط خوبی نداشتم.از خدا خواستم که مدار منو تغییر بده، این تغییر مدار با اخراج من از محل کاری که توش امنیت داشتم، شروع شد .کاری برای من جور شد که توش آرامش داشتم و مهمتر اینکه فرصتِ تجربهِ خودم رو پیدا کردم؛ فرصت کتاب خوندن، کوه رفتن و ... . با دوره عزت نفس من دو تا از طلسم های روانیم و که باعث بحران مالی و عاطفی میشد رو پیدا کردم و این باعث شد بفهمم چرا همیشه خیانت رو جذب میکردم. من وقتی روی عزت نفسم کار کردم تونستم از رابطه ای که ۵ سال دروغ خیانت و تحقیر بود، خارج بشم، حتی خانواده اش هم تحقیرم میکردند. این آدم هم بعد از مدتی برگشت ولی دیگه مدار من تغییر کرده بود و من دیگه حاضر نیستم به این رابطه برگردم .من الان دارم میبینم که وقتی من کار میکنم روی خودم چطور روی وضعیت خانواده من هم تاثیر میگذاره، وقتی من تغییر کردم حتی مادرم تغییر کرد، میبینم که مشکلات برادرم هم داره یکی یکی حل میشه (جزیره گنج).ر وی احساس لیاقتم کار کردم و الان تا حدود زیادی موفق شدم و الان به خودم احترام میگذارم (درسواره احترام به خود) . من هر روز به خودم قول میدادم که تا شب تعلیمات دوره ها رو زندگی کنم؛ و همین امروز امروز ها که سر قولم موندم باعث شد که من تغییر کنم؛ این احساس ارزشمندی رو با همین قول هایی که به خودم دادم درونی کردم. از وقتی چالش ۴ ماهه رو شروع کردم معجزه هایی دیدم که تا امروز تجربه نکرده بودم، من وقتی به خدا اعتماد کردم دیدم آدم ها خودشون زنگ میزنن و میخوان برای من کار انجام بدن.وقتی مدار ما تغییر کرد، حتی مشتری های ما هم تغییر کردن. قبلا دعوا میکردن الان همه با حال خوب میان و میرن؛ من به وضوح میبینم که وقتی من تغییر کردم دیگه کسی قصد آزار و اذیت منو نداره؛ من دیگه عصبی نیستم، شما توی دوره جزیره گنج گفتید "منِ جدید میتونه از دل سختی هاش معنی پیدا کنه" من اینو تجربه کردم
    پاسخ
    -0
    انصراف
    ازاده 8 آذر 98
    خدا را شكر كه تونستيد به بهترين ها برسيد
    -0

    شادی 28 مهر 98
    درآمدم صفر بود و از شدت استرس، درگیر بیماری شدم که یک ماه به طور کامل دکتر به من استراحت مطلق داد و حتی برای خودن آب نمیتونستم .همه موهای سرم ریخت، پوستم دچار مشکل شد .وقت دوره ها رو گرفتم هیچ باور نمیکردم دستاوردی بفرستم .ولی من بهبود پیدا کردم دوباره موهای سرم پرپشت شد پوستم خوب شد .توی کارم به موفقیت هایی رسیدم که نتنها در شهر خودم بلکه در کل ایران مطرح شدم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😊 28 مهر 98
    به پوچی رسیده بودم،قرص میخوردم میخوابیدم که فقط این زندگی تموم بشه. نه انگیزه ای نه آرزویی هیچی خوشحالم نمیکرد .من به شدت از طرف اطرافیانم سرکوب میشدم.یه روز به خودم گفتم بگذار منم دوره ها رو امتحان کنم شاید، شد و منم از دستاوردهام برای خانم هروی ویس فرستادم 😊بهم پیشنهاد کار شد و یک روز بعد پیشنهاد ترجمه کتاب شد که اوکی شد .در یکی از استودیو های مشهور عکاسی که خیلی دوست داشتم اونجا کار کنم مشغول شدم من هزینه آموزش اونجا رو نداشتم به طرز بمعجزه آسایی اونا قبول کردند رایگان به من آموزش بدن.من جایی برای کار مشغول شدم که وقتی برای مصاحبه رفته بودم افرادی اونجا فرم پر کرده بودند که PHD داشتند ولی من پذیرفته شدم .من یاد گرفتم باید بهای خودم رو خودم بپردازم الان نه گفتم رو یاد گرفتم ارزش قایل شدن برای خودم و یادگرفتم.تمام کسایی که منو سرکوب میکردند بعد از اینکه من روی خودم کار کردم یا سکوت کردند یا از جلو من کنار رفتند
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ... 28 مهر 98
    من خواستم که مدارم رو تغییر بدم،در شرایط سخت بودم ، اما موفق شدم .توی سنی که باید برای آینده ام هدفگداری میکردم به دلیل عدم عزت نفس فقط دنبال یه ظاهر جذاب بودم ولی باز هم روابط خوبی نداشتم.از خدا خواستم که مدار منو تغییر بده، این تغییر مدار با اخراج من از محل کاری که توش امنیت داشتم، شروع شد .کاری برای من جور شد که توش آرامش داشتم و مهمتر اینکه فرصتِ تجربهِ خودم رو پیدا کردم؛ فرصت کتاب خوندن، کوه رفتن و ...با دوره عزت نفس من دو تا از طلسم های روانیم و که باعث بحران مالی و عاطفی میشد رو پیدا کردم و این باعث شد بفهمم چرا همیشه خیانت رو جذب میکردم.من وقتی روی عزت نفسم کار کردم تونستم از رابطه ای که ۵ سال دروغ خیانت و تحقیر بود، خارج بشم، حتی خانواده اش هم تحقیرم میکردند .این آدم هم بعد از مدتی برگشت ولی دیگه مدار من تغییر کرده بود و من دیگه حاضر نیستم به این رابطه برگردم .من الان دارم میبینم که وقتی من کار میکنم روی خودم چطور روی وضعیت خانواده من هم تاثیر میگذاره، وقتی من تغییر کردم حتی مادرم تغییر کرد، میبینم که مشکلات برادرم هم داره یکی یکی حل میشه (جزیره گنج).روی احساس لیاقتم کار کردم و الان تا حدود زیادی موفق شدم و الان به خودم احترام میگذارم (درسواره احترام به خود).من هر روز به خودم قول میدادم که تا شب تعلیمات دوره ها رو زندگی کنم؛ و همین امروز امروز ها که سر قولم موندم باعث شد که من تغییر کنم؛ این احساس ارزشمندی رو با همین قول هایی که به خودم دادم درونی کردم.از وقتی چالش ۴ ماهه رو شروع کردم معجزه هایی دیدم که تا امروز تجربه نکرده بودم، من وقتی به خدا اعتماد کردم دیدم آدم ها خودشون زنگ میزنن و میخوان برای من کار انجام بدن.وقتی مدار ما تغییر کرد، حتی مشتری های ما هم تغییر کردن. قبلا دعوا میکردن الان همه با حال خوب میان و میرن؛ من به وضوح میبینم که وقتی من تغییر کردم دیگه کسی قصد آزار و اذیت منو نداره؛ من دیگه عصبی نیستم، شما توی دوره جزیره گنج گفتید "منِ جدید میتونه از دل سختی هاش معنی پیدا کنه" من اینو تجربه کردم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    bb 28 مهر 98
    من هم با یه سیلی محکم سفرم‌ رو شروع کردم، بارها سیلی خوردم اما نفهمیدم که باید تغییر کنم، اما اینبار خیلی متفاوت بود و احساس کردم نابود شدم .با کل دوره ها شروع کردم‌و سعی کردم تغییر کنم .سیگارو گذاشتم کنار، ورزش شروع کردم.کارمو شروع کردم.من در یکی از بهترین رشته های دنیا در خارج از کشور تحصیل میکردم ولی با اتفاقی که پیش اومد،داشتم از دانشگاه اخراج میشدم و از خدا کمک خواستم و به طرز بسیار عجیبی کارم درست شد تونستم مرخصی بگیرم.جفت دستام لرزش داشت و نمیتونستم کار کنم الان لرزش دستم خوب شده .مهترینش اون آرامشیه که دارم و اون اعتماد به نفسی که پیدا کردم حتی تن صدام‌پایینتر اومد،تصمیم گیری برام راحتتر شده.بزرگترین دستاوردم این بود: ارتباط من با جهان برقرار شد یه من میتوانم قوی از عمق وجودم اومده.یه مشکلی داشتم که به هیچ عنوان حل نمیشد اومدم توی کانال و کلمه طلسم رو سرچ کردم و همه دستاوردها و.. رو گوش کردم من اونجا متوجه شدم علاوه بر دوره ها چقدر میشه از دستاوردها استفاده کرد، من خیلی از طلسم های روانیم پیدا کردم.انرژی خیلی زیادی دارم، الان دیگه در برابر مشکلات آرومم و سعی میکنم ببینم دلیلش چیه.به همه دوستانم میگم که هرکسی میتونه تغییر بکنه، تغییر فقط مال یه عده خاص نیست
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Mina Ra 26 مهر 98
    سلام خانم هروی عزیز و تیم خوبتون واقعن خسته نباشید اینقدر دوره هاتون عالی هستن که نمیدونم کدومشونو بگم فقط همینو بگم آرامش کل زندگیمو گرفته مخصوصن در روابطم که عالیه همه دوره هاتونو تهیه کردم و برای بار چندم گوش میدم واقعن جذابیت روی من اثر داشت برای خودم ارایشگاه زدم چیزی که اصلن فکرش رو نمیکردم😊 همه ی کسانی که قبلن باهاشون در ارتباط بودم بلااستثنا برگشتن و زنگ و تماس حتی کسی که ازدواج کرده! و من با خونسردی فقط نگاه میکنم و میگم خب معلومه تاثیر این دوره هاس وبا لبخند فقط میگذرم منتظر طرح الهی زندگی و جفت حقیقیم هستم کسیکه ۳سال پیش عشق زندگی من بود و خودش منو بخاطر اخلاقم و مشکوک بودنم و گیردادنام🙈 کنار گذاشت الان برگشته و الان که من تغییر کردم میبینم وای چقدر اون ادم دیگه ای هست چقدر برام ارزش قائله.درصورتیکه من قبلن همه توجهمو ازون میخواستم و همه اون ۴تا فیلمنامه فایل ۶ جذابیت رو انجام میدادم🙈 سایه ها چقدر جالبن.علت اتفاقا رو که میفهمم واقعن لذت میبرم چقدر جاااااالبه که همه چیز مربوط به درون خودمه... خودمو خیلی بیشتر دوست دارم اردیبهشت تصادف بدی با موتورسوار کردیم ومن بدون اینکه استرس داشته باشم به بقیه دلداری میدادم اصن نمیدونستم این شجاعت وقوی بودن از کجا اومده😉 به هرکس فکر میکنم ازش خبرمیشه چندروز پیش انرژیم کم شده بود و برای سرگرمی گفتم خوبه برم فال بگیرم و همون موقه دستاوردی رو گذشتین که خانمی داخلش یه چیزی توی این مایه گفتن: ما خودمون دعانویس و برنامه نویس زندگی خودمونیم همون کلمه یه انرژی به من داد که بجای اینکه چیزهایی که دلم میخواد از زبون یه ادم دیگه بشنوم رو خودم با انرژی مثبتم بیارم تو زندگیم💪💪💪 اینا یه سرسوزن از توصیف حال خوب منه.باصدای ارامبخشتون میخوابم و بیدار میشم❤️🌹 منتظرم دستاوردم ازچالش ۴ ماهه رو براتون بذارم. ببخشید من خیلی راحت تر بودم که وویس بذارم ولی بخاطر اینکه آشناهامم هستن تو کانال و فعالن دوست داشتم خصوصی تر باشه انشالا هرروز پرانرژی تر و عاااااااااالی تر باشین و باشیم همه مون یه دنیاااااا ممنون از خدا و شما🌹🌹❤️❤️😍😍
    پاسخ
    -0
    انصراف

    سمیرا جلیلی پور 24 مهر 98
    سلام خانم هروی عزیز.من دوره ی جذابیت درونی رو کامل گوش دادم وتمریناتم رو انجام میدم وواقعا تاثیرفوق العاده اش رو دیدم خیلی خیلی ممنونم از شماوهمه ی همکارانتون.بهترین هارو براتون ارزومندم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    بیتا ضیایی مهر 18 مهر 98
    عالی هستین
    پاسخ
    -0
    انصراف

    سارا شیراز 10 مهر 98
    درود بر شما خانم هروی عزیز بنده کل دوره ها رو تهیه کردم اما در دوره ها بایستی از چند دوره دیگه استفاده کرد که در پکیج من قرار نداره ۱-سوالم این هست که آیا راهی هست که برای خریدشون از کد تخفیف استفاده کنم؟ ۲- تمام دروس رو باید با داشتن اینترنت گوش کنیم و نمیشه جایی اون رو نگهداری کرد به این علت که ممکنه جایی دسترسی به نت نداشته باشم؟
    پاسخ
    -2
    انصراف

    بیتا ضیایی مهر 8 مهر 98
    عالیه
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ياسمن عطارد 24 شهريور 98
    عالي
    پاسخ
    -0
    انصراف

    الهام حسینی 4 شهريور 98
    M سایت شما عالی است
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Shirin 4 شهريور 98
    Ok
    پاسخ
    -1
    انصراف

    آروین 20 مرداد 98
    خانوم هروی عزیز سلام. خیلی ممنون ام بابت دوره ها .من این دوره ها رو از منبعی به صورت رایگان گوش داده بودم و الان میخوام کلشون رو بخرم تا هم از شما تشکر کنم و هم این مجموعه رو قانونا خریداری کرده باشم که اثر واقعی اش رو روی من داشته باشه و بتونم بارها و بارها گوششون بدم و تمریناتشو انجام بدم. من هم مثل خیلی از بچه های دیگه در سخت ترین و دردناک ترین دوران زندگیم با این مجموعه و کانال شما آشنا شدم. امیدوارم همه انسانها از درد و غم و غصه و ناتوانی رهایی پیدا کنن و به قدرت و اقتدار و عزت نفس برسن تا اول خودشون و بعد اطرافیانشون رو نجات بدن. با احترام
    پاسخ
    -0
    انصراف

    سميه 13 مرداد 98
    سلام خانوم هروى عزيز رسالتتون پايدار🙏🏻
    پاسخ
    -0
    انصراف

    عاطفه رئوف 27 تير 98
    عالی
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Esmat.shahedi 21 تير 98
    عالی هستین
    پاسخ
    -0
    انصراف

    shiva 20 تير 98
    عالی هستن
    پاسخ
    -0
    انصراف

    نسرين كريمي 28 خرداد 98
    سلام اگه زحمتي نيست دوره كامل رو ميخوام
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Mahla 5 ارديبهشت 98
    خیلی عالی هستین انرژی میگرم ازتون
    پاسخ
    -9
    انصراف

    ssaammiirra 2 ارديبهشت 98
    پاسخ
    -3
    انصراف

    لیلا 25 فروردين 98
    من تو عید متاسفانه نتونستم دوره ها رو تهیه کنم میشه به مناسبت اعیاد شعبانیه حداقل فقط روی خرید کل دوره ها تخفیف بذارید ارزش این فایل خیلی بیشتر از قیمتی هست که الان روش هست ولی برای بعضی ها خیلی سخته خریدش اگه براتون امکان داره یه تخفیف بذارید روش خدا به شما برکت بده
    پاسخ
    -7
    انصراف

    فاطمه 8 فروردين 98
    سلام خانم هروی عزیز. من دوره جذابیت درونرو تهیه کردم. لطفا راهنمایی کنید که چطور میتونم از تخفیفتون استفاده کنم و دوره های دیگرتونو تهیه کنم. ممنونم
    پاسخ
    -9
    انصراف
    Vsl 16 فروردين 98
    از پكيج شماره ٣ استفاده كنيد يعنى دوره عزت نفس و جزيره گنج
    -9

    سایا 5 فروردين 98
    سلام خانم هروی نازنین . چ تخفیف خوبیه ولی برای کسایی مثل من چز؟ کسایی ک جذابیت درون و دو ترم عزت نفس رو خریدن فیش پرداختشونم دارن دوره جزیره گنج رو همین مبلغ تخفیف دار بزنین لطفن
    پاسخ