هیچ اپراتوری آنلاین نیست. در حال حاضر با استفاده از صفحه تماس با ما می توانید سوالات خود را مطرح کنید.
    سبد خرید خالی است.
    ارسال نظر
    captcha
    اخرین نظرات
    23 مرداد 99
    سلام خانم سوده هروی عزیزم. من خودم رو کاویدم، هرروز روی خودم کار کردم و به دستاورد های عالی توی چالش چهارماهه رسیدم. من پارسال حال و روز خیلی بدی داشتم . به یک بیماری مبتلا شده بودم و کنار دردی که اون بیماری داشت ، با درد بی مهری بزرگی که از سمت همسرم میدیدم مواجه بودم. حتی یکبار هم حال منو نپرسید، وقتی هم بهش گفتم بیماری من حاد شده، گفت حال خودم خراب تره با کانال آشنا شدم ، دوره های جذابیت درونی، عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج رو تهیه کردم و الان میبینم که همون مرد، دیگه اسم من رو بدون جان صدا نمیکنه ، 10روز پیش انگشتم در رفت و همسرم بهم گفت من از خودم خیلی ناراحت شدم، من باید کنارت میبودم و این خیلی برای من قشنگ بود همسرم بهم میگه تغییراتی که تو کردی حس میکنم روی من هم تاثیر گذاشته و این برای من خیلی قشنگ چون تو چالش4ماهه شما بار ها گفتید خودت تغییر کن، کاری به طرف مقابل نداشته باش، اونم تغیر میکنه و من این رو دیدم الان اقتدار درونیم به حدی بالا رفته که به راحتی میتونم خودم رو انقدر دوست داشته باشم و برای خودم انقدر ارزش قائل باشم که بتونم به خواسته هام توجه کنم، حتی وزن من هم کنترل شده من کم کاری شدید تیروئید دارم و باید وزنم میرفت بالا اما انقدر راحت تونستم خودم رو کنترل کنم و به خودم احترام بگذارم که وزنم کم شد توی قرنطینه بار ها و بار ها بچه ها میگفتند بیشتر آدما این مدت توی مشترکشون به مشکل خوردند ولی ما چقدر باهم خوبیم و همسرم بهم گفت اینا همش بخاطر مدیریت توست و این حرفی بود که من هیچوقت ازش نشنیده بودم، گفت حس میکنم زمین به آسمون تغییر کردی و ما رو هم تغییر دادی من اقتدارم بالا رفت، ارامشم خیلی بیشتر شد، با خدای خودم ارتباطم بهتر شد، انقدر قشنگ زندگیم رو تحت مدیریتم گرفتم که دیگه پیش نیومده حرفی رو بزنم و همسرم مخالفت کنه، حتی همسرم بار ها گفته خوشبحالت چه راهی داری میری ؟ حتی پسرم وارد این مسیر شد و روی کسب و کارش خیلی تاثیر داشت من یاد گرفتم سپاس گزار باشم برای هرررر چیزی ، هیچوقت دیگه اعتراض نکردم و این سپاس گزاری ها برکت رو توی خونه من ده ها، صد ها برابر کرده آرامش امروزم، شیرینی زندگیم، اقتدار بالای خودم رو از کار کردن روی خودم دارم و همین زیبایی و عشق زندگیم رو که دارم برای همه میخوام. سپاسگزارم ازت سوده جان
    پاسخ
    -0
    انصراف

    23 مرداد 99
    سلام به زندگی سالمیها من زمانی با کانال آشنا شدم که تحت فشار شدیدی بودم به دلیل رابطه ای که 2سال در اون بودم، من دو سال در رابطه به شدت ناسالمی بودم و الان میفهمم این آدم به زندگیم اومد تا در آینه ی اون من ناسالم بودن روان خودم رو ببینم فشار های روانی من در حدی بود که من در سن 20سالگی دچار سردرد هایی شدم که نام آورترین پزشک هام هم هیچ توضیحی براش نداشتند و علائم خیلی عجیبی داشت و تلفیقی از چندین مدل سردرد بود، دارو هایی با بالاترین دوز رو مصرف میکردم و روزی 7تا قرص میخوردم و انقدر قرص ها سنگین بودند که داروخونه بهم دارو هارو نمیداد و میگفت برای سن تو مناسب نیست! از شدت فشار شب ها بالشت رو میذاشتم روی دهنم و داد میزنم و خیلی اذیت میشدم و واژه (بد بودن) برای حال من کمترین واژه بود و اون آقا با تهدید بهم اجازه نمیداد از رابطه خارج بشم و من شدیدترین آسیب های روحی و جسمی رو در اون رابطه دیدم، انقدر اون آدم به من برچسب خائن بودن رو زده بود که باورم شد بدون اینکه کاری انجام بدم خائن هستم شدت فشار روان من باعث شده بود من به سمت اون آقا برم و همون آدمی که روزی منو ول نمیکرد، حالا بهم میگفت من دیگه اصلا نمیخوام باهات صحبت کنم من دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم و به سختی گوش کردم، روی خودم کار کردم و با سختی تمام به عنوان اولین دستاورد تونستم این قدرت برو پیدا کنم و قرص های اعصابم رو کنار بگذارم ، سردرد های من خیلی بهتر شده بود و الان خیلی حالم بهتر هست و دیگه هیچ قرصی استفاده نمیکنم دوباره روی خودم کار کردم، منی که بسیار عصبی بودم الان به آروم ترین فرد خانواد تبدیل شدم و خواهر و برادر هام که کلی از من بزرگتر هستند وقتی مشکلی دارند از من راهنمایی میخوان و آگاهی و بینشی به دست اوردم که میتونم مشکلاتم رو ریشه یابی کنم و گره هام رو ببینم رفتار دوستانم به شدت باهام تغییر کرد، دوستی که ترکم کرده بود برگشت و اظهار پشیمونی کرد و خواست ببخشمش، دوست 10ساله من ازم تشکراتی کرد و بهم گفت که چقدر دوستم داره و چقدر رفاقت با من براش با ارزش هست اون آقا بار ها با من تماس گرفت، به شدت اظهار پشیمونی کرد و گفت بچه بودم، حالا میخوام جبران کنم، تو لیاقت بهترین هارو داری، دیگه نمیگذارم خم به ابروت بیاد و من صبر میکنم تا کنکورت تموم شه و برمیگردم و همه چیز رو درست میکنم ولی من دیگه فرصتی به اون آقا ندادم آقایی خیلی اتفاقی بهم پیشنهاد آشنایی داد که در یک لول اجتماعی خیلی خوبی قرار داره، آدم موفقی هست و احساس میکنم آدم مناسبی میتونه باشه، خیلی زیاد بهم اظهار علاقه میکنه و از ارزشمند بودن من میگه، ورود این آدم به زندگی من بهم نشون داد که لول من هم تغییر کرده کلی پیشنهاد داشتم آرامش زندگیم به من برگشته، ارتباطم با خداوند برقرار شده، هشیاری به زندگی من وارد شده و واقعا دیدم که با کار کردن روی خودم واقعا داره اتفاقاتی توی زندگیم میوفته و دارم توجهاتی از اطرافیانم میگیرم. ممنون بابت تمام چیزهایی که ازتون یاد گرفتم خانم هروی جان
    پاسخ
    -0
    انصراف

    22 مرداد 99
    سلام.ن 15ساله بودم که پدرم دچار یک ورشکستگی شدند و وضعیت مالی ما به زیر 0 رفت و همه چیز مون رو از دست دادیم و چندسال طول کشید تا پدرم دوباره تونستند وضعیت مالی خودشون رو احیا کنند و زندگیمون کم کم داشت درست میشد، این ورشکستگی خیلی روی من اثر بدی گذاشت و اعتماد به نفس و عزت نفس من تحت تاثیر قرار گرفت احساس میکردم دوستانم سطح مالی خیلی بالاتری از من دارند و من احساس بدی داشتم، با آقایی وارد رابطه شدم که باز هم احساس میکردم اون آقا هم سطح مالی خیلی بالاتری داره و این باعث میشد مدام ترس از دست دادن داشته باشم و به خاطر ترس هایی که داشتم این رابطه تمام شد و خیلی آسیب دیدم، همه دوستانم تحقیرم میکردند و میگفتند اون آقا حق داره تورو ول کنه، اونا که نمیتونن با اون وضعیت مالی بیان با تو وصلت کنند و این واقعا روی روان من تاثیر گذاشته بود و همش دنبال آدمی بودم که از اون آقا بالاتر باشه توی دانشگاه رشته ای خوبی میخوندم ولی دوستش نداشتم و خیلی اذیت میشدم تا لیسانسم رو بگیرم چون این رشته اصلا با روحیاتم متناسب نبود و این باعث شده بود دچار بیماری مزمنی بشم که تمام بدنم کهیر میزد و دکتر بهم میگفت سالها ممکنه این بیماری در تو باشه و من دارو مصرف میکردم یه مدت خوب میشدم اما دوباره بیماری برمیگشت با آقای دیگه ای وارد رابطه شدم که این آقا فقط وضعیت مالی شون از من خیلی بهتر بود ولی در همه ابعاد دیگه من واقعا سطح بالاتری داشتم و با خودم میگفتم یعنی کی من رو طلسم کرده که من اینجوری این آقا رو دوست دارم و وقتی حالا دوره های عزت نفس رو گوش میدادم فهمیدم خودم بودم که خودم رو طلسم کردم و اینجوری دیوانه دار دنبال این آقا بودم و زمان زیادی از عمرم درگیرش بودم تا اینکه این آقا من رو طرد و رها کردند دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم، روی خودم کار کردم، دوره عزت نفس تا به نفس و جزیره گنج رو تهیه کردم ، اولین دستاوردم این بود که تونستم همه افراد و حتی خودم رو ببخشم و این خیلی من رو سبک کرد وارد چالش چهارماهه شدم و با آقایی آَشنا شدم که وقتی به خصوصیاتی که توی چالش روی کاغذ نوشته بودم نگاه کردم دیدم که همه ی اون ها رو این آقا داره و ایشون از لحظه ی اول قصدشون ازدواج هست و وقتی من به صورت جدی روی چالش کار کردم باهاشون آَشنا شدم و ایشون در یک کشور دیگه هستند و قرار هست که به خواستگاری من بیان دستاورد بعدی من این بود مریضی من شدت گرفته بود و دسترسی به دکتر نداشتم، هیچ کنترلی روی بیماریم نداشتم و شب تا صبح نمیتونستم بخوابم انقدر زجر میکشیدم، متوجه شدم من ترس از دست دادن هم دارم و ریشه یابیش کردم و دیگه استرس و اضطرابی که داشتم از بین رفت و دیدم کسی جز خودم در مورد این بیماری نمیتونه کمکم کنه، با کار کردن روی ترسهام، کنترل اضطرابم و بالا بردن انرژی روانیم این بیماری رو خودم بدون دارو کنترل کردم و حالم خیلی بهتر شد و خیلی خوشحالم و فکر میکنم این بزرگترین دستاورد من هست چون دکتر گفته بود این بیماری ممکنه 30سال در تو بمونه و درمان دارویی برای من جواب گو نبود و من با تمرینات دوره جذابیت درونی تونستم این بیماری رو کنترل کنم الان دارم برای دوره ارشد میخونم، وارد هنر مورد علاقه خودم شدم و محصولاتی خوبی دارم که حس خیلی خوبی بهم میده.مرسی برای همه درسهایی که یادمون میدین خانم هروی جان
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Atefe 22 مرداد 99
    سلام خانم هروی عزیز من و همسرم با عشق ازدواج کردیم و اوایل رفتار همسرم فوق العاده بود ولی به مرور رفتارش تغییر کرد، خیلی بهم توهین میکرد، حرفهایی میزد که دل من رو میشکوند ، من حال خیلی بدی داشتم صدای شکستن قلبم رو هم میشندیم، همش میگفتم چرا اینطوری شد؟ چرا من از اونجا به اینجا رسیدم؟ احساس میکردم که به من خیانت میکنه، از خودم میپرسیدم چرا من براش تکراری شدم، چیز هایی که از دیگران شنیده بودم انجام میدادم ولی دریغ از ذره ای تغییر دوره جذابیت درونی و دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم و با انجام دادن تمریناتش فهمیدم که من هیچ کدوم از اینهارو نداشتم، عزت نفس و اعتماد به نفسی در خودم سراغ نداشتم، فکر میکردم فقط اگر همسرم مدیون من باشه بهم خیانت نمیکنه من درون خودم رو جستجو کردم، سایه خیانت رو در خودم دیدم و فهمیدم خیانت رو خودم به خودم کردم، به خودم بها نمیدادم، خودم رو بار ها بی ارزش میکردم و رفتار های همسرم همه سایه های خودم بود و همسرم آینه ای بود مقابل من که من رو به خودم نشون بده وقتی روی خودم کار کردم دیگه حرفهای قبلی رو از همسرم نشنیدم، الان دیگه توهین نمیکنه و این تغییرات برای همسر من که ادم بسیار مغروری هست خیلی بزرگ و با ارزش هست وارد چالش چهارماهه شدم و تمریناتش رو انجام دادم و روی خودم کار کردم و به دو تا از خواسته هایی که میخواستم در همسرم ایجاد شه رسیدم اواخر به دلیل رفتار های همسرم که روز به روز بدتر میشد، یک طلاق عاطفی بین ما ایجاد شده بود ولی از وقتی که شروع کردم به کار کردن روی خودم ، علاوه بر اینکه الان هم خودم رو دوست دارم، حالا زندگی با همسرم رو هم دوست دارم، احساس امنیت و ارامش درونی دارم و اعتماد به خداوند بینهایت شده الان از زندگیم خیلی راضی هستم، برای بهتر شدنش دارم تلاش میکنم، ریشه ترس هام رو دیدم، فهمیدم ترس از دست دادن دارم، طلسم هام رو دیدم و الان شکر خدا، زندگیم خیلی عالی و خیلی بهتر شده، روز به روز هم بهتر میشه و رفتار همسرم هم به طرز معجزه اسایی با من خوب شده و به من توجه میکنه ، من الان خودم رو دوست دارم، زندگیم رو دوست دارم، همسرم رو هم دوست دارم. ممنون از شما و دوره های خوبتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Fateme 5 مرداد 99
    سلام خانواده ی زندگی سالم.من استاد دانشگاه هستم و ناشر و نویسنده هم هستم ولی تمام روابط من به جدایی و شکست میکشید و مدام اتفاقات مشابه رو تجربه میکردم، در تمام روابطم طرد میشدم با وجود شرایط خوبی که داشتم.توی آخرین ماه من خیانت اون آقا رو با دوست خودم دیدم و 4ماه کلا افتادم زمین و توی تخت بودم. شغلم رو از دست دادم ، یکسال خونه نشین شدم، قرص میخوردم، با همه دعوام میشد ، حالم خیلی بد بود ، جلسات مشاوره میرفتم و یکی از مشاور هام کانال زندگی سالم رو بهم معرفی کرد.دوره ها رو تهیه کردم و شروع کردم به گوش دادن، اولش فکر میکردم این دستاورد ها برای من اتفاق نمی افته چون من یک سال و نیم درگیر بودم، زندگی من داغون شده بود، منی که هیچوقت وزنم کم نمیشد 13کیلو وزن کم کرده بودم جذابیت درونی رو گوش کردم، ارتباطم با خدا برقرار شد، رابطه من با خانواده اصلا خوب نیست ولی به ارامشی رسیدم که توجه خانواده بهم خیلی بیشتر شد و رفتارشون کلا تغییر کرد.من انقدر عزت نفس ضعیفی داشتم که با این که خیانت دیده بودم باز منتظر بودم برگرده اما وقتی ارزش خودم رو فهمیدم، وقتی خودم رو پیدا کردم، دیدم اون اصلا از هیچ نظر در سطح من نبود، شغل و درآمدش هم از من بود و در مورد خودش بهم دروغ گفته بود.یکسال بعد اقایی وارد زندگی من شد که ایشون کاپیتان هستن ، استاد پرواز هستند، مدلینگ و بازیگر هستند و خیلی جالبه چیزهایی که اون اقا نداشت این اقا داره و بهم گفت تو یک الماسی داری که من قدر الماست رو میدونم و میدونم که تو چقدر با ارزشی و شنیدن این حرف برای من خیلی جالب بود.الان هر چیزی که میخوام بلافاصله برای من فراهم میشه، شغلم رو از دست داده بودم اما من حالا یک شغل خیلی بهتر و پردرآمد تر و دقیقا همون چیزی که میخواستم برای من مهیا شد و من خیلی دوست داشتم از ایران برم و حالا مدرس جایی شدم که خارج از کشور هست و برای من خیلی دستاورد های جالبی بود.ممنونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    صباناز 5 مرداد 99
    سلام خدمت شما و خسته نباشید.من 4سال پیش از همسرم جدا شدم و یک پسر دارم و 35ساله هستم، 2سال پیش با کانال آشنا شدم، دوره های جذابیت درونی و عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج رو بار ها گوش کردم و واقعا خودم رو تغییر دادم، خیلی از قفل ها و طلسم ها و سایه هام رو پیدا کردم.بزرگترین دستاورد من آرامشم هست که استرس و تنش های من از بین رفت چون من دائم اضطراب داشتم و نمیدونستم چرا ولی با کار کردن روی دوره عزت نفس دلیل این هارو فهمیدم.در زندگی مشترکم من تحقیر میشدم، دائم بهم توهین میشد، دیده نمیشدم، هرروز کتک میخوردم، دائم در حال ضرب و شتم بودیم.بعد از جدایی با آقایی آشنا شدم که اوایل رابطه خوبی داشتیم، حال خوبی داشتم ولی بعد از 2سال من حتی توی این رابطه هم تحقیر شدم، به من شک داشت، من رو کنترل میکرد و من با شنیدن فایل ها متوجه شدم این ها سایه های من بودند و در نهایت رابطه ما به جدایی کشید بدون هیچ دلیل موجهی من مسئولیت زندگیم رو پذیرفتم چون من همیشه پدرم رو مقصر ازدواج ناموفقم میدونستم و با پدرم کینه و کدورت داشتم و تونستم رابطه خودم رو با پدرم احیا کنم.من فهمیدم که به تنهایی لایق و ارزشمند هستم ، وارد چالش چهارماهه شدم و یک کار خیلی خوب با شرایط ویژه پیدا کردم و به شغلی که میخواستم رسیدم چون میخواستم کاری داشته باشم که به حقوق بالای 5میلیون برسم و حالا من شغلی دارم که حقوق من 10 میلیون هست و سرپرست بخشی از یک شرکت خصوصی شدم بدون اینکه تجربه کاری زیادی در این زمینه داشته باشم و حتی برای بستن قرار با من اصرار داشتند و خیلی دستاورد بزرگی بود برای من آقایی که جدا شدیم میخواستند به زندگی من برگردند ولی من نپذیرفتم.من توی این 4سال هیچ خواستگاری نداشتم ولی حالا چندتا خواستگار برای من پیدا شده و کسانی هستند که چه از نظر مالی، چه از نظر خانوادگی شرایط بسیار خوبی دارند.من همیشه منتظر بودم همسرم برای من ماشین تهیه کنه، همسرم وضع مالی خیلی خوبی داشت ولی هیچوقت این کار رو برای من نکرد، من تونستم برای خودم ماشین بخرم و این برای من خیلی ارزشمند بود چون من همیشه منتظر بودم دیگران برای من امکانات تهیه کنند و من رو ساپورت کنند اما دیگه مستقل شدم و ترس از دست دادن چیزی رو ندارم.خدارو شاکرم که من با دوره های شما به آگاهی رسیدم🙏🏻💫
    پاسخ
    -2
    انصراف

    س.زهرا 5 مرداد 99
    سلام و عرض ادب و احترام من دوسال پیش از طریق مادرم با کانال آشنا شدم زمانی که از یک زندگی مشترک پر از تحقیر و آسیب بیرون اومده بودم و عزت نفس من بسیار اسیب دیده بود و خیلی حال بدی داشتم.دوره ها رو تهیه کردم و روی خودم کار کردم، با جذابیت درونی شروع کردم، تمرینات رو انجام دادم، فهمیدم چقدر عزت نفس من پایین بود و علنا باج میدادم و اون اقا رو به طور کامل رها کردم و بخشیدم و خداروشکر کردم که اون جدایی باعث شد از منی که یک انسان کاملا کال و خام بود به انسان جذابی تبدیل شدم.من در شغل حقیقی خودم نبود، شغل حقیقی خودم رو پیدا کردم، اموزش دیدم و شروع کردم و موفقیت و پیشرفت های خوبی داشتم و به استقلال رسیدم.من فکر میکردم دیگه وارد هیچ رابطه ی دیگه ای بشم، توی چالش 4ماهه شرکت کردم، ویژگی هایی رو که میخواستم نوشتم و آقایی وارد زندگی من شد که فقط فکر میکنم خدا برای من معجزه کرده تا تموم اون مشکلات و سختی هایی که کشیدم جبران بشه، منی حتی همیشه دوست داشتم مهاجرت کنم ولی موقعیتش برای من فراهم نشد و جالبه که این اقا خارج از ایران هستند و برای دیدن من میخوان به اینجا بیان و این رابطه کاملا متفاوت با روابط قبلی من هست، تمام چیز هایی که من بهشون علاقه داشتم، توی این رابطه برای اولین بار دارم تجربه میکنم.خیلی جالب هست که این آقا اصلا دوره های شما رو نشنیده ولی وقتی با هم صحبت میکنیم انگار دوره های شما رو گذرونده! خیلی به این مباحث علاقه داره ، بهم میگه تو جذاب هستی، تو لیاقت بهترین ها رو داری. عزت نفس من از 0 هم خیلی پایین تر بود ولی الان عزت نفسم رو احیا کردم، قدرت عملی کردن اهدافم رو پیدا کردم، هر جایی که میرم توجه افراد به سمت من جلب میشه و خیلی زود بهم پیشنهاد کاری میدن، آرامشم خیلی خیلی زیاد شده.من دوره های جذابیت درونی، عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج و دسواره استغنا رو بار ها و بار ها گوش کردم و خیلی هشیار تر شدم به زندگیم و در حال پیشرفت هستم.خداروشکر که با شما آشنا شدم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    سیما.ز 5 مرداد 99
    سلام سوده هروی نازنین.من و همسرم به صورت کاملا سنتی ازدواج کردیم و من سن خیلی کمی داشتم، رابطه ما خیلی سرد بود ولی من فکر میکردم بحث و جدل و دعوا هامون عادی هست، اطرافیانم بهم میگفتند اگر بچه داشتی باشی مشکلات از بین میره و من اقدام کردم به بارداری. باردار بودم که توی گوشی همسرم پیام های یک خانم رو دیدم، حال من خیلی بد شد، به یکباره خرد شدم، تمام اعتمادم از بین رفت و خیلی برای من سخت بود، به هیچ عنوان باورم نمیشد، چندین روز کارم شد گریه و آه و ناله و نفرین ولی همسرم انکار میکرد. روز به روز افسرده تر و عصبی تر میشدم، به شدت ترس از دست دادن همسرمو داشتم، دچار بی خوابی و استرس شدم، به هیچ عنوان آرامش نداشتم، کابوس میدیدم، مدام گوشی همسرمو چک میکردم و هربار پیام هارو میدیدم و داغون تر میشدم، به حدی رسیدم که اقدام برای سقط بچه خودم کردم. یه شب از همسرم پرسیدم چرا تمومش نمیکنی؟ همسرم گفت دست خودم نیست، عاشقش نیستم ولی نمیتونم ولش کنم، شنیدن این حرفها منو خرد تر کرد، احساس ناامیدی، پوچی سراسر وجودم رو گرفت. بعد از زایمان، فکر میکردم اگر به همسرم محبت افراطی کنم و به تمام حرفهاش گوش کنم، اگر از خودم و خواسته هام بگذرم به سمتم میاد ولی فایده ای نداشت، به پیشنهاد دوستانم، سراغ دعانویس رفتم، دعاهایی با هزینه های سنگین گرفتم ولی روز به روز رابطه ما سرد تر شد.اتفاقی با کانال زندگی سالم آَشنا شدم، اولش باورم نمیشد و میگفتم امکان نداره زندگی هایی که به ته رسیده دوباره احیا شه ولی بالاخره دوره ها رو تهیه کردم. با جذابیت درونی دیدم من اصلا جذابیتی نداشتم، تمرینات این دوره حالم رو خیلی بهتر کرد و آرامش بیشتری داشتم. دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم، کامپلکس ها، سایه ها و ترس هام رو دیدم، با کار کردن روی اونها باری از روی دوشم برداشته میشد، متوجه شدم خیانت همسرم، اول در درون خودم بوده و نمیدیدمش. جزیره گنج واقعا برای من گنج بود، باهاش اشک ریختم و خدای خودم رو پیدا کردم، دیگه اعتراض نکردم، همه چیز رو به خدا سپردم. وارد چالش چهار ماهه شدم و روی شکاک بودنم تمرکز کردم و خوشبختانه کل اعتمادی که از دست داده بودم رو به دست اوردم، اعتمادم رو دوباره نسبت به همسرم و حتی جهان به دست اوردم و متوجه شدم جهان جای امنی هست و چالش ها برای بهتر شدن ماست.به طرز باورنکردنی کم کم همسرم از این رو به اون رو شد، حرف های محبت آمیز بهم میزد، بهم میگفت تو خیلی خوبی، تو بهترین زن دنیا هستی ، ازم خواست که بهش فرصت دوباره بدم و الان رابطه ما به حدی رسیدم که مطمعنم دیگه با هیچ خانمی در ارتباط نیست، کلا این کار رو کنار گذاشته، الان من خیلی ارامش دارم، پخته تر شدم و زندگی ما هر روز بهتر و بهتر میشه و هرروز از خداوند برای این زندگی سپاس گزاری میکنم. مرسی زندگی سالم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    A.m 4 مرداد 99
    سلام خانم هروی داستان من از حایی شروع میشه که من در خانواده ای بزرگ شدم که پدرم اعتیاد داشتند، دائما شاهد دعوا و کتک کاری پدر و مادرم بودم و وحشت زده میشدم، پدرم همیشه مادرم رو تهدید به ترک کردن، میکرد و من بر اساس تجربیات تلخ کودکیم لیستی درست کرده بودم از چیز های بدی که نمیخواستم در همسرم باشه.علی رغم ظاهر خوب، درآمد قابل توجه و مهارت های قابل توجهم اما ازدواج خوبی نداشتم، از جانب همسرم بهم مکررا خیانت میشد، همیشه تنها بودم و زندگی ما با طلاق عاطفی ادامه داشت، حتی در زمان بارداری انقدر فشار عصبی روی من بود که خونه رو ترک کردم و پزشک ها احتمال معلولیت فرزندم رو دادند و به من دستور سقط جنین رو اجبار کردند.من دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم 😍و شروع کردم به کار کردن روی خودم و بعد از مدتی همسرم خیلی تغییر کرد، اومد دنبال من ، ازم عذرخواهی کرد و تعهد داد که به شیوه ای که مقبول من باشه تغییر کنه.انقدر ظاهر من بعد از کار کردن روی خودم تغییر کرد که همه حتی نزدیکانم از من میپرسیدند برای پوستت چیکار کردی، پیش کدوم دکتر رفتی، به ما هم بگو,دوره (عزت نفس تا اعتماد به نفس )رو تهیه کردم، خیلی از طلسم ها و کامپلکس هام رو شناختم، تند خویی و پرخاشگری من در ارتباط با همسرم و فرزندم رو به هیچ طریقی نمیتونستم کنترل کنم و با کار کردن روی خودم این تموم شد، وابستگی هام رو کنار گذاشتم.در دوره جزیره گنج ارتباط معنوی من عالی شد، رابطه من با خداوند قطع شده بود و من همیشه میخواستم همسرم و دیگران حالم رو خوب کنند حالا تونستم خودم انقدر حالم رو خوب کنم که مایه ی آرامش شدم، پریشانی من ، احساس همیشگی بی انرژی بودنم به شدت تغییر کرد، آرامش گرفتم و مستقل شدم و احساس قدرت و ارزشمندی کردم و این برای من واقعا معجزه بود.من نظام های ارزشی خودم رو بنا کردم، این واقعا تحولاتی رو توی زندگی من رقم زد که سال های سال منتظرشون بودم.من به دلیل طلسم هام هیچوقت ارتباط زناشوییم رو به رسمیت نشناخته بودم، هر لحظه منتظر تموم شدنش بودم، با دوره از جدایی تا تعالی واقعا دوباره عاشق خودم شدم، با گوش کردن این دوره خیلی از چیز ها برای من کشف شد، به پهنای صورتم با این دوره اشک ریختم، انگار که دوره برای من ساخته شده بود، مساله ای که هرروز زندگی من رو جهنم کرده بود برای من حل شد و تموم شد و من اروم شد.با درسواره احترام به خود فهمیدم من احساس لیاقت برای داشتن خیلی از خواسته هام رو نداشتم.با چالش چهار ماهه اول، در آمد من بعد از سالها تلاش در عرض چندماه انقدر زیاد شد که برای خودم هم جای تعجب داشت.با چالش چهار ماهه دوم سایه هام رو دیدم، همسرم رو بخشیدم، خودم رو پذیرفتم، بعد از تلاش زیاد طلسم هام رو پیدا کردم و همسرم خیلی الان تغییر کرده، دوست داره دائم کنارم باشه، خیلی محبت میکنه، احترام درونی خاصی برای من قائل هست، مدام از توانایی های من حرف میزنه و تحسینم میکنه که من تعجب میکنم که چطور کسی که در طول این 20سال همیشه من رو نفی میکرد حالا داره این حرفهارو میزنه، الان همسرم خیلی مراقب آرامش و سلامتی من هست و رابطه ما حتی از روز های اول ازدواج مون هم قشنگ تر شده.خلا های من ، ترس هام، کمبود هام کنار رفت، رابطه مخربم با مادرم درست شد، دوره عزت نفس برای من غوغا کرد و تلاطم درونم فرو نشست و منی که به شدت با تنهاییم مشکل داشتم الان از تنهاییم لذت مبیبرم واقعا.من چندصد کتاب رو در سال ها خونده بودم اما با این دوره ها که درست در نقطه صفر زندگیم به دستم رسید، من فرو ریختم و منِ جدیدم رو از نو ساختم و ارتباطاتم رو احیا کردم و خدارو شکر میکنم برای این فرصت دوباره ممنونم از شما صدها مرتبه
    پاسخ
    -0
    انصراف

    sisi 17 تير 99
    سوده جونم من تا حالا چندین بار براتون دستاورد فرستادم و حالا باید بگم که من توی چالش چهار ماهه اول، تونستم از رابطه ای سمی که بسیار در اون تحقیر میشدم با اقتدار بیرون بیام و روی خودم کار کردم و بعد کسی وارد زندگی من شد که مسیر زندگی من به طور کل عوض شد و ما با هم ازدواج کردیم و الان خیلی خیلی همه چیز عالی هست و من این رو از چالش چهار ماهه دارم. توی چالش جدید من مدتها بود که میخواستم یک وامی رو بگیرم اما اصلا جور نمیشد، من چند بار اقدام کردم اما انجام نشد، توی چالش جدید روی این قضیه فوکوس کردم و خیلی فشرده ویس های دوره جذابیت درونی رو گوش کردم، تمرینات رو انجام دادم و اتفاق خیلی باور نکردنی افتاد و گره ی بزرگی که توی پروسه وام گرفتن من بود، باز شد و خیلی راحت و فوری این کار انجام شد و تمام مراحل اداری انجام شد و من احساس میکردم بار بسیار عظیمی از روی دوش من برداشته شد و قدم بسیار بزرگی برداشتم برای حرکت به سمت کاری که رویای من بود ولی هیچوقت جراتش رو نداشتم و با دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس بالاخره تونستم واردش بشم و شجاعت لازم رو پیدا کنم، این برای من خیلی با ارزش و قشنگ و فوق العاده بود.به بچه ها توصیه میکنم روی خواسته هاشون چه بزرگ چه کوچک یکبار زمان بگذارند و کار کنند و مطمئن باشند که بهش میرسند
    پاسخ
    -0
    انصراف

    👸❤️ 17 تير 99
    من زنی 30ساله هستم و ازدواج من در 16سالگی به اجبار خانواده بود و من هیچ رضایتی نداشتم و من رو با کتک و دعوا مجبور به ازدواج کردند و در نهایت من ازدواج کردم، 13سال زندگی کردم و هیچوقت از زندگیم راضی نبودم، هیچوقت احساس علاقه به همسرم نداشتم، بچه دار شدنم هم هیچ تغییری در زندگیم ایجاد نکرد. من به شدت احساس کمبود محبت و نبود عشق در زندگیم داشتم، از شوهرم و خانواده ی خودم متنفر شده بودم و حتی از پسرم هم متنفر شده بودم چون احساس میکردم اونها مانع رسیدن من به عشق و زندگی دلخواهم هستند و دست به خودکشی زدم، من 2بار خودکشی کردم و به خدا میگفتم خدایا از یه طریقی کمکم کن، حس میکردم هیچ نور امیدی در زندگیم نیست. با کانال آشنا شدم، کم کم خودم رو پیدا کردم، دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم و به آرامش عمیقی رسیدم، طرز رفتار خانواده و همسرم با من خیلی فرق کرد. دوره جزیره گنج رو تهیه کردم و واقعا بهم کمک کرد، خیلی با این دوره گریه کردم، این دوره خیلی خیلی روی من اثر گذاشت و بعد از مدتی احساس میکردم مدار من تغییر کرده، احساس بی نیازی از محبت دیگران میکنم اونقدر که درونم پر از عشق شده .انقدر دوره جذابیت در من درونی شد که من هر قدمی میخوام بردارم طبق اون دوره برمیدارم، ارتباطم با خدا انقدر قوی شده که احساس میکنم خوشبخت ترین آدم روی زمین هستم، خلا ای که در درونم بود الان پر شده و دیگه احساس نیاز به محبت کسی ندارم چون انقدر درونم پر از آرامش الهی هست که دیگه محتاج محبت کسی نیستم، درونم خیلی قوی شده و ارزشم برای خودم بالا رفت. روی سایه های خودم خیلی کار کردم و سایه هایی که در رابطه با همسرم داشتم و اونها خیلی خیلی به من کمک کرد تا این رابطه اصلاح بشه...رابطه همسرم با من خیلی خوب شد، خانواده من به چشم یک آدم همه چیز دان نگاهم میکنند و من تبدیل به یک آدم عاقل و دانا توی فامیل شدم و همه میگن تو عوض شدی ، اصلا یه آدم دیگه شدی، معلوم نیست داری چیکار میکنی که انقدر فرق کردی😂شوهرم انقدر رفتارش با من تغییر کرده که من هر حرفی به دهانم میارم اون کار رو برای من انجام میده، برای من خیلی زیاد هزینه میکنه، هر چی بخوام برای من میگیره، با اینکه وسیله هام نو بود هر چیزی که دوست داشتم دوباره برای من خرید، بهش گفتم خونه رو دوست ندارم بریم خونه جدید، همسرم خونه ای بهتر با هزینه ی بالاتر گرفت، ماشین مون رو عوض کرد و ماشین جدید گرفت، الان من هر حرفی میزنم همون حرف توی زندگیم انجام میشه. الان آرامش خیلی زیادی دارم و دارم کیف میکنم از داشته هام و اصلا چشمم به نداشته هام نیست و این مهمترین دستاورد من از دوره هاست که زندگی من متحول شد و ارتباط خیلی خوبی با خدای خودم گرفتم و برای آرزوی سلامتی و آرامش و رشد فوق العاده دارم. من همیشه میگفتم امکان نداره من دستاوردم و بفرستم ولی الان میبینم لازمه که به زندگی سالمی ها بگم که چقدر تغییر کردم
    پاسخ
    -2
    انصراف

    ss 17 تير 99
    خانم هروی، معلم عزیزم من زندگی سختی داشتم که به لطف دوره ها همه چیز تغییر کرد و مسیر هموار شد برام، من چون ازدواجم سنتی بود، همیشه احساس شکست داشتم که خودم همسرم رو انتخاب نکردم، با دو بچه همیشه از زندگیم ناراضی بودم و گلایه میکردم، خیلی خیلی عصبی و پرخاشگر بودم و مشکل اعصاب داشتم، 18 کیلو اضافه وزن داشتم و خیلی بهم ریخته بودم، خودم رو یک انسان شکست خورده و بدبخت میدونستم، با وجود ظاهر زیبا و بسیار خوبی که داشتم، همیشه از سمت شوهرم مخصوصا جلوی خانواده و فامیل مورد بی احترامی قرار میگرفتم و عزت نفس و اعتماد به نفس نداشتم و خودم رو خیلی کوچک میدیدم و احساس یاس و خلا داشتم. با کانال آشنا شدم و دوره جذابیت درونی رو خریداری کردم، باورم نمیشد دقیقا تمام مشکلاتی که من توی زندگیم داشتم و احساس میکردم همیشه با حق خودم هست، توی فایل جذابیت درونی شنیدم، من انقدر افسرده بودم که داروی اعصاب مصرف میکردم و شب ها با دارو خوابم میبرد و همیشه استرس داشتم، همیشه منتظر اتفاقات بد بودم. فایل عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج رو گوش کردم و به خودم اومدم، دیدم دقیقا رفتار من براساس طلسم هایی هست که از مادرم گرفتم، همیشه احساس میکردم من خوشبخت نیستم و باید یکی بیاد تا منو خوشبخت کنه اما بعد از دوره ها مسئولیت زندگیم رو پذیرفتم چیزی که توی 16سال نتوسته بودم بپذیرم. الان احساس میکنم خوشبخت ترین ادم روی زمین هستم، واقعا زندگیم رو دوست دارم، دنبال علایق خودم رفتم و توی همین مدت خیلی از وزن و سایز من کم شده، تمام لک و جوش های صورتم از بین رفته و همه بهم میگن چقدر خوشگلتر شدی و مشکل جسمی که داشتم هم برطرف شده، ریزش موهام کاملا قطع شده، زندگیم رو زیبا تر میبینم. جالبتر از همه اینکه شوهر من که هیچوقت توی تمام این مدت حتی یکبار بهم ابراز علاقه نمیکرد، الان مدام داره بهم میگه دوستت دارم، عشق منی، من بدون تو نمیتونم ، تو واقعا یه فرشته ای و حتی برای اولین بار بهم پیام داد و گفتم عشقم دوستت دارم و من خیلی خیلی خوشحالم. ارتباط من با خدا خیلی بهتر و عمیق شد، آرامش بسیار عجیبی دارم. تو خونه ی ما همیشه بحث و تنش و دعوا بود، اصلا رابطه مون صمیمی نبود ولی الان جوری شده که انقدر صمیمی شدیم که حتی بچه هام هم بهم میگن مامان تو چقدر خوبی در حالیکه قبلا اصلا با بچه هامم رابطه خوبی نداشتم و باهاشون راحت نبودم و فقط احساس یاس و بدبختی داشتم. من از نظر مالی هم پیشرفت زیادی کردم و با وجودی که قبلا درآمدی نداشتم الان معاملاتی برای من جور شد که حدود 70میلیون تونستم درامد داشته باشم و اصلا نمیدونم چه جوری و از کجا داره فقط برای من پول میاد. واقعا خوشحالم که به این حس و حال رسیدم، طلسم و عقده های زیادی داشتم، به شدت احساس طرد شدگی میکردم، ترس از دست دادن و احساس بی ارزشی داشتم ولی حالا خیلی خوشحالم که تونستم مشکلاتم رو حل کنم. بچه های زندگی سالم، جذابیت درونی واقعا برای من معجزه کرد، عزت نفس تا اعتماد به نفس واقعا تاثیر گذار هست، الان هر جایی که من میرم کار های من به سرعت انجام میشه، حتی رفتار همسایه هام با من تغییر کرده ، همه از من مشورت میخوان، جوری با من خوب شده رفتارشون که باورم نمیشه و من واقعا واقعا واقعا یک سری تغییراتی رو در خودم انجام دادم و تا روزی که زنده هستم ادامه خواهم داد . با ارزوی موفقیت برای همگی شما عزیزانم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    👸 17 تير 99
    سوده جانم درود فراوان به شما و همه زندگی سالمی های عزیز .... من حدود چهار سال پیش در یک رابطه سمی بودم و وابسته ی اون آقا شده بودم و الان که دوره ها رو گذروندم فهمیدم که من بخاطر سایه هام اون رابطه رو انتخاب کردم و دلیل وابستگی های من سایه های من بوده که باعث میشد ادامه بدم، اون آقا روز به روز عقب کشید و در نهایت تصمیم به ازدواج گرفت و من رو ترک کرد و من اون زمان هم شغلم رو از دست دادم و هم عشقم رو ، مدام گریه میکردم، من آب شدم توی اون رابطه و باج های زیادی دادم، خواهش میکردم جوابم رو بده و اشتباه من این بود که مشورت های اشتباه از آدم های اشتباه میگرفتم و بیشتر غرق در خطا میشدم. رسیدم به جایی که من واقعا (خواستم) تغییر کنم و زار میزدم از خدا میخواستم بهم قدرت بده که از اون فرد جدا بشم و به نظرم این دوره ها برای کسانی مناسب هست که واقعا میخوان تغییر کنند، با کانال آشنا شدم دوره های جذابیت درونی ، عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج رو تهیه کردم. اولین دستاورد من آرامشی از عمق وجودم بود و بعد اقتداری که من تونستم این آقا رو کنار بگذارم. به هر چیزی که فکر میکردم برای من اتفاق می افتاد و هنوز هم همینطوره و هر چیزی که میخوام پیش میاد و من رابطه ی عاشقانه ای با خدا برقرار کردم. چند ماه پیش متوجه شدم بخاطر فشار های عصبی اون رابطه مبتلا به ام اس شدم، ناراحت شدم ولی با اقتداری که از کار کردن روی خودم بدست اورده بودم تونستم بیماریم رو بپذیرم و واقعا به این باور رسیدم هر مشکلی یک موهبت الهی است و پشت این بیماری من حتما اتفاقات خوبی برای خواهم افتاد و با باور قلبیم به خدا با بیماریم کنار اومدم. وارد چالش چهار ماهه شدم ، با اینکه دستاورد هایی داشتم ولی اصلا باورم نمیشد مردی وارد زندگیم بشه که شرایط ایده آل من رو داشته باشه، توی چالش من مردی با ویژگی هایی که مد نظرم بود خواستم و الان آدمی وارد زندگی من شده که واقعا همه کاری برای من میکنه، فقط دنبال این هست که عشقش رو به من ثابت کنه، به من احترام خیلی زیادی میگذاره، برای من ارزش زیادی قائل هست و من تازه دارم میفهمم رابطه چی هست. من واقعا قانون خلا رو توی زندگیم پیاده کردم، اون آقا رو رها کردم و چسبیدم به رونق دادن به زندگی خودم و پیشرفت خودم و این شد که من زمینه ی ورود این آقا به زندگیم رو ایجاد کردم و الان هر چقدر از عشق این آقا به خودم و آرامشی که الان دارم بگم، کم گفتم و خدارو صدهزار مرتبه شکر میکنم که من همچین مردی رو توی زندگیم دارم .میخوام به همه دوستان بگم که اگر واقعا دنبال تغییر باشی، تغییر میکنی. پس ادامه بدین ، تسلیم نشین، به خدا توکل کنین و جلو برین
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Sima 24 خرداد 99
    خانم هروی من خیلی اتفاقی یکی از پستاتون رو تو اینستا دیدم زمانی که واقعا نا امید بودم جالب اینه من پیجتون رو فالوو داشتم ولی اصلا تا به حال توجه نکرده بودم اصلا یادم نیست کی فالوو کرده بودم از طریق اون پست جذب شدم رفتم تو کانالتون، هرروز تا بیدار میشم اول مطالب کانالتون رو میخونم فایلایی که میزارید رو گوش میدم، خیلی دوست دارم دوره هاتون شرکت کنم ولی فعلا شرایط مالیشو ندارم امیدوارم یه روزی بتونم بخرم دوره هاتونو، من یه رابطه ی ۳ ساله دارم که خیلی درگیره تنشه همیشه عذاب میکشم و واقعا سردرگمم نمیدونم باید چیکار کنم . کاش میتونستم دوره هاتونو شرکت کنم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    sanaz 29 ارديبهشت 99
    خانوم هروی من امروز فقط فایل های مربوط به رابطه,الهی و تغذیه روح رو گوش دادم هرچی مربوط به خداگفتین رو اونو گوش دادم باور کنید هربار که شما از این رابطه حرف میزنید اشک چشامو نمیتونم نگه دارم. از شانس هم الان انیستا این فایل زیباتون رو دیدم. یجاگفتین بهترین دوست درونیت خدا باشه ینی عالی بود عالییییییی. منم از خرید دوره ها اولین نیتم درست کردن,رابطم با خدا بود و واقعا با دوره جذابیت و عزت نفس و جزیره گنج بهش رسیدم💝💝💝
    پاسخ
    -2
    انصراف

    ramona 29 ارديبهشت 99
    دوست عزيز به شما تبريك ميگم.. من هم با اینکه همیشه احساس میکردم اعتماد به نفس بالایی دارم ولی همیشه یه کمبودایی درونم بود و حالا به کمک این دوره ها جذابیت و عزت نفس و جزیره گنج و جدایی تا تعالی که متوجه شدم درونم خیلی چیزا رو کم داره و ذره ذره مشکلات درونم رو پیدا میکنم و اونا رو حل میکنم و امیدوارم همه دوستان زندگی سالمی بتونن به کمک راهکارهای خانم هروی عزیز و یاری خدای مهربون دستاوردهای عالی رسیدم که زندگیم عوض شد🙏😍
    پاسخ
    -0
    انصراف

    sima 29 ارديبهشت 99
    دوست عزيز به شما تبريك ميگم.. من هم با اینکه همیشه احساس میکردم اعتماد به نفس بالایی دارم ولی همیشه یه کمبودایی درونم بود و حالا به کمک این دوره ها جذابیت و عزت نفس و جزیره گنج و جدایی تا تعالی که متوجه شدم درونم خیلی چیزا رو کم داره و ذره ذره مشکلات درونم رو پیدا میکنم و اونا رو حل میکنم و امیدوارم همه دوستان زندگی سالمی بتونن به کمک راهکارهای خانم هروی عزیز و یاری خدای مهربون دستاوردهای عالی رسیدم که زندگیم عوض شد🙏😍
    پاسخ
    -0
    انصراف

    رها 28 ارديبهشت 99
    واقعا درستههه 👌🏻👌🏻👌🏻 و دوست دارم این تحربه رو بگم برای دوستان زندگی سالمی من از دیشب که فایل ۵-۶ جزیره گنجو گوش دادم اون اتصاله یکم از قطعی وصلی به قول خانم هروی در اومد و امرز یکم تمرینات جذابیتو انجام دادم و دوفایل اول ترم دو اعتماد به نفس و به خودم رسیدم و ...کلا امروز طرف مقابلم عین دو ماه پیش بود یعنی تا من دست از جنگ برداشتم و فقط به خدا توکل کردم و واقعا یه کوچولو تمرینات جذابیتو انجام دادم با ایمان بلافاصله امروز نتیجه دیدم به همین سرعت امروز اصلا چکش نکردم و تا بیتاب شدم دوره ها رو گوش میدم و خیلی حالم خوبه خیلی زیاد
    پاسخ
    -0
    انصراف

    mehranee 28 ارديبهشت 99
    با سلام خدمت سوده هروی عزیز خواستن توانستن است اما همواره برای تغییر نیاز به یک کوچ هست که راه را نشان دهد و اسانترین راه را پیش پا بگذارد سوده عزیز من دوره های شمارو یک سال پیش تهیه کردم و همیشه ویسهای شمارو گوش میدم بسیار کلامتان پر نفوذ و با درایت و ارامش میباشد درون من و دوستان را بیرون کشیده و روحمان را سیقل داده و این پاکیزگی درون روز به روز یقین و اعتماد به نفس و عزت نفسمان را قویتر و ما را استوار تر در چالشهای زندگی میگرداند زمانی که ویسهای شما را در محیط خانه با صدای بلند گوش میدهم همسرم بسیار راضی هستند و من این زندگی را مدیون شما هستم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    f 27 ارديبهشت 99
    واقعا با ارزشترین چیزی که دوره های خانم هروی به زندگی سالمی ها داده اولیش نزدیک‌شدن و ارتباط عاشقانه با خداونده دومیش حال خوبیه که تو دلمونه و کاملا درونیه و وابسته به هیچ فرد عیری نیست یه اقتدار شیرین و لذتبخش که خودت داری به خودت میدی ممنون سوده ی مهربون و دوست داشتنی❤️❤️
    پاسخ
    -2
    انصراف

    marjan 27 ارديبهشت 99
    مرسی سوده جونم.. واقعا وقتی ما تو نا آگاهی تمام زندگی میکنیم یعنی عزت نفس مون صفر هست مثل ادمی هستیم که تو تاریکی تو عمق سیاه چالی در مرادابی گیر افتادیم.. که هر چه دست وپا میزنیم بیشتر تو این تاریکی فرو میریم و راه نجاتی نمی یابیم..اما فقط کافیه یه جرقه کوچک در درون ما بزنه وبخودت بگی بسه دیگه تا کی قراره در این نا آگاهی در این بی خردی ومشکلات دست وپا بزنی..بخودت بیا... این کلمات واقعا معجزه میکنند..وتو شروع میکنی بخودسازی دوره عزت نفس بسیار عالیه
    پاسخ
    -1
    انصراف

    rahil.oveysi 27 ارديبهشت 99
    سلام خانم هروی عزیز. ممنون بابت این ویسای عالیت وخدا قوت به شما تمام بچه های تیمت من و از افسردگی نجات دادی وراه زندگیمو روشن کردی من همونیم که برام ویس فرستادی وگفتی. خدا برزگه میفهمی خیلی بزرگه . ههروقت میحوردم به در بسته فقط به این ویس گوش می دادم. و با گذروندن دوره جذابیت و عزت نفس و جزیره گنج الان شدم یک مربی ورزش خیلی خوب و خوشحالم من هیچ وقت دلم نمی خواسته یک زن خانه دار باشم واین روز به روز افسردم کرد واون من واقعی وشما راه بهم نشون دادین
    پاسخ
    -0
    انصراف

    s,slgi 25 ارديبهشت 99
    خانوم هروي عزيزم از بودنتون از عشق بي قيد و شرطتتون به ادما ازتون سپاسگذارم من دارم طبق گفته شما در جذابيت دروني و عزت نفس روي خودم كار ميكنم و اميدوارم با انرژي بالايي كه سراغم اومده حسابي به خدا نزديك بشم و به هدفام برسم خانوم هروي همونطور كه به الماس اشاره كردين در جذابيت دروني شما خودتون الماسي هستين تو اين دنيا كه از درخششتون داره به ما بچه هاي زندگي سالم حسابي حس خوب و انرژي ميرسه😍😍😍از خدا خيلي ممنونم كه شمارو سر راه من گذاشت❤️با تمام سختي هايي كه سر راهم هست و مانع ها..
    پاسخ
    -1
    انصراف

    ثریا 24 ارديبهشت 99
    وای خانم هروی عزیز چقدر همه مسایل رو دقیق و جز به جز موشکافانه باز کردین و توضیح دادین اینکه راجب صبر کردن و منظور اون صبر فعاله نه فقط وایستادن و منتظر بودن برای رخدادن یه ماجرا خیلی زیبا بود خانم هروی من از وقتی که دورهای جذابیت درونی و جزیره گنج شما رو گوش دادم واقعا واقعا یه آرامش خاصی تو زندگیم اومده که همه اینها رو مدیون شما میدونم هر لحظه از زندگیم براتون دعا میکنم دیگه از اون اضطرابهای بی دلیل و بی وفقه که سراغم می اومدن راحت شدم و خیلی دستاوردهای دیگه دارم که همش اینجا نمیگنجه اینجا خواستم بخاطر دوره جذابیت درونی و عزت نفس و جزیره گنج ازتون تشکر کنم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    zohreh 22 ارديبهشت 99
    دستاورد من از دوره جذابیت درونی و عزت نفس عااالی بود👌👌👌 دل شکستگی ممکنه که باعث بشه ما یک دنیای جدید مواجه بشیم و جریان های جدید در زندگیمون رخ بده و همه اینها ما رو قویتر نسبت به قبل میکنه و این بستگی به اون اقتدار د رونیمون داره که چطور با این مسئله کنار بیاییم در واقع تمام زخم هایی که تو زندگی برای ما میافتن میتونیم از اونها درس بگیریم و به اونها معنی بدیم و نقطه عطفی باشن ....
    پاسخ
    -0
    انصراف

    بیتاا 21 ارديبهشت 99
    @zendegie_saleem خانوم هروی عزیز من مشاوران زیادی قبلا دنبال میکردم چ داخل اینستا چ حضوری رفتن چ انلاین صحبت کردن ولی باور کنید ن تنها هیچوقت راه کار نداشتن بلکه باعث بدتر شدن مساعلم شدن...شما انگار مخصوص این کار زاده شدید انگار این افسانه شخصی شماست شما یک معجزه برای همه هستید واقعا عالی هستید من با این سن تازه ایرادام یاد گرفتم تازه میفهمم دنیا چ خبره 🙌🙌🙌🙌🙌🙌🙌🙌🙌
    پاسخ
    -0
    انصراف

    f.a.d 21 ارديبهشت 99
    واقعا عزت نفس حلقه ی گمشده ی زندگی خیلی از ماهاست، چقدر خوب میشد اگه تو مدرسه، کنار اون همه درس ک خوندیم و هیچوقت ب کارمون نیومد، کمی هم مهارت هایی مثل عزت نفس آموزش داده میشد، خوشحالم ک با شما آشنا شدم و عضوی از خونواده زندگی سالم هستم🌹
    پاسخ
    -0
    انصراف

    mehru 20 ارديبهشت 99
    خیلی عالی بود. من تا قبل از دوره های شما دقیقا خس قربانی بودن رو داشتم و مدام فکر میکردم چرا آدما اینطوری هستن نسبت به من! ولی بعد ار شنیدن هر فایل و عمیق تر شدن توی رفتارای خودم فهمیدم که این منم که اجازه میدم به این شکل باهام برخورد بشه. هر بار که آدمی حضورش آزارم میده به این فکر میکنم که این آدم داره کدوم ضعف من رو یادم میاره که نمیفهمم و سعی میکنم تا جایی که بشه پیداش کنم. ممنون از حضور معجزه آساتون توی زندگی ما زندگی سالمی ها💖❤️🙏💐
    پاسخ
    -0
    انصراف

    دریا 20 ارديبهشت 99
    دستاورد من از دوره جذابیت درونی حزیر گنج و عزت نفس و اعتماد به نفس طرد شدن و نشدن ها حکم سوخت رو داره، سوخت موشکی می مونه ک ما واسه رسیدن ب اوج باید ازش استفاده کنیم ن اینه با اون سوخت خودمون رو بسوزونیم بلکه واسه حرکت ،پیشرفت و درجات عالی مون ازش استفاده کنیم و ازون بالا ها ب پایین نگاه کنیم و ببینیم اون چیزایی ک باعث طرد شدن ما شدن خیلی خیلی کوچیکن .پس میتونیم دلیل اوج گرفتن زندگی خودمون باشیم ‌.خانم هروی عزیزم خسته نباشید میگم خدمت شما و تیم عالی تون❤🌷
    پاسخ
    -0
    انصراف

    jilaerfani 19 ارديبهشت 99
    با دوره جذابیت درونی و عزت نفس و جزیره گنج به اینجا رسیدم که گاهی وقتا میگم کاش زودتر از اینا با کانالتون اشنا میشدم و اینارو گوش میدادم درحالی ک شده بود با حرف بقیه از خودم دور بشم و اونی ک هستم و قبول نکنم یا فرار کنم اما قبول کردم ک خدای من من و اینجور دوست داشته خلقم کرده پس نیازی ندارم ک باحرف دیگران خودم و بزارم کنار اینی ک هستم و قبول دارم هیچ ادمیم بی عیب نیست ولی سعی میکنم عیب هام و برطرف کنم ... خودمم بغل کردم و گفتم تو زندگی هیشکی تا ابد کنارت نیست که ب هر نظری اهمیت بدی و ...پس خودمم و خودت تلاش میکنم و عیبمو رفع میکنم و تورو میبخشم وبهترین خودم شدم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    solmaz 18 ارديبهشت 99
    من تو سن خيلي كم هم كارمو از دست دادم هم همه پس اندازي ك داشتمو دزد برد هم نامزديم بهم خورد اونجا نقطه ٠ من بود فقط ٢٣ سالم بود جنگجوي درونم ي جوري فعال شد ك تو يكسال هم يه شغل خوب پيدا كردم هم دوبرابر پولي ك از دست دادمو به دست اوردم يكسال بعدش هم تو سن ٢٥ سالگي مدير يه قسمت مهم تو يه شركت معتبر شدم ولي همچنان از نظر عاطفي تو نقطه ٠ موندم و روابطم با شكست مواجه. ميشد تا اينكه پارسال وقتي رابطه ٤ سالم به بن بست خورد دوره جذابيت دروني و عزت نفس و جزيره گنجو يه ترتيب شروع كردم تمام عيد ٩٨ تو خونه تنها بودم و چندين بار فايلارو گوش دادمو نوشتم و نوشتم كتاب صوتي اسكاول شينو از كانال تلگرام مو ب مو گوش دادمو تمرين كردم رابطمو تموم كردم و تنهاي تنها شدم و ديگه از تنهايي نميترسيدم بعد از ٦ ماه ادمي وارد زندگي من شد كه از هر نظر ايده الم بود و مدام ب من ميگفت يه جاذبه عجيب منو سمت تو ميكشه تو كمتر از ٦ ماه اسفند ٩٨ ازدواج كرديم و من هر لحظه خدارو شاكرم بخاطر اينكه مسيريو سر راهم قرار داد ك اينبار با آگاهي از نقطه ٠ بيرون بيام ازتون ممنونم خانم هروي ❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    raziye 14 ارديبهشت 99
    خانم هروی سلام وای چقدر احساس عمیق داشتم نسبت به حرفاتون چون همسر من که ازدواج سنتی داشتیم و جالبه که هم خودش هم اکثر اعضای خانوادش آدمهای خودخواهی بودن و از تحقیر کردن بقیه لذت میبردن و یکی از تفریحاتشون مسخره کردن بقیه بود و جز تحقیر سرزنش و...چیزی نمیدادن بهم و همیشه من مقصر بودم و دقیقا دیگران از بیرون همیشه میگفتن ایشون عالیه و کسی درد منو نفهمید تا اینکه پکیج جذابیت درونی و عزت نفس و جزیره گنج روتهیه کردم و دیگه نخواستم به این ذلت تن بدم و شروع کردم به کار کردن روی دوره ها الان وقتی در جمعشون قرار میگیرم انگار اصلا دیگه حرفاشونو نمیشنوم سرم تو کار خودمه یاد گرفتم گوشها و چشمهام نبینه الان خیلی راحت تر میتونم زندگی کنم و هر روز خوراک روحی خوب به روحم و ذهنم میدم و کلا خودم رو از لحاظ ذهنی از اونها جدا کردم و مطمئنم این موضوع روی رفتار اونها هم به مرور تاثیر میذاره به دوره های شما معتاد شدم و ایمان شدید پیدا کردم ممنونم از شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    samaneh gh 14 ارديبهشت 99
    سلام خانم هروی عزیز من حدود چهار سال پیش در یک رابطه سمی بودم و وابسته ی اون آقا شده بودم و الان که دوره ها رو گذروندم فهمیدم که من بخاطر سایه هام اون رابطه رو انتخاب کردم و دلیل وابستگی های من سایه های من بوده که باعث میشد ادامه بدم، اون آقا روز به روز عقب کشید و در نهایت تصمیم به ازدواج گرفت و من رو ترک کرد و من اون زمان هم شغلم رو از دست دادم و هم عشقم رو ، مدام گریه میکردم، من آب شدم توی اون رابطه و باج های زیادی دادم، خواهش میکردم جوابم رو بده و اشتباه من این بود که مشورت های اشتباه از آدم های اشتباه میگرفتم و بیشتر غرق در خطا میشدم رسیدم به جایی که من واقعا (خواستم) تغییر کنم و زار میزدم از خدا میخواستم بهم قدرت بده که از اون فرد جدا بشم و به نظرم این دوره ها برای کسانی مناسب هست که واقعا میخوان تغییر کنند، با کانال آشنا شدم دوره های جذابیت درونی ، عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج رو تهیه کردم اولین دستاورد من آرامشی از عمق وجودم بود و بعد اقتداری که من تونستم این آقا رو کنار بگذارم به هر چیزی که فکر میکردم برای من اتفاق می افتاد و هنوز هم همینطوره و هر چیزی که میخوام پیش میاد و من رابطه ی عاشقانه ای با خدا برقرار کردم چند ماه پیش متوجه شدم بخاطر فشار های عصبی اون رابطه مبتلا به ام اس شدم، ناراحت شدم ولی با اقتداری که از کار کردن روی خودم بدست اورده بودم تونستم بیماریم رو بپذیرم و واقعا به این باور رسیدم هر مشکلی یک موهبت الهی است و پشت این بیماری من حتما اتفاقات خوبی برای خواهم افتاد و با باور قلبیم به خدا با بیماریم کنار اومدم وارد چالش چهار ماهه شدم ، با اینکه دستاورد هایی داشتم ولی اصلا باورم نمیشد مردی وارد زندگیم بشه که شرایط ایده آل من رو داشته باشه، توی چالش من مردی با ویژگی هایی که مد نظرم بود خواستم و الان آدمی وارد زندگی من شده که واقعا همه کاری برای من میکنه، فقط دنبال این هست که عشقش رو به من ثابت کنه، به من احترام خیلی زیادی میگذاره، برای من ارزش زیادی قائل هست و من تازه دارم میفهمم رابطه چی هست من واقعا قانون خلا رو توی زندگیم پیاده کردم، اون آقا رو رها کردم و چسبیدم به رونق دادن به زندگی خودم و پیشرفت خودم و این شد که من زمینه ی ورود این آقا به زندگیم رو ایجاد کردم و الان هر چقدر از عشق این آقا به خودم و آرامشی که الان دارم بگم، کم گفتم و خدارو صدهزار مرتبه شکر میکنم که من همچین مردی رو توی زندگیم دارم میخوام به همه دوستان بگم که اگر واقعا دنبال تغییر باشی، تغییر میکنی ممنون از شما و تمامی همراهانتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    mina 13 ارديبهشت 99
    سلام خدمت خانم هروی عزیز من تو ماه های اخیر نقاط عطف زیادی داشتم توی زندگیم و من حتی نقطه صفر زندگیم رو تجربه کردم و توی اون روزها تنها چیزی که بهم ارامش میداد، کار کردن روی خودم و ویس ها بود نزدیک امتحانات دانشگاهم بود که به یک چالش خیلی بزرگ توی رابطم رسیدم که متاسفانه به جدایی کشید و من احساس میکردم همه چیزم رو دارم از دست میدم، رابطم رو از دست دادم، شرایط اقتصادیم خوب نبود، فشار های روانی زیادی داشتم، امتحاناتم به شدت سخت بود، از شدت استرس من انقدر حالم بد میشد که نمیدونستم دیگه باید چیکار بکنم و تنها ویس ها و دعا بهم ارامش میداد، من این بار احساس میکردم دیگه پشتم خالی نیست و حمایت خدارو حس میکردم دستاورد مهمی که داشتم رابطه من با خداوند بود و انقدر پشتیبانی خداوند رو احساس میکنم که دیگه مثل قبل احساس ضعف ندارم من به شدت ترس از ترک شدن، خیانت دیدن و ترس از نه گفتن داشتم، به شدت باج عاطفی میدادم توی رابطه و جرات نمیکردم به طرف مقابلم نه بگم که نکنه ترکم کنه و یا تاییدم نکنه، اما الان به حدی از اقتدار رسیدم که اگر جایی لازم هست نه بگم، این اقتدار من حتی باعث تعجب طرف مقابلم شده و نه تنها از علاقه ی اون کم نشده بلکه بهم میگفت توی این مدتی که با هم در ارتباط بودیم من اون اوایل خیلی بهت علاقه نداشتم ولی توی سه، چهار ماه اخیر واقعا بهت علاقه پیدا کردم و با اینکه روابط طولانی تری داشته بهم میگه هیچوقت هیچ دختری رو به اندازه تو دوست نداشتم، من فکر میکردم اگر پای ارزش هام بایستم حس اون رو به من کمتر بکنه یا سرد بشه ولی برعکس شد، من به حدی رسیدم که از اون رابطه لذت میبرم اما دیگه وابسته ی اون رابطه نیستم و اگر رابطم آسیب زا باشه رابطه رو کنار میگذارم چون احساس میکنم که این به معنی دوست داشتن خودم هست و ارزش های من نباید زیر سوال بره دوره جذابیت درونی خیلی از مشکلات و باگ های زندگیم رو بهم نشون داد که من بار ها و بارها پشت سرهم این دوره رو گوش دادم و هر بار احساس میکردم نکات جدیدی رو دریافت میکنم با دوره جزیره گنج قفل خیلی بزرگی رو توی زندگیم پیدا کردم، متوجه شدم رابطه من قبلا دقیقا مقیاس کوچکتر زندگی پدر و مادرم شده بود و باورم نمیشد چه چیز هایی رو در خودم درونی کرده بودم، همیشه تلاش میکردم یک سری اتفاقات توی رابطم نیوفته ولی دقیقا همون ها رو میدیدم، چیز هایی که همیشه توی رابطه پدر و مادرم دوست نداشت و بهشون انتقاد میکردم دقیقا داشت برای خودم تکرار میشد وزن کم کردم من خیلی دنبال کار میگشتم و جالب بود که بدون هیچگونه آموزش یا مدرک یا سابقه من برای استخدام در جایی اقدام کردم و دیدم واقعا حرف شما درست بود که اگر نیروی درونی مون بالا بره، آدم ها ما رو انتخاب میکنند، منم از بین 50نفر که خیلی از من بهتر بودند، انتخاب شدم و مدیر بهم گفت من دوست دارم با تو همکاری کنم، نمیدونم چرا ولی تو خیلی جذبم کردی، حس میکنم آینده ی روشنی داری. ممنون از تمامی زحمات خوبتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    zahra 12 ارديبهشت 99
    من یک ماهم نیست ک دوره هاتون رو تهیه کردم.واقعا یادم نمیاد چجوری شد ک رفتم و دوره هارو گرفتم.فقط میتونم بگم کار خدا بود.سیگار کشیدن و خیلی چیزای دیگه رو کلا کنار گذاشتم.از فرد نامناسب زندگیم جدا شدم.نماز خوندن رو امروز شروع کردم تازه.شروع کردم ب درس خوندن و رابطم با پدرم داره تغییر میکنه.واقعا خوش ب حال خانم هروی با این همه ثوابی ک میکنن.خداقوت
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ali 11 ارديبهشت 99
    من بااینکه خیلی چیزهاازدست دادم ودرشرایط بد بودم بعدازطلاق گرفتن ولی بعداز اینکه با دوره هاآشناشدم و تک تک کلماتودرک کردم و ضعف هاموکموبیش پیداکردم از فرصت هام استفاده کردم و نشستم با خودم حرف زدم و واسه تک تک لحظاتم فکرکردم وحتی بعدش شکرگزاری کردم ازخداممنون بودم بابت اتفاقات زندگیم و الان اینومیبینم که بعداز اون اتفاقات بلند شدم خونه خریدم ماشین خریدم به درسم ادامه دادم به خودم وعلایقم احترام گذاشتم و به کلاس موسیقی که همیشه تو فکرم بود ولی به سمتش نمی رفتم رفتم و الان میبینم که چقدر زمان داره قشنگتر میگذره ممنونم بانو بابت آموزه هاتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    negin 11 ارديبهشت 99
    من پارسال همين موقع ها با كانال شما آشنا شدم .تعطيلات عيد مدام به ويزهاي كانالتون گوش ميگردم بعد از تعطيلات دوره جذابيت رو خريدم تابستون جزيره گنج وپاييز هم اعتماد بنفس رو گوش دادم تو چالش چهار ماهه شركت كردم به يه ترس عجيبي كه داشتم غلبه كردم روابطم بهتر شد وسر كار رفتم سه موردي كه پارسال اينموقع اصلا اصلا فكر نميكردم بدست بيارم 🙏
    پاسخ
    -0
    انصراف

    abomohammadi 10 ارديبهشت 99
    مهمترین دستاورد من تو سالی که گذشت این بود که با کانال شما اشنا شدم توبدترین شرایط زندگیم وبا گذروندن دوره جدابیت درون وجزیره کنج واز عزت نفس تا اعتمادبنفس فهمیدم که چقدر از خود واقعیم دور بودم وخودمو دوست نداشتم ونقاب خیلی خوبی به چهره زده بودم .اقتدار نسبی که تونستم بدست بیارم تو بعضی از زمینه ها.میدونم راه طولانی درپیش دارم که بتونم لایه های درونی خودمو کشف کنم و به خودواقعیم تزدیک بشم که ان شاالله توسال جدید بتونم بهتر وسازنده تر رو خودم کار کنم بیاری خدا😍😍👌
    پاسخ
    -1
    انصراف

    zahra 10 ارديبهشت 99
    امشب داشتم به تمرینات و درخواستهایی ک چهار ماه قبل نگاه میکردم جا خوردم،من توی چالش چهار ماهه برای داشتن رابطه ی عالی هستم ولی امشب وقتی به چیزایی ک اول این چالش نوشته بودم نگاه میکردم کمی تعجب کردم،اون چیزایی ک مشخص کرده بودم برام دیگه گنده و دست نیافتنی نبودن اصلا دیگه انگار نیازی نذارم بهشون ک اتفاق بیوفته یا نه،خانوم هروی شما توی فایلاتون همیشه میگین اگه هم قد مسئله تون بشین اون مسئله از حالت مسئله بودن درمیاد،من بیست و سه روز دیگه چالش چهار ماهه م تموم میشه رابطه ی دلخواهمو ندارم تا الان،ولی به طرز باور نکردنی امشب متوجه شدم دیگه برام چیزایی که مشخص کرده بودم مهم نیست و اصلا خودم به همین صورت و همین شرایطی که هستم کافی ام اون عزت نفسه واقع درست شد من حسش کردم امشب خدارو شکر که مسائلی حل شد که زمانی برام اندازه کی کوه سنگین و بزرگ بودن
    پاسخ
    -0
    انصراف

    yas 10 ارديبهشت 99
    من از مهرماه با پیج شما اشنا شدم و دوره جذابیت درونی تمرین کردم و از اون روابطی ک یک سال درگیرش بودم و هر روز ناراحت بودم گریه میکردم تونستم فراموش کنم و ب خودم بیام و گفتگوهای درونیم از صد درصد به ده درصد رسوندم . و دوره های اعتمادبنفس و جزیره گنج ک باعث شد طلسم گره هامو پیدا کنم تو روابطم و اون اقتدار از دست رفته وخودحقیقمو پیداکنم و ب خودم گفت هی! تاکی میخای اینجوری پیش بره و پس از اون ده پله تو روابط و مساعل زندگیم بالاتررفتم کلاس زبان رفتم و اینقدر موفق بودم ک ازمن امتحانم نمیگیرن و همیشه نمره های عالی میگرم و هدفم مردک ایتلس هست میدونم چندین سال زمان میبره ولی من تو راهش قدم گذاشتم کاری که همیشه تبلیم میومد و ورزش کردم و ی بدن خیلی فوقالعاده تونستم در چندین ماه بسازم که همه تعریف کردن و دیگه خیلی صبورتر شدم اصلا اعصبانی نمیشم شاید آخرین باری که اعصبانی شدم مهمراه بود و چالش جهارماهه شروع کردم و حدیدا وارد رابطه ای شدم و اون آقا اون چیزهایی که میخواستم داره ولی من محتاط عمل میکنم و به نشانه ها دقت میکنم و مهمترینش اتصال عمیقم به خداست.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    tusa 10 ارديبهشت 99
    يكى از زيبا ترين و شگفت انگيز ترين معجزه ى زندگى من كه به صراحت و شهامت به همه اعلام ميكنم اشنايي با زندگى سالم بود چون بعد از حدود ٧ سال گير كردن توى بإتلاقى كه همه چيزم رو در خودش بلعيده بود و تنها جسمم انهم به سبب مادر بودنم ادامه ميداد به اون نقطه ى صفر رسيدم كه جز تسليم به خداوندم هيچ حمايت گرى نداشتم و دقيقا توى همون روزهاى پر از ياس و عصيان فكرى خييييلي اتفاقي با زندگى سالم اشنا شدم اتفاقي كه نه مطمعنا از نشانه هاي قدرت داناى مطلق كه هنوز حواسش بمن هست ،اما اولش با شك و ترديد بود چون برام باورش سنگین بود و حتی برای خرید دوره ها هم خیلی مردد بودم چون از نظر اقتصادی هم در فشار بودم اما بالاخره دل به خدایم سپردم و برای اولین بار توی زندگیم خواستم فقط برای خودم هزینه کنم اونهم برای سلامت روانم تک تک دوره ها همانند مرحمی بر روی زخمهای عفونیه مزمن سالهای دور بود فقط خدایم شاهد است که به وسعت اقیانوس اشک ریختم چون تمام دردها و زجرهایم را در کلمه به کلمه دورها مییافتم که خودم از بیان آنها عاجز بودم تا بالخره به آن مرحله از آرامش درون تکیه ی مطلق به خدایم رسیدم که بلوغ درک و سلف و انون خرد و دانایی پختگی این قسم یکی از شگفتیهای خارق العاده آن بود. یکی از مهمترین و مهمترین برنامه ی سال آینده تکرار و تکرار و تکرار دوره هاست تا انقدر که اسکلت تمامیت خودم و عزت نفسم و من جدید بر روی ویرانه های آن همانند ققنوسی دوباره متولد شود تا با اتکا و اعتماد بر همه ی راستی ها و نیکی ها با انگیزه ی وصف ناپذیر شروع به ادامه تمامی حسرتهای باقیمانده با روح و روان و جیمی تطهیر یافته با کلمات معجزه گر زندگی سالم ادامه راه در مسیری پر از انوار طلایی خورشید داشته باشم.
    پاسخ
    -1
    انصراف

    saryah 10 ارديبهشت 99
    امسال، امسال با وجود تمام اتفاقات تلخی کاه افتاد واسم شیرینی خاصی داشت. من بعد از سه سال که کارشناسی ارشد گرفته بودم و بیکار بودم سر کار رفتم کاری که مربوط به رشته تحصیلی خودم بود همون جا با آدمهای خیلی خوب و فرهیخته ای آشنا شدم مدارم عوض شده بود. با کانال و پیج زندگی سالم آشنا شدم کم کم دوره ها رو خریداری کردم و گوش دادم بعد از یک سال تقریبا یک ماه پیش بخاطر تلاش هام اضافه حقوق گرفتم رئیسم میگفت دیگه من هم در جلسات مهمشون باید شرکت کنم. و این اتفاقات ورای تصورات من بود. امروز باز دوره عزت نفس رو تموم کردن و دستاوردایی که از نظر روانی بدست آورده بودم واسه خودم نوشتم و دیدم که نسبت به قبل که همش غم داشتم و گریه میکردم چقدر تغییر کردم و با اقتدار شدم و این رو به خودم گفتم که سفر خودشناسی من هیچ وقت در عمرم تموم نخواهد شد. در سال آینده هم میخوام بدون در نظر گرفتن هدف هایی برای رابطه با همسر و رسیدن به چیزای دیگه فقط این رو هدفم بذارم که فقط فقط روی روحم و آرامشم و اقتدار کار کنم بقیه چیزها با تغییر من تغییر خواهد کرد و من به اهداف دیگرم هم خواهم رسید ممنونم سوده جان ممنون گروه زندگی سالم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    mr 9 ارديبهشت 99
    سلام خانم هروی عزیزم،،خواهر گلم ،ممنونم ازت ک انقد زحمت کشیدی و میکشی واسه حال خوب ما،،من سوال دارم ازتون ،من دوره جذابیت عزت نفس و جزیره گنج رو خریداری کردم ،با گوش دادن ب هر کدومشون دقیقا پیدا میکنم ریشه همه شکستهام و ناکامی هام رو ولی نمیدونم ۰چیکار کنم اصلا نمیفهمم ک از کجا شروع کنم هر چی گوش میکنم بیشتڔ پی ب اشتباهاتم میبرم ب سر خوردگی هام ممنون از شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    m 9 ارديبهشت 99
    دستاورد زیاده سوده عزیز... اما مهتریناش این بود که سایه مربوط به مادرم دیدم و رنجشی که ازش داشتم عمیقا بخشیدم, در پی این بخشش خدای مهربونم هم عشق حقیقی به مادر حقیقی خودم و هم یه مادرخوانده که مثل مادر خودمه بهم هدیه داد. سایه حریص بودن برای کسب موفقیت های بیرونی رو که از طرف پدر عزیزم بود دیدم, الان مثل قبل دستاوردهای بیرونی زیاد دارم اما نه مثل قبل برای گرفتن تحسین و محبت از دیگران! بلکه برای ارزش دادن به خودم. ورزش میکنم نه برای قهرمان شدن بلکه برای گرفتن انرژی مثبت. زندگیم آگاهانه تر شده حواسم به قوانین جهان جمع شده مبحث انرژی و مراقبت از اون در تمام فعالیتهای زندگی روزمره و ارتباطاتم جاری شده. به خداوند توکل دارم نه مثل قبل به زبون نه از روی ترس بلکه به دل و از روی عشق و اعتماد واقعی. دست از کنترل گری روی پسر نوجوانم برداشتم در اوج بحران بلوغش هم اون و هم خودمو به آرامش رسوندم رابطمون با هم خیلی خوب شده جالبه بگم چون مادرم توجه خاصی به برادرم داشت من همیشه از برادرم بدم میومد و کلا از پسرها و ناخواسته این حس رو به پسر خودمم داشتم انگار همش ازش عصبانی بودم همش میخواستم زور و کمترل خودمو روی اون خالی کنم کنترلی که روی ارتباط مادرم با برادرم ناکام مونده بود روی پسر خودم پیاده کنم مدتی واقعا شرمنده بودم و گریه ها کردم اما در نهایت ناخوداگاه خطارکارمو بخشیدم و باهاش آشتی کردم الان با خودم و با پسرم و با مادرم کلا همه حالم خوبه و اینها رو از دوره جذابیت درونی و عزت نفس و جزیره گنج دارم و شما و ممنون از همگیتون خیلی عالی هستید
    پاسخ
    -1
    انصراف

    f 8 ارديبهشت 99
    من از اسفند پارسال بعد از یک دعوای جدی با همسرم به طور جدی شروع کردم به کار کردن روی خودم بزرگترین خواسته ام احساس شادی و رضایت تو زندگی بود چیزی که هیچ وقت نداشتم، با دوره های شماو شناخت خودم یاد گرفتم با چه چیزهایی حس خوب دارم وشاد میشم پیشرفت مالی عالی عالی وعالی داشتم به لحاظ شغلی پیشرفت خیلی زیادی داشتم میتونم بگم کاملا متوجه تغییر مدارم شدم دوستای پیدا کردم که همیشه ارزوشون رو داشتم چون افراد بسیار بسیار موفقی هستن اکثر اطرافیانم میگن انرژی من خیلی بهتر شده اروم تر شدم، ارتباطم با خدا با جهان هستی خیلی خوب شد یاد گرفتم که فقط با خدا درد دل کنم فقط از خدا بخوام رابطه با خودم خیلی بهتر شد خلاصه یاد گرفتم حس خوب و حال خوب یعنی شروع موفقیت و دوره های جذابیت و عزت نفس و جزیره گنج خیلی در این امر به من کمک کرد ممنونم از شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    arefe 7 ارديبهشت 99
    سالی پراز چالش بود و هست ،می پذیرم که زندگی سرشار از چالشه،بزرگترین دستاورد من که خیلی برام ارزشمندِ آشنایی با پیج شما وکانال و در نهایت تهیه دوره ها بود ،من تازه اول راهم ولی خوشحالم که وارد این راه شدم و تا آخر عمرم ادامه داره این خودشناسی و خود سازی ،اول خدا بعد هم آموزه های عالی شماست خانم هروی عزیزم ،کتاب های مختلف رو در همین راستا مطالعه می کنم تا بیشتر با خودم کنار بیام و بشناسم و می دونم که اولین و بزرگترین رسالت هر انسانیه خودشناسی و خودسازی ❤️❤️❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    سلجوقی 6 ارديبهشت 99
    دستاوردهای امسال رو میشه گفت که آگاهی رو وارد زندگیم کردم،به یه آرامش نسبی رسیدم،کتاب های زیادی رو خوندم و سعی کردم در حد توانم نقد و تحلیلشون کنم و این ها رو وارد زندگیم کنم،هر روز با فکر های جدید و تغییراتی برای من همراه بوده،رابطه ی من با خیلی از دوستانم بهتر شده و آدم هایی رو که میخواستم به زندگیم آوردم.من یه ساله که ۳دوره رو تهییه کردم،البته بگم که حس ارزشمندی که تونستم بدست بیارم رو هیچ وقت نداشتم ،دنیای من خیلی کوچیک بود و الان داره بسیط میشه و از این خیلی خوشحالم و اینکه من الان خیلی قوی شدم شیمای ضعیف یک سال پیش نیستم سال آینده هم به امید خدا میخوام دوره ها و درسواره هارو تهیه کنم و ممنون از شما که آگاهی مارو افزایش میدید
    پاسخ
    -0
    انصراف

    yegane 5 ارديبهشت 99
    دستاورد های سال ۹۸ من: یگانه مهرپویا۱.دریافتم معنای عمیق کلمه پر قدرت دستاورد را۲.با یک آینه کوچک دلبند هر صبح چشمانم در صورت حقیقی ام باز شد و طعم دلپذیر هوشیاری و مواجه باد خود را چشیدم۳.معنای ورای روز مرگی را سراسر روزم جستجو میکردم و این کند و کاو درونی تجربه های شیرینی را رقم زد برایم۴،با بیداری قهرمان درونم و رهسپاری در مسیر جذابیت اقتدارم را یافتم و مرکز ثقلم را به دست گرفتم تا حد زیادی و در میدان امکان ها بند نافم را به الوهیت پیوند زدم و معمارانه اسکلت عزت نفسم را بنا کردم با خلاقیتی الهیی که هدیه گرفتم حال احساس توانمندی را لمس میکنم در نردبان اعتماد به نفس احیا شده با نقشه گنج زندگی ام توانستم در این حزیزه الماسم را بیام و فشار صیقل دیدنش را تحمل کنم و امروز در آخرین روز سال با تمامی اتفاقات پیش آمده می گویم خیر در آنچه روی میدهد هست من خود ره دوست دارم و تایید میکنم با فرایند زندگی هماهنگم ایمنم و سرشار از آرامش و در پناه الوهیت سفر فردیت یافتگی را ادامه میدهم پر قدرت
    پاسخ
    -0
    انصراف

    its 3 ارديبهشت 99
    راستش من دنبال این نیستم که کامنت قشنگ بنویسم اما میخام بگم که شمارو یکی از بستگانم پارسال بهم معرفی کرد، اما هیچ وقت احساس نمیکردم که باید تغییر کنم ، همیشه خودمو ایده آ ل میدونستم تا همین ماه پیش که یه چک بزرگ از زندگی خوردم و اون وقتی بود که همسرم که بهش کلی خوبی کرده بودم و زندگیمو براش گذاشته بودم، حرفایی بهم زد که در شان و شخصیت من نبود. اونجا بود که فهمیدم باید خیلی چیزا رو تو زندگیم عوض کنم. پس پکیج جذابیت درونی شما رو خریدم و حدود 15 روزه که دارم تلاش میکنم، دروغ چرا خیلی سخته. اما بقول شما ترجیح میدم خودم بهای خودم پرداخت کنم توی سال پیش رو کلی برنامه دارم اول از همه میخوام دوره اعتماد به نفس و جزیره گنج رو تموم کنم و کلی توی رفتارام تجدید نظر کنم باشگاه رو شروع کنم سرو سامون به کارم بدم که البته کلی براش برنامه دارم و از همه مهمتر میخوام خدا رو توی تمام جنبه های زندگیم بیارم مرسی خانم هروی عزیز به اینکه همش دو هفته است دارم تو مسیر خودسازی قدم برمیدام اما ساعت ها و دقیقه های زندگیم برام خیلی با ارزش تر شدن
    پاسخ
    -0
    انصراف

    e-la 2 ارديبهشت 99
    سلام خانم سوده هروی ، من یه عمل بینی داشتم و بعدش افسردگی گرفتم ...و قتی اینقدر اوضاع حاد شد رفتم پیش یه مشاور... و اون مشاور یه بانوی فوق‌العاده بود، شما رو بهم معرفی کرد و گفت قبل از جلسه ی بعدی که بیای دوره های سوده هروی رو گوش کن! و ماه بعد بهم سر بزن! من وارد کانال تلگرام شما شدم و یه جورایی ویس ها رو بلعیدمشون....و چیزی که افسردگی من رو درمان کرد اون پیام چند خطی بود که نوشته بودید از بیماری ، افسردگی چاقی خود بپرسید از تو چه میخواد و چه پیامی داره؟ من یک شب کلی مدیتیشن کردم و بعد این سوال پرسیدم و نوشتمشون و حس کردم سبک شدم خوابیدم و صبح بیدار شدم دیدم افسردگی بدون هیچ خبری رفته و اینجوری بود که من تصمیم گرفتم دوره جذابیت درونی عزت نفس و جزیره گنج رو بخرم دوره عزت نفس بیشتر سه ماه وقت از من گرفت سه ماهی که روزی پنج شش ساعت گوش میدادم و مینوشتم و فکر میکرم به اتفاقاتی که برام افتاده وقتی برمیگشتم و بررسی میکردم که فلان افتاق از سایه بوده اینجا طلسم داره عمل میکنه تو زندگیم اون اتفاق تو رابطه ام از کامپلکس بوده و نمیدونم چی شده که کم کم حس کردم اونه رابطه ی سمی ای که الان توش هستم و مدام دارم باج میدم رو دیگه نیمخام ازش اومدم بیروهن و گرچه یه کم سخت بود ولی اصلا قابل مقایسه با فشاری که قبلا وقت کات کردن یه رابطه بهم میومد نبود خیلی خوب باهش کنار اومدم و بعد از دو هفته کاملا به زندگی عادب برگشتم آرامش عچیبی در اینکه فکر کنیم ما مسئول زندگیمون هستیم ما قربانی نیستیم و توانایی تغییر دادن داریم. ممنون از شما خانم هروی عزیز
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Zahradehqan 2 ارديبهشت 99
    پاسخ
    -0
    انصراف

    فائزه 1 ارديبهشت 99
    سلام خانوم هروی البته من بیشتر از یکساله که کانال شمارو دارم و هر سه دوره عزت نفس و جذابیت درون و جزیره گنج رو تهیه کردم و هرکدوم رو چندبار گوش دادم.حالم بهتر شده و‌ارامشم بیشتر شده.ولی اینبار میخوام خیلی جدیتر این دوره هارو مار کنم و مصمم هستم که در پایان این چالش چهارماهه دستاوردی که بخاطرش وارد گروه شدم و دوره هارو تهیه کردم براتون ارسال کنم.البته روز سوم چالش چهارماهه براتون اولین دستاورد کوچیکمو نوشتم و اون این بود که من کلا ادم عجول و عصبی هستم ولی خواهرم یهو بهم بگفت تو چقدر ارومی و به ادم ارامش میدی دوست دارم کنارم باشی حالمو خوب میکنی و این برای من خیلی عالی بود.روی ارامشم خیلی کار میکنم و مطمئنم دستاوردی که منتظرشم تو این چالش چهار ماهه حتما بدست میارم و ویسشو براتون ارسال میکنم.مرسی ازینکه در این چالش چهارماهه همراهی میکنید و با برنامه حلو میریم چون این خودش انگیزه و انرژیمونو چند برابر میکنه...منتظریم شما هم منتظر دستاورد من باشید😍😍
    پاسخ
    -0
    انصراف

    f.a.d 1 ارديبهشت 99
    سلام خانوم هروی عزیز من دقیقا پارسال مث همین امشب وارد یه چالش خیلی سختی شدم که تا اردیبهشت تمام انرژی من رو گرفته بود و شبانه روز خواب بودم اصلا نمی تونستم بلند شم که اتفاقی با کانال شما آشنا شدم من اوایل با همین فایل های تو کانال دستاورد داشتم بعد تصمیم بعد تصمیم گرفتم دوره هارو بخرم من کم کم انرژی گرفتم منی که اصلا حاضر نمی شدم بچه دار بشم الان دخترم ۳۸ روزشه ،یکی دیگه از دستاوردام آرامشی که الان دارم اینقدر بزرگ شدم که همه دوستام و فامیل میگن این آرامش رو از کجا آوردی ،و برای زندگیشون از من شماوره میگیرن حتی شوهرم میگه تو خیلی تغییر کردی کادوهایی برام میخره که خودم تعجب میکنم هر چی بگم نه نداره اوایل اصلا حرفهای شما رو قبول نداشت ولی الان داره رو دوره جذابیت درون کار میکنه با چالش هایی که گذاشتین تونستم کاری کنم که قلیون رو ترک کنه نمازش رو سر وقت بخونه و ابراز پشیمانی در مورد کارهایی که کرده و میگه من همونی میشم که تو میخوایی من با کسی آشنا شدم که واردات قلبی داره و در کنار شما خیلی بهم کمک کرد احساس بی ارزشی و وابستگی در وجود من ناپدید شده و الان که با جزیره گنج دارم همه بارهامو میسپارم به خدا و میگم خدایا هر چی تو بخوای به زبونم باید و هر اتفاقی که داره تو زندگیم میوفته میدونم دنبال حکمتش هستم تونستم گواهینمامه بگیرم و الان تصمیم دارم درسم رو شروع کنم برای سال آینده ان شا الله با برنامه ریزی دقیق تر همه این ها رو اول از خدا بعد از شما میدونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    niloofar 1 ارديبهشت 99
    سلام خانم هروی عزیز...من به جذابیت درونی خداروشکر رسیدم من خدای خودم و فراموش کرده بودم من خودم و فراموش کرده بودم شده بودم پادری...که حتی با کسی که در رابطه بودم به من میگفت آویزووون.....میگفت تو به زمین و رمان داری چنگ میزنی تا منو نگه داری ولی من تو رو نمی خوام ...ترس از دست دادن داشتم ولی از دست دادم....مردم و زنده شدم....الان یاد اون روزا میافتم بغضم میگیره برای گریه هایی که کردم به زمین و زمان التماس میکردم که اون فرد رو از دست ندم ولی با ازدست دادن و گوش کردن فایلهای جذابیت درون و اعتماد به نفس زنده شدم و با جزیره گنج و ارتباط دوباره با خدای خودم دارم رشد میکنم آروووم شدم مهربون شدم همه رو دوست دارم انفاق میکنم حرص و طمع ندارم رها و آزاد شدم از وابستگی های دردآور و محدود کننده که جلوی شکوفایی استعدادهای منو میگرفت فقط اینو بگم خالم عالیه و نگاهم به خودم و اطرافیان عوض شده خدارو شکر میکنم و از شما ممنونم با فایلهای سراسر انرژی مثبت و صدای آرامش بخش و انگیزه دهنده.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ebrahimian 31 فروردين 99
    مهمترین دستاورد امسال من، بازگشت به مامن آرامشی که سالها همچون گمگشته ای به دنبالش بودم، هست..ظاهرا خدا خدا میکردم و با عناوین مختلف سعی میکردم خودم را در آغوشش حس کنم، اما فقط ظاهر بود و عمقی نبود.. با دوره جزیره گنج دریافتم که گنج واقعی چیست..سرکار خانم هروی عزیز، من با صحبتهایی که در تمامی دوره هایتان منتهی به معبودم هست، به آرامشی رسیدم که حتی در ساعات خوابم، کاملا آگاهانه و در کمال هوشیاری، خدا را حس میکنم و خود را در آغوشش حس میکنم..حتی گاهی که نیمه شب از خواب بیدار میشوم متوجه میشوم که در که در حال شکرگزاری هستم بارها و بارها خداوند را برای دست قدرتمندش به نام سوده هروی شگرگزاری نمودم و اینکه با افرادی آشناشدم که فرکانس عشق و شادی و سپاسگذاری دارند و علیرغم اینکه تغییری در چهره ام بدهم به گفته دوستانم صورتم شفافتر و زیباتر شد و از این بابت خدا را شاکرم.و تمرینات دوره های جذابیت درونی و از عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج را هر روز صبح در برنامه زندگی ام قرار داده ام
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ف 30 فروردين 99
    سلام خانم هروی عزیزم سال نو مبارک سالی پر از شادی سلامتی و برکت الهی برای شما خانوهده محترم و پرسنل عزیز شما و همه بچه های زندگی سالم و تمام مردم جهان آرزومندم خانم هروی درون من پر از طلسم کامپلکس و گره های روانی هست سختی های زیادی از کشیدم و عم از دست دادن برادر و پدر وخیلی مشکلات دیگه ک نمیخوام اینجا باز کنم هنوز نتوشتم طلیم هامو پیدا کنم من فقط دوره ی جذابیت درونی تونستم تهیه کنم ولی تو جذابیت درونی چیزی ک یاد گرفتن دارم تلاشمو میکنم واسش کنترال امیال.نزدیک شدن ب خدا قشنگترین هدیه ب من بود
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ن 30 فروردين 99
    سلام خانم هروی من دو سال پیش با کانال آشنا شدم، دوره های جذابیت درونی و جزیره گنج رو تهیه کردم و همه تمرینات رو به صورت کامل انجام دادم و خیلی روی خودم کار کردم، افکارم رو تغییر دادم و نحوه ی زندگیم رو عوض کردم و به من فوق العاده کمک زیادی کرد، من تمرینات رو دقیق انجام میدادم، از تمام صحبت ها یاد داشت برداری میکردم و میخوندم و مرور می کردم من زندگی عاطفی خیلی خیلی سختی داشتم، وابستگی زیادی به آقایی داشتم که 4 سال باهاش در ارتباط بودم و خیلی داشتم اذیت میشدم، اون آقا توی اون مدت 3 بار من رو ترک کرده بودند ولی هر بار که برمیگشت من میبخشیدم و ادامه دادم. با اینکه اون آقا قصدش ازدواج بود و مدام از من برای تغییر مهلت میگرفتند ولی مدام باعث آزار و اذیت من میشد و خیلی در روحیه من تاثیر منفی گذاشته بودند. من با اینکه تحصیلات خیلی خیلی خوب، موقعیت اجتماعی خوب ، خانواده ی خیلی خوبی داشتم ولی اون آقا این قدر به من آسیب زده بود که من کلا بهم ریخته بودم، احساس میکردم دیگه هیچی نیستم، پوچ شدم ، در صورتی که من قبل از آشنایی با ایشونی ک دختر فوق العاده خودساخته بودم و مستقل ولی ایشون همه استقلالم رو از من گرفته بود و وابستگی عاطفی ای که به ایشون پیدا کرده بودم در زندگی من تاثیرات بدی داشت، با تهیه کردن دوره ها و انجام دادن تمرین ها و کار کردن روی خودم زندگی من فوق العاده تغییر کرد و خوب شد، تونستم اقتدار لازم رو به دست بیارم و برای همیشه از اون رابطه وحشتناک بیرون بیام و الان یک سالی هست که از ایشون جدا شدم و توی این یکسال هرروز زندگی من بهتر از روز قبل شد من وارد چالش چهار ماهه و تمام اون تمریناتی که لازم بود رو انجام دادم و دستاورد های خیلی خوبی داشتم، مسائل شغلی که با بحران و مشکل مواجه شده بودم اقتدار لازم رو برای برخورد با اونها پیدا کردم و الان شرایطم خیلی خوبه تو چالش چهار ماهه وارد رابطه عاطفی جدیدی شدم، با آقایی در ارتباط هستم که خیلی به من احترام میگذاره، قدر من رو میدونه، واقعا به من محبت میکنه، برای من هزینه می کنه و تمام چیز هایی رو که واقعا من در یک رابطه عاطفی بهش نیاز داشتم رو الان دارم در این رابطه تجربه میکنم و واقعا باورم نمیشه الان این شرایط رو دارم، باورم نمیشه که اون همه سختی رو که توی اون سال ها تحمل می کردم الان به این روز های خیلی خوب و خوش تبدیل شده زندگی من تغییر کرده، من راه درست خودم رو پیدا کردم و امیدوارم همه ی زندگی سالمی ها همین حس خیلی خوب و شادی که من دارم رو تجربه کنم، من از نداشتن سواد عاطفی واقعا نجات پیدا کردم و تونستم خودم رو بشناسم، توانایی های خودم رو ببینم و به این لحظات شاد برسم. ممنون از تمام زحمات شما و تیم مهربانتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    TINA 28 فروردين 99
    سلام خانم هروی عزیزم من زمانی با شما آشنا شدم که حال خیلی بدی بعد از یک جدایی سنگین داشتم ، دچار ریزش مو و مشکلات دیگه ای شده بودم و به فکر خودکشی بودم و همه ی شرایطش رو هم فراهم کرده بودم، کوچکترین امیدی به زندگی نداشتم و تصمیم جدی گرفته بودم برای خودکشی، دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم، شروع به نوت برداری و انجام تمرینات کردم و بار ها نوشتم، بعد از 10 روز من اولین دستاوردم حال درونی خوبم بود، حالا حالم خوب شده بود با یک بینش دیگه. آدم هایی که 3،4 سال پیش با من در ارتباط بودم و میگفتند ما دلمون برات تنگ شده و خیلی مشتاق بودند که من رو ببینند هر جا تو بگی، هر طوری تو بگی، دوستانم میگفتند چقدر خوبه که تو رو داریم، با صحبت با تو حالمون خوب میشه، اروم میشیم و میدیدم دوره داره عمل میکنه ارتباطم با خداوند عمیق و با کیفیت تر شده بود، تا اینکه کاملا اتفاقی با یک آقایی آشنا شدم که توی همین چند ساعت اولیه بهم گفتند جالبه که تو افکارت انقدر با من هماهنگه، چرا انقدر ارامش خاصی داری الان با حرف زدن با تو من تمام وجودم پر از ارامش شده، من تجربه اشنایی با دخترای خیلی زیادی داشتم ولی من تابحال یه همچین ادمی ندیدم، تو واقعا متفاوتی با وجود سن کمت، این اقا رفتاری، اخلاقی ، ظاهری ، شخصیتی واقعا توی درجه مطلوب و روبه بالایی بودند دو ماه از رابطه ما گذشت و من رفته رفته به طرز خیلی عجیب و درد اوردی (ترس از دست دادن) در من به وجود اومد، همین حس رو به کارم هم داشتم تا اینکه این آقا بهم گفت ( من الان شرایط بودن توی یک رابطه درست رو ندارم)، من وقتی اینو شنیدم حس میکردم دیگه نمیتونم نفس بکشم و هجوم درد رو توی قفسه سینه م حس میکردم، انگار سرم روی بدنم نبود از شدت درد، دوباره گریه و ریزش موهام شروع شده بود تا یجایی گفتم دیگه بسه با اینکه خیلی برام سخت بود دوباره شروع کردم و دوره عزت نفس و اعتماد به نفس و جزیره گنج رو تهیه کردم، تازه فهمیدم در حق خودم چه اجحافی کردم، چقدر ترس ها و سایه هام رو دیدم، من هیچوقت توانایی هام رو نمیدیدم، منشا ناتوانی هام رو پیدا کردم ، 5 ماه شدیدا روی خودم کار کردم، کار عمیق روی خودم کردم و صبور تر شدم بعد از 5 ماه یکی از بهترین اساتیدم که از تاپ ترین ها هستند خواستند من رو ببینند و انقدر برای من عجیب بود که فکر کردم اشتباهی شده، وقتی من رو دیدند بهم گفتند انقدر تغییر کردی که من برات خیلی خوشحالم، مشخصه که راهت و اعتماد به نفست رو پیدا کردی پیششنهاد کردند موضوعی به شما میدم باهم مقاله بنویسیم و من میخوام از مقاله و اسم شما توی کتابم استفاده کنم ، من تا برگردم اشک میریختم و میگفتم خدایا بالاخره شد، بالاخره من پاسخ تلاشم، اعتمادم به جهان رو دیدم با وجود سن پایین در کنار شغل اصلیم به شغل دوم و سوم روی اوردم و تونستم خیلی جایگاه خوبی کسب کنم و افرادی به من آموزش های رایگانی میدن و خدمات میدن که من نخواستم اون آقا بعد از 6 ماه برگشت و به من گفت که من این مدت فقط توی فکر تو بودم، همه شرایط رو فراهم کردم که بخوام بیام با تو باشم، من همیشه روابطم کوتاه مدت بود ولی میخوام با تو رابطه بلند مدت داشته باشم و من اونجا ایمان اوردم که زندگی ما اینه ی ماست، وقتی اون اقا با اون جمله من رو ترک کرد در واقع نشونه ی جهان برای من بود که بفهمم الان وارد رابطه نیست، الان وقت پیدا کردن خودمه و منم که شرایط و امادگی ندارم و حالا که من تونسته بودم روی خودم کار کنم حالا این تفاوت رو در رفتار این اقا دیدم وارد چالش 8 روزه شدم و جالبه که من باز هم نیاز به دستاورد داشتم، من مدتی بود که نیاز به لپ تاپ داشتم و باورم نمیشد که به طرز معجزه اسایی شرایط خرید یه لپ تاپ عالی برای من فراهم شد و من برای بار چندم از اعتمادی که به جهان کردم جواب گرفتم و انگیزه پیدا کردم دوره هارو دوباره گوش کنم دوباره بنویسم با جدیت بیشتر به همه زندگی سالمیها میخوام بگم من کسی هستم که روزی که میخواستم دوره هارو بخرم به خودم گفتم تو که رفتنی هستی ، حالا اینو هم گوش بده چون تصمیمات کاملا اشتباهی داشتم من اینها رو مدیونتون هستم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ساناز 25 فروردين 99
    سلام عرض میکنم خانم هروی مهربان سلام عرض میکنم خانم هروی مهربان و تیمتون، آشنایی با شما و پذیرفتن دعوت به سفرتون مهمترین و بهترین کاری بود که در زندگی شخصی ام برای خودم انجام داده ام، این اتفاق رو همیشه دوربرگردان زندگیم میگم. نزدیک به دوسال و نیمه با شما همراهم و در این میسیر واقعا اتفاقای خیلی خوبی برام میفته و من خیلی خیلی تغییر کردم و چقدر از این تغییرم خوشحالم و شاکرم حد نداره کوچکترینش اینه که وقتی یه جایی میشینم و فقط یه سلام میدم از اصالت و خانمیم تعریف میکنن خودمم میمونم خیلیا از انرژی بالام میگن از برق چشام، دوست دارن با من صحبت کنن. من در ازدواجم چندبار شاهد خیانتهای همسرم بودم و با اینکه میخواستم ادامه ندم ولی باهربار ابراز پشیمونیش سریع برمیگشتم چون خیلی از طلاق تنها شدن از استقلال مالی و کاری، از حرف دیگران از اینکه نتونم بدون اون زندگیمو ادامه بدم میترسیدم. با اینحال وقتی ا‌ولین بار با دوره ها آشنا شدم خواستم با بخشیدنش و یه فرصت دیگه بخودم و زندگیمون دادن امتحان کنم.روی انرژی دورنیم صبرم و طلسمهام خیلی کار کردم و شاهد تغییرات اونم بودم ولی باز نمیشد میدونستم که هم مدار هم نیستیم و من با اینحال باز جرات نمیکردم و اسیب میدیم، وقتی بخودم اومدم که دیدم خودم نمیتونم باشم روی ترسام خیلی کار کردم و تونستم با استفاده از آگاهیی که از شما یاد گرفته بودم بعد از یک سال و نیم از شروع دورها پروسه جدایی رو راحت و بشکل سالم با اعتماد به دنیا و خودم طی کنم که زخم نخورم و نزنم چون از شما یاد گرفتم که جسارت زخم نزدن داشته باشم چون دیگه ترسهای بی اساس نداشتم الان نزدیک یکسال هست که جدا شدم خیلی خوشحالم که وجود راهنماییه و آموزشهاتون باعث شد خودم باشم دیگه یاد گرفتم که آدم وقتی میترسه به دیگری هم آسیب میزنه من عزت و اعتماد بنفسم خیلی پایین بود با کم دوره عزت نفس گرهای روانی ام در رابطه اجتماعی و کاری پیدا کردم و الان یه شغل دارم و درامد دارم منیکه وقتی جدا شدم هیچی نداشتم جز ایمان و امیدی که شما یاددادید الان احساس سبکی میکنم به انرژیم احساسم به سایه هام به افکارم خیلی آگاه هستم و‌آنالیزشون میکنم و با جزیره گنج ‌یاد گرفتم جسور باشم و بهترین کاری رو که میدونم و میتونم رو با اقتدار انجام بدم یاد گرفتم چطوری قدرشناس این دنیا باشم رابطه ام با خدا دنیا و خودم، نگرشم به زندگی سالم شده و باور کنید هرروز شاکرم بخاطر آشنایی با شما، روحیه ام عالی شده، افکار منفی حس اینکه من محتاج انساهام و برا خودم کافی نیستم من نمیتونم، اضطرابای بیخودیو ندارم ، ارامش عمیق دارم همه ازم انرژی میگیرن و اینو میگن. بار اول چالش چهارماهه من در رابطه با پسرم بود و خیلی فوق العاده ه بود دقیقا همون روز از نوع رابطه ام با پسرم ناراحت بودم و غصه میخوردم باور کنید باخودم گفتم کاش خانم هروی یه چیزی در این رابطه بگن که اومدم خونه فایل چالش رو‌کذاشته بودید نوع رابطه مون اونقدر خوبه که با کلمات نمیتونم توصیفش کنم و بخاطر پسرمون که بعضا در ارتباطیم میبینم باباشم همراه منه در نوع تربیت و رشدش و میبینم که بمن اعتماد دارن و حمایتم میکنن کسی که قبلا منو باور نداشت الان همش میگه هرچی مادرت میگه و البته ایشونم خیلی پیشمون از کاراشونن و همیشه ابراز تاسف میکنه ودائم میگنن قدرتورو الان خیلی زیاد میدونم من از تو‌چیزی نمیخوام جز یه فرصت دیگه ازت نمیخوام محبت کنی یا اعتماد، فقط ببین چقدر تغییر کردم کسی که زیاد حمایت مالی ام نمیکرد با اینکه چیزی ازشون طلب نکردم و میتونه نفقه نده ولی خودش همش در پی جبرانه و بفکر مه. دوره جدایی تا تعالیم وسطاشم خیلی عالی و روانه و درک آدم بهتر میشه و بیشتر به عمقمون میریم هرچی بگم کم گفتم ، اینا فقط چند سطر از تغییر منه ولی من زندگیم ۱۸۰ درجه تغییر کرده من از خودم به خاطر اینهمه تغییر راضی هستم وقتی به نقطه شروعم و الانم نگاه میکنم، و هنوزم دارم روی خودم کار میکنم من روزی نیست در این مدت که فایلای شمارو گوش نکرده باشم لطفا همیشه با ما باشید با انرژی فوق العاده تون خیلی دوستتون دارم ❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    پریسا 25 فروردين 99
    سلام سوده هروی عزیزم از خداوند یاری می خواهم تا در من جاری شود و احساساتم را با شما بیان کنم.. هر پیامی از شما می شنوم به اراده خداوند است و از خدا ممنونم این روزها من در خانه و در اتاقم هستم ولی صدایی آرام بخش و مهربان و با حمایت را با تمام وجودم می شنوم گاهی تعجب می کنم این همه انرژی و این پیام ها چطور به من می رسند امروز خداوند از طریق صداهایی مهربان و حمایت گر با من سخن می گه مثل شما.. من همیشه عمرم تلاش کردم تا دوست داشته بشم اما خسته تر از همیشه به بن بست می خوردم.. این روزها که درقرنطینه هستم شخصی من را در پشت پیام های وویس واتساپ تخریب کرد و برایم باور کردنی نبود خداوند و این جهان امن و مهربان و حمایت گر از طریق فرزند 5 ساله آن شخص از من حمایت کرد. اون کوچولوی 5 ساله گفت حرف های این رو از گوشی ات پاک کن حال دلت خوب باشه و سلامت باشه و به آن شخص گفت این ها فحش هستند و بد هستند. پریسا حالت خوب مراقب خوئت باش دلم برات تنگ شده امیدوترم این کرونا بره ما زودتر همدیگر را ببینیم... حتی آن وویس ها را دارم و حاضرم آن را برایتان بفرستم...سوده جانم این قشنگ ترین دست آورد من برای این چند روز بوده من بارها و بارها تلاش کرده بودم با محبت افراطی و تلاش بیش از اندازه حتی از این کوچولو هم محبت بگیرم اما به من قبل از قرنطینه گفته بود دیگه من دوست نداره!! من حتی از ظرف کودک 5 ساله هم طرد شدم و خداوند من را در قرنطینه این طور شفا داد که این گونه چندین بار برایم پیام بفرستند و ابراز دلتنگی کند. من در چالش 4 ماهه و تمرین جذابیت درونی با لطف خداوند و حمایت شما همراه خواهم بود. از خداوند و شما متشکرم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    tiara 24 فروردين 99
    سلام خانم هروي عزيز ..من هر سه دوره شمارو تهيه كردم ..توي بدترين شرايط زندگيم كه فكر ميكردم زندگي تموم شديت و ديگه هيچ زيبايي وجود نداره و فقط تاريكيه نه اميد داشتم و نه انگيزه ..نصبت به همه چيز سرد و بي روحً شده بودم به خاطر اتفاقاتي كه تو زندگيم افتاد به نظر خودم فقط يه مرده متحرك بودم كه فقط زنده بودم نه براي زندگي براي اينكه منم وقتش برسه و از اين دنيا برم همه چيز ازارم ميداد يك ادم عصبي كه تحمل شنيدن هيج انتقادي رو نداشتم به محظ اينكه كسي حرفي به من ميزد داد ميزدم و گفتكوهاي دروني بود كه شروع ميشد و داغونترم ميكرد تا اينكه با پيج شما تو اينستاگرام اشنا شدم و پكيج كاملتون رو خريدم و شروع به گوش دادن كردم با همون يكي دو ويس اولتون اروم شدم ..هر روز گوش ميدادم و براي خودم تكرار ميكردم ..كه دستاورد من كه از همه مهمتر بود اين بود كه اروم شدم و به خدا نزديك شدم و ديگه داد نميزنم به خدا و بگم چرا زندگي من اين شكلي چرا اين بلاهارو سر من مياري مگخ من چه كار كرد ... ديگه انگشت اشارم سمت ديگري نيست ..ياد گرفتم با مسائلم چطور برخورد كنم و رو خودم كار كنم .گفتگوهاي درونيم خيلي كم شده ..به ارامش وصف ناپذيري رسيدم ..خودم رو دوست دارم و به خودم احترام ميگذارم ... ديگه نفرتهاي درونم رو پاك كردم و بخشيدن از ته قلب رو ياد گرفتم و ديگه نگان چيزي نيستم چون ميدونم كه اين جهان امن و غني هست و هر چيز رو كه بخوام به وقتش به من ميده ..هنوز خيلي جا داره كه رو خودم كار كنم و به اميد دستاوردهاي عاليتر دارم تمام تلاشم رو ميكنم كه تمرينها رو عميقتر انجام بدم كه به بهترينم دست پيدا كنم . از خداوند سپاسگزارم برا ي اينكه من رو با شما اشنا كرد ...❤️❤️❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    parastoo 24 فروردين 99
    باسلام خدمت خانم هروی عزیزم بهترین روانشناسی که دیدم واقعا کارای زیادی تهیه کردم هیچکدام انقدر عمیق مسایل رو بررسی نکردند.من دوساله از فایلاتون ودوره ها استفاده میکنم واقعا دستاورد های زیادی داشتم بزرگترین نکته و دستاوردم این بوده که من مهم ترین عامل و مهم ترین اولویت زندگیم هستم خودم خالق تمام اتفاقات مثبت و منفی ام هستم عقل و احساس خودم خیلی دوستتون دارم در پناه منبع انرژی حیاتی و اقیانوس جهان باشید😘🙌
    پاسخ
    -0
    انصراف

    kimia 23 فروردين 99
    من امروز میخام از تغییراتی که این مدت کردم بگم از شدن های این مدت زندگیم که برام خیلی ارزشمندن و با اینکه شاید کوچک باشن ولی بزرگترین تغییراتو تو زندگی و روابط من ایجاد کرده، من صبور تر شدم من آروم تر شدم و آرامشم قلبی و عمیقه من از یک ادم بشدت غرغرو تبدیل شدم به آدمی که خوددار شده و دیگه خیلی خیلی خیلی کم غر میزنه من جذاب شدم و با تک تک سلولهام اینو احساس میکنم من مقتدر شدم ،ارادم قوی تر شد من به دوست داشتن خودم رسیدم و دنیای درون خودمو کشف کردم من تونستم روابط سمی و مخربو نه تنها از زندگیم بلکه از ذهنم ،با منطق کامل و بطور کاملا راحت پاک کنم بدون زجر کشیدن من ایمانم به خدا بیشتر شد و حقیقت درونمو بهتر وبهتر دیدم من بعد از سالها ورزشو تونستم شروع کنم تونستم وزن و سایز کم کنم من تونستم آدمایی رو مسیر زندگیشونو تغییر بدم من موفق شدم این مسیر آگاهی رو تو خانوادم جا بندازم نگاهم به آدما تغییر کرد و زیبا شد من دیگه همه تلاشمو میکنم کسی رو قضاوت نکنم من هیچ کدوم ازینا نبودم سوده عزیزم با اینکه تک تک اینا موردای کوچکیه ولی جمعش برای من آرامش وجودمو ساخته و جذابیتی که هیچ‌موقع تو زندگیم نداشتم الان دارم رو عزت نفسم کار میکنم و نوشتن و نوشتن شده همدم من تو این روزای قرنطینه ، امیدوارم بتونم روز به روز این آگاهی رو تو وجودم درونی کنم و در آینده بتونم با دوره جزیره گنج مسائل مالی و کاریم روهم درست کنم ، اینم بگم واقعا ویسای رایگان کانال بشدت عالی و کمک کننده ست ، و هرکدوم خودش طلا و گنجه که من علاوه بر دوره جذابیت درونی اونارو هم دوباره دوباره گوش میکنم و یادداشت میکنم ، دلم میخاد بجای تمام سالهایی که آگاه نبودم روی خودم کار کنم و تمام این سالهارو جبران کنم و تمام این آگاهی هارو تو ذره ذره وجودم ذخیره کنم تا جزئی از وجود و شخصیتم بشه ، سوده عزیز عاشقانه دوستت دارم و از خدا برات بهترین هارو میخام. ممنونم ک به زندگی من اومدی .
    پاسخ
    -0
    انصراف

    homeyra 23 فروردين 99
    شما به من جای بال هامو نشون دادین و جسارت پرواز توی سرزمین ناشناخته وجودم، جرات دادین فراتر از ترسهام برم، به اتاق های تاریک قصر وجودم سر بزنم و روشن شون کنم و بپذیرم شون که این ها مال منن. من مجموعه ای از صفات و حالات روحی و جسمی و ذهنی ام. توی هر پله که ایستادم مجبور شدم خودم رو مطالعه کنم. با جذابیت درونی جسارت و جرأت روبرو شدن با سایه هامو پیدا کردم. با دوره اعتماد بنفس تا عزت نفس خونه خراب مو کوبیدم و دارم از نو می‌سازمش. با جزیره گنج اتاق گنجمو پیدا کردم. اما هنوز حس میکنم در آستانه اون اتاق ایستادم و برای ورود بهش باز باید جذابیت درونی رو مرور کنم. اعتراف میکنم با ترم دوم عزت نفس روابطم با خانواده م دچار چالش های بزرگ شد، برون ریزی های عجیب پیدا کردم اما با درسواره ها و دوره از جدایی تا تعالی میخوام رابطه زخم خورده و کهنه مو با پدرم بسازم. این دستاورد امسال من خواهد بود. دستاوردهای سال گذشته اونقدر زیادن که سکوت میکنم و لبخند میزنم
    پاسخ
    -1
    انصراف

    malihe 23 فروردين 99
    سلام خدمت شما نازنین با اینکه همسرم درامد بالایی داشت ولی برای من هزینه نمیکرد. و تمام مخارج زندگی و من از درامد خودم خرج زندگی رو میدادم من با دوره جذابیت درونی، عزت نفس و جزیره گنج روی خودم کار کردم بعد از یه مدت کار کردن روی خودم دیدم به طرز عجیبی خرید های گرون قیمت برای من انجام میده، هزینه هایی که هیچ وقت نمیکرد طلسم های روانی من باعث شده بود من نتونم رابطه زناشویی خوبی داشته باشم و من روی اینها کار کردم و این قفل رو هم شکشستم خانواده همسرم قصد داشتن زندگی ما رو خراب کنند، گفتید آدم ها رو به شکل یه بازیگر ببینید که اومده به شما درس بده. من کینه رو از دلم دور کردم و شروع کردم به تمرین کردن و به شکل معجزه اون ادم ها از زندگی من رفتند. بعضیاشون کلا از این شهر رفتند آرامش به زندگی من اومده و من هر اتفاقی و با بینش جدیدم میبینم. که چرا این اتفاق برای من افتاد من مسئول یه مجموعه بزرگ هستم، زیبا هستم موفق ولی عزت نفس خیلی پایینی داشتم، ساعت ها درگیر آرایش کردن بودم ولی الان خیلی اعتماد بنفس دارم خیلی با خودم راحتم و بدون آرایش بیرون میرم رابطه من با همسرم خیلی بهتر شده، کارایی که هیچ وقت برای من انجام نمیداد، الان برای من ماشین مدل بالا برای من خریده به نام خودم، یه خونه دو طبقه بسیار شیک به نام من زده هر روز دارم بهتر از روز قبل میشم. دارم میرم دنبال علایقم. من توی کارم خیلی موفقم ولی میخوام برم دنبال کاری که دوست دارم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌸🌷 22 فروردين 99
    سلام سوده نازنین من در شرایط خیلی بدی با شما آشنا شدم، تازه از رابطه ای جدا شده بودم که به شدت بهشون وابسته بودم، وابستگی خیلی خیلی زیاد و بدی داشتم به اون آقا من دوره های جذابیت درونی،عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج رو تهیه کردم، دوره ها رو بار ها گوش کردم و با گوش دادن جذابیت درونی فهمیدم هیچوقت فکر نمیکردم رعایت نکردن همچین نکاتی باعث شده بود که زندگی من به اینجا برسه با کار کردن روی خودم اون آقا به زندگی من برگشت ولی دیگه مناسب من نبود و رابطه ما به جدایی رسید و من این بار دیگه اصلا مثل روز اول حالم بد نشد و حس خوبی داشتم دوره ها رو نوت برداری میکردم، من دختری بودم که در ابعاد مختلف زندگیم موفق بود و خیلی برای من مهم بود که بتونم رابطه عاطفی خوبی هم داشته باشم چون در روابط قبلیم همه روابطم به جدایی کشیده میشد و تجربه طردشدگی هم برای من غیر قابل تحمل بود که با کار کردن روی خودم خیلی اروم تر شدم دوره از جدایی تا تعالی رو تهیه کردم، درسواره های احترام به خود و استغنا رو گوش کردم و به نکات جالبی از خودم رسیدم که هیچوقت بهشون فکر نمیکردم و این اقتدار رو پیدا کردم که بعد از سال ها سال رفتم سمت اهدافی داشتم ولی همیشه میترسیدم شروعشون کنم و انرژی و لذت زیادی داشت برای من من عاشق موسیقی بودم و فکر میکردم خانوادم مخالف هستند که نمیتونم برم سمتش ولی بعد دیدم طلسم و سایه های خودم مانع شده بود با آقایی آشنا شدم که این بار در این رابطه دیگه هیچگونه وابستگی ناسالمی وجود نداره، من یاد گرفتم روی خودم کار کنم و به خودم متکی باشم تا اینکه همیشه بخوام درگیر این باشم که یک فرد خارجی به من کمک کنه و این خیلی خیلی اتفاق خوبی بود تا حدی که اون اقا به من گفت که من خیلی دل بی قراری داشتم ولی نمی دونم توی وجود تو چی هست که باعث شده من انقدر آروم بشم حتی با حرف زدن با تو، این صحبت ایشون باعث شد من به خودم خیلی افتخار کنم و خوشحال بشم که دوره ها رو گوش کردم و روی طلسم ها و سایه ها و عقده هام کار کردم و این صبحت برام خیلی خیلی لذت بخش بود من قبلا هیچوقت اعتماد به نفس نداشتم و همیشه از اندام خود مایه میگذاشتم چون از 8 سالگی ورزش میکردم و بازیکن بودم و یه اندام خیلی خیلی عالی داشتم ولی هیچوقت از خودم رضایت نداشتم و همیشه فکر میکردم دیگران از من بهتر هستند، وقتی روی خودم کار کردم به جایی رسید که مربی من که هیچ وقت اصلا نشده بود از من تعریفی بکنه و همیشه باید خودم ازش تایید میگرفتم دیدم که حالا بدون اینکه من حرفی بزنم یا ازش چیزی بپرسم خودش شروع کرده به تعریف کردن از من و بهم گفت تو چقدر اندامت قشنگ شده، چقدر پوستت سفید و روشن شده ولی روزی که اول اومده بودی باشگاه اصلا پوستت اینجوری نبود من کیفیت ارتباطاتم هم تغییر کرد و رابطه من با مربی، بقیه شاگرد ها خیلی بهتر شد ، حتی با همکارانم رابطه من خیلی خوب و صمیمی و عالی شد من 15سال مدام درگیر رسیدن به هدفی بودم که حالا با کار کردن روی عقده هام فهمیدم اون اصلا هدف من نبود و استعداد من نبود و رهاش کردم تا به سمت هدف و استعداد حقیقی خودم برم من فهمیدم هر اتفاقی که توی زندگیم میوفته بازخورد درونیات خودم هست و از اون آقایی که من رو ترک کرد هر لحظه و هر ساعت ممنونم که باعث شد من به آگاهی برسم و براش طلب خیر و برکت دارم در حالی که قبلا من ایشون رو نفرین میکردم ولی الان اینطور نیست، اون اقا من رو به این باور رسوند که زندگیم باید دستخوش تغییرات بشه و من این تغییرات رو انجام دادم. ممنونتونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    h 21 فروردين 99
    فهميدم چطوري خودمو دوست داشته باشم. بديها مثل گذشته ديگه اذيتم نميكنه چون ميدونم بايد باشه تا من كامل باشم. بديهاي وجودم رو بيرون كشيدم و ديدمشون و پذيرفتمشون. اونوقت بيشتر عاشق خودم شدم. به درك عميقتري از معني توكل رسيدم. باكنترلِ زمزمه هاي ذهني و دروني فهميدم نبايد قضاوت كرد. بعدش فهميدم كه قضاوت نكردن خودم، آدمها و شرايط و اتفاقات، بُعدِ عميقتري از تسليم بودن و رها كردنه.فهميدم چطور تسليم شدن به خدا ميتونه بزرگترين مشكلاتم رو از بهترين راهها حل بكنه. فهميدم چطور سپاسگزاري كُمَكم ميكنه كه از كمترين داشته هام اوج لذت رو ببرم. حتي با درك عميقترِ سپاسگزاري فهميدم سپاسگزاري يك بُعدِ ديگه از ابعاد تسليم بودنه. همه اينا با همديگه يك آرامش عميق و احساس امنيت در اين جهان بمن داده، احساسِ ميتوانمي بمن داده كه باور دارم از عهده هر كاري بخوام بر ميام. روحم لطيف شده احساسم زيبا شده، قلبم عاشق شده. نتايج ديگه هم اينا بود: ماشين خريديم، چشمم رو عمل كردم و مشكل ضعف بيناييم كامل رفع شده. پيج كاري همسرم رو كه از دست رفته بود بدون يك ريال هزينه نجات دادم. مدارك گمشده مهم همسرم رو با توسل به راهنماي درونم پيدا كردم. بعد از بيش از ٣٠ سال ارتباط عاطفي سرد و بيروح من با خانواده م گرم و عالي شده. اهداف سال آينده من: باز هم بيشتر رو خودم كار ميكنم. بر ترسم از رانندگي غلبه ميكنم و گواهينامه م رو ميگيرم. كسب و كارم رو شروع ميكنم و به فروش عالي ميرسم. به مكالمه زبان انگليسي مسلط ميشم🌹😍❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌷 20 فروردين 99
    زندگی سالمی های عزیز .بالاخص سوده ی عزیزم من بسیار بسیار خوشحالم با وجود تمام تلخ ای های سال ۹۸ این سال به بهترین نحو برای من بخاطر آشنایی با شما رقم خورده من از دی ماه آشنا شدم دوره ها رو خریداری کردم من قبلا دوره های دیگه رو از جاهای دیگه مثل قانون جذب و اینا خریداری میکردم و به شدت نه تنها کمکی به من نمی کرد که منو به هم می ریخت من همیشه دنبال جواب سوال های متعدد در مورد موفقیت و روابط بودم سوده ی عزیز به شکلی کاملا هوشمندانه و سیستماتیک چنان کنار هم چیده که من رفته رفته چنان علاقه مند شدم که خیلی از نیروهای م جمع شد از پراکندگی افکارم جلوگیری شد به همه ایده میدادم قبلا برای خودم نمیدونستم کاری کنم مرسی که به من آموزش دادی الان در جهت مثبت قرار گرفتم و دارم حرکت میکنم بهترین و خوب ترین حال رو دارم ارتباطاتم راحتتر شده به راحتی تصمیم گیری میکنم پولی که مدت ها منتظرش بودم به دستم رسید چیزایی که دوست دارم رو دارم میخرم و بدست میارم برای سال جدید هم برنامه ی کم کردن وزنم رو میخام انجام بدم و همچنین انشالا جا برای ورود فردی مناسب به زندگیم رو دنبال میکنم دوستون دارم بخاطر همه چیز.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😊😊😊🙏🙏🙏 19 فروردين 99
    سلام سوده عزيزم سال نو مباركتون باشه اينقدرررر خوشحالم اينقدر از خودم راضي هستم و خدارو شكر ميكنم كه با دوره هاي شما اشنا شدم از شما هم خيلي ممنونم عزيزه دل انشالله هميشه نور الهي در زندگيتون زنده باشه من كل دوره ها رو استفاده كردم و با هر كدومشون خيييلي زياد آگاه شدم به خيلي از اشتباهاتم كه اصلا نميدونستم اين كارها اشتباه هستن پي بردم خيييلي ادم أرومي شدم به تحصيلاتم ادامه دادم و بعد فهميدم واي من چقدر ميتونم تو اين زمينه موفق باشم و باعت رضايت درونيم ميشه تو كارم خيييلي موفق تَر شدم همه در محيط كاري از من راضين و تحسين ميكنن كارمو و در رابطم خيييلي خييييلي آگاهانه جلو ميرم و اين تغييراتو دارم در طرف مقابل به وضوح ميبينم و باعث كيفيت رابطم شده اينقدر رفتارم با خانوادم خوب شده كه همه از من نظر ميخوان همه منو عجيب دوست دارن اينقدر تاثير داشت كه برادرا و خواهرام و دوستام از دورتون خريداري كردن 😍😍😍😍
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🎉🎁💝 19 فروردين 99
    سلام.خانم.هروی من سال ها پیش از همسرم جدا شدم و این جدایی باعث رشد من شد، من تونستم از لحاظ موقعیت تحصیلی، اجتماعی، مالی وضعیت خودم رو ارتقا بدم و ماشین و خونه ی خوبی بخرم ولی با وجود تمام این دستاورد ها و شرایطی که داشتم که از نگاه دیگران، شرایط خوبی بود اما من حال دلم خوب نبود و با کوچک ترین اتفاقاتی من بهم میریختم و انگار وجود من از هم میپاشید من در روابط عاطفیم به شدت دچار مشکل بودم، بعد از جداییم در رابطه ای بود که فکر میکردم رابطه ی خوبی هست ولی وقتی بهش درست فکر کردم دیدم این رابطه ظاهرا خوب هست چون من در اون رابطه هیچ خواسته ای ندارم و نیاز هام رو مطرح نمیکردم چون زمانی که میگفتمشون، من ترک میشدم و یا اون آدم از من فاصله میگرفت و الان دلیلش رو میفهمم که من ترس از دست دادن زیادی داشتم و میترسم طرد بشم من همیشه سرپوشی رو گذشته خودم میگذاشتم و اصلا نمیخواستم بهش فکر کنم تا اینکه دیدم به صورت دوره ای، یک سری اتفاقات مدام در زندگی من تکرار میشه و من نمیتونستم دلیلشون رو بفهمم و فکر میکردم من آدم بدبختی هستم با خودم میگفتم چرا هیچکس من رو دوست نداره، من برای همه با جون و دلم کار میکنم پس چرا آدمها وقتی که کارشون با من تموم میشه من رو ول میکنند و میرن، نمیتونستم درک بکنم که این ها ناشی از سایه ها و طلسم های من هستند با گوش دادن به دوره ها، شروع کردم به شخم زدن گذشته ی خودم تا دلیل اتفاقات تکراریم رو بفهمم، همه در نگاه اول به من میگفتند تو چقدر مهربون و دلسوزی ولی همون آدمها بعد از مدتی من رو ترک میکردند و بالاخره دیدم که ریشه این اتفاقات در من وجود داره و منم که چون به خودم احترام نمیگذارم، دیگران هم لاجرم همین کار رو با من میکنند. من با اینکه خیلی زحمتکش بودم، توی کارم بیشتر از توانم کار میکردم و هر کاری رو فارغ از اینکه وظیفه ی من هست یا نه انجام میدادم ولی بعد از مدتی کارفرما های به من میگفتند ما دیگه نمیتونیم با شما همکاری داشته باشیم و من مدام چندین بار از جا های مختلف اخراج شدم آخرین باری که اخراج شدم شروع کردم به تهیه دوره ها و گوش کردن شون و از حال خوب و اقتداری که داشتم خوشم اومد، دیگه نمیخواستم بخاطر درآمد، کاری رو که دوست ندارم ادامه بدم و الان حالم خوبه و از این فرصت استفاده کردم تا مطالعه کنم، روی خودم کار کنم و اسکلت های وجودیم رو محکمتر بسازم در رابطه عاطفیم هم دیدم من میترسم خواسته هام رو مطرح کنم و سایه های کودکیم و طلسم هایی که از مادر و پدرم در من شکل گرفته بودند پیدا کردم با کار کردن روی خودم ، وقتی ارزش خودم رو فهمیدم، سعی کردم رابطه ام رو با اون آقا با اقتدار پیش ببرم و دیگه از اون آقا گدایی محبت نکردم و خیلی جالب بود که همین اقتدار من باعث شده که اون آقا خودش به سمت من بیاد ولی دیگه این اومدنش برای من خیلی لطفی نداره چون من تازه قدر خودم رو دونستم و فهمیدم که من لایق خیلی بهتر و بالاتر از این ها هستم و مطمئنم به چیزی که از ته دلم میخوام و دارم براش تلاش میکنم میرسم. ممنونم از شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😊 18 فروردين 99
    فقط برای خانم هروی سلام خانم هروی عزیز یک سال هست که دوره جذابیت و اعتماد به نفس رو تهیه کردم و این اواخر دوره جزیره گنج و دوره جدایی تا تعالی رو تهیه کردم. من ۳۰ سال دارم و در سن ۱۶ سالگی سنتی و به اجبار پدر ازدواج کردم،چند ماه بعد همسرم فوت کردن،قبل از ازدواجم پدر و مادرم بعد از یه زندگی پر از جنگ و دعوا از هم جدا شدن و پدرم مجدد ازدواج کردن. ادامه تحصیل دادم و ارشد گرفتم ،همزمان با تحصیل کار میکردم با وجود اینکه نیاز مالی هم نداشتم ولی همیشه دوست داشتم خودم هزینه های زندگیم رو بدم. من چون قبلا ازدواج کرده بودم اسم زن بیوه رو روی خودم گذاشته بودم،و فکر میکردم که باید زن دوم یه مرد متاهل باشم و جایگاه من اینه،چیزی که تو شهر ما عرفه(سیستان و بلوچستان-و من بلوچ هستم).و تمام مردایی که سمت من می اومدن کسانی بودن که من رو به عنوان نفر سوم رابطه انتخاب می کردن،من حتی وارد یه رابطه هم شدم، نفرسوم شدم وخیلی سخت بود،خیلی رابطه نداشتم چون اون وقتی برام نداشت و رابطه پنهانی بود،با وجود اینکه همسر اون اقا فوق العاده زیبا بود،(رابطه ما در حد صحبت تلفنی که در مجموع سه بار در طول سه سال -و گاهی پیامک)،خونواده من متوجه رابطه میشن متاسفانه اون اقا زیر همه چی زد و گفت دختر شما دنبال من هست و من زندگیم رو دارم،واقعا فرو ریختم خیلی سخت بود مردی رو که من چندین سال فکر میکردم من رو دوست داره انقدر هم شجاعت نداشت که پشتم بایسته،یه سال بعد اون اقا با وجود همسر داشتن اومد خواستگاری ولی جواب من و خونواده من نه بود چون من شناخته بودمش.بازم من خواستگارایی داشتم که همشون زن داشتن،چون من خودم رو لایق همین زندگی ها میدیدم،من بعد از اون ماجرا برای اینکه تشنه دوستت دارم بودم،وارد ۵ تا رابطه مثل قبل شدم با همون کیفیت جالب اینجاست که من خیلی زود رابطه ها رو کات میکردم و اونها از من میپرسیدن چرا بهشون میگفتم من به شدت ترس از دست دادن دارم برای اینکه تو من رو ترک نکنی من این کار رو میکنم.بعد از همه این ماجراها من دوره هارو تهیه کردم زندگی من تغییر کرد رابطه من با خونواده و پدرم خوب شد،چند ماه دیگه میخوام برم تو خونه خودم و مستقل زندگی کنم و کار جدیدم رو همینطور،من الان تو شهر خودم هستم و همون اقایی رو که اولین نفر بود رو هر روز میبینم چون عموزاده من هست،اون اقا الان دوباره با یه دختر ۱۵ ساله ازدواج کرده و دوتا همسر داره و من زندگی که قراربود با این اقا داشته باشم رو دارم مثل فیلم میبینم ولی من بازیگر هیچکدوم از نقشاش نیستم،با وجود اینکه ظاهر زندگی عالی هست ولی منم که میدونم اون خانوما چه حالی دارن،خیلی حس خوبی دارم که فهمیدم تنهایی چیز بدی نیست ،خندیدن رو یاد گرفتم به خودم دارم نزدیک میشم .و از شما تشکر میکنم بخاطر مطالبی که به ما یاد دادین،براتون ارزوی سلامتی و شادی میکنم.من چون دوره رو به خیلیا پیشنهاد دادم و توی کانال هستن خواستم فقط شما دستاوردم رو بخونین.بازم ممنونم از شما.🌸🌸
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌹🍂🍃🍁💒 18 فروردين 99
    سلام خانم هروی نازنینم🥰 من همه دوره هارو خریدم و روشون کار کردم و دستاورد خوبی دارم ، تونستم گره هامو و طلسم هامورو پیدا کنم، و فهمیدم چطور با طلسمهام و گره هام مانع رسیدن به خواسته هام شدم، اینکه فهمیدم فقط یه ساختمونیم که هیچ اسکلتی ندارم و با یه تلنگری به هم میریزم نشونه هیچ اعتماد به نفسی نداشتم بود،من از بچگی نادیده گرفته میشدم تو خانواده تو فامیل تو مدرسه ،همه جا ،و به خاطر اینکه بتونم توجه همه رو جلب کنم همه باجی میدادم ، و از تنهایی فرار میکردم از تنهایی متنفربودم، ولی همیشه تنهایی قسمتم میشد،تو تنهاییم خودمو تو اتاقی حبس کرده بودم مثله یه مرده متحرک که فقط از زندگی نفس کشیدنشو داره، هیچ لذتی از زندگی و تنهایی نمیبردم،و خودمو لایق بهترین زندگی نمیدونستم ، من یه چیزاییرو تو خودم درونی کرده بودم مثله شغل پدرم ، وضع اقتصادی، چهره ام ،که البته اونروزا به خاطر درونی کردنش خیلی باعث شدم که خیلی فرصتارو از دست بدم ،از رابطه شخصی که بگم برای توجه خواستن از طرفم باج میدادم تا بتونم توجهشو به خودم جلب کنم وقتی بود خوب بود وقتی میرفت دنیا رو سرم اوار میشد ، من نسبت به چهرم تنفر داشتم اصلا نمیتونستم تو آینه به خودم نگاه کنم هروقت نگاه میکردم فقط عیبام میکمد جلو چشام ، یعنی چیزی از اعتماد به نفس ، جذابیت هیچی تو من نبود، من وقتی اومد سمت زندگی سالمیا که عشقمو از دست دادم با ناامیدی تمام دوره هارو خریدم ولی با عرض معذرت فک میکردم پولامو میریزم تو اشغال، تا اینکه یه بار گفتم هرچی که بشه یه بار از ته دلت به خودت ارزش قائل شو حتی اگه اینجوری باشه که پولارو ریختی دور ،این فقط یه بار به خاطر خودت بکن ، اومدم دوره هارو خریدم از جذایت تا اعتدالو ، وای اگه از جدایی تا تعالی هرچی بگم کم گفتم واقعا فوق العاده بود منو که زندگیمو از دست داده بودم و دچار معده درد شده بودم از شدت درد و فشار ، فررو ریخته بودم تونستم پاشم و اعتماد به نفس پیدا کنم واقعا فوق العاده رود، با جذابیت دورنی فهمیدم چه اشتباهایی داشتم تو رابطه ام تو زندگی ، چرا اشتباهای خودمو همش رو طرف فرافکنی میکردم،الان فهمیدم نداشتن اعتماد به نفس چه بلایی سر آدم میاره، من همون دختری بودم که حوصلم نمیکشید حتی یه متن سه خطیو بخونم الان همش دنبال کتاب خودنم تا خیلی بیشتر باخودم و روان حودم اشنا بشم ، بازم میگم جدایی تا تعالی واقعا محشر بود معجزگر زندگی بود ، تو جدایی تا تعالی من تونستم خواسته هامو از طرف بخوام که هلچوقت جرات گفتنشو نداشتم ، با گوش کردن به فایلا من تونستم نقطه مقابل ضعفام رو ببینم اگه ضعفام نبودن هیچوقت نمی تونستم به آرامشی که الان از ته قلبم حس میکنم برسم،بهتر ازهمه اینا ، خدارو باور کردم ، قبل اینا وقتی خواسته ای از خدا داشتم و دعا میکردم و تو ظاهر میگفتم من به خدا ایمان دارم ولی ته ته اون دلم میگفتم ول کن بابا خدا صدای منو نمیشنوه هوامو نداره ، خدا بیکار نیس که بخواد منو بشنوه، ولی الان هر چیزیو میخوام ته ته دلم قرصه که خدا هوامو داره و براورد کننده است ، کلا یقینا ایمان دارم بهش ،خلاصه اومدن شما تو زندگیم معجزه بود خیلی عاشقتونم همیشه خدا هواتونو داشته باشه، دوستتون دارم خانم هروی💝💝
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💐 18 فروردين 99
    خانم هرویه عزیز منم مثل خیلی ها شاید خیلی سخت تر از زیر صفر شروع کردم شکر خداوند ویاری شما فرشته مهربون از افسردگی شدید با اون دوز دارهایه وحشتناک خلاص شدم وتخم امیدو موفقیت ودرونم کاشتم و با لطف خدا ورهمنود هایه عالیتون دارم برایه خیلی موفق بودن ورسیدن به هدفام وزندگی خیلی عالی تلاش میکنم و با کمک خدا میتونیم و میتونم وبه هدفم میرسم با ارزویه موفقیت برایه تمام زندگی سالمیا وخودم💗
    پاسخ
    -1
    انصراف

    🌹 18 فروردين 99
    من ۳ماهه که دوره هاتونو تهیه کردم.به یک آرامشی رسیدم که واقعا ممنون خدا هستم و شما خانم هروی عزیزم واقعا شمارو خدا برای من رسوند واقعا بهترین هدیه خدا بود دوره هاتون برای من.من رابطه ی خیلی نزدیک و خوبی با خدا گرفتم.شوهرم بهم میگه تو چقدر قشنگ ترشدی،تو چقد تغییر کردی منو میبوسه و میگه نمیدونم چرا اینطوری شدی تو.در مقابله با مسائل زندگیم واقعا باآرامش برخورد میکنم و خونسردی خودمو حفظ میکنم و میسپارم به خدا،واقعا میبینم که بهترین ها اتفاق میفته...خیلی دستاورد دارم خداروشکر خیلی زندگیم عالی شده...میخوام که انشالله برای سال ۹۹ با قدرت بیشتری روی خودم کار کنم و همیشه از خدا میخوام بهم کمک کنه یک شخصیتی از خودم بسازم که خدا ازم راضی باشه😍
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💒💒💒 16 فروردين 99
    سلام. من بیشتر از یک سال هست که با کانال آشنا شدم، تصمیم گرفتم دوره ها رو تهیه کنم و روی خودم کار کنم و هر بار که تمارین دوره ها رو انجام به بهترین ها رسیدم من کسی بودم که تا پارسال دنبال راه های خودکشی میگشتم و واقعا به خودم عذاب زیادی میدادم و از همه بیشتر شرمنده خودم بودم چون اینها بخاطر این بود که من آگاهی نداشتم ولی الان مدیون خداوند هستم که باعث شد من در مسیر آگاهی قرار بگیرم و این همه آگاه بشم و به آرامش برسم اون آدمی که باعث شده بود من از جهان سیلی بخورم به زندگی من برگشت ولی دیگه برگشتنش برای من اهمیتی نداشت و آرامشی بهم نمیداد من قبلا چون در مدار خیلی پایینی بودم با کس دیگه ای در ارتباط بودم که به من بی احترامی کرده بود، اون آقا که یک روز به من توهین کرده بودم اون هم برگشت و من کلمه (پرنسس ) رو از زبونش شنیدم و وقتی این رو شنیدم خیلی تعجب کردم چون این رو توی دستاورد های بچه ها شنیده بودم ولی فکر میکردم این فقط برای دیگران اتفاق افتاده و برای من هرگز اتفاق نمیوفته الان فهمیدم خیلی از رفتار هایی که من میکردم و خیلی رفتار های ناپسندی که از اقا دیدم و باعث شد که من حسابی بشکنم، ریشه هاشون در خود من وجود داشته و الان فوق العاده خوشحالم که به این اگاهی رسیدم من در این مدت خیلی کمک های خداوند رو دیدم و انقدر دستاورد داشتم که بابتشون خیلی هیجان زده هستم ، من روی طلسم ها و روی سایه های خودم کار کردم و بخش زیادی از اون ها رو پیدا کردم و باور کردنی نیست که من چقدر دارم از این آگاهی لذت میبرم و مطمئنم این اتفاق هر روز بیشتر و بیشتر خواهد الان از تنهایی هام فوق العاده لذت میبرم ، من قبلا اصلا با تنها بودنم خوشحال نبودم ولی الان خوشحالم و هدفمند تنها هستم و دیگه حاضر نیستم با هر کسی توی رابطه برم فقط برای اینکه تنها نباشم و بخوام از خودم فرار کنم، دیگه این اتفاق نمیوفته و الان آگاهی و هوشیاری رو از اول وارد ارتباطم کردم ، من قبلا خیلی آگاهیم کم بود در روابط ، منی که هیچوقت در روابط اجتماعیم انقدر هوشیار نبودم این تغییرات برای من خیلی سخت بود ولی الان هر روز داره بیشتر به آگاهیم اضافه میشه و بابتشون خیلی ذوق دارم. این ذوقم رو ازشما دارم و ممنونتونم
    پاسخ
    -1
    انصراف

    🙏💐🎁 16 فروردين 99
    سلام خدمت شما خانم هروی عزیز من بیشتر از یک سال هست که با کانال آشنا شدم، تصمیم گرفتم دوره ها رو تهیه کنم و روی خودم کار کنم و هر بار که تمارین دوره ها رو انجام به بهترین ها رسیدم من کسی بودم که تا پارسال دنبال راه های خودکشی میگشتم و واقعا به خودم عذاب زیادی میدادم و از همه بیشتر شرمنده خودم بودم چون اینها بخاطر این بود که من آگاهی نداشتم ولی الان مدیون خداوند هستم که باعث شد من در مسیر آگاهی قرار بگیرم و این همه آگاه بشم و به آرامش برسم اون آدمی که باعث شده بود من از جهان سیلی بخورم به زندگی من برگشت ولی دیگه برگشتنش برای من اهمیتی نداشت و آرامشی بهم نمیداد من قبلا چون در مدار خیلی پایینی بودم با کس دیگه ای در ارتباط بودم که به من بی احترامی کرده بود، اون آقا که یک روز به من توهین کرده بودم اون هم برگشت و من کلمه (پرنسس ) رو از زبونش شنیدم و وقتی این رو شنیدم خیلی تعجب کردم چون این رو توی دستاورد های بچه ها شنیده بودم ولی فکر میکردم این فقط برای دیگران اتفاق افتاده و برای من هرگز اتفاق نمیوفته الان فهمیدم خیلی از رفتار هایی که من میکردم و خیلی رفتار های ناپسندی که از اقا دیدم و باعث شد که من حسابی بشکنم، ریشه هاشون در خود من وجود داشته و الان فوق العاده خوشحالم که به این اگاهی رسیدم من در این مدت خیلی کمک های خداوند رو دیدم و انقدر دستاورد داشتم که بابتشون خیلی هیجان زده هستم ، من روی طلسم ها و روی سایه های خودم کار کردم و بخش زیادی از اون ها رو پیدا کردم و باور کردنی نیست که من چقدر دارم از این آگاهی لذت میبرم و مطمئنم این اتفاق هر روز بیشتر و بیشتر خواهد الان از تنهایی هام فوق العاده لذت میبرم ، من قبلا اصلا با تنها بودنم خوشحال نبودم ولی الان خوشحالم و هدفمند تنها هستم و دیگه حاضر نیستم با هر کسی توی رابطه برم فقط برای اینکه تنها نباشم و بخوام از خودم فرار کنم، دیگه این اتفاق نمیوفته و الان آگاهی و هوشیاری رو از اول وارد ارتباطم کردم ، من قبلا خیلی آگاهیم کم بود در روابط ، منی که هیچوقت در روابط اجتماعیم انقدر هوشیار نبودم این تغییرات برای من خیلی سخت بود ولی الان هر روز داره بیشتر به آگاهیم اضافه میشه و بابتشون خیلی ذوق دارم. از شما تشکر و قدردانی میکنم
    پاسخ
    -1
    انصراف

    🙏🙏🙏🍁🍁🍁 15 فروردين 99
    باعرض سلام وتبریک سال نوبشماخانم هروی گل وتیم دلسوزومهربونتون..خانم هروی شاید۸ماه میشه که به وسیله دختره دوستم باکانال شمااشناشدم🙏خانم هروی باورتون شایدنشه اونموقع که باشماوکانالتون آشناشدم چحالوروزی داشتم والان که فایلهای رایگان ودستاورددوستان روگوش دادم چحال واعتمادبنفس درونی پیداکردم.خداروهزاران بارشکرکه باکانال شماآشناشدم🙏😭😭چراکه خدامیدونه چقدربرکتهای روحی واخلاقی نصیب من شده.خانم هروی جانم.من خانم ۴۷ساله هستم با۲۶سال زندگی مشترک که ازهرلحاظ چه خودم چه زندگیم داغونه.هراخلاق بدی که یمردداره همسره من همروداراس..برامثال کتک زدن بددهنی.....ولی تواین ۲۶سال چون من عزت نفس نداشتم وبه کاعنات وخداونداعتمادنداشتم هروقت ایشون حرف ازطلاق میزد متاسفانه التماس میکردم هرچی توبگی فقط اسمی ازطلاق نیار وایشون بابت حرمت نفس نداشتن من هربلایی که درتوانش بودسرم اورد.😭😭😭تااینکه بارها وبارها فایلها ودستاوردهاروگوش دادم.حتی بعضی مواقع بلویسای شماخوابم میرفت.وبالاخره به نتیجه رسیدم بقول شمامابایدازدل دردامون گنجمونو پیداکنیم.وشایداون دردبرای مابرکت ازطرف خداوندباشه.من دیگه حاضرنیستم بدون گناه باج عاطفی بدم یابقول شماخودمو بیشترارازاین تحقیرکنم..خانم هروی اینبارمن ازایشون خواستم براجدایی اقدام کنیم .وواقعا فقط ازخداوندکمک خواستم تاآخره راه کمکم کنه🙏وباعتمادبه اینکه جهان جای امنیه برای من میخوام مصمم سرتصمیم باشم.فقط میگم بزرگترین دستاوردمن آشنایی باکانال شمابود.امیدوارم خداوندبراتون بهترینهارورقم بزنه .درآخرازشمامهربونم وهمه دوستانم تمنادارم برام دعاکنید🙏
    پاسخ
    -1
    انصراف

    😍🌸🌷🌹 15 فروردين 99
    سلام خانم هروی عزیز من خانم ۳۰ ساله ای هستم که ۱۸ ساله که بودم با یک مردی که اصلا دوستش نداشتم ازدواج کردم و بعد از ۵ سال زندگی فلاکت بار و‌عاری از هر گونه محبت و‌عشق با یک پسر دو ساله ازش جدا شدم تو‌زندگی متاهلی خیلی سختی کشیدم بخاطر اینکه شوهرم خیلی ادم بدبین و بد دلی بود و تمام رفتارهای منو بچه گانه میدونست و بخاطر کارش همش به شهرهای مختلف منتقل میشدیم که بدترین دوران زندگی ام در روستای کنارک در استان سیستان و بلوچستان بود اینکه دوران جدایی و‌طلاق سختی داشتم اهل یه شهر کوچیک شمالی و‌بیش از اندازه متعصب هستم که در این شهرطلاق حکم مرگ را برای یه زن جوان داره به هر شکلی بود تصمیم گرفتم و جدا شدم و گشایش برای من بعد طلاقم اتفاق افتاد تا قبل اون من یه ادم مطیع خانواده و شوهر و فقط تو تخیلاتم قوی و با اقتدار بودم و شرایط مالی خیلی بدی رو گذارنده بودم و حس یه ادم تبعید شده رو داشتم که خفه ام میکرد ولی بچه ام رو شوهرم ازم گرفت ... دنیا به اخر رسید برام ! ولی همش سعی میکردم روحیه ام رو بالا نگر دارم با خوندن کتابهای روانشناسی و هر ویس روانشناسی که گیر میاوردم گوش میکردم و سعی میکردم عملی کنم ! رفتم و روانشناسی خوندم و تازه فهمیدم چقدر ذهن وروح و روان من داغون بود و تا ارشد روانشناسی مثبت گرا ادامه دادم خوندم و‌گشتم دنبال خودم ولی باز احساس خلا میکرد ترحم ، حس زن مطلقه بودن حس سهل وصول بودن و نگاه مردان رو شدیدا حس میکردمو اذیت میشدم . در اون دوران با یه پسری که یکسال کوچیکتر از خودم بود اشنا شدم و سه سال در رابطه بودیم ولی اون هم بدبین و شکاک بود و اعتماد به کسی نداشت تا اینکه من رفتم به خارج کشور برای ادامه تحصیل و رابطه ما همچنان ادامه داشت ولی توهین و تحقیر و بی احترامی هم اضافه شده بود و من وابسته شدید بودم عجیب حس میکردم بهش محتاجم ..... ولی اون بخاطر شرایط مطلقه بودن من ، من رو انتخاب نکرد و‌گفت خانواده ام رضایت نمیدن با شرایط تو باهات ازدواج کنم و رابطه تموم شد .... بعد یکسال جدایی و اتمام رابطه بارها برگشت ولی من قبول نکردم ... هر چند بار ها گفتم پیش خودم شاید درست شه ولی ریسک نکردم. و توی این مدت پیشنهادهای داشتم و‌روابط خیلی کوتاه که همشون بدلیل مطلقه بودنم و ناراضایتی خانواده اشون را بهانه میکردن و‌شدیدا ادمهای بدبین و شکاک و دید بسته نسبت به زن و به قول خودشون غیرتی که مثل کالا باهام رفتار میکردن ..... احساس تنهایی و‌شکست عجیب داغونم میکرد تا اینکه شهریور ۹۸ در حالیکه احساس بی ارزشی و طردشدگی و نالایقی شدیدداشتم با کانال شما اشنا شدم و دوره ها رو یکی یکی خریداری کردم با دوره جذابیت فهمیدم که نواقصی دارم که اصلا تا بحال بهشون توجه نکردم بودمو با انرژی و امواج خودم بوده که همچین ادمهای رو جذب میکردم با دوره عزت نفس تا اعتمادبه نفس متوجه شدم که بزرگترین گره زندگی من چیه ، و اون این بود که در اخرین مکالمه من با همسر سابقم بهم گفته بود تو بعد طلاق مگه قرار خوشبخت بشی ؟ مگه پسر مجرد تو رو قبول میکنه تو باید با مردی که زنش فوت شده یا زنش طلاق داده باید ازدواج کنی ! همین یه جمله باعث شده بود من تمام سعی کنم که خلافش رو به خودم و جهانم ثابت کنم و این کار رو غیر ارادی انجام میدادم... بارها دوره ها رو گوش کردم و نت برداشتم و چالش چهارماه رو شروع کردم و نتایج خاص و بزرگی نگرفتم ولی صبر کردم و میکنم کمک کم تحول و گشایش در ذهن و روحم اتفاق افتاده و بیشتر عمیق شدم در خودم و تونستم اضافه وزن ۸ کیلویی که سالهای بود نمیتونستم کم کنم رو کم کردم و تمام اون ادمهای که تحقیرم کردن برگشتن و خواستن دوباره باشن و معذرت خواهی کردن ولی من قبول نکردم و الان چالش ۴ ماه دوم رو شروع کردم و امید دارم این بار همه چی بهتر میشه !
    پاسخ
    -1
    انصراف

    😍😍😍🌸 15 فروردين 99
    سلام سوده عزيزم من خيلي اهل كامنت گذاشتن و دستاورد فرستادن لحظه به لحظه نيستم و فكر ميكنم كلا توي پيج شما ٣ يا ٤ تا كامنت دارم ولي يك كامنت گذاشتم زير يكي از دستاوردهاي اينستاگرام و نوشتم كه دوره جذابيت دروني عاليه من مثل اهن ربا شدم و هرچيزي كه ميخوامو جذب ميكنم بعد از اين كامنت من ، خيلي از بچه ها اومدن توي دايركت منو پيام دادن كه چكار كردي انگار براشون غيرقابل باور ولي واقعا من دارم زحمت ميكشم من چند ماه پيش براتون يه دستاورديكه خيلي مهم بود برام فرستادم براتون و شما در جواب گفتيد حالا اين نيرو رو ميتوني اختصاص بدي به خواسته هات ميخواستم بهتون بگم من تمام دوره هارو توي يه دفتر اول مينويسم قسمت ديگه دفتر تمام تمرين هارو پشت سرهم مينويسم و انجام ميدم يه دفتر ديگه دارم كه كاراي روزانمو مينويسم توي اون مشخص ميكنم كه امروز روي كدوم تمرين تمركز كنم و الان ٧ ماه ميگذره من اين كارارو انجام ميدم كه به اين مرحله رسيدم كه هرچيزيو تصور ميكنم يجوري عجيب مياد توي زندگيم حتي ميتونم بگم وقتي خيلي كوتاه به اين فكر ميكنم كه اع اين اقا چقدر خوب بود يهو ميبينم يجوري پيامي مياد يه اتفاقايي ميوفته كه ميخواد ارتباط داشته باشه و ياد حرفهاي شما ميوفتم كه گفتيد نيروتون كنترل كنيد چون يجوري ميشه كه هرچيزيو بخوايد جذب كنيد صداي شما مثل قرص ارامبخش براي من ممنونم ازتون بينهايت ممنون
    پاسخ
    -1
    انصراف

    👇👇👇 15 فروردين 99
    سلام خانوم هروی نازنین امیدوارم حالتون عالی باشه که حال ما رو عالی میکنید. من تقریبا از آخرین پیامم به شما کلی دستاوردهای ریز و قابل توجه داشتم اما میخواستم بزارم روزی بیام که اون مطالبی رو به اشتراک بزارم که برای سایر دوستانم مفیدتره. منم با یه جدایی با شما آشنا شدم. البته ارتباط ما یک ارتباط کاملا مجازی بود. اما من وابسته شدید شده بودم طوری که خیلی از ارزشام فاصله گرفته بودم. بعد جدایی تا چند ماه بی انرژی، گریه ، معده درد و پرخاشگر بودم و مدام اونو مقصررمیدونستم تا اینکه با شما و دوره ها آشنا شدم. چند ماهی میشه و همه دوره هه و دستاوردهایی که برای فروش بود تهیه کردم . هر کدوم شفای روحم از زوایای مختلف بودن. زندگی آگاهانه رو به من هدیه دادن. و بعد چند ماه که مجدد اون اقا رو دیدم خیلی مودبانه و با احترام برخورد میکنه. انگار هر دو فراموش کردیم چی گذشته. و نکته جالب اینه من شاغل نبودم اما بعد دوره عزت نفس اومدم هوش مالی رو ثبت نام کردم و آموزش دیدم و در بورس سرمایه گذاری کردم و ۱ ماه بعدش با آقایی اتفاقی آشنا شدم که خودش تو بورس هست و یجورایی با تجربه این حرفه و خودش بدون اینکه بدونه من تو بورس هستم گفت اگه بخوای من همه جوره بهت کمک میکنم. و رابطه ما شکل گرفت همسالیم. و تو صحبتامون مدام میگه تو چه حس خوبی داری تو خیلی خوبی خیلی عاقلی خیلی پخته ای ، خیلی بهم انرژی میدی. و سعی میکنیم برای خودسازی بهتر بهم کمک کنیم. برای همین میخوام به دوستانم بگم، اگه واقعا پی ببرید که خود واقعیتون چقدر بالاست دیگران هم اینو خواهند دونست و جریانات الهی به سمت شما خواهد آمد. حال دلتون عالی ❤️
    پاسخ
    -1
    انصراف

    💝💝💝 14 فروردين 99
    سلام خدمت سوده نازنین من شش ماه هست که همه ی دوره ها رو تهیه کردم و یکی از مهم ترین دستاوردهام این بود که من در شغلی بود که مورد علاقه ی من نبود و من رو مریض کرده بود، من از استرس و حال بد مدام قرص های آرام بخش و قرص خواب آور مصرف میکردم، این اقتدار رو پیدا کردم که اون کار رو رها کنم و علاقه خودم رو پیدا کردم و وارد اون شغل بشم و توی اون کار آموزش دیدم، پیشرفت کردم دوره ها رو بار ها گوش دادم و بار ها نوشتم تا تونستم ریشه های مسائلم رو پیدا کنم و از بین ببرم من 12سال در یک رابطه سمی بودم؛ در اون رابطه بار ها به من خیانت شده بود اما من ارزش های خودم رو انقدر بالا نمیدیدم که کس دیگه ای غیر از این ادم بخواد با من بمونه، با اینکه خیلی اتفاقات بدی در اون رابطه می افتاد و اون آدم هیچ هدفی برای رابطه نداشت ولی هیج اقتداری نداشتم که از اون رابطه خارج شم، با اینکه قبلا با مطالب دیگه روی خودم کار میکردم ولی هیچوقت نتونستم عمیق خودم رو بشناسم، اما حالا انقدر رشد کردم و ارزش های خودم رو شناختم که آدم ها و روابط سمی رو حذف کردم توی کار و روابطم گشایش بوجود اومد. هر چیزی رو هر زمانی که میخواستم خداوند به من میداد دو ماه زمان گذاشتم ، خیلی فکر کردم به روابطم، تمرینات دوره جدایی تا تعالی رو خیلی کار کردم و تونستم با نهایت اقتدار از اون رابطه ی مسموم که زندگی من رو مختل کرده بود خارج شدم طلسم ها و بی ارزشی ها و بی احترامی هایی که به خودم کرده بودم و بیماری هایی که روحم در اون رابطه گرفته بود دیدم، ارزش های خودم رو احیا کردم، به یادگیری پرداختم، توی کارم پیشرفت کردم، زمانم برای من خیلی عزیز شده و ازش برای رشد و یادگیری استفاده میکنم من قبلا از روابط مسمومم میخواستم انرژی بگیرم و از توجه آدمها ، در حالی که همراه باهاش خیانت و آزار و اذیت بود ولی جز خداوند به هیچ چیز دیگه ای متصل نیستم بواسطه ی پیشرفتی که در کارم داشتم تونستم از لحاظ مالی مستقل بشم در حالی که من هیچوقت توی زندگیم استقلال نداشتم، کلاس های آنلاین برگزار کردم، شروع به تدریس کردم الان بهترین مشاور خودم هستم، تصمیمات درست میتونم بگیرم، خیلی به آرامش رسیدم و با خودم خیلی حالم خوبه و واقعا ریشه های من توی یک خاک حاصل خیزه، احساس میکنم دوباره متولد شدم و این بزرگترین دستاورد امسالم بوده. و خیلی خیلی از شما تشکر میکنم
    پاسخ
    -1
    انصراف

    🎁🎉 14 فروردين 99
    سلام خانم هروی عزیز. من دوره های جذابیت درونی و عزت نفس تا اعتماد به نفس رو زمانی تهیه کردم که یک جدایی خیلی خیلی بد رو تجربه کردم، انقدر اون زمان حالم بد بود که حتی اصلا نمیتونستم تمرینات رو انجام بدم، نمیتونستم نوت برداری کنم دستم به نوشتن نمیرفت، فقط میتونستم یک جا بخوابم و گوش بدم، بار دوم حالم خیلی بهتر شده بود و تصمیم گرفتم تمرینات رو انجام بدم بزرگ ترین دستاوردی که من در کل زندگیم داشتم، این هست که الان به نقطه ای از احساس خوب، آرامش و رضایت از زندگی رسیدم که توی این لحظه نیاز به چیزی ندارم، هدف دارم برای رسیدن بهشون تلاش میکنم ولی اصلا دیگه نگرانی، استرس و حرص رو ندارم و مطمئنم چیزی که باید برای من اتفاق بیوفته، اتفاق میوفته و برای من رسیدن به این حال خوب، خیلی خیلی با ارزش بود من بسیار زیاد به آواز علاقه داشتم ولی هیچوقت نمیتونستم استاد خوبی برای شروع کارم پیدا کنم و اعتماد به نفسش رو هم نداشتم، حتی یک بار هم برای آموزش جایی رفتم و به من گفتند شما به جای اینکه آواز کار کنی روی اعتماد به نفست کار کن، من خیلی عزت نفس و اعتماد به نفس پایینی داشتم ولی الان به جایی رسیدم که کارم رو شروع کردم و یک استاد خیلی عالی دقیقا منطبق با علاقه من و در سبکی که دوست دارم پیدا کردم من همیشه دنبال رابطه عاطفی داشتن و بودن یک آدم توی زندگیم بودم، الان انقدر آدم های زیادی به سمت من اومدند چه برای ازدواج، چه برای آشنایی خیلی زیاد شدند ولی من دیگه اون آدم قبلی نیستم و مثل گذشته احساس نیاز ندارم به اینکه حتما بخوام با کسی توی رابطه باشم الان از همه لحظات زندگیم دارم لذت میبرم، من خیلی دوست داشتم مستقل زندگی کنم، الان انقدر اقتدار درونی پیدا کردم، جنگجوی درونم فعال شده که هیچ ترسی از استقلال ندارم، حتی خانواده من قبلا بسیار مخالف بودند، پدرم اصلا این رو نمیپذیرفت اما من بعد از دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس تصمیم گرفتم که مستقل بشم و خانواده ی من که انقدر مخالف بودند الان بهم میگن ما برای مستقل شدنت حمابتت میکنیم، بهت سرمایه کار میدیم، برای تو یک خونه خیلی خوب تامین میکنیم، همین که انقدر اینا 180 درجه چرخیدند و از آدمهایی که مخالفِ من و کار هام و رفتارم بودند الان انقدر موافق با من شدند و حمایتم میکنند به نظرم خیلی دستاورد بزرگی هست من فهمیدم ما توی جهانی زندگی میکنیم که هیچ محدودیتی نداره برای رسیدن به خواسته ها و علایق مون، این فقط درون ماست که یک سری چیز ها رو برای خودش محدود میکنه و محدودیت ها رو میسازه و بیشترین کاری که ما باید انجام بدیم این هست که روی درونیات خودمون کار کنیم. ممنون از زحمات شما و تیم خوبتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    حبیبه 13 فروردين 99
    سلام من همه دوره هارو خریدم و روشون کار کردم و دستاورد خوبی دارم ، تونستم گره هامو و طلسم هامورو پیدا کنم، و فهمیدم چطور با طلسمهام و گره هام مانع رسیدن به خواسته هام شدم، اینکه فهمیدم فقط یه ساختمونیم که هیچ اسکلتی ندارم و با یه تلنگری به هم میریزم نشونه هیچ اعتماد به نفسی نداشتم بود،من از بچگی نادیده گرفته میشدم تو خانواده تو فامیل تو مدرسه ،همه جا ،و به خاطر اینکه بتونم توجه همه رو جلب کنم همه باجی میدادم ، و از تنهایی فرار میکردم از تنهایی متنفربودم، ولی همیشه تنهایی قسمتم میشد،تو تنهاییم خودمو تو اتاقی حبس کرده بودم مثله یه مرده متحرک که فقط از زندگی نفس کشیدنشو داره، هیچ لذتی از زندگی و تنهایی نمیبردم،و خودمو لایق بهترین زندگی نمیدونستم ، من یه چیزاییرو تو خودم درونی کرده بودم مثله شغل پدرم ، وضع اقتصادی، چهره ام ،که البته اونروزا به خاطر درونی کردنش خیلی باعث شدم که خیلی فرصتارو از دست بدم ،از رابطه شخصی که بگم برای توجه خواستن از طرفم باج میدادم تا بتونم توجهشو به خودم جلب کنم وقتی بود خوب بود وقتی میرفت دنیا رو سرم اوار میشد ، من نسبت به چهرم تنفر داشتم اصلا نمیتونستم تو آینه به خودم نگاه کنم هروقت نگاه میکردم فقط عیبام میکمد جلو چشام ، یعنی چیزی از اعتماد به نفس ، جذابیت هیچی تو من نبود، من وقتی اومد سمت زندگی سالمیا که عشقمو از دست دادم با ناامیدی تمام دوره هارو خریدم ولی با عرض معذرت فک میکردم پولامو میریزم تو اشغال، تا اینکه یه بار گفتم هرچی که بشه یه بار از ته دلت به خودت ارزش قائل شو حتی اگه اینجوری باشه که پولارو ریختی دور ،این فقط یه بار به خاطر خودت بکن ، اومدم دوره هارو خریدم از جذایت تا اعتدالو ، وای اگه از جدایی تا تعالی هرچی بگم کم گفتم واقعا فوق العاده بود منو که زندگیمو از دست داده بودم و دچار معده درد شده بودم از شدت درد و فشار ، فررو ریخته بودم تونستم پاشم و اعتماد به نفس پیدا کنم واقعا فوق العاده رود، با جذابیت دورنی فهمیدم چه اشتباهایی داشتم تو رابطه ام تو زندگی ، چرا اشتباهای خودمو همش رو طرف فرافکنی میکردم،الان فهمیدم نداشتن اعتماد به نفس چه بلایی سر آدم میاره، من همون دختری بودم که حوصلم نمیکشید حتی یه متن سه خطیو بخونم الان همش دنبال کتاب خودنم تا خیلی بیشتر باخودم و روان حودم اشنا بشم ، بازم میگم جدایی تا تعالی واقعا محشر بود معجزگر زندگی بود ، تو جدایی تا تعالی من تونستم خواسته هامو از طرف بخوام که هلچوقت جرات گفتنشو نداشتم ، با گوش کردن به فایلا من تونستم نقطه مقابل ضعفام رو ببینم اگه ضعفام نبودن هیچوقت نمی تونستم به آرامشی که الان از ته قلبم حس میکنم برسم،بهتر ازهمه اینا ، خدارو باور کردم ، قبل اینا وقتی خواسته ای از خدا داشتم و دعا میکردم و تو ظاهر میگفتم من به خدا ایمان دارم ولی ته ته اون دلم میگفتم ول کن بابا خدا صدای منو نمیشنوه هوامو نداره ، خدا بیکار نیس که بخواد منو بشنوه، ولی الان هر چیزیو میخوام ته ته دلم قرصه که خدا هوامو داره و براورد کننده است ، کلا یقینا ایمان دارم بهش ،خلاصه اومدن شما تو زندگیم معجزه بود خیلی عاشقتونم همیشه خدا هواتونو داشته باشه، دوستتون دارم خانم هروی⚘🥰🥰💝💝⚘⚘⚘⚘
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💋🍂🍃 12 فروردين 99
    سلام به شما یار و همراه ما. من دوره جذابیت درونی و دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم چون در رابطه ای بودم که اصلا توی اون رابطه خوشحال نبودم، میدونستم اون آقا معیار های من رو برای ازدواج نداره و حتی روابط قبلیم هم که با قصد ازدواج بود شکست خورد، با وجودی که میدونستم این آقا به درد من نمیخوره اما نمیتونستم این رابطه رو تموم کنم ولی با کار کردن روی خودم تونستم از خدا بخوام این رابطه تموم شه که انجام شد وقتی دوره ها رو کار کردم، توی کارم افزایش حقوق داشتم، کارفرمای من خیلی با من مشکل داشت، دعوامون میشد، اصلا نمیتونستیم حضور هم رو تحمل کنیم اما بعد از دوره ها در آمد های جانبی برام ایجاد شد و رابطه کارفرمام با من خیلی عالی شد و الان برای هر مناسبت و اتفاقی به من پاداش میده و این خیلی برام عالی بود، کارم برای غیر قابل تحمل بود ولی الان دیگه اینجوری نیست وقتی نظام های ارزشی خودم رو بنا کردم، طلسم هام رو پیدا کردم تونستم وارد رشته ای بشم که اصلا فکر نمیکردم مورد علاقه من باشه اشکالات و اشتباهات و طلسم و سایه هایی که از پدر و مادرم داشتم دیدم و برطرف کردم چون این طلسم ها باعث شده بود من در زمینه ازدواج به مشکل بخورم، پیشنهاداتی برای ارتباط هم داشتم ولی خودم نپذیرفتم چون احساس میکردم باید بیشتر روی خودم کار کنم رابطه من با اطرافیانم خیلی بهتر شده و همیشه از من و زیبایی من تعریف میشه، من اضافه وزن داشتم ولی هر چقدر کمتر میخوردم چاق میشدم، با چالش من جدید همزمانی داشتم و موفق شدم در عرض سه هفته، سه کیلو اضافه وزنم رو خیلی راحت کم کردم من قبلا برای تایید گرفتن و تحسین شدن از سمت دیگران خودم رو جور دیگری نشون میدادم ولی حالا برطرفش کردم من رابطه ی دیگه ای هم داشتم که منجربه شکست شد چون فکر میکردم عاشقش هستم ولی با دوره جزیره گنج متوجه شدم اصلا اینطور نبوده، با این دوباره من ارتباطم رو با خدا مجدد شروع کردم و جالب بود هدایایی زیادی دریافت میکردم که اصلا باورم نمیشد و خیلی برای من این دوره کار بردی بود دوره جدایی تا تعالی رو تهیه کردم و فهمیدم طردشدگی های من کجا بود و چرا ترک میشدم، من وقتی ترک شدم خیلی حال و روز بدی داشتم، اصلا نمیخواستم زنده باشم، ناراحتی عصبی و خشم زیاد داشتم، بیماری های سراغم اومد که به شدت لرزش دست و پا پیدا کرده بودم، با این دوره خلا هام رو فهمیدم و متوجه شدم چرا اون آقا انقدر برای من جذاب بود، من خیلی کتاب خونده بودم و سعی میکردم تکه های خودم رو جمع کنم و دوباره روی پای خودم بایستم ولی باز هم نتونسته بودم همه مطالب رو انقدر کامل متوجه بشم من همیشه منتظر بودم اون آقا برگرده و اظهار پشیمونی کنه تا من آروم بشم ولی حالا دیگه بخشیدمش و اصلا دیگه نمیخوام برگرده و نمیخوام پشیمونی شو ببینم و برای من دیگه اهمیتی نداره، اون رابطه من رو با خودم آشنا کرد و این برام مهم هست با دوره جدایی فهمیدم من همیشه آدم ها و روابطی رو انتخاب میکردم که از من پایینتر باشند تا ترک نشم و جالب بود که توی همون روابط هم ضربه میخوردم، الان خیلی آرامش دارم و با تنهایی خودم حالم خوبه. و سپلسگذار شما هستم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🍂🍃🍁💐🌸🌷 11 فروردين 99
    سلام خانم هروی نازنین. من زمانی با شما آشنا شدم که به شدت در دوران بدی بودم، در یک رابطه اشتباه ودم که اصلا قدر خودم رو نمیدونستم، با اینکه شرایط کاری، تحصیلاتی، شغلی و وضعیت مالی بسیار عالی ای داشتم ولیکن در یک رابطه خیلی غلط بودم که تمام اعتماد به نفس من رو گرفته و من وابستگی خیلی زیادی به اون آقا داشتم و کاملا خودم رو فراموش کرده بودم و غرق این آدم شده بودم و اون هم از من سو استفاده میکرد، در نهایت متوجه شدم که ایشون دروغ خیلی بزرگی به من گفتند ولی هنوز درگیر این ارتباط بودم و به شدت اضطراب من افزایش پیدا کرده به حدی که حملات پنیک به من دست میداد فایل های جذابیت درونی و از عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کرده بودم و بار گوش میدادم، در نهایت این اقتدار رو پیدا کردم که به راحتی این آدم رو بگذارم کنار و خودم رو بشناسم و تازه بتونم خودم رو دوست داشته باشم و این فایل ها دستاورد بزرگی که به من داد این بود که من قدر خودم رو بدونم و این نقطه ضعف هام رو پر کنم و از لحظات زندگیم به تنهایی لذت ببرم با کار کردن روی خودم من تغییرات و معجزات زیادی در زندگیم دیدم، من همیشه با آدم های اشتباهی آشنا میشدم که بسیار پایین تر از من بودند و انگار اون اعتماد به نفس رو نداشتم که با آدم هایی که موفق هستند و شرایط خوبی دارند آشنا بشم، کیس هایی که داشتم از درون تهی بودند و بدتر باعث میشدند که به من ضربه وارد بشه و من خواستگاران زیادی داشتم ولی هیچوقت این اقتدار رو نداشتم که بتونم انتخاب صحیحی داشته باشم و همیشه انگار از ازدواج فراری بودم چون نمیتونستم بلاخره فردی رو انتخاب کنم بعد از کار کردن دوره ها، یک خواستگار برای من اومد و منی که اصلا باورم نمیشد ازدواج سنتی داشته باشم در نهایت بخاطر اصرار های بیش از حد اون آقا و خانواده ش ما با هم آشنا شدیم و من در خواست ایشون رو پذیرفتم و عقد کردیم و کم کم بعد از 9 ماه که از عقد ما گذشته، به شدت موفقیت هایی در رابطه مون پیدا کردم و به خیلی از چیز هایی که اصلا فکرش رو هم نمیکردم رسیدم، من تونستم واقعا رابطه خوبی رو با همسرم برقرار کنم، خانواده ی به شدت محترمی داره و اون آقا و خانواده ایشون احترامی به من میگذارند که من هیچوقت در روابط قبلیم ندیده بودم چون من خودم رو شناختم، حالا که خودم، خودم رو دوست دارم و به خودم احترام میگذارم، بقیه هم همین رفتار رو با من دارند و آدمی رو پیدا کردم که هم سطح خودم و مثل خودم باشه و به شدت خوشحالم من در کارم هم موفقیت های بیشتری رو کسب کردم، در زمینه مالی هم اصلا فکرش رو نمیکردم خونه ای رو که دوست دارم در منطقه ای که دوست دارم بتونم تهیه کنم ولی خریداریش کردم و واقعا پل های زندگیم رو یکی پس از دیگری رد کردم و خیلی خیلی خوشحالم. و این خوشحالی رو ازشما دارم
    پاسخ