هیچ اپراتوری آنلاین نیست. در حال حاضر با استفاده از صفحه تماس با ما می توانید سوالات خود را مطرح کنید.
    سبد خرید خالی است.
    ارسال نظر
    captcha
    اخرین نظرات
    sanaz 29 ارديبهشت 99
    خانوم هروی من امروز فقط فایل های مربوط به رابطه,الهی و تغذیه روح رو گوش دادم هرچی مربوط به خداگفتین رو اونو گوش دادم باور کنید هربار که شما از این رابطه حرف میزنید اشک چشامو نمیتونم نگه دارم. از شانس هم الان انیستا این فایل زیباتون رو دیدم. یجاگفتین بهترین دوست درونیت خدا باشه ینی عالی بود عالییییییی. منم از خرید دوره ها اولین نیتم درست کردن,رابطم با خدا بود و واقعا با دوره جذابیت و عزت نفس و جزیره گنج بهش رسیدم💝💝💝
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ramona 29 ارديبهشت 99
    دوست عزيز به شما تبريك ميگم.. من هم با اینکه همیشه احساس میکردم اعتماد به نفس بالایی دارم ولی همیشه یه کمبودایی درونم بود و حالا به کمک این دوره ها جذابیت و عزت نفس و جزیره گنج و جدایی تا تعالی که متوجه شدم درونم خیلی چیزا رو کم داره و ذره ذره مشکلات درونم رو پیدا میکنم و اونا رو حل میکنم و امیدوارم همه دوستان زندگی سالمی بتونن به کمک راهکارهای خانم هروی عزیز و یاری خدای مهربون دستاوردهای عالی رسیدم که زندگیم عوض شد🙏😍
    پاسخ
    -0
    انصراف

    sima 29 ارديبهشت 99
    دوست عزيز به شما تبريك ميگم.. من هم با اینکه همیشه احساس میکردم اعتماد به نفس بالایی دارم ولی همیشه یه کمبودایی درونم بود و حالا به کمک این دوره ها جذابیت و عزت نفس و جزیره گنج و جدایی تا تعالی که متوجه شدم درونم خیلی چیزا رو کم داره و ذره ذره مشکلات درونم رو پیدا میکنم و اونا رو حل میکنم و امیدوارم همه دوستان زندگی سالمی بتونن به کمک راهکارهای خانم هروی عزیز و یاری خدای مهربون دستاوردهای عالی رسیدم که زندگیم عوض شد🙏😍
    پاسخ
    -0
    انصراف

    رها 28 ارديبهشت 99
    واقعا درستههه 👌🏻👌🏻👌🏻 و دوست دارم این تحربه رو بگم برای دوستان زندگی سالمی من از دیشب که فایل ۵-۶ جزیره گنجو گوش دادم اون اتصاله یکم از قطعی وصلی به قول خانم هروی در اومد و امرز یکم تمرینات جذابیتو انجام دادم و دوفایل اول ترم دو اعتماد به نفس و به خودم رسیدم و ...کلا امروز طرف مقابلم عین دو ماه پیش بود یعنی تا من دست از جنگ برداشتم و فقط به خدا توکل کردم و واقعا یه کوچولو تمرینات جذابیتو انجام دادم با ایمان بلافاصله امروز نتیجه دیدم به همین سرعت امروز اصلا چکش نکردم و تا بیتاب شدم دوره ها رو گوش میدم و خیلی حالم خوبه خیلی زیاد
    پاسخ
    -0
    انصراف

    mehranee 28 ارديبهشت 99
    با سلام خدمت سوده هروی عزیز خواستن توانستن است اما همواره برای تغییر نیاز به یک کوچ هست که راه را نشان دهد و اسانترین راه را پیش پا بگذارد سوده عزیز من دوره های شمارو یک سال پیش تهیه کردم و همیشه ویسهای شمارو گوش میدم بسیار کلامتان پر نفوذ و با درایت و ارامش میباشد درون من و دوستان را بیرون کشیده و روحمان را سیقل داده و این پاکیزگی درون روز به روز یقین و اعتماد به نفس و عزت نفسمان را قویتر و ما را استوار تر در چالشهای زندگی میگرداند زمانی که ویسهای شما را در محیط خانه با صدای بلند گوش میدهم همسرم بسیار راضی هستند و من این زندگی را مدیون شما هستم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    f 27 ارديبهشت 99
    واقعا با ارزشترین چیزی که دوره های خانم هروی به زندگی سالمی ها داده اولیش نزدیک‌شدن و ارتباط عاشقانه با خداونده دومیش حال خوبیه که تو دلمونه و کاملا درونیه و وابسته به هیچ فرد عیری نیست یه اقتدار شیرین و لذتبخش که خودت داری به خودت میدی ممنون سوده ی مهربون و دوست داشتنی❤️❤️
    پاسخ
    -2
    انصراف

    marjan 27 ارديبهشت 99
    مرسی سوده جونم.. واقعا وقتی ما تو نا آگاهی تمام زندگی میکنیم یعنی عزت نفس مون صفر هست مثل ادمی هستیم که تو تاریکی تو عمق سیاه چالی در مرادابی گیر افتادیم.. که هر چه دست وپا میزنیم بیشتر تو این تاریکی فرو میریم و راه نجاتی نمی یابیم..اما فقط کافیه یه جرقه کوچک در درون ما بزنه وبخودت بگی بسه دیگه تا کی قراره در این نا آگاهی در این بی خردی ومشکلات دست وپا بزنی..بخودت بیا... این کلمات واقعا معجزه میکنند..وتو شروع میکنی بخودسازی دوره عزت نفس بسیار عالیه
    پاسخ
    -0
    انصراف

    rahil.oveysi 27 ارديبهشت 99
    سلام خانم هروی عزیز. ممنون بابت این ویسای عالیت وخدا قوت به شما تمام بچه های تیمت من و از افسردگی نجات دادی وراه زندگیمو روشن کردی من همونیم که برام ویس فرستادی وگفتی. خدا برزگه میفهمی خیلی بزرگه . ههروقت میحوردم به در بسته فقط به این ویس گوش می دادم. و با گذروندن دوره جذابیت و عزت نفس و جزیره گنج الان شدم یک مربی ورزش خیلی خوب و خوشحالم من هیچ وقت دلم نمی خواسته یک زن خانه دار باشم واین روز به روز افسردم کرد واون من واقعی وشما راه بهم نشون دادین
    پاسخ
    -0
    انصراف

    s,slgi 25 ارديبهشت 99
    خانوم هروي عزيزم از بودنتون از عشق بي قيد و شرطتتون به ادما ازتون سپاسگذارم من دارم طبق گفته شما در جذابيت دروني و عزت نفس روي خودم كار ميكنم و اميدوارم با انرژي بالايي كه سراغم اومده حسابي به خدا نزديك بشم و به هدفام برسم خانوم هروي همونطور كه به الماس اشاره كردين در جذابيت دروني شما خودتون الماسي هستين تو اين دنيا كه از درخششتون داره به ما بچه هاي زندگي سالم حسابي حس خوب و انرژي ميرسه😍😍😍از خدا خيلي ممنونم كه شمارو سر راه من گذاشت❤️با تمام سختي هايي كه سر راهم هست و مانع ها..
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ثریا 24 ارديبهشت 99
    وای خانم هروی عزیز چقدر همه مسایل رو دقیق و جز به جز موشکافانه باز کردین و توضیح دادین اینکه راجب صبر کردن و منظور اون صبر فعاله نه فقط وایستادن و منتظر بودن برای رخدادن یه ماجرا خیلی زیبا بود خانم هروی من از وقتی که دورهای جذابیت درونی و جزیره گنج شما رو گوش دادم واقعا واقعا یه آرامش خاصی تو زندگیم اومده که همه اینها رو مدیون شما میدونم هر لحظه از زندگیم براتون دعا میکنم دیگه از اون اضطرابهای بی دلیل و بی وفقه که سراغم می اومدن راحت شدم و خیلی دستاوردهای دیگه دارم که همش اینجا نمیگنجه اینجا خواستم بخاطر دوره جذابیت درونی و عزت نفس و جزیره گنج ازتون تشکر کنم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    zohreh 22 ارديبهشت 99
    دستاورد من از دوره جذابیت درونی و عزت نفس عااالی بود👌👌👌 دل شکستگی ممکنه که باعث بشه ما یک دنیای جدید مواجه بشیم و جریان های جدید در زندگیمون رخ بده و همه اینها ما رو قویتر نسبت به قبل میکنه و این بستگی به اون اقتدار د رونیمون داره که چطور با این مسئله کنار بیاییم در واقع تمام زخم هایی که تو زندگی برای ما میافتن میتونیم از اونها درس بگیریم و به اونها معنی بدیم و نقطه عطفی باشن ....
    پاسخ
    -0
    انصراف

    بیتاا 21 ارديبهشت 99
    @zendegie_saleem خانوم هروی عزیز من مشاوران زیادی قبلا دنبال میکردم چ داخل اینستا چ حضوری رفتن چ انلاین صحبت کردن ولی باور کنید ن تنها هیچوقت راه کار نداشتن بلکه باعث بدتر شدن مساعلم شدن...شما انگار مخصوص این کار زاده شدید انگار این افسانه شخصی شماست شما یک معجزه برای همه هستید واقعا عالی هستید من با این سن تازه ایرادام یاد گرفتم تازه میفهمم دنیا چ خبره 🙌🙌🙌🙌🙌🙌🙌🙌🙌
    پاسخ
    -0
    انصراف

    f.a.d 21 ارديبهشت 99
    واقعا عزت نفس حلقه ی گمشده ی زندگی خیلی از ماهاست، چقدر خوب میشد اگه تو مدرسه، کنار اون همه درس ک خوندیم و هیچوقت ب کارمون نیومد، کمی هم مهارت هایی مثل عزت نفس آموزش داده میشد، خوشحالم ک با شما آشنا شدم و عضوی از خونواده زندگی سالم هستم🌹
    پاسخ
    -0
    انصراف

    mehru 20 ارديبهشت 99
    خیلی عالی بود. من تا قبل از دوره های شما دقیقا خس قربانی بودن رو داشتم و مدام فکر میکردم چرا آدما اینطوری هستن نسبت به من! ولی بعد ار شنیدن هر فایل و عمیق تر شدن توی رفتارای خودم فهمیدم که این منم که اجازه میدم به این شکل باهام برخورد بشه. هر بار که آدمی حضورش آزارم میده به این فکر میکنم که این آدم داره کدوم ضعف من رو یادم میاره که نمیفهمم و سعی میکنم تا جایی که بشه پیداش کنم. ممنون از حضور معجزه آساتون توی زندگی ما زندگی سالمی ها💖❤️🙏💐
    پاسخ
    -0
    انصراف

    دریا 20 ارديبهشت 99
    دستاورد من از دوره جذابیت درونی حزیر گنج و عزت نفس و اعتماد به نفس طرد شدن و نشدن ها حکم سوخت رو داره، سوخت موشکی می مونه ک ما واسه رسیدن ب اوج باید ازش استفاده کنیم ن اینه با اون سوخت خودمون رو بسوزونیم بلکه واسه حرکت ،پیشرفت و درجات عالی مون ازش استفاده کنیم و ازون بالا ها ب پایین نگاه کنیم و ببینیم اون چیزایی ک باعث طرد شدن ما شدن خیلی خیلی کوچیکن .پس میتونیم دلیل اوج گرفتن زندگی خودمون باشیم ‌.خانم هروی عزیزم خسته نباشید میگم خدمت شما و تیم عالی تون❤🌷
    پاسخ
    -0
    انصراف

    jilaerfani 19 ارديبهشت 99
    با دوره جذابیت درونی و عزت نفس و جزیره گنج به اینجا رسیدم که گاهی وقتا میگم کاش زودتر از اینا با کانالتون اشنا میشدم و اینارو گوش میدادم درحالی ک شده بود با حرف بقیه از خودم دور بشم و اونی ک هستم و قبول نکنم یا فرار کنم اما قبول کردم ک خدای من من و اینجور دوست داشته خلقم کرده پس نیازی ندارم ک باحرف دیگران خودم و بزارم کنار اینی ک هستم و قبول دارم هیچ ادمیم بی عیب نیست ولی سعی میکنم عیب هام و برطرف کنم ... خودمم بغل کردم و گفتم تو زندگی هیشکی تا ابد کنارت نیست که ب هر نظری اهمیت بدی و ...پس خودمم و خودت تلاش میکنم و عیبمو رفع میکنم و تورو میبخشم وبهترین خودم شدم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    solmaz 18 ارديبهشت 99
    من تو سن خيلي كم هم كارمو از دست دادم هم همه پس اندازي ك داشتمو دزد برد هم نامزديم بهم خورد اونجا نقطه ٠ من بود فقط ٢٣ سالم بود جنگجوي درونم ي جوري فعال شد ك تو يكسال هم يه شغل خوب پيدا كردم هم دوبرابر پولي ك از دست دادمو به دست اوردم يكسال بعدش هم تو سن ٢٥ سالگي مدير يه قسمت مهم تو يه شركت معتبر شدم ولي همچنان از نظر عاطفي تو نقطه ٠ موندم و روابطم با شكست مواجه. ميشد تا اينكه پارسال وقتي رابطه ٤ سالم به بن بست خورد دوره جذابيت دروني و عزت نفس و جزيره گنجو يه ترتيب شروع كردم تمام عيد ٩٨ تو خونه تنها بودم و چندين بار فايلارو گوش دادمو نوشتم و نوشتم كتاب صوتي اسكاول شينو از كانال تلگرام مو ب مو گوش دادمو تمرين كردم رابطمو تموم كردم و تنهاي تنها شدم و ديگه از تنهايي نميترسيدم بعد از ٦ ماه ادمي وارد زندگي من شد كه از هر نظر ايده الم بود و مدام ب من ميگفت يه جاذبه عجيب منو سمت تو ميكشه تو كمتر از ٦ ماه اسفند ٩٨ ازدواج كرديم و من هر لحظه خدارو شاكرم بخاطر اينكه مسيريو سر راهم قرار داد ك اينبار با آگاهي از نقطه ٠ بيرون بيام ازتون ممنونم خانم هروي ❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    raziye 14 ارديبهشت 99
    خانم هروی سلام وای چقدر احساس عمیق داشتم نسبت به حرفاتون چون همسر من که ازدواج سنتی داشتیم و جالبه که هم خودش هم اکثر اعضای خانوادش آدمهای خودخواهی بودن و از تحقیر کردن بقیه لذت میبردن و یکی از تفریحاتشون مسخره کردن بقیه بود و جز تحقیر سرزنش و...چیزی نمیدادن بهم و همیشه من مقصر بودم و دقیقا دیگران از بیرون همیشه میگفتن ایشون عالیه و کسی درد منو نفهمید تا اینکه پکیج جذابیت درونی و عزت نفس و جزیره گنج روتهیه کردم و دیگه نخواستم به این ذلت تن بدم و شروع کردم به کار کردن روی دوره ها الان وقتی در جمعشون قرار میگیرم انگار اصلا دیگه حرفاشونو نمیشنوم سرم تو کار خودمه یاد گرفتم گوشها و چشمهام نبینه الان خیلی راحت تر میتونم زندگی کنم و هر روز خوراک روحی خوب به روحم و ذهنم میدم و کلا خودم رو از لحاظ ذهنی از اونها جدا کردم و مطمئنم این موضوع روی رفتار اونها هم به مرور تاثیر میذاره به دوره های شما معتاد شدم و ایمان شدید پیدا کردم ممنونم از شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    samaneh gh 14 ارديبهشت 99
    سلام خانم هروی عزیز من حدود چهار سال پیش در یک رابطه سمی بودم و وابسته ی اون آقا شده بودم و الان که دوره ها رو گذروندم فهمیدم که من بخاطر سایه هام اون رابطه رو انتخاب کردم و دلیل وابستگی های من سایه های من بوده که باعث میشد ادامه بدم، اون آقا روز به روز عقب کشید و در نهایت تصمیم به ازدواج گرفت و من رو ترک کرد و من اون زمان هم شغلم رو از دست دادم و هم عشقم رو ، مدام گریه میکردم، من آب شدم توی اون رابطه و باج های زیادی دادم، خواهش میکردم جوابم رو بده و اشتباه من این بود که مشورت های اشتباه از آدم های اشتباه میگرفتم و بیشتر غرق در خطا میشدم رسیدم به جایی که من واقعا (خواستم) تغییر کنم و زار میزدم از خدا میخواستم بهم قدرت بده که از اون فرد جدا بشم و به نظرم این دوره ها برای کسانی مناسب هست که واقعا میخوان تغییر کنند، با کانال آشنا شدم دوره های جذابیت درونی ، عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج رو تهیه کردم اولین دستاورد من آرامشی از عمق وجودم بود و بعد اقتداری که من تونستم این آقا رو کنار بگذارم به هر چیزی که فکر میکردم برای من اتفاق می افتاد و هنوز هم همینطوره و هر چیزی که میخوام پیش میاد و من رابطه ی عاشقانه ای با خدا برقرار کردم چند ماه پیش متوجه شدم بخاطر فشار های عصبی اون رابطه مبتلا به ام اس شدم، ناراحت شدم ولی با اقتداری که از کار کردن روی خودم بدست اورده بودم تونستم بیماریم رو بپذیرم و واقعا به این باور رسیدم هر مشکلی یک موهبت الهی است و پشت این بیماری من حتما اتفاقات خوبی برای خواهم افتاد و با باور قلبیم به خدا با بیماریم کنار اومدم وارد چالش چهار ماهه شدم ، با اینکه دستاورد هایی داشتم ولی اصلا باورم نمیشد مردی وارد زندگیم بشه که شرایط ایده آل من رو داشته باشه، توی چالش من مردی با ویژگی هایی که مد نظرم بود خواستم و الان آدمی وارد زندگی من شده که واقعا همه کاری برای من میکنه، فقط دنبال این هست که عشقش رو به من ثابت کنه، به من احترام خیلی زیادی میگذاره، برای من ارزش زیادی قائل هست و من تازه دارم میفهمم رابطه چی هست من واقعا قانون خلا رو توی زندگیم پیاده کردم، اون آقا رو رها کردم و چسبیدم به رونق دادن به زندگی خودم و پیشرفت خودم و این شد که من زمینه ی ورود این آقا به زندگیم رو ایجاد کردم و الان هر چقدر از عشق این آقا به خودم و آرامشی که الان دارم بگم، کم گفتم و خدارو صدهزار مرتبه شکر میکنم که من همچین مردی رو توی زندگیم دارم میخوام به همه دوستان بگم که اگر واقعا دنبال تغییر باشی، تغییر میکنی ممنون از شما و تمامی همراهانتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    mina 13 ارديبهشت 99
    سلام خدمت خانم هروی عزیز من تو ماه های اخیر نقاط عطف زیادی داشتم توی زندگیم و من حتی نقطه صفر زندگیم رو تجربه کردم و توی اون روزها تنها چیزی که بهم ارامش میداد، کار کردن روی خودم و ویس ها بود نزدیک امتحانات دانشگاهم بود که به یک چالش خیلی بزرگ توی رابطم رسیدم که متاسفانه به جدایی کشید و من احساس میکردم همه چیزم رو دارم از دست میدم، رابطم رو از دست دادم، شرایط اقتصادیم خوب نبود، فشار های روانی زیادی داشتم، امتحاناتم به شدت سخت بود، از شدت استرس من انقدر حالم بد میشد که نمیدونستم دیگه باید چیکار بکنم و تنها ویس ها و دعا بهم ارامش میداد، من این بار احساس میکردم دیگه پشتم خالی نیست و حمایت خدارو حس میکردم دستاورد مهمی که داشتم رابطه من با خداوند بود و انقدر پشتیبانی خداوند رو احساس میکنم که دیگه مثل قبل احساس ضعف ندارم من به شدت ترس از ترک شدن، خیانت دیدن و ترس از نه گفتن داشتم، به شدت باج عاطفی میدادم توی رابطه و جرات نمیکردم به طرف مقابلم نه بگم که نکنه ترکم کنه و یا تاییدم نکنه، اما الان به حدی از اقتدار رسیدم که اگر جایی لازم هست نه بگم، این اقتدار من حتی باعث تعجب طرف مقابلم شده و نه تنها از علاقه ی اون کم نشده بلکه بهم میگفت توی این مدتی که با هم در ارتباط بودیم من اون اوایل خیلی بهت علاقه نداشتم ولی توی سه، چهار ماه اخیر واقعا بهت علاقه پیدا کردم و با اینکه روابط طولانی تری داشته بهم میگه هیچوقت هیچ دختری رو به اندازه تو دوست نداشتم، من فکر میکردم اگر پای ارزش هام بایستم حس اون رو به من کمتر بکنه یا سرد بشه ولی برعکس شد، من به حدی رسیدم که از اون رابطه لذت میبرم اما دیگه وابسته ی اون رابطه نیستم و اگر رابطم آسیب زا باشه رابطه رو کنار میگذارم چون احساس میکنم که این به معنی دوست داشتن خودم هست و ارزش های من نباید زیر سوال بره دوره جذابیت درونی خیلی از مشکلات و باگ های زندگیم رو بهم نشون داد که من بار ها و بارها پشت سرهم این دوره رو گوش دادم و هر بار احساس میکردم نکات جدیدی رو دریافت میکنم با دوره جزیره گنج قفل خیلی بزرگی رو توی زندگیم پیدا کردم، متوجه شدم رابطه من قبلا دقیقا مقیاس کوچکتر زندگی پدر و مادرم شده بود و باورم نمیشد چه چیز هایی رو در خودم درونی کرده بودم، همیشه تلاش میکردم یک سری اتفاقات توی رابطم نیوفته ولی دقیقا همون ها رو میدیدم، چیز هایی که همیشه توی رابطه پدر و مادرم دوست نداشت و بهشون انتقاد میکردم دقیقا داشت برای خودم تکرار میشد وزن کم کردم من خیلی دنبال کار میگشتم و جالب بود که بدون هیچگونه آموزش یا مدرک یا سابقه من برای استخدام در جایی اقدام کردم و دیدم واقعا حرف شما درست بود که اگر نیروی درونی مون بالا بره، آدم ها ما رو انتخاب میکنند، منم از بین 50نفر که خیلی از من بهتر بودند، انتخاب شدم و مدیر بهم گفت من دوست دارم با تو همکاری کنم، نمیدونم چرا ولی تو خیلی جذبم کردی، حس میکنم آینده ی روشنی داری. ممنون از تمامی زحمات خوبتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    zahra 12 ارديبهشت 99
    من یک ماهم نیست ک دوره هاتون رو تهیه کردم.واقعا یادم نمیاد چجوری شد ک رفتم و دوره هارو گرفتم.فقط میتونم بگم کار خدا بود.سیگار کشیدن و خیلی چیزای دیگه رو کلا کنار گذاشتم.از فرد نامناسب زندگیم جدا شدم.نماز خوندن رو امروز شروع کردم تازه.شروع کردم ب درس خوندن و رابطم با پدرم داره تغییر میکنه.واقعا خوش ب حال خانم هروی با این همه ثوابی ک میکنن.خداقوت
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ali 11 ارديبهشت 99
    من بااینکه خیلی چیزهاازدست دادم ودرشرایط بد بودم بعدازطلاق گرفتن ولی بعداز اینکه با دوره هاآشناشدم و تک تک کلماتودرک کردم و ضعف هاموکموبیش پیداکردم از فرصت هام استفاده کردم و نشستم با خودم حرف زدم و واسه تک تک لحظاتم فکرکردم وحتی بعدش شکرگزاری کردم ازخداممنون بودم بابت اتفاقات زندگیم و الان اینومیبینم که بعداز اون اتفاقات بلند شدم خونه خریدم ماشین خریدم به درسم ادامه دادم به خودم وعلایقم احترام گذاشتم و به کلاس موسیقی که همیشه تو فکرم بود ولی به سمتش نمی رفتم رفتم و الان میبینم که چقدر زمان داره قشنگتر میگذره ممنونم بانو بابت آموزه هاتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    negin 11 ارديبهشت 99
    من پارسال همين موقع ها با كانال شما آشنا شدم .تعطيلات عيد مدام به ويزهاي كانالتون گوش ميگردم بعد از تعطيلات دوره جذابيت رو خريدم تابستون جزيره گنج وپاييز هم اعتماد بنفس رو گوش دادم تو چالش چهار ماهه شركت كردم به يه ترس عجيبي كه داشتم غلبه كردم روابطم بهتر شد وسر كار رفتم سه موردي كه پارسال اينموقع اصلا اصلا فكر نميكردم بدست بيارم 🙏
    پاسخ
    -0
    انصراف

    abomohammadi 10 ارديبهشت 99
    مهمترین دستاورد من تو سالی که گذشت این بود که با کانال شما اشنا شدم توبدترین شرایط زندگیم وبا گذروندن دوره جدابیت درون وجزیره کنج واز عزت نفس تا اعتمادبنفس فهمیدم که چقدر از خود واقعیم دور بودم وخودمو دوست نداشتم ونقاب خیلی خوبی به چهره زده بودم .اقتدار نسبی که تونستم بدست بیارم تو بعضی از زمینه ها.میدونم راه طولانی درپیش دارم که بتونم لایه های درونی خودمو کشف کنم و به خودواقعیم تزدیک بشم که ان شاالله توسال جدید بتونم بهتر وسازنده تر رو خودم کار کنم بیاری خدا😍😍👌
    پاسخ
    -1
    انصراف

    zahra 10 ارديبهشت 99
    امشب داشتم به تمرینات و درخواستهایی ک چهار ماه قبل نگاه میکردم جا خوردم،من توی چالش چهار ماهه برای داشتن رابطه ی عالی هستم ولی امشب وقتی به چیزایی ک اول این چالش نوشته بودم نگاه میکردم کمی تعجب کردم،اون چیزایی ک مشخص کرده بودم برام دیگه گنده و دست نیافتنی نبودن اصلا دیگه انگار نیازی نذارم بهشون ک اتفاق بیوفته یا نه،خانوم هروی شما توی فایلاتون همیشه میگین اگه هم قد مسئله تون بشین اون مسئله از حالت مسئله بودن درمیاد،من بیست و سه روز دیگه چالش چهار ماهه م تموم میشه رابطه ی دلخواهمو ندارم تا الان،ولی به طرز باور نکردنی امشب متوجه شدم دیگه برام چیزایی که مشخص کرده بودم مهم نیست و اصلا خودم به همین صورت و همین شرایطی که هستم کافی ام اون عزت نفسه واقع درست شد من حسش کردم امشب خدارو شکر که مسائلی حل شد که زمانی برام اندازه کی کوه سنگین و بزرگ بودن
    پاسخ
    -0
    انصراف

    yas 10 ارديبهشت 99
    من از مهرماه با پیج شما اشنا شدم و دوره جذابیت درونی تمرین کردم و از اون روابطی ک یک سال درگیرش بودم و هر روز ناراحت بودم گریه میکردم تونستم فراموش کنم و ب خودم بیام و گفتگوهای درونیم از صد درصد به ده درصد رسوندم . و دوره های اعتمادبنفس و جزیره گنج ک باعث شد طلسم گره هامو پیدا کنم تو روابطم و اون اقتدار از دست رفته وخودحقیقمو پیداکنم و ب خودم گفت هی! تاکی میخای اینجوری پیش بره و پس از اون ده پله تو روابط و مساعل زندگیم بالاتررفتم کلاس زبان رفتم و اینقدر موفق بودم ک ازمن امتحانم نمیگیرن و همیشه نمره های عالی میگرم و هدفم مردک ایتلس هست میدونم چندین سال زمان میبره ولی من تو راهش قدم گذاشتم کاری که همیشه تبلیم میومد و ورزش کردم و ی بدن خیلی فوقالعاده تونستم در چندین ماه بسازم که همه تعریف کردن و دیگه خیلی صبورتر شدم اصلا اعصبانی نمیشم شاید آخرین باری که اعصبانی شدم مهمراه بود و چالش جهارماهه شروع کردم و حدیدا وارد رابطه ای شدم و اون آقا اون چیزهایی که میخواستم داره ولی من محتاط عمل میکنم و به نشانه ها دقت میکنم و مهمترینش اتصال عمیقم به خداست.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    tusa 10 ارديبهشت 99
    يكى از زيبا ترين و شگفت انگيز ترين معجزه ى زندگى من كه به صراحت و شهامت به همه اعلام ميكنم اشنايي با زندگى سالم بود چون بعد از حدود ٧ سال گير كردن توى بإتلاقى كه همه چيزم رو در خودش بلعيده بود و تنها جسمم انهم به سبب مادر بودنم ادامه ميداد به اون نقطه ى صفر رسيدم كه جز تسليم به خداوندم هيچ حمايت گرى نداشتم و دقيقا توى همون روزهاى پر از ياس و عصيان فكرى خييييلي اتفاقي با زندگى سالم اشنا شدم اتفاقي كه نه مطمعنا از نشانه هاي قدرت داناى مطلق كه هنوز حواسش بمن هست ،اما اولش با شك و ترديد بود چون برام باورش سنگین بود و حتی برای خرید دوره ها هم خیلی مردد بودم چون از نظر اقتصادی هم در فشار بودم اما بالاخره دل به خدایم سپردم و برای اولین بار توی زندگیم خواستم فقط برای خودم هزینه کنم اونهم برای سلامت روانم تک تک دوره ها همانند مرحمی بر روی زخمهای عفونیه مزمن سالهای دور بود فقط خدایم شاهد است که به وسعت اقیانوس اشک ریختم چون تمام دردها و زجرهایم را در کلمه به کلمه دورها مییافتم که خودم از بیان آنها عاجز بودم تا بالخره به آن مرحله از آرامش درون تکیه ی مطلق به خدایم رسیدم که بلوغ درک و سلف و انون خرد و دانایی پختگی این قسم یکی از شگفتیهای خارق العاده آن بود. یکی از مهمترین و مهمترین برنامه ی سال آینده تکرار و تکرار و تکرار دوره هاست تا انقدر که اسکلت تمامیت خودم و عزت نفسم و من جدید بر روی ویرانه های آن همانند ققنوسی دوباره متولد شود تا با اتکا و اعتماد بر همه ی راستی ها و نیکی ها با انگیزه ی وصف ناپذیر شروع به ادامه تمامی حسرتهای باقیمانده با روح و روان و جیمی تطهیر یافته با کلمات معجزه گر زندگی سالم ادامه راه در مسیری پر از انوار طلایی خورشید داشته باشم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    saryah 10 ارديبهشت 99
    امسال، امسال با وجود تمام اتفاقات تلخی کاه افتاد واسم شیرینی خاصی داشت. من بعد از سه سال که کارشناسی ارشد گرفته بودم و بیکار بودم سر کار رفتم کاری که مربوط به رشته تحصیلی خودم بود همون جا با آدمهای خیلی خوب و فرهیخته ای آشنا شدم مدارم عوض شده بود. با کانال و پیج زندگی سالم آشنا شدم کم کم دوره ها رو خریداری کردم و گوش دادم بعد از یک سال تقریبا یک ماه پیش بخاطر تلاش هام اضافه حقوق گرفتم رئیسم میگفت دیگه من هم در جلسات مهمشون باید شرکت کنم. و این اتفاقات ورای تصورات من بود. امروز باز دوره عزت نفس رو تموم کردن و دستاوردایی که از نظر روانی بدست آورده بودم واسه خودم نوشتم و دیدم که نسبت به قبل که همش غم داشتم و گریه میکردم چقدر تغییر کردم و با اقتدار شدم و این رو به خودم گفتم که سفر خودشناسی من هیچ وقت در عمرم تموم نخواهد شد. در سال آینده هم میخوام بدون در نظر گرفتن هدف هایی برای رابطه با همسر و رسیدن به چیزای دیگه فقط این رو هدفم بذارم که فقط فقط روی روحم و آرامشم و اقتدار کار کنم بقیه چیزها با تغییر من تغییر خواهد کرد و من به اهداف دیگرم هم خواهم رسید ممنونم سوده جان ممنون گروه زندگی سالم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    mr 9 ارديبهشت 99
    سلام خانم هروی عزیزم،،خواهر گلم ،ممنونم ازت ک انقد زحمت کشیدی و میکشی واسه حال خوب ما،،من سوال دارم ازتون ،من دوره جذابیت عزت نفس و جزیره گنج رو خریداری کردم ،با گوش دادن ب هر کدومشون دقیقا پیدا میکنم ریشه همه شکستهام و ناکامی هام رو ولی نمیدونم ۰چیکار کنم اصلا نمیفهمم ک از کجا شروع کنم هر چی گوش میکنم بیشتڔ پی ب اشتباهاتم میبرم ب سر خوردگی هام ممنون از شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    m 9 ارديبهشت 99
    دستاورد زیاده سوده عزیز... اما مهتریناش این بود که سایه مربوط به مادرم دیدم و رنجشی که ازش داشتم عمیقا بخشیدم, در پی این بخشش خدای مهربونم هم عشق حقیقی به مادر حقیقی خودم و هم یه مادرخوانده که مثل مادر خودمه بهم هدیه داد. سایه حریص بودن برای کسب موفقیت های بیرونی رو که از طرف پدر عزیزم بود دیدم, الان مثل قبل دستاوردهای بیرونی زیاد دارم اما نه مثل قبل برای گرفتن تحسین و محبت از دیگران! بلکه برای ارزش دادن به خودم. ورزش میکنم نه برای قهرمان شدن بلکه برای گرفتن انرژی مثبت. زندگیم آگاهانه تر شده حواسم به قوانین جهان جمع شده مبحث انرژی و مراقبت از اون در تمام فعالیتهای زندگی روزمره و ارتباطاتم جاری شده. به خداوند توکل دارم نه مثل قبل به زبون نه از روی ترس بلکه به دل و از روی عشق و اعتماد واقعی. دست از کنترل گری روی پسر نوجوانم برداشتم در اوج بحران بلوغش هم اون و هم خودمو به آرامش رسوندم رابطمون با هم خیلی خوب شده جالبه بگم چون مادرم توجه خاصی به برادرم داشت من همیشه از برادرم بدم میومد و کلا از پسرها و ناخواسته این حس رو به پسر خودمم داشتم انگار همش ازش عصبانی بودم همش میخواستم زور و کمترل خودمو روی اون خالی کنم کنترلی که روی ارتباط مادرم با برادرم ناکام مونده بود روی پسر خودم پیاده کنم مدتی واقعا شرمنده بودم و گریه ها کردم اما در نهایت ناخوداگاه خطارکارمو بخشیدم و باهاش آشتی کردم الان با خودم و با پسرم و با مادرم کلا همه حالم خوبه و اینها رو از دوره جذابیت درونی و عزت نفس و جزیره گنج دارم و شما و ممنون از همگیتون خیلی عالی هستید
    پاسخ
    -1
    انصراف

    f 8 ارديبهشت 99
    من از اسفند پارسال بعد از یک دعوای جدی با همسرم به طور جدی شروع کردم به کار کردن روی خودم بزرگترین خواسته ام احساس شادی و رضایت تو زندگی بود چیزی که هیچ وقت نداشتم، با دوره های شماو شناخت خودم یاد گرفتم با چه چیزهایی حس خوب دارم وشاد میشم پیشرفت مالی عالی عالی وعالی داشتم به لحاظ شغلی پیشرفت خیلی زیادی داشتم میتونم بگم کاملا متوجه تغییر مدارم شدم دوستای پیدا کردم که همیشه ارزوشون رو داشتم چون افراد بسیار بسیار موفقی هستن اکثر اطرافیانم میگن انرژی من خیلی بهتر شده اروم تر شدم، ارتباطم با خدا با جهان هستی خیلی خوب شد یاد گرفتم که فقط با خدا درد دل کنم فقط از خدا بخوام رابطه با خودم خیلی بهتر شد خلاصه یاد گرفتم حس خوب و حال خوب یعنی شروع موفقیت و دوره های جذابیت و عزت نفس و جزیره گنج خیلی در این امر به من کمک کرد ممنونم از شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    arefe 7 ارديبهشت 99
    سالی پراز چالش بود و هست ،می پذیرم که زندگی سرشار از چالشه،بزرگترین دستاورد من که خیلی برام ارزشمندِ آشنایی با پیج شما وکانال و در نهایت تهیه دوره ها بود ،من تازه اول راهم ولی خوشحالم که وارد این راه شدم و تا آخر عمرم ادامه داره این خودشناسی و خود سازی ،اول خدا بعد هم آموزه های عالی شماست خانم هروی عزیزم ،کتاب های مختلف رو در همین راستا مطالعه می کنم تا بیشتر با خودم کنار بیام و بشناسم و می دونم که اولین و بزرگترین رسالت هر انسانیه خودشناسی و خودسازی ❤️❤️❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    سلجوقی 6 ارديبهشت 99
    دستاوردهای امسال رو میشه گفت که آگاهی رو وارد زندگیم کردم،به یه آرامش نسبی رسیدم،کتاب های زیادی رو خوندم و سعی کردم در حد توانم نقد و تحلیلشون کنم و این ها رو وارد زندگیم کنم،هر روز با فکر های جدید و تغییراتی برای من همراه بوده،رابطه ی من با خیلی از دوستانم بهتر شده و آدم هایی رو که میخواستم به زندگیم آوردم.من یه ساله که ۳دوره رو تهییه کردم،البته بگم که حس ارزشمندی که تونستم بدست بیارم رو هیچ وقت نداشتم ،دنیای من خیلی کوچیک بود و الان داره بسیط میشه و از این خیلی خوشحالم و اینکه من الان خیلی قوی شدم شیمای ضعیف یک سال پیش نیستم سال آینده هم به امید خدا میخوام دوره ها و درسواره هارو تهیه کنم و ممنون از شما که آگاهی مارو افزایش میدید
    پاسخ
    -0
    انصراف

    yegane 5 ارديبهشت 99
    دستاورد های سال ۹۸ من: یگانه مهرپویا۱.دریافتم معنای عمیق کلمه پر قدرت دستاورد را۲.با یک آینه کوچک دلبند هر صبح چشمانم در صورت حقیقی ام باز شد و طعم دلپذیر هوشیاری و مواجه باد خود را چشیدم۳.معنای ورای روز مرگی را سراسر روزم جستجو میکردم و این کند و کاو درونی تجربه های شیرینی را رقم زد برایم۴،با بیداری قهرمان درونم و رهسپاری در مسیر جذابیت اقتدارم را یافتم و مرکز ثقلم را به دست گرفتم تا حد زیادی و در میدان امکان ها بند نافم را به الوهیت پیوند زدم و معمارانه اسکلت عزت نفسم را بنا کردم با خلاقیتی الهیی که هدیه گرفتم حال احساس توانمندی را لمس میکنم در نردبان اعتماد به نفس احیا شده با نقشه گنج زندگی ام توانستم در این حزیزه الماسم را بیام و فشار صیقل دیدنش را تحمل کنم و امروز در آخرین روز سال با تمامی اتفاقات پیش آمده می گویم خیر در آنچه روی میدهد هست من خود ره دوست دارم و تایید میکنم با فرایند زندگی هماهنگم ایمنم و سرشار از آرامش و در پناه الوهیت سفر فردیت یافتگی را ادامه میدهم پر قدرت
    پاسخ
    -0
    انصراف

    its 3 ارديبهشت 99
    راستش من دنبال این نیستم که کامنت قشنگ بنویسم اما میخام بگم که شمارو یکی از بستگانم پارسال بهم معرفی کرد، اما هیچ وقت احساس نمیکردم که باید تغییر کنم ، همیشه خودمو ایده آ ل میدونستم تا همین ماه پیش که یه چک بزرگ از زندگی خوردم و اون وقتی بود که همسرم که بهش کلی خوبی کرده بودم و زندگیمو براش گذاشته بودم، حرفایی بهم زد که در شان و شخصیت من نبود. اونجا بود که فهمیدم باید خیلی چیزا رو تو زندگیم عوض کنم. پس پکیج جذابیت درونی شما رو خریدم و حدود 15 روزه که دارم تلاش میکنم، دروغ چرا خیلی سخته. اما بقول شما ترجیح میدم خودم بهای خودم پرداخت کنم توی سال پیش رو کلی برنامه دارم اول از همه میخوام دوره اعتماد به نفس و جزیره گنج رو تموم کنم و کلی توی رفتارام تجدید نظر کنم باشگاه رو شروع کنم سرو سامون به کارم بدم که البته کلی براش برنامه دارم و از همه مهمتر میخوام خدا رو توی تمام جنبه های زندگیم بیارم مرسی خانم هروی عزیز به اینکه همش دو هفته است دارم تو مسیر خودسازی قدم برمیدام اما ساعت ها و دقیقه های زندگیم برام خیلی با ارزش تر شدن
    پاسخ
    -0
    انصراف

    e-la 2 ارديبهشت 99
    سلام خانم سوده هروی ، من یه عمل بینی داشتم و بعدش افسردگی گرفتم ...و قتی اینقدر اوضاع حاد شد رفتم پیش یه مشاور... و اون مشاور یه بانوی فوق‌العاده بود، شما رو بهم معرفی کرد و گفت قبل از جلسه ی بعدی که بیای دوره های سوده هروی رو گوش کن! و ماه بعد بهم سر بزن! من وارد کانال تلگرام شما شدم و یه جورایی ویس ها رو بلعیدمشون....و چیزی که افسردگی من رو درمان کرد اون پیام چند خطی بود که نوشته بودید از بیماری ، افسردگی چاقی خود بپرسید از تو چه میخواد و چه پیامی داره؟ من یک شب کلی مدیتیشن کردم و بعد این سوال پرسیدم و نوشتمشون و حس کردم سبک شدم خوابیدم و صبح بیدار شدم دیدم افسردگی بدون هیچ خبری رفته و اینجوری بود که من تصمیم گرفتم دوره جذابیت درونی عزت نفس و جزیره گنج رو بخرم دوره عزت نفس بیشتر سه ماه وقت از من گرفت سه ماهی که روزی پنج شش ساعت گوش میدادم و مینوشتم و فکر میکرم به اتفاقاتی که برام افتاده وقتی برمیگشتم و بررسی میکردم که فلان افتاق از سایه بوده اینجا طلسم داره عمل میکنه تو زندگیم اون اتفاق تو رابطه ام از کامپلکس بوده و نمیدونم چی شده که کم کم حس کردم اونه رابطه ی سمی ای که الان توش هستم و مدام دارم باج میدم رو دیگه نیمخام ازش اومدم بیروهن و گرچه یه کم سخت بود ولی اصلا قابل مقایسه با فشاری که قبلا وقت کات کردن یه رابطه بهم میومد نبود خیلی خوب باهش کنار اومدم و بعد از دو هفته کاملا به زندگی عادب برگشتم آرامش عچیبی در اینکه فکر کنیم ما مسئول زندگیمون هستیم ما قربانی نیستیم و توانایی تغییر دادن داریم. ممنون از شما خانم هروی عزیز
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Zahradehqan 2 ارديبهشت 99
    پاسخ
    -0
    انصراف

    فائزه 1 ارديبهشت 99
    سلام خانوم هروی البته من بیشتر از یکساله که کانال شمارو دارم و هر سه دوره عزت نفس و جذابیت درون و جزیره گنج رو تهیه کردم و هرکدوم رو چندبار گوش دادم.حالم بهتر شده و‌ارامشم بیشتر شده.ولی اینبار میخوام خیلی جدیتر این دوره هارو مار کنم و مصمم هستم که در پایان این چالش چهارماهه دستاوردی که بخاطرش وارد گروه شدم و دوره هارو تهیه کردم براتون ارسال کنم.البته روز سوم چالش چهارماهه براتون اولین دستاورد کوچیکمو نوشتم و اون این بود که من کلا ادم عجول و عصبی هستم ولی خواهرم یهو بهم بگفت تو چقدر ارومی و به ادم ارامش میدی دوست دارم کنارم باشی حالمو خوب میکنی و این برای من خیلی عالی بود.روی ارامشم خیلی کار میکنم و مطمئنم دستاوردی که منتظرشم تو این چالش چهار ماهه حتما بدست میارم و ویسشو براتون ارسال میکنم.مرسی ازینکه در این چالش چهارماهه همراهی میکنید و با برنامه حلو میریم چون این خودش انگیزه و انرژیمونو چند برابر میکنه...منتظریم شما هم منتظر دستاورد من باشید😍😍
    پاسخ
    -0
    انصراف

    f.a.d 1 ارديبهشت 99
    سلام خانوم هروی عزیز من دقیقا پارسال مث همین امشب وارد یه چالش خیلی سختی شدم که تا اردیبهشت تمام انرژی من رو گرفته بود و شبانه روز خواب بودم اصلا نمی تونستم بلند شم که اتفاقی با کانال شما آشنا شدم من اوایل با همین فایل های تو کانال دستاورد داشتم بعد تصمیم بعد تصمیم گرفتم دوره هارو بخرم من کم کم انرژی گرفتم منی که اصلا حاضر نمی شدم بچه دار بشم الان دخترم ۳۸ روزشه ،یکی دیگه از دستاوردام آرامشی که الان دارم اینقدر بزرگ شدم که همه دوستام و فامیل میگن این آرامش رو از کجا آوردی ،و برای زندگیشون از من شماوره میگیرن حتی شوهرم میگه تو خیلی تغییر کردی کادوهایی برام میخره که خودم تعجب میکنم هر چی بگم نه نداره اوایل اصلا حرفهای شما رو قبول نداشت ولی الان داره رو دوره جذابیت درون کار میکنه با چالش هایی که گذاشتین تونستم کاری کنم که قلیون رو ترک کنه نمازش رو سر وقت بخونه و ابراز پشیمانی در مورد کارهایی که کرده و میگه من همونی میشم که تو میخوایی من با کسی آشنا شدم که واردات قلبی داره و در کنار شما خیلی بهم کمک کرد احساس بی ارزشی و وابستگی در وجود من ناپدید شده و الان که با جزیره گنج دارم همه بارهامو میسپارم به خدا و میگم خدایا هر چی تو بخوای به زبونم باید و هر اتفاقی که داره تو زندگیم میوفته میدونم دنبال حکمتش هستم تونستم گواهینمامه بگیرم و الان تصمیم دارم درسم رو شروع کنم برای سال آینده ان شا الله با برنامه ریزی دقیق تر همه این ها رو اول از خدا بعد از شما میدونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    niloofar 1 ارديبهشت 99
    سلام خانم هروی عزیز...من به جذابیت درونی خداروشکر رسیدم من خدای خودم و فراموش کرده بودم من خودم و فراموش کرده بودم شده بودم پادری...که حتی با کسی که در رابطه بودم به من میگفت آویزووون.....میگفت تو به زمین و رمان داری چنگ میزنی تا منو نگه داری ولی من تو رو نمی خوام ...ترس از دست دادن داشتم ولی از دست دادم....مردم و زنده شدم....الان یاد اون روزا میافتم بغضم میگیره برای گریه هایی که کردم به زمین و زمان التماس میکردم که اون فرد رو از دست ندم ولی با ازدست دادن و گوش کردن فایلهای جذابیت درون و اعتماد به نفس زنده شدم و با جزیره گنج و ارتباط دوباره با خدای خودم دارم رشد میکنم آروووم شدم مهربون شدم همه رو دوست دارم انفاق میکنم حرص و طمع ندارم رها و آزاد شدم از وابستگی های دردآور و محدود کننده که جلوی شکوفایی استعدادهای منو میگرفت فقط اینو بگم خالم عالیه و نگاهم به خودم و اطرافیان عوض شده خدارو شکر میکنم و از شما ممنونم با فایلهای سراسر انرژی مثبت و صدای آرامش بخش و انگیزه دهنده.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ebrahimian 31 فروردين 99
    مهمترین دستاورد امسال من، بازگشت به مامن آرامشی که سالها همچون گمگشته ای به دنبالش بودم، هست..ظاهرا خدا خدا میکردم و با عناوین مختلف سعی میکردم خودم را در آغوشش حس کنم، اما فقط ظاهر بود و عمقی نبود.. با دوره جزیره گنج دریافتم که گنج واقعی چیست..سرکار خانم هروی عزیز، من با صحبتهایی که در تمامی دوره هایتان منتهی به معبودم هست، به آرامشی رسیدم که حتی در ساعات خوابم، کاملا آگاهانه و در کمال هوشیاری، خدا را حس میکنم و خود را در آغوشش حس میکنم..حتی گاهی که نیمه شب از خواب بیدار میشوم متوجه میشوم که در که در حال شکرگزاری هستم بارها و بارها خداوند را برای دست قدرتمندش به نام سوده هروی شگرگزاری نمودم و اینکه با افرادی آشناشدم که فرکانس عشق و شادی و سپاسگذاری دارند و علیرغم اینکه تغییری در چهره ام بدهم به گفته دوستانم صورتم شفافتر و زیباتر شد و از این بابت خدا را شاکرم.و تمرینات دوره های جذابیت درونی و از عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج را هر روز صبح در برنامه زندگی ام قرار داده ام
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ف 30 فروردين 99
    سلام خانم هروی عزیزم سال نو مبارک سالی پر از شادی سلامتی و برکت الهی برای شما خانوهده محترم و پرسنل عزیز شما و همه بچه های زندگی سالم و تمام مردم جهان آرزومندم خانم هروی درون من پر از طلسم کامپلکس و گره های روانی هست سختی های زیادی از کشیدم و عم از دست دادن برادر و پدر وخیلی مشکلات دیگه ک نمیخوام اینجا باز کنم هنوز نتوشتم طلیم هامو پیدا کنم من فقط دوره ی جذابیت درونی تونستم تهیه کنم ولی تو جذابیت درونی چیزی ک یاد گرفتن دارم تلاشمو میکنم واسش کنترال امیال.نزدیک شدن ب خدا قشنگترین هدیه ب من بود
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ن 30 فروردين 99
    سلام خانم هروی من دو سال پیش با کانال آشنا شدم، دوره های جذابیت درونی و جزیره گنج رو تهیه کردم و همه تمرینات رو به صورت کامل انجام دادم و خیلی روی خودم کار کردم، افکارم رو تغییر دادم و نحوه ی زندگیم رو عوض کردم و به من فوق العاده کمک زیادی کرد، من تمرینات رو دقیق انجام میدادم، از تمام صحبت ها یاد داشت برداری میکردم و میخوندم و مرور می کردم من زندگی عاطفی خیلی خیلی سختی داشتم، وابستگی زیادی به آقایی داشتم که 4 سال باهاش در ارتباط بودم و خیلی داشتم اذیت میشدم، اون آقا توی اون مدت 3 بار من رو ترک کرده بودند ولی هر بار که برمیگشت من میبخشیدم و ادامه دادم. با اینکه اون آقا قصدش ازدواج بود و مدام از من برای تغییر مهلت میگرفتند ولی مدام باعث آزار و اذیت من میشد و خیلی در روحیه من تاثیر منفی گذاشته بودند. من با اینکه تحصیلات خیلی خیلی خوب، موقعیت اجتماعی خوب ، خانواده ی خیلی خوبی داشتم ولی اون آقا این قدر به من آسیب زده بود که من کلا بهم ریخته بودم، احساس میکردم دیگه هیچی نیستم، پوچ شدم ، در صورتی که من قبل از آشنایی با ایشونی ک دختر فوق العاده خودساخته بودم و مستقل ولی ایشون همه استقلالم رو از من گرفته بود و وابستگی عاطفی ای که به ایشون پیدا کرده بودم در زندگی من تاثیرات بدی داشت، با تهیه کردن دوره ها و انجام دادن تمرین ها و کار کردن روی خودم زندگی من فوق العاده تغییر کرد و خوب شد، تونستم اقتدار لازم رو به دست بیارم و برای همیشه از اون رابطه وحشتناک بیرون بیام و الان یک سالی هست که از ایشون جدا شدم و توی این یکسال هرروز زندگی من بهتر از روز قبل شد من وارد چالش چهار ماهه و تمام اون تمریناتی که لازم بود رو انجام دادم و دستاورد های خیلی خوبی داشتم، مسائل شغلی که با بحران و مشکل مواجه شده بودم اقتدار لازم رو برای برخورد با اونها پیدا کردم و الان شرایطم خیلی خوبه تو چالش چهار ماهه وارد رابطه عاطفی جدیدی شدم، با آقایی در ارتباط هستم که خیلی به من احترام میگذاره، قدر من رو میدونه، واقعا به من محبت میکنه، برای من هزینه می کنه و تمام چیز هایی رو که واقعا من در یک رابطه عاطفی بهش نیاز داشتم رو الان دارم در این رابطه تجربه میکنم و واقعا باورم نمیشه الان این شرایط رو دارم، باورم نمیشه که اون همه سختی رو که توی اون سال ها تحمل می کردم الان به این روز های خیلی خوب و خوش تبدیل شده زندگی من تغییر کرده، من راه درست خودم رو پیدا کردم و امیدوارم همه ی زندگی سالمی ها همین حس خیلی خوب و شادی که من دارم رو تجربه کنم، من از نداشتن سواد عاطفی واقعا نجات پیدا کردم و تونستم خودم رو بشناسم، توانایی های خودم رو ببینم و به این لحظات شاد برسم. ممنون از تمام زحمات شما و تیم مهربانتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    TINA 28 فروردين 99
    سلام خانم هروی عزیزم من زمانی با شما آشنا شدم که حال خیلی بدی بعد از یک جدایی سنگین داشتم ، دچار ریزش مو و مشکلات دیگه ای شده بودم و به فکر خودکشی بودم و همه ی شرایطش رو هم فراهم کرده بودم، کوچکترین امیدی به زندگی نداشتم و تصمیم جدی گرفته بودم برای خودکشی، دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم، شروع به نوت برداری و انجام تمرینات کردم و بار ها نوشتم، بعد از 10 روز من اولین دستاوردم حال درونی خوبم بود، حالا حالم خوب شده بود با یک بینش دیگه. آدم هایی که 3،4 سال پیش با من در ارتباط بودم و میگفتند ما دلمون برات تنگ شده و خیلی مشتاق بودند که من رو ببینند هر جا تو بگی، هر طوری تو بگی، دوستانم میگفتند چقدر خوبه که تو رو داریم، با صحبت با تو حالمون خوب میشه، اروم میشیم و میدیدم دوره داره عمل میکنه ارتباطم با خداوند عمیق و با کیفیت تر شده بود، تا اینکه کاملا اتفاقی با یک آقایی آشنا شدم که توی همین چند ساعت اولیه بهم گفتند جالبه که تو افکارت انقدر با من هماهنگه، چرا انقدر ارامش خاصی داری الان با حرف زدن با تو من تمام وجودم پر از ارامش شده، من تجربه اشنایی با دخترای خیلی زیادی داشتم ولی من تابحال یه همچین ادمی ندیدم، تو واقعا متفاوتی با وجود سن کمت، این اقا رفتاری، اخلاقی ، ظاهری ، شخصیتی واقعا توی درجه مطلوب و روبه بالایی بودند دو ماه از رابطه ما گذشت و من رفته رفته به طرز خیلی عجیب و درد اوردی (ترس از دست دادن) در من به وجود اومد، همین حس رو به کارم هم داشتم تا اینکه این آقا بهم گفت ( من الان شرایط بودن توی یک رابطه درست رو ندارم)، من وقتی اینو شنیدم حس میکردم دیگه نمیتونم نفس بکشم و هجوم درد رو توی قفسه سینه م حس میکردم، انگار سرم روی بدنم نبود از شدت درد، دوباره گریه و ریزش موهام شروع شده بود تا یجایی گفتم دیگه بسه با اینکه خیلی برام سخت بود دوباره شروع کردم و دوره عزت نفس و اعتماد به نفس و جزیره گنج رو تهیه کردم، تازه فهمیدم در حق خودم چه اجحافی کردم، چقدر ترس ها و سایه هام رو دیدم، من هیچوقت توانایی هام رو نمیدیدم، منشا ناتوانی هام رو پیدا کردم ، 5 ماه شدیدا روی خودم کار کردم، کار عمیق روی خودم کردم و صبور تر شدم بعد از 5 ماه یکی از بهترین اساتیدم که از تاپ ترین ها هستند خواستند من رو ببینند و انقدر برای من عجیب بود که فکر کردم اشتباهی شده، وقتی من رو دیدند بهم گفتند انقدر تغییر کردی که من برات خیلی خوشحالم، مشخصه که راهت و اعتماد به نفست رو پیدا کردی پیششنهاد کردند موضوعی به شما میدم باهم مقاله بنویسیم و من میخوام از مقاله و اسم شما توی کتابم استفاده کنم ، من تا برگردم اشک میریختم و میگفتم خدایا بالاخره شد، بالاخره من پاسخ تلاشم، اعتمادم به جهان رو دیدم با وجود سن پایین در کنار شغل اصلیم به شغل دوم و سوم روی اوردم و تونستم خیلی جایگاه خوبی کسب کنم و افرادی به من آموزش های رایگانی میدن و خدمات میدن که من نخواستم اون آقا بعد از 6 ماه برگشت و به من گفت که من این مدت فقط توی فکر تو بودم، همه شرایط رو فراهم کردم که بخوام بیام با تو باشم، من همیشه روابطم کوتاه مدت بود ولی میخوام با تو رابطه بلند مدت داشته باشم و من اونجا ایمان اوردم که زندگی ما اینه ی ماست، وقتی اون اقا با اون جمله من رو ترک کرد در واقع نشونه ی جهان برای من بود که بفهمم الان وارد رابطه نیست، الان وقت پیدا کردن خودمه و منم که شرایط و امادگی ندارم و حالا که من تونسته بودم روی خودم کار کنم حالا این تفاوت رو در رفتار این اقا دیدم وارد چالش 8 روزه شدم و جالبه که من باز هم نیاز به دستاورد داشتم، من مدتی بود که نیاز به لپ تاپ داشتم و باورم نمیشد که به طرز معجزه اسایی شرایط خرید یه لپ تاپ عالی برای من فراهم شد و من برای بار چندم از اعتمادی که به جهان کردم جواب گرفتم و انگیزه پیدا کردم دوره هارو دوباره گوش کنم دوباره بنویسم با جدیت بیشتر به همه زندگی سالمیها میخوام بگم من کسی هستم که روزی که میخواستم دوره هارو بخرم به خودم گفتم تو که رفتنی هستی ، حالا اینو هم گوش بده چون تصمیمات کاملا اشتباهی داشتم من اینها رو مدیونتون هستم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ساناز 25 فروردين 99
    سلام عرض میکنم خانم هروی مهربان سلام عرض میکنم خانم هروی مهربان و تیمتون، آشنایی با شما و پذیرفتن دعوت به سفرتون مهمترین و بهترین کاری بود که در زندگی شخصی ام برای خودم انجام داده ام، این اتفاق رو همیشه دوربرگردان زندگیم میگم. نزدیک به دوسال و نیمه با شما همراهم و در این میسیر واقعا اتفاقای خیلی خوبی برام میفته و من خیلی خیلی تغییر کردم و چقدر از این تغییرم خوشحالم و شاکرم حد نداره کوچکترینش اینه که وقتی یه جایی میشینم و فقط یه سلام میدم از اصالت و خانمیم تعریف میکنن خودمم میمونم خیلیا از انرژی بالام میگن از برق چشام، دوست دارن با من صحبت کنن. من در ازدواجم چندبار شاهد خیانتهای همسرم بودم و با اینکه میخواستم ادامه ندم ولی باهربار ابراز پشیمونیش سریع برمیگشتم چون خیلی از طلاق تنها شدن از استقلال مالی و کاری، از حرف دیگران از اینکه نتونم بدون اون زندگیمو ادامه بدم میترسیدم. با اینحال وقتی ا‌ولین بار با دوره ها آشنا شدم خواستم با بخشیدنش و یه فرصت دیگه بخودم و زندگیمون دادن امتحان کنم.روی انرژی دورنیم صبرم و طلسمهام خیلی کار کردم و شاهد تغییرات اونم بودم ولی باز نمیشد میدونستم که هم مدار هم نیستیم و من با اینحال باز جرات نمیکردم و اسیب میدیم، وقتی بخودم اومدم که دیدم خودم نمیتونم باشم روی ترسام خیلی کار کردم و تونستم با استفاده از آگاهیی که از شما یاد گرفته بودم بعد از یک سال و نیم از شروع دورها پروسه جدایی رو راحت و بشکل سالم با اعتماد به دنیا و خودم طی کنم که زخم نخورم و نزنم چون از شما یاد گرفتم که جسارت زخم نزدن داشته باشم چون دیگه ترسهای بی اساس نداشتم الان نزدیک یکسال هست که جدا شدم خیلی خوشحالم که وجود راهنماییه و آموزشهاتون باعث شد خودم باشم دیگه یاد گرفتم که آدم وقتی میترسه به دیگری هم آسیب میزنه من عزت و اعتماد بنفسم خیلی پایین بود با کم دوره عزت نفس گرهای روانی ام در رابطه اجتماعی و کاری پیدا کردم و الان یه شغل دارم و درامد دارم منیکه وقتی جدا شدم هیچی نداشتم جز ایمان و امیدی که شما یاددادید الان احساس سبکی میکنم به انرژیم احساسم به سایه هام به افکارم خیلی آگاه هستم و‌آنالیزشون میکنم و با جزیره گنج ‌یاد گرفتم جسور باشم و بهترین کاری رو که میدونم و میتونم رو با اقتدار انجام بدم یاد گرفتم چطوری قدرشناس این دنیا باشم رابطه ام با خدا دنیا و خودم، نگرشم به زندگی سالم شده و باور کنید هرروز شاکرم بخاطر آشنایی با شما، روحیه ام عالی شده، افکار منفی حس اینکه من محتاج انساهام و برا خودم کافی نیستم من نمیتونم، اضطرابای بیخودیو ندارم ، ارامش عمیق دارم همه ازم انرژی میگیرن و اینو میگن. بار اول چالش چهارماهه من در رابطه با پسرم بود و خیلی فوق العاده ه بود دقیقا همون روز از نوع رابطه ام با پسرم ناراحت بودم و غصه میخوردم باور کنید باخودم گفتم کاش خانم هروی یه چیزی در این رابطه بگن که اومدم خونه فایل چالش رو‌کذاشته بودید نوع رابطه مون اونقدر خوبه که با کلمات نمیتونم توصیفش کنم و بخاطر پسرمون که بعضا در ارتباطیم میبینم باباشم همراه منه در نوع تربیت و رشدش و میبینم که بمن اعتماد دارن و حمایتم میکنن کسی که قبلا منو باور نداشت الان همش میگه هرچی مادرت میگه و البته ایشونم خیلی پیشمون از کاراشونن و همیشه ابراز تاسف میکنه ودائم میگنن قدرتورو الان خیلی زیاد میدونم من از تو‌چیزی نمیخوام جز یه فرصت دیگه ازت نمیخوام محبت کنی یا اعتماد، فقط ببین چقدر تغییر کردم کسی که زیاد حمایت مالی ام نمیکرد با اینکه چیزی ازشون طلب نکردم و میتونه نفقه نده ولی خودش همش در پی جبرانه و بفکر مه. دوره جدایی تا تعالیم وسطاشم خیلی عالی و روانه و درک آدم بهتر میشه و بیشتر به عمقمون میریم هرچی بگم کم گفتم ، اینا فقط چند سطر از تغییر منه ولی من زندگیم ۱۸۰ درجه تغییر کرده من از خودم به خاطر اینهمه تغییر راضی هستم وقتی به نقطه شروعم و الانم نگاه میکنم، و هنوزم دارم روی خودم کار میکنم من روزی نیست در این مدت که فایلای شمارو گوش نکرده باشم لطفا همیشه با ما باشید با انرژی فوق العاده تون خیلی دوستتون دارم ❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    پریسا 25 فروردين 99
    سلام سوده هروی عزیزم از خداوند یاری می خواهم تا در من جاری شود و احساساتم را با شما بیان کنم.. هر پیامی از شما می شنوم به اراده خداوند است و از خدا ممنونم این روزها من در خانه و در اتاقم هستم ولی صدایی آرام بخش و مهربان و با حمایت را با تمام وجودم می شنوم گاهی تعجب می کنم این همه انرژی و این پیام ها چطور به من می رسند امروز خداوند از طریق صداهایی مهربان و حمایت گر با من سخن می گه مثل شما.. من همیشه عمرم تلاش کردم تا دوست داشته بشم اما خسته تر از همیشه به بن بست می خوردم.. این روزها که درقرنطینه هستم شخصی من را در پشت پیام های وویس واتساپ تخریب کرد و برایم باور کردنی نبود خداوند و این جهان امن و مهربان و حمایت گر از طریق فرزند 5 ساله آن شخص از من حمایت کرد. اون کوچولوی 5 ساله گفت حرف های این رو از گوشی ات پاک کن حال دلت خوب باشه و سلامت باشه و به آن شخص گفت این ها فحش هستند و بد هستند. پریسا حالت خوب مراقب خوئت باش دلم برات تنگ شده امیدوترم این کرونا بره ما زودتر همدیگر را ببینیم... حتی آن وویس ها را دارم و حاضرم آن را برایتان بفرستم...سوده جانم این قشنگ ترین دست آورد من برای این چند روز بوده من بارها و بارها تلاش کرده بودم با محبت افراطی و تلاش بیش از اندازه حتی از این کوچولو هم محبت بگیرم اما به من قبل از قرنطینه گفته بود دیگه من دوست نداره!! من حتی از ظرف کودک 5 ساله هم طرد شدم و خداوند من را در قرنطینه این طور شفا داد که این گونه چندین بار برایم پیام بفرستند و ابراز دلتنگی کند. من در چالش 4 ماهه و تمرین جذابیت درونی با لطف خداوند و حمایت شما همراه خواهم بود. از خداوند و شما متشکرم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    tiara 24 فروردين 99
    سلام خانم هروي عزيز ..من هر سه دوره شمارو تهيه كردم ..توي بدترين شرايط زندگيم كه فكر ميكردم زندگي تموم شديت و ديگه هيچ زيبايي وجود نداره و فقط تاريكيه نه اميد داشتم و نه انگيزه ..نصبت به همه چيز سرد و بي روحً شده بودم به خاطر اتفاقاتي كه تو زندگيم افتاد به نظر خودم فقط يه مرده متحرك بودم كه فقط زنده بودم نه براي زندگي براي اينكه منم وقتش برسه و از اين دنيا برم همه چيز ازارم ميداد يك ادم عصبي كه تحمل شنيدن هيج انتقادي رو نداشتم به محظ اينكه كسي حرفي به من ميزد داد ميزدم و گفتكوهاي دروني بود كه شروع ميشد و داغونترم ميكرد تا اينكه با پيج شما تو اينستاگرام اشنا شدم و پكيج كاملتون رو خريدم و شروع به گوش دادن كردم با همون يكي دو ويس اولتون اروم شدم ..هر روز گوش ميدادم و براي خودم تكرار ميكردم ..كه دستاورد من كه از همه مهمتر بود اين بود كه اروم شدم و به خدا نزديك شدم و ديگه داد نميزنم به خدا و بگم چرا زندگي من اين شكلي چرا اين بلاهارو سر من مياري مگخ من چه كار كرد ... ديگه انگشت اشارم سمت ديگري نيست ..ياد گرفتم با مسائلم چطور برخورد كنم و رو خودم كار كنم .گفتگوهاي درونيم خيلي كم شده ..به ارامش وصف ناپذيري رسيدم ..خودم رو دوست دارم و به خودم احترام ميگذارم ... ديگه نفرتهاي درونم رو پاك كردم و بخشيدن از ته قلب رو ياد گرفتم و ديگه نگان چيزي نيستم چون ميدونم كه اين جهان امن و غني هست و هر چيز رو كه بخوام به وقتش به من ميده ..هنوز خيلي جا داره كه رو خودم كار كنم و به اميد دستاوردهاي عاليتر دارم تمام تلاشم رو ميكنم كه تمرينها رو عميقتر انجام بدم كه به بهترينم دست پيدا كنم . از خداوند سپاسگزارم برا ي اينكه من رو با شما اشنا كرد ...❤️❤️❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    parastoo 24 فروردين 99
    باسلام خدمت خانم هروی عزیزم بهترین روانشناسی که دیدم واقعا کارای زیادی تهیه کردم هیچکدام انقدر عمیق مسایل رو بررسی نکردند.من دوساله از فایلاتون ودوره ها استفاده میکنم واقعا دستاورد های زیادی داشتم بزرگترین نکته و دستاوردم این بوده که من مهم ترین عامل و مهم ترین اولویت زندگیم هستم خودم خالق تمام اتفاقات مثبت و منفی ام هستم عقل و احساس خودم خیلی دوستتون دارم در پناه منبع انرژی حیاتی و اقیانوس جهان باشید😘🙌
    پاسخ
    -0
    انصراف

    kimia 23 فروردين 99
    من امروز میخام از تغییراتی که این مدت کردم بگم از شدن های این مدت زندگیم که برام خیلی ارزشمندن و با اینکه شاید کوچک باشن ولی بزرگترین تغییراتو تو زندگی و روابط من ایجاد کرده، من صبور تر شدم من آروم تر شدم و آرامشم قلبی و عمیقه من از یک ادم بشدت غرغرو تبدیل شدم به آدمی که خوددار شده و دیگه خیلی خیلی خیلی کم غر میزنه من جذاب شدم و با تک تک سلولهام اینو احساس میکنم من مقتدر شدم ،ارادم قوی تر شد من به دوست داشتن خودم رسیدم و دنیای درون خودمو کشف کردم من تونستم روابط سمی و مخربو نه تنها از زندگیم بلکه از ذهنم ،با منطق کامل و بطور کاملا راحت پاک کنم بدون زجر کشیدن من ایمانم به خدا بیشتر شد و حقیقت درونمو بهتر وبهتر دیدم من بعد از سالها ورزشو تونستم شروع کنم تونستم وزن و سایز کم کنم من تونستم آدمایی رو مسیر زندگیشونو تغییر بدم من موفق شدم این مسیر آگاهی رو تو خانوادم جا بندازم نگاهم به آدما تغییر کرد و زیبا شد من دیگه همه تلاشمو میکنم کسی رو قضاوت نکنم من هیچ کدوم ازینا نبودم سوده عزیزم با اینکه تک تک اینا موردای کوچکیه ولی جمعش برای من آرامش وجودمو ساخته و جذابیتی که هیچ‌موقع تو زندگیم نداشتم الان دارم رو عزت نفسم کار میکنم و نوشتن و نوشتن شده همدم من تو این روزای قرنطینه ، امیدوارم بتونم روز به روز این آگاهی رو تو وجودم درونی کنم و در آینده بتونم با دوره جزیره گنج مسائل مالی و کاریم روهم درست کنم ، اینم بگم واقعا ویسای رایگان کانال بشدت عالی و کمک کننده ست ، و هرکدوم خودش طلا و گنجه که من علاوه بر دوره جذابیت درونی اونارو هم دوباره دوباره گوش میکنم و یادداشت میکنم ، دلم میخاد بجای تمام سالهایی که آگاه نبودم روی خودم کار کنم و تمام این سالهارو جبران کنم و تمام این آگاهی هارو تو ذره ذره وجودم ذخیره کنم تا جزئی از وجود و شخصیتم بشه ، سوده عزیز عاشقانه دوستت دارم و از خدا برات بهترین هارو میخام. ممنونم ک به زندگی من اومدی .
    پاسخ
    -0
    انصراف

    homeyra 23 فروردين 99
    شما به من جای بال هامو نشون دادین و جسارت پرواز توی سرزمین ناشناخته وجودم، جرات دادین فراتر از ترسهام برم، به اتاق های تاریک قصر وجودم سر بزنم و روشن شون کنم و بپذیرم شون که این ها مال منن. من مجموعه ای از صفات و حالات روحی و جسمی و ذهنی ام. توی هر پله که ایستادم مجبور شدم خودم رو مطالعه کنم. با جذابیت درونی جسارت و جرأت روبرو شدن با سایه هامو پیدا کردم. با دوره اعتماد بنفس تا عزت نفس خونه خراب مو کوبیدم و دارم از نو می‌سازمش. با جزیره گنج اتاق گنجمو پیدا کردم. اما هنوز حس میکنم در آستانه اون اتاق ایستادم و برای ورود بهش باز باید جذابیت درونی رو مرور کنم. اعتراف میکنم با ترم دوم عزت نفس روابطم با خانواده م دچار چالش های بزرگ شد، برون ریزی های عجیب پیدا کردم اما با درسواره ها و دوره از جدایی تا تعالی میخوام رابطه زخم خورده و کهنه مو با پدرم بسازم. این دستاورد امسال من خواهد بود. دستاوردهای سال گذشته اونقدر زیادن که سکوت میکنم و لبخند میزنم
    پاسخ
    -1
    انصراف

    malihe 23 فروردين 99
    سلام خدمت شما نازنین با اینکه همسرم درامد بالایی داشت ولی برای من هزینه نمیکرد. و تمام مخارج زندگی و من از درامد خودم خرج زندگی رو میدادم من با دوره جذابیت درونی، عزت نفس و جزیره گنج روی خودم کار کردم بعد از یه مدت کار کردن روی خودم دیدم به طرز عجیبی خرید های گرون قیمت برای من انجام میده، هزینه هایی که هیچ وقت نمیکرد طلسم های روانی من باعث شده بود من نتونم رابطه زناشویی خوبی داشته باشم و من روی اینها کار کردم و این قفل رو هم شکشستم خانواده همسرم قصد داشتن زندگی ما رو خراب کنند، گفتید آدم ها رو به شکل یه بازیگر ببینید که اومده به شما درس بده. من کینه رو از دلم دور کردم و شروع کردم به تمرین کردن و به شکل معجزه اون ادم ها از زندگی من رفتند. بعضیاشون کلا از این شهر رفتند آرامش به زندگی من اومده و من هر اتفاقی و با بینش جدیدم میبینم. که چرا این اتفاق برای من افتاد من مسئول یه مجموعه بزرگ هستم، زیبا هستم موفق ولی عزت نفس خیلی پایینی داشتم، ساعت ها درگیر آرایش کردن بودم ولی الان خیلی اعتماد بنفس دارم خیلی با خودم راحتم و بدون آرایش بیرون میرم رابطه من با همسرم خیلی بهتر شده، کارایی که هیچ وقت برای من انجام نمیداد، الان برای من ماشین مدل بالا برای من خریده به نام خودم، یه خونه دو طبقه بسیار شیک به نام من زده هر روز دارم بهتر از روز قبل میشم. دارم میرم دنبال علایقم. من توی کارم خیلی موفقم ولی میخوام برم دنبال کاری که دوست دارم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌸🌷 22 فروردين 99
    سلام سوده نازنین من در شرایط خیلی بدی با شما آشنا شدم، تازه از رابطه ای جدا شده بودم که به شدت بهشون وابسته بودم، وابستگی خیلی خیلی زیاد و بدی داشتم به اون آقا من دوره های جذابیت درونی،عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج رو تهیه کردم، دوره ها رو بار ها گوش کردم و با گوش دادن جذابیت درونی فهمیدم هیچوقت فکر نمیکردم رعایت نکردن همچین نکاتی باعث شده بود که زندگی من به اینجا برسه با کار کردن روی خودم اون آقا به زندگی من برگشت ولی دیگه مناسب من نبود و رابطه ما به جدایی رسید و من این بار دیگه اصلا مثل روز اول حالم بد نشد و حس خوبی داشتم دوره ها رو نوت برداری میکردم، من دختری بودم که در ابعاد مختلف زندگیم موفق بود و خیلی برای من مهم بود که بتونم رابطه عاطفی خوبی هم داشته باشم چون در روابط قبلیم همه روابطم به جدایی کشیده میشد و تجربه طردشدگی هم برای من غیر قابل تحمل بود که با کار کردن روی خودم خیلی اروم تر شدم دوره از جدایی تا تعالی رو تهیه کردم، درسواره های احترام به خود و استغنا رو گوش کردم و به نکات جالبی از خودم رسیدم که هیچوقت بهشون فکر نمیکردم و این اقتدار رو پیدا کردم که بعد از سال ها سال رفتم سمت اهدافی داشتم ولی همیشه میترسیدم شروعشون کنم و انرژی و لذت زیادی داشت برای من من عاشق موسیقی بودم و فکر میکردم خانوادم مخالف هستند که نمیتونم برم سمتش ولی بعد دیدم طلسم و سایه های خودم مانع شده بود با آقایی آشنا شدم که این بار در این رابطه دیگه هیچگونه وابستگی ناسالمی وجود نداره، من یاد گرفتم روی خودم کار کنم و به خودم متکی باشم تا اینکه همیشه بخوام درگیر این باشم که یک فرد خارجی به من کمک کنه و این خیلی خیلی اتفاق خوبی بود تا حدی که اون اقا به من گفت که من خیلی دل بی قراری داشتم ولی نمی دونم توی وجود تو چی هست که باعث شده من انقدر آروم بشم حتی با حرف زدن با تو، این صحبت ایشون باعث شد من به خودم خیلی افتخار کنم و خوشحال بشم که دوره ها رو گوش کردم و روی طلسم ها و سایه ها و عقده هام کار کردم و این صبحت برام خیلی خیلی لذت بخش بود من قبلا هیچوقت اعتماد به نفس نداشتم و همیشه از اندام خود مایه میگذاشتم چون از 8 سالگی ورزش میکردم و بازیکن بودم و یه اندام خیلی خیلی عالی داشتم ولی هیچوقت از خودم رضایت نداشتم و همیشه فکر میکردم دیگران از من بهتر هستند، وقتی روی خودم کار کردم به جایی رسید که مربی من که هیچ وقت اصلا نشده بود از من تعریفی بکنه و همیشه باید خودم ازش تایید میگرفتم دیدم که حالا بدون اینکه من حرفی بزنم یا ازش چیزی بپرسم خودش شروع کرده به تعریف کردن از من و بهم گفت تو چقدر اندامت قشنگ شده، چقدر پوستت سفید و روشن شده ولی روزی که اول اومده بودی باشگاه اصلا پوستت اینجوری نبود من کیفیت ارتباطاتم هم تغییر کرد و رابطه من با مربی، بقیه شاگرد ها خیلی بهتر شد ، حتی با همکارانم رابطه من خیلی خوب و صمیمی و عالی شد من 15سال مدام درگیر رسیدن به هدفی بودم که حالا با کار کردن روی عقده هام فهمیدم اون اصلا هدف من نبود و استعداد من نبود و رهاش کردم تا به سمت هدف و استعداد حقیقی خودم برم من فهمیدم هر اتفاقی که توی زندگیم میوفته بازخورد درونیات خودم هست و از اون آقایی که من رو ترک کرد هر لحظه و هر ساعت ممنونم که باعث شد من به آگاهی برسم و براش طلب خیر و برکت دارم در حالی که قبلا من ایشون رو نفرین میکردم ولی الان اینطور نیست، اون اقا من رو به این باور رسوند که زندگیم باید دستخوش تغییرات بشه و من این تغییرات رو انجام دادم. ممنونتونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    h 21 فروردين 99
    فهميدم چطوري خودمو دوست داشته باشم. بديها مثل گذشته ديگه اذيتم نميكنه چون ميدونم بايد باشه تا من كامل باشم. بديهاي وجودم رو بيرون كشيدم و ديدمشون و پذيرفتمشون. اونوقت بيشتر عاشق خودم شدم. به درك عميقتري از معني توكل رسيدم. باكنترلِ زمزمه هاي ذهني و دروني فهميدم نبايد قضاوت كرد. بعدش فهميدم كه قضاوت نكردن خودم، آدمها و شرايط و اتفاقات، بُعدِ عميقتري از تسليم بودن و رها كردنه.فهميدم چطور تسليم شدن به خدا ميتونه بزرگترين مشكلاتم رو از بهترين راهها حل بكنه. فهميدم چطور سپاسگزاري كُمَكم ميكنه كه از كمترين داشته هام اوج لذت رو ببرم. حتي با درك عميقترِ سپاسگزاري فهميدم سپاسگزاري يك بُعدِ ديگه از ابعاد تسليم بودنه. همه اينا با همديگه يك آرامش عميق و احساس امنيت در اين جهان بمن داده، احساسِ ميتوانمي بمن داده كه باور دارم از عهده هر كاري بخوام بر ميام. روحم لطيف شده احساسم زيبا شده، قلبم عاشق شده. نتايج ديگه هم اينا بود: ماشين خريديم، چشمم رو عمل كردم و مشكل ضعف بيناييم كامل رفع شده. پيج كاري همسرم رو كه از دست رفته بود بدون يك ريال هزينه نجات دادم. مدارك گمشده مهم همسرم رو با توسل به راهنماي درونم پيدا كردم. بعد از بيش از ٣٠ سال ارتباط عاطفي سرد و بيروح من با خانواده م گرم و عالي شده. اهداف سال آينده من: باز هم بيشتر رو خودم كار ميكنم. بر ترسم از رانندگي غلبه ميكنم و گواهينامه م رو ميگيرم. كسب و كارم رو شروع ميكنم و به فروش عالي ميرسم. به مكالمه زبان انگليسي مسلط ميشم🌹😍❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌷 20 فروردين 99
    زندگی سالمی های عزیز .بالاخص سوده ی عزیزم من بسیار بسیار خوشحالم با وجود تمام تلخ ای های سال ۹۸ این سال به بهترین نحو برای من بخاطر آشنایی با شما رقم خورده من از دی ماه آشنا شدم دوره ها رو خریداری کردم من قبلا دوره های دیگه رو از جاهای دیگه مثل قانون جذب و اینا خریداری میکردم و به شدت نه تنها کمکی به من نمی کرد که منو به هم می ریخت من همیشه دنبال جواب سوال های متعدد در مورد موفقیت و روابط بودم سوده ی عزیز به شکلی کاملا هوشمندانه و سیستماتیک چنان کنار هم چیده که من رفته رفته چنان علاقه مند شدم که خیلی از نیروهای م جمع شد از پراکندگی افکارم جلوگیری شد به همه ایده میدادم قبلا برای خودم نمیدونستم کاری کنم مرسی که به من آموزش دادی الان در جهت مثبت قرار گرفتم و دارم حرکت میکنم بهترین و خوب ترین حال رو دارم ارتباطاتم راحتتر شده به راحتی تصمیم گیری میکنم پولی که مدت ها منتظرش بودم به دستم رسید چیزایی که دوست دارم رو دارم میخرم و بدست میارم برای سال جدید هم برنامه ی کم کردن وزنم رو میخام انجام بدم و همچنین انشالا جا برای ورود فردی مناسب به زندگیم رو دنبال میکنم دوستون دارم بخاطر همه چیز.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😊😊😊🙏🙏🙏 19 فروردين 99
    سلام سوده عزيزم سال نو مباركتون باشه اينقدرررر خوشحالم اينقدر از خودم راضي هستم و خدارو شكر ميكنم كه با دوره هاي شما اشنا شدم از شما هم خيلي ممنونم عزيزه دل انشالله هميشه نور الهي در زندگيتون زنده باشه من كل دوره ها رو استفاده كردم و با هر كدومشون خيييلي زياد آگاه شدم به خيلي از اشتباهاتم كه اصلا نميدونستم اين كارها اشتباه هستن پي بردم خيييلي ادم أرومي شدم به تحصيلاتم ادامه دادم و بعد فهميدم واي من چقدر ميتونم تو اين زمينه موفق باشم و باعت رضايت درونيم ميشه تو كارم خيييلي موفق تَر شدم همه در محيط كاري از من راضين و تحسين ميكنن كارمو و در رابطم خيييلي خييييلي آگاهانه جلو ميرم و اين تغييراتو دارم در طرف مقابل به وضوح ميبينم و باعث كيفيت رابطم شده اينقدر رفتارم با خانوادم خوب شده كه همه از من نظر ميخوان همه منو عجيب دوست دارن اينقدر تاثير داشت كه برادرا و خواهرام و دوستام از دورتون خريداري كردن 😍😍😍😍
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🎉🎁💝 19 فروردين 99
    سلام.خانم.هروی من سال ها پیش از همسرم جدا شدم و این جدایی باعث رشد من شد، من تونستم از لحاظ موقعیت تحصیلی، اجتماعی، مالی وضعیت خودم رو ارتقا بدم و ماشین و خونه ی خوبی بخرم ولی با وجود تمام این دستاورد ها و شرایطی که داشتم که از نگاه دیگران، شرایط خوبی بود اما من حال دلم خوب نبود و با کوچک ترین اتفاقاتی من بهم میریختم و انگار وجود من از هم میپاشید من در روابط عاطفیم به شدت دچار مشکل بودم، بعد از جداییم در رابطه ای بود که فکر میکردم رابطه ی خوبی هست ولی وقتی بهش درست فکر کردم دیدم این رابطه ظاهرا خوب هست چون من در اون رابطه هیچ خواسته ای ندارم و نیاز هام رو مطرح نمیکردم چون زمانی که میگفتمشون، من ترک میشدم و یا اون آدم از من فاصله میگرفت و الان دلیلش رو میفهمم که من ترس از دست دادن زیادی داشتم و میترسم طرد بشم من همیشه سرپوشی رو گذشته خودم میگذاشتم و اصلا نمیخواستم بهش فکر کنم تا اینکه دیدم به صورت دوره ای، یک سری اتفاقات مدام در زندگی من تکرار میشه و من نمیتونستم دلیلشون رو بفهمم و فکر میکردم من آدم بدبختی هستم با خودم میگفتم چرا هیچکس من رو دوست نداره، من برای همه با جون و دلم کار میکنم پس چرا آدمها وقتی که کارشون با من تموم میشه من رو ول میکنند و میرن، نمیتونستم درک بکنم که این ها ناشی از سایه ها و طلسم های من هستند با گوش دادن به دوره ها، شروع کردم به شخم زدن گذشته ی خودم تا دلیل اتفاقات تکراریم رو بفهمم، همه در نگاه اول به من میگفتند تو چقدر مهربون و دلسوزی ولی همون آدمها بعد از مدتی من رو ترک میکردند و بالاخره دیدم که ریشه این اتفاقات در من وجود داره و منم که چون به خودم احترام نمیگذارم، دیگران هم لاجرم همین کار رو با من میکنند. من با اینکه خیلی زحمتکش بودم، توی کارم بیشتر از توانم کار میکردم و هر کاری رو فارغ از اینکه وظیفه ی من هست یا نه انجام میدادم ولی بعد از مدتی کارفرما های به من میگفتند ما دیگه نمیتونیم با شما همکاری داشته باشیم و من مدام چندین بار از جا های مختلف اخراج شدم آخرین باری که اخراج شدم شروع کردم به تهیه دوره ها و گوش کردن شون و از حال خوب و اقتداری که داشتم خوشم اومد، دیگه نمیخواستم بخاطر درآمد، کاری رو که دوست ندارم ادامه بدم و الان حالم خوبه و از این فرصت استفاده کردم تا مطالعه کنم، روی خودم کار کنم و اسکلت های وجودیم رو محکمتر بسازم در رابطه عاطفیم هم دیدم من میترسم خواسته هام رو مطرح کنم و سایه های کودکیم و طلسم هایی که از مادر و پدرم در من شکل گرفته بودند پیدا کردم با کار کردن روی خودم ، وقتی ارزش خودم رو فهمیدم، سعی کردم رابطه ام رو با اون آقا با اقتدار پیش ببرم و دیگه از اون آقا گدایی محبت نکردم و خیلی جالب بود که همین اقتدار من باعث شده که اون آقا خودش به سمت من بیاد ولی دیگه این اومدنش برای من خیلی لطفی نداره چون من تازه قدر خودم رو دونستم و فهمیدم که من لایق خیلی بهتر و بالاتر از این ها هستم و مطمئنم به چیزی که از ته دلم میخوام و دارم براش تلاش میکنم میرسم. ممنونم از شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😊 18 فروردين 99
    فقط برای خانم هروی سلام خانم هروی عزیز یک سال هست که دوره جذابیت و اعتماد به نفس رو تهیه کردم و این اواخر دوره جزیره گنج و دوره جدایی تا تعالی رو تهیه کردم. من ۳۰ سال دارم و در سن ۱۶ سالگی سنتی و به اجبار پدر ازدواج کردم،چند ماه بعد همسرم فوت کردن،قبل از ازدواجم پدر و مادرم بعد از یه زندگی پر از جنگ و دعوا از هم جدا شدن و پدرم مجدد ازدواج کردن. ادامه تحصیل دادم و ارشد گرفتم ،همزمان با تحصیل کار میکردم با وجود اینکه نیاز مالی هم نداشتم ولی همیشه دوست داشتم خودم هزینه های زندگیم رو بدم. من چون قبلا ازدواج کرده بودم اسم زن بیوه رو روی خودم گذاشته بودم،و فکر میکردم که باید زن دوم یه مرد متاهل باشم و جایگاه من اینه،چیزی که تو شهر ما عرفه(سیستان و بلوچستان-و من بلوچ هستم).و تمام مردایی که سمت من می اومدن کسانی بودن که من رو به عنوان نفر سوم رابطه انتخاب می کردن،من حتی وارد یه رابطه هم شدم، نفرسوم شدم وخیلی سخت بود،خیلی رابطه نداشتم چون اون وقتی برام نداشت و رابطه پنهانی بود،با وجود اینکه همسر اون اقا فوق العاده زیبا بود،(رابطه ما در حد صحبت تلفنی که در مجموع سه بار در طول سه سال -و گاهی پیامک)،خونواده من متوجه رابطه میشن متاسفانه اون اقا زیر همه چی زد و گفت دختر شما دنبال من هست و من زندگیم رو دارم،واقعا فرو ریختم خیلی سخت بود مردی رو که من چندین سال فکر میکردم من رو دوست داره انقدر هم شجاعت نداشت که پشتم بایسته،یه سال بعد اون اقا با وجود همسر داشتن اومد خواستگاری ولی جواب من و خونواده من نه بود چون من شناخته بودمش.بازم من خواستگارایی داشتم که همشون زن داشتن،چون من خودم رو لایق همین زندگی ها میدیدم،من بعد از اون ماجرا برای اینکه تشنه دوستت دارم بودم،وارد ۵ تا رابطه مثل قبل شدم با همون کیفیت جالب اینجاست که من خیلی زود رابطه ها رو کات میکردم و اونها از من میپرسیدن چرا بهشون میگفتم من به شدت ترس از دست دادن دارم برای اینکه تو من رو ترک نکنی من این کار رو میکنم.بعد از همه این ماجراها من دوره هارو تهیه کردم زندگی من تغییر کرد رابطه من با خونواده و پدرم خوب شد،چند ماه دیگه میخوام برم تو خونه خودم و مستقل زندگی کنم و کار جدیدم رو همینطور،من الان تو شهر خودم هستم و همون اقایی رو که اولین نفر بود رو هر روز میبینم چون عموزاده من هست،اون اقا الان دوباره با یه دختر ۱۵ ساله ازدواج کرده و دوتا همسر داره و من زندگی که قراربود با این اقا داشته باشم رو دارم مثل فیلم میبینم ولی من بازیگر هیچکدوم از نقشاش نیستم،با وجود اینکه ظاهر زندگی عالی هست ولی منم که میدونم اون خانوما چه حالی دارن،خیلی حس خوبی دارم که فهمیدم تنهایی چیز بدی نیست ،خندیدن رو یاد گرفتم به خودم دارم نزدیک میشم .و از شما تشکر میکنم بخاطر مطالبی که به ما یاد دادین،براتون ارزوی سلامتی و شادی میکنم.من چون دوره رو به خیلیا پیشنهاد دادم و توی کانال هستن خواستم فقط شما دستاوردم رو بخونین.بازم ممنونم از شما.🌸🌸
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌹🍂🍃🍁💒 18 فروردين 99
    سلام خانم هروی نازنینم🥰 من همه دوره هارو خریدم و روشون کار کردم و دستاورد خوبی دارم ، تونستم گره هامو و طلسم هامورو پیدا کنم، و فهمیدم چطور با طلسمهام و گره هام مانع رسیدن به خواسته هام شدم، اینکه فهمیدم فقط یه ساختمونیم که هیچ اسکلتی ندارم و با یه تلنگری به هم میریزم نشونه هیچ اعتماد به نفسی نداشتم بود،من از بچگی نادیده گرفته میشدم تو خانواده تو فامیل تو مدرسه ،همه جا ،و به خاطر اینکه بتونم توجه همه رو جلب کنم همه باجی میدادم ، و از تنهایی فرار میکردم از تنهایی متنفربودم، ولی همیشه تنهایی قسمتم میشد،تو تنهاییم خودمو تو اتاقی حبس کرده بودم مثله یه مرده متحرک که فقط از زندگی نفس کشیدنشو داره، هیچ لذتی از زندگی و تنهایی نمیبردم،و خودمو لایق بهترین زندگی نمیدونستم ، من یه چیزاییرو تو خودم درونی کرده بودم مثله شغل پدرم ، وضع اقتصادی، چهره ام ،که البته اونروزا به خاطر درونی کردنش خیلی باعث شدم که خیلی فرصتارو از دست بدم ،از رابطه شخصی که بگم برای توجه خواستن از طرفم باج میدادم تا بتونم توجهشو به خودم جلب کنم وقتی بود خوب بود وقتی میرفت دنیا رو سرم اوار میشد ، من نسبت به چهرم تنفر داشتم اصلا نمیتونستم تو آینه به خودم نگاه کنم هروقت نگاه میکردم فقط عیبام میکمد جلو چشام ، یعنی چیزی از اعتماد به نفس ، جذابیت هیچی تو من نبود، من وقتی اومد سمت زندگی سالمیا که عشقمو از دست دادم با ناامیدی تمام دوره هارو خریدم ولی با عرض معذرت فک میکردم پولامو میریزم تو اشغال، تا اینکه یه بار گفتم هرچی که بشه یه بار از ته دلت به خودت ارزش قائل شو حتی اگه اینجوری باشه که پولارو ریختی دور ،این فقط یه بار به خاطر خودت بکن ، اومدم دوره هارو خریدم از جذایت تا اعتدالو ، وای اگه از جدایی تا تعالی هرچی بگم کم گفتم واقعا فوق العاده بود منو که زندگیمو از دست داده بودم و دچار معده درد شده بودم از شدت درد و فشار ، فررو ریخته بودم تونستم پاشم و اعتماد به نفس پیدا کنم واقعا فوق العاده رود، با جذابیت دورنی فهمیدم چه اشتباهایی داشتم تو رابطه ام تو زندگی ، چرا اشتباهای خودمو همش رو طرف فرافکنی میکردم،الان فهمیدم نداشتن اعتماد به نفس چه بلایی سر آدم میاره، من همون دختری بودم که حوصلم نمیکشید حتی یه متن سه خطیو بخونم الان همش دنبال کتاب خودنم تا خیلی بیشتر باخودم و روان حودم اشنا بشم ، بازم میگم جدایی تا تعالی واقعا محشر بود معجزگر زندگی بود ، تو جدایی تا تعالی من تونستم خواسته هامو از طرف بخوام که هلچوقت جرات گفتنشو نداشتم ، با گوش کردن به فایلا من تونستم نقطه مقابل ضعفام رو ببینم اگه ضعفام نبودن هیچوقت نمی تونستم به آرامشی که الان از ته قلبم حس میکنم برسم،بهتر ازهمه اینا ، خدارو باور کردم ، قبل اینا وقتی خواسته ای از خدا داشتم و دعا میکردم و تو ظاهر میگفتم من به خدا ایمان دارم ولی ته ته اون دلم میگفتم ول کن بابا خدا صدای منو نمیشنوه هوامو نداره ، خدا بیکار نیس که بخواد منو بشنوه، ولی الان هر چیزیو میخوام ته ته دلم قرصه که خدا هوامو داره و براورد کننده است ، کلا یقینا ایمان دارم بهش ،خلاصه اومدن شما تو زندگیم معجزه بود خیلی عاشقتونم همیشه خدا هواتونو داشته باشه، دوستتون دارم خانم هروی💝💝
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💐 18 فروردين 99
    خانم هرویه عزیز منم مثل خیلی ها شاید خیلی سخت تر از زیر صفر شروع کردم شکر خداوند ویاری شما فرشته مهربون از افسردگی شدید با اون دوز دارهایه وحشتناک خلاص شدم وتخم امیدو موفقیت ودرونم کاشتم و با لطف خدا ورهمنود هایه عالیتون دارم برایه خیلی موفق بودن ورسیدن به هدفام وزندگی خیلی عالی تلاش میکنم و با کمک خدا میتونیم و میتونم وبه هدفم میرسم با ارزویه موفقیت برایه تمام زندگی سالمیا وخودم💗
    پاسخ
    -1
    انصراف

    🌹 18 فروردين 99
    من ۳ماهه که دوره هاتونو تهیه کردم.به یک آرامشی رسیدم که واقعا ممنون خدا هستم و شما خانم هروی عزیزم واقعا شمارو خدا برای من رسوند واقعا بهترین هدیه خدا بود دوره هاتون برای من.من رابطه ی خیلی نزدیک و خوبی با خدا گرفتم.شوهرم بهم میگه تو چقدر قشنگ ترشدی،تو چقد تغییر کردی منو میبوسه و میگه نمیدونم چرا اینطوری شدی تو.در مقابله با مسائل زندگیم واقعا باآرامش برخورد میکنم و خونسردی خودمو حفظ میکنم و میسپارم به خدا،واقعا میبینم که بهترین ها اتفاق میفته...خیلی دستاورد دارم خداروشکر خیلی زندگیم عالی شده...میخوام که انشالله برای سال ۹۹ با قدرت بیشتری روی خودم کار کنم و همیشه از خدا میخوام بهم کمک کنه یک شخصیتی از خودم بسازم که خدا ازم راضی باشه😍
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💒💒💒 16 فروردين 99
    سلام. من بیشتر از یک سال هست که با کانال آشنا شدم، تصمیم گرفتم دوره ها رو تهیه کنم و روی خودم کار کنم و هر بار که تمارین دوره ها رو انجام به بهترین ها رسیدم من کسی بودم که تا پارسال دنبال راه های خودکشی میگشتم و واقعا به خودم عذاب زیادی میدادم و از همه بیشتر شرمنده خودم بودم چون اینها بخاطر این بود که من آگاهی نداشتم ولی الان مدیون خداوند هستم که باعث شد من در مسیر آگاهی قرار بگیرم و این همه آگاه بشم و به آرامش برسم اون آدمی که باعث شده بود من از جهان سیلی بخورم به زندگی من برگشت ولی دیگه برگشتنش برای من اهمیتی نداشت و آرامشی بهم نمیداد من قبلا چون در مدار خیلی پایینی بودم با کس دیگه ای در ارتباط بودم که به من بی احترامی کرده بود، اون آقا که یک روز به من توهین کرده بودم اون هم برگشت و من کلمه (پرنسس ) رو از زبونش شنیدم و وقتی این رو شنیدم خیلی تعجب کردم چون این رو توی دستاورد های بچه ها شنیده بودم ولی فکر میکردم این فقط برای دیگران اتفاق افتاده و برای من هرگز اتفاق نمیوفته الان فهمیدم خیلی از رفتار هایی که من میکردم و خیلی رفتار های ناپسندی که از اقا دیدم و باعث شد که من حسابی بشکنم، ریشه هاشون در خود من وجود داشته و الان فوق العاده خوشحالم که به این اگاهی رسیدم من در این مدت خیلی کمک های خداوند رو دیدم و انقدر دستاورد داشتم که بابتشون خیلی هیجان زده هستم ، من روی طلسم ها و روی سایه های خودم کار کردم و بخش زیادی از اون ها رو پیدا کردم و باور کردنی نیست که من چقدر دارم از این آگاهی لذت میبرم و مطمئنم این اتفاق هر روز بیشتر و بیشتر خواهد الان از تنهایی هام فوق العاده لذت میبرم ، من قبلا اصلا با تنها بودنم خوشحال نبودم ولی الان خوشحالم و هدفمند تنها هستم و دیگه حاضر نیستم با هر کسی توی رابطه برم فقط برای اینکه تنها نباشم و بخوام از خودم فرار کنم، دیگه این اتفاق نمیوفته و الان آگاهی و هوشیاری رو از اول وارد ارتباطم کردم ، من قبلا خیلی آگاهیم کم بود در روابط ، منی که هیچوقت در روابط اجتماعیم انقدر هوشیار نبودم این تغییرات برای من خیلی سخت بود ولی الان هر روز داره بیشتر به آگاهیم اضافه میشه و بابتشون خیلی ذوق دارم. این ذوقم رو ازشما دارم و ممنونتونم
    پاسخ
    -1
    انصراف

    🙏💐🎁 16 فروردين 99
    سلام خدمت شما خانم هروی عزیز من بیشتر از یک سال هست که با کانال آشنا شدم، تصمیم گرفتم دوره ها رو تهیه کنم و روی خودم کار کنم و هر بار که تمارین دوره ها رو انجام به بهترین ها رسیدم من کسی بودم که تا پارسال دنبال راه های خودکشی میگشتم و واقعا به خودم عذاب زیادی میدادم و از همه بیشتر شرمنده خودم بودم چون اینها بخاطر این بود که من آگاهی نداشتم ولی الان مدیون خداوند هستم که باعث شد من در مسیر آگاهی قرار بگیرم و این همه آگاه بشم و به آرامش برسم اون آدمی که باعث شده بود من از جهان سیلی بخورم به زندگی من برگشت ولی دیگه برگشتنش برای من اهمیتی نداشت و آرامشی بهم نمیداد من قبلا چون در مدار خیلی پایینی بودم با کس دیگه ای در ارتباط بودم که به من بی احترامی کرده بود، اون آقا که یک روز به من توهین کرده بودم اون هم برگشت و من کلمه (پرنسس ) رو از زبونش شنیدم و وقتی این رو شنیدم خیلی تعجب کردم چون این رو توی دستاورد های بچه ها شنیده بودم ولی فکر میکردم این فقط برای دیگران اتفاق افتاده و برای من هرگز اتفاق نمیوفته الان فهمیدم خیلی از رفتار هایی که من میکردم و خیلی رفتار های ناپسندی که از اقا دیدم و باعث شد که من حسابی بشکنم، ریشه هاشون در خود من وجود داشته و الان فوق العاده خوشحالم که به این اگاهی رسیدم من در این مدت خیلی کمک های خداوند رو دیدم و انقدر دستاورد داشتم که بابتشون خیلی هیجان زده هستم ، من روی طلسم ها و روی سایه های خودم کار کردم و بخش زیادی از اون ها رو پیدا کردم و باور کردنی نیست که من چقدر دارم از این آگاهی لذت میبرم و مطمئنم این اتفاق هر روز بیشتر و بیشتر خواهد الان از تنهایی هام فوق العاده لذت میبرم ، من قبلا اصلا با تنها بودنم خوشحال نبودم ولی الان خوشحالم و هدفمند تنها هستم و دیگه حاضر نیستم با هر کسی توی رابطه برم فقط برای اینکه تنها نباشم و بخوام از خودم فرار کنم، دیگه این اتفاق نمیوفته و الان آگاهی و هوشیاری رو از اول وارد ارتباطم کردم ، من قبلا خیلی آگاهیم کم بود در روابط ، منی که هیچوقت در روابط اجتماعیم انقدر هوشیار نبودم این تغییرات برای من خیلی سخت بود ولی الان هر روز داره بیشتر به آگاهیم اضافه میشه و بابتشون خیلی ذوق دارم. از شما تشکر و قدردانی میکنم
    پاسخ
    -1
    انصراف

    🙏🙏🙏🍁🍁🍁 15 فروردين 99
    باعرض سلام وتبریک سال نوبشماخانم هروی گل وتیم دلسوزومهربونتون..خانم هروی شاید۸ماه میشه که به وسیله دختره دوستم باکانال شمااشناشدم🙏خانم هروی باورتون شایدنشه اونموقع که باشماوکانالتون آشناشدم چحالوروزی داشتم والان که فایلهای رایگان ودستاورددوستان روگوش دادم چحال واعتمادبنفس درونی پیداکردم.خداروهزاران بارشکرکه باکانال شماآشناشدم🙏😭😭چراکه خدامیدونه چقدربرکتهای روحی واخلاقی نصیب من شده.خانم هروی جانم.من خانم ۴۷ساله هستم با۲۶سال زندگی مشترک که ازهرلحاظ چه خودم چه زندگیم داغونه.هراخلاق بدی که یمردداره همسره من همروداراس..برامثال کتک زدن بددهنی.....ولی تواین ۲۶سال چون من عزت نفس نداشتم وبه کاعنات وخداونداعتمادنداشتم هروقت ایشون حرف ازطلاق میزد متاسفانه التماس میکردم هرچی توبگی فقط اسمی ازطلاق نیار وایشون بابت حرمت نفس نداشتن من هربلایی که درتوانش بودسرم اورد.😭😭😭تااینکه بارها وبارها فایلها ودستاوردهاروگوش دادم.حتی بعضی مواقع بلویسای شماخوابم میرفت.وبالاخره به نتیجه رسیدم بقول شمامابایدازدل دردامون گنجمونو پیداکنیم.وشایداون دردبرای مابرکت ازطرف خداوندباشه.من دیگه حاضرنیستم بدون گناه باج عاطفی بدم یابقول شماخودمو بیشترارازاین تحقیرکنم..خانم هروی اینبارمن ازایشون خواستم براجدایی اقدام کنیم .وواقعا فقط ازخداوندکمک خواستم تاآخره راه کمکم کنه🙏وباعتمادبه اینکه جهان جای امنیه برای من میخوام مصمم سرتصمیم باشم.فقط میگم بزرگترین دستاوردمن آشنایی باکانال شمابود.امیدوارم خداوندبراتون بهترینهارورقم بزنه .درآخرازشمامهربونم وهمه دوستانم تمنادارم برام دعاکنید🙏
    پاسخ
    -1
    انصراف

    😍🌸🌷🌹 15 فروردين 99
    سلام خانم هروی عزیز من خانم ۳۰ ساله ای هستم که ۱۸ ساله که بودم با یک مردی که اصلا دوستش نداشتم ازدواج کردم و بعد از ۵ سال زندگی فلاکت بار و‌عاری از هر گونه محبت و‌عشق با یک پسر دو ساله ازش جدا شدم تو‌زندگی متاهلی خیلی سختی کشیدم بخاطر اینکه شوهرم خیلی ادم بدبین و بد دلی بود و تمام رفتارهای منو بچه گانه میدونست و بخاطر کارش همش به شهرهای مختلف منتقل میشدیم که بدترین دوران زندگی ام در روستای کنارک در استان سیستان و بلوچستان بود اینکه دوران جدایی و‌طلاق سختی داشتم اهل یه شهر کوچیک شمالی و‌بیش از اندازه متعصب هستم که در این شهرطلاق حکم مرگ را برای یه زن جوان داره به هر شکلی بود تصمیم گرفتم و جدا شدم و گشایش برای من بعد طلاقم اتفاق افتاد تا قبل اون من یه ادم مطیع خانواده و شوهر و فقط تو تخیلاتم قوی و با اقتدار بودم و شرایط مالی خیلی بدی رو گذارنده بودم و حس یه ادم تبعید شده رو داشتم که خفه ام میکرد ولی بچه ام رو شوهرم ازم گرفت ... دنیا به اخر رسید برام ! ولی همش سعی میکردم روحیه ام رو بالا نگر دارم با خوندن کتابهای روانشناسی و هر ویس روانشناسی که گیر میاوردم گوش میکردم و سعی میکردم عملی کنم ! رفتم و روانشناسی خوندم و تازه فهمیدم چقدر ذهن وروح و روان من داغون بود و تا ارشد روانشناسی مثبت گرا ادامه دادم خوندم و‌گشتم دنبال خودم ولی باز احساس خلا میکرد ترحم ، حس زن مطلقه بودن حس سهل وصول بودن و نگاه مردان رو شدیدا حس میکردمو اذیت میشدم . در اون دوران با یه پسری که یکسال کوچیکتر از خودم بود اشنا شدم و سه سال در رابطه بودیم ولی اون هم بدبین و شکاک بود و اعتماد به کسی نداشت تا اینکه من رفتم به خارج کشور برای ادامه تحصیل و رابطه ما همچنان ادامه داشت ولی توهین و تحقیر و بی احترامی هم اضافه شده بود و من وابسته شدید بودم عجیب حس میکردم بهش محتاجم ..... ولی اون بخاطر شرایط مطلقه بودن من ، من رو انتخاب نکرد و‌گفت خانواده ام رضایت نمیدن با شرایط تو باهات ازدواج کنم و رابطه تموم شد .... بعد یکسال جدایی و اتمام رابطه بارها برگشت ولی من قبول نکردم ... هر چند بار ها گفتم پیش خودم شاید درست شه ولی ریسک نکردم. و توی این مدت پیشنهادهای داشتم و‌روابط خیلی کوتاه که همشون بدلیل مطلقه بودنم و ناراضایتی خانواده اشون را بهانه میکردن و‌شدیدا ادمهای بدبین و شکاک و دید بسته نسبت به زن و به قول خودشون غیرتی که مثل کالا باهام رفتار میکردن ..... احساس تنهایی و‌شکست عجیب داغونم میکرد تا اینکه شهریور ۹۸ در حالیکه احساس بی ارزشی و طردشدگی و نالایقی شدیدداشتم با کانال شما اشنا شدم و دوره ها رو یکی یکی خریداری کردم با دوره جذابیت فهمیدم که نواقصی دارم که اصلا تا بحال بهشون توجه نکردم بودمو با انرژی و امواج خودم بوده که همچین ادمهای رو جذب میکردم با دوره عزت نفس تا اعتمادبه نفس متوجه شدم که بزرگترین گره زندگی من چیه ، و اون این بود که در اخرین مکالمه من با همسر سابقم بهم گفته بود تو بعد طلاق مگه قرار خوشبخت بشی ؟ مگه پسر مجرد تو رو قبول میکنه تو باید با مردی که زنش فوت شده یا زنش طلاق داده باید ازدواج کنی ! همین یه جمله باعث شده بود من تمام سعی کنم که خلافش رو به خودم و جهانم ثابت کنم و این کار رو غیر ارادی انجام میدادم... بارها دوره ها رو گوش کردم و نت برداشتم و چالش چهارماه رو شروع کردم و نتایج خاص و بزرگی نگرفتم ولی صبر کردم و میکنم کمک کم تحول و گشایش در ذهن و روحم اتفاق افتاده و بیشتر عمیق شدم در خودم و تونستم اضافه وزن ۸ کیلویی که سالهای بود نمیتونستم کم کنم رو کم کردم و تمام اون ادمهای که تحقیرم کردن برگشتن و خواستن دوباره باشن و معذرت خواهی کردن ولی من قبول نکردم و الان چالش ۴ ماه دوم رو شروع کردم و امید دارم این بار همه چی بهتر میشه !
    پاسخ
    -1
    انصراف

    😍😍😍🌸 15 فروردين 99
    سلام سوده عزيزم من خيلي اهل كامنت گذاشتن و دستاورد فرستادن لحظه به لحظه نيستم و فكر ميكنم كلا توي پيج شما ٣ يا ٤ تا كامنت دارم ولي يك كامنت گذاشتم زير يكي از دستاوردهاي اينستاگرام و نوشتم كه دوره جذابيت دروني عاليه من مثل اهن ربا شدم و هرچيزي كه ميخوامو جذب ميكنم بعد از اين كامنت من ، خيلي از بچه ها اومدن توي دايركت منو پيام دادن كه چكار كردي انگار براشون غيرقابل باور ولي واقعا من دارم زحمت ميكشم من چند ماه پيش براتون يه دستاورديكه خيلي مهم بود برام فرستادم براتون و شما در جواب گفتيد حالا اين نيرو رو ميتوني اختصاص بدي به خواسته هات ميخواستم بهتون بگم من تمام دوره هارو توي يه دفتر اول مينويسم قسمت ديگه دفتر تمام تمرين هارو پشت سرهم مينويسم و انجام ميدم يه دفتر ديگه دارم كه كاراي روزانمو مينويسم توي اون مشخص ميكنم كه امروز روي كدوم تمرين تمركز كنم و الان ٧ ماه ميگذره من اين كارارو انجام ميدم كه به اين مرحله رسيدم كه هرچيزيو تصور ميكنم يجوري عجيب مياد توي زندگيم حتي ميتونم بگم وقتي خيلي كوتاه به اين فكر ميكنم كه اع اين اقا چقدر خوب بود يهو ميبينم يجوري پيامي مياد يه اتفاقايي ميوفته كه ميخواد ارتباط داشته باشه و ياد حرفهاي شما ميوفتم كه گفتيد نيروتون كنترل كنيد چون يجوري ميشه كه هرچيزيو بخوايد جذب كنيد صداي شما مثل قرص ارامبخش براي من ممنونم ازتون بينهايت ممنون
    پاسخ
    -1
    انصراف

    👇👇👇 15 فروردين 99
    سلام خانوم هروی نازنین امیدوارم حالتون عالی باشه که حال ما رو عالی میکنید. من تقریبا از آخرین پیامم به شما کلی دستاوردهای ریز و قابل توجه داشتم اما میخواستم بزارم روزی بیام که اون مطالبی رو به اشتراک بزارم که برای سایر دوستانم مفیدتره. منم با یه جدایی با شما آشنا شدم. البته ارتباط ما یک ارتباط کاملا مجازی بود. اما من وابسته شدید شده بودم طوری که خیلی از ارزشام فاصله گرفته بودم. بعد جدایی تا چند ماه بی انرژی، گریه ، معده درد و پرخاشگر بودم و مدام اونو مقصررمیدونستم تا اینکه با شما و دوره ها آشنا شدم. چند ماهی میشه و همه دوره هه و دستاوردهایی که برای فروش بود تهیه کردم . هر کدوم شفای روحم از زوایای مختلف بودن. زندگی آگاهانه رو به من هدیه دادن. و بعد چند ماه که مجدد اون اقا رو دیدم خیلی مودبانه و با احترام برخورد میکنه. انگار هر دو فراموش کردیم چی گذشته. و نکته جالب اینه من شاغل نبودم اما بعد دوره عزت نفس اومدم هوش مالی رو ثبت نام کردم و آموزش دیدم و در بورس سرمایه گذاری کردم و ۱ ماه بعدش با آقایی اتفاقی آشنا شدم که خودش تو بورس هست و یجورایی با تجربه این حرفه و خودش بدون اینکه بدونه من تو بورس هستم گفت اگه بخوای من همه جوره بهت کمک میکنم. و رابطه ما شکل گرفت همسالیم. و تو صحبتامون مدام میگه تو چه حس خوبی داری تو خیلی خوبی خیلی عاقلی خیلی پخته ای ، خیلی بهم انرژی میدی. و سعی میکنیم برای خودسازی بهتر بهم کمک کنیم. برای همین میخوام به دوستانم بگم، اگه واقعا پی ببرید که خود واقعیتون چقدر بالاست دیگران هم اینو خواهند دونست و جریانات الهی به سمت شما خواهد آمد. حال دلتون عالی ❤️
    پاسخ
    -1
    انصراف

    💝💝💝 14 فروردين 99
    سلام خدمت سوده نازنین من شش ماه هست که همه ی دوره ها رو تهیه کردم و یکی از مهم ترین دستاوردهام این بود که من در شغلی بود که مورد علاقه ی من نبود و من رو مریض کرده بود، من از استرس و حال بد مدام قرص های آرام بخش و قرص خواب آور مصرف میکردم، این اقتدار رو پیدا کردم که اون کار رو رها کنم و علاقه خودم رو پیدا کردم و وارد اون شغل بشم و توی اون کار آموزش دیدم، پیشرفت کردم دوره ها رو بار ها گوش دادم و بار ها نوشتم تا تونستم ریشه های مسائلم رو پیدا کنم و از بین ببرم من 12سال در یک رابطه سمی بودم؛ در اون رابطه بار ها به من خیانت شده بود اما من ارزش های خودم رو انقدر بالا نمیدیدم که کس دیگه ای غیر از این ادم بخواد با من بمونه، با اینکه خیلی اتفاقات بدی در اون رابطه می افتاد و اون آدم هیچ هدفی برای رابطه نداشت ولی هیج اقتداری نداشتم که از اون رابطه خارج شم، با اینکه قبلا با مطالب دیگه روی خودم کار میکردم ولی هیچوقت نتونستم عمیق خودم رو بشناسم، اما حالا انقدر رشد کردم و ارزش های خودم رو شناختم که آدم ها و روابط سمی رو حذف کردم توی کار و روابطم گشایش بوجود اومد. هر چیزی رو هر زمانی که میخواستم خداوند به من میداد دو ماه زمان گذاشتم ، خیلی فکر کردم به روابطم، تمرینات دوره جدایی تا تعالی رو خیلی کار کردم و تونستم با نهایت اقتدار از اون رابطه ی مسموم که زندگی من رو مختل کرده بود خارج شدم طلسم ها و بی ارزشی ها و بی احترامی هایی که به خودم کرده بودم و بیماری هایی که روحم در اون رابطه گرفته بود دیدم، ارزش های خودم رو احیا کردم، به یادگیری پرداختم، توی کارم پیشرفت کردم، زمانم برای من خیلی عزیز شده و ازش برای رشد و یادگیری استفاده میکنم من قبلا از روابط مسمومم میخواستم انرژی بگیرم و از توجه آدمها ، در حالی که همراه باهاش خیانت و آزار و اذیت بود ولی جز خداوند به هیچ چیز دیگه ای متصل نیستم بواسطه ی پیشرفتی که در کارم داشتم تونستم از لحاظ مالی مستقل بشم در حالی که من هیچوقت توی زندگیم استقلال نداشتم، کلاس های آنلاین برگزار کردم، شروع به تدریس کردم الان بهترین مشاور خودم هستم، تصمیمات درست میتونم بگیرم، خیلی به آرامش رسیدم و با خودم خیلی حالم خوبه و واقعا ریشه های من توی یک خاک حاصل خیزه، احساس میکنم دوباره متولد شدم و این بزرگترین دستاورد امسالم بوده. و خیلی خیلی از شما تشکر میکنم
    پاسخ
    -1
    انصراف

    🎁🎉 14 فروردين 99
    سلام خانم هروی عزیز. من دوره های جذابیت درونی و عزت نفس تا اعتماد به نفس رو زمانی تهیه کردم که یک جدایی خیلی خیلی بد رو تجربه کردم، انقدر اون زمان حالم بد بود که حتی اصلا نمیتونستم تمرینات رو انجام بدم، نمیتونستم نوت برداری کنم دستم به نوشتن نمیرفت، فقط میتونستم یک جا بخوابم و گوش بدم، بار دوم حالم خیلی بهتر شده بود و تصمیم گرفتم تمرینات رو انجام بدم بزرگ ترین دستاوردی که من در کل زندگیم داشتم، این هست که الان به نقطه ای از احساس خوب، آرامش و رضایت از زندگی رسیدم که توی این لحظه نیاز به چیزی ندارم، هدف دارم برای رسیدن بهشون تلاش میکنم ولی اصلا دیگه نگرانی، استرس و حرص رو ندارم و مطمئنم چیزی که باید برای من اتفاق بیوفته، اتفاق میوفته و برای من رسیدن به این حال خوب، خیلی خیلی با ارزش بود من بسیار زیاد به آواز علاقه داشتم ولی هیچوقت نمیتونستم استاد خوبی برای شروع کارم پیدا کنم و اعتماد به نفسش رو هم نداشتم، حتی یک بار هم برای آموزش جایی رفتم و به من گفتند شما به جای اینکه آواز کار کنی روی اعتماد به نفست کار کن، من خیلی عزت نفس و اعتماد به نفس پایینی داشتم ولی الان به جایی رسیدم که کارم رو شروع کردم و یک استاد خیلی عالی دقیقا منطبق با علاقه من و در سبکی که دوست دارم پیدا کردم من همیشه دنبال رابطه عاطفی داشتن و بودن یک آدم توی زندگیم بودم، الان انقدر آدم های زیادی به سمت من اومدند چه برای ازدواج، چه برای آشنایی خیلی زیاد شدند ولی من دیگه اون آدم قبلی نیستم و مثل گذشته احساس نیاز ندارم به اینکه حتما بخوام با کسی توی رابطه باشم الان از همه لحظات زندگیم دارم لذت میبرم، من خیلی دوست داشتم مستقل زندگی کنم، الان انقدر اقتدار درونی پیدا کردم، جنگجوی درونم فعال شده که هیچ ترسی از استقلال ندارم، حتی خانواده من قبلا بسیار مخالف بودند، پدرم اصلا این رو نمیپذیرفت اما من بعد از دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس تصمیم گرفتم که مستقل بشم و خانواده ی من که انقدر مخالف بودند الان بهم میگن ما برای مستقل شدنت حمابتت میکنیم، بهت سرمایه کار میدیم، برای تو یک خونه خیلی خوب تامین میکنیم، همین که انقدر اینا 180 درجه چرخیدند و از آدمهایی که مخالفِ من و کار هام و رفتارم بودند الان انقدر موافق با من شدند و حمایتم میکنند به نظرم خیلی دستاورد بزرگی هست من فهمیدم ما توی جهانی زندگی میکنیم که هیچ محدودیتی نداره برای رسیدن به خواسته ها و علایق مون، این فقط درون ماست که یک سری چیز ها رو برای خودش محدود میکنه و محدودیت ها رو میسازه و بیشترین کاری که ما باید انجام بدیم این هست که روی درونیات خودمون کار کنیم. ممنون از زحمات شما و تیم خوبتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    حبیبه 13 فروردين 99
    سلام من همه دوره هارو خریدم و روشون کار کردم و دستاورد خوبی دارم ، تونستم گره هامو و طلسم هامورو پیدا کنم، و فهمیدم چطور با طلسمهام و گره هام مانع رسیدن به خواسته هام شدم، اینکه فهمیدم فقط یه ساختمونیم که هیچ اسکلتی ندارم و با یه تلنگری به هم میریزم نشونه هیچ اعتماد به نفسی نداشتم بود،من از بچگی نادیده گرفته میشدم تو خانواده تو فامیل تو مدرسه ،همه جا ،و به خاطر اینکه بتونم توجه همه رو جلب کنم همه باجی میدادم ، و از تنهایی فرار میکردم از تنهایی متنفربودم، ولی همیشه تنهایی قسمتم میشد،تو تنهاییم خودمو تو اتاقی حبس کرده بودم مثله یه مرده متحرک که فقط از زندگی نفس کشیدنشو داره، هیچ لذتی از زندگی و تنهایی نمیبردم،و خودمو لایق بهترین زندگی نمیدونستم ، من یه چیزاییرو تو خودم درونی کرده بودم مثله شغل پدرم ، وضع اقتصادی، چهره ام ،که البته اونروزا به خاطر درونی کردنش خیلی باعث شدم که خیلی فرصتارو از دست بدم ،از رابطه شخصی که بگم برای توجه خواستن از طرفم باج میدادم تا بتونم توجهشو به خودم جلب کنم وقتی بود خوب بود وقتی میرفت دنیا رو سرم اوار میشد ، من نسبت به چهرم تنفر داشتم اصلا نمیتونستم تو آینه به خودم نگاه کنم هروقت نگاه میکردم فقط عیبام میکمد جلو چشام ، یعنی چیزی از اعتماد به نفس ، جذابیت هیچی تو من نبود، من وقتی اومد سمت زندگی سالمیا که عشقمو از دست دادم با ناامیدی تمام دوره هارو خریدم ولی با عرض معذرت فک میکردم پولامو میریزم تو اشغال، تا اینکه یه بار گفتم هرچی که بشه یه بار از ته دلت به خودت ارزش قائل شو حتی اگه اینجوری باشه که پولارو ریختی دور ،این فقط یه بار به خاطر خودت بکن ، اومدم دوره هارو خریدم از جذایت تا اعتدالو ، وای اگه از جدایی تا تعالی هرچی بگم کم گفتم واقعا فوق العاده بود منو که زندگیمو از دست داده بودم و دچار معده درد شده بودم از شدت درد و فشار ، فررو ریخته بودم تونستم پاشم و اعتماد به نفس پیدا کنم واقعا فوق العاده رود، با جذابیت دورنی فهمیدم چه اشتباهایی داشتم تو رابطه ام تو زندگی ، چرا اشتباهای خودمو همش رو طرف فرافکنی میکردم،الان فهمیدم نداشتن اعتماد به نفس چه بلایی سر آدم میاره، من همون دختری بودم که حوصلم نمیکشید حتی یه متن سه خطیو بخونم الان همش دنبال کتاب خودنم تا خیلی بیشتر باخودم و روان حودم اشنا بشم ، بازم میگم جدایی تا تعالی واقعا محشر بود معجزگر زندگی بود ، تو جدایی تا تعالی من تونستم خواسته هامو از طرف بخوام که هلچوقت جرات گفتنشو نداشتم ، با گوش کردن به فایلا من تونستم نقطه مقابل ضعفام رو ببینم اگه ضعفام نبودن هیچوقت نمی تونستم به آرامشی که الان از ته قلبم حس میکنم برسم،بهتر ازهمه اینا ، خدارو باور کردم ، قبل اینا وقتی خواسته ای از خدا داشتم و دعا میکردم و تو ظاهر میگفتم من به خدا ایمان دارم ولی ته ته اون دلم میگفتم ول کن بابا خدا صدای منو نمیشنوه هوامو نداره ، خدا بیکار نیس که بخواد منو بشنوه، ولی الان هر چیزیو میخوام ته ته دلم قرصه که خدا هوامو داره و براورد کننده است ، کلا یقینا ایمان دارم بهش ،خلاصه اومدن شما تو زندگیم معجزه بود خیلی عاشقتونم همیشه خدا هواتونو داشته باشه، دوستتون دارم خانم هروی⚘🥰🥰💝💝⚘⚘⚘⚘
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💋🍂🍃 12 فروردين 99
    سلام به شما یار و همراه ما. من دوره جذابیت درونی و دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم چون در رابطه ای بودم که اصلا توی اون رابطه خوشحال نبودم، میدونستم اون آقا معیار های من رو برای ازدواج نداره و حتی روابط قبلیم هم که با قصد ازدواج بود شکست خورد، با وجودی که میدونستم این آقا به درد من نمیخوره اما نمیتونستم این رابطه رو تموم کنم ولی با کار کردن روی خودم تونستم از خدا بخوام این رابطه تموم شه که انجام شد وقتی دوره ها رو کار کردم، توی کارم افزایش حقوق داشتم، کارفرمای من خیلی با من مشکل داشت، دعوامون میشد، اصلا نمیتونستیم حضور هم رو تحمل کنیم اما بعد از دوره ها در آمد های جانبی برام ایجاد شد و رابطه کارفرمام با من خیلی عالی شد و الان برای هر مناسبت و اتفاقی به من پاداش میده و این خیلی برام عالی بود، کارم برای غیر قابل تحمل بود ولی الان دیگه اینجوری نیست وقتی نظام های ارزشی خودم رو بنا کردم، طلسم هام رو پیدا کردم تونستم وارد رشته ای بشم که اصلا فکر نمیکردم مورد علاقه من باشه اشکالات و اشتباهات و طلسم و سایه هایی که از پدر و مادرم داشتم دیدم و برطرف کردم چون این طلسم ها باعث شده بود من در زمینه ازدواج به مشکل بخورم، پیشنهاداتی برای ارتباط هم داشتم ولی خودم نپذیرفتم چون احساس میکردم باید بیشتر روی خودم کار کنم رابطه من با اطرافیانم خیلی بهتر شده و همیشه از من و زیبایی من تعریف میشه، من اضافه وزن داشتم ولی هر چقدر کمتر میخوردم چاق میشدم، با چالش من جدید همزمانی داشتم و موفق شدم در عرض سه هفته، سه کیلو اضافه وزنم رو خیلی راحت کم کردم من قبلا برای تایید گرفتن و تحسین شدن از سمت دیگران خودم رو جور دیگری نشون میدادم ولی حالا برطرفش کردم من رابطه ی دیگه ای هم داشتم که منجربه شکست شد چون فکر میکردم عاشقش هستم ولی با دوره جزیره گنج متوجه شدم اصلا اینطور نبوده، با این دوباره من ارتباطم رو با خدا مجدد شروع کردم و جالب بود هدایایی زیادی دریافت میکردم که اصلا باورم نمیشد و خیلی برای من این دوره کار بردی بود دوره جدایی تا تعالی رو تهیه کردم و فهمیدم طردشدگی های من کجا بود و چرا ترک میشدم، من وقتی ترک شدم خیلی حال و روز بدی داشتم، اصلا نمیخواستم زنده باشم، ناراحتی عصبی و خشم زیاد داشتم، بیماری های سراغم اومد که به شدت لرزش دست و پا پیدا کرده بودم، با این دوره خلا هام رو فهمیدم و متوجه شدم چرا اون آقا انقدر برای من جذاب بود، من خیلی کتاب خونده بودم و سعی میکردم تکه های خودم رو جمع کنم و دوباره روی پای خودم بایستم ولی باز هم نتونسته بودم همه مطالب رو انقدر کامل متوجه بشم من همیشه منتظر بودم اون آقا برگرده و اظهار پشیمونی کنه تا من آروم بشم ولی حالا دیگه بخشیدمش و اصلا دیگه نمیخوام برگرده و نمیخوام پشیمونی شو ببینم و برای من دیگه اهمیتی نداره، اون رابطه من رو با خودم آشنا کرد و این برام مهم هست با دوره جدایی فهمیدم من همیشه آدم ها و روابطی رو انتخاب میکردم که از من پایینتر باشند تا ترک نشم و جالب بود که توی همون روابط هم ضربه میخوردم، الان خیلی آرامش دارم و با تنهایی خودم حالم خوبه. و سپلسگذار شما هستم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🍂🍃🍁💐🌸🌷 11 فروردين 99
    سلام خانم هروی نازنین. من زمانی با شما آشنا شدم که به شدت در دوران بدی بودم، در یک رابطه اشتباه ودم که اصلا قدر خودم رو نمیدونستم، با اینکه شرایط کاری، تحصیلاتی، شغلی و وضعیت مالی بسیار عالی ای داشتم ولیکن در یک رابطه خیلی غلط بودم که تمام اعتماد به نفس من رو گرفته و من وابستگی خیلی زیادی به اون آقا داشتم و کاملا خودم رو فراموش کرده بودم و غرق این آدم شده بودم و اون هم از من سو استفاده میکرد، در نهایت متوجه شدم که ایشون دروغ خیلی بزرگی به من گفتند ولی هنوز درگیر این ارتباط بودم و به شدت اضطراب من افزایش پیدا کرده به حدی که حملات پنیک به من دست میداد فایل های جذابیت درونی و از عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کرده بودم و بار گوش میدادم، در نهایت این اقتدار رو پیدا کردم که به راحتی این آدم رو بگذارم کنار و خودم رو بشناسم و تازه بتونم خودم رو دوست داشته باشم و این فایل ها دستاورد بزرگی که به من داد این بود که من قدر خودم رو بدونم و این نقطه ضعف هام رو پر کنم و از لحظات زندگیم به تنهایی لذت ببرم با کار کردن روی خودم من تغییرات و معجزات زیادی در زندگیم دیدم، من همیشه با آدم های اشتباهی آشنا میشدم که بسیار پایین تر از من بودند و انگار اون اعتماد به نفس رو نداشتم که با آدم هایی که موفق هستند و شرایط خوبی دارند آشنا بشم، کیس هایی که داشتم از درون تهی بودند و بدتر باعث میشدند که به من ضربه وارد بشه و من خواستگاران زیادی داشتم ولی هیچوقت این اقتدار رو نداشتم که بتونم انتخاب صحیحی داشته باشم و همیشه انگار از ازدواج فراری بودم چون نمیتونستم بلاخره فردی رو انتخاب کنم بعد از کار کردن دوره ها، یک خواستگار برای من اومد و منی که اصلا باورم نمیشد ازدواج سنتی داشته باشم در نهایت بخاطر اصرار های بیش از حد اون آقا و خانواده ش ما با هم آشنا شدیم و من در خواست ایشون رو پذیرفتم و عقد کردیم و کم کم بعد از 9 ماه که از عقد ما گذشته، به شدت موفقیت هایی در رابطه مون پیدا کردم و به خیلی از چیز هایی که اصلا فکرش رو هم نمیکردم رسیدم، من تونستم واقعا رابطه خوبی رو با همسرم برقرار کنم، خانواده ی به شدت محترمی داره و اون آقا و خانواده ایشون احترامی به من میگذارند که من هیچوقت در روابط قبلیم ندیده بودم چون من خودم رو شناختم، حالا که خودم، خودم رو دوست دارم و به خودم احترام میگذارم، بقیه هم همین رفتار رو با من دارند و آدمی رو پیدا کردم که هم سطح خودم و مثل خودم باشه و به شدت خوشحالم من در کارم هم موفقیت های بیشتری رو کسب کردم، در زمینه مالی هم اصلا فکرش رو نمیکردم خونه ای رو که دوست دارم در منطقه ای که دوست دارم بتونم تهیه کنم ولی خریداریش کردم و واقعا پل های زندگیم رو یکی پس از دیگری رد کردم و خیلی خیلی خوشحالم. و این خوشحالی رو ازشما دارم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💙💜💚❤💋 10 فروردين 99
    سلام خدمت شما و تیم خوبتون من زمانی با پیج زندگی سالم شدم و دوره ها رو تهیه کردم که همسرم پنجاه روز بعد از عقد مون من رو ترک کردند و رفتند و من از این بابت خیلی ناراحت بودم و واقعا حال روحی بدی داشتم من پیش خیلی از فالگیر ها و دعا نویس ها رفتم و منتظر بودم که نتیجه بگیرم، توی اون لحظات من اصلا نمیتونستم حرف های شما رو باور کنم تا اینکه بالاخره مجبور شدم دوره ها رو تهیه کنم شروع کردم به گوش دادن به دوره ها، تک تک اشتباهاتی که داشتم رو متوجه شدم و طلسم هایی که داشتم از بچگی پیدا کردم، من یاد دوران کودکیم افتادم که مادرم چطور با پدرم برخورد میکرد و وقتی به خودم نگاه کردم دیدم که من هم تمام اون کار ها رو دارم تکرار میکنم و این بزرگ ترین طلسم من برای تخریب رابطه هام بود من قبل از همسرم هم زدواج ناموفق دیگه داشتم، همیشه ناله میکردم و اون آدم رو نفرین میکردم که اومده و زندگی من رو خراب کرده ولی با گوش دادن به دوره ها اون شخص رو بخشیدم و فهمیدم که خیلی مشکلات رابطه از سمت خودم بوده، من انقدر طلسم داشتم که اونموقع اصلا ذره ای از اون احساساتی که اون آدم نسبت به من داشت نمیدیدم و قبول نداشتم ولی بعد از گوش دادن به دوره ها بعد از 6 سال متوجه شدم بعد از گوش دادن به دوره ها خیلی انتظار میکشیدم نامزدم برگرده چون ایشون تمام معیار هایی که من میخواستم رو داشتند، ولی هشت ماه گذشت و برنگشت و من یک روز تصمیم گرفتم که دیگه رها کنم، بعد از اینکه رها کردم از طریق یکی از آشنایانم شنیدم که همسرم قصد برگشت داره، در حالی که قبلا نامزدم به همین آدم گفته بود که از من ناراضی هست و از من بهش بد گفته بود ولی حالا از من تعریف کرده بود و این برای من یک دستاورد بود همسرم توی روز نامزدی مون که همون روز زن بود برگشتند و من از این بابت خیلی خوشحالم، الان دیگه بگو مگو های گذشته رو نداریم، رابطه مون که نود درصد به سمت تخریب شدن میرفت، الان خیلی اروم شده، و نامزدم واقعا من رو دوست داره و فهمیده که من هم چقدر دوستش دارم. با تشکر فراوااااان
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Karimi 8 فروردين 99
    سلام خانم هروی من فروردین 96 همزمان با به دنیا اومدن پسرم مادرم فوت کرد و در این سه سال به هیچ طریق خلا نبود مامانم برام پر نمیشد و اواخر سال 98 خیلی از نظر روحی حالم بد بود و احساس کردم اصلا انرژی ندارم و به اون نقطه صفر رسیدم. دوستم کانال شمارو معرفی کرد و وارد کانال شدم و دوره جذابیت درونی و عزت نفس رو گرفتم و دارم گوش میدم و اولین چیزی که برام داشت این بود که ارامش پیدا کردم و گفتگوی درونی بدی که داشتم بهتر شد و رابطم با خدا از بین رفته بود دوباره برگشتم سمت خدا و الان هر روز یه مقدار از ویسها رو گوش میدم و نت برداری میکنم تا در درجه اول بتونم انرژی درونیم رو افزایش بدم. مادر من توی زندگی سختیهای زیادی کشید مشکلات جسمی داشت بابام کلا اخلاق نداشت ولی ارامش. و روحیه خوب و اون جذابیتی که شما میگید داشت من با خودم میگفتم این انژی مثبت رو از کجا میاورد الان متوجه شدم ِکه به اون منبع اصلی و سرچشمه انرژی یعنی خدا وصل بود.ممنون از زحمات شما.
    پاسخ
    -1
    انصراف

    😍😍😍😍 7 فروردين 99
    سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما بانوی مهربون و دوست داشتنی و گروه عالی تون. نمیدونم دستاورد قبلی من هست تو صفحه یا پاک شده. ۲۲آپریل ۲۰۱۹ واستون فرستادم که همسرم به خواست من از پیشم رفت. تقریبا ۱۰روز بعد از ارسال این دستاورد ایشون به دعوت پدرم با من رو به رو شد و خب بعد از صحبت کردنمون برگشت. ولی دقیقا از روز سوم دوباره حرف از رفتن میزد و من فهمیدم که چه اشتباهی کردم. نگرش ایشون به زندگی با نگاه من شاید به اندازه چندین سال نوری فاصله داشت. من معتقدم بگذر،زندگی خیلی کوتاهه، خیلی سخت نگیر. ولی ایشون معتقده زندگی اوج همه چیز هست، خانواده من نهایت همه چیز هستند وتو جایگاهی در زندگی من نداری. من خیلی بهتر از تو متوجه مسائل میشم و تو خیلی احمق تر و ساده تر ازونی هستی که بتونی تو این جامعه و دنیا گلیمت رو از آب بکشی. من شدیدا از لحاظ عاطفی به ایشون وابسته بودم، و قادر نبودم بند نافم رو بکنم، کما اینکه پدری داشتم که شدیدا دیکتاتور بود،ایشون خیلی از آزادی های معمولی مثل کار ویا ورزش رو هم حتی به ما(من و خواهرم)نمیداد. دقیقا در این دو زمینه با جنگیدن های وحشتناک برای حضورم در جامعه بسیار موفق بودم، ولی لحظه ای که به برداشت محصولم میرسیدم با در بسته مواجه میشدم. من کاراته کار بودم،تمام مراحل حضور در تیم ملی رو پشت سر گذاشتم ولی نتونستم ویزا بگیرم برای شرکت تو مسابقات برون مرزی،در شرکتی که کار میکردم وقتی پورسانتم برای فقط ۱کاربه ۵میلیون تومان رسید برای اینکه پرداخت نکنن اخراجم کردن.(اینها برمیگرده به ۱۰سال پیش، زمانی که ۲.۵سال از جدایی من میگذشت و دختر من ۳ساله بود) بعد از اون داستان مهاجرت ما و رسیدن به اروپا وتمام اتفاقات ناخوشایندی که پدرم برایمان این سفر را هزاران بار دشوار تر کرد.باهر اتفاق تصمیم به خودکشی میگرفتم و به خودم قول دادم وقتی دخترم رو به جای امنی برسونم حتما خودکشی خواهم کرد. وقتی به اروپا رسیدیم تصمیم گرفتم از خانوادم جدا بشم و دیگه هرگز نبینمشون تا شاید به آرامش برسم. ولی بازهم چنین اجازه ای به من ندادند. در تمام این اتفاقات مادرم با اینکه به هیچ عنوان پدرم رو قبول نداشت با او همراه بود. وقتی یادم میومد که چطور به خاطر حمایت از مادرم مورد توهین و آسیب جسمی و روحی قرار میگرفتم بیشتر از خودم بیزار میشدم. درطول این مدت۲رابطه بسیار ناموفق، خشن و همراه با آسیب روحی شدید رو پشت سر گذاشتم در دو کشور مختلف. در هر۲رابطه شدیدا وابستگی عاطفی رو تجربه کردم و به بدترین شکل ممکن ضربه خوردم و هنوز میتونم حس کنم دردهایی رو که متحمل شدم. (در۲۴ساعت فقط ۲یا ۳ساعت میتونستم بخوابم، تمام سلول هام درد میکرد،احساس میکردم حتی موهام هم درد میکنه )،ولی جرات گریه جلوی خانوادم رو نداشتم، وگرنه توهین و سرکوب پدر و مادرم هم اضافه میشد. تصمیم گرفتم خودم رو بسازم و زندگیم رو درست کنم، دوره ای رو خریداری کردم با اون پیش رفتم تا حدودی کمکم، ولی به درمان روحم نپرداخت و مسکنی موقتی بودی(یونگ). با همسرم آشنا شدم ،در حالی که از رابطه ای که کاملا تخریب و نابودم کرده بود کمتر از ۱ماه میگذشت،ایشون با اینکه در جریان تمام اتفاقاتی که من تجربه کرده بودم بود با اصراری که امروز میتونم بگم از سر احساس بود از من خواستگاری کرد و بدون هیچ مراسمی ما زندگی مشترک رو شروع کردیم. ۱هفته پس از اومدن ایشون به خونه من فهمیدم که اصلا در یک سطح و هم هدف نیستیم. اما به دلایلی همچون حرف اطرافیان و واکنش پدر ومادرم با گریه و التماس ایشون رو نگه داشتم. تو رابطم توهین، تحقیر و آسیب های جسمی رو تجربه میکردم و باز هم اصرار میکردم بمونه . با کانال شما آشنا شده بودم و از طریق اینستاگرام پستها رو دنبال میکردم و ویسهای رایگان کانال رو گوش میکردم. بعد از۲سال و نیم تصمیم گرفتم این رابطه رو تموم کنم و از ایشون خواستم از خونه بره.فردای اون روز کل دوره ها رو خریدم. بعد از گوش کردن متوجه شدم که ایشون و هیچ یک از افرادی که من باهاشون تو رابطه بودم مقصر نبودند و این من بودم که چقدر خودم رو تخریب کرده بودم و باعث این عکس العمل ها شدم. شدیدا دچار عذاب وجدان شدم ازینکه ایشون رو از خونه بیرون کردم و همچنان به شدت احساس وابستگی عاطفی میکردم به ایشون. از طرفی دلتنگی دخترم هم برای نبودن این آقا در منزل بیشتر آزارم میداد، با پدر و مادرم به شدت خشن و تندبرخوردمیکردم و حرف میزدم.(دقیقا از زمانی که این آقا وارد رابطه با من شد رابطه پدر و مادرم با من خوب شد و به استقلالم احترام میگذاشتند ،که البته گمونم خیالشون راحت بود که حالا یک نفر دیگه بالای سرم هست. ) با همه اینها وقتی تنها بودم و ویسها رو گوش میکردم شدیدا آروم بودم. بعد از وساطت پدرم و روبه رو شدنمون کلی حرف زدیم. من آروم بودم، اما ایشون همون آدم عصبی بود.با خودم گفتم با آروم شدن من ایشون هم حتما تغییر خواهد کرد و شاید زمان بیشتری لازم باشد. فقط چند روز گذشت از برگشتن ایشون که همه اتفاقات قبلی از نو آغاز شد و هر لحظه ایشون دوباره حرف از رفتن زد و هر بار من پناه آوردم به این درس های تا دلیلش رو پیدا کنم. هر روزبحث و قهر و سکوت من و آسیب های جسمی و روحی من و معذرت خواهی ایشون. این روند ۷ماه هست که ادامه دارد. دوباره نخواستم که خونه رو ترک کنه، ولی خودشم نرفت. دوره هارو راحت میتونم بگم بیش از ۳۰بار گوش کردم. دیگه گریه نمیکنم، وابستگی عاطفی رو هم از ۱۰۰به ۸یا ۹ رسوندم. متوجه تمام گیر و گره های درونیم شدم. به پدر ومادرم نامه نوشتم و بخشیدمشون. (مادرم شدیدا معتقد است که قدرت زن در طلاق است.شدیدا پدرم را محکوم میکندکه بی استعداد است و هیچ اطلاعاتی در هیچ زمینه ای ندارد همیشه اشتباه میکنه. من ۳۴ سال دارم و این بیش از ۳۴ سال هست که همیشه باهم اختلاف نظر و عقیده و باور دارند. ولی باز هم باهم زندگی میکنند.پدرم همیشه به من میگه مثل مامانت بداخلاقی و کسی باهات نمیسازه و مادرم میگه تو مثل بابات با بقیه خوبی و با من بداخلاقی، مثل بابات هیچوقت کاردرستی انجام نمیدی. کوچکترین شکایت من یا ناراحتی من از زندگی مشترکم پیش مامانم باعث میشه بگه باید جدا بشی، درست مثل ازدواج اولم که گفت باید جدا بشی و من اینکارو کردم. ) بزرگترین دستاورد من در حال حاضر آرامشم هست. از اولین روز چالش من جدید همراهتون بودم و به خودم قول دادم این ۳ماه شاد باشم و خودم رو دوست داشته باشم. از رابطم فاصله گرفتم و دیگه نمیخوام توهین و تحقیر و آسیب رو به خودم تحمیل کنم. هنوز واکنش همسرم رو نمیدونم، چون در طول این ۱هفته با اینکه تو ۱خونه هستیم ولی حرفی نزدیم. ولی تمام تلاشش رو دورادور برای آزارم کرد،جالبه که نه مثل اوایل رابطمون داد زدم و نه سعی کردم منطقی و آروم مثل همیشه باهاش حرف بزنم. فقط رهاش کردم و گذاشتم خودش تصمیم بگیره.( کاری که از خودم بعید میدونستم ) هرروز در حال نوشتن و یادداشت کردن همه چیز هستم.از دیدن خودم تو آینه لذت میبرم. دوستانم، هکارام و همکلاسی ها و معلم ها از آرامش عجیبی که در من هست میپرسند. سر کار بهم میگن تو فرشته ای.مرتب میپرسن چه ماسک و کرمی به صورتت میزنی که اینقدر پوستت خوبه. جالب اینجاست که من اصلا اهل آرایش نیستم .من سعی کردم تو چالش ۴ماهه دستاورد داشته باشم ولی نشد.اما این چالش ۳ ماهه از روز اولش واسم دستاورد بوده. والبته چالش ۱هفته ای نگاه زیبا که من چند ماه هست که اول هفته رو باهاش شروع میکنم و به شدت لذت میبرم از تمام لحظاتم. ایمان دارم که خدایی غیر از عشق وجود ندارد و قدرت عشق اول و آخر همه چیز است. جنس خدا عشق است و من عاشقشم. خیلی دوستون دارم. مطمئنم شما حرف من رو میفهمید چون از جنس عشقید،از جنس خدایید. مهرتان پایدار مهربانوی دوست داشتنی.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    7 فروردين 99
    سلام وقت بخیر من این دوره رو پارسال تهیه کردم برای خودم و اینقدر نتایج عالی ازش دیدم که مجدد این دوره رو برای خانوادم میخرم و از خدا میخوام صدای دلنشین و ارامش بخش خانم هروی رو وسیله تحول خونوادم و جامعه قرار بده خیر بیکران و روزیه بی حساب رو از خدای بزرگ و مهربون برای شما تیم زحمتکش و علی الخصوص خانم هروی عزیز میخواهم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    👇💙💚👍 6 فروردين 99
    سلام و خسته نباشید و عرض ادب و احترام. من یکسال پیش شرایط خیلی بدی داشتم و هرروز دنبال کمک بودم دنبال کسی بودم منو راهنمایی بکنه، از کتابهاو مشاوره های مختلف استفاده میکردم و خیلی توی سایت ها و کانال ها میگشتم که بتونم کمکی پیدا کنم برای بهتر کردن زندگیم و بهبود بخشیدن به رابطه با همسرم مشکل اصلی من رابطه ی من با همسرم بود، من هفت سال پیش ازدواج کردم و واقعا روزهای سختی داشتم. ما همیشه دعوا و جنجال داشتیم و مدام باخودم میگفتم چرا اینجوری میشه؟ چرا ما نمیتونیم باهم صحبت کنیم؟ ما اصلا نمیتونستیم باهم ارتباط برقرار کنیم ولی چون هر دو قبلا طلاق رو تجربه کرده بودیم و این مارو میترسوند از دوباره جداشدن و میخواستیم این رابطه رو نگه داریم ولی نمی تونستیم بهبود ببخشیم رابطه رو و عوضش کنیم دعوا های ما انقدر شدتش زیاد بود که حتی به پلیس زنگ زدیم و پای پلیس کشیده شد مهاجرت کردیم، بچه دار شدیم اما چیزی تغییر نکرد، نمیتونستیم باهم صحبت کنیم، شاد نبودیم و رضایتی نداشتیم از رابطه و اصلا شبیه ارتباط زن و شوهر نبود و من خیلی مستاصل شده بودم و حتی توی این کشور ها دعواهایی داشتیم که باز هم کار به پلیس کشیده و به دادگاه رفتیم و هزینه ی بسیار زیادی رو پرداخت کردیم من خشمگین بودم استرس داشتم ناراحت بودم تا اینکه تمام دوره ها رو تهیه کردم و شروع کردم به گوش دادن، مدام گوش میکردم چون میخواستم واقعا تغییر کنم و مشکلاتم رو پیدا کنم و فهمیدم خیلی طلسم ها و سایه های زیادی دارم دوره جدایی تا تعالی به من خیلی کمک کرد و برای من خیلی جالب بود چون من در گذشته ازدواج ناموفقی داشتم و آسیب دیده بودم و فکر میکردم همچیز تموم شده اما دیدم زخمم هنوز هست فقط کمی روش بسته شده ولی هنوز چرک وجود داره و این دوره خیلی برای ترمیم خودم به من کمک کرد گوش دادن به دستاورد ها هم خیلی به من کمک کرد که متوجه مسائل زندگیم بشم چون من نمیتونستم مسائل زندگیم رو بپذیرم رابطه ام با همسرم خیلی خوب شده، خیلی خیلی با هم خوب شدیم، برای هم وقت میگذاریم با هم صحبت میکنیم با هم آروم هستیم و این خیلی خوبه چون هیچوقت نمیتونستیم باهم صحبت کنیم توی چالش من جدید هم شرکت کردم و شش کیلو اضافه وزنم رو که نمیتونستم کم کنم، کم کردم خیلی آروم شدم و آرامش دارم، من به خودم اصلا احترام نمیگذاشتم و متوجه شدم اصلا خودم رو نمیدیدم ولی الان خودم رو اصلاح کردم و بخودم میرسم و بخودم احترام میگذارم. ممنونم ازتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💚 5 فروردين 99
    سلام و با ذوق و شوق فراوان. بعد از جدایی، آدمی بهم پیشنهاد ازدواج داد که من نمیتونم با هیچ عدد و رقمی، بگم که چقدر دوستم داره و بهم میگه مثل یک ملکه زندگی کردن در شان تو هست و ما حالا عقد کردیم من پکیج دوره هارو تهیه کردم و تصمیمم رو گرفتم که رابطه ی ناسالمی رو که در اون به شدت احساس حقارت میکردم، تموم کنم چون جایگاهم در اون رابطه از بین رفته بود با گوش دادن به دوره های جدایی تا تعالی، عزت نفس و اعتماد به نفس و جزیره گنج به این رسیدم که باید یک فکر جدی برای حال خودم بکنم دو هفته بعد از جداییم به شکل معجزه آسایی یک آقا به من پیشنهاد ازدواج دادند و از من خواستگاری کردند و چون بیشتر معیار های من رو داشتند قبول کردم و وقتی من جواب بله رو دادم بعد از دو هفته از آلمان به ایران اومدند و تمام مراسمات ما انجام شد وما عقد کردیم و خیلی جالب بود که سیر مراسمات ما خیلی روان اتفاق افتاد، تمام خانواده ی ایشون از این وصلت به شدت خوشحال بودند بدون اینکه من رو خیلی بشناسند ولی خوشحالی تو صورت شون موج میزد انگار یک زنگ بیداری در مسیر زندگی من خورد و واقعا یک سری از در های رحمت به سوی من باز شد همسرم واقعا آقای موجهی هستند و از لحاظ اخلاقی و شان اجتماعی جایگاه خوبی دارند و من نمیتونم هیچ عدد یا رقمی بگذارم برای میزان علاقه ای که این آقا به من دارند و چقدر من رو دوست دارند. همیشه به من میگه زندگی خوب و آرامش داشتن حق تو هست و میگفت مثل یک ملکه زندگی کردن در شان تو هست و تو باید مثل یک خانم زندگی کنی حالا من مقایسه میکنم که توی رابطه قبلیم من چه جایگاهی داشتم و توی این رابطه چه جایگاهی دارم. توی اون رابطه هر چی دست و پا میزدم بیشتر فرو میرفتم و هیچ کسی منو نمیدید اون اقا وقتی متوجه شد من ازدواج کردم خیلی پریشون شد خیلی گریه کرد ضجه زد، عذرخواهی کرد التماس کرد که من برگردم و من گفتم من تصمیمم رو گرفتم و دیگه نمیخوام توی اون جهنمی باشم که هر روزم ترس ودلهره و عذاب و شک و تردید و نگرانی و تحقیر و تهدید بود خواستم بدونید که آگاهی چقدر توی مسیر زندگی آدما تاثیر میذاره و میدونم اگر اگاهی نداشته باشم حتی توی این انتخابم هم به مشکل میخورم چون میدونم بخش اعظمی از اتفاقات بدی که توی زندگیم افتاد، مسبب اول و اخرش خودم بودم و این من بودم که با ناآگاهی آدم هایی رو انتخاب کردم که بهم صدمه و لطمه زدند ولی الان حالم خوبه. ممنون از شما و همه همکارانتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🍃 3 فروردين 99
    سلام سال ۹۸ سالی پر از سختی برام بود پر از چالش و من خیلی از چالشهارو که جهان منو بالاجبار وارد چالش کرده بود رو باکمک دوره جذابیت درونی و از عزت نفس تا اعتماد به نفس تونستم با اقتدار با سر بلندی بیرون بیام و لذت و طعم پشت سر گذاشتن چالش لذتی وصف نشدنیه . با چالش ۴ ماهه تونستم شخصی رو با خصوصیاتی که میخوام به زندگیم بیارم . و شخصی که رفته بود رو فراموش کردم و در واقع با کمک فایل رها کن ،حقیقتا رها کنم و خودم رو دوست داشته باشم و اون شخص برگشت و من برای قبول کردنش دو دلم چون انقد به من اصرار میکنه که به من یه فرصت بده تا خودمو بهت ثابت کنم .ولی من الان قوی شدم💪 آدمهای زیادی اومدن و به من گفتن انقد دو خوب و دوست داشتی و اصیل هستی که دوس داریم ازت حداقل کمک بگیریم اگه قبولمون نمیکنی ولی هیچکدوم اون شخصی که من میخواستم نبودن . من با تنهاییم بیشتر از هر کسی حالم خوبه نمیدونم‌چطوری توصیفش کنم...ولی هنوز هم مساله دارم و چیزی که تو سال جدید میخوام اینه که خودی که هنوزم ازم دلخوره رو دلشو بدست بیارم و باهم یکی بشیم و بهترینهارو برای خودم رقم بزنم با یاری خداوند شادوسربلندباشیددوستون دارم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💜 3 فروردين 99
    سلام.سوده جان من پکیج کامل دوره ها رو تهیه کردم و بار ها گوش میکردم، اولین دستاوردم این بود که من حالت چسبندگی به آدمها داشتم، قدرت تموم کردن رابطه رو نداشتم و این فایل ها و آگاهی باعث شد مسیر زندگی من عوض بشه خیلی تغییر کردم و فکر نمیکردم انقدر یک سری جملات، مدار ها، سایه ها بتونه زندگی من رو تغییر بده و واقعا در زندگی من تاثیر داشت و من الان خیلی به خودم نزدیک شدم و درونم رو شناختم، من رابطه ای رو که فکر میکردم درسته ولی توش احساس خوبی نداشتم به راحتی کنار گذاشتم بعد از کار کردن روی خودم آدمی وارد زندگیم شد که اصلا باورم نمیشد، این آدم انگار من رو به طور کامل درک میکنه، من تمام تمریناتم رو سعی کردم انجام بدم و در رابطه پیاده کنم و اون آقا به خاطر من از آلمان اومد ایران، هدیه های گران بهایی برای من آورده بود و در صحبت کردنش برای من خیلی ارزش قائل میشد من خیلی خودم رو پیدا کردم و متوجه شدم چه جاهایی در روابطم اشتباه میکردم، فهمیدم چطور باید در روابطم درست رفتار کنم، چطور نه بگم من بخاطر بی احترامی هایی که از سمت دیگران دیده بودم و آدم اشتباهی که وارد زندگی من شده بود و من رو خرد کرده بود، عزت نفس و اعتماد به نفسم رو از دست داده بودم و خود حقیقیم رو گم کرده بودم ولی حالا به نقطه ی اطمینانی که میخواستم رسیدم من واقعا فکر نمیکردم یک سری فایل و یک سری صحبت انقدر بتونه زندگیم رو عوض کنه من الان دیگه اصلا احساس تنهایی نمیکنم، به کسی احساس نیاز ندارم حتی با وجودی که این آقا خیلی به من عشق میده الان حال من خیلی خوبه، به خودم میرسم، به دیگران محبت میکنم و دیگه ترس از دست دادن ندارم و احساس میکنم شهامت و جسارتی در من زنده شده من بخاطر تحقیر های اون آدم توی اون سه سال خودم رو گم کرده بودم ولی حالا با آگاهی که دارم خودم رو احیا کردم. ممنون ازشما و همکارانتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🍁🌸🌷 2 فروردين 99
    سلام خدمت خانم سوده هروی که صداش جون دوباره بمن داد من در مهر ماه پدرم رو از دست دادم ودر آذر ماه مادرم وخیلی برام سخت بود خودم مریض شدم ولی چون دختر بزرگه خانواده بودم همشون از من توقع زیاد داشتم من سالها به بیماری مهر طلبی مبتلا شده بودم وهمش دنبال رضایت بقیه افراد خانواده بودم بعد از فوت دو عزیزم خواهر وبرادرانم بامن بد رفتاری کردندمنکه خودم برام این ایام سخت بودودچار رماتیسم مفصلی شده بودم ازمن میخواستند که دائم پیش انها باشم وخودم دختر کنکوری دارم ویه دختر ۱۰ ساله که باید به اونا رسبدگی میکردم من یه روز در میون به خواهر وبرادرام سر میزدم ولی بازم اونا از من ناراحت بودن وسرویس ورسیدگی بیشتر میخواستند که من در توانم نبود چون سالها به انها ومشکلاتشون میرسیدم اونها کاملا دوست داشتند من خودمو در اختیار اونا بزارم چون تو رفت وامدم با اونها کمی فاصله گرفتم چون خودم درد داشتم مرگ عزیزانم منو به شدت بهم ریخته بودند وتوان یاری اونارو نداشتم اونا کم کم منو کنار گذاشتن ومن که بهشون وابسته بودم مثل مار زخمی به خودم میپیچیدم ولی شما وصدای شما نجات بخش من بود الان که سه ماه از فوت مادرم میگذره نشستم وبا راهنمایی شما خودمو پیدا کردم گفتم تا کی خودمو فدای دیگران کنم من دارم از بین میرم وتصمیم مهم خودمو گرفتم یه روز که به خواهرم زنگ زدم وویس دادم حالشو پرسیدم هرچی بد وبیراه بود بمن داد من جوابشو ندادم به برادرم گفتم واونهم مرا سرزنش کرد ومن تو خودم سوختم ودوباره متولد شدم من دیگه به خواهرو برادرام زنگ نزدم وگنج درون خودمو وعزت نفسمو که سالها از دست داده بودم پیدا کردم وتصمیم جدی ومحکم گرفتم که نزارم کسی بمن بی احترامی کنه حتی عزیزترین کسانم روزا صدای شمارو گوش میدادم نه یه بار بلکه ۴ بار هر کدوم رو گوش کردم وبا خودم من جدید ساختم طوری شد که خواهر وبرادرام خودشون بمن زنگ زدن ومهربانی کردن ومن فهمیدم که رو خودم کار کردم ونتیجه رو دیدم وحالا خیلی خوشحالم ورماتیسم هم خیلی بهتر شده ومن استوار تر از گذشته وارد من جدید شدم این تغیرات برام خیلی تعجب آور بود ولی من تونستم به مشکل مهر طلبی خودم که همیشه خودمو مقصر میدونستم برای همیشه پایان بدم واقعا شما فرشته هستید ومن تو دروران سخت مرگ عزبزانم با صدای شما حالم خوب شد وانگاری در کلام شما درد های من نهفته بود ومن اونارو پیدا کردم امیدوارم این انرژی که شما بما میدید خدا صد برابر به شما برگردونه 🦋🦋
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🙏 2 فروردين 99
    خداوند به ندرت آینده را آشکار میکند او فقط آینده ای راآشکار میکند که برای عوض شدن نوشته شده باشد . سفر من با یک سیلی از جانب کسی که حامی من بودن آغاز شد و بعدها فهمیدم این نشانه ای از جهان عظیم است . زبان شناختن نشانه ها رو در جزیره گنج آموختم . من مدت کوتاهی است که سفرم را پس از شکستن قفل ها زنجیر های اسارتم آغاز کرده ام و اولین شهری که به ان رسیدم جایی در عمق درونم و خانه ای به قدمت سی و دو ساله در انجا بازسازی کردم و ان خانه عجیب را در هر شهری که به ان میرسم میبینم و دراختیار دارم و بمن عزت میبخشد . راستش را بخواهید در آغاز تنها بودم همسفری نداشتم اکنون همسفرانی دارم دوستی که می گوید من جذبش کرده ام در این مسیر و گویا من جذاب شده ام . دیگر میدانم جهان جهان لیاقت هاست و وعده الهی این است همه چیز از آن شماست و احترام بخود یعنی لیاقت داشتن سفری رویایی. دستاورد اصلی من این است که سراسر جهان همدست میشوند تا من به رویایم برسم در این سفر . من جدید در سال جدید و سال های جدیدتر برای رسیدن به رویایم اشتیاق دارد سفر من آغاز شد و پایانی ندارد تا گنج واقعی.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🙏 23 اسفند 98
    سلام و عرض ادب و خسته نباشید. من دوره های جذابیت درونی ، عزت نفس و اعتماد به نفس و جزیره گنج رو گرفتم من خیلی زود عصبانی میشم، عکس العمل های بدی برای هر چیزی نشون میدادم، خیلی قهر میکردم و اوضاع روحی خوبی نداشتم ولی با کار کردن روی خودم، الان مدام از همه اطرافیانم ( خانواده، دوستام، شریک عاطفیم میشنوم که بهم میگن تو چقدر فرق کردی، انگار خیلی بزرگتر از سنت هستی) آرامشم خیلی بیشتر شده و این بزرگترین دستاوردم هست و خیلی بهش افتخار میکنم چون چندین سال در تلاش بودم و بهش نمیرسیدم الان خودم رو دوست دارم، برای خودم ارزش قائل هستم و از خودم مواظبت میکنم، احساس میکنم به ندرت پیش میاد مشکلی داشته باشم و هر چی به زندگیم نگاه میکنم میبینم توی هر جنبه از زندگیم با کار کردن روی خودم کلی دستاورد داشتم و دیگه مشکل بزرگی نمیبینم من با اینکه برای دکتری میخونم، کلی مدرک داشتم، سابقه کار داشتم ولی به یک کار با حقوق ناچیز ماهانه بسنده کرده بودم و فکر میکردم نمیتونم اون کار رو ول کنم با اینکه از فرم کارم خوشم نمیومد اونجا مونده بودم ولی الان کارم رو رها کردم و حالا برای خودم کار میکنم و با زمان کمتر در آمد بیشتر و آرامش خیلی خیلی بیشتری دارم چون اصلا محیط و شرایط کاریم رو دوست نداشتم توی رابطه عاطفیم خیلی تغییر و تحولات به وجود اومده ، رابطه من پر از مشکل بود، همش قهر و آشتی داشتیم ولی حالا دیگه به ندرت پیش میاد مشکلی داشته باشیم و اگر مشکلی هم باشه من دیگه یاد گرفتم چطور صحبت کنم، چطور عبور کنم و عکس العمل مناسب نشون بدم، من قبلا همش میخواستم رابطه رو بهم بزنم ولی الان نقاط مثبت طرفم رو میبینم و تغییر کردم و فیدبکش رو میبینم که با تغییر من، طرف مقابلم هم چقدر تغییر کرده من توی رابطه با خانواده مخصوصا با پدرم خیلی مشکل داشتم ولی با تغییر من همه ی آدم ها و شرایط اطرافم تغییر کرده و من الان خیلی خوشحال تر هستم من انگیزه نداشتم، انرژی نداشتم، حوصله هیچ کاری نداشتم ولی الان برای لحظه لحظه زندگیم ارزش قائل هستم. ممنون از زحماتتون.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🙏 22 اسفند 98
    سلام خانم هروی عزیز خسته نباشید من با شما و کانالتون از فروردین آشنا شدم تقریبا یک ساله با فایلهای صوتی و متن هاتون و تو ایستا هم استوری ها و.... دارم زندگی می کنم . پارسال با یه بحرانی با شما آشنا شدم داشتم روی خودم کار می کردم دوره هاتونو خریداری کردم همشونو . تک به تک همه رو گوش کردم و یادداشت برداری کردم خیلی حرف‌هاتون آرام بخش بوده و هست خیلی چیزها یاد گرفتم و سعی می کردم اجراش کنم هر چند خیلی وقتها از دست خودم عصبانی می شدم می گفتم چرا نمی تونی اجراش کنی وقتی آگاهیشو کسب کردی . من خیلی مضطرب و نگران بودم واز رفتار همسرم با خانم‌ها کاملا ناراضی البته اینم بگم محل کار همسرم فقط در ارتباط با خانمهاست . و نمی تونستم خودمو کنترل کنم و انتقاد می کردم و ‌تند حرف می زدم به دلیل مشکلی که پارسال با یکی از همکاراش ایجاد شده بود. همین جوری ادامه داشت تا اینکه به یه بحران خیلی شدیدتر از پارسال یه ماه پیش دچار شدم حقیقتا اول نامید شدم از همه چی ........ داشتم به جدایی فکر می کردم دوره از جدایی تا تعالی همون موقع اومد می خواستم بگیرم همسرم از ام یه فرصت دیگه خواست. نکات دوره جزیره گنج یادم افتاد خدا خیلی بهم کمک کرد خیلی خیلی زیاد .......... خانم هروی عزیز دوره از جدایی تا تعالی تون هم حتی برا من که جدا نشدم مفیده چون واقعا تولد دیگری برای زندگیمون رخ داد و تصمیم گرفتیم از نو شروع کنیم همسرم تصمیم گرفته تغییر کنه و من نیز می خوام قوی باشم و پاشم هرچند خیلی غم دارم و فراموش گذشته برام سخت ...... نمی دونم شاید به قول شما جهان خواست این دفعه سیلی محکمی یه من بزنه که دیگه رفتارهای مخرب مخصوصا تو این یک سال رو تو رابطه ام نداشته باشم ....... از شما ممنونم به خاطر آگاهی که به من دادید تاحدی هم تونستم دستاوردهای کوچولو کسب کنم ولی آن شالله بتونم برای این بحرانم ‌آسیب شدید روحیم عملی انجام بدم مخصوصا دوره جذابیت درونی رو پیاده کنم تو زندگیم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌸🌷 22 اسفند 98
    سلام خانم هروی نازنینم خیلی خیلی خوشحالم که دارم برای سومین بار براتون دستاورد میفرستم😍😍 اونقدر دستاوردام زیاد شدن که نمیدونم باید از کجا بگم!! جذب شدن ادمها به خودم رو کاملا احساس می کنم، ادمهایی که صمیمیت خاصی باهاشون ندارم میخان که کنارم باشن، ادمی که یک سال بود تا ازش سراغی نمی گرفتم، ازش خبری نبود حالا میخاد منو ببینه😍 همیشه با اینکه سعی میکردم قوی باشم اما از درون میدونستم ضعیفم، چون در هیچ کاری اراده قوی نداشتم، اما حالا اراده ام جوری قوی شده که خودمم باور نمی کنم!! من برای احساس خلا درونیم به غذا خوردن رو میاوردم و به هیچ وجه نمی تونستم خودمو کنترل کنم، به هیچ غذا و خوراکی نه نمی گفتم، اما الان به راحتی این کارو می کنم💪💪 هیچ وقت استراحت واقعی نداشتم، همیشه در تلاش و تکاپو بودم و فکر می کردم باید کار مفید کنم، حتی برای تایم استراحتم!! یا وقتی توی رختخواب بودم و مریض!!! حالا به خودم احترام قائل میشم و با خیال راحت جسمی و روحی استراحت می کنم😊 مرسی که باعث شدید اراده ام برگرده، قوی بشم، جذاب بشم ، آرامش داشته باشم. اما این تازه شروع مسیر خودشناسی منه و مطمئنم دستاوردهای خیلی زیادتری براتون خواهم فرستاد💪
    پاسخ
    -0
    انصراف
    Mons 24 اسفند 98
    واقعن ..تبریک میگم
    -0

    😇 22 اسفند 98
    سوده جان سلام باید بگم من در نقطه صفر زندگیم بودم که با شما آشنا شدم، هیچی نداشتم که باعث امیدم بشه، من از کارم اخراج شدم، رابطه ام رو از دست دادم، از خانوادم فاصله گرفتم و داشتم تنهایی عمیقی رو سپری میکردم و این در حالی بود که من همیشه به شدت از تنهایی خودم میترسیدم و فرار میکردم، حتی از کارم برای فرار از تنهایی استفاده میکردم من احساس عدم ارزشمندی و ناکامی هام رو پشت کار زیاد قایم میکردم، به همین خاطر همیشه در کار هایی وارد شده بودم که شرایط سخت و پرفشاری داشت و هر بار کارم رو عوض میکردم شرایطم بدتر میشد و حقوق خوبی هم در ازای کار زیادم دریافت نمیکردم و حتی باز هم از تمام اون شرایط بد راضی بودم و تنها دلخوشیم بود تا اینکه خدا همون رو هم از من گرفت جهان بار ها به من سیلی زد، من نمیدیدم، من موقع راه رفتن پام به پله گیر کرد و شکست و خونه نشین شدم، تصمیم گرفتم از راه دور کار کنم چون من به شدت با وقت گذروندن با خودم مشکل داشتم، من با اینکه ساعت های زیادی توی خونه کار میکردم و یک تنه به اندازه چهار نفر خروجی میدادم اما به طور ناگهانی ایمیلی دریافت کردم که به من گفتند ما به شما نیاز نداریم و نه تنها من بلکه همه شوکه شده بودند ولی حالا میفهمم واقعیت این بود که خدا میخواست بهم بگه اون کار جایگاه من نیست، من حتی توی روابطم هم وارد ارتباط با کسانی میشدم که خیلی پایینتر از لیاقت من بودند و خدا تمام اینهارو از من گرفت ، (کار ، رابطه، دوست، خانواده، ... ) تا من یک جایی با خودم مواجه شم و انقدر به دیگران چنگ نزنم با وجود سابقه کار خوبی که داشتم، حتی لوح تقدیر از یک شرکت معتبر خارجی داشتم ولی باز هم رزومه های من به جایی نمیرسید و هیچ کاری برای من پیدا نمیشد اوضاع روابط من هم خیلی بد بود، خودم رو در حد روابط سطحی و کم عمق پایین میاوردم که از تنهایی فرار کنم ولی باز هم همون روابط رو از دست میدادم و از پیدا کردن آدم مناسب برای خودم نا امید بودم تصمیم گرفتم از زمانم برای شنا استفاده کنم اما ریه هام شروع کرد به چرک کردن و دکتر شنا رو برای من قدغن کرد و من از هر دری میخواستم وارد شم راه بسته میشد من همیشه بند نافم رو به جای اشتباهی توی زندگیم وصل میکردم تا اینکه رسیدم به جایی که از تقلا کردن خسته شدم و من تسلیم شدم و هیچکاری برای خودم نمیکردم، حتی غذا نمیخوردم، پایین و پایینتر میرفتم تا حدی که قدرت نداشتم یک لیوان آب برای خودم بیارم خیلی اتفاقی با کانال شما آشنا شدم، ویس هارو گوش میدادم و برای من مثل کورسوی امیدی توی تاریکی هام بود، ویس ها مثل آب روانی خاک خشکیده ی من رو نمناک کرد، تنها کاری که میکردم گوش دادن به فایل ها و دستاورد ها بود و اولین دستاورد من و ارزشمند ترین دستاوردم این بود که من به طرز عجیب و باورکردنی با تنهایی خودم بد نبود و حتی دیگه دوستش داشتم و شروع کردم به رسیدگی کردن به خودم پکیج کل دوره ها رو تهیه کردم و کار کردن روی خودم رو شروع کردم چون من توی هیچ وجهی از زندگیم موفق نبودم و فهمیده بودم جایی در درونم ایراد داره دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس برای من شوکه کننده بود، من تا ساعت ها باهاش گریه میکرد و باورم نمیشد انقدر زندگیم رو اشتباه فهمیدم، زندگی من در سایه ها ، طلسم ها ، کامپلکس هام غرق شده بود و شخصیت من بر اساس تمام کامپلکس هایی بود که از کودکی از مادر و خواهرم گرفته بودم. پر از عقده های منفی بودم من شخصیتی ساخته بودم که از نظر همه خوب بود ولی خودم میدونستم که من خوشحال نیستم، فهمیدن اینکه من چه کارهایی با زندگیم کردم دردناک ترین و در عین حال شیرین تر نقطه زندگی من بود چون وضعیتی رو که من به عنوان تقدیر پذیرفته بودم و فکر میکردم که فقط میتونم از دور نظاره گر باشم حالا کنترلش توی دستهای خودم بود و بابتش خیلی خوشحال بودم وارد چالش چهارماهه شدم و دیدم من حامی هر کسی و هر چیزی بودم جز خودم و کاری کردن برای خودم هیچوقت توی برنامه هام نبود؛ پس نمیتونستم از دیگران هم حمایت و توجهی ببینم من بزرگترین طلسم زندگیم رو پیدا کردم و فهمیدم چرا با وجود تلاش زیادم توی زمینه های مختلف الگوی ناموفق بودن و به هدف نرسیدن برای من تکرار میشد و با کار کردن روی طلسم هام دیدم چقدر موقعیت هام رو از دست داده بود طلسم ازدواجم رو دیدم و فهمیدم چرا هیچوقت فرد مناسبم وارد زندگیم نمیشد که رابطه به ازدواج نزدیک شه یا اگر فرد مناسبی میومد به محض اینکه به ازدواج نزدیک میشد همه چیز ناگهانی و بی دلیل از هم میپاشید من دیدم تمام ناکامی هام رو خودم به سر خودم آوردم نه هیچکس دیگه ای و من با وصل کردن بندنافم به جای درست تونستم سایه هام رو ببینم و این بالاترین و ارزشمند ترین هدیه برای من بود. ممنون از زحماتتون
    پاسخ
    -0
    انصراف
    مینا 24 اسفند 98
    چقدر دستاوردتون دلگرم کننده و دلنشین و خوشایند بود برام،واقعا برای گام برداشتن امیدوارم کرد،پیروز باشین💙
    -0

    😊 21 اسفند 98
    سلام خانم هروی نازنین. من فکر میکردم دوره ی جدایی به درد من نمیخوره ولی من با دوره از جدایی تا تعالی اتفاق عجیبی رو تجربه کردم من همه دوره ها رو تهیه کرده بودم و فکر میکردم دوره ی جدایی به درد من نمیخوره ولی چون مطالب شما برای من خیلی خوب بودند، این دوره رو هم تهیه کردم و گفتم شاید چیزی داشته باشه که برای من جالب باشه، جالب این بود که چیزی که من توی این دوره پیدا کردم خیلی خیلی مهمتر از اون مساله ای بود که تصور میکردم واقعا با شنیدن فایل ها من متحول شدم، سالها بود هیچ مساله ای اینطوری نتونسته بود روی من تاثیر بگذاره، من یک بُعد دیگه ای از خودم رو شناختم من با مرور کودکیم مشکلی رو که الان توی خیلی از روابطم دارم، ریشه یابی کردم. واقعا فکر نمیکردم که من همچین آدمی بودم و این اشتباهات رو توی برخورد با اطرافیانم داشتم. ممنون اززحماتتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🙏 21 اسفند 98
    سلام عزیز دلم خانم هروی نازنین. من نوروز 98 پکیج کلی رو تهیه کردم و وارد گروه بچه های زندگی سالم شدم قصد خودکشی داشتم، فکر میکردم دنیا به آخر رسیده . کنار مشکلات روحی و روانی زیادی که خودم داشتم در یک رابطه ای سمی هم بودم دو سال اون آقا من رو چندین بار کتک زد، تمسخر میکرد، میگفت تو جوری که من میخوام باید باشی، روزی که این آقا میخواست من رو ترک کنه گریه کردم، به پاش افتادم و میگفتم توروخدا بیا با من ازدواج کن ولی قبول نکرد و گفت اصلا من تورو نمیخوام برو گمشو و جدا شدیم من از تمرین رها کردن استفاده کردم و به طرز باور نکردنی توی 5 روز من 10 تا خواستگار داشتم!شاید هر کس بشنوه مسخره کنه خودمم باورم نمیشد با مادرم صحبت کرده بودند، به خودم گفته بودند، کسی اومده بودم خواستگاریم که اصلا باورم نمیشد، یکی از این خواستگارهام بخاطر اینکه روز آشنایی با من و حسی که از من گرفته بود روی اسبش اسم من رو گذاشته بود و میخواست اون رو به نام من بزنه ، چیزی که من دیدم اتفاق افتادنِ قانون رهایی بود. وقتی چیزی به درد ما نمیخوره باید رهاش کنیم و بهش نچسبیم چون باید این چسبیدن عمرمون میره، عزت نفس مون میره، بدن و روان ما از بین میره من این آقا رو رها کردم و حالا انقدر پیشنهاد دارم که انگار اندازه اون سه سالی که باهاش بودم و هیچکس من رو نمیدید حالا همه دارند من رو میبینند من دارم میبینم که زندگیم داره تغییر میکنه و خوشحالم. خوشحالیمو ازشما دارم و ممنونتونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    & 21 اسفند 98
    سلام مهربان بانو سوده عزیز. من بعد از هفت سال زندگی مشترک با مردی که عاشقش بودم، اون از ایران رفت و قرار بود وقتی کار پیدا کرد من رو هم ببره اونجا باهم زندگی کنیم اما وقتی اونجا کار پیدا کرد، یک روز گفت من دیگه نمیخوام که تو بیای و ترجیح میدم که مجرد باشم و احساس میکنم اینجوری راحتم و آرامش دارم و من اصلا برای متاهل بودن ساخته نشدم، نمیخوام دیگه بیای و به زندگی با تو ادامه بدم، باید جدا بشیم من داغون شدم، تا یک مدت همش بهش التماس میکردم، تقلا میکردم ولی رفتارش با من بدتر و بدتر میشد و من فهمیدم به ته خط رسیدم (نقطه 0)، یک روز بهم گفت تو اگه یه ذره برای خودت ارزش قائل بودی،این همه گفتم نمیخوامت، دست برمیداشتی و میرفتی، اونجا به خودم اومدم و تکون خوردم، خیلی خرد شدم،آرزوی مرگ میکردم و به شدت احساس قربانی بودن داشتم من قبلا مباحث روانشناسی رو مسخره میکردم و هیچ اعتقادی نداشتم ولی با دوره های شما به عنوان آخرین دستاویز پناه آوردم با دوره جذابیت درونی شروع کردم، کم کم امید به زندگی به من برگشت و بجایی رسید که من خداوند رو بخاطر فرصت زیبای زندگی که بهم داد، شکر میکردم خیلی سعی میکردم نکات رو رعایت کنم و هرروز صبح مرور میکردم، باشگاه رفتنم رو ترک کرده بودم دوباره شروع کردم ولی این بار با یک اقتدار درونی و نگرش جدید میرفتم. متوجه تغییر مدار خودم شده بودم تا اینکه یک روز وقتی از باشگاه بیرون اومدم در کمال ناباوری، دیدم همسرم باهام تماس گرفته بوده، اصلا مدت ها بود که با من تماس نمیگرفت و برای من خیلی عجیب بود و من اونجا برای اولین بار به حرف شما رسیدم وقتی همسرم رفت، پدرشوهر و مادر شوهرم تصمیم گرفته بودند خونه رو از من بگیرند و من به شدت نگران بودم، قبل از اینکه بیام پیشم، من تمرینی که گفتید انجام دادم و وقتی اومدند هیچ حرفی از خونه نزدند و بدون گفتن چیزی رفتند و من کاملا احساس کردم که دعاهای من باعث این اتفاق شد با دوره جزیره گنج ارتباط با خداوند رو به طرز شگفت انگیزی تجربه کردم و حال درونم کاملا دگرگون شد و حضور خدا رو در زندگیم احساس کردم و این بزرگترین دستاورد من بود دارم روی دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس کار میکنم و فهمیدم مشکل اصلی من در زندگی زناشویی، عدم عزت نفس من بود که ضربه های وحشتناکی رو به من زد، من همه جور باج عاطفی به همسرم داده بودم، حالا دارم بنای عزت نفسم رو از نو بنا میکنم و اتفاقی که بعد از کار کردن روی خودم افتاده اینه که همسرم تماس هاش رو با من بیشتر کرده، ساعت ها با من درد و دل میکنه و من دارم احساس میکنم نسبت به من علاقه ش بیشتر شده، احساس پشیمونی رو توی رفتارش میبینم و احساس دلتنگیش رو نسبت به خودم حس میکنم یکی از عالی ترین دستاورد های من فهمیدن این حقیقت بزرگ بود که پشت هر اتفاقی توی زندگی معنایی نفهته ست که وقتی این معنا رو پیدا میکنی رنگ زندگی میتونه عوض بشه و فهم این مساله باعث رهایی از هر درد و رنج و افسردگی میشه من تونستم تمام کسانی رو که آزارم دادند از ته دل ببخشم و دعای خیر کنم تغییراتم رو علاوه بر خودم، اطرافیانم حس کردند و مادرم میگه خیلی آروم شدی و خیلی تغییر کردی اخیرا پیشنهادات خیلی زیادی از سمت آقایون بهم میشه، خیلی ها دلشون میخواد با من باشند و به من نزدیک بشن، مدام از من تعریف میکنند، اونقدر پیشنهاداتم زیاد شده که توی دوران مجردی انقدر پیشنهاد نداشتم ولی من دارم روی درونم کار میکنم تا اگر خدا خواست و دوباره با همسرم زندگی کردم، یک منِ جدیدِ خودساخته این زندگی رو بسازه با جزیره گنج هشیار شدم و خیلی جاها پاسخ ها و نشانه هارو دریافت میکنم من همیشه یک خشم درونی و نا آرامی داشتم، رفتارم با خانوادم خیلی تند بود، به شدت منفی گرا بودم اما حالا خیلی آروم هستم و روی خودم مسلط شدم، نگاه و بینش من کاملا تغییر کرده، حالا میفهمم همسر منم که خشن بود دقیقا بازتاب درون خودم بود حالا میدونم میتونم به امید خدا یک من جدید و زندگی جدید بسازم. همیشه دعاگوتون هستم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🙏 21 اسفند 98
    سلتم سوده خانوم. بعد از جدایی امروز رو نمیتونستم تصور کنم من دختر به شدت عصبی ای بودم و با همه درگیر میشدم و انگار به آدم ها گیر میکردم و روابطم طولانی میشد و هیچ سرانجامی نداشت و خیلی شکست های پشت سر هم و فوق العاده فجیعی رو تجربه میکردم که حالم رو بدتر میکرد تا جایی که به نقطه صفر رسیدم رابطه ای که واقعا جدی بود رو از دست داده بودم، خانواده هامون در جریان بودند ولی اون یهو رفت بدون هیچ دلیلی بعد از جدایی انگار با خودم لج کرده بودم و افتاده بودم توی مهمونی ها و جاهایی که نباید میرفتم یک تصادف شدید کردم در حدی که کلا ماشینم رو از دست دادم و هر کس ماشین رو میدید میگفت یک معجزه ست که زنده موندی خیلی اتفاقی با پیج زندگی سالم آشنا شدم و یک شب بخودم گفتم بسه باید تغییر کنم همه ی دوره ها رو تهیه کردم و شروع کردم انجام دادم و کم کم اتفاقاتی افتاد حرف ها و تمرین ها باعث شد من کم کم نگاهم تغییر کنه و دیگه غمگین نباشم و الان میفهمم که چقدر طلسم هام خیلی جاها گیرم انداخته بودند الان خودم رو خیلی دوست دارم . من قبلا با اینکه از نظر همه چهره خیلی خوبی داشتم، ظاهر خوبی داشتم ولی حس میکردم من اصلا خوب نیستم اصلا ارزشی ندارم و همه چیز رو ظاهری میدیدم و میگفتم اگر من خیلی خوبم، اگر خیلی خوشگلم چرا آدمها من رو ترک میکنند؟ و الان متوجه شدم که دلیل ترک شدن ها در درون خودم بوده الان من خودم و دنیای اطرافم رو پذیرفتم و به آرامش و حال خوب رسیدم، مسئول بودن رو یاد گرفتم رابطم با خانوادم خیلی بهتر شد، من بخاطر گذشتم رابطم با خانوادم خوب نبود ولی الان همه ی اونها با من همراهند راحت میتونم حرفام رو بزنم و نه بگم، ترس هام کمتر شده من عکاسی میخوندم و عکاسی میکردم ولی هیچوقت جرات نداشتم کار کنم چون همیشه خودم رو کم میدونستم و فکر میکردم من خیلی عالی نیستم و همین جلوی من رو گرفته بود ولی الان شروع کردم کار رو و مشتری هام راضی هستند خودم رو بخشیدم، همه کسانی که به من بدی کردند بخشیدم، اون آقا هم برگشت بعد از یکسال و گفت خیلی عوض شدی و من رسیدم به حرف شما، ازش تشکر کردم و گفتم مرسی که رفتی و نمیخوام که الان باشم و فهمیدم اون رابطه سمی بوده من ورزش رو شروع کردم، تمرکزم رو روی درس و کارم گذاشتم که بتونم به خواسته هام برسم توی رابطه ای که الان هستم یاد گرفتم رابطه ی من آینه منه و طرف مقابلم درونیات من رو چه خوب چه بد بهم نشون میده و برام خیلی جالبه که ما میتونیم چیزهایی که درونمون داریم توی آدمها ببینیم. سپاس از زحماتتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    M 20 اسفند 98
    سلام خانم عروس عزیز انشااله که همیشه عالی و چراغ راه هم نوعانمان بمانید . حدود دو سال است که با شما آشنا هستم و ۹ماه پیش دوره ها را خریداری کردم و تقریبا دو ماه پیش دستاوردی ارسال کر دم که تا کنون دیده نشده مهم‌ترین کمکی که دوره ها و شما به من کردید این بوده که من مطمئن شدم که راه را درست می‌روم و دلیل پیشرفت و موفقیت و آرامن همان فکر و عمل سالم من بوده و وصل شدن به شما باعث شد به درجه آگاهی خودم پی ببرم بسیار ممنونم و از صمیم قلبم برای شما آرزوی موفقیت روز افزون دارم دوست شما مژگان بیگ محمدزاده
    پاسخ
    -0
    انصراف

    F 20 اسفند 98
    سلام خوبید خسته نباشید من تمام دوره هاتونو بمرورخریدم و سعی کردم طبق گفته هاتون انجام بدم اولین دستاوردم اینه که من خودمو قبول نداشتم و اصلا اعتمادبنفس نداشتم و فهمیدم چقدرخودمو پایین میدیدم پس با هدیه دادن بخودم وخریدن این فایلا اولین قدمو برداشتم بعدبانوشتن فهمیدم چقدرسایه و قفل دارم الان باوجودیکه یواشکی این برنامه هارو گرفتم ولی خوشحالم چون باعث تغییرات در من شد وازهمه مهمتر اینه که دیگه نمیترسم از هرچی که بخاد پیش بیاد واقعا ازتون ممنونم خانم هروی وخوشحالم تونستم با شما اشنابشم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    D 20 اسفند 98
    خانم هروی سلام من دکتر شدم، ولی نه در رابطه هام و نه درکارم موفق نبودم ، من کل دوران بچگیم ازش کتک میخوردم . حس غمناک طردشدگی با بزرگتر شدنم برام بزرگتر شد. تنها پناهگاه امن من این بود که برم توی اتاقم و فقط درس بخونم، من دکتر شدم، همجا عنوان (دکتر) رو با خودم میبردم، با اینکه همه دکتر صدام میکردند و چیزی بود که از بچگیم میخواستم ولی اصلا با این عنوان خوشحال نبودم، بهم غرور میداد ولی شادی نمیداد . احساس میکردم چیز خیلی بزرگی ته وجودم کم هست و در نتیجه تمام اطرافیانم توی رفتارشون با من این کمبود رو نشونم میدادند، همیشه میگفتم من که خیلی آرومم، مهربونم، به همه خوبی میکنم، چرا همه من رو راحت میگذارند کنار؟ چرا هیچکس من رو نمیبینه؟ با وجود ظاهر خوبم توی روابطم پشت هم ترک میشدم، طرد میشدم، خیانت میدیدم خارج از کشور که اومدم با یک آقای دیگه ای آشنا شدم که من رو ترک نکرد ولی شروع کرد به تحقیر مداوم من. بهم میگفت تو ظاهر و اندامت اصلا خوب و کامل نیست، در صورتی که خودشم اندام خوبی نداشت. میگفت تو درس خوندی؟ تو که مدرکت هم برای اینجا نیست، تو اینجا هیچی نیستی . این حرفهارو من هرروز هرروز شنیدم، من هفت سال شب و روز درس خونده بودم، شاگرد ممتاز بودم توی دانشگاه، اینهارو میدونستم ولی باز هم اینارو گذاشتم کنار و حرف های اون آقا رو باور کردم، حرفهاش رو درونی کردم که من واقعا هیچی نیستم، بی عرضه ام، دانش ندارم،مهارت ندارم، زشتم، من هیچی نیستم. میگفتم اگر واقعیت نداشتم الان این آقا حتی توی یک کشور دیگه هم، اینارو بهم نمیگفت، افتادم ته دره و سقوط کردم به ته افسردگی، ته تاریکی، کارم شده بود فقط گریه، توی محل کارم هم رفتار دیگران انگار بهم میگفت: تو مثلا دکتری؟ تو اصلا به درد دکتری نمیخوری! حتی این رو میشنیدم که تو هفت سال عمرت رو هدر دادی، تو اصلا به درد این کار نمیخوری... من همه چیزم رو باختم ، سراغ روانپزشک و دارو رفتم ، با شما آشنا شدم، دوره ها رو تهیه کردم، جذابیت درونی رو چند بار گوش کردم، نوشتم، نوشته هام رو خوندم، عزت نفس تا اعتماد به نفس برای من غوغا کردم و من تک تک جملات رو احتیاج داشتم بشنوم و توی این 30 سال همه ی اینهارو از دست داده بودم، با جزیره گنج چقدر گریه کردم . الان میفهمم که چقدر آرامش دارم، دارم میبینم که چقدر رفتار بقیه با من تغییر کرده. سرکارم همه میگن که تو کیفیت کارت تغییر کرده، چقدر توی کارت پیشرفت کردی. من تنها کاری که کردم این بود که من خودم رو باور کردم، من خودم رو پیدا کردم، من خودم رو گم کرده بودم، مدیرم آدمی بود که من همیشه از رفتار های تحقیر آمیزش اذیت شده بودم رنج دیده بودم، الان انقدر با من با احترام رفتار میکنه که من شدم یکی از بهترین و کاربردی ترین پرسنل اونجا، من همیشه آرزو داشتم دوستان خوبی داشته باشم . هیچوقت دوستانی نداشتم که دلشون بخواد با من وقت بگذرونند . الان آدمهایی من رو توی لیست دوستان نزدیکشون گذاشتند که باورم نمیشه. من آرزوم بود که از دوستان نزدیک اینا باشم و الان باورم نمیشه. الان بهر چیزی که فکر میکنم یا دلم میخواد برام پیش میاد. همیشه دوست داشتم برای یک ورزشی آموزش ببینم. کسی پیدا شد که گفت من بهت آموزش خصوصی میدم بدون هزینه و فقط از روی محبت. اینها برای من عین معجزه میمونند، دنیا واقعا جای امنی هست، من خیلی خوشحالم که این راه رو شروع کردم، روزی هزار بار خداروشاکرم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    تکتم 20 اسفند 98
    خانم هروی روزتون بخیر، براتون طلب خیر میکنم، چرا که عشق و آگاهی هدیه ارزشمندیه که شما به همه دوستان میدین.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    % 19 اسفند 98
    با سلام و آرزوی موفقیت برای شما. من سختی های زیادی در زندگیم کشیدم و محدودیت های زیادی در خانواده داشتم، مادرم هم بیمار شدند و من باید ازشون مراقبت میکردم، همه منو به چشم وسیله ای میدیدند که من باید ازشون حمایت کنم و جوونی نکردم، با آقایی ارتباط داشتم که خیلی توی اون رابطه اذیت شدم و افسردگی شدید گرفتم ولی باز موندم. ایشون بخاطر وضعیت مالی خیلی خوبی که داشتند سر من منت میگذاشتند، فهمیدم با خانم های دیگه ارتباط دارند ، داشتم نابود میشدم و به هیچکس نمیگفتم و باز ادامه میدادم . من بخاطر حمایت گری ناچیزی که داشت همیشه میخواستم باشه، من همیشه توی سرزنش خودم زندگی میکردم و با خودم درگیری داشتم و توی تنهایی هام گریه میکردم و تنها بودنم پر از غم و غصه بود، بعد از مدتی مادرم هم فوت کردند و من خیلی بهشون وابسته بودم و حس کردم دارم نابود میشم، بیخوابی داشتم، سوتغذیه گرفتم و اون آقا هم شروع کردند به اذیت کردن من و دقیقا ایشون زمانی من رو ترک کردند که میدونستند از همه طرف فشار روی من هست، من شروع کردم به تهیه دوره ها، جذابیت درونی رو گرفتم بعد عزت نفس تا اعتماد به نفس و بعد جزیره گنج. مدام مینوشتم و تمرین میکردم ، من طوری عوض شدم که دیگه در برابر بدترین اتفاقات هم آرامشم رو از دست نمیدم و میتونم بهترین تصمیمات رو بگیرم. منی که از تنهاییم بدم می اومد الان تنهاییم رو خیلی دوست دارم و با خودم ارتباط برقرار کردم و دیگه دنبال وابستگی نیستم، من پرخاشگری هایی داشتم که الان ارتباطم با خانوادم خیلی خوب شده، همه ی اطرافیانم با من مشورت میکنند و همه از من انرژی میگیرند و مدام آدم ها از من تعریف میکنند و دور من جمع میشن، هرکس منو میبینه الان دیگه همه شون بهم پیشنهاد ازدواج میدن همون اول رابطه که خیلی برای من تعجب بر انگیزه و منم که قبول نمیکنم، من واقعا دیگه تحت سلطه ی آدما نیستم و شخصیت خودم رو دارم و فهمیدم خودم رو دوست داشتن یعنی چی و بخودم میرسم. الان آرایشم خیلی کمتر از قبل شده ولی همه بهم میگن چقدر تو خوشگل شدی، چه تغییری کردی و بعضیا حتی فکر میکنند من عمل زیبایی انجام دادم، خواهرای من که از من بزرگتر هستند سعی میکنند من الگوشون باشم و الان من از درون درمان شدم و دیگه واقعا پرخاشگری در من نیست، و خیلی ها به دنبال تقلید کردن از من هستند. منی که بعد از فوت مادرم و جداییم افسردگی شدید داشتم الان از ته قلبم خداروشکر میکنم و خیلی بزرگ شدم انقدر با خودم دوست شدم و با خودم مهربون شدم که دیگه خودم رو سرزنش نمیکنم، اون آقا یک بار هم برگشتند، من آدمی بودم که خیلی سراغ فالگیر هم میرفتم ولی الان کنار گذاشتم، من افکار منفی داشتم و تمام اتفاقات منفی من به زندگیم عینیت در می اومد الان اتفاقات قشنگ رو میسازم و من دود و خیلی چیز هارو هم کنار گذاشتم.  ممنون از شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌹🌹🌹 19 اسفند 98
    خانم هروی سلام من اعتماد بنفسِ مدیریت رابطه ام رو بدست آوردم،طوریکه طرف مقابلم مدام داره منو تحسین میکنه؛ من کلِ ابعاد زندگیم رو تغییر دادم، من دوره های جذابیت درونی ، عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج رو تهیه کردم و شروع کردم روی خودم کار کردن. واقعا من خیلی تغییر کردم و تفاوت های خیلی زیادی رو دیدم توی خودم، الان خودم رو خیلی بیشتر دوست دارم نسبت به سابق ، قبلا من به خودم اهمیت میدادم ولی درونی خودم رو دوست نداشتم و اعتماد به نفس کاذب داشتم و حقیقی نبود و از خودم راضی نبودم، از وقتی با کانال آشنا شدم شروع کردم رو خودم کار کردن، من توی رابطه خیلی تغییر کردم و خیلی بهتر میتونم رابطه رو کنترل کنم در صورتی که قبلا هیچ کنترلی نداشتم . من روابطم خیلی سریع به مشکل میخورد، اولش خیلی جذاب بودم ولی طرف رو خسته میکردم و آروم و آروم نسبت بهم بی توجه میشد و انقدر رابطه سرد میشد که خودم تموم میکردم و واقعا هم تموم میشد و این طرز فکر اشتباه رو داشتم که اگر وارد رابطه جدیدی بشم مشکل حل میشه، الان در رابطه ای که هستم خیلی بهتر از قبل شدم و باورم نمیشه من همونم که قبلا بودم و خیلی خوب میتونم رابطه رو مدیریت کنم، اونقدر زیاد که طرف مقابلم همش داره منو تحسین میکنه و خدارو شکر از رابطه م خیلی راضی هستم، در ارتباطم با آدمها خیلی تغییر کردم. دوست ده ساله ی من الان بعد از ده سال بهم میگه خیلی تغییر کردی، خیلی دوستت دارم و دوست داشتنی تر شدی، انگار اون آدم سابق نیستی و این خیلی برای من جالب بود دوستی که منو هیچوقت قبول نداشت منو به عنوان الگو انتخاب کرده و این برای من خیلی لذت بخش هست، من با چالش منِ جدید تصمیم گرفته بودم به سلامت خودم توجه بیشتری کنم. دستاورد خیلی بزرگی که داشتم این بود که من روزی یک پاکت سیگار میکشیدم و هیچوقت فکر نمیکردم بتونم ترکش بکنم و الان موفق شدم سیگار رو ترک کنم کامل و دیگه به هیچ عنوان رغبتی برای کشیدن سیگار ندارم و خدارو شکر میکنم چنین قدم بزرگی برای خودم برداشتم، تصمیم بزرگی که برای خودم گرفتم این بود که من کاری که دوست نداشتم و اون محیط دیگه برای من مناسب نبود رو ترک کردم با اینکه کار جایگزینی نداشتم و در آمدی نداشتم اما حالا کاری پیدا کردم که خیلی راضی تر هستم و از تصمیم و قدم بزرگی که برای خودم برداشتم خیلی خوشحالم .من سفری رو که توش قدم برداشتم حاضر نیستم به راحتی ازش برگردم، اولین باره فی البداهه و با اعتماد به نفس میتونم برای شما صحبت بکنم و اینم خودش برای من یه دستاورد خیلی خوب بود که بابتش از شما ممنونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    18 اسفند 98
    من با ارزش هایی که اطرافیانم به من تحمیل میکردند و طلسم های روانی زیادی زندگی میکردم. بعد از جداییم به نقطه صفر رسیده بودم که با شما آشنا شدم. با دوره جذابیت درونی خواستگاری رو که هیچوقت نداشتم به زندگیم اومد.با دوره عزت نفس خیلی از سایه ها و طلسم هام رو پیدا کردم و به کمک یکی از دستاورد ها متوجه طلسم ازدواجم شدم. جزیره گنج رو تهیه کردم و خیلی به من کمک کرد.ارشدم رو شروع کنم و توی رشته ای که خیلی دوستش دارم ادامه تحصیل بدم. هر چی جلوتر میرم چراغ سبز های زندگیم بیشتر به روی من روشن میشن.دستاورد خیلی خیلی جالبی که داشتم و فکرش رو هم نمیکردم این بود که به طرز عجیبی آقایی که من رو ترک کرده بودند، برگشتند و به من میگن که من حاضرم هر کاری بکنم که تو رو داشته باشم، من دختر های زیادی رو دیدم اما آدم یکبار اون گنج و طلا رو پیدا میکنه، من حاضر نیستم به هیچ قیمتی تو رو رها کنم و حاضرم هر کاری کنم برای داشتنت.اینا حرفایی بودند که ایشون به من میگفتند. دستاورد بعدیم این هست که شغل خیلی خیلی خوبی رو پیدا کردم و جالب اینکه انقدر صاحب کار من از من راضی هست، کلماتی رو به من میگن که تا الان نشنیده بودم، بهم میگن تا الان تو کجا بودی؟ چرا انقدر تو خوب هستی ... مشتری هایی که به اینجا میان مدام از من تعریف میکنند جلوی چشم صاحب کارم و مهمتر اینکه این شغل رو من دوستش دارم ، من شغل های قبلیم رو دوست نداشتم ولی انقدر این شغل رو دوست دارم و ارتباط خوبی باهاش برقرار میکنم که باورم نمیشه و ارتباطم با خداوند بسیار بسیار خوب شده و از بابت تمام اتفاقای خوبی که داره توی زندگیم میوفته خیلی خوشحالم و از شما ممنونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💜Saniii💜 14 اسفند 98
    سلام به خوش قلب ترین بانو دنیا🌹🙏،من خیلی وقته عضو کانال و اینستام وشمارو دنبال میکنم اون روزا تو یه رابطه ای بودم که هربار با گوش دادن ویساتون میگفتم من با ادم اشتباهی هستم وتو ناسالم ترین رابطه ام با وجود اگاهیم نمیتونستم اون رابطه اشتباه و رها کنم ومدام تکرار میکردم من بزرگترین اشتباه وخودم مقصرشدم من تو اون رابطه از تمامم گذشتم روحم جسمم خانوادم وهمیشه یه سوال تو ذهنم بود؟!تو تو نبوداین اقا حالت بده ولی کنارشم حالت بده داری چیکارمیکنی دختر!!!؟؟؟؟ دست خودمو گرفتم و گفتم از رابطه ای که بخاطره صادقانه ترین حس دنیا داره مدام تحقیرت میکنه برو بیرون ومن اون لحظه به نقطه صفر رسیدم کارم عشقم هرچند اشتباه وحتی خانوادم و از دست دادم ،میخوام بهتون بگم یه چیزی از درون مدام بهم میگفت دوره جذابیت درونیتون وباید تهیه کنم اولین دستاورده من دوره های شمابود😭😭😭😍😍خدا به واسطه یه نفری که اصلا فکرشو نمیکردم تمام دوره هارو بهم هدیه داد من میدونم تمام این روزا میگذره و من قوی تراز قبل بلند میشم بایه زندگی سالم شاید الان تو شرایط خوبی نباشم ولی امیددارم که خدا همیشه حامی وپشتیبان منه ازتون یه دنیا ممنونم من نمیتونم احساسم وبهتون منتقل بدم ولی ویس منو لطفا گوش بدین شاید ذره ای از حال منو ازون ویس گرفتین 🙏🙏خداهست برای خواسته هات تلاش کن کامل ترینش وبهت هدیه میده فقط کافیه بخوای من با بندبند وجودم میخوام که تغییرکنم...
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💜Saniii💜 14 اسفند 98
    خانم هروی عزیزم سلام شبتون پراز نگاه خدا،من اولین دستاوردم دوره های شما بود که از کسی هدیه گرفتم که اصلافکرشم نمیکردم درست میگفتین جهان اماده اینکه که خواسته هامون و محقق کنه😍من همه دوره هاتون و بارها وبارها گوش دادم نت برداری کردم وسعی کردم تمرینارو انجام بدم اماااا شروع کردم برگردم به عقب وخیلی عمیق تربرای باره ۲۰گوش بدم وروشون تمرکز کنم،ادمی که باعث شد من به کانال شما رو بیارم و انتخاب اشتباهم وهمراه باکارم ترک کنم وبخوام که مسیر اشتباهم و تغییر بدم درسته مثل بقیه دوستان اون ادم برنگشته دروغ چرا بنده نافم هنوز به اون ادم وصل نه برای اینکه برگرده چون اون ادم انتخاب اشتباهی بود ولی هرجایی که به اشتباهم پی میبرم ناخوداگاه میگم کاش خدا بیدارش کنه اونم به اشتباهاتش پی ببره و دیگه اون کارارو با همجنس من نکنه این بخاطره بی احترامیایی که بهم شد از کتک بگیرین تا تحقیرو بی احترامی میدونم باید مقصراصلی خودم بودم میدونم باید رو این موضوع هنوزم خیلی کارکنم ولی رابطم با خانوادم خیلی بهترشده خداروشکر،رابطم با خدا خیلی بهترشده حتی برای هرلبخندمم از خداسپاسگزاری میکنم،دوباره دارم حرفه خودم وشروع میکنم برای ابدیت شدنم دوره اموزشی جدیدم وثبت نام کردم،من ۱۳کیلو از شدت ناراحتی کم کرده بودم حتی خودم به عکسای گذشتم نگاه میکردم از الانم خجالت میکشیدم ناراحت بودن که من با ساناز چیکارکردم قبلاحتی چشمام میخندید همه بهم میگفتن جدا از لاغریت شکسته شدی دارم ورزش میکنم دیگه تو اینه نگاه میکنم از خودم فرارنمیکنم وبه خودم میگم دوباره باهم میسازیمش خیلی قوی تر الان تو زندگیم ارامش دارم ارامشی که باعث میشه سمت ادمای اشتباه نرم حتی جواب پیشنهادایی که میشه بهم به راحتی رد میکنم من ادم رفیق بازی بودم دورم به شدت دوست بود الان بیشترتنهام کتاب میخونم دوره هارو گوش میدم وحتی مینویسم واین زندگیم وبیشتردوست دارم این حال خوب و مدیون شمام الان هرچی میخوام به واسطه این جهان فورا برام جور میشه
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Saniii 14 اسفند 98
    سلام وقتتون بخیر،ممنونم ازتون بابته تک تک زحماتتون ممنونم از خدا که شما واسطه ای شدید برای کمک به من و زندگی سالمی ها از دستاوردهام اگه بخوام بگم خیلی زیادن خیلی زیاد ولی احساس میکنم یزرگترین دستاوردم خوب شدن رابطم با خودم و خانوادم،بعد برای شروع به کارم پولی که نیاز داشتم از ادمی به دستم رسید که هیچوقت فکرنمیکردم اون فرد بخواد یه روز به من پولی وقرض بده کارم وشروع کردم وهرکسی میاد تو محیط کارم (ارایشگرم)هرخدماتی بخواد انجام بده به همکارام میگن میشه مثل اون خانم باش یا مدام راجب من میپرسن و بهم میگن امروز چقدر قشنگ شدی چیکارکردی،من بعداز جداشدن از اون رابطه اشتباه کارمم خانوادم وهمه چیزمواز دست داده بودم تو پیامای قبل براتون نوشتم چه روزایی وگذروندم خداروشکرمیکنم که منی که حتی تو اینه نمیتونستم به خودم نگاه کنم الان هرروز صبح روشن شدن پوست وزیباییم وخودم حس میکنم منی که تو اون رابطه ۱۳کیلو لاغرکردم اونم یهویی الان همه خوش هیکل خطابم میکنن،ادمی که منو مدام تحقیرمیکرد و من تمامم وتو اون رابطه گذاشتم واخرهم تو کار هم تو رابطه ادم بی ارزش خطاب شدم کسی که من مدام التماسش میکردم و غرورش به قدری بود که حتی برای کتکی که منومیزد عذرخواهی نمیکرد برگشت و جلو من اشک ریخت که داره بی من عذاب میکشه درست تو لحظه ای که من همه جابلاک وپاکش کرده بودم تمام شماره هایی که احتمال میدادم ازون بهم زنگ بزن رو بلاک وپاک کردم.ادمی که من برای یه نگاهش دلم پرمیکشید با قدرت تمام بهش گفتم من دیگه نمیخوام اذیت بشم به خودم قول دادم زندگی کنم ودیگه نمیزارم هیچکس ناراحتم کنه والان فقط خودم مهمم واون ادم ازم خواست زمان بدم شاید بتونم بپذیرمش ومن الان همه تمرکزم رو کارم که برسم به اون موفقیتی که میخوام میدونم براتون از موفقیت کاریم عکس میفرستم ازتون ممنونم وبراتون ازخدا ارامش میخوام تازه اول راهم وباید خیلی رو خودم کارکنم الان ایمان دارم که بندنافم ازون ادم پاره شده و میخوام باخودم مهربونتربشم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Saniii 14 اسفند 98
    سلام وقتتون امروز یه اتفاق بد برام افتاد چیزی که اگه قبل اتفاق میوفتاد منه قدیم حتما اشک میریخت زانو میزدم وحتی التماس میکردو به زمین وزمان بدوبیراه میگفت اما امروز اروم بودم لبخندزدم وسرموگرفتم بالاو گفتم من میدونم همه چیزومیبینی وشاهدی و این جهان واداره میکنی شکرت اولش احساس میکردم حتما درطول روز جامیزنم واشک میریزم ولی من تمام تمام روز اروم بودم ولبخند رولبم بودو خداروشکرکردم.والان مرور کردم من از اولین روزی که وارد دوره هاو زندگی سالمی هاشدم روندم اینجوری بود اولش همرو مقصرمیدونستم بعد قضاوت کردم بعد عصبی شدم بعد فرارکردم ویجا اروم شدم وپذیرفتم ودلیل ارامش الانم همین پذیرشم قبول کردم همیشه نباید جنگیدگاهی وقتا فقط باید بپذیری و صبرکنی
    پاسخ
    -0
    انصراف

    BahaP 14 اسفند 98
    سلام خانم هروی مهمترین دستاوردم کنترل کردن روی حرف زدنم بود چون من عادت داشتم مسایلم رو واضح توضیح میدادم ولی از وقتی دارم ویسهارو گوش میدم خیلی تمرین کردم و واقعا خوشحالم ازاین بابت و در ابراز علاقه خیلی اگزجره رفتار میکردم و همیشه متعجب از این بودم چرا آدما فرار میکنن تو این دوهفته خیلی سعی کردم آرامشمو حفظ کنم و روس خودم مسلط بشم و حتی به پارتنرم گفتم نمیتونم باهات ادامه بدم چون من از روابط سطحی خوشم نمیاد و خداحافظی کردم و در کمال تعجب دیدم آدمی که حتی فکرشو نمی کردم بودن نبودنم براش فرقی داشته باشه تماس گرفت که عزیزم داری اشتباه میکنی و... اما من رویه امو ادامه دادم و فاصله رو رعایت میکنم بااینکه خیلی سخته اما دارم جواب میگیرم .
    پاسخ
    -0
    انصراف

    سایه 13 اسفند 98
    سلام وقتتون بخیر و شادی 😊🌺 اینو بگم که حالم عالیه حتی اگرم یوقتهایی گرفته باشم زیاد طول نمیکشه رابطم با خدا خیلی خیلی بهتر شده و اینکه همیشه با تمام وجودم دعاتون میکنم که اینقدر توی اموزشتون سخاوتمندین خداروشکر بخاطر وجودتون 🙏 جواب چند تا از سوالاتمو که سالها دنبالشون بودم از طریق خوابهایی که دیدم گرفتم یا از طریق جمله یا ویسی از شما یا بقیه دوستان ممنونم ازتون 🙏🌺
    پاسخ
    -0
    انصراف

    T 13 اسفند 98
    سلام خانوم هروی عزیز،من با کار کردن روی خودم حس میکنم جهان چیزهای خوبش رو داره به سمت من میاره..من دیروز نذری داشتم و با اینکه پول زیادی در دستم نبود گفتم با همینم نذرمو انجام میدم و باورم نمی شد سه نفر که از نزدیکان من هم نیستن وقتی متوجه شدن که همچین نذری دارم کلی استقبال کردن و گفتن ما هم در این نذر شریک کن و کمک کردن تا انجام شد.قصد داشتم از یه مغازه لباس بخرم ولی گفتم بزارم زمانی که به وزن ایده آل خودم رسیدم اما به طرز عجیبی مامانم کل لباسهایی که میخواستم رو از همون مغازه ای که قصد داشتم خرید کنم برام خرید و گفت این هدیه من به تو یا عیدی من از حالا به تو....وقتی تمرکزم رو از آدم قبلی برداشتم جهان بهم نشون داد افراد دیگه ای هم هستن که بهت توجه و علاقه نشون میدن در صورتی که قبلا فکر میکردم اگه اون نشه دیگه کسی نیست.خانوم هروی من روی دوره جذابیت درونی و من جدید و چالش چهار ماهه بشدت در حال کار کردن هستم.و در کنارش دوره جزیره گنج اعتماد بنفس و از جدایی تا تعالی رو گوش میدم.در دوره از جدایی تا تعالی گفتین با کودک درونت گاهی حرف بزن به نیازهاش توجه کن بهش امنیت بده هر وقت میبینم احساس ترس ،یا تنهایی یا دلگیری میاد سمتم میرم یه گوشه و عمیق باهاش حرف میزنم بعدش حالم بشدت خوب میشه.اینکه گاهی عصبی میشم ولی بعد میگم نباید اینکارو انجام میدادم و باید کنترل کنم اما همین که داره این هشیاری در من زیاد میشه خیلیی خوشحالم.گاهی میگم چرا یکسال پیش که در اون حالت شوک جدایی بودم و باورم نمی شد اون آدم بخواد ترکم کنه دوره ها رو نگرفتم کار نکردم اما با ایمانی که الان پیدا کردم مطمئنم خیرش در این بود الان به این آگاهی برسم و در اون جدایی و ترک شدن هم حتما خیری نهفته بود برای برگشت خیلی تلاش کردم دنبالش رفتم و هر چی دست و پا زدم هیچی تغییر نکرد بجز اینکه بیشتر احساس حقارت کردم که تن به کارهایی دادم که از من و شخصیت من بعید بود اما با این حال خودمو بابت همه اون کارها بخشیدم و گفتم اون من قبلی بود که اون کارها رو انجام داده من جدیدی می سازم که آگاه و هشیار باشه و نتایج زیباتری تو زندگیش داشته باشه.بشدت روی تغذیه ام تمرکز پیدا کردم گوشت نمیخورم مرغ نمیخورم،چای رو کم کردم،غذاهای سالم وارد بدنم میکنم هر روز ورزش و پیاده روی انجام میدم و زمانی که وارد تلگرام و اینستا میشم فقط میخوام از مطالب کانال و اینستا شما استفاده کنم.ارتباطمو با خدا یا همون منبع انرژی هر روز برقرار میکنم و صحبت میکنم خواسته هامو میگم و ایمان دارم خدا کمکم میکنه تا در زندگیم و کارم موفق بشم و به چیزهایی که میخوام برسم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    الی 13 اسفند 98
    عالی هستند همه دوره ها
    پاسخ
    -0
    انصراف

    11 اسفند 98
    من 4 سال با آقایی در ارتباط بودم که اوایل رابطه خیلی خوب بود ولی کم کم که گذشت من دیدم این آقا هیچ برنامه و هدفی ندارند و ما طی این مدت مدام باهم دعوا میکردیم.اون آقا خیلی با دوستاشون سرگرم بودند ولی من رو هم دوست داشتند اما نمیخواستند که مسئولیت رابطه رو بپذیرند و این من رو اذیت میکرد دعوا های ما به حدی زیاد شد که جدا شدیم. وقتی با کانال شما آشنا شدم فهمیدم که خودم باعث بدبختی خودم و خراب شدن روابطم بودم و باعث میشدم منجربه ازدواج نشه.من دیدگاهم نسبت به دنیا عوض شده و آرامشی که الان دارم برام یه دستاورد مهم هست. بعد از اینکه مدتی روی خودم کار کردم اون برگشت وحالا به من میگه که من جز تو با هیچکس دیگه ای نمیتونم بمونم و با هیچکس دیگه ای خوشبخت نمیشم. الان که من تغییر کردم دارم میبینم که اونم چقدر تغییر کرده و مشغول کار و زندگیش هست و هدف داره و همش داره از ازدواج حرف میزنه، برنامه داره و میخواد زندگیمون رو بسازیم. من باورم نمیشه اون آدم، همچین آدمی شده.از من خواست که بمونم و من با فکر و یک تصمیم عاقلانه و علاقه ای که داشتم تصمیم گرفتم ادامه بدم و حالا یک رابطه خیلی خوب رو داریم جلو میبریم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    پانیذ 6 اسفند 98
    سلام به همه ی زندگی سالمی های عزیز....من 27سالمه و شش سال با پسری بودم ک خیلی دوسش داشتم از اول جنگ و دعوا زیاد داشتیم لج و لج بازی زیاد داشتیم انقد ک خانواده ها مخالف ازدواجمون بودن و بیشتر با هم لج میکردیم....دیگران شده بودن دلیل دعواهای ما...بعد شش سال کم کم از هم دور شدیم همیشه احساس خلا داشتم ن میتونستیم از هم جدا شیم ن ادامه بدیم....یهو این کشمکش ها رسید به خیانت اصلا فکرشم نمی‌کردم عشقم بم خیانت کنه چندماه ازش بی خبر بودم داغون بودم اینجا سفر من شروع شد نقطه صفر بودم احساس پوچی داشتم....وقتی سفرم شروع شد وقتی سایه هامو دیدم وقتی گره های روانیمو پیدا کردم تازه فهمیدم دلیل تک تک دعواهامون چی بوده دلیل لجبازیامون....وقتی کم کم شروع کردم به تغییر خودمو پیدا کردم بند ذهنی و وابستگی به اون فردو قیچی کردم....عشقم برگشت و در کمال ناباوری من با تغییر من ایشونم تغییر کرده بود...دیگ خبری از دعوا و لجبازی نبود باورم نمیشد ک بتونم یروز این مسائل رو حل کنم چون خیلی درمونده بودم....خانوادش رفتار شون عوض شده و منو خیلی دوسدارن....تازه نامزد کردیم و خیلی خیلی خوشحال و ممنونم از خانوم هروی عزیزم برای نجات زندگیم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    3 اسفند 98
    سوده ی عزیز من و همسرم دچار طلاق عاطفی شده بودیم دوسال هر تلاشی میکردم از هم دور تر میشدیم و چیزی درست نمیشد. اتفاقی با شما آشنا شدم و تصمیم گرفتم روی خودم کار کنم. بعد از اینکه دوره ها رو گرفتم تازه تونستم خودمو ببینم.روی جذابیتم، سایه ها ، طلسم هام کار کردم، توی چالش ۴ماهه شرکت کردم ویژگی هایی که میخواستم رو نوشتم بدون اینکه به همسرم کار داشته باشم روی خودم کار کردم و نتیجه شو بعد ده روز دیدم😍همسرم خیلی تغییر کرد، بعد مدتها خواست با من صحبت کنه و اینا مثل یه معجزه بود اون حرف های محبت آمیزی بهم زد که باورم نمیشه و من دیدم که تغییرات من، چطور در زندگی مشترک ما تغییر ایجاد کرد . از شما بابت آگاهی و اطلاعاتی که بی دریغ به ما زندگی سالمی ها میدید ممنونم و براتون آرزوی سلامتی و موفقیت بیشتر دارم. 🌹🌹🌹❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    مريم ب 29 بهمن 98
    سلام خانم هروي عزيز من دقيقا يه سال هست كه بطور كاملا اتفاقي با كانال شما تو اينستگرام و از اونجا با كانال تلگراميتون آشنا شدم اون موقع من كاملا احساس تنهايي و پوچي مي كردم و حس ميكردم بايد يه كسي باشه كه اين خلاء رو برام پركنه تا اينكه شروع كردم فايل رايگانهاتون رو گوش دادن و از اونجا با دوره هاتون آشنا شدم واي چه قدر جالب چه قدر عميق و زيبا اول از همه جذابيت رو تهيه كردم و شروع كردم رو خودم كار كردن بعد ديگه عاشق دوره ها و صداي گرم و دلنشينتون شدم و شروع كردم تك تك دوره هاتون رو خريداري كردنو هرروز گوش دادن و تازه فهميدم چه راه دارازي در پيش دارم و اصلا زندگي و جهان اوني نبود كه من نسبت بهش شناخت داشتم اول من عشق رو ازهمه گدايي ميكردم باج ميدادم به كسايي كه اصلا در حد من نبودند تا اينكه همين اواخر رابطه من با يه آقايي كه از اول هم بهم آلارم ميداد كه من فقط براي دوستي و وقت گذراني تو رو ميخوام با اينكه خيلي ازم پايينتربود با كمال ناباوري كه خودمم باورم نميشد قبول كردم و درسته كه رابطه ما در حدفقط چت بود ولي من اصلا نمي خواستم اين رابطه به هيچ وجه تموم كنم حتي به قيمت حقير شدنم باشه تا اينكه توسط داداشم و فك كنم موهبت الهي اين رابطه قطع شد و من دچار چنان پريشاني و افسردگي شدم كه تو محل كارم همه فكر ميكردند مريض شدم و همزمان با اين مشكل يه مشكل كاري ديگه كه با انتقاليم موافقت نشد و من واقعا داغون شدم كه همزمان شد با چالش چهارم شما خانم هروي بخدا الانم هم خودم باورم نميشه تو چالش چهارم نوشته بودم كسي رو ميخوام كه واقعا متعهد باشه و كسي تو زندگيش نباشه و شما گفتين كه اين چيزهايي كه در وجود ديگري جستجو مي كني تو خودت بساز واي باور نميكردم به هرنحوي اين رابطه مسموم رو كه خودم هم ديگه سمي شدنش رو متوجه ميشدم ولي نمي تونستم تمومش كنم تموم شد و تمومش كردم شروع كردم دوباره دوره ها رو از اول گوش دادن و دوره جذابيت رو دوباره گوش دادم بعد اعتماد بنفس و ... تا اين اواخر دوره جدايي تا تعالي وقتي اين دوره رو تهيه كردم مصادف شد با دوره جدايي من از اون رابطه سمي كه وقتي كامل گوش دادم ديدم من خودم با خودم چيكار كردم خودمو چقدر پايين اوردم و از اون يه پرنس ساختم من عاشق اون شخص نبودم بلكه عاشق عاشق شدن بودم اينو كه درك كردم انقدر آرامش يافتم نميگم كلا فراموشش كردم ولي اونقدر كم اهميت شده برام كه شايد تو طول يه روز اون فردچند لحظه فقط به ذهنم مياد درصورتي كه قبلنا هر ثانيه به فكرش بودم و بهش همجوره باج ميدادم. خانم هروي شايد اينا دستاوردهاي بزرگي نباشه ولي مي دونم ابتداي راهم و دوره هاتون رو اونطوري كه بايد عملي كنم عمل نكردم ولي بهتون قول ميدم و به خودم كه تك تك دوره هاتون رو با عمق جونم گوش بدم و بهترين دستاوردها رو براتون ارسال كنم ولي از وقتي دوباره شروع به گوش دادن كردم يا كمال ناباوري انتقاليم جور شد ديگه واسه خودم بيشتر از قبل وقت ميذارم 10 كيلو اضافه وزن داشتم كه تو دو ماه 3 كيلو وزن كم كردم و به پوست و مو خودم ميرسم و ديگه اون خلاء عميق دروني كه بايد يكي ديگه واسم پر كنه حس نمي كنم و نمي خوام به هر نحوي كه شده با كسي در ارتباط باشم به تمامي بچه هاي زندگي سالمي هم واقعا توصيه مي كنم تك تك دوره ها رو تهيه و تمريناتشو انجام بدن چون واقعا اگه كسي از ته دل و بصورت مستمر تمريناتشو انجام بده نتايج فوقالعادشو حتما تو زندگيش لمس مي كنه. و دوس دارم تو سال پيش رو با دستاوردهاي خيلي فوق العاده برگردم و بنويسم براتون خيلي دوستون دارم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    29 بهمن 98
    خانم هروی عزیز با اینکه همسر من درامد بالایی داشت ولی برای من هزینه نمیکرد و این من رو ناراحت میکرد. با شما آشنا شدم، کم کم با دوره جذابیت درونی، عزت نفس و جزیره گنج روی خودم کار کردم بعد از یه مدت کار کردن روی خودم دیدم به طرز عجیبی خرید های گرون قیمت برای من انجام میده، هزینه هایی که هیچ وقت نمیکرد. طلسم های روانی من باعث شده بود من نتونم رابطه زناشویی خوبی داشته باشم و من روی اینها کار کردم و این قفل رو هم شکشستم . آرامش به زندگی من اومده و من هر اتفاقی و با بینش جدیدم میبینم. من با اینکه مسئول یه مجموعه بزرگ هستم، زیبا هستم و موفق ولی عزت نفس خیلی پایینی داشتم، ساعت ها درگیر آرایش کردن بودم حالا که احساس ارزشمندی دارم رابطم با همسرم خیلی بهتر شده و  میبینم که الان ماشین مدل بالا و یه خونه بسیار شیک به اسمم زده. من هر روز دارم رو خودم کار میکنم بهتر از روز قبل میشم. دارم میرم دنبال علایقم. من توی کارم خیلی موفقم ولی میخوام برم دنبال کاری که دوست دارم و تمام ابعاد زندگیم رو رشد بدم و پیشرفت کنم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    28 بهمن 98
    همسرم به من خیانت میکرد ولی نمیتونستم کاری بکنم، انقدر عزت نفس و اعتمادم به نفسم در طول زندگی با شوهرم اومده بود پایین که فقط مینشستم و اون هر کاری میخواست میکرد . با شما آشنا شدم و کم کم خودم رو پیدا کردم و از اون حالت کرختی و بی حسی بیرون اومدم و الان دارم کار هایی رو برای خودم میکنم که قبلا باید میکردم ولی ارزشی برای خودم قائل نبودم . دوره ها و مخصوصا دوره جزیره گنج واقعا عالی هست. فهمیدم برای بهبود وضعیت زندگیم باید مدارم رو تغییر بدم تا پیش از این فقط افرادی رو جذب میکردم که بهشون خیانت میشد ولی الان فرق کرده وقتی این رو فهمیدم شوهرم فهمید که اون آدم به دردش نمیخوره، حالا برگشته و میگه همه چیز بستگی به تو داره، بیا دوباره باهم دیگه شروع کنیم، اگر تو قبول کنی، من تا آخر راه باهات هستم. میخوام به دوستانم بگم برای بدست آوردن دستاورد باید زمان بدیم، زمان زیادی لازم هست تا گره ها و سایه هایی که در کودکی مون شکل گرفته رو پیدا کنیم. نهالی که من یک سال و نیم پیش کاشتم، بعد از یک سال و نیم جوونه زده و حالا باید باز هم روی خودم کار کنم تا بزرگ شه و بهم محصول بده. به تموم کسایی که شاید در شرایط من باشند و دوست دارند زود حالشون خوب شه و شاید جایی خسته شن میگم بدونید که باید زمان بگذره و خداروشکر که من خسته نشدم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    27 بهمن 98
    من دستاوردهای خیلی زیادی از کار کردن روی خودم داشتم . بزرگترین دستاوردی که داشتم آرامشی هست که الان تونستم پیدا کنم. من