هیچ اپراتوری آنلاین نیست. در حال حاضر با استفاده از صفحه تماس با ما می توانید سوالات خود را مطرح کنید.
    سبد خرید خالی است.
    فایل های آموزشی رایگان
    گشایش ها چگونه رخ میدهند

    گشایش ها چگونه رخ میدهند

    این صفحه را به دوستانتان بفرستید×
    ایمیل شما:*
    ایمیل گیرنده:*
    نام شما:
    پيام شما:
    کد امنیتی*
    captcha

    گشایش ها چگونه رخ میدهند 




    اطلاعات بیشتر

    مدرس: سوده هروی 

    تهیه شده در موسسه زندگی سالم 

    مشخصات فنی
    دانلود
    گشایش ها چگونه رخ میدهند
    ارسال نظر
    captcha
    اخرین نظرات
    25 مرداد 99
    سلام خانم هروی جانم.زندگی من بعد از چندین سال زندگی مشترک، از نظر دیگران بسیار موفق به نظر میرسید ولی در درون زندگی خوبی نداشتم، من در سن پایین ازدواج کردم و ادامه تحصیل دادم، برای خودم شرکت زدی، کلی پرسنل داشتم ولی هیچوقت احساس نمیکردم من دستاوردی دارم، خودم رو نمیدیدم، احساس نداشتم که من خوب و عالی هستم و همیشه حس خلا داشتم، دوست داشتم بهتر و عالی تر باشم با کانال آشنا شدم و دوره های جذابیت و عزت نفس رو تهیه کردم و روی خودم کار میکردم، بار ها نا امید میشدم ولی دوباره شروع میکردم به تغییر دادن خودم و از گام های کوچکتر شروع کردم، بار ها دوره رو گوش کردم، نوت برداری کردم، وقتی جزئیات زندگیم رو نوشتم سایه و طلسم و اشتباهاتم رو دیدم، فهمیدم چقدر خودم رو نادیده میگرفتم به خاطر اینکه عزت نفس نداشتم رابطه من با همسرم به شدت خراب شده بود، وارد چالش چهارماهه شدم و روی این رابطه برنامه ریزی کردم، منو همسرم 2 روز خوب بودم 10 روز دعوا و سر و صدا همه از بیرون منو خیلی تشویق میکردند ولی همسرم اصلا کار های منو نمیدید، میگفت همه خانمها کار میکنند، توام کار میکنی و اصلا کار خاصی انجام نمیدی که بخوای ازت تشکر کنم، فهمیدم این بازتاب خودم هست که خودم رو نمیبینم و به خودم احترام نمیگذارم عزت نفس خودم رو بنا کردم، هر لحظه من فایلی رو گوش میکردم تغییراتی رو در رفتار همسرم میدیدم و ذوق میکردم رفتار بچه هام با من تغییر کرد، دیگه قهر نمیکردند، برای اشتباهاتشون عذرخواهی میکردند و من دیدم کار کردن روی خودم داره کم کم جواب میده بیشتر و بیشتر روی خودم کار کردم، توانمندی هام رو دیدم، اهداف جدید برای خودم در نظر گرفتم و نگاهم به زندگیم تغییر کرد بعد از سالها که من و همسرم هربار درباره زندگیمون حرف میزدیم به داد و بیداد ختم میشد و ایشون اصلا حرفهای منو گوش نمیکرد حالا میشینه پای صحبت های من و بهم میگه تو چقدر خوب صحبت میکنی،خیلی صبور شدی، وقتی تو هستی من دیگه نیازی به مشاور احساس نمیکنم و تو مثل مشاور با من حرف میزنی و گفت سعی میکنم در قدم برداشتن برای مسیر زندگیمون همراه باشم و من هیچوقت توی وجودم تو رو ندیده نمیگرفتم، شاید فقط نمیتونستم بیان کنم، اینا شیرین ترین و جذاب ترین چیز هایی بود که من توی بیشتر از 20سال زندگی مشترکم اصلا نشنیده بودم با اینکه ماه ها از تولدم گذشته بود، همسرم حالا با گل به خونه اومد و منو خوشحال کرد وقتی بخاطر کرونا بعد از مدت ها به بانک رفتم بهم پاکت هدیه ای دادند به مناسبت تولدم و این ها خیلی منو شوکه و شاد کرد و من بیشتر روی جذابیت درونی فوکوس کردم.ممنونم سوده عزیزم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    captcha