هیچ اپراتوری آنلاین نیست. در حال حاضر با استفاده از صفحه تماس با ما می توانید سوالات خود را مطرح کنید.
    سبد خرید خالی است.
    فایل های آموزشی رایگان
    چالش 4 ماهه

    چالش 4 ماهه

    این صفحه را به دوستانتان بفرستید×
    ایمیل شما:*
    ایمیل گیرنده:*
    نام شما:
    پيام شما:
    کد امنیتی*
    captcha

    میخواهم این ویژگی ها در طرف مقابلم بوجود بیاد 

    این سوالات 👇🏻، آیا سوال شما هم هست ؟

    🔺چرا اون آدمی که من میخوام، با مشخصاتی که من دوست دارم سراغ من نمیاد؟

    🔺چرا شریک عاطفی من، رفتاری رو که من دوست دارم با من نداره؟

    🔺چرا رابطه عاشقانه ما سرد شده؟

    🔺کیفت رابطه رو چطور ببرم بالا؟

    🔺چرا با اطرافیانم ارتباطات خوبی ندارم ؟


    🔴هدف از چالش 4 ماهه چیه ؟

    🔺اگر ارتباط عاطفی شما کیفیت لازم رو نداره ؟

    🔺اگر رابطه شما دچار طلاق عاطفی شده؟

    🔺اگر تا امروز نتونستید آدمی رو با مشخصاتی که میخواید پیدا کنید؟

    🔺اگر هنوز نتونستید فرد مورد نظرتون رو برای ازدواج پیدا کنید؟

    اگر این ها مسئله ی شماست، لطفا وارد این چالش بشین.


    🔴 چالش 4 ماهه چیه ؟

    🔺گام اول : 4 ویژگی رو در طرف مقابلت که دوست شون نداری بنویس

    🔺گام دوم: 4 ویژگی رو در طرف مقابلت که تحسین شون میکنی بنویس

    🔺گام سوم: 4 ویژگی که دوست داری در طرف مقابلت بوجود بیاد یا فردی با این ویژگی ها به زندگیت بیاد بنویس

    🔺خب از اینجا چالش شروع میشه، باید مواردی رو که توی گام سوم نوشتی با کمک آموزش ها توی خودت (حقیقتا) پرورش بدی، مثلا اگر دوست داری اون آدم بهت احترام بگذاره، روی احترام به خود کار کنی . قراره تو چهار ماه خودت رو (تبدیل) کنی به همون آدمی که دوست داری باهاش در ارتباط باشی و روی خودت فوکوس کنی بدون اینکه کاری با طرف مقابل داشته باشی. برای این چالش استفاده از پکیج یک (دوره های جذابیت درونی، عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج) اجباری هست . برای شنیدن توضیحات تکمیلی این فایل صوتی رو گوش کن. با آرزوی موفقیت




    اطلاعات بیشتر

    مدرس : سوده هروی

    تهیه شده در موسسه زندگی سالم

    مشخصات فنی
    دانلود
    چالش چهار ماهه
    نوع فایلنام فایل

    اندازه
    icon چالش ۴ ماهه.mp3 دانلود فایل    پخش آنلاین 11.28 MB
    ارسال نظر
    captcha
    اخرین نظرات
    26 مرداد 99
    سلام خانم هروی جان. من وارد چالش چهارماهه شدم ودوره جذابیت روی آگاهی خودم تمرکز کردم و به نشانه های زندگیم توجه کردم آقایی که باهاش در رابطه بودم ولی متناسب با من نبود به طرز بدی از زندگیم من رفت و بعد از سه ماه برگشت و اظهار شرمندگی کرد و عذرخواهی کرد و بهم حق داد که رفتار بدی داشته و این رفتار اون آقا برای من خیلی جالب بود چون قبلا کسانی که ترکم میکردند با رفتار بد و حرفهای زشت ترکم میکردند آقایی وارد زندگیم شد که با کمال تعجب خیلی خیلی مهربون هست و واقعا دوستم داره و هربار که منو میبینه میگه که چقدر من براش خواستنی و جذاب هستم و هیچ دختره دیگه ای توی دنیا براش مثل من نیست که انقدر خوب باشه و من دائما این حرفهارو ازشون میشنوم و برای اولین بار من از اقایی شنیدم که میخواد با من زندگی کنه و درباره اینده نظر من رو میپرسه و برای خرید هاش میخواد کنارش باشم و این برای من خیلی قشنگه من با اینکه چهره و رفتار خوبی داشتم ولی هیچوقت یک رابطه عاطفی انقدر جدی نداشتم و این حرفهارو نشنیده بودم بزرگترین دستاورد من آگاهی هست که لحظه به لحظه زندگی هشیارانه رو به زندگی خودم اوردم و میتونم مسائل درونم رو پیدا کنم و کیفیت روابطم رو ارتقا بدم به همه میگم نا امید نشید و ادامه بدید، خداوند کنار شماست، هر باری که صداش کنید حتما میشنوه جواب شما رو میده
    پاسخ
    -0
    انصراف

    26 مرداد 99
    سلام خانم سوده من با کار کردن روی خودم به واسطه دوره های جذابیت و عزت نفس و جزیره گنج تونستم در جایی استخدام بشم که تمام امکانات مورد نیازم برای من فراهم شد و در حال حاضر هم حقوق خیلی خوبی دریافت میکنم دستاورد خیلی خیلی خوبی که داشتم از چالش چهارماهه هست که من با یک دختر خیلی فوق العاده از همه نظر آشنا شدم و این دختر همون کسی هست که من همیشه میخواستم توی زندگی من باشه من با کار کردن روی خودم تونستم از چرخه تکرار شونده و دور باطل روابطه ی 5 ساله ای که داشتم خارج بشم و به ملاقات اون دختری که بار ها بهم خیانت کرده بوده و تحقیرم کرده بود و خانواده اش رفتم، ازش در حضور خانواده اش تشکر کردم که اگر اون اتفاقات رو برای من رقم نمیزد من هیچوقت دنبال خودشناسی و پیشرفت کردن نمیرفتم، اون دختر و مادرش رو به طور کامل بخاطر تمام دروغ ها و توهین ها و خیانت ها بخشیدم، برای اون دختر و پسری که بخاطرش به من خیانت کرد، آرزوی خوشبختی کردم و ارتباطم رو برای همیشه با اون خانم قطع کردم یک هفته بعد دختری که میخواستم با تمام ویژگی هایی که مد نظر من هست آشنا شدم و در حال آشنایی هستیم و این دستاورد من از چالش چهارماهه بود که تونستم پرونده اون رابطه 5ساله رو برای همیشه ببندم و دختر مورد علاقه خودم رو به زندگیم بیارم و دارم هر روز با شور و اشتیاق بیشتری روی خودم و در جهت اهدافم کار میکنم.ممنونم ازتون
    پاسخ
    -1
    انصراف

    24 مرداد 99
    سلام خانم هروی. من وارد چالش چهارماهه شدم و توی این 2ماه به قفل و طلسم و سایه های زیادی در خودم رسیدم منی که یکسال دنبال کار میگشتم و هیچ جا من رو قبول نمیکردند، اولین دستاوردم این بود که من دعوت به مصاحبه شدم و مشغول به کار شدم من با درسواره احترام به خود فهمیدم که من اصلا احساس لیاقت و ارزشمندی توی روابطم نداشتم و فهمیدم برای همین روابط خوبم رو از دست میدادم چون خودم رو در سطح یک آقای خوب نمیدیدم و فکر میکردم من لایق انتخاب شدن نیستم و تونستم طلسم های خودم رو در این مورد ببینم من الان شغل بسیار خوبی دارم، با ساعت کاری خیلی عالی ، محیط امن و دستاورد بعدی من افزایش حقوقم بود دوره جدایی تا تعالی رو تهیه کردم و بسیار عالی بود برای منی که دو تا جدایی خیلی سخت رو پشت سرگذاشته بودم خیلی کار بردی بود، من با این دو تا جدایی به زیر 0 اومدم، یکسال افسردگی داشتم، فقط میخوابیدم، تمام وجودم میلرزید، لرزش دست شدید داشتم ولی الان دیگه الان لزرشی ندارم و دیگه هیچ اضطرابی ندارم، با این دوره تونستم طرد شدگی های دوران کودکیم رو ببینم و خیلی بهم کمک کرد که ریشه مشکلم رو ببینم، منی که هیچوقت نمیتونستم تنهاییم رو بپذیرم حالا دیگه با تنهاییم آرام هستم من فهمیدم طلسم های ازدواج من چی بود و چرا روابط جدی من با این که هیچ مشکلی نداشت و همه به قصد ازدواج بود تموم میشد و انقدر این تکرار میشد که دیگه نمیخواستم وارد هیچ رابطه جدی ای بشم من دیدم چرا هیچوقت همسرم رو نمیتونستم بپذیرم و این ها باعث شد کسی در مسیر من برای ازدواج قرار بگیره که بسیار پایین تر از من بود و در نهایت ازدواج ما به جدایی ختم شده من هیچوقت نمیتونستم پس انداز داشته باشم، طلسم ها و قفل های مالیم رو دیدم، تونستم پس انداز زیادی داشته باشم، وارد مسیر راه اندازی شغل دوم که مورد علاقه خودم هست شدم، تونستم مستقل بشم، توی یک محله خیلی خوبی که میخواستم علی رغم اینکه پولم کم بود در کمال ناباوری تونستم یه خونه خوب توی یه منطقه خوب بگیرم و هیچکس باورش نمیشد با این پول بتونم این خونه رو بگیرم و الان ارامش و حال خوبی در کنار پسرم دارم.خدارو شاکرم با شما و مجموعتون آشنا شدم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    23 مرداد 99
    سلام خانم هروی جان من دو ساله بودم که پدر و مادرم از هم جدا شدند و من تمام دوران کودکیم رو تا زمانی که بزرگ بشم تو خونه ی اقوامم زندگی میکردم . خیلی دختر تو سر خوری بودم و چون پدر و مادرم بالای سرم نبودند خیلی اذیت شدم، دختر گوشه گیری شده بودم، از اطرافیانم کتک میخوردم و دختر خجالتی ای بودم و هیچوقت از پدر و مادرم محبت و نوازشی ندیده بودم و این باعث شده بود که من در روابطم به مشکل بخورم چون من در تمام رابطه هام فقط به دنبال جلب محبت طرف مقابلم بودم من وقتی روی خودم کار کردم کسی که ترکم کرده بود به زندگی من برگشت اما چون من هنوز به طور درونی روی احترام به خودم کار نکرده بودم همچنان رفتار هایی از اون اقا می دیدیم و حرف هایی ازش می شنیدم که باب دلم نبود و من نمی خواستم بمونه و اون اقا با لحن بدی با من صحبت میکرد ، من رو مقصر می دونست من وارد چالش چهار ماهه شدم، روی خودم خیلی کار کردم، بار ها و بار ها دوره جذابیت درونی رو نوت برداری کردم و کار کردم، روی احترام به خودم کار کردم توی چالش به دستاورد باور نکردنی ای رسیدم که بای من مثل یک معجزه بود ... این آقا ، آدمی بود که به همه چیز من شک داشته ، مدام به من ایراد میگرفت و من همه جوره اذیت میشدم ، به من توهین های زیادی میکرد ولی وقتی چالش رو با جون و دل داشتم انجام میدادم این آدم بهم پیام داد و گفت من معذرت می خوام ، من اشتباه کردم، من خطا کردم، من واقعا عوض شدم و اصلا نمی خوام تو رو از دست بدم و ... من هنوز به تغییرات و ادامه ارتباط با اون اقا مطمئن نبودم ولی قبول کردم و بهش فرصت دادم که برگرده و الان می بینم که واقعا اون آقا اصلا اون آدم سابق نیست ، من حتی یک در صد هم فکر نمیکردم که این آقا بتونه تا این حد تغییر کنه ، واقعا باورم نمیشه من با خدا قهر بودم ولی حالا به خدا نزدیک شدم و الان مدام در حال شکرگزاری هستم همچنان در حال کار کردن روی خودم هستم و میدونم لازم هست که تا همیشه روی خودم کار کنم.ممنونم و شکر برای همه اموزه ها
    پاسخ
    -0
    انصراف

    22 مرداد 99
    سلام عزیزان زندگی سالمی من خارج از ایران هستم، بخاطر تجربه تلخی که داشتم وارد مسیر کار کردن روی خودم شدم، با تهیه دوره های جذابیت و اعتماد بنفس و جزیره گنج اولین و بزرگترین دستاوردی که من به دست اوردم آرامشم بود و اینکه تونستم ببینی من کجا هستم، کی هستم و دارم چیکار میکنم و پی بردم که چقدر میتونم واسه خودم ارزش قائل بشم من به دلیل تجربه ای که در گذشته داشتم به خودم زمان دادم تا تنها باشم و روی خودم ، قفل ها، کامپلکس ها و عقده هام کار کنم و خودم رو خوب بشناسم و درونم رو اصلاح و ترمیم کنم وارد چالش چهارماهه شدم، روی هدافم تمرکز کردم، ویژگی های فرد ایده آلم رو هم نوشتم و روی ویژگی ها تمرکز کردم و روی خودم کار کردم ، آقایی وارد زندگیم شد و دقیقا همون خصوصیاتی رو که من نوشته بودم داره و ازم خواست که برای شناختنش وقت بگذارم و اینکه این آقا ایرانی نیستند و این برای من دستاورد خیلی قشنگی بود الان حال خوب من دستاورد هرروزه ی من هست، من واقعا آدم عصبی ای بودم که اصلا نمیتونستم خشمم رو کنترل کنم و وقتی خودم رو با رفتار های گذشته ی خودم مقایسه میکنم میبینم که خیلی روی خودم کنترل و تسلط پیدا کردم من گفتگوی های درونی منفی زیادی داشتم، هرروز از صبح تا شب مغزم پر از فکر منفی بود ولی دیگه اینطور نیست من واقعا دارم نتیجه ی کار کردن روی خودم رو میبینم، واقعا حالم خوبه نه بخاطر اینکه آدم جدید اومده توی زندگیم، بخاطر اینکه خودم رو شناختم، درونم رو شناختم، الان میدونم وقتی حالم بده برای چی حالم بد هست و اینکه میتونم اون قضیه رو ریشه یابی کنم، دیگه نمیگذارم اون زخم بمونه کهنه شه تاول بزنه و عفونت کنه، با مطالب دوره خیلی چیز ها برای من باز شد و خیلی خوب ریشه مشکلاتم رو فهمیدم و خدا رو از این بابت شکر میکنم و دیدم که واقعا جهان و دنیا جای امنی هست و خدا رو شکر میکنم با سوده عزیزم و دوره ها آشنا شدم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    27 تير 99
    سوده جانم سلام ، وقتی با شما آشنا شدم خیلی مشکلات درونی داشتم، عزت نفسم خیلی پایین بود و در همه روابطم خیلی وحشتناک ترک و تحقیر میشدم و خیلی وابستگی شدیدی به آدمها پیدا میکردم، توی همه مشاغلم من رو اخراج میکردند، چندماه خودمو به در و دیوار زدم تا کسی که ترکم کرده برگرد اما نمیشد خیلی درد کشیدم، با دوره ها وارد چالش چهارماهه شدم خودمو بسازم و دستاورد جالبی داشتم، تمام کسایی که توی 3،4 سال گذشته با من در ارتباط بودند بهم زنگ زدند احوال من رو بپرسند !! از همه مهمتر همون آقا بعد از چندماه خودش زنگ زد ابراز دلتنگی کرد و من خیلی خوشحال شدم که چالش داره برای من جواب میده، من همیشه میگفتم واقعا یعنی برای منم ممکنه کسی که ترکم کرده،برگرده؟ و حالا توی چالش اون شخص با ابراز علاقه زیادی برگشت و من بیشتر و بیشتر دارم روی درونم کار میکنم تا چیزی که لایق من هست بهم داده بشه
    پاسخ
    -0
    انصراف

    27 تير 99
    سوده جانم سلام ، وقتی با شما آشنا شدم من خیلی مشکلات درونی داشتم، توی همه جنبه های زندگیم ناموفق بودم، عزت نفسم خیلی پایین بود، ارتباطاتم خیلی بد بود و در همه رابطه هام به شکل خیلی وحشتناک و بدی ترک و طرد و تحقیر میشدم و من خیلی وابستگی شدیدی به آدمها پیدا میکردم، توی همه مشاغلم من رو اخراج میکردند، چندماه خودم رو به در و دیوار زدم تا کسی که ترکم کرده بود برگرده و هر کاری کردم بتونم بهش دسترسی پیدا کنم اما نمیشد و خیلی حالم رو بد کرده بود، خیلی درد کشیدم، روی خودم کار کردم، وارد چالش چهارماهه شدم، تا خودم رو بسازم و دستاورد های جالبی داشتم، تمام کسانی که توی 3،4 سال گذشته با من در ارتباط بودند همه بهم زنگ زدند و پیام دادند که احوال من رو بپرسند !! از همه مهمتر همون آقا بود که بعد از چندماه خودش بهم زنگ زد، حالم رو پرسید، ابراز دلتنگی کرد و من خیلی خوشحال شدم که قوانین جهان داره برای من کار میکنه و چالش داره برای من جواب میده، من همیشه میگفتم واقعا یعنی برای منم ممکنه کسی که من رو ترک کرده یه روزی برگرده با همه ی رفتارهای اشتباهی که باهاش داشتم؟ و حالا توی چالش اون شخص با ابراز علاقه زیادی برگشت و من بیشتر و بیشتر دارم روی درونم کار میکنم تا چیزی که لایق من هست بهم داده بشه
    پاسخ
    -1
    انصراف

    hbo 29 ارديبهشت 99
    سلام خانم هروی عزیز شاید داستان زندگی من برای خیلی ها غیر قابل باور باشه من و همسرم ۷ سال با هم زندگی می کردیم و روزی که از موضوغ جدایی مطلع شدم یه دختر ۳/۵ ساله داشتم من ۱۱ سال کارمند بانک هستم و همسرم کارخانه داشتن و‌وضعیت مالی خیلی خوبی داشتن و ما تصمیم گرفتیم که مهاجرت کنیم و همسرم دنبال کارهای مهاجرت بودند و یک روز به محل کار من آمدند و و وکالتنامه ای به من دادند که برای کارهای مهاجرت به وکیل بدهند و من هم امضا کردم و بعد از ۳ ماه که من همش پیگیر می شدم که کارهای مهاجرت به کجا رسید و من را هم به وکیل مهاجرتون معرفی کن ایشون گفتن که من شما را غیابی طلاق دادم و من اصلا باور نمی کردم به دادگاه خانواده مراجعه کردم گفتم من با همسرم زندگی می کنم ولی گفتن که من را غیابی طلاق دادن و وقتی بررسی کردن طلاق ما توافقی بود و همسرم با همدستی دو وکیل و پرداخت رشوه به قاضی با بذل کلیه حق و حقوقم و کرفتن حضانت فرزندم و حق ملاقات دیدن ا روز در ماه برای من رای طلاق را صادر کرده بودندخیلی روزهای سخت و و حشتناکی بود من دخترم را با خودم بردم و به دادگاه گفتم که من این وکالت رای برای کار مهاجرت به همسرم داده بودم و وقتی دوربین های دادگاه خانواده را چک کردند خانمی که وکالت همسرم برای طلاق بر عهده گرفته بود به جای من به آزمایشگاه مراجعه کرده و تست عدم بارداری داده و کار ما از لحاظ قانونی دو ساله که در داگاه است و یک کار زمانبر است در طی این سال همسرم فرزندم را به زور از من گرفت و تا به امروز ۱۱ ماهه که دخترم را ندیدم و حتی یک کلمه با او حرف نزدم و خیلی شرایط روحی بدی داشتم ۹ ماه پیش با پیج و کانال شما آشنا شدم اوایل دوره هارو گوش میدادم که فقط با صدای شما آرامش بگیرم اما کم کم احساس کردم که دستاوردهای کوچکی داشتم و روی خودم و رفتارم کار کردم و خیلی از سایه هام و پیدا کردم هر شب دوره های رو گوش میدم یادداشت برداری می کنم شما را به همه دوستام و همکارام معرفی کردم تو دورهمی هامون همش از حرف های شماست و این بار برای دیدن و برگشتن فرزندم تصمیم گرفتم تو چالش ۴ ماهه شرکت کنم لطفا اگر من شرایط شرکت در این چالش را دارم ازتون می خوام که من تو گروه اد کنیدخیلی روزهای سخت و و حشتناکی بود من دخترم را با خودم بردم و به دادگاه گفتم که من این وکالت رای برای کار مهاجرت به همسرم داده بودم و وقتی دوربین های دادگاه خانواده را چک کردند خانمی که وکالت همسرم برای طلاق بر عهده گرفته بود به جای من به آزمایشگاه مراجعه کرده و تست عدم بارداری داده و کار ما از لحاظ قانونی دو ساله که در داگاه است و یک کار زمانبر است در طی این سال همسرم فرزندم را به زور از من گرفت و تا به امروز ۱۱ ماهه که دخترم را ندیدم و حتی یک کلمه با او حرف نزدم و خیلی شرایط روحی بدی داشتم ۹ ماه پیش با پیج و کانال شما آشنا شدم اوایل دوره هارو گوش میدادم که فقط با صدای شما آرامش بگیرم اما کم کم احساس کردم که دستاوردهای کوچکی داشتم و روی خودم و رفتارم کار کردم و خیلی از سایه هام و پیدا کردم هر شب دوره های رو گوش میدم یادداشت برداری می کنم شما را به همه دوستام و همکارام معرفی کردم تو دورهمی هامون همش از حرف های شماست و این بار برای دیدن و برگشتن فرزندم تصمیم گرفتم تو چالش ۴ ماهه شرکت کنم لطفا اگر من شرایط شرکت در این چالش را دارم ازتون می خوام که من تو گروه اد کنیدخیلی روزهای سخت و و حشتناکی بود من دخترم را با خودم بردم و به دادگاه گفتم که من این وکالت رای برای کار مهاجرت به همسرم داده بودم و وقتی دوربین های دادگاه خانواده را چک کردند خانمی که وکالت همسرم برای طلاق بر عهده گرفته بود به جای من به آزمایشگاه مراجعه کرده و تست عدم بارداری داده و کار ما از لحاظ قانونی دو ساله که در داگاه است و یک کار زمانبر است در طی این سال همسرم فرزندم را به زور از من گرفت و تا به امروز ۱۱ ماهه که دخترم را ندیدم و حتی یک کلمه با او حرف نزدم و خیلی شرایط روحی بدی داشتم ۹ ماه پیش با پیج و کانال شما آشنا شدم اوایل دوره هارو گوش میدادم که فقط با صدای شما آرامش بگیرم اما کم کم احساس کردم که دستاوردهای کوچکی داشتم و روی خودم و رفتارم کار کردم و خیلی از سایه هام و پیدا کردم هر شب دوره های رو گوش میدم یادداشت برداری می کنم شما را به همه دوستام و همکارام معرفی کردم تو دورهمی هامون همش از حرف های شماست و این بار برای دیدن و برگشتن فرزندم تصمیم گرفتم تو چالش ۴ ماهه شرکت کنم
    پاسخ
    -9
    انصراف

    nadia 29 ارديبهشت 99
    سلام خدمت خانم هروی و همه همراهان زندگی سالم پدر و مادر من از هم جدا شدند و اون زمان من انتخاب اشتباهی کردم و ازدواج اشتباهی داشتم که در نهایت ازدواج من هم ناموفق بود و جدا شدم و تنها زندگی میکردم من وارد چالش چهار ماهه شدم و برای خودم نوشتم چطور آدمی رو میخوام و دوست دارم که چه کسی وارد زندگیم بشه و حالا این آدم به زندگی من اومد این آقا انقدر من رو دوست داره که باورم نمیشه، دائم بهم میگه که من وقتی پیش تو هستم وقتی کنار تو میشینم من فوق العاده ترین احساس دنیا رو دارم و احساس آرامش میکنم که قبلا خیلی بعید بود من همچین حرفی رو از کسی بشنوم این آقا قصد خرید خونه داشت و از من خواست باهاش برم و گفت که میخواد خونه رو به سلیقه من بخره چون میخواد که من توی اون خونه زندگی کنم و گفت دوست دارم این خونه رو خودت انتخابش کرده باشی و بهم پیشنهاد ازدواج داد، من واقعا شوکه شده بودم از شنیدن این حرف دستاورد اصلی من این بود که همیشه این ترس خیلی بزرگ رو داشتم که همیشه فکر میکردم کسی بخاطر طلاق پدر و مادرم و طلاق خودم طرف نمیاد، هیچ حاضر نخواهد شد من رو با این شرایط بخواد و من با کار کردن روی خودم به ترس هام غلبه کردم من موضوع جدایی پدر و مادرم و جدایی خودم رو به این آقا گفتم و دیدم که هیچ اتفاقی نیوفتاد و اون آقا همچنان دوستم داشت و من رو پس نزد و همچنان کنارم موند، من نگاهم به خودم تغییر کرد، نگاهم به طلاق پدر و مادرم تغییر کرد و دیگه اون رو بد نمیدونستم و این باعث شد اون آقا هم برخورد بدی نداشته باشند جذابیت من خیلی بالا رفته، خیلی آرامش دارم و خوشحال هستم و از زندگیم لذت میبرم، خودم رو دوست دارم و همه چیز در زندگی من عالی هست، این بهترین زندگی ای هست که میتونم داشته باشم، احساس میکنم بار خیلی بزرگی از روی دوش من برداشته شده، قبلا اگر با اقایی اشنا میشدم انقدر ترس داشتم که اگر مشکلات من رو بفهمه چی میشه ، چی کار میکنه، ... که از اون رابطه هیچ لذتی نمیبردم و روابط من حتی به یک ماه هم ختم نمیشد و تموم میشد و من کلی غصه میخوردم که چرا همه من رو ترک میکنند و حالا میفهمم این ها همه ناشی از ترس های درونی خودم بوده و سایه های خودم باعث این موضوع میشد اما حالا احساس سبکی دارم من خودم برای زندگی خودم کافی هستم، از تنها بودنم لذت میبرم و زمانی هم که پیش این آقا هستم زمان خیلی خوشی رو باهم داریم بدون ترس و استرس چون من قبلا همیشه اضطراب داشتم، الان خودم هستم، نقش بازی نمیکنم و زندگی که دلم میخواد رو دارم. ممنون از شما و تیم مهربانتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    khasadian 28 ارديبهشت 99
    سلام عرض میکنم خدمت خانم هروی عزیز و همه دوستان خوب مجموعه زندگی سالم . قبل از تهیه تمام دوره ها ویس های کانال و دستاوردهای دوستان رو گوش میدادم و باور داشتم که منم میتونم تغییراتی تو زندگی خودم داشته باشم .زمانی که فایل جذابیت درونی رو تهیه کردم اواخر پاییز ۹۸ بود که هم از نظر موقعیت شغلی در شرایط خوبی بودم و هم از نظر رابطه عاطفی ، ولی همیشه به دنبال تغییر و تحول در زندگیم و اخلاق و رفتارم و همینطور ارتقا و پیشرفت شغلی خودم بودم . چون کارم فنی بود دوست داشتم اتاقی مجزا برای خودم تو شرکتی که کار میکردم داشته باشم و این اتفاق کمتر از چند روز افتاد و مدیرم برای من اتاقی در نظر گرفتن که خودم با سلیقه خودم تزیینش کنم و مشغول به کار بشم ، بعد از مدتی که از این ماجرا گذشت و من دوره رو کامل گوش داده بودم ،خیلی مراقب افکارم بودم ولی چند روزی بود که فکری به ذهنم خطور کرد که ای کاش تو شرکت بزرگتری که همیشه ارزوش رو داشتم کار میکردم و وارد پروژه های بهتری میشدم ولی میدونستم رفتن به اون شرکت خیلی سخت بود و باید هم از نظر تجربه و هم از نظر دانش خیلی بالاتر از موقعیت فعلی میشدم و این نیاز به سال هاسال ها تجربه داشت . دوست داشتم همکارای بهتری داشته باشم و تمام خصوصیات همکارانی که میخواستم رو تصور کردم .تو همین افکار بودم که یه روز مدیرم من رو تو اتاقش صدا زد و گفت چند روزی هست که میخوام حرفی بهت بزنم ولی خیلی برام سخته از طرفی هم میخوام اینجا بمونی و از طرفی شرکت از نظر مالی دچار افت شده و دیگه در توان شرکت نیست پروژه بگیره و حقوق من رو تامین کنه و عذر من رو در کمال احترام و ادب خواست ، برای خودم خیلی جالب بود که بر خلاف گذشته که وقتی از کاری اخراج میشدم همراه با داد و عصبانیت بود ولی این بار خندیدم و از مدیرم بابت اون مدتی که تو شرکت بودم و برام زحمت کشیده بود تشکر کردم و حال بسیار خوبی داشتم . چند روز بعد اتفاق جالب تری افتاد و شریک عاطفیم بهم گفت نیاز دارم مدتی تنها باشم و بهتره مدتی همدیگه رو نبینیم و من رو ترک کرد و این بار هم با اینکه خیلی برام سخت بود ولی بدون اشک و ناراحتی پذیرفتم چون با خودم این رو تکرار میکردم که مدار من در حال تغییر هست و اتفاقات بهتری در حال افتادن هست و باید این تغییرات و بپذیرم ، کمتر از یک ماه خانمی به من زنگ زدن که شناخت خیلی کمی ازش داشتم و فقط یفقط یک بار باهاشون صحبت کرده بودم و ایشون تو همون شرکتی مشغول به کار بودن که من ارزوی رفتن به اونجا رو داشتم و با اینکه با فردی دوست بودن که اون فرد با من به شدت خصومت داشت و راضی به ارتباط من با این خانم نبودن و حتی یک بار که من با این خانم صحبت کردم و ایشون متوجه شده بود به شدت من رو تهدید کرد که دیگه با این خانم حرف نزنم و رابطه نداشته باشم ولی خود این خانم به من زنگ زدن و گفتن شرکت ما در حال نیرو گرفتن هست و من ناخوداگاه یاد شما افتادم.حتی بهشون گفتم که من اصلا امادگی ورود به شرکت شما رو ندارم و خیلی من رو راهنمایی کرد که چطوری با مدیر صحبت کنم و نظر مدیر و جلب کنم و خودش برام ترتیب مصاحبه با مدیر شرکت رو داد .قبل از مصاحبه برای خودم تصویر سازی میکردم و در موقعیت هایی که دوست داشتم مدیر باهام رفتار کنه خودم رو قرار میدادم . وقتی وارد شرکت شدم و در جلسه مصاحبه حاضرشدم درست مثل چیزی که از قبل اماده کرده بودم شروع به صحبت کردم و خیلی اروم و بدون اضطراب و استرسی که همیشه موقع مصاحبه ها داشتم ، جلسه رو به دست گرفته بودم و حال خوبی داشتم .بعد از اتمام حرف هام مدیر شرکت به من گفت اخلاقیاتاخلاقیات برای ما مهم هست و باید تو دو ماه که فرصت داری خودت رو نشون بدی ، من در همون روزهای اول ارتباط خوبی با همکارانم داشتم مخصوصا با همون خانمی که من رو راهنمایی کرد تا وارد شرکت بشم دوستان بسیار خوبی شدیم که هیچکسی باور نمیکرد شناخت ما از هم انقدر کم باشه ولی انقدر رفتار خوبی باهم داشته باشیم و همین باعث شد توجه مدیر شرکت رو جلب کنم و قبول کرد تو شرکتشون کار کنم . و جالب اینکه من باید دو ماه درس میخوندم تا به بقیه اعضا شرکت برسم و همیشه دوست داشتم این دوران رو خونه سپری کنم که همین اتفاق افتاد و من دو ماه به خاطر مسئله کرونا خونه موندم و از این فرصت برای مطالعه و یادگیری استفاده کردم. دوست دارم با شرکت در دوره چالش ۴ ماهه فرد مورد نظر خودم رو هم به زندگیم وارد کنم ،و دستاوردهای اون چالش هم براتون ارسال میکنم. این بود خلاصه ای از دستاوردهای من از دوره جذابیت درونی، به امید روزهای خوب و خوش برای همه شما عزیزان زندگی سالم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    darya 28 ارديبهشت 99
    همیه واقعا همینه و دقیقا منم رو دلبری بودن تو چالش ۴ فوکوس کردم کلی دستاورد میاد سراغت جالبیش اینه خودت خیلی برا خودت خواستنی میشی .من که جلو آینه میرم آماده بشم برم بیرون چند دقیقه بیشتر وایمیسم هِی خودما ببینم آخه انگار واقعا دلبرتر شدم😅لطفا هرکی این حس را داره بهم یا حتی نداره بگه 😊 تا بیشتر بدونم کجای مدارم😙😙😙مرسی از زندگی سالمی ها
    پاسخ
    -2
    انصراف

    parastoo 28 ارديبهشت 99
    سلام سوده جان من پدر پرخاشگری داشتم، پدرم رفتارهای خوبی با ما نداشت، من تجربه تجاوز داشتم، برای فرار از خونه پدری من توی 16سالگی ازدواج کردم و از چاله به چاه افتادم چون من بلوغ روانی لازم رو نداشتم همسرم شد پدر دوم، همونطور خشونت داشت، بی مسئولیت بود، من رو 10 سال در یک اتاق 12 متری نگه داشت، من مستقل شدم ولی شوهرم هیچ هزینه ای برای من نمیکرد و هیچ کاری برای من نمیکرد، اصلا ازم نمیپرسید پولی داری؟ مشکلی داری؟ خشونت های همسرم به پسرم کشیده شد، مثل کودک آزار رفتار وحشتناکی باهاش داشت، از آویزون کردنش، پرت کردنش توی شیشه ، ... این ها باعث شد پسر من 3 بار خودکشی کنه و در نهایت من در خواست طلاق دادم دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم و از همون اول دستاورد داشتم، من به دلیل زندگی سختم اصلا خواب خوبی نداشتم، با این دوره به آرامش رسیدم، گفتگوی درونی خیلی زیاد من تموم شد، من قبلا حس قربانی بودن داشتم، پر از سوال بودم اما با جذابیت درونی منی که همیشه اشک میریختم حالا یک مادری شدم که لبخند میزدم و پسرم تعجب میکرد دوره جزیره گنج رو تهیه کردم و وارد چالش چهارماهه شدم و چیز هایی که دوست داشتم نوشتم من هیچوقت حضور شوهر رو در زندگیم حس نمیکردم، با این دوره به درونم سفر کردم، سایه ها و طلسم هام رو دیدم، طلسم های مالی خودم رو دیدم و قفل هام رو دیدم، تمام کسانی که به من آزار رسونده بودند بخشیدم و رها کردم بک شب به نقطه خلا رسیدم، قصد خودکشی داشتم، خانوادم بخاطر تصمیم طلاقم بهم پشت کرده بودند، شوهرم پشت کرده بودم، تو اخرین لحظه با یاد اوری ویسای جزیره گنج از خودکشی منصرف شدم و با خدا حرف زدم و ازش نجات خواستم مچ دست من شکست، انگار جهان میخواست زندگی من رو متوقف کنه و زمین گیر شدم یک ماه و از این مدت برای کار کردن روی خودم استفاده کردم، دوره ها رو دوباره مرور کردم دوره از جدایی تا تعالی رو تهیه کردم، لحظه لحظه این دوره، تمام زندگی من رو به تصویر میکشید، تمام طرد شدگی ها و عفونت هایی که داشتم با این دوره سر باز میکرد و خالی میشدم، کوله بار سنگین دوران کودکی من با این دوره از دوشم برداشته شد و احساس سبکی میکردم، من خیلی گریه کردم، مشکلاتم رو دیدم، با فایل سیزده این دوره قفل اصلی زندگی من باز شد و من چیزی رو دیدم که هیچوقت نمیدیدم و به جاش پدرم رو مقصر مشکلاتم میدونستم، طلسم های روانی بزرگی که از مادرم گرفته بودم رو دیدم و فهمیدم به همون دلیل هست که من با وجود زیبایی و ویژکی های خوبم، هیچوقت خودم کامل و خوب و کافی نمیدونستم، من همیشه خودم رو کم میدونستم، ترس از دست دادن داشتم و قفل من با این دوره باز شد، با درون خودم ارتباط برقرار کردم و روی اسقلالم کار کردم، من سال ها به همه وابستگی شدید داشتم، همه رو میدیدم جز خودم با این دوره خودم رو پیدا کردم و چراغ سبز های زندگی من شروع شد فردی به خونه من اومد و گفت کسی که همسرم رو توی دادگاه کمک میکرده ما بودیم، از من حلالیت خواستند و حتی حاضر شدند به نفع من توی دادگاه حاضر بشن رفتار شوهرم برای من عجیب بود، محبت خیلی زیادی به من میکرد، اعتراف کرد که من اشتباه کردم، از من واقعا طلب بخشش کرد، گفت سر من چنان به سنگ خورده که من یک فرصت دیگه ازت میخوام، همه چی رو جبران میکنم، نمیخوام طلاق بگیریم، شروع کرده بود هزینه های من رو دادن و دیدم چالش چهار ماهه داره جواب میده، بار های برای من خرید کرد، بار ها به حساب من پول ریخت ، لوازم خونه رو عوض کرد، من رو مدام خرید میبرد و اینا برای من خیلی عجیب بود من دیگه از طلاق منصرف شدم، شوهرم گفت من عاشق تو بودم و هستم و راضی به جدایی نیستم، من زن مستقلی بودم که خونه ، زمین، ماشین، ... داشتم ولی شوهرم هیچوقت موفقیت های من رو نمیدید و هیچوقت نشد به من افتخار کنه ولی حالا شوهرم شروع کرد به گفتن تمام چیز هایی که آرزو داشتم و ما مساله ی طلاق رو برای خودمون تموم کردیم زندگی ما داشت آروم میشد که به چالش جدیدی خوردم و تست کرونای شوهرم مثبت شد، حالش هرروز بدتر میشد و بستری شد، صدا و نفس هاش ضعیف شده بود و فشار زیادی روی من بود، با سختی داروی تقویتی برای شوهرم تهیه کردیم و کم کم شوهرم حالش بهتر شد و مرخص شد، انگار معجزه شد چون همسرم واقعا مرگ رو چشید تمام دوره ها و چالش چهار ماهه الان تبدیل شد به مردی که عاشق تر از همیشه هست و من آرزوشو داشتم، مردی که احساساتش رو به زبون میاره، مردی که هزینه میکنه برای من و ما الان عاشقانه کنار هم هستیم و این رو توی تمام حرفهاش حس میکنم، زندگی ای که یکسال و نیم به بن بست شدید خورده بود و در استانه جدایی بودیم، امروز به اینجا رسیده و واقعا معجزه اتفاق افتاد. من تمام اینها رو مدیون شما هستم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    cellina 28 ارديبهشت 99
    دستاورد چالش ۸ روزه سلام خانم هروی عزیزم...‌خدا رو هزارن بار سپاس که برگزیده شدم تا زندگی سالمی بشم من دو سال هست که همراه شمام و دستاورد زیاد داشتم ...خیلی زیاد ...که انشاءالله وقتی به نقطه مطلوبم رسیدم براتون ویس میکنم... از دل نقطه صفر زندگیم، از دل افسردگی و اشک های بی‌پایان ، با کار کردن روی خودم الان آرامش و احساس قدرتی که درون خودم و امن بودن جهان حس میکنم ، رابطه خوبم با خدا و جوونه زدن احساس ارزشمندی درونم بی‌نظیر ترین حس‌هایی هست که تابحال تجربه کردم اما بگم براتون از چالش ۸ روزه یک سال درگیر یه مشکل دادگاهی سخت بودم که به هر دری زدیم حل نمیشد اما با چند روز فشرده کار کردنم و تکیه به آموزه‌های فایل" جهان جای امنیست" خواستم که جهان از من حمایت کنه به طرز شگفتی و بدون هیچ فشاری مسئله دادگاهم تو این ۸ روز حل و تمام شد. یه پیشنهاد سرمایه‌گذاری بهم شد که مدتها منتظرش بودم و برام عالی بود و دارم در موردش تحقیق میکنم‌. امروز خیلی غافلگیرانه هدیه‌ای که دلم میخواست دریافت کردم تو این ۸ روز بازخوردهای مثبت زیادی گرفتم و حتی چند مورد که گفتن دلشون میخواد از من کمک و راهنمایی بگیرن
    پاسخ
    -0
    انصراف

    saba 27 ارديبهشت 99
    سلام خانم هروی نازنین من در محیط کارم به پوچی رسیده بودم اما مجبور بودم ادامه بدم، در رابطه عاطفی ای بودم که بیشتر اوقات نادیده گرفته میشدم، با وجود زیبایی، اصالت خانوادگی، شغل و تحصیلات خیلی خوب، اما هیچوقت به ازدواج نمیرسیدم و مطمئن بودم طلسم شدم و باید به فالگیر و دعانویس مراجعه کنم احساس افسردگی داشتم، گریه میکردم، وزن من روز به روز بالاتر میرفت، پزشک بهم رژیم و دارو داد اما هیچ اثری نداشت دعوای شدیدی بین من و شریک عاطفیم پیش اومد و فشار روحی بهم وارد شد، در محل کار شرایطم بدتر شد، چه به لحاظ عاطفی چه کاری من بهم ریخته بودم، گیج شده بودم، دوره هارو تهیه کردم اما جدی نگرفتم، انگار از روبه رو شدن با خودم و سایه ها و مشکلاتم میترسیدم وزن من در 3ماه، 15 کیلو بالا رفت، به طرز باورنکردنی مدیران تصمیم گرفتند من رو که کارمند پرتلاشی بودم اخراج کردند، اون آقا من رو به یکباره کاملا ترک کرد و من اونجا کاملا فرو ریختم هرروز اتفاقات بدتری می افتاد، به صفر رسیده بودم، ناامید بودم و مثل یک جنازه تمام مدت روی تختم میخوابیدم، دوره جزیره گنج رو شروع به گوش دادن کردم، این دوره برای من یک گنج واقعی بود و بار ها گوش دادم، اشک ریختم، آرامش بسیار عجیبی گرفتم، دیگه گفتگوی درونی من تموم شد، تصمیم گرفتم بلند شم و برای خودم کاری کنم دوره ها رو مجدد با تمرکز شروع کردم، درسواره احترام به خود بزرگترین طلسمم رو نشونم داد، من حس ارزشمندیم رو از دست داده بودم، خودم رو دوست نداشتم، به خودم احترام نمیگذاشتم، فکر میکردم برای خودم کافی نیستم، پس تغییر کردم و خودم رو در اولویت قرار دادم وارد چالش چهار ماهه شدم، شروع به نوشتن کردم، دستاورد های عجیب من شروع شد، نقاط ضعفم رو دیدم و سعی کردم برطرف کنم، به طرز باور نکردنی کلی از در های پول و ثروت برای من باز شد درسواره قانون استغنا رو تهیه کردم و عمل کردم، خیلی عجیب و باور نکردنی امتیازاتی برای من محاسبه میشد که برای کارمندی با رتبه من شبیه معجزه بود، فرمول پرداخت من هم تغییر کرد و افزایش حقوق داشتم هر ماه و منی که هیچ پس اندازی نداشتم کلی پول پس انداز کردم فصل سلامت شروع شد، به یکباره پرخوری عصبیم تموم شد، دارو های کاهش اشتهام رو کنار گذاشتم، روند کاهش وزنم شروع شد، جوش های وحشتناک صورتم برطرف شد، افسردگی من رفع شد، قائدگی من منظم شد، به شدت زیبا و جذاب شدم بدون نیاز به آرایش و همه میخواستند کنارم باشند حتی غریبه ها الان انقدر خواستگار برای من میاد که من امکان پاسخگویی به همه رو ندارم و گاهی میگم کاش میشد بتونم از جذابیتم کم کنم تا شاید خواستگار هام کمتر بشه😂از خواستگارانم که موقعیت اجتماعی خیلی بالایی هم دارند حرف هایی میشنوم که هرگز در روابط قبلیم نبود، من رو در اولویت قرار میدن و مدام میگن چقدر زیبا و جذاب هستم و من متوجه شدم که مدارم خیلی تغییر کرده مدیرانی که من رو اخراج کردند الان تماس میگیرند و ازم عذرخواهی میکنند و پیشنهاد پست های بالاتر بهم میدن اما من قبول نکردم، محل کار جدیدم همیشه آرزوی من بود و هرروز اونجا شکوفاتر میشم و با ساعت کاری کمتر درآمد بیشتری هم دارم و دیگه حاضر نیستم به پست قبلی برگردم با دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس شجاعانه طلسم ها و سایه هام رو پیدا کردم، با دوره از جدایی تا تعالی ترس ها و طرد شدگی هام رو دیدم و ریشه یابی کردم به بچه ها میگم خودتون رو به چالش بکشید، آگاهی کافی نیست، باید اقدام بکنید و حرف آخرم این هست که " بیرون ز تو نیست آن چه در عالم هست/ از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی" ممنونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    v 27 ارديبهشت 99
    سلام خانوم هروی من امروزم یه دستاورد دیگه داشتم من یه رابطه ای که تموم شده بود ولی لاشه ها و تیکه پاره هاش همچنان تو گوشیم و البته کهتو ذهنم نگه داشته بودم تونستم با کمک خدا و صدالبته به کمک شما فرشته مهربون کلا پاک کنم و. بندازمش بیرون درسته سخت بود. و گریه کردم ولی درنهایت تونستم و فهمیدم که دیگه اون ادم قبلیه نیستم و قویتر شدم منی که نمی تونستم نه بگم و با حس قربانی بودن ازم هرکی میومد انرژی میگرفت تازگی ها یکی اومده بود. تو زندگیم مثل روال قبلی بااین سناریو ازم انرژی می گرفت اونم تونستم حذف کنم وای خانم هروی این منم باورم نمیشه دیگه قدر خودمو می دونم به خودم میگم تو لایق بهترینهایی بهکمتر. از ارزش خودت قانع نشو دیگه قدر خودمو میدونم🥰 و اون خلا رو ایجاد. کردم که تو چالش چهارماهه اونی که میخوام واقعا جذب کنم و واقعااااااا تلاشممو هم می کنم دوستتون دارم 😘🌹🌹🌹 #دستاورد
    پاسخ
    -0
    انصراف

    لعیا 26 ارديبهشت 99
    سلام سوده جان من در خانواده ای بزرگ شدم که پدرم اعتیاد داشتند، دائما شاهد دعوا و کتک کاری پدر و مادرم بودم و وحشت زده میشدم، پدرم همیشه مادرم رو تهدید به ترک کردن، میکرد و من بر اساس تجربیات تلخ کودکیم لیستی درست کرده بودم از چیز های بدی که نمیخواستم در همسرم باشه علی رغم ظاهر خوب، درآمد قابل توجه و مهارت های قابل توجهم اما ازدواج خوبی نداشتم، از جانب همسرم بهم مکررا خیانت میشد، همیشه تنها بودم و زندگی ما با طلاق عاطفی ادامه داشت، حتی در زمان بارداری انقدر فشار عصبی روی من بود که خونه رو ترک کردم و پزشک ها احتمال معلولیت فرزندم رو دادند و به من دستور سقط جنین رو اجبار کردند من دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم و شروع کردم به کار کردن روی خودم و بعد از مدتی همسرم خیلی تغییر کرد، اومد دنبال من ، ازم عذرخواهی کرد و تعهد داد که به شیوه ای که مقبول من باشه تغییر کنه انقدر ظاهر من بعد از کار کردن روی خودم تغییر کرد که همه حتی نزدیکانم از من میپرسیدند برای پوستت چیکار کردی، پیش کدوم دکتر رفتی، به ما هم بگو دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم، خیلی از طلسم ها و کامپلکس هام رو شناختم، تند خویی و پرخاشگری من در ارتباط با همسرم و فرزندم رو به هیچ طریقی نمیتونستم کنترل کنم و با کار کردن روی خودم این تموم شد، وابستگی هام رو کنار گذاشتم در دوره جزیره گنج ارتباط معنوی من عالی شد، رابطه من با خداوند قطع شده بود و من همیشه میخواستم همسرم و دیگران حالم رو خوب کنند حالا تونستم خودم انقدر حالم رو خوب کنم که مایه ی آرامش شدم، پریشانی من ، احساس همیشگی بی انرژی بودنم به شدت تغییر کرد، آرامش گرفتم و مستقل شدم و احساس قدرت و ارزشمندی کردم و این برای من واقعا معجزه بود من نظام های ارزشی خودم رو بنا کردم، این واقعا تحولاتی رو توی زندگی من رقم زد که سال های سال منتظرشون بودم من به دلیل طلسم هام هیچوقت ارتباط زناشوییم رو به رسمیت نشناخته بودم، هر لحظه منتظر تموم شدنش بودم، با دوره از جدایی تا تعالی واقعا دوباره عاشق خودم شدم، با گوش کردن این دوره خیلی از چیز ها برای من کشف شد، به پهنای صورتم با این دوره اشک ریختم، انگار که دوره برای من ساخته شده بود، مساله ای که هرروز زندگی من رو جهنم کرده بود برای من حل شد و تموم شد و من اروم شد با درسواره احترام به خود فهمیدم من احساس لیاقت برای داشتن خیلی از خواسته هام رو نداشتم با چالش چهار ماهه اول، در آمد من بعد از سالها تلاش در عرض چندماه انقدر زیاد شد که برای خودم هم جای تعجب داشت با چالش چهار ماهه دوم سایه هام رو دیدم، همسرم رو بخشیدم، خودم رو پذیرفتم، بعد از تلاش زیاد طلسم هام رو پیدا کردم و همسرم خیلی الان تغییر کرده، دوست داره دائم کنارم باشه، خیلی محبت میکنه، احترام درونی خاصی برای من قائل هست، مدام از توانایی های من حرف میزنه و تحسینم میکنه که من تعجب میکنم که چطور کسی که در طول این 20سال همیشه من رو نفی میکرد حالا داره این حرفهارو میزنه، الان همسرم خیلی مراقب آرامش و سلامتی من هست و رابطه ما حتی از روز های اول ازدواج مون هم قشنگ تر شده خلا های من ، ترس هام، کمبود هام کنار رفت، رابطه مخربم با مادرم درست شد، دوره عزت نفس برای من غوغا کرد و تلاطم درونم فرو نشست و منی که به شدت با تنهاییم مشکل داشتم الان از تنهاییم لذت مبیبرم واقعا من چندصد کتاب رو در سال ها خونده بودم اما با این دوره ها که درست در نقطه صفر زندگیم به دستم رسید، من فرو ریختم و منِ جدیدم رو از نو ساختم و ارتباطاتم رو احیا کردم و خدارو شکر میکنم برای این فرصت دوباره. ممنون از تمام اینها
    پاسخ
    -0
    انصراف

    V 26 ارديبهشت 99
    خانم هروي دستاوردي كه امروز گذاشتين از چالش چهار ماهه كه از يه رابطه ٥ساله اومدن بيرون و در طي يك سال وضيعتشون كلي تغيير كرده..به قدري روم اثر گذاشت به قدري براش خوشحال شدم و اشك شوق ريختم واقعا راس ميگه خدا دوست هميشگي ماست..خيلي خيلي خيلي ممنونم بابت زحماتتون و همچنين از تيم زندگي سالم..خدا قوت
    پاسخ
    -0
    انصراف

    n 25 ارديبهشت 99
    سلام خانم سوده هروی عزیز من یکسال و نیم قبل به خاطر یک جدایی با کانال آشنا شدم، دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم که کسی که از زندگیم رفته بود، به زندگیم برگرده و حالم خوب بشه ، با کار کردن روی دوره تغییرات و پیشرفت هایی در درون خودم حس کردم دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم و دوباره با قدرت بیشتری شروع به کار کردن روی خودم کردم تا زندگیم رو نجات بدم یکی از دوستانم بهم گفت من جذابیت رو واقعا در درونت دارم احساس میکنم و بهم بگو چیکار کردی که انقدر جذاب شدی و این خیلی بهم انگیزه داد که دوستم انقدر واضح این رو بهم گفت چون اون خیلی در جریان این نبود که من روی خودم کار میکنم و بهم گفت خیلی تغییر کردی، خیلی آروم شدی دوره ها به من خیلی کمک کرد، زندگیم داشت خیلی بهتر میشد، سبک زندگی من تغییر کرده بود ولی کماکان ذهن من درگیر اون اقا بود دوره جزیره گنج و دوره از جدایی تا تعالی رو تهیه کردم، شروع به گوش دادن دوره جدایی کردم و با اون دوره خیلی گریه کردم و حال خوبی رو این دوره برای من به ارمغان آورد و تونستم رها بشم وارد چالش چهار ماهه شدم، کار کردن روی دوره ها رو شروع کردم، ویژگی های فردی که میخواستم رو نوشتم و سعی کردم اونها رو در خودم پرورش بدم و اصلا انتظار نداشتم که الان یک چنین آدمی وارد زندگیم بشه، فکر میکردم حالا شاید یه روزی، یکسال دیگه ، دو سال دیگه، ... آدمی به زندگیم اومد این ویژگی هارو داشته باشه و واقعا اصلا باورم نمیشد از جایی که فکرش رو هم نمیکردم، کسی اومد تو زندگیم که کاملا همه ی اون ویژگی ها رو داره خدا به من لطف زیادی داشت و این آقا رو به زندگیم اورد و این آقا به من پیشنهاد ازدواج دادند و قصدشون کاملا جدی هست برای آینده و این اتفاقات برای من خیلی خوشایند و دور از ذهن بود الان میبنیم چقدر میتونستم زودتر زندگیم رو همون سمتی ببرم که باید میبردم ولی اینکارو نکردم و سال ها چقدر حال خودم رو خراب کرده بودم، الان میبینم این اموزش ها چقدر میتونه توی زندگی تاثیر گذار باشه و واقعا زندگی و مسیر من عوض شد و فهمیدم دنیا خیلی قشنگ تر از چیزی هست که من میدیدم و الان دارم میبینم هنوز هم آدمهایی که مشابه من باشند وجود دارند و به سمت من میان این روز ها خیلی روزهای خوب و قشنگی برای من هست، خداروشکر میکنم، امیدوارم برای همه دوستان این اتفاقات خوب بیوفته، امیدوارم نا امید نشین و ادامه بدین چون هربار که گوش بدین اتفاقات جدیدتر ، بهتر و در لول بالاتر براتون پیش میاد. ممنون از فایلهای بسیار عالی و خوبتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    راحله 24 ارديبهشت 99
    عالی بود.. همیشه فک میکردم دوستان ک از تغییراتی ک تو رابطشون اتفاق افتاده میگن شاید زیادی اغراق میکنن باخودم میگفتم چجوری ممکنه ی نفر تا اینحد تغییر کنه چون متاسفانه تغییراتی ک باچشم میتونستم ببینمو باور داشتم واقعیتش باخودم گفتم بزار منم امتحان کنم ببینم چقد حقیقت داره ولی حقیقت داشت اون آدمی ک احترام واسم قائل نبود مدام دعوا و جنگ داشتیم الان مث ملکه باهام رفتار میکنه میگ ۱۸۰درجه تغییر کردی نمیدونم چرا الان یجور خاص دوستدارم بهش گفتم مثلا چجور خاص؟گف خودمم نمیدونم ولی میدونم فقط علاقم بهت خیلی زیاد شده
    پاسخ
    -0
    انصراف

    rohian 24 ارديبهشت 99
    واقعا چالش خیلی عالیه مخصوصا برای کسایی که تجربه ای از یک رابطه ای رو دارن و داشتن خیلی میتونه تو پیدا کردن کامپلکساشون سایه هاشون و تعیین خواسته وویژگیهای طرف مقابلشون دارن هدفی انگیزشی بشه برای تغییر خودشون و پیشنهاد میکنم واقعا هرکسی میخاد تو چالش شرکت کنه روابطشو بیشتر کنه ای رابطه فقط محدود به ی رابطه عاطفی نیس بلکه هر رابطه اجتماعی میتونه شناخت ما رو از خودمون بیشتر کنه با توجه به تجربیات آموخته هام اصلا هر کسی در ارتباط با دیگری میتونه خودشو پیدا کنه 🙂
    پاسخ
    -0
    انصراف

    nahid 24 ارديبهشت 99
    سلام خدمت شما بانوی بزرگوار سرکار خانم هروی سفر دقیقا زمانی که شروع که من حس میکردم خیلی قوی و جذاب و بی عیب هستم و این سفر با اعتیاد همسرم شروع شد و این خیلی برای من غم انگیز بود، چون من پدرم هم اعتیاد داشت و من از بچگی درگیر این قضیه بودم و درد ها و غم های زیادی کشیده بودم و اونها رو به زندگی مشترکم هم آورده بود، اعتیاد خط قرمز من بود و همسرم اونو رد کرده بود من شکستم، داغون شدم، شوکه بودم از این اتفاق سخت، کلا فلج بودم و یک هفته توی خونه فقط کار من گریه بود، نمیتونستم حتی کوچکترین نیازهام رو برطرف کنه، با همسرم بحثمون شد و اون خیلی راحت بهم گفت میخوای بخوا، نمیخوای نخوا و این خیلی خیلی دردناک بود برام مقداری پول داشتم تصمیم گرفتم برم پیش دعانویس که زندگیم رو درست کنم ولی در نهایت دلم راضی نشد با کانال آشنا شدم ویس ها رو گوش کردم، تصمیم گرفتم اون پول رو بدم و دوره های جذابیت درونی و عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم دوره جذابیت درونی رو گوش کردم، روی خودم کار کردم، متوجه شدم چقدر منی که همیشه فکر میکردم خیلی خوبم، عیب و ایراد داشتم، روی خودم کار کردم، خیلی تعجب بر انگیز بود که همسرم برگشت سمت من ، اما من همچنان توی نوسان بودم، رابطه من هم با همسرم بالا و پایین میشد، سایه های من باعث بحث و دعوا میشد دوره جزیره گنج رو تهیه کردم، با این دوره من تازه فهمیدم که بند نافم رو به همسرم وصل کرده بودم، واقعا جزیره گنج مثل تبری بود که ریشه ی وابستگی های من رو کند، فهمیدم نباید بچسبم به کسی و به زور بخوام تغییرش بدم، فهمیدم خدا هست و به اون احتیاج داشتم، من ترس از دست دادن شدیدی داشتم که با دوره جزیره خیلی خوب تونستم روش کار کنم و قوی شدم ، فهمیدم چقدر ارتعاشات منفی نسبت به خودم ، همسرم و زندگیم داشتم، مشغول پیدا کردن طلسم های روانیم بود و دیدم دقیقا شرایط زندگی مادرم برای من هم اتفاق افتاده یک روز تو گوشی همسرم چیزی دیدم که متوجه شدم همسرم قصد خیانت به من رو داره، این خیلی برای من عذاب اور بود، حس کردم تلاش های من بی فایده ست، خیلی غمگین و ناراحت بودم ولی این بار فرق داشت، بزرگترین دستاورد زندگی من توی اون لحظه بود که من فهمیدم خودم میتونم اتفاقات ناخوشایند زندگیم رو درست کنم کاملا رابطم رو با همسرم قطع کردم، روی خودم کار کردم عمیقا، دوره از جدایی تا تعالی رو تهیه کردم و طرد شدگی هام رو دیدم و دیدن حرفهای اون دوره دقیقا درباره من بود و احساس بی ارزشیم رو دیدم، با هر دوره ای یک وجه جدیدی از من نمایان میشد که روش کار کنم، شما گفتید که وقتی روی خودت کار میکنی، آدمها از دور دستها متوجه میشن، این برای من اتفاق افتاد، انگار همسر من متوجه تغییراتم شده بود و به طرز عجیبی دنبال این بود که من رو به زندگی برگردونه، تغییر کنه، واسطه میفرستاد، بهم زنگ میزد و برای من تعجب برانگیز بود که ادمی که میگفت میخوای بخواه نمیخوای نخواه چرا داره انقدر تلاش میکنه، در نهایت تصمیم گرفتم به همسرم یک فرصت دوباره بدم به اون فرصت دوباره دادم و الان که چندماه از اون روز میگذره، میبینم قشنگترین فرصت عمرم رو به خودم دادم که این حجم از عشق و این همه لذت رو بتونم تجربه کنم، من توی چالش چهار ماهه هم شرکت کردم و همسرم کاملا تغییر کرد، دقیقا همه چیز هایی که میخواستم داره انجام میده و این خیلی خوبه مثل یک معجزه است واقعا! من خیلی نااگاه بودم، مدارم خیلی پایین بود، انگار لازم بود این اتفاقات بیوفته تا الماس درون من رو جلا بده، الان احساس میکنم خوشبخت ترین ادم روی زمینم، منی که به طرز فجیعی ترس از دست دادن داشتم، دیگه از هیچی نمیترسم الان بچم رو شاد و خوشحال میبینم، همسرم بهم میگه تو ناجی زندگی منی ، تو به من کمک کردی، اگر تو نبودی معلوم نبود وضع و اوضاع من چی بود و من از شنیدن این حرف ها خیلی خوشحال میشم که تونستم زندگی ای رو که تا این حد پتانسیل خوب و عالی شدن داشت تا احیا کنم و با طلسم ها و سایه های خودم نابودش نکردم، یاد گرفتم مسئولیت زندگیم رو بپذیرم و فهمیدم خودم و خدا برای زندگیم کافی هستین، من مثل صخره ای بودم که نیاز به این خرد شدن داشتم تا خودم رو پیدا کنم به اونهایی که نا امید میشن و اتفاقات سختی براشون پیش اومده میگم فقط باید امید و پشتکار داشته باشید، خدا کمک مون میکنه. نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم که به اینجا رسیدم براتون بهترینها رو از خدا میخوام.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    j 23 ارديبهشت 99
    سلام خدمت شما خانم هروی نازنین من زمانی با شما آشنا شدم که در بدترین حالت روحی ممکن بودم، یک دختر 24 ساله ی افسرده و داغون و در هر حوزه ای شکست خورده ( چه در روابط خانوادگی، چه در روابط عاطفی ) ، از صبح تا شب من گریه و غر زدن و شکایت کردن بود من با خودم یک کاری کرده بودم که همه رو از خودم فراری دادم، چون آگاهی نداشتم نمیتونستم درست رفتار کنم، الان میفهمم بخاطر طلسم هام، سایه هام، عزت نفس خیلی پایینم بود که از همه سیلی خوردم، از کسی که دوستش داشتم، از مادرم، پدرم، برادرم، خواهرم ، دوستانم و ... حاضر نبودند با من یک دقیقه هم صحبت کنند ولی خدا به داد من رسید دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم و روی خودم واقعا کار کردم ، هرروز تمرینات رو مو به مو انجام میدادم. اولین دستاورد من این که منی که همیشه معدل خیلی پایینی داشتم تونستم معدل بالایی در رشته حقوق در مقطع کارشناسی ارشد به دست بیارم دومین دستاوردم این بود که من خیلی آروم شدم، خیلی حالم بهتر شد آدمی که دوستش داشتم، قبل از تهیه دوره ها بهم گفته بود بسه دیگه ، خستم کردی، دست از سرم بردار، برو از زندگیم ، چی میخوای از جونم ، و شوک خیلی بزرگی بود برام ولی حالا که من روی خودم کار کردم، همون آدم برگشته و میگه مرسی که هستی تو زندگیم، دوستت دارم، با من بمون، در مورد ازدواج و آینده با من برنامه ریزی میکنه، میگه تو زندگیمی و از من تشکر میکنه که توی زندگیش هستم دستاورد بعدی من این بود که من با دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس فهمیدم عزت نفس فوق العاده پایینی داشتم و دارم با اقتدار روی خودم کار میکنم من تونستم توی آزمون وکالت که قبول شدن در اون کار سختی هست، با یک رتبه خیلی عالی و باور نکردنی قبول شم من خیلی پرخاشگر بودم، دختری بودم که وقتی میرفتم جایی، بدون اینکه حتی حرفی بزنم همه متوجه پرخاشگری من میشدند اما حالا خیلی اروم شدم من با دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس طلسم های ازدواجم رو دیدم و فهمیدم چی ها باعث شده بود که من در آرزوی ازدواج بمونم، متوجه طلسم های مادرم شدم و اونها انقدر در من درونی شده بود که وارد ناخوداگاهم شده بود، من انقدر خودم رو پایین برده بودم که با وجودی زیبایی، تحصیلات ولی حتی یک خواستگار هم نداشتم و از وقتی این مسائل رو فهمیدم و آگاهی من بالا رفت خواستگار های خیلی خوبی برای من میاد من همیشه وضعیت مالی پدرم رو مقصر ازدواج نکردنم میدونستم و همین باعث شده بود هیچکس سراغ من نیاد این حال من رو روز به روز بدتر میکرد، من با پدرم قهر بودم اما وقتی این طلسم رو دیدم ارتباط من با پدرم خیلی تغییر کرد و الان یک رابطه عاشقانه ای با پدرم دارم و با اگاهی هایی که کسب کردم دیگه ترس از دست دادن هم ندارم میخوام بهتون بگم از هیچ چیزی نگران نباشید چون هر کسی به خدا توکل کنه نه ترسی داره نه نگرانی و همه ی آرزهاش به بهترین شکل براورده میشه و من واقعات سپاسگذارتون هستم اول خدا بعدم شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    صوفی 22 ارديبهشت 99
    اونروز که ویس چالش چهارماهه رو گذاشتید، گوش دادم و بعد با خودم گفتم من که پارتنرم تمام چیزهایی که میخام رو داره!! همه چیز خوب بود و ایده ال، شاید چون اوایلش بود، حدودا یک هفته بعدش مسائل این رابطه کم کم رو شدن ، هرروز بدتر از دیروز و من مستاصل تر، تا اینکه یه جایی تلنگر خوردم که تا کی میخام اینجوری زندگی کنم؟ تا کی دوره جذابیت درونی رو حفظ باشم اما با دقت و قدرت انجامشون ندم؟؟ ویس چالش چهارماهه رو دوباره گوش دادم و دیدم تک تک چیزهایی که شاکیم پارتنرم نداره،خودم ندارم!!! ازون روز خیلی قوی دارم روی خودم کار میکنم و دارم نتیجه اش رو هم روی ایشون و رابطه امون میبینم من اصلا دلم نمیخواست این رابطه از بین بره چون واقعا ارزشش رو داشت که بخاطرش و بخاطر خودم تغییر کنم. ممنون از شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    طناز 22 ارديبهشت 99
    سلام خانم هروی عزیز امیدوارم روز خوبی داشته باشید من زمان عقد با همسرم با یک اتفاق، متوجه شدم که همسرم به جز من با خانم های دیگه ای هم در ارتباط بودند ولی گفتند که همه چیز تموم شده، اما اون اتفاق باعث شد من خیلی بهم بریزم، دنیا روی سرم خراب شد، به همسرم بی اعتماد شدم و این حس همیشه همراهم بود، همسرم بی حد بهم دروغ میگفت، پنهان کاری میکرد و بی اعتمادی من روز به روز بیشتر میشد و انقدر حالم بد بود که در زمان عقد 10 کیلو وزن کم کردم، توی دوران عقد اصلا رابطه خوبی نداشتیم، مدام تحقیر، توهین، بی احترامی به من و خانوادم اما من مجبور بودم تحمل کنم، همسرم هیچ پولی بهم نمیداد، هیچوقت من رو تحویل نمیگرفت، مدام ازم فرار میکرد و توی جمع ها ازم دور میشد و من هم مدام غمگین و عصبی بودم و از همه جهت بهم فشار وارد شد ما ازدواج کردیم، کم کم دعوا ها ، ناسزا ها، تحقیر کردن ها شروع شد و همسرم میگفت حقته، همینه که هست، من همینم ، میخوای بخوا نمیخوای نخوا، لازم باشه بدتر هم میشم، من روز به روز ضعیف تر میشدم، فقط بخاطر خانوادم ادامه میدادم، هر چندوقت بی دلیل از حال میرفتم، مدام دعوا میکردیم، همسرم حتی اجازه نمیداد من گریه کنم و میگفت نمیخوام صداتو بشنوم من بخاطر چت هایی که با دختر های همکلاسیش داشت باهاش بحث میکردم، میگفت تو نمیفهمی، تو شعور نداری، تو به من تهمت خیانت میزنی و ... یک روز بحث بالا گرفت همسرم بهم چندتا سیلی زد، من افتادم دستم ترک برداشت، اما درد دستم رو حس نکردم چون توی درد عمیق دیگه ای در درونم داشتم هورمون های بدنم کامل بهم ریخت، ریزش موی شدید پیدا کردم، از حال رفتن، عادت ماهانه من خیلی بیشتر از حد نرمال شد اما حتی من رو دکتر هم نمیبرد، انقدر به رفتارش ادامه داد تا من دیگه نتونستم تحمل کنم، مثل مرغ سر کنده بال بال میزدم، کنترلی روی بدنم نداشت، دیگه به سیم اخر زدم و خودکشی کردم بعد از خودکشی مدتی همسرم تغییر کرد اما دوباره شد همون ادم قبلی، همون زمان من دوره ها رو تهیه کردم، با دوره جذابیت درونی تونستم نیروی خودم رو جمع کنم با دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس شروع کردم به ساختن ستون های وجودم، سایه هام رو دیدم، ارزش های خودم رو بنا کردم، غم و غصه هارو گذاشتم کنار، روی خودم کار کردم، آرامش بدست اوردم، دیگه از حال نمیرفتم همسرم خیلی باهام خوب شد، رفتارش تغییر کرد، رابطه ما بهتر شد، دیگه جز حرفهای قشنگ همسرم چیزی نمیگه و دیگه از اون حرف های قبل خبری نیست، مثل ملکه با من رفتار میکنه، هر روز چندین بار بهم میگه دوستم داره، مدام قربون صدقه من میره، میگه تغییر کردی، خیلی خوب شدی، احترام خودم و خانوادم رو داره نگه میداره، دقیقا اون چیزی که میخواسته داره اتفاق میوفته، همه ی چیزهایی که دوست داشتم در اون بوجود بیاد به طرز جالبی داره اتفاق می افته من حالا آرامش عمیقی رو دارم با تک تک سلول هام تجربه میکنم، همسری که حتی برای خود من هزینه نمیکرد، الان خودش برام حسابی هزینه میکنه و میگه هر چی دوست داری بخر، بهم میرسه حتی برای خانوادم هم هزینه میکنه و میگه دوست دارم محبت کنم و تو و خانوادت رو خوشحال کنم من حالا فهمیدم چرا همسرم ازم دوری میکردم، سایه هام رو دیدم، ترسهامو دیدم، وارد چالش چهار ماهه شدم، شروع کردم دوباره کار کردن، الان همسرم بدون من یک لحظه طاقت نمیاره، یک ساعت ازش جدا میشم میاد میگه دلم برات تنگ شده، میگه بدون تو نمیتونم، ازم دور میشی دلتنگ میشم، صدای قدم زدنات توی خونه رو دوست دارم، انرژیتو دوست دارم گفتگوی درونی من از بین رفت، حالم خوب شد، من قبلا اصلا به خونه و زندگیم رسیدگی نمیکردم، اما الان همه چیز تغییر کرده و وقتی همسرم از سرکار برمیگرده میگه انگار دارم میام یک جای امن، جایی که میتونم همه مشکلاتمو فراموش کنم و حالم خوب شه، من روی خودم کار کردم، حال خودم رو خوب کردم اما حال همسرم هم خوب شده، همسرم خیلی خیلی آدم عصبی ای بود ولی الان دیگه از اون عصبانیت های قبلیش هیچ خبری نیست، من با آرامشی که برای خودم به وجود اوردم، آرامشو به همسرم هم دادم من الان از زندگی با همسرم راضی هستم و اونم بهم گفت که خیلی خوشحالم که یک فرشته مثل تو توی زندگیم دارم، خوشحالم که به زندگیم اومدی، آرامش رو به زندگیم دادی ، تغییر کردی و خیلی عوض شدی، خیلی زیبا تر شدی من الان حالم با همسرم ، خانوادم، و مهم تر از همه حالم با خودم خوبه، دیگه از تنهاییم لذت میبرم و اون وزنی که کم کرده بودم به دست اوردم و 12 کیلو چاق شدم. و تمام اینها رو از شما و دوره ها و چالش بی نظیرتون دارم یک دنیا سپاس
    پاسخ
    -0
    انصراف

    jahani 21 ارديبهشت 99
    اون آقا برگشت و حرفهایی رو زد که هیچوقت توی اون 5سال نگفته بود، گفت من بدون تو دارم دیونه میشم، قبلا میگفت اگه میخوای بری برو بسلامت، اما حالا به من التماس کرد، زنگ زده بود گریه میکرد، اون مرد گریه میکرد که توی این مدت که تو نبودی من جون دادم، من الان میفهمم که بدون تو من دارم میمیرم، هر کاری بگی میکنم که فقط یکبار دیگه روی تو رو ببینم ، من ازش تشکر کردم که من رو اونجوری زمین زد و گفتم دردی که من کشیدم من رو به اینجا رسوند و تموم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    rima 20 ارديبهشت 99
    موضوع چالش ۴ماهه هم یه جورایی همینه که انگشت اشارمونو سمت بقیه نگیریم و از خودمون تغییر رو شروع کنیم.من تو این چالش شرکت کردم و دستاوردهای کوچیک داشتم تو همین مدت کم.بهش خیلی خوشبینم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    tiara 20 ارديبهشت 99
    من مشکلات زیادی در زندگی با همسرم داشتم،دوره ها رو تهیه کردم چون میخواستم زندگیم رو عوض بکنم. من 40سالم هست و 20سال هست که ازدواج کردم، با دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس فهمیدم که طلای درون من دست پدر، مادر، خواهر،برادر ، همسر و فرزندم هست جز خودم! من به دلیل طلسم های روانی و سایه هایی که از پدر و مادرم داشتم همیشه فکر میکردم زندگی مشترک من یک روزی تموم میشه و خودم رو برای این آماده میکردم، من در تمام این سالها مدام مدام مدام قهر و آشتی داشتم با همسرم؛ من همسرم رو دوست داشتم ولی با دوره ها فهمیدم این یک دوست داشتن و وابستگی ناسالم بود به دلیل عزت نفس و اعتماد به نفس پایینم، اصلا حس لیاقت، ارزشمندی و احترام به خود نداشتم من همیشه به لحاظ تحصیلی رتبه اول بودم ولی چون خودم رو لایق نمیدونستم سرکار نرفتم، رشته ی من، ازدواج من، هیچ کدوم به انتخاب من نبود و مدام دیگران برای من تصمیم میگرفتند، من هیچوقت نمیتونستم برای خودم تصمیم بگیرم، نمیتونستم مشکلاتم رو خودم حل بکنم و مدام به بقیه زنگ میزدم و از اونها سوال میکردم که چیکار کنم؟این باعث شده بود من افسردگی بگیرم و سال ها داروی اعصاب مصرف کردم من سمینار های مختلفی رو گوش میکردم ولی با گوش کردن به این دوره ها متوجه شدم برای من فوق العاده ست چون هم آرامش گرفتم و هم باعث شد که خودم برای خودم کافی باشم و خودم رو جلو ببرم و احتیاج به هیچکسی نداشته باشم من مدام خانوادم رو مقصر و مانعی برای پیشرفت نکردنم میدونستم، شوهرم توی این سالها خیلی پیشرفت کرد ولی خودم اصلا رشد نکردم، بار ها سیلی میخوردم که مستقل بشم اما توجهی نمیکردم تا اینکه فهمیده بودم باید تغییر کنم، من توی زندگی مشترکم خیلی زجر کشیدم، مدام توهین و تحقیر میشنیدم و شوهرم بهم میگفت تو بی لیاقتی من تصمیم گرفتم این دوره ها رو به عنوان شانس آخر حتما تا اخر پیش برم و اگر موفق نشدم جدا بشم، به طرز باورنکردنی دیدم که دوره ها حتی با گوش کردن و نوت برداری عمل کرد شوهرم همیشه به من سرکوفت میزد، بهم پول نمیداد، من رو تحویل نمیگرفت، با من بدرفتاری میکرد،برای من هیچکاری نمیکرد، همیشه ازم انتقاد میکرد، بهم بی احترامی میکرد، اینها باعث شد روی خودم کار کنم، تمرکزمو بگذارم روی خودم و اون رو رها کردم چالش چهارماهه رو هم شروع کردم و توی این مدت همسرم که بسیار مغرور هست بعد از 20سال، انگار اصلا از این رو به اون رو شده بود، من تا قبل از دوره ها فکر میکردم مشکل از همسرم هست و من توی این زندگی حیف شدم ولی با دوره های جذابیت درونی و جدایی تا تعالی فهمیدم که من خودم چقدر مشکل دارم، یاد گرفتم از تنهاییم لذت ببرم و خودم کار های خودم رو انجام بدم چون من هیچکاری رو نمیتونستم خودم انجام بدم گفتگوی درونی منفی من تموم شد زندگی من کاملا تغییر کرد، منی که مدام شبها با گریه میخوابیدم، افسرده و ناراحت بودم الان خداروشکر میکنم، دیگه حالت پرخاشگرانه ندارم سایه هام رو با شوهرم پیدا کردم و دیدم که شوهرم خیلی عوض شد، انقدر تغییر کرده که هر چی بگم کم گفتم، الان همسرم بهم محبت میکنه، من رو نوازش میکنه، آدمی که برای من هزینه ای نمیکرد الان برای من ماشین گرفته و زندگی من واقعا تغییر کرده و اینها رو مدیون آموزش ها و تلاش خودم هستم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    tiara 20 ارديبهشت 99
    من مشکلات زیادی در زندگی با همسرم داشتم،دوره ها رو تهیه کردم چون میخواستم زندگیم رو عوض بکنم. من 40سالم هست و 20سال هست که ازدواج کردم، با دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس فهمیدم که طلای درون من دست پدر، مادر، خواهر،برادر ، همسر و فرزندم هست جز خودم! من به دلیل طلسم های روانی و سایه هایی که از پدر و مادرم داشتم همیشه فکر میکردم زندگی مشترک من یک روزی تموم میشه و خودم رو برای این آماده میکردم، من در تمام این سالها مدام مدام مدام قهر و آشتی داشتم با همسرم؛ من همسرم رو دوست داشتم ولی با دوره ها فهمیدم این یک دوست داشتن و وابستگی ناسالم بود به دلیل عزت نفس و اعتماد به نفس پایینم، اصلا حس لیاقت، ارزشمندی و احترام به خود نداشتم من همیشه به لحاظ تحصیلی رتبه اول بودم ولی چون خودم رو لایق نمیدونستم سرکار نرفتم، رشته ی من، ازدواج من، هیچ کدوم به انتخاب من نبود و مدام دیگران برای من تصمیم میگرفتند، من هیچوقت نمیتونستم برای خودم تصمیم بگیرم، نمیتونستم مشکلاتم رو خودم حل بکنم و مدام به بقیه زنگ میزدم و از اونها سوال میکردم که چیکار کنم؟این باعث شده بود من افسردگی بگیرم و سال ها داروی اعصاب مصرف کردم من سمینار های مختلفی رو گوش میکردم ولی با گوش کردن به این دوره ها متوجه شدم برای من فوق العاده ست چون هم آرامش گرفتم و هم باعث شد که خودم برای خودم کافی باشم و خودم رو جلو ببرم و احتیاج به هیچکسی نداشته باشم من مدام خانوادم رو مقصر و مانعی برای پیشرفت نکردنم میدونستم، شوهرم توی این سالها خیلی پیشرفت کرد ولی خودم اصلا رشد نکردم، بار ها سیلی میخوردم که مستقل بشم اما توجهی نمیکردم تا اینکه فهمیده بودم باید تغییر کنم، من توی زندگی مشترکم خیلی زجر کشیدم، مدام توهین و تحقیر میشنیدم و شوهرم بهم میگفت تو بی لیاقتی من تصمیم گرفتم این دوره ها رو به عنوان شانس آخر حتما تا اخر پیش برم و اگر موفق نشدم جدا بشم، به طرز باورنکردنی دیدم که دوره ها حتی با گوش کردن و نوت برداری عمل کرد شوهرم همیشه به من سرکوفت میزد، بهم پول نمیداد، من رو تحویل نمیگرفت، با من بدرفتاری میکرد،برای من هیچکاری نمیکرد، همیشه ازم انتقاد میکرد، بهم بی احترامی میکرد، اینها باعث شد روی خودم کار کنم، تمرکزمو بگذارم روی خودم و اون رو رها کردم چالش چهارماهه رو هم شروع کردم و توی این مدت همسرم که بسیار مغرور هست بعد از 20سال، انگار اصلا از این رو به اون رو شده بود، من تا قبل از دوره ها فکر میکردم مشکل از همسرم هست و من توی این زندگی حیف شدم ولی با دوره های جذابیت درونی و جدایی تا تعالی فهمیدم که من خودم چقدر مشکل دارم، یاد گرفتم از تنهاییم لذت ببرم و خودم کار های خودم رو انجام بدم چون من هیچکاری رو نمیتونستم خودم انجام بدم گفتگوی درونی منفی من تموم شد زندگی من کاملا تغییر کرد، منی که مدام شبها با گریه میخوابیدم، افسرده و ناراحت بودم الان خداروشکر میکنم، دیگه حالت پرخاشگرانه ندارم سایه هام رو با شوهرم پیدا کردم و دیدم که شوهرم خیلی عوض شد، انقدر تغییر کرده که هر چی بگم کم گفتم، الان همسرم بهم محبت میکنه، من رو نوازش میکنه، آدمی که برای من هزینه ای نمیکرد الان برای من ماشین گرفته و زندگی من واقعا تغییر کرده و اینها رو مدیون آموزش ها و تلاش خودم هستم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    nazi 19 ارديبهشت 99
    کاملا"درسته از چالش ۴ماهه متوجه شدم بایدقبل ازاینکه از دنیای بیرونیم عشق واحترام وتوجه ....بخوام بایداوناروخودم به خودم بدم وشروع کردم روی عزت نفس خودم کارکنم ممنونم سوده جون که کمکم کردی اسکلت شخصیتم رو دوباره ولی خیلی محکم واصولی بسازم😍😍😍😍😍😘😘😘😘😘🙌 🙌 🙌
    پاسخ
    -0
    انصراف

    rahele 19 ارديبهشت 99
    منم برای ی نفر بیش از حد مایه گذاشتم ک ارزش اون همه وقت و محبت نداشت خانم هروی عزیز من اول باور کردم ک اون اقا مقصر نبود و پذیرفتم ک اشتباه از من بود من کاری کردم ک اون اقا باور کرد حتی با بدیهاش کنار میام وقتی با تمام بی مهدیهاش کنار میام چرا باید بهم احترام بزاره پس من مشگل دارم و من رفتم رنبال مشگل خودم و باور دارم ک تو این چالش ۴ ماهه و خودسازی خودم ب اهدافم میرسم خانم هروی هرچقد از شما تشکر کنم بازم کمه اگ پول دستم بیاد با خرید پکیجتون جبران میکنم دوستون دارم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    riya 19 ارديبهشت 99
    سلام سوده جانم من توی چالش چهار ماهه اول، تونستم از رابطه ای سمی که بسیار در اون تحقیر میشدم با اقتدار بیرون بیام و روی خودم کار کردم و بعد کسی وارد زندگی من شد که مسیر زندگی من به طور کل عوض شد و ما با هم ازدواج کردیم و الان خیلی خیلی همه چیز عالی هست و من این رو از چالش چهار ماهه دارم توی چالش جدید من مدتها بود که میخواستم یک وامی رو بگیرم اما اصلا جور نمیشد، من چند بار اقدام کردم اما انجام نشد، توی چالش جدید روی این قضیه فوکوس کردم و خیلی فشرده ویس های دوره جذابیت درونی رو گوش کردم، تمرینات رو انجام دادم و اتفاق خیلی باور نکردنی افتاد و گره ی بزرگی که توی پروسه وام گرفتن من بود، باز شد و خیلی راحت و فوری این کار انجام شد و تمام مراحل اداری انجام شد و من احساس میکردم بار بسیار عظیمی از روی دوش من برداشته شد و قدم بسیار بزرگی برداشتم برای حرکت به سمت کاری که رویای من بود ولی هیچوقت جراتش رو نداشتم و با دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس بالاخره تونستم واردش بشم و شجاعت لازم رو پیدا کنم، این برای من خیلی با ارزش و قشنگ و فوق العاده بود به بچه ها توصیه میکنم روی خواسته هاشون چه بزرگ چه کوچک یکبار زمان بگذارند و کار کنند و مطمئن باشند که بهش میرسند. سپاسگذارم ازتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ef 19 ارديبهشت 99
    سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما خانم هروی و تمامی زندگی سالمیها من 15سال پیش یک ازدواج کاملا سنتی داشتم و زندگی خیلی تاریک و پر از مشکلی داشتم، همسر من فوق العاده آدم مغرور و نسبت به من بسیار سنگدل بود و من توی اون زندگی غرورم له شد. خیانت توی زندگی ما عادی شده بود با وجودی که زیبایی من تو فامیل زبان زد بود، تحصیل کرده بودم، خانه داری در حد عالی، خانواده خیلی خوبی داشتم اما مدام به من خیانت میشد و همسرم در برابر گله من میگفت میخوای بمون، میخوای برو، پولی هم در اختیار من نمیگذاشت، حتی جواب من رو هم نمیداد حتی اگر چند روز هم ازش بیخبر بودم میگفت دلم نمیخواست جوابت رو بدم و به راحتی دلم رو میشکست، زخم زبون هایی میزد که من آتش گرفتن قلبم رو کاملا احساس میکردم من عمیقا تحقیر میشدم، اضافه وزن گرفتم، هورمون هام به هم ریخت، چندین بار سقط داشتم و از شدت خونریزی نزدیک بود به کما برم اما اون من رو به دکتر هم با کراهت میرسوند و با خواست خدا من زنده موندم، در کل بارداری من یکبار هم حالم رو نمیپرسید و با کس دیگه به مسافرت میرفت، .... من تحمل میکردم چون بخاطر ترس از آبرو انتخاب دیگه ای نداشتم با کانال آشنا شدم و با کمک جراتی که خدا بهم داد وارد سفر شدم، من در نقطه صفر بودم در نقطه بی پولی، قطع رابطه با خانواده و حمایت نکردن شون و تنهایی و تنهایی و تنهایی بودم، خدا کمکم کرد، توان داد ، به من جرات داد تا اون مدل زندگی رو متوقف کنم و شروع کنم به تحول طبق جزیره گنج به خدا زار زدم و ازش کمک خواستم، راهنمایی خواستم، یاری رسانی جز خدا نداشتم، رفتم توی دل ترس هام با توکل به خدا، برای پس گرفتن هر گرم طلای درونم، زجر ها کشیدم، گریه ها کردم، تنهایی ها کشیدم و فقط خدا حامی من بود، حتی آدمیزادی نبود که باهاش حرف بزنم، من تنهای تنها از دل ترس ها و رنج های عمیقم رو خودم کار کردم، نا امید نشدم، درسواره قانون استغنا و احترام به خود و دوره ها رو می آوردم سر سفره زندگی خودم و باهم زندگی میکردیم وارد چالش چهار ماهه شدم، هرروز روی خودم کار میکردم، آگاهیم رو هرروز بالاتر میبردم و عمیق تر میکردم، ذره ذره رو خودم کار کردم، تا اینکه نوبت جمع کردن جایزه های منم رسید بعد از مدتها با همسرم صحبت کردم، همسرم باورش نمیشد و گفت تو خودتی که داری با من حرف میزنی؟ تویی که به زنگ زدی؟ گفت باورم نمیشه تو داری با من حرف میزنی، این حرف برای من خیلی تازگی داشت و بعد از اون دیگه اتفاقات خوب شروع شد همسرم گفتارش، رفتارش، حسش نسبت به من از زمین تا آسمون تغییر کرد، دیگه هر کاری میخواست بکنه تا از من تایید نمیگرفت انجام نمیداد، خونه به نام من کرد و گفت از این به بعد هر خونه و ملکی خریداری بشه به نام تو میشه، اینو همسری به من گفت که اصلا من رو داخل آدم حساب نمیکرد، چندین سال من تو گوشه خونه نشسته بودم و جز چشم گفتن اصلا انتظار دیگه ای از من نمیرفت، الان ماهیانه چندین میلیون پول به حسابم واریز میشه از طرف همسرم بدون اینکه حتی اجازه بده من برای خودم لباسی ، طلایی ، چیزی بخرم، اونهارو خودش جداگانه برای من میخره و من اصلا نمیدونم با این همه پولی که بهم میده باید چیکار کنم، از گذشته اظهار ندامت میکنه و مثل ملکه ها با من رفتار میکنه، بخاطر من از خانواده ش فاصله گرفت و محل زندگیمون رو از اونها دور کرد چون اونها هم من رو تحقیر میکردند. الان هر کلاسی، هر جایی، هر خریدی که بخوام برای من مهیاست و همسرم بهم میگه همیشه که من بهت افتخار میکنم، تو خیلی عوض شدی، کار های خونه رو برای من انجام میده کاری که توی این چندسال اصلا امکان نداشت انجام بده دنبال کاری که دوست داشتم رفتم، دوستان من عوض شدند کسانی که اگر قبلا بود بهم محل نمیدادند اما الان پیش قدم دوستی با من هستند، اعضای خانوادم بهم میگن وقتی تو حرف میزنی ما آروم میشیم ، رابطه من با دخترم مثل یک دوست شده، دیگه پرخاش نمیکنم باهاش 20کیلو وزن کردم ، همه میگن اصلا بهت نمیاد بچه داشته باشی، جوش های صورت من از بین رفت، هورمون های من تنظیم شد ترس از آینده و ترس از دست دادن ندارم چون میدونم هر اتفاقی بیوفته میتونم دوباره زندگیم رو بسازم ، انقدر قدرت دارم، انقدر به زندگیم احاطه دارم که دیگه نمیترسم با طلسم های روانیم مقابله کردم، گره ها و مشکلاتم رو دیدم و شکرگزار خداوند هستم ، خدا من رو از راه پر پیچ و خم و سنگلاخ، به باغ قشنگی رسوند که هر چی جلوتر میرم باغ من قشنگ تر میشه. ممنون از تمامی زحماتی که برای میکشید.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    f 18 ارديبهشت 99
    خانم هروی عزیزم سلام .من این داستان رو زیاد برای همسرم تعریف میکردم تا متقاعدش کنم تو بیزینسش رشد کنه اما توی چالش چهارماهه سایه هامو دیدم و خودم خیلی رشد کردم ممنونم که هستین و خدارو برای وجودتون شکر میکنم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    سمیرا 18 ارديبهشت 99
    داستان قشنگی بود.خودم مثل پروانه پیله ام رو شکافتم بیرون اومدم من تو دنیایی بودم که باعادت ها زندگی میکردم توزندگی مشترکی که هیچ پیشرفتی نداشت ومن مدام تواون زندگی تحقیر میشدم مقایسه میشدم الان که فکر میکنم بزرگترین دستاورد من جدایی از اون زندگی بود شناختن خودم شناختن توانایی های خودم 😊باور اینکه هیچکس به اندازه خودم زندگی منوتغییر نمیده و در مسیر درست نمیندازه.من خودم خواستم و توانستم😊تواینستا باپیج خانوم هروی عزیز آشنا شدم و با تهیه دوره ها الان در چالش چهارماهه هستم و خیلی حالم خوبه ممنون .😍😍😍😍
    پاسخ
    -0
    انصراف

    hiva 18 ارديبهشت 99
    قبلا همیشه فکر میکردم بهترین روزها و سوالهای زندگی و جوونیمو از دست دادم و حسرت فرصت هایی ک ندیدم را میخوردم.. اما با کار کردن روی دوره ها و فایل ها دیگه حسرت گذشته رو نمی‌خورم. تا اینکه یه آدمی وارد زندگیم شد که 90 درصد معیارهای منو تو چالش چهار ماهه داشت..باورم نمیشد ک دقیقا کسی رو که میخواستم الان جذبش کردم..
    پاسخ
    -0
    انصراف

    sahar 18 ارديبهشت 99
    با توجه به استفاده دوره جذابیت درونی که همینجا واقعا بی نهایت سپاسگزار خانم هروی عزیز هستم؛ باید بگم من بزرگترین چیزی که از دست دادم خودم و ارزش های واقعی خودم بود که با کمک خانم هروی عزیز تونستم دوباره خودم رو پیدا کنم و با کمک به خودم تموم ارزش های از دست رفتم رو دوباره به دست آوردم و با انجام چالش ۴ماهه، در حال حاضر قشنگترین روزهای زندگیم رو میگذرونم و خودمو شبیه قاصدک کاملا سپردم دست خدا تا خودش هرآنچه که به خیر و صلاحمه واسم رقم بزنه و الان بزرگترین معجزه زندگیم اتفاق افتاده و خوشحالم از این اتفاق و کشف زیبایی های وجودم که منو بیشتر از همیشه به خدا نزدیک و نزدیک تر کرد اونقد که عاشقانه دوسش دارم و ایمان دارم بهترین ها رو واسم رقم میزنه💕.من همینجا اول از خدا بعد از خانم هروی عزیز سپاسگزارم که این روزها رو به من هدیه دادن.خدایا هزاران بار شکرت و ممنون سوده جون عزیزم😙😙
    پاسخ
    -0
    انصراف

    zahra 18 ارديبهشت 99
    وجودم را از دست داده بودم دردي بالاتر از اين نيست و با خيانت و دروغي كه خودم در حق خودم داشتم نه اون آدم يا بهتر بگم اون آدمها ،بيدار شدم از نا آگاهي از بي ارزشها اينقدر درد داشت اين فهميدن هنوزم اونطور كه بايد نتونستم بپذيرم با خودم چيكار كردم ،ولي آرامش پيدا كردم باورتون نميشه ميترسم آرامشم بهم بخوره هنوز خودمو وارد هيچ چالشي نكردم البته چالش چهارماه رو شركت كردم ولي اون هدفها و خواسته ها به شيريني آرامشه قوي نيستن😇 اميدوارم قهرمان درونم من و به همه آرزوهام برسونه البته با كمك خدا ،آنچه دلم خواست نه آن مي شود آنچه خدا خواست همان مي شود ،خيري كه خدا برام بخواد ميخوام براي همه زندگي سالمي ها و همه مردم دنيا
    پاسخ
    -0
    انصراف

    samane 17 ارديبهشت 99
    سوده جون ازت ممنونم که به من آگاهی دادی که بایدالماس درونم روتووجود خودم پیداکنم تاباورش کنم وازش به اندازه ارزشش محافظت کنم وخیلی مراقبش باشم واینجوریه که دیگه دنبال ارزش واحترام وعشق واقعی توی وجودکسی نخواهم بود واون که ارزش گوهروجودی من رودرک کنه خودش برای بدست آوردن من والماس درونم بااشتیاق میاد ....این اولین دستاوردمن از چالش چهارماهه ست
    پاسخ
    -0
    انصراف

    tinaaaa 17 ارديبهشت 99
    منم تو این چالش چهار ماهه شرکت کردم ،وتمام کارهایی که باید انجام بدم و نوشتم که فراموش نکنم فکرمی‌کنم این یه راه حل خیلی خوبه چون منو اشتیاق من برای این چالش چند برابر شد،والبته یه پیشنهاد می بود برای دوستانی که یکم سختشونه،دلم میخواد به بهترین خودم تبدیل بشم تا به بهترین خودش تبدیل بشه ......
    پاسخ
    -0
    انصراف

    aa 17 ارديبهشت 99
    سلام سوده جان من توی چالش چهار ماهه تصمیم گرفتم روی سایه های خودم و چالش هایی که با همسرم داشتم کار کنم . مشکلاتم رو با همسرم نوشتم چیزی که من رو عصبی میکرد این بود که همسرم همیشه مبالغ زیاد و بلاعوض به خانواده خودش کمک میکردم، 25میلیون، 8میلیون، ... این من رو خیلی عصبی میکرد بخاطر اینکه به من هیچوقت پول نمیداد ، من آرزویی داشتم که با 20ملیون محقق میشد و من میدونستم هیچوقت همسرم این پول رو به من نمیده، همسرم با اینکه میدونست من این مبلغ رو نیاز دارم ولی هیچوقت توی این یکسال به من اون پول رو نداد، البته نیاز های من رو تامین میکرد ولی هیچوقت به خودم پولی نمیداد و من یک درصد هم احتمال نمیدادم اون پول رو بهم بده و من اصلا اولویتش نبودم توی چالش من روی سایه هام کار کردم و توی فیلمی که فرستادم میتونین ببینین که توی 10 روز گذاشته همسرم تمام چک ها و تراول هایی که از مشتری هاش میگرفت آورد به من داد برای من خیلی عجیب بود الانم که کارت بانکیش رو ازش خواستم کارتش رو بهم داد و گفت اگه به تو ندم به کی بدم ؟ من اصلا باورم نمیشد ، الان خواسته هام رو بهش میگم و اونم میپذیره با تغییر رفتارش واقعا توی خونه مون آرامش به وجود اومده و محبتش به من خیلی بیشتر شده ، واقعا این رو احساس میکنم به من میگه عاشقتم، خیلی ابراز علاقه میکنه، احساس میکنم علاقه ش به من نسبت به قبل فرق کرده و واقعا من رو دوست داره چون من نسبت به گذشته خیلی فرق کردم و از وقتی که تغییرات خودم رو حس کردم ارزشی که همسرم به من میگذاره خیلی بیشتر شده. اینها رو مدیون شما هستم ممنون از تمامی زحماتی که برای ما میکشید
    پاسخ
    -0
    انصراف

    r.m 17 ارديبهشت 99
    سلام خانم هروی عزیزم من بعد از یک جدایی با دوره های جذابیت درونی و عزت نفس تا اعتماد به نفس روی خودم کار کردم، به دستاورد های مالی رسیدم، از لحاظ روحی حالم خوب شد، وارد چالش چهار ماهه شده بودم و افرادی که توی زندگیم بودند به سمت من اومدند به جز کسی که من بخاطر جدایی از اون وارد این مسیر شده بودم من با دوره از جدایی تا تعالی روی خودم کار کردم، تمریناتش رو انجام شد و باعث شد با بررسی اون تمرین بفهمم که اشکالات من توی رابطه کجا بوده، کسی که باهاش بودم، یک سال آخر میگفت خیلی توی رابطه اذیت شده ولی من هیچوقت درکش نمیکردم اما با این تمرین تونستم بفهمم، اشکالات خودم رو پذیرش کردم و اون شخص رو بخشیدم اون آقا با من قرار گذاشت، بهم گفت چقدر عزت نفست بالا رفته، چقدر جذاب شدی، چقدر آروم و پخته شدی و من برای این جدایی ازش ممنون بودم چون این اتفاق افتاد تا من روی خودم کار بکنم ، کلی دستاورد مالی داشته باشم، روح و روانم آروم بشه و فهمیدم اگر اون جدایی اتفاق نمی افتاد و اگر من اون درد و سختی رو نمیکشیدم، هیچوقت به دنبال کار کردن روی خودم نمیرفتم و اما درد جدایی باعث شد انقدر اذیت بشم که بخودم بیام و تغییری توی خودم ایجاد کنم هیچوقت باورم نمیشد منم یک روز همچین دستاوردی داشته باشم که آدمی که دوستش دارم به زندگی من برگرده، این برای من دستاورد خیلی بزرگی بود، خیلی جالب بود که اون آقا برای ازدواج پیش قدم شد و از من خواستگاری کرد و من شوکه شده بودم چون این آدم اصلا قصد ازدواج نداشت ولی حالا میگفت که دارم به ازدواج با تو فکر میکنم و تو تنها گزینه من برای ازدواج هستی ، ازم خواست که فرصت بدم تا بتونیم با هم دیگه باشیم و واقعا هنوز هم برام قابل باور نیست که اون لحظه ها چقدر مثل یک فیلم رمانتیک و عاشقانه بود و امیدوارم برای هر کسی که روی خودش کار میکنه و خودش رو میخواد تغییر بده، اتفاق بیوفته امیدوارم همه بچه های زندگی سالم لحظات و حسی که من تجربه کردم رو تک تک تجربه کنند و به کسی که دوستش دارند و به صلاح اون ها هست برسند ممنون از گروه خوبتون و خود نازنینتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    هستی 16 ارديبهشت 99
    خانم هروی عزیزم ممنون بابت فایل صوتی ۲۱۸ چقدر تمرین جذابی بود چقدر نقص ها دارم وچقدر با این بچه نادرست رفتارکردم ممنون که هزاران وجه خودم رو بهم نشون دادید هر روز از یک زاویه با خودم روبرو میشم ممنون که کنار ما هستید میدونم کلی گرفتاری و مشغله دارید اما هرروز با تلاشهاتون بهمون میفهمونید که من هستم من کمکتون میکنم نگران چیزی نباشید 💖💖دوستان همراه چالش حتما این فایل رو گوش بدید 💖💖من روزهایی که محل کارم تنها بودم و بیمار نداشتیم خسته تر از همیشه برمیگشتم اما این روزها به جای افکار منفی به افکار مثبت نیاز داریم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    v 16 ارديبهشت 99
    سلام بانون مهربان. من مدتها پیش یک جدایی رو تجربه کردم، بعد از یک سال وارد یک رابطه جدید شدم ولی دوباره باز هم به دلیل نا آگاهی هایی که در درون خودم و نا خوداگاهم داشتم اون رابطه هم به جدایی کشید من با کمک دوره ها تونستم روی خودم خیلی کار کنم، توی چالش چهار ماهه هم شرکت کردم، کلیه ی نکات رو برای خودم میتونشتم و دائم تکرار میکردم دستاورد جدید من که خیلی برای من مهم هست و سال های سال به دنبالش بودم این بود که دختری با خصوصیاتی که میخوام به زندگی من بیاد و من توی چالش چهار ماهه این خصوصیات رو در خودم تقویت کردم و حالا اون دختر به زندگی من وارد شد، امروز حال دلم خوبه و امیدوارم حال دل همه خوب باشه و خدارو برای این حالم شکر میکنم من با خدای خودم ارتباط برقرار کردم و همه خواسته هام رو از خدا میخوام و معجزاتش رو در زندگی خودم میبینم قلبا ارزو میکنم همه زندگی سالمیها به خواسته هاشون برسن اما مهمتر این هست که ما روی خودمون ریشه ای کار کنیم تا به خواسته هامون برسیم ممنون از تمام زحماتتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    سیما جهانی 16 ارديبهشت 99
    دستاورد بزرگتر من اصلاح ارتباط من با مادرم بود. من 40 سال با مادرم هرروز، شبانه روز دعوا داشتم و فکر نمیکنم مادر و دختری وجود داشته باشند که رابطه شون باهم به بدی رابطه ما باشه، چالش چهار ماهه رو برای ارتباط با مادرم نوشتم، با اینکه باورم نمیشد همچین چیزی ممکن باشه که ما دعوا نکنیم ولی الان سه ماهه که من و مادرم اصلا باهم دیگه دعوا نکردیم، فهمیدم واقعا چیزی که میخوای اگر توی خودت ایجاد کنی جهان اون رو بهت میده و ما میتونیم با تغییر دادن خودمون، آدمهای اطرافمون رو تغییر بدیم، من مادرم رو هم با کانال آشنا کردم و الان از دیدنش لذت میبرم ممنون از شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    لیلا 15 ارديبهشت 99
    من چون ازدواجم سنتی بود، همیشه احساس شکست داشتم که خودم همسرم رو انتخاب نکردم، با دو بچه همیشه از زندگیم ناراضی بودم و گلایه میکردم، خیلی خیلی عصبی و پرخاشگر بودم و مشکل اعصاب داشتم، 18 کیلو اضافه وزن داشتم و خیلی بهم ریخته بودم، خودم رو یک انسان شکست خورده و بدبخت میدونستم، با وجود ظاهر زیبا و بسیار خوبی که داشتم، همیشه از سمت شوهرم مخصوصا جلوی خانواده و فامیل مورد بی احترامی قرار میگرفتم و عزت نفس و اعتماد به نفس نداشتم و خودم رو خیلی کوچک میدیدم و احساس یاس و خلا داشتم با کانال آشنا شدم و دوره جذابیت درونی رو خریداری کردم، باورم نمیشد دقیقا تمام مشکلاتی که من توی زندگیم داشتم و احساس میکردم همیشه با حق خودم هست، توی فایل جذابیت درونی شنیدم، من انقدر افسرده بودم که داروی اعصاب مصرف میکردم و شب ها با دارو خوابم میبرد و همیشه استرس داشتم، همیشه منتظر اتفاقات بد بودم فایل عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج رو گوش کردم و به خودم اومدم، دیدم دقیقا رفتار من براساس طلسم هایی هست که از مادرم گرفتم، همیشه احساس میکردم من خوشبخت نیستم و باید یکی بیاد تا منو خوشبخت کنه اما بعد از دوره ها مسئولیت زندگیم رو پذیرفتم چیزی که توی 16سال نتوسته بودم بپذیرم الان احساس میکنم خوشبخت ترین ادم روی زمین هستم، واقعا زندگیم رو دوست دارم، دنبال علایق خودم رفتم و توی همین مدت خیلی از وزن و سایز من کم شده، تمام لک و جوش های صورتم از بین رفته و همه بهم میگن چقدر خوشگلتر شدی و مشکل جسمی که داشتم هم برطرف شده، ریزش موهام کاملا قطع شده، زندگیم رو زیبا تر میبینم جالبتر از همه اینکه شوهر من که هیچوقت توی تمام این مدت حتی یکبار بهم ابراز علاقه نمیکرد، الان مدام داره بهم میگه دوستت دارم، عشق منی، من بدون تو نمیتونم ، تو واقعا یه فرشته ای و حتی برای اولین بار بهم پیام داد و گفتم عشقم دوستت دارم و من خیلی خیلی خوشحالم ارتباط من با خدا خیلی بهتر و عمیق شد، آرامش بسیار عجیبی دارم تو خونه ی ما همیشه بحث و تنش و دعوا بود، اصلا رابطه مون صمیمی نبود ولی الان جوری شده که انقدر صمیمی شدیم که حتی بچه هام هم بهم میگن مامان تو چقدر خوبی در حالیکه قبلا اصلا با بچه هامم رابطه خوبی نداشتم و باهاشون راحت نبودم و فقط احساس یاس و بدبختی داشتم من از نظر مالی هم پیشرفت زیادی کردم و با وجودی که قبلا درآمدی نداشتم الان معاملاتی برای من جور شد که حدود 70میلیون تونستم درامد داشته باشم و اصلا نمیدونم چه جوری و از کجا داره فقط برای من پول میاد واقعا خوشحالم که به این حس و حال رسیدم، طلسم و عقده های زیادی داشتم، به شدت احساس طرد شدگی میکردم، ترس از دست دادن و احساس بی ارزشی داشتم ولی حالا خیلی خوشحالم که تونستم مشکلاتم رو حل کنم بچه های زندگی سالم، جذابیت درونی واقعا برای من معجزه کرد، عزت نفس تا اعتماد به نفس واقعا تاثیر گذار هست، الان هر جایی که من میرم کار های من به سرعت انجام میشه، حتی رفتار همسایه هام با من تغییر کرده ، همه از من مشورت میخوان، جوری با من خوب شده رفتارشون که باورم نمیشه و من واقعا واقعا واقعا یک سری تغییراتی رو در خودم انجام دادم و تا روزی که زنده هستم ادامه خواهم داد
    پاسخ
    -0
    انصراف

    samane gh 14 ارديبهشت 99
    سلام خانم هروی عزیز من حدود چهار سال پیش در یک رابطه سمی بودم و وابسته ی اون آقا شده بودم و الان که دوره ها رو گذروندم فهمیدم که من بخاطر سایه هام اون رابطه رو انتخاب کردم و دلیل وابستگی های من سایه های من بوده که باعث میشد ادامه بدم، اون آقا روز به روز عقب کشید و در نهایت تصمیم به ازدواج گرفت و من رو ترک کرد و من اون زمان هم شغلم رو از دست دادم و هم عشقم رو ، مدام گریه میکردم، من آب شدم توی اون رابطه و باج های زیادی دادم، خواهش میکردم جوابم رو بده و اشتباه من این بود که مشورت های اشتباه از آدم های اشتباه میگرفتم و بیشتر غرق در خطا میشدم رسیدم به جایی که من واقعا (خواستم) تغییر کنم و زار میزدم از خدا میخواستم بهم قدرت بده که از اون فرد جدا بشم و به نظرم این دوره ها برای کسانی مناسب هست که واقعا میخوان تغییر کنند، با کانال آشنا شدم دوره های جذابیت درونی ، عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج رو تهیه کردم اولین دستاورد من آرامشی از عمق وجودم بود و بعد اقتداری که من تونستم این آقا رو کنار بگذارم به هر چیزی که فکر میکردم برای من اتفاق می افتاد و هنوز هم همینطوره و هر چیزی که میخوام پیش میاد و من رابطه ی عاشقانه ای با خدا برقرار کردم چند ماه پیش متوجه شدم بخاطر فشار های عصبی اون رابطه مبتلا به ام اس شدم، ناراحت شدم ولی با اقتداری که از کار کردن روی خودم بدست اورده بودم تونستم بیماریم رو بپذیرم و واقعا به این باور رسیدم هر مشکلی یک موهبت الهی است و پشت این بیماری من حتما اتفاقات خوبی برای خواهم افتاد و با باور قلبیم به خدا با بیماریم کنار اومدم وارد چالش چهار ماهه شدم ، با اینکه دستاورد هایی داشتم ولی اصلا باورم نمیشد مردی وارد زندگیم بشه که شرایط ایده آل من رو داشته باشه، توی چالش من مردی با ویژگی هایی که مد نظرم بود خواستم و الان آدمی وارد زندگی من شده که واقعا همه کاری برای من میکنه، فقط دنبال این هست که عشقش رو به من ثابت کنه، به من احترام خیلی زیادی میگذاره، برای من ارزش زیادی قائل هست و من تازه دارم میفهمم رابطه چی هست من واقعا قانون خلا رو توی زندگیم پیاده کردم، اون آقا رو رها کردم و چسبیدم به رونق دادن به زندگی خودم و پیشرفت خودم و این شد که من زمینه ی ورود این آقا به زندگیم رو ایجاد کردم و الان هر چقدر از عشق این آقا به خودم و آرامشی که الان دارم بگم، کم گفتم و خدارو صدهزار مرتبه شکر میکنم که من همچین مردی رو توی زندگیم دارم میخوام به همه دوستان بگم که اگر واقعا دنبال تغییر باشی، تغییر میکنی ممنون از شما و تمامی همراهانتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    m 13 ارديبهشت 99
    من تا اللن خیلی خریت کردم ولی تصمیم گرفتم خودمو دوس داشته باشم. و در چالش شرکت کنم نه به خاطر کسی دیگه اتفاقا فقط به خاطر خودم رشد خودم و بالندگی خودم چون خیلی خودم تحقیر کردم خیلی بده دویست بار ب طرف زنگ بزنی و پیام بدی ولی اون پیاما رو ببینه و میس کالاتو ببینه و ج نده. کلی نازشو بکشی ک بیا همو ببینیم ولی بهونه بیاره و اینا رو تحمل کنی ب بهونه ی اینک دوسش داری. خیلی دردناکه. ای کاش این مساله رو بیست سالگی میفهمیدم و انقدر از لحاظ عاطفی تهی نشده بودم. انقدر تحقیر نشده بودم. اما فهمیدم هیچوقت دیر نیست من برای خودم این چالش رو شرکت میکنم و حس ارزشمندی رو در خودم تقویت میکنم ممنون از چالش خوبتون که قوت به من داد
    پاسخ
    -0
    انصراف

    kiyana tosi 13 ارديبهشت 99
    باورکردنش سخته ولی دیروز من تقریبا یک ساعت قبل از شروع چالش به این چالش دعوت شدم،دقیقا یک ساعت قبل تصمیم گرفتم دیگه دستاورد کافیه ، حالا وقته تغییر هست و ازدیشب بهترین حال من شروع شد، و اینکه من امروز دستاورد داشتم ، برای خودم هم باور کردنی نیست که دقیقا از همین روز اول من تونستم این چالش و به خوبی شروع کنم و تقریبا تمام روز به قول خانم هروی ، نقشم و خوب اجرا کردم ، تا درونی بشه🌹🌹🌹
    پاسخ
    -0
    انصراف

    mina 13 ارديبهشت 99
    من خیلی دنبال کار میگشتم و جالب بود که بدون هیچگونه آموزش یا مدرک یا سابقه من برای استخدام در جایی اقدام کردم و دیدم واقعا حرف شما درست بود که اگر نیروی درونی مون بالا بره، آدم ها ما رو انتخاب میکنند، منم از بین 50نفر که خیلی از من بهتر بودند، انتخاب شدم و مدیر بهم گفت من دوست دارم با تو همکاری کنم، نمیدونم چرا ولی تو خیلی جذبم کردی، حس میکنم آینده ی روشنی داری. ممنون از تمامی زحمات خوبتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    vida 12 ارديبهشت 99
    سلام خدمت شما و تیم مهربانتان من 8سال پیش ازدواج کردم و زندگی آرامی داشتم اما زمانی که مادر شدم از کارم بیرون اومدم، مدیر شرکت بودم ولی شغلم رو رها کردم ، خیلی برای من سخت بود، کم و کاستی زیاد بود اما میخواستم بتونم به پسرم رسیدگی کنم اوج بحران، اختلافات و مشکلات من با همسرم زمانی شروع شد که همسرم بیکار شد، همزمان با اون مبلغ پولی هم که داشتیم توی شراکتش از دست داد و همه ی این ها باعث دعوا و جر و بحث میشد، همیشه و هرروز ما توی خونه مشاجره داشتیم، همسرم خودش رو باخته بود، من خسته شده بودم و دو سال درگیری و دعوا و مشاجره داشتیم، خانواده هامون درگیر شدند و در نهایت طلاق حرف آخرمون شد همسرم من و پسرم رو اورد شهرستان و خیلی شب ها ما تنها بودیم، خیلی حال سختی بود، روزها پسرم رو میبرد پیش خانواده ش و من بی خبر بودم و هیچ جوابی بهم نمیداد با کانال آشنا شدم، امیدوار شدم، چالش چهار ماهه رو شروع کردم، دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم روی خودم کار میکردم و دستاورد های خوبی هم داشتم ، نوت برداری میکردم از روز های اول دستاورد داشتم اما آرام نمیشدم، راضی نبودم، بی قرار بودم، احساس میکردم مشکل من حل نشده ، خودم رو بیشتر شناخته بودم ولی باز هم حس خوبی نداشتم چون من هنوز هم در زندگیم اولویت و اصل نبودم، خودم رو گم کرده بودم و خودم رو نمیدیدم دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو با آخرین پس اندازم که پول تهیه ی احتیاجات و نیاز های اولیه خودم و پسرم بود تهیه کردم، شروع کردم به نوشتن و نوشتن، با خودم حرف میزدم و به گذشته ها میرفتم، فهمیدم انقدر خودم رو کوچک و بی ارزش کرده بودم که دیده نمیشدم، توی تمام لحظات زندگیم من نبودم همیشه دیگران بودند، از خودم شرمنده شدم با یک منِ جدید وارد سال جدید شدم، الان همسرم در یک جایگاه شغلی عالی دولتی استخدام شده که از خواسته های من بود، الان هرروز با من تماس میگیره و میخواد که با من حرف بزنه، اخلاقش صد درجه بهتر شده، حالا دیگه مثل قبل نیست که جوابمو نمیداد و اگر مساله ای پیش بیاد اونه که توضیح میده با یکی از دوستانم کار خانگی راه انداختم و الان عاشق خونه ی خودم هستم ، عاشق خودم و خدای خودم هستم وقتی من برای خودم خرید کردم، دیدم که همسرم هم برای من هزینه میکنه الان خوشحال و راضی هستم ، چون خودم رو میبینم و به آرامش و عشق رسیدم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    sara 12 ارديبهشت 99
    من ابتداي امسال از يك رابطه اشتباه ٧ ساله خارج شدم و تا به امروز هيچ چيز باعث نشد دوباره به اون رابطه برگردم بعداز٥ ماه وارد يه رابطه سالم و خوب شدم ولي بعداز٦ ماه شناخت كه متوجه شدم طرف مقابلم هدفي از ادامه رابطه ندارند و خيلي موارد ديگر با تمام سختيش در كمال احترام ازشون خداحافظي كردم الان دوماه از اتمام اون رابطه گذشته و حال من خيلي خوبه. براي سال آيندم وارد چالش ٤ ماهه شدم و ميخوام سال ٩٩ بهترينها رو براي خودم رقم بزنم و زندگي سالمتري رو بسازم و ايمان دارم كه فعل خواستن رو به بهترين نحو ممكن صرف میکنم و به شدنها و توانستنها منتجش کنم و ممنونم از شما و چالشی که گذاشتید
    پاسخ
    -0
    انصراف

    f 11 ارديبهشت 99
    سلام سوده جان سفر من از یکسال پیش شروع شد با دیدن رفتار های مشکوک از طرف همسرم، از تلفن ها و چت های مشکوکی که داشت، قایم کردن گوشیش ، دیدن این رفتار ها از طرف همسرم برای من خیلی سخت بود، من به همسرم مثل چشم هام اعتماد داشتم، چند بار بهش تذکر دادم اما تغییری نکرد و به کار هاش ادامه داد من شروع کردم به رسیدگی به ظاهر خودم که بهتر بشم، وزن کم کردم ، لباس های جدید خریدم، بیشتر به خودم میرسیدم اما اون باز هم من رو نمیدید و فقط ایراد های من رو میدید و من 9 ماه در جهنم واقعی زندگی کردم، واقعا برای من جهنم بود و فقط از خدا معجزه میخواستم با کانال آشنا شدم، چند تا از فایل های رایگان رو گوش کردم و متوجه تغییراتی در رفتار همسرم شدم و دستاورد های کوچکی داشتم ، بعد دوره ها رو خریدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم دوره جذابیت درونی من رو متوجه اشتباهاتم کرد، نقاط ضعف من، دقیقا همون نقاطی بود که من به اشتباه فکر میکردم نقاط قوت من هستند و متوجه شدم دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو گوش کردم و فهمیدم من ارزش هام رو از همسرم میگرفتم، متوجه طلسم هام شدم، طلسم بزرگی که از حرف های مادرم در من شکل گرفته بود رو دیدم و فهمیدم چه تاثیرات منفی زیادی توی زندگی من داشت، من تصویر سازی های منفی خیلی قوی ای داشتم و حالا تمام اون تصویر ها وارد زندگی من شده بودند توی چالش چهارماهه شرکت کردم و همون مواردی که میخواستم در رفتار همسرم تغییر کنه، دقیقا اتفاق افتاد همسرم توجهش روز به روز به من بیشتر شد، همسری که من رو اصلا نمیدید حالا عکس من روی صفحه اول موبایلش بود و اسم من رو بانو جان صدا میزد و انقدر محبت و توجهش به من بیشتر شد که من واقعا خداروشکر میکنم، من توی اون روز های جهنمی منتظر معجزه بودم و الان معجزه در زندگی من رخ داده و الان باز هم مثل قبل به همسرم اعتماد دارم، یعنی همسرم داره تمام تلاشش میکنه و کار هایی میکنه که بتونه اعتماد من رو دوباره جلب کنه و بهم میگه من کاری میکنم تو دوباره مثل همیشه به من اعتماد داشته باشی من هیچوقت از خیانت همسرم مطمعن نبودم، با گوش کردن به دوره ها متوجه شدم شاید هم خیانتی در کار نبوده و عزت نفس پایین من باعث میشد من رفتار های همسرم رو جور دیگه ای ببینم و به خیانت تعبیر کنم من دو بار توی چالش سه ماهه شرکت کردم که افکار منفی و اضافه وزنم رو از بین ببرم، به طور مرتب ورزش میکنم، زبان میخونم، قصد ادامه تحصیل دارم، همچنان دارم روی خودم کار میکنم و به نظر خودم توی این چند ماه خیلی موفق بودم. ممنون از تمام زحمات شما و تیم مهربانتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    aramesh 11 ارديبهشت 99
    [Forwarded from L...] سلام خانم هروی عزیزم داستان من از عید سال قبل و باتلفنها وچتهای مشکوک همسرم شروع شد وروز به روز نشانه های خیانت بیشتر و بیشتر می شد همسری که من مانند چشمانم به او اعتماد داشتم اما کار به جایی رسید که اگر نیم ساعت دیر به خانه می آمد فکرهای بسیار بدی به ذهنم خطور می کرد. گوشی شده بود تمام زندگیش ، برای لحظه ای آن را از خود جدا نمی کرد ، حتی حمام که می رفت گوشی را با خودش می برد و شبها گوشیش را قایم می کرد چند باری غیر مستقیم مسئله را عنوان کردم و هشدار دادم اما فایده ای نداشت تا اینکه سیلی خیلی خیلی محکمی از کائنات خورد ولی باز هم به کارهایش ادامه داد و من ۹ ماه را در جهنم واقعی زندگی کردم .چه شبهایی که تا صبح به درگاه خدا گریه می کردم و کمک می خواستم و همیشه این سوال برای من مطرح بود که من که خیلی خوبم، مهربانم، همه کاری برای آسایش همسرم انجام می دهم چرا باید به من خیانت کند؟؟؟؟؟ بعد از ۹ ماه زمانی که به اوج دردهایم رسیدم و دیگر توانی برایم باقی نمانده بود خداوند پاسخ دعاهایم را داد و با کانال شما آشنا شدم واز ابتدا شروع کردم به گوش کردن فایلهای رایگان و در چند ساعت اول من دستاوردهای کوچکی داشتم و توجهات همسرم به من بیشتر شد همسری که در عرض یک سال گذشته ۱۴ کیلو وزن کم کرده بودم واصلا این رانمی دید و هر وقت از او درباره ی لاغریم سوال می کردم می گفت من که چیزی نمی بینم، مرتب از ظاهرم ایراد می گرفت و دقیقا عیبها ی ظاهری مرا می دید و بیان می کرد حالا بعد از گوش کردن به چند فایل رایگان( قدر خود را بدان- خیانت) توجهش به من بیشتر شد و بالاخره متوجه کاهش وزنم شد با دیدن این نشانه ها دوره ها را خریدم و شروع کردم به گوش کردن و تازه متوجه شدم من که خود را همه چیز تمام در همسر بودن می دیدم چقدر اشتباه داشته ام. یعنی دقیقا کارهایی که فکر می کردم برای همسر خوب بودن باید انجام دهم دقیقا اشتباهات من بوده مثل اینکه تمام وقتم را برای همسرم و فرزندانم صرف می کردم طلسمهایم را پیدا کردم که یکی دقیقا طلسمی بود که از حرفهای مادرم در مورد همسرم در من درونی شده بود که چون پدر همسرم چند بار ازدواج کرده بود مادرم این ترس را داشت که نکنه همسر تو هم اینگونه باشد واین طلسم باعث شده بود که هر زمان همسرم قهر می کرد افکار منفی زیادی به ذهنم خطور می کرد که روزی مرا رها خواهد کرد و الان می دیدم که آن طلسم وزن افکار منفی چه به روز من آورده است اما آشنایی با کانال شما را معجزه ای از طرف خدا دیدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم چالش ۴ ماهه را به تنهایی شروع کردم و به ۳ مورد از خواسته هایم رسیدم نامه ای با عنوان نامه ای که هیچ گاه ارسال نمی شود برای مادرم که البته فوت شده اند نوشتم و در آن از طلسمهایم و ترسهایم برایش نوشتم و بالاخره معجزه در زندگی من هم اتفاق افتاد . رفتارهای همسرم به طرز باور نکردنی عوض شد، الان از لاغری من تعریف می کند، عکس من در صفحه ی اول موبایلش قرار گرفته، اسمم شده بانو جان، برای جلب اعتماد من بیرون که می رود هم گوشی را نمی برد مگر به اصرار من، در کنار هم آرامش داریم و روزهایی را می گذرانم که چند ماه پیش برایم مثل رویایی دست نایافتنی بود.والان دیگر مطمئن نیستم که خیانتی در کار بود ه یا نه؟؟؟ شاید تمام آن افکار از عزت نفس کم من نشات می گرفت ، نمی دانم ولی این را مطمئنم که خیلی راه دارم تا به آن عزت نفس واعتماد به نفس بالایی که می خواهم برسم وهم چنان روی خودم کار می کنم ورزش را جدی پیگیری می کنم وشروع کرده ام به یادگیری زبان انگلیسی وقصد ادامه تحصیل دارم. دوباره در چالش ۴ ماهه و چالش ۳ ماهه برای مابقی اضافه وزنم شرکت کرده ام و امیدوارم موفق شوم تا ۳ ماه دیگر دستاوردش را برایتان بفرستم. خانم هروی عزیزم شما برای من نشانه ای از لطف خدا بودید و خدا اینبار به کمک شما معجزه اش را به من نشان داد امیدوارم همان خدا همیشه پناهتان باشد.❤️❤️❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🙏 9 ارديبهشت 99
    سلام خدمت خانم.هروی مهربان. من دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم و روی خودم کار کردم، موفق شدم که شرایط کاریم رو بهتر کنم، محیط کارم خیلی آروم شده بود برام در صورتی که اولش خیلی پر از تنش و استرس بود به طرز معجزه آسایی من تونستم برای خودم ماشین تهیه کنم، منی که اصلا رانندگی بلد نبودم، خیلی سریع یاد گرفتم دوره های بعدی رو تهیه کردم، دوره از جدایی تا تعالی برای من فوق العاده بود، من حس میکردم به این دوره نیازی ندارم چون توی رابطه ای نبودم و از تجربه های جدایی من زمان زیادی گذشته بود ولی این دوره من رو به جاهایی از درونم برد و نکات عمیقی رو بهم یاد اوری کرد من وارد چالش شدم، توی چالش جذابیت درونی هم شرکت کردم، مجدد دوره رو گوش کردم و نکاتش رو نوشتم و متمرکز شدم روی این دوره و نسبت به خودم آگاه شدم و تلاشم رو کردم که تمرینات رو انجام بدم من در شرایطی بودم که حتی آشنایی با یک پسر هم برای من قفل شده بود، یعنی حتی برای من اصلا جور نمیشد که با یک آقا وارد یک رابطه بشم، در این حد روابط من قفل شده بود ولی وقتی این تمرینات رو انجام دادم ، با آقایی آشنا شدم که ما الان وارد رابطه شدیم اصلا نمیتونم باور کنم که چطور همچین آقایی وارد زندگی من شده، سال ها من یک سری ویژگی ها رو به شدت میخواستم که در طرف مقابلم باشه اما هر فردی که به زندگی من می اومد کاملا عکس اون ویژگی ها رو داشت، البته من با دوره ها یه این سطح از اگاهی رسیدم که یک سری ویژگی هایی که از سر نیاز هست باید خودم اون ها رو در خودم پرورش بدم و دیگه از سر نیاز وارد رابطه نمیشدم الان این آقایی که به زندگی من اومدند، به طرز باورنکردنی خیلی فوق العاده هستند و اون ویژگی هایی که من میخواستم رو به حد خیلی زیاد ، زیبا و قشنگی در خودشون دارند، این آقا یک نمادی از انرژی و عشق و محبت و صداقت و شفافیت هستند و من میدونم برای حفظ این رابطه حتما باید تلاش کنم. ممنون اززحماتتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    farhang 8 ارديبهشت 99
    با شروع دوره ها که اولیش جذابیت درون بود به ویس چهارم که رسیدم آرامش خاصی گرفتم و بغضی که در گلوم بود بدون اینکه متوجه باشم ناپدید شده بود و خودم مدتی بعد متوجه شدم .. به خدا خیلی نزدیکتر شده ام .. دیدم به زندگی کاملا تغییر کرده و نگرشهای منفی ازم دور شده ... خونه دلخواهم را با چالش سه ماهه به طور اعجاز انگیزی خریداری کردم و با چالش چهار ماهه فرد دلخواهم وارد زندگیم شد ..هرشب با صدای شما میخوابم و آرامش میگیرم .... از دیروز دوباره شروع کردم از اول با دوره ها روی خودم کار کردن گوش میدم و نت بر میدارم قوی شده ام و اعتماد به نفسم بالا رفته مرسی از زخانم هروی نازنین و تیم زحمتکششون همواره در پناه خدا باشید.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ho.da.ra 7 ارديبهشت 99
    Vay man koli dastavard dashtam harchi neveshte bodam behesh residam emrooz k goftid to voice didam cheha k nakardam az khodam raazi hastam koli ham arezoo o ahdaf vase sale jadid neveshtam v takash mikonam vasash nakhsosan vase bazeyash emsal vaghean mikham bishtar talash konam rasti bazam chalesh 4 mah shoro kardam....ja dare vizhe be khodam begam eftekhar mikonam b khodam k tonestam💪🏻💪🏻
    پاسخ
    -0
    انصراف

    f 4 ارديبهشت 99
    سلام سوده جانم من بعد از جدایی از یک رابطهای که فکر میکردم خیلی خوب هست و حالم بد بود با کانال آشنا شدم دوره جذابیت درونی تهیه کردم و نشانه هایی دیدم و آدمهای قبلی زندگیم برگشتند و ازم فرصت خواستند و آرامش خوبی پیدا کردم دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم، تونستم طلسم ها و فرافکنی هایی که از پدر و مادرم داشتم ببینم و پذیرش خودم خیلی بهم حس خوبی داد دوره جزیره گنج رو تهیه کردم و فوق العاده تمریناتش برای من کاربردی بود ، آرامش بیشتری بهم داد، اوضاع مالی من خیلی بهتر شده و میبینم از در و دیوار برای من پول میریزه، آزمون سختی داشتم که تونستم به راحتی قبول بشم و تغییر مدار خودم رو دیدم دوره از جدایی تا تعالی رو تهیه کردم، مهم ترین دستاوردم این بود که تونستم با درونم ارتباط برقرار کنم و این آرامش فوق العاده زیادی برای من به همراه داشت، حالا اگر مشکلی برای من پیش میاد یاد گرفتم چطور با خودم ارتباط برقرار کنم و بعدش انقدر حالم خوب میشه که قابل توصیف نیست و ارتباط گرفتن با درونم بهم کمک کرد که من بهترین مشاور خودم بشم و حالا مشکلاتم رو میتونم خودم حل کنم و این واقعا به من کمک کرده و واقعا خیلی از مشکلاتم رو حل کرده، با این دوره یادم گرفتم غرق در مشکلات و حال بد نباشم و خودم حال خودم رو عوض کنم وارد چالش من جدید شدم و به وزن دلخواهم رسیدم وارد چالش 4 ماهه شدم و 4 نفر با مشخصاتی که میخواستم به زندگیم اومدن و درسهایی خوبی بهم دادند و خیلی از مسائل و طلسم هام رو با اون ها پیدا کردم نفر چهارم آقایی بودن که خیلی از نظر مداری به من نزدیک بودند طوریکه وقتی من صحبت میکردم میگفتند که من باورم نمیشه وقتی تو داری صحبت میکنی انگار من دارم صحبت میکنم، انگار تو در درون منی و این خیلی برای من جالب بود، اما من شرطی داشتم که ایشون نپذیرفتند و رابطه تموم شد وارد چالش چهار ماهه دوم شدم، ویژگی های دلخواهم رو نوشتم دوباره تمرینات رو شروع کردم و این آقا برگشت و به من زنگ زد ، شرط من رو پذیرفت ، از من خواست رابطه مون رو ادامه بدیم و از خودش با من شروع به صحبت کرد من الان یک زندگی دارم که فوق العاده آگاهانه ست، واقعا حالم با خودم خیلی خوبه، بهترین دوست خودم شدم و این برای خیلی ارزشمند هست ممنون از شما و تیم مهربانتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    roya 4 ارديبهشت 99
    سلام، من آرامش پیدا کردم، چیز هایی که میخواستم انجام بدم یا باعث پیشرفتم بشن خودشون یه جوری سر راهم قرار میگرفتن و تو چالش چهار ماهه کسی به زندگی من اومد که بهترین فردی بود که تا به حال دیده بودم ولی چون از کار کردن روی خودم دست برداشتم رابطه مون سرد شد و منم وقتی فکوس کردم روی خودم دیدم خیلی سایه و ترس دارم که نمیدیدم و ندیده بودم و این رابطه باعث شد ببینم و الان دارم دوباره شروع میکنم به مار کردن روی خودم ولی با چشم باز تر برای سال آینده کارهایی که سالها دارم از این سال به یه سال دیگه میکشونممشون میخوام بنویسمشون و یکی یکی به سرانجام برسونمشون و برای همه زندگی سالمی و شما خانم هروی عزیزم و همکارانتون آرزوی سالی سرشار از خیر برکت و حال خوب به دور از ناخوشی آرزومندم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    fatemeh 4 ارديبهشت 99
    سلام استاد عزیزم ❤️من میخواستم فایل صوتی براتون بفرستم ولی فعلا ترجیح دادم به صورت نوشته دستادوردمو بفرستم طی این چند روز که نیت کردم و دوره جذابیت رو شروع کردم یه اتفاق خوب برام افتاد و اون این بود آذر ماه 98 میخواستم یک وام بگیرم که بهش احتیاج داشتم که متاسفانه موفق نشدم ولی با کمال ناباوری در صورتی که دیگه امیدی به این نداشتم که بتونم وام رو بگیرم تماس گرفتن و با وام من موافقت کردن...😄😍 و یه جذب رابطه داشتم که از خیلی از لحاظ با معیارایی که توی چالش چهار ماهه قید کردم هماهنگ بود فقط تنها اشکالش این بود که از نظر عقیدتی یک مقدار با من هماهنگ نبود اون آقا..پس این امید در من بیشتر شد که کم کم به اون چیزی که دلم میخواد دارم میرسم... مهم ترین و مهم ترین دستاوردم محکم تر شدن رابطه ام با خداوند هستش که هر روز و هر لحظه شکر میکنم نعمت هاشو و سپاس خداوند مهربونو که منو با کانال شما آشنا کرد...از دوره جدایی تا تعالی هم ایشالا براتون دستاورد میفرستم بزودی ولی فکر میکنم چند راند دیگه باید تلاش کنم و بعد میفرستم...دوستتون دارم خانم هروی استاد بزرگوارم و همینطور تیم فعال و مهربونتون رو❤️❤️🌸
    پاسخ
    -0
    انصراف

    ramona 4 ارديبهشت 99
    ۹۹/۰۱/۳۱ یکشنبه امروز روز ۷ از چالش زندگی سالمه من فایل جذابت رو کامل گوش کردم و دوباره نوشتم و تمرینها رو‌انجام دادم دستاوردها ۱- وسیله ورزشیو که قیمتش ۵ برابر افزایش پیدا کرده بود رو تونستم مثل یه معجزه به قیمت ۴ ماه پیش از یه فروشنده منصف بخرم. 🙏🥰 ۲- چیزرو که مامان بخاطرقیمت بالاش نخرید یه بهترشو توی یک فروشگاه دیگه با ۵۰ درصد تخفیف تونستیم بخریم باورکردی نبود برام ۳- همکارم امروز پیام داد گفت یه خبر برات دارم ، مدیری که با دلخوری ازش جدا شدم و رفتم ، حسابی ازم پیش بقیه همکارا تعریف کرده طوری که همشون متعجب شدن ! آدمی که من ۹ ماه که باهاش هیچ ارتباط کاری نداشتم 😳 ۴- همکاری که به خاطر قضاوت نابجای خودم بلاکش کرده بودم درصورتی که خیلی بهم محبت کرده بود زمانی که تصمییم گرفتم بهش زنگ بزنمو ازش حلالیت بخوام بهم زنگ زد و ازش خواستم بخاطر قضاوتهای نادرستم منو ببخشه حس آرامش بعدش برام غیر قابل وصفه ۵- چند ماه پیش تونستم از یه ارتباط ناسالم بیام بیرون و اون آدمو از زندگیم کامل حذف کردم ولی هنوز احساسم و فکرم خیلی درگیرش بود دیگه داشتم تصمیم میگرفتم با یه مشاور صحبت کنم از اون روز دوتا از دوستام دارن برام متنهای روانشناسی راه حلشو میفرستن و میگن انگار همه پیجای روانشناسی ذوم کردن روی مشکل تو تاحلش کنن و تمام اینها مثل آب روی آتیش درونم بود ۶- مدتها بود از مادرم و بقیه خونوادم فاصله گرفته بودم امروز مادرم بهم گفت خوب شد این مدت خونه بودی تا بفهمی که ما چقدر دوستت داریمو عاشقتیم. برام یه هدیه گرفت. واقعا دیگه بهتر از این مگه ثروتی توی دنیا هست ؟! ۷- حس آرامش که دارم حال خوب درونیم ذکرایی که با خدا در درونم تو هر لحظه دارم 🙏 و کلی دستاورد دیگه خانم هروی روزی که چالش رو شروع کردین براتون فایل صوتی فرستادم وبهتون قل داده بودم تا ۸ روزه دیگه دستاوردامو براتون بفرستم امروز ۷ روز از شروع چالش من میگذره با چه زبونی ازتون تشکر کنم !؟ شما خود معجزه هستی واقعا ازتون سپاسگزارم 🌹🙏🥰
    پاسخ
    -0
    انصراف

    f 4 ارديبهشت 99

    سلام خانم هروی عزیزم من تو چالش ۴ ماهه شرکت کردم الان هم ۸ روزه از هر دوش نتایج عالی گرفتم ؛متشکرم که هستید ؛متشکرم که با شما اشنا شدم شما عالی هستید ؛شنا فرشته ای از جانب خداوند بودید که جلوی راه من امدید

    خانم هروی عزیزم من ۷ سال در گیر یک رابطهی غلط بودم که در چالش ۴ ماهه  شما شرکت کردم و تمامی فایلها رو از ۱۵ برج ۱۲ پارسال تهیه کردم و تونستم از این رابطه رها بشم به نحوی که وات خودم رو کلا قطع کردم به خاطر ایشون ؛و پولهای من جمع نمیشد و باعث شدید که من این اولین ماهی باشه که بتونم پول جمع کنم ؛نامه ی کاری من اعمال نمئشد که باعث شد من امضاش رو از رییسم بگیرم ؛شما یک شاهکار هستید و از خداوند بزرگ سپاسگزارم که انقدر دوستم داشت که شما رو در جلوی راه من قرار داد. عاشقتم خانم هروی و از راه دور میبوسمت 

    پاسخ
    -0
    انصراف

    tina 4 ارديبهشت 99
    سلام خانم هروي عزيز من تمامي دوره هاي شما رو تهيه كردم و با جان و دل گوش دادم و دستاوردهايي هم بدست اوردم ولي نه تااون حد بزرگ كه خودم ميخواستم تا اينكه با چالش هاي شما همراه شدم اول ٣ماهه بعد ٤ماهه كه باز دوره ها رو شروع كردم به خوندن چالش ها خوب بود ولي باز نه تا اون حد كه رضايت قلبيم بود تا اينكه چند روز پيش چالش ٤ماهه رو دوباره گذاشتين واي خانم هروي اونجا اشاره كردين كه دوره جذابيت رو با دقت بخونين و تمريناتشو انجام بدين الان سه روزه شروع كردم به نوشتن دوره تازه مي بينم چقدر سطحي دوره ها رو ميخوندم و تمريناتشو سرسري انجام ميدادم مطمعن مطمعنم با اين روش به تمامي دستاوردهايي كه مد نظرم هست مي رسم و حتما حتما براتون إرسال مي كنم الان حالًا فايل ٣هستم مي بينم چه اشتباهاتي داشتم چقدر واسه خودم ارزشي قايل نبودم و انتظار داشتم طرف مقابل واسم ارزشي قايل. شه من حاظر نبودم بهاي خودم رو بپردازم و ميخواستم ديگران اين بها رو بخاطر من بپردازن خانم هروي فعلا شروع كردم به ديدن ضعف هاي خودم و همه رو يادداشت مي كنم فك كنم حالًا حالاهااا كار دارم😊 ولي واقعا ميخوام به كمك شما فرشته مهربون رو خودم كار كنم و تك تك دستاوردهاي قشنگي كه منتظر من هستن كه بهشون برسم واستون بفرستم🤩🤩🤩 خيلي خيلي دوستون دارم فرشته مهربون و خداوند رو شاكرم كه شما رو سر راهم قرار داد مرسي كه هستين🙏🌸🌸🌸 😘🥰
    پاسخ
    -0
    انصراف

    تینا 3 ارديبهشت 99
    من در خانواده ای بودم که مادرم کمال گرا و پدرم آدم بی مهری بود، من سعی کردم اونهارو ببخشم، طلسم هایی که از اونها در من ایجاد شده بود سعی کردم رفع کنم و رفتار هام رو ریشه یابی کردم، با یکی از ترس های بزرگم مواجه شدم و بعد از اون پیشنهادات خیلی خوبی به من شد و من بدون سابقه کاری، برای جاهایی از من دعوت شد که تنها افرادی دعوت میشدند که سابقه کاری داشته باشند
    پاسخ
    -0
    انصراف

    mina 2 ارديبهشت 99
    سلام سوده عزیزم طی شیش ماه که دوره هاروگرفتم دستاوردمهمم اینبودکه ازیک رابطه سمی وبشدت اشتباه بایدبگم واقعابااقتداربیرون اومدم هرچندکه خیلی سخت بودبایاری اول خداوبعدشما تونستم بسیاری ازسایه ها وقفلهای زندگیموبشناسم وآرامشی که هیچوقت نداشتم بدست بیارم چنان باخودم وتنهایی خودم حال خوبی دارم که تواینمدت اجازه ندادم هرکسی بیادتوی زندگیم وبااینکه هفت هشتاپیشنهاددادن این رابطه هارومناسب من جدیدم ندونستم وردکردم البته هنوزاول راهم وخیلی زیادبایدروی خودم کارکنم شکرگزاری شده جزولاینفک زندگیم الان که به پشت سرم نگاه میکنم میگم من با خودم چه کردم از سر ناآگاهی خودم دوست نداشتم فقط دیگران راضی نگه میداشتم اما الان خودمو دوست دارم و براش ارزش قائلم بش رسیدگی میکنم رابطم با خدا خیلی بهتر و عاشقانه تر شده و ایمان دارم بدون اذن ان برگی از درخت نمیفته بارها با اعتماد کامل بش سپردم میدونم که به ترین شکل به مقصد میروسنه دیگه از تهایی به هیچکس پناه نمیبرم جز خودش دنو ماهه توی چالش چهارماهه شرکت کردم و از خدا خواستم بهرین آدمی رو که به صلاح منه با عشق الهی وارد زندگیم کنه سوده جان شما چشم منو به حقایق دنیا باز کردید که زبان قاصره از بیان لطفی که به من کردید ممنون از همگی شما و تمام بچه های زندگی سالمی
    پاسخ
    -0
    انصراف

    mina 2 ارديبهشت 99
    سوده جانم سلام من توی چالش چهارماهه بهترین هدیه تولد رو از خدا گرفتم من از خانواده ای هستم که وضع مالی خوبی دارند، من دانشجوی دکتری هستم، ظاهرم خوبی دارم یکسال پیش با یک آقایی شدم، وارد رابطه شدیم، با هر کسی که من دوست میشدم همیشه کسانی بودند که موقعیت و سطح شون از من پایین تر بود و این باعث میشد که من همیشه بخاطر اون ها خودم رو پایین بیارم تا اونا احساس نکنند من دارم بهشون فخر میفروشم من توی این رابطه هم خیلی خودم رو پایین آوردم، این آقا رو تشویق کردم که زبان بخونه، برای کارهای مهاجرتش کمکش کردم، تو تمام لحظات کنارش بودم، چون کاری هم نداشت حتی میگفتم لازم نیست هزینه ای کنی ،چون دوستش داشتم از خواسته ها و ارزش ها و باور هایی که در وجودم بود چشم پوشی میکردم کار های مهاجرت ایشون انجام شد، من حاضر شدم از درسم بگذرم، از توقعات پدر و مادرم بگذرم که بتونم با اون برم و الان میفهمم من بخاطر اون از همه چیزم داشتم میگذشتم همیشه در طول رابطه من چون دوستش داشتم و خب چون ترس از دست دادن هم داشتم هر چی میگفت کوتاه میومدم و این باعث میشه توی اون رابطه عمیقا احساس ارامش و خوشبختی نداشته باشم اما اون آقا در نهایت بخاطر یک مساله خیلی خیلی کوچک رابطه رو بهم زد، من خیلی گریه کردم، خیلی ناراحت شدم ، توی یک هفته من 5کیلو وزن کم کردم، ریخته بودم بهم، نمیتونستم بپذیرم منی که همه جوره باهاش راه اومد منو ول کرد دوره از جدایی تا تعالی رو تهیه کردم، تک تک چیز هایی که میگفتین من گریه میکردم و فهمیدم من چیکار با خودم کردم، تمام ارزش های خودم رو کنار گذاشتم بخاطر کسی که علاقه ی یک طرفه و نا بالغانه بهش داشتم، دوباره بقیه ی دوره ها رو گوش دادم، روی خودم خیلی کار کردم وسط دوره جدایی تا تعالی بودم که دلم میخواست تمام حرفهامو بهش بزنم و باورنکردنی بود که اون آقا همون روز اومد دم در مون تا من رو ببینه و من تمام حرفهامو بدون ترس از دست دادن بهش گفتم و احساس سبکی کردم ، بین اون و عزت نفسم، عزت نفسم رو انتخاب کردم، اون آقا یک هفته بهم پیام میداد اما من در نهایت هر چی ازش داشتم پاک کردم و دیگه نمیخواستم اجازه بدم توی زندگیم باشه بهترین هدیه تولدم رو خدا بهم داد ، از طریق دوستم با اقایی اشنا شدم که توی امریکا دانشجوی ترم اخر دکتری هست، این آقا خیلی خوب با من برخورد میکنه، دقیقا تک تک چیز هایی ک من میخوام داره، همون اخلاق ها، رفتار ها، درک و فهم و با من قصد ازدواج داره و ارزش و قدر من رو میدونه من توی چالش چهار ماهه میخواستم اون آقا به ارزش های من احترام بگذاره و خیلی جالب بود که دقیقا همین رو ازش شنیدم که بهم گفت برای اینکه میبینم برای من ارزشمندی و یک سری چیز ها برای تو ارزش هست، من بخاطر تو از خیلی چیز ها میگذرم و به ارزش هات احترام میگذارم چون تو برای من مهمی و واقعا دوستت دارم و میخوام به دستت بیارم، خیلی برام جالب بود، شخصی با این همه فاصله زمانی ، مکانی داره به من و ارزش هام احترام میگذاره و من مجبور نیستم برای داشتنش خودم رو کوچک کنم، دیگه ترس از دست دادنی هم ندارم ، خودم رو شناختم، خودم رو باور کردم و دستاورد بزرگی هست که یاد گرفتم پای ارزش هام، پای خودم بایستم. ممنون از تمامی زحماتتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    g 1 ارديبهشت 99
    [Forwarded from M. Akhbari] سلام به خانم هروی عزیزم و گروه خوبشون من حدود ۶ماه هست که با گروه شما آشنا شدم،از کجا و چطور نمیدونم فقط میدونم روزای آخر یه ارتباط بود که وارد گروه شما شدم و از ویس هاتون خیلی کمک گرفتم و تونستم باچالش های کم اون ارتباط رو تموم کنم و اشتباهاتمو بعد از اون متوجه بشم. امروز تولد من هست اما من حدود یک ماه هست که فکر میکنم دوباره دارم متولد میشم، اشتباهاتی که متوجه میشم تلخ هست اما اینکه دارم متوجه میشم خوشحالم میکنه. من دختری هستم که با کلمه اعتماد به نفس معرفیم میکردن، جذاب بودم،فوق العاده جذاب،ینی تا سن ۲۳اینا هر انچه آرزو کردم جز آدم های زندگی که خواستم و نموندن، رسیدم. اما ۲۴سالگیم متفاوت گذشت، عجیب متفاوت گذشت، هی به چالش های مختلف خوردم، هی شکستم و دوباره خودمو ساختم، البته دفعه اول متوجه نشدم، اما دفعه دوم به خودم اومدم، گفتم چرا باید یه اتفاق چندین بار تکرار بشه، یاد حرف شما افتادم، اگر تکرار شد حتما ایرادی داری، درگیر سایه ها هستی، سایه هاتو پیداکن و رفتم دنبالشون، مطالعه کردم، چندین کتاب و مطلب دیگه تا خیلییی از سایه ها و طلسم های روانی را پیدا کردم. من دو ارتباط خواستگاری داشتم انگار اون ادما میومدن جلو بعد دیگه نمیتونستن ادامه بدن و کنار میکشیدن، دفعه اول گفتم اون لیاقت منو نداشت و ازین حرفا و اما دفعه دوم...که در ادامه پیامم میگم... من اول هر ارتباطی خیلی جذاب واقع میشم، در سال ۹۸ و ۲۴سالگی دو ارتباط که خواستگاری هم بود انجام شد قدم به قدم پیش رفتیم اما در نهایت نمیدونم بدون هیچ دلیلی هیچ حرفی هیچ بحثی طرفای من میرفتن.سرد میشدن و کم کم میگفتن دیگه نمیخوان اصلا ازدواج کنن. یه روز با خودم فکر کردم چه ویژگی در من هست که اینطور داره خودشو نشون میده؟ من چه مشکلی دارم که اینطور بازتاب داره، فکر کردم فکر کردم تااینکه روز بعدش زمانی که وضو گرفتم برای نماز یه دفعه اومد تو فکرم خب من یک سال و نیم روال زندگیمو هی ناتموم میزارم، پایان نامه که فکر میکردم مثل قبل پرانرژی پیش میرم و ۶ماهه تموم میکنم یک سال و نیم دارم ادامش میدم، تصمیمایی که هی میگیرم و هی نیمه کاره رها میکنم، دیدم خودم تواین یک سالی که به خودم توجه کردم همین رفتار این آدم هارو به صورت دیگه دارم انجام میدم😥البته این ها بعد از جلسه سوم جذابیت درونی بود که من برای دومین بار گوش میدادم و خلاصه نویسی میکردم. من جذابیت درونی را یکبار آذرماه گوش دادم، و نتیجه شد فعالیت بیشتر و در همون زمان این خواستگاری دوم اتفاق افتاد، اما برای دومین بار که گوش دادم اون جمله به پهنای صورت اشک میریختم برام نمود پیدا کرد، ویس شماره ۶، دیدم من دقیقا اون کارو انجام دادم...انرژی طرف مقابلمو با بی محلی در مقابل بی محلی هاش میگرفتم، اونقدر تکرار شد که اتمام رسیدم... خانم هروی جانم امروز تولد۲۵سالگی من هست و من از چندین روز قبل به خودم قول دادم که اولین دستاوردمو براتون امروز بفرستم، داستانمو گفتم و اما دستاوردام: اولین خرید دوره جذابیت درونی با کمک یکی از عزیزانم دومین ورزش کردن و تداوم ان سومین برنامه ریزی و با برنامه پیش رفتن چهارمین شاد بودن پنجمین از ادم های دیگه متوقع نبودن ششمین هدیه خریدن برای خودم در روز تولدم هفتمین خودمو دوست داشتن هشتمین و البته جز اولین ها بود دستاورد مالی نهمین پیداکردن اشتباهاتم در ارتباطاطم دهمین افزایش مطالعه یازدهمین پیداکردن سایه هام و در بغل گرفتن انها دوازدهمین کاهش فعالیت در شبکه های اجتماعی و بطورکل تلفن همراه سیزدهمین هدف گذاری و شرکت در چالش چهارماهه چهاردهمین و مهم ترین ها امیدم و توکل و صبرو آرامشم خیلی زیاد شده و خیلی موارد دیگه این ها مواردی بود که من تاامروز دنبالشون بودم، ینی هر آنچه خواستم و شاید بنظر خیلی ها دستاوردی نباشه اما من دنبال خودم بودم،شناخت خودم و به اون دارم میرسم. باگوش دادن دوره های شما فکر من خیلی فعال شد، من همش دنبال مطالعه جدید، ویس جدید و فکرها و فعالیت هایی هستم که خودمو بیشتر بشناسم چون مطمئنم اون چیزی که برای خوشبختی و خوشحالی من لازمه فقط درون خودم هست و خدا منو به بهترین شکل ممکن افریده، پس باید فقط خودمو باتمام تلاشم بشناسم و بهتر بشم. من دوست دارم دوره از جدایی تا تعالی رو تهیه کنم و منتظرم که پس اندازم به هزینه دوره برسه. دوستتون دارم. دنیا به کامتون باشه.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    k 1 ارديبهشت 99
    [Forwarded from Tara.Ab💎] عرض سلام و ادب خدمت شما 🌺 خانوم سوده هروي من ٤ ماه هست كه دوره جذابيتو اعتماد تا عزت نفسو خريدم و گوش كردم خ خوب بودن ازتون ممنونم با اينكه من حدود سه سالي هست كه توي كلاسهاي خودشناسي شركت ميكنم ولي ازينها هم استفاده كردم من ٤ ماه پيش اومدم خارج از كشور و چون ازون كلاسها فاصله گرفتم ،واقعا بطورانفاقي تو اينستا با دوره هاتون اشنا شدم و صداي دلنشينتون رو شنيدم علاقه مند شدم گوش بدم و همش از دلم ميگذشت كه اي كاش استاد خودم كلاس مجازي بذاره كه من باز بتونم دوره خودشناسيمو ادامه بدم چون برااام عااالي بود خودشناسي عاليه . و من واااقعا بعد از سه روز از خريد دوره شمااا با كمال تعحب ديدم استادم كلاس مجازي گذاشته وااااقعا تعجب كردم و خيلييي خوشحال شدم دوره هاتون منو هر بار كه گوش ميدم هوشيارتر و اروم ترم ميكنه نكته هاي خ خوبي داره منم نت برداري ميكنم و تمرين و مينويسم من اينجا خارج از كشور كه هستم خونه پيدا كردن واقعا خيلي سخته و خ سخت گير مياد شديدا يه جيز همه گيره همه گلايه دارن ولي جالبه من بعد از شروع اين جالش ٤ ماهه و همراه شدن باشما كه دوباره شروع كردم گوش دادن جذابيت دروني يه خونه ي خ خشگلو دلمشين كه واقعا بدلم مشست پيش اومد و رفتم نگاه كردم و منتظرم الان ولي خ برام خوب كه بعد از شروع اون جذابيت يه همجين اتفاقي افتاد 😍😍😍 ازتون ممنون از زحماتي كه ميكشيد از كارايي كه انجام ميديد تحقيقاتي كه برامون انجام ميديد خيلي كار بزرگيه و بهتون تبريك ميگم خيلي كار زيبايي ميكنيد واقعا[Forwarded from Tara.Ab💎] من از قبلا هم از چالش ٤ ماهتون حدود سه ماه پيش اينا استفاده كردم و اهدافمو نوشتم مخصوصا رابطم با همسرم و اون دقيقا باعث شد (حتي اينبار هم) كه من واااقعا فقطط وي خودم زوم كنم و رفتارها درونيات خودم رو تغيير بدم خودم خوب باشم و به خودم توجه كنمو خودمو زير نظر داشته باشمو اصلاح كنم و اينطوري ميبينم واقعا روي رفتار طرف مقابلم هم صد در صد تاثير ميذاره و ميبينم و ما بحثامون خيليييييي كمتر شده خيلييي و بخودم افتحار ميكنم كه خودم با خودم اين قدمو برميدارم اينطوري سالم ترم و آرامش بيشتري دارم ۰ و خدارو شكر ميكنم خود شناسي خيلي خوبه هااااايه يه پروسه بينظير فوق العادس من واقعا از شما كه تو اين وادي زحمت ميكشيد ممنونم موفق باشيد و انشاالله پربركت باشيد تو همه جا .[Forwarded from Tara.Ab💎] آها اينو يادم رف بگم واااي من سه روز پيش يني بعد از شروع اين چالش ،،،،يه جا تو مسابقه شركت كرده بودم و نفر دوم شدممم واااي خ خوشحال شدمو برام خيلييييييييي هيجان انگيز بود عاشقتونم 😍😍😍😍😍😍☺️💋
    پاسخ
    -0
    انصراف

    fatemeh 1 ارديبهشت 99
    خانم هروی عزیز من از شهریور ماه با شما همراه هستم و چندین بار رها کردم ولی از دی ماه چالش ۴ماهه م رو شروع کردم و نان استاپ با شما روزهامو دارم میگذرونم و بزرگ‌ترین دستاوردم آرامشیه که بدست آوردم ،خیلی به ندرت عصبانی میشم،خیلی از افراد سمی حتی خیلی از دوستانم که توی روابطمون انرژی منفی بهم میدادم از زندگیم بی دردسر رفتن.خیلی از قفل ها و طلسم هام رو پیدا کردم و اواسط اسفند ماه کار حقیقیم رو در وجود خودم پیدا کردم خیلی رابطم با خودم و خدای خودم عالی شده حالم با خودم خوبه و از تنهاییم لذت میبرم خاستگار زیادی توی این مدت داشتم ولی فکر میکنم فعلا آمادگی ندارم و باید رابطم با خودم اول قویتر بشه رابطه سمی که داشتم رو تموم کردم و همون شخصی که میگفت رابطه برای من کم رنگ شده با تموم کردنش و کارکردن روی خودم بارها و بارها بازگشتش رو شاهد بودم ولی من دیگه نمیخواستمشون برای امسال اهدافم خیلی بزرگ تر دارم که انشالله تا پایان چالش دستاوردهای بیشتری ارسال میکنم مرسی که اینقدر با فایلهاتون تلاش میکنید حال دلمون خوب بشه
    پاسخ
    -0
    انصراف

    neda 31 فروردين 99
    سلام خانم هروی و همراهان من همیشه در مورد ازدواج من، برای همه جای تعجب بود که چرا یک موردی مناسب و متناسب با من باشه به زندگیم نمیاد، دیگران میگفتند که تو وقعیت ظاهری، تحصیلی، کاری خیلی خوبی داری و خیلی متعجب بودند من وقتی دوره رو تهیه کردم، روی خودم کار کردم، تمرینات رو انجام میدادم، نوت برداری میکردم، آقایی توی همکارانم بود که احساس میکردم بعد از تمریناتم، به من علاقه پیدا کرده ولی در ظاهر بسیار سخت و منطقی و غیر احساسی بود و ابراز نمیکرد وارد چالش چهار ماهه شدم، برای من جالب بود ببینم تونستم نظر همچین آدمی رو جلب کنم یا نه چون اون آقا موقعیت خیلی خوبی داشت و جالب که من متوجه شدم اون آقا سال ها پیش همکلاسی دانشگاه من هم بوده کم کم با گذر زمان تغییرات خاصی رو در رفتارش میدیدم و بعد از چند ماه که من روی خودم کار میکردم، خیلی ناباورانه اون آقا برای من یک هدیه خیلی قشنگی گرفته بود که اصلا باور نمیکردم آدم به این سرسختی که خیلی حد و حدود داره برای خودش و اهل ابراز احساس نیست بخواد برای من همچین چیزی بخره، همون موقع بهم گفت شما با تمام خانم هایی که من تا حالا دیدم فرق داری، شما روی من خیلی تاثیر گذاشتی، من اصلا فکر نمیکردم که بتونم دوباره به مسائل احساسی این شکلی نگاه کنم چون قبلا نامزد ایشون فوت شده بود و دیگه نمیخواست وارد رابطه احساسی بشه من واقعا از حرف های اون آقا تعجب کرده بودم چون هیچوقت من توی خواستگار هایی که برای من می اومد اصلا چنین تاثیری روی کسی نگذاشته بودم، همیشه افرادی بودند که بعد از مدت کوتاهی غیب شون میزد یا اصلا شرایط شون جوری بود که من نمیخواستم ببینمشون تاثیری که این آقا از من گرفته بود باعث شد که بهم این جمله رو بگه که من حاضر نیستم به هیچ عنوان شما رو از دست بدم و من خیلی تعجب کرده بودم من توی محل کارم با اینکه سطح تحصیلاتم از همکارانم بالاتر بود اما هیچوقت کارهای من دیده نمیشد و همیشه از نفرات اخر بودم ولی اخیرا من برای کارمون پیشنهادی دادم و فکر میکردم اینم مثل قبلی ها اصلا مورد توجه قرار نمیگیره ولی مدیر کل من خیلی خوشش اومد و گفت عالیه و همچین نمونه کاری میتونه سرلوحه کار ما قرار بگیره و تمام بچه های اداره همه من رو تشویق کردند و از روی اون کار هاشون رو تنظیم کردند بزرگترین دستاوردم اینه که زندگی آگاهانه رو قدم به قدم با تمام وجود حس میکنم و اینهار و از مدیون شما هستم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    b 30 فروردين 99
    [Forwarded from fatemeh zahra] سلام خانوم هروی عزیز من بازم بادستاوردبرگشتم دیگ آخرای چالشیم تقریبااگ اشتباه نکنم من راستش ی طلسم خیلی بزرگموپیداکردم ک بعدش کلی اتفاق خوب برام افتاد من فهمیدم ک آلوده رفتارِ والدینم شدم توروابطم همیشه من محکوم بودمباینکه بداخلاقم وزودرنجم واصا نمیتونم ابراز احساسات کنم و الان متوجه شدم که این رفتارِ پدرومادرم نسبت بهم توبچگیامم بودک من اونومیدیدم و تومن درونی شد و بعداین قضیه کسی ک قبلاباهاش تورابطه بودم ازم درخواستِ باهم بودنِ دوباره روکرد و اون آقابهم مدام میگه چقدجذابی تو چقدخوب شده هیکل و رفتارت ومن فهمیدم ک بازم مدارم بالارفته توهمین سه ماه دوتاپیشنهاددیگه هم داشتم ک خیلی خیلی خیلی برام احترام قائل میشدن وهنوزم حتی پی ام میدن ک خیلی دلمون میخوادباهات باشیم🙈 ولی خب من میدونمک از نظرمداری و انرژیک باهم خیلی فرق داریم براهمین هنوز منتظرم تاکسی که لایقِ عشقه سرراهم بیاد ودرآخرهم نگم براتون که چقدررروزن کم کردم دیگ الان انقدبرای بدنم احترام قائلم ک نمیتونم هرغذاییوبخورم زیادبخورم‌غذا و اینکهه هرکجامیرم همه میگن توچقدزیبایی چ مهربونی روزانه واقعا دوستام کلی بم ابراز علاقه میکنن ابراز دلتنگی و حتی احترامشون هم بیشتراز قبل شده یکم طولانی شد ولی خواستم بگم که خیلی دوستون دارم و ممنونم ازتون بابت همه چیز ❤️❤️❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    m 30 فروردين 99
    [Forwarded from fatemeh zahra] یه چیزِدیگه هم بگم که من همزمان چالش ۴ماهه هم داشتم اون آقایی ک دوباره برگشت دقیقاالان همون رفتاراییوداره ک من تودفترم نوشتم براچالش واین خیلی برام جالب بود من‌همه روروی خودم کارکردم و الانم همچنان ادامه میدمش تابه درونم بیشتر نفوذکنه مرسی خانوم هروی جونم😍
    پاسخ
    -0
    انصراف

    j 30 فروردين 99
    سلام خانوم هروی عزیزم خیلی دلم میخواست واستون وویس بفرستم اما متاسفانه شرایطش رو نداشتم برا همین تصمیم گرفتم که حداقل کاری ک ازم بر میاد رو انجام بدم و بنویسم واستون من همیشه تو زندگیم یه آدم کاملا بی مسئولیت و خودخواهی بودم که با یه من عسل هم نمیشد خوردش روابط خوبی هم با خانواده و دوستانم نداشتم یه جور حس قدرت طلبی در من بود که اگه کسی به حرفم گوش نمیکرد شروع میکردم به دعوا و بد و بیراه از لحاظ ارتباط با خدا هم که نگم براتون...شده بودم یه آدمی که به همه چیز ایمون داره جز خدا... از دعا نویس بگیر تا فالگیر شده بودن خدای من، تا یه اتفاقی میوفتاد زودی زنگ میزدم به فالگیرا ک بگن چیشده و قراره چی بشه تو روابط احساسی بسیاااار ضعیف بودم با اینکه چهره خوبی دارم و به گفته خوده دوستام رفتار های جذاب و خاص خودمو دارم اما هرکسی که با من وارد رابطه میشد اولش بسیار گرم بود ولی کمی که میگذشت به آدمی تبدیل میشد که انگار یکی با چوب افتاره ب جونش که دیگه نباید با این دختر باشی چون اصلا قابل تحمل نیست اینم اضافه کنم بنا به شخصیتی که دارم هیچوقت آدم پیله ایی نبودم ولی همیشه تو یه چرخه تکرار شدنی میوفتادم که خودم به عینه حس میکردم و میگفتم ببین این اتفاق دقیقا مث همون قبلیه با کمی تغیر و این نه تنها تو رفتار طرف مقابل بود بلکه تو عملکرد خود من هم بود. از لحاظ درسی در دوران کنکور و دبیرستان بند نافمو به یک آدم دیگه پیوند داده بودم و همین باعث شد من ضربه خیلی بزرگی بخورم من سه سال متوالی کنکور دادم و هر سه سال به بدترین شکل ممکن گند زدم چرا؟ چون فک میکردم یکی باید باشه و به من آرامش بده و به من کمک کنه ک به خواستم برسم و اگه الان شکست خوردم تنها دلیلش بدی ها و بی مهری هایی بود ک بقیه در حقم کردن تو زندگیم کلی ترس داشتم که به چشم میدیدم همشون دونه دونه داره سرم میاد ولی سعی میکردم ندید بگیرمشون و به خودم بقبولونم که اینا همش تقدیره و من نمیتونم واسشون کاری کنم دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم شروع کردم به کار کردن روی خودم و انجام تمرینات اولین دستاوردم ارتباط قوی بود که با خدای خودم ساختم کم کم رفتار اطرافیانم عوض شد دیگه روابطم مث قبل نیس رفتارم با دیگران جوری عوض شده که دیگه حتی خودم هم دلم نمیخواد برگردم به روزای قبل الان آرامشی دارم که قبلا با بدخلقی و بداخلاقی نمیتونستم داشته باشم آقایی که باهاش در ارتباط بودم به شکل کاملا عجیبی رفتارش عوض شد شده بود دقیقا همون آدمی ک من میخواستم ولی دیگه واسه من مهم نیست چون فهمیدم تو زندگی من ملاک هایی وجود داره که در ارتباط با اون شخص نداشتم و تنها چیزی که من از رابطه با ایشون به دست آورده بودم یه عزت نفس پایین بود چون همه جوره خورد میشدم سعی کردم از اون رابطه بزنم بیرون و اینبار خودم رو جوری که واقعا هیتم به مردم بشناسونم نه چیزی که دیگران میخوان ببینن من همیشه خودم رو کوچیک میکردم هیچوقت بلد نبودم به خودم احترام بزارم و همین باعث شده بود که دیگران راهی واسه آزار رسوندن به من پیدا کنن دوباره شروع کردم به درس خوندن خیلی قوی روی خودم کار میکنم که اینبار واقعا به هدفم برسم و مطمئنم که اینبار به جایی که باید باشم میرسم با دوره عزت نفس سایه ها و طلسم هامو پیدا کردم فهمیدم که تو زندگیم ترس هایی داشتم که اجازه نمیدادن به خواسته هام برسم و همیشه با اینکه همه چیز اولش خوب بود اما به یک باره از هم میپاشید من شروع کردم به حل این مشکلات و سوزوندن این علف های هرز و بی فایده ایی که خودم ساخته بودم تموم اون نظام های ارزشی که یک روزی فک میکردم هیچوقت نمیتونن از بین برن و دیگه نهادینه شدن تو زندگی همه و فقط واسه من نیستو پیدا کردم و نظام های ارزشی خودم رو پایه گذاری کردم هنوز خیلی مونده به جایی که میخوام برسم و من هنووز ابتدای راهم ولی مطمئنم که به جایی که بخاطرش به دنیا اومدم میرسم و خوشبختی و سعادت رو به زندگیم میارم الان هم دوره جزیره گنج و جدایی تا تعالیتونو تهیه کردم و دارم تموم طرد شدگی های کودکیم رو و تموم چیز هایی که جلوی رسیدن من به خواسته هامو گرفته کار میکنم دیگه فهمیدم چی باعث شده بود هیچوقت روابط خوبی نداشته باشم و فهمیدم چرا روابطم عمق نمیگرفت از یه سمت هم وارد چالش چهار ماهه ک دوباره تو کانال قرار دادین شدم و نوشتم تموم خواسته ها و ناخواسته هامو و دارم رو تک تکشون کار میکنم و مطمئنم که خیلی بیشتر از این چیزایی ک واستون فرستادم دستاورد خواهم داشت مرسی که تو نا آروم ترین روزای زندگیم به دادم رسیدین ❤️💋
    پاسخ
    -0
    انصراف

    vahid 28 فروردين 99
    خانم هروی عزیز سلام من اسمم وحید هست و ۲۹ سالمه ... ببخشید ک ویس نفرستادم چون منتظر دستاورد بزرگتره هستم .‌.. خانم هروی عزیز داستان منم از یک شکست رابطه 💔 یا بهتر بگم درد ناشی از یک وابستگی مخرب شروع شد ... من با یک خانم در محل کارم آشنا شدم که قرار ازدواج گذاشتیم و کلی برنامه واسه آینده ولی متاسفانه بعد از دوسال این خانم با اومدن ی خواستگار پولدار همه چیو را خراب کرد😒 ... راست میگید این جهان بهت نشونه میده ولی غافل از اینکه من متوجه نمیشدم 😔 اخه آموزش ندیده بودم و آگاهی نداشتم... طوری شد ک من تو محیط کار با وجودی ک سرپرست یک قسمت بودم آنقدر عصبانی و پرخاشگر شدم ک رئیس کارخونه با وجودی ک بسیار بمن اعتماد داشت من را به یک جای دیگر منتقل کرد و یک کار خیلی پایین تر بهم داد ... من بودم و ی درد جدایی و کاری ک باخته بودم 😓 خدا نمیدونم چجوری من را با شما و کانال و دوره ها آشنا کرد حدود ۵ ماه کامل همه چیو گذاشتم کنار یعنی همش سرم تو کار خودم بود نه با کسی آنچنان حرف میزدم و نه کاری داشتم فقط گوش میدادم و می نوشتم... الان تو سال جدید ک چالش شروع شد و من دوره ها رو تمام کردم من تو همون کار با وجود چندین پله ترقی کردم و یک پست مدیریت گرفتم بدون اینکه من هیچ کاری کنم و هیچ حرفی بزنم 😊 نمیدونم چجوری شد اصلا باور نمیکردم فقط دارم میگم خدا ما رو میبینه و حرف های ما رو گوش میده خدا هست و حامی ماست ... بسیار ممنونم از شما و تو این چالش ۸ روزه میخوام دستاورد دیگری داشته باشم ...ممنون🌹🌹
    پاسخ
    -0
    انصراف

    s.u 26 فروردين 99
    سلام گاهی واقعا به شما غبطه میخورم اینکه باعث و بانی خوشحالی این همه ادم هستید چیز کمی نیست ❤️ قبلا هرموقع مشکلی برام پیش میومد میشستم و فقط با اه و ناله و گریه یخورده خودمو اروم میکردم تو اکثر اتفاقاتی که برام میفتاد اولین فکری که به ذهنم میرسید این بود که برم به کی بگم کمکم کنه حل کنم اما الان به قول اون خانومی ک گفتن روانشناس بودن رو بهمون یاد دادین منم الان خودم روانشناس خودمم و با مواجهه با هرچالشی سریع شروع میکنم به کند و کاو درونی
    پاسخ
    -0
    انصراف

    mana 25 فروردين 99
    سلام خانم هروی من تو یه زمانی فابلهای شما رو تهیه کردم احساس میکردم نیاز به تغییر دارم و یه چیزی کم دارم ،تقریبا یه ماهه که گرفتم ودارم رو خودم کار میکنم با خودم رو به رو میشم یه سایه ام رو پیدا کردم و چالش ۴ ماهه رو شروع کردم و همین طور دوستانم میگن که تغییر کردی و برای تولدم در قانون استغنا رو میخوام به خودم هدیه بدم و امسال رو با کلی تغییر شروع کردم و امسال طلسمهام و سایه هام رو پیدا کنم و کار حقیقی رو پیدا کنم و رابطه ام رو به بهبودی ببرم و به کلی از هدفهام برسم امی
    پاسخ
    -0
    انصراف

    jahani 24 فروردين 99
    سلام خانوم هروي عزيزم.سال نو بر شما و همه ي رسنل بينظريتون مبارك. من يكساله كه باپيج شما آشنا شدم توي سياه ترين روزهام.با كمك شما و اتصالم با خدايي كه فقط از بچگي مارو ازش ترسونده بودن.به آرامشي رسيدم كه همچنان توي نيمه هاي تاريك اون چالش هستم ولي دلم قرصه كه خدارو دارم و اينكه دستاورد زياد داشتم ولي هنوز دنبال فتح دوتا دستاورد بزرگم كه اونارو بدست بيارم حتماً براتون ويس ميگذارم. صداي شما شده جايگزين ترانه هايي كه هر روز گوش ميدادم. به شخصه خيلي از پكيج هاتون رو هديه دادم به عزيزانم به خيلي ها هم معرفيتون كردم. باشد كه جهاني شويد سوده جون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    sepide 21 فروردين 99
    با سلام و عرض تبریک سال نو مهم‌ترین دستاورد سال گذشته من آشنایی با پیج شما و ی جوری پیدا کردن قفلهای ذهن و روانم بود زمانی که من با کانال شما تو تلگرام آشنا شدم تازه میخواستین چالش چهار ماهه رو شروع کنین و فرمودین باید دوره ها گذرانده بشه و بعد تو چالش شرکت کنید که الحق درست هم گفتین من با یاری خدا دوره ها رو تهیه کردم گوش دادم و در سال جدید وارد چالش چهارماهه شدم از همون روز اول متوجه شدم چالش چهار ماهه خودش به تنهایی یک د‌وره کامله و مهم‌ترین هدف من از شروع چالش رسیدن به خود حقیقی ❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    vandad 21 فروردين 99
    من توسط کسی که خیلی دوسش داشتم و با هم قرار ازدواج گذاشته بودیم، ترک شدم، اونم درست زمانی که بهم گفته بود میاد خواستگاری، خیلی درد کشیدم، خیلی کارای اشتباه کردم که برگرده اما هر بار اون آدم رو از خودم دورتر کردم، با کانال شما آشنا شدم و سفرم رو شروع کردم، نمی تونستم اون آدم رو ببخشم و فراموشش کنم اما بعد از اینکه پست حلقه نیکی رو گذاشتین، تصمیم گرفتم وارد حلقه بشم، دنبال جایی بودم که بتونم خدمتی بکنم تا اینکه با یه جمع تئاتری که داشتن برای مناطق محروم و کودکان کار ماسک رایگان تولید می کردن، آشنا شدم، به جمعشون پیوستم و تصمیم گرفتم با خدا قرار بذارم که اون خیری که از این راه به من برمی گرده رو به اون آدم ببخشه تا من بتونم رهاش کنم و در نهایت موفق شدم که خودم رو از اون رنج رها کنم، برای سال جدید تصمیم دارم که تو چالش سه ماهه استقلال مالی و کاری و چالش چهارماهه روابط عاطفی شرکت کنم و من جدید خودم رو متولد کنم، هر چند تا اینجای کار هم خیلی تغییر کردم و انرژیم بالا رفته، چند تا از بچه های تئاتری بهم می گفتن عاشق انرژی مثبتت هستیم، تو خیلی انرژی مثبت داری، ممنونم ازت سوده عزیز، امیدوارم که خدا تو بزنگاه های زندگیت یار و همراهت باشه، هر چند خدا همیشه حواسش به همه مون هست، این ماییم که فراموشش می کنیم ❤️🌹❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Z 21 فروردين 99
    سلام. از آخرین بار که دستاورد فرستادم اتفاقهای خوب زیاد افتاد. از چالش اول شروع به کار کردم با اینکه برام ترسناک بود. با چالش دوم تو بهمن و اسفند درآمدم چندین برابر شد .روز قبل از چالش من جدید تصمیم گرفته بودم به خودم برسم و همون روز دوست دندون پزشکم بهم زنگ زد گفت مواد خیلی خوبی برام آوردن بیا دندونت و درست کنم بعدا پولش و بده وقتی این مواد به دسم اومد تو اومدی جلو چشمم در صورتی که من بهش چیزی نگفته بودم و خدا روشکر که هزینه لمینت دندونام رو تو همون هفته درآوردم یکی از دوستای با ارزشم (من محدوده بندی خاصی برای حلقه های دوستانم دارم به هر کس اندازه ارزشش و موجه بودنش برام نزدیک میشم) آقایی رو بهم معرفی کرد برای ازدواج که باورم نمیشد اینقدر باشخصیت و با خونواده عالی و با درک باشه باورم نمیشد از مسائلی باهام صحبت میکرد که با هیچ کس نمیتونستم به اون کیفیت درباره اش صحبت کنم و شاید کمتر کسی اون وجه من رو دیده باشه و برام عجیب بود چطور همون مطالعاتی که من داشتم رو ایشون داره ایشون پزشک بود پدرش هم پزشک بود ایران تحصیل نکرده بود و مدیرِ ... هستن و با توجه به سنشون اینهمه موفقیت کاری و مالی و رفتار موجه فوق العاده جالب و دوست داشتنی بود برام .من چون پیشرفت خیلی خوبی در عرض دوماه تو کارم کرده بودم و ایشون به زندگی من اومدن احساس کردم مسیر درستم اینه که به کارم ادامه بدم اما برای زندگی با ایشون مجبور بودم شهرم رو ترک کنم و روابط کاری اینجا رو از دست میدادم . مجبور شدم به این رابطه عالی خاتمه بدم.خواستگار قبلیم چند روز با من تماس میگرفتن و کلی از من خواهش کردن که به ازدواج باهاشون فکر کنم با هر شرایطی که من بزارم .و ۲ نفر دیگه از کسایی که سالها قبل در لفافه درباره من ابراز تمایل کرده بودن و من بحث رو عوض کرده بودم به من پیام دادن اما در حد یه مکالمه دوستانه. نامزد سابقم بعد از ۲ سال چندین بار تلاش کرد از طریق دوستاش حتی با من حرف بزنه در آخر چون همه جا بلاک بود تو سمیناری که شرکت کرده بودم غافلگیرم کرد بهشون گفتم که در رابطه ام و من رو فراموش کنه اما با پافشاری زیاد ازم خواست که برای آخرین بار حرفاش و بشنوم و ازم خواست که یک رابطه خوب و درست رو با درسهایی که گرفتیم دوباره بسازیم من از تغییراتی که کرده متعجبم و به خاطر اینکه احساس کردم شاید بنا به حکمتی این علاقه و پافشاری و تغییر رو دارم میبینم این فرصت رو دادم اما بخاطر اتفاقاتی که قبلا افتاده راه سختی در پیش هست بین خودمون خونوادهامون و کسانی که در جریان بهم خوردن جشن ازدواجمون قرار گرفتن. از خدا میخوام راه درست رو نشونم بده وقتی خلوصش رو میبینم میگم این حقش هست که وقتی علاقه اش رو نثار کسی میکنه اون شور و اشتیاق رو در طرفش ببینه من گذشته رو بخشیدم اما دیگه اون شور و اشتیاق جاش رو به کرختی داده .من هم خودم و هم طرف مقابلم رولایق عشق و شور و نشاط میدونم از خدا میخوام کمکم کنه و کمکش کنه که با جفت روحی خودمون باشیم. خانوم هروی از خدا خواستم .راهنماییم کنید چطور بفهمم جوابم رو ؟
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌸🎉🌼 20 فروردين 99
    امسال اگاهی و رشدم رو بالا بردم توی چالش های مختلف شرکت کردم خسته نشدم و دارم ادامه میدم توقع و امیدم رو از بقیه برداشتم و روی خودم سرمایه گذاری کردم رابطه ام با خدا عالی شده دوستای خوب پیدا کردم حالم خیلی عالیه هوشیاریم و کنترلم روی خودم خیلی بالا رفته رزق و روزی و برکت مالیم زیاد شده خیلی از طلسم ها و عقده هامو پیدا کردم و سایه هامو پذیرفتم توی کمترین زمان عکسام برگزیده نمایشگاه عکاسی شدن و جز صدنفر برتر شدم من توی یه خانواده سخت گیر زندگی میکنم اما با کار کردن روی خودم استقلالم رو پذیرفتن و تنهایی مسافرت رفتم و همچنان ادامه میدم و تا آخر عمر . ممنونم از سوده جان و تیم عالی شون .و در آخر من یک فرشته ی جدید هستم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😍🍁 20 فروردين 99
    سلام قبل از هر چیزی پیشا پیش سال جدید و نوروز رو به شما دوستان عزیزم در زندگی سالم تبریک میگم امسال با یاری خداوند بزرگ و کمک شما و صدای گرمتون سوده عزیزم آجی جونم 😘تونستم اول ازهمه به خداوند نزدیکتر بشم و با آگاهیهایی که هر روز از طریق پیج و کانال و فایلهای شما دریافت کردم و میکنم همه کسایی که فک میکردم به من بد کردن و ببخشم و برای تک تکشون دعای خیر کنم .از همه مهمتر خودمو بخشیدم و در واقع الان متوجه میشم اون آدمها فقط بازیگرهای زندگی من بودن و اومده بودن که منو به سمت جلو هل بدن و اگه اون روزها با من اون رفتارهارو نداشتن من الان انقد پیشرفت نمیکردم و راهمو پیدا نمیکردم . من تونستم انقد انرژیم رو زیاد کنم که فردی که رفته بود از زندگیم برگرده ...تونستم خودمو به خاطر اشتباهاتم ببخشم و خودم رو حقیقتاً دوست داشته باشم .تونستم خیلی از طلسمها و سایه های فراوووونم رو پیدا کنم از طریق فرافکنی هایی که روی اطرافیانم میکردم و انسانهایی که سر راه زندگیم قرار میگرفتن بیشتر خودم رو بشناسم من فروردین ۹۸ سفرم رو شروع کردم هنوز یکسال نشده که با کانال شما آشنا شدم و تا یکسالگی سالم شدن روحم ام... یه ۱۰ روزی مونده و من یک زندگی سالمی ۱۱ ماهه و ۲۰ روزه ام و انگار تازه جدی جدی میخوام یکساله بشم و یکساله که طعم زندگی واقعی رو چشیدم .من تونستم تو زمینه درس موفقیتهای چشمگیری داشته باشم...دوستان خوب زیادی پیدا کنم ...شغل مناسب پیدا کنم...و این که اطرافیانم برای من بدون اینکه درخواستی ازشون داشته باشم برام کارهایی انجام میدن و دادن که فقط از ذهن من میگذره ...برای درسم همه مخالف بودن و من انجام دادم و تونستم گفتن شهری که میری کار نیست ولی من پیدا کردم ...😍گفتن خونه گرونه ولی من قیمت مناسب اجاره کردم 😍گفتن هم خونه نیس من پیدا کردم اونم کسایی که عین خودم هستن ... من هیچ کاری نکردم کسی رو خدا سر راه من خدا گذاشت بدون اینکه من ببینمش برای من هم خونه پیدا کرد بدون اینکه توقعی داشته باشه و هنوزم اصلا ندیدمشون اون شخص رو بعد از گذشت ۷ ماه... داستانش خیلی عجیب بود اصا نمیدونم اون شخص چطور پیداش شد فقط میدونم و ایمان دارم اول کمک خداوند بعدشم اقتدار خودم و انرژی درونی که با کمک شما و فایلهاتون زیادش کردم .... خیلی دستاورد دارم خیلی زیااااد اینهایی که گفتم بولدهاش بود ولی اینها اون چیزی که من میخوام و اون دستاورد بزرگ من نیس و سال جدید میخوام به دستاوردی که تو ذهنم هست و خودمو به اون دستاورد برسونم این قول رو به خودم دادم ...اول با یاری خدا بعد کمک خودم و شما . سپاسگزارم از شما عزیز دلم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌿🌱🌼 20 فروردين 99
    وقتی چالش ۴ماهه رو گذاشتین، ،من عشق رو،وفاداری به قولهام،حرفام،و مسولیت پذیری رو یادگرفتم، و تا الان هم عاشقترینم،سوزش کمرم،پرش پلک چشمم،ریزش موهام و ناخنهام،همه برطرف شدن،خوشحالم،گرچه گاهی یه کوچولو اذیت میشم ولی خانم هروی یادمون دادن چکار کنیم،خوندن زبانم رو شروع کردم و بالاخره یکی از کارآمو تمام کردم و این یعنی عشق و بعد از تعطیلات آموزش میدم آرامش آسایشم عشق به زندگیم تغییر کرد. ممنونم خانم هروی جانم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌿🌱🌼 19 فروردين 99
    خانم هروی عزیز من از شهریور ماه با شما همراه هستم و چندین بار رها کردم ولی از دی ماه چالش ۴ماهه م رو شروع کردم و نان استاپ با شما روزهامو دارم میگذرونم و بزرگ‌ترین دستاوردم آرامشیه که بدست آوردم ،خیلی به ندرت عصبانی میشم،خیلی از افراد سمی حتی خیلی از دوستانم که توی روابطمون انرژی منفی بهم میدادم از زندگیم بی دردسر رفتن.خیلی از قفل ها و طلسم هام رو پیدا کردم و اواسط اسفند ماه کار حقیقیم رو در وجود خودم پیدا کردم خیلی رابطم با خودم و خدای خودم عالی شده حالم با خودم خوبه و از تنهاییم لذت میبرم خاستگارهای زیادی توی این مدت داشتم ولی فکر میکنم فعلا آمادگی ندارم و باید رابطم باخودم اول قویتر بشه رابطه ی سمی که داشتم رو تموم کردم و همون شخصی که میگفت رابطه برای من کم رنگ شده با تموم کردنش و کارکردن روی خودم بارها و بارها بازگشتش رو شاهد بودم ولی من دیگه نمیخواستمشون! برای امسال اهدافم خیلی بزرگ‌تری دارم که انشالله تا پایان چالش دستاوردهای بیشتری ارسال میکنم انشالله مرسی که اینقدر با فایلهاتون تلاش میکنید حال دلمون خوب بشه❤️
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🍂🍃💝💒 19 فروردين 99
    سلام دوباره به شما هر چند که تا الان دستاورد منو نخوندید اما بازم میخوام دستاورد تازه براتون بفرستم. از وقتی روی خودم کار کردم تعداد خواستگارام زیاد شدن. یه شب طبق تمرین هایی که توی درسواره استغنا یاد گرفته بودم داشتم با خودم تکرار میکردم که خدایا هر خیری که به من برسونی من بهش محتاجم شاید باورش برا خودمم سخته اما شاید چند دقیقه بعد اتفاقی افتاد که باعث آشنا شدن من با یه فردی شد که خیلی مناسبه و شرایطی رو داره که من تو چالش ۴ ماهه نوشته بودم این فرد منو ندیده ولی همون بار اول که بهم پیام داد بهم گفت یه انرژی مثبت داری که نمیدونم چیه بعد که با هم صحبت کردیم خیلی شباهتا بیشتر شد و من بیشتر به خدا ایمان آوردم که بنده هاشو فراموش نمیکنه. من با درسواره احترام به خود یاد گرفتم لیاقتمو بالا ببرم و حالا با فردی آشنا شدم که خیلی بالاست من همیشه دلم فردی رو میخواست که اعتقادات قوی داشته باشه ولی قیافه امروزی داشته باشه و افکار کهنه و محدود نداشته باشه الان فردی که باهاش آشنا شدم عقایدش فراتر از چیزیه هست که میخواستم و اینکه دوست داشتم مثل خودم با تلاش خودش به جایی رسیده باشه و جالبه اون از خودش صحبت میکرد و من پشت تلفن گاهی اشک میریختم چون باورم نمیشد داره دقیقا چیزهایی رو میگه که من میخواستم. خدارو سپاس میگم برای لطفش به من چون اون فراتر از خواسته من داره بهم میبخشه
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🍂🍃💝💒 19 فروردين 99
    سلام دوباره به شما هر چند که تا الان دستاورد منو نخوندید اما بازم میخوام دستاورد تازه براتون بفرستم. از وقتی روی خودم کار کردم تعداد خواستگارام زیاد شدن. یه شب طبق تمرین هایی که توی درسواره استغنا یاد گرفته بودم داشتم با خودم تکرار میکردم که خدایا هر خیری که به من برسونی من بهش محتاجم شاید باورش برا خودمم سخته اما شاید چند دقیقه بعد اتفاقی افتاد که باعث آشنا شدن من با یه فردی شد که خیلی مناسبه و شرایطی رو داره که من تو چالش ۴ ماهه نوشته بودم این فرد منو ندیده ولی همون بار اول که بهم پیام داد بهم گفت یه انرژی مثبت داری که نمیدونم چیه بعد که با هم صحبت کردیم خیلی شباهتا بیشتر شد و من بیشتر به خدا ایمان آوردم که بنده هاشو فراموش نمیکنه. من با درسواره احترام به خود یاد گرفتم لیاقتمو بالا ببرم و حالا با فردی آشنا شدم که خیلی بالاست من همیشه دلم فردی رو میخواست که اعتقادات قوی داشته باشه ولی قیافه امروزی داشته باشه و افکار کهنه و محدود نداشته باشه الان فردی که باهاش آشنا شدم عقایدش فراتر از چیزیه هست که میخواستم و اینکه دوست داشتم مثل خودم با تلاش خودش به جایی رسیده باشه و جالبه اون از خودش صحبت میکرد و من پشت تلفن گاهی اشک میریختم چون باورم نمیشد داره دقیقا چیزهایی رو میگه که من میخواستم. خدارو سپاس میگم برای لطفش به من چون اون فراتر از خواسته من داره بهم میبخشه
    پاسخ
    -0
    انصراف

    سارا 13 فروردين 99
    عالیه ممنون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    سارا 13 فروردين 99
    عالیه ممنون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    God 9 فروردين 99
    سلاام و صد سلام خانم هروی نازنین من همه ی دوره ها رو تهیه کردم و روی خودم کار کردم و همه تغییرات اطرافم رو شبیه به معجزه میدیدم . من قبل از کار کردن روی خودم از خیلی چیز ها ناراحت بودم از اینکه توی رابطه عاطفیم شرایطی که من میخوام رو نداشت، از رفتار اطرافیانم و همکارانم در محل کار ناراضی بودم، از دوستانم اون مجبت و توجهی رو که میخواستم نمیگرفتم با اینکه من روی اونها سرمایه گذاری عاطفی میکردم و اینها همه باعث ناراحتی من میشد وارد چالش شدم، تمام چیز هایی که میخواستم روی کاغذ نوشتم و در خودم تقویت کردم اونها رو، روی احترام به خودم و دوست داشتن خودم کار کردم و ورق برگشت، همه چیز به صورت معجره وار عوض شد آقایی که باهاش در رابطه بودم، نوع ارتباطش با من تغییر کرد و شروع کردند انرژی عاطفی و انرژی زمانی و روانی برای ارتباط با من گذاشتند و انگاری ارزشی که خودم در خودم نادیده گرفته بودم رو با وقتی تقویت کردم، توی رفتار اون آقا هم دیدم در محل کار هم من ترفیع گرفتم، حقوق من افزایش پیدا کرد در عرض یک ماه و حتی اون دوستانی که اطراف من بودند که از ارتباط باهاشون ناراضی بودم آروم آروم ارتباطم باهاشون کم شد و جاشون رو به آدمایی دادند که از بودن باهاشون احساس ارزشمندی میکنم من بخاطر تمام مشکلاتی که از دوران کودکی داشتم، یک حالت اضطراب و افسردگی پیدا کرده بودم، حدود شش ماه تحت نظر پزشک بود و قرص های اضطراب و افسردگی مصرف میکردم و حتی دکتر قلب هم رفتم بودم چون بخاطر اضطرابم تپش قلب های خیلی شدیدی داشتم که هیچ درمانی برای اون نبود و خیلی برای من عذاب اورد بود از زمانی که روی خودم کار کردم شروع کردم خیلی ارزش ها و نگرش ها رو از درون عوض کردم و همین باعث خوب شدن حالم شد، طوری که الان یک ماه و نیم هست که من با اجازه پزشکم دیگه اون قرص هارو مصرف نمیکنم و نیازی بهش نمیبینم و واقعا حالم خوبه من ارتباطم رو با خداوند احیا کردم و ایمان آوردم که دنیا جای امنی هست و از همه چیز برای من با ارزش تر بود من اقتدار درونی که برای رشد بهش احتیاج داشتم پیدا کردم و مدت ها بود گمش کرده بودم و به ظاهرم و روحیه خودم، اندامم احترام نمیگذاشتم، ورزش رو شروع کردم این تغییر از همه برای من با ارزش تر بود که من قبلا خودم رو اونقدر بالا و ارزشمند نمیدیدم که حس کنم میتونم جای بالاتری ارتقا پیدا کنم و پیشرفت کردن رو لیاقت خودم نمیدونستم، خودم رو اصلا ارزشمند و لایق براش نمیدیدم ولی الان خیلی سفت و سخت پای اهدافم هستم، من به تغذیه خودم اهمیت نمیدادم چون ارزش خودم رو گم کرده بودم و فکر نمیکردم اونقدری ارزشمند باشم که برای خوب شدن خودم بخوام تلاش کنم ولی با گوش دادنم به جذابیت درونی انقدر اقتدارم و اعتماد به خودم و احترام به خودم بالا رفت که من دوباره به زندگی برگشتم. ممنونم ازتون خیلی زیاد
    پاسخ
    -0
    انصراف

    💖💖💖 4 فروردين 99
    سلام خانم سوده. من از افسردگی شدید و مصرف قرص های اعصاب عبور کردم و تو چالش چهار ماهه با مردی آشنا شدم که اونقدر خوبه هر روز بابت بودنش خداروشکر میکنم من 13 سال در رابطه دوستی با آقایی بودم که خیلی خوب بود و مشکلی نداشتیم اما به دلیل اتفاقات ناگهانی که افتاد ما ناچار به جدایی شدیم و رابطه مون رو به اجبار تموم کردیم این جدایی زندگی من رو از این رو به اون رو کرد، مشکلات زیادی برای من به وجود آورد، مریض شدم،افسرده شدم، افسردگی شدید گرفتم، انگشتای دستم لمس شد و مرتب از دارو های اعصاب خیلی قوی استفاده میکردم، عصبی شده بودم و داد میزدم و از نظر همه من دیوونه شده بودم با کانال آشنا شدم، شروع به گوش دادن ویس ها کردم ولی به دلیل شوکی که به من وارد شده بود و قرص های زیادی که مصرف میکردم به شدت قدرت ادراک من پایین اومده بود و انقدر ضعیف شده بودم که ویس رو 40 بار گوش میکردم تا بتونم حرف های شما رو متوجه بشم، تمام مطالب کانال رو مطالعه کردم و گوش دادم و کم کم منی که ویس رو 40 بار گوش میکردم به مرور با 2 بار گوش کردم متوجه میشدم و این برای من دستاورد خیلی بزرگی بود، حالم رو خوب کرده بود و برای من تغییر خیلی بزرگی بود من تمام دارو هام رو به طور کامل کنار گذاشتم، اولین قدمم این بود که ورزش رفتم تا اضافه وزنم رو کم کنم و حالم رو بهتر کنم و ویس ها بهم انرژی میداد برای حرکت دوره جذابیت درونی رو گوش کردم، انقدر حالم خوب شد که وارد چالش چهار ماهه شده با اینکه ضربه خیلی بدی خورده بودم خیلی خیلی اتفاقی شخصی وارد زندگی من شد که خیلی از بودنش خدا رو شکر میکنم و اون آقا مرتب بهم میگه شکر میکنم که تو توی زندگی من هستی، یه خانم مهربون، یه فرشته توی زندگی منه خوشحالم که تونستم تغییر بکنم، سر کار رفتم و مشغول به کار شدم، با خانوادم رابطه ام خیلی خوب شد و با حالی که من داشتم این دستاورد ها به نظر من معجزه ست و برای حال خوبی که دارم خیلی خوشحالم دوست دارم به همه بگم قوی باشید، ویس ها رو گوش بدید، انجام بدید، خواستن، توانستنه، من خواستم با اینکه خیلی سختم بود اما بخودم زمان داد و بالاخره تونستم، هر شکستی که خوردید اول به خدا اعتماد کنید و بعد تمرینات رو انجام بدید قرص هایی که من مصرف میکردم من رو به خواب عمیقی میبرد که تا دو روز نمیتونستم بلند شم، فقط میخوردم تا همچی یادم بره اما حالا دیگه دوست ندارم بخوابم، دوست دارم از وقتم استفاده کنم من تونستم اون آقا رو ببخشم و برای اون دعای خوشبختی کردم و حالا احساس سبکی دارم و خیلی آروم شدم. زحمات شما رو قدر میدونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌸🌷 28 اسفند 98
    سلام بانوی دوست داشتنی. من پارسال در همچین روز هایی اصلا اسفند و سال نو رو دوست نداشتم، اصلا روز تولدم رو دوست نداشتم و ازدواج ناموفقم هم در اسفند ماه بود که یک شکست بسیار تلخی رو تجربه کردم، با عشق زیادی وارد زندگی مشترک شدم ولی خیانت و خیلی اتفاقات بد زیادی رو تجربه کردم کم کم با گوش دادن به ویس ها، من بعد از هفت سال اقتدار پیدا کردم از یک رابطه بسیار بد و ناسالم بیام بیرون، همسرم خیانت میکرد، بی توجهی میکرد، به روحم آسیب میزد ولی من با این وجود ترس از جدایی داشتم و این قدرت رو نداشتم و همه ی این ترس ها و تحقیر هایی که میشدم باعث شده من بسیار عصبی و حساس و زودرنج بود و هر چی همسرم میگفت بیا طلاق بگیریم من نمیپذیرفتم اما در نهایت این قدرت رو پیدا کردم دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم، حین گوش دادن به فایل ها همسرم بعد از 6 ماه از جدایی با من تماس گرفتند و گفتند که دلم برات تنگ شده بود و دوست داشتم باهات تماس بگیرم، با وجودی که همسرم خیلی مشتاق به طلاق ما بود و بهم گفتند از دست دادن تو برای من راحت نبود و من خیلی تعجب کردم کسی که هربار از روی اجبار با من صحبت میکرد، حالا به من میگفت که تو انقدر برای من مهم بودی، من لیاقت تو رو نداشتم وارد چالش چهار ماهه شدم تا اگر قرار هست کسی وارد زندگیم باشه، رفتارش متفاوت از همسرم باشه ، الان کسی وارد زندگیم شده که به من بیشتر از خودش اهمیت میده، همسرم هیچوقت تولد من و روز های خاص زندگیمون یادش نبود ولی این آقا همه ی روز های خاص براش مهم هست و همه ی روز های من براش خاص هستند، مرتب بهم میگه تو لیاقت بهترین ها رو داری، من رو تشویق میکنه، من رو مورد حمایتش قرار میده و همه ی چیز هایی که در همسرم نبود در این فرد هست من دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج رو هم تهیه کردم و واقعا روی خودم کار کردم توی رابطه ای که الان هستم، رابطه ای هست که طرف مقابلم همه چیز رو برای من میخواد با نشانه هایی که خدا بهم داد فهمیدم همسرم اصلا مناسب من نیست و دیگه نباید بهش فکر کنم دارم روی اسکلت عزت نفسم کار میکنم، خودم رو تقویت میکنم، محبوبیت من در محیط کار خیلی بالا رفت بعد ها فهمیدم ریشه خیلی از اتفاقاتی که تجربه کردم در خودم بوده، با کار کردن روی ویژگی هایی که در چالش چهار ماهه میخواستم واقعا تغییرات رو دیدم، همسرم که خیلی بهم دروغ میگفت دیگه نمیگه، این آقای جدید هم هیچوقت به من دروغ نمیگه من خیلی هیجان زده بودم، الان خیلی آروم شدم، قبلا شب ها آرامش نداشتم و با گریه میخوابیدم الان با آرامش میخوابم امسال روز تولدم برای من یک روز خاص بود چون خودم رو دوست داشتم و درسواره احترام به خود بهم یاد داد باید خودم رو دوست بدارم تا دیگران من رو دوست داشته باشند و من امسال بعد از سال ها برای خودم کیک خریدم و تولد گرفتم و دیگه از اینکه روز تولدم بود ناراحت نبودم چون من، دیگه من قبلی نیست و با اون من خداحافظی کردم و الان آرامش دارم الان ماه هاست شکرگزاری میکنم و در کمال تعجب میبینم خیلی اتفاقاتی که میخوام خیلی راحت به دست میارم بدون هیچ فشاری، فقط کافیه بیان کنم و حتما خداوند اون رو برای من آماده میکنم دیگه ترسی ندارم و خیلی آرامش خاطر دارم. و این ارامشم رو مدیون دوره های شما هستم. یک دنیا تشکر
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Kimi 25 اسفند 98
    سلام خانم هروی جان من بار اول که وارد چالش چهار ماهه شدم، موفق شدم از رابطه نا مناسبی که داشتم خارج بشم بار دومی که وارد چالش چهار ماهه شدم، معیار هایی که از طرف مقابلم انتظار داشتم نوشتم و شروع کردم به کار کردن روی خودم من تونستم آدم قبلی زندگیم رو ببخشم از نظر ذهنی رهاش کنم و دیگه بهش فکر نکنم و کم کم اون شخص از ذهنم بیرون رفت بعد از مدتی از چالش، با یک آدم جدید آشنا شدم که تمام معیار هایی که من یاد داشت کرده بودم رو داره، به من خیلی احترام میگذاره، به من میگفت انقدر از من انرژی خوب گرفته که فقط دلش میخواست با من آشنا بشه و خیلی جالبه که به من میگه تو منبع انرژی من هستی، من تمام حال خوب روزم رو از تو میگیرم، از خدا ممنونم همچین هدیه ای رو به من داده و اینا برای من خیلی خوشحال کننده ست که دارم نتایج تغییراتی که کردم رو از اشخاص دیگه میگیرم منی همیشه شاکی بودم که چرا آدم هایی که به زندگیم میان تکلیف من رو مشخص نمیکنند ولی این آقا ازم خواست خانوادم رو در جریان بگذارم و گفت دوست دارم معیار های خانوادت رو ببینم و رضایت شون رو برای ازدواج مون جلب کنم من همیشه ناراحت بودم چرا آدمی که وارد زندگی من میشه برای من هزینه نمیکنه، برام جالبه اولین باری که این شخص رو دیدم برای من یک کادوی گرون قیمت مطابق با سلیقه من خریده بود و خیلی علایق من رو در نظر گرفته بود و تلاش کرده بود که توی این مدت من رو بشناسه و مداوم بهم میگه این وظیفه ی منه که تو رو تامین کنم، هر جا هر چیزی احتیاج داری باید اولین نفر به من بگی من وارد چالش من جدید شدم، مداوم ورزش میکردم، به تغذیه ام توجه میکردم، به جسمم احترام میگذاشتم، برای خودم هزینه کردم و منی که وزنم اصلا پایین نمی اومد الان میبینم چقدر وزنم پایین اومده و سایز کم کردم و همه بهم میگن چقدر ظاهر زیبایی داری و چقدر هیکلت بهتر شده، صورتت قشنگ تر شده این آقا بهم میگه که روح تو از همه چیز برای من زیبا تره و جاذبه ای که روح تو برای من داره توی هیچ آدم دیگه ای ندیدم حالم این روز ها خیلی خوبه و دارم تلاش از زمانم به بهترین نحو استفاده کنم. ممنونم از شما خانم هروی نازنین
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌸🌷 22 اسفند 98
    سلام خدمتتون منم اومدم به چالش چهار ماهه شدم و واقعا برای من عالی بود، عشق و احترامی که من میخواستم توی وجود همسرم باشه و وجود نداشت، الان دارم میبینمش ، طرز حرف زدنش حتی عوض شده و کلمه هایی که الان به من میگه ، من توی این پنج سال اصلا ازش نشنیده بودم من همیشه فکر میکردم که همسرم شاید وفادار به من نباشه، در صورتی که الان میفهمم اون از کمبود عزت نفس من بوده، وقتی من خودم کند و کاو کردم و روی خودم کار کردم الان دارم از نتایجش لذت میبرم تمرینات دوره جذابیت درونی رو انجام دادم و یکی از بهترین دستاورد هایی که داشتم احساس آرامشی بود که خیلی خیلی عمیق و درونی شده و آرامش خیلی خوبی پیدا کردم که در مواجهه با چالش ها بهم نمیریزم، واقعا تونستم عصبانیت و خشم خودم رو کنترل بکنم وقتی مشکلی هست ، آرام هستم و با بررسی درست میتونم از مسائلم به راحتی عبور کنم من ده سال به میزان زیادی سیگار میکشیدم و حالا مصرف خیلی زیادش رو که روزی بیشتر از یک پاکت بود بود به خیلی کمتر رسوندم و در آستانه ترک هستم من همیشه فکر میکردم آدم خیلی محکمی هستم و عزت نفس و اعتماد به نفسم خوبه و هر کاری که دوست داشتم انجام ولی با گوش دادن به این دوره فهمیدم وای چقدر باید روی خودم کار کنم ، الان چندتا از گره ها و طلسم های روانیم رو که مربوط به بیست سال پیش هست پیدا کردم و با کار کردن روی اون ها احساس میکنم که حالم خیلی بهتر شده احساس امنیت و آرامشی که الان دارم خیلی زیاد تر شده و به حمایت این دنیا خیلی بیشتر از قبل پی بردم من قبلا هم مطالعه زیادی داشتم ولی حالا میبینم فهمی که قبلا داشتم با الان خیلی متفاوت شده و واقعا فهمیدم که من با کمک آموزش ها و یاری خدا واقعا بینشم عوض شده من از همسرم جدا شده بودم به دلیل اختلافاتمون و هر کاری میکردم با همسرم صحبت کنم قبول نمیکرد تا اینکه من رها کردم و با دوره ها روی خودم کار کردم و همسرم خودش برگشت و به من گفت تو خیلی تغییر کردی و تغییراتت واقعا زیاده، پس منم باید بیشتر کار بکنم روی خودم تا با هم یک استارت خیلی عالی داشته باشیم. ازشما ممنونم همیشه باشید و برقرار.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😉 22 اسفند 98
    خانم هروی عزیز سلام و درود و عرض خسته تباشید خدمت شما و همکارانتون. من با شروع چالش۴ ماهه اتفاقات عجیبی توی زندگیم افتاد هم جذاب شدم هم موقعیت مالیم تغییر کرد من دوره های جذابیت درونی و عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم ولی چون خیلی از خود حقیقیم فاصله داشتم اوایل نمیتونستم متوجه بشم و از این وضعیت نا امید شده بود و میگفتم این ها روی من جواب نمیده، فکر میکردم دستاوردها واقعی نیستند چون خودم جواب نگرفته بودم سری دومی که چالش چهارماهه رو گذاشتید من وارد چالش شدم، تمام چیز هایی که لازم بود روی کاغذ نوشتم و شروع کردم به کار کردن روی خودم من به لحاظ مالی، عاطفی ، روانی، حمایتی توی شرایط بسیار سختی بزرگ شده بود و هیچ حمایتی نمیشدم ، خیلی حالم خراب بود ولی نا اگاه بودم و نمیدونستم ریشه مشکلات من کجاست، طلسم های روانی زیادی به دلیل این شرایط در من ایجاد شده بود که باعث حال خرابم شده بودند من خیلی پیش روان شناس های مختلف رفتم ولی واقعا هیچ کمکی به آرامش درون من نکردند و حتی نمیدونستند که من باید چیکار کنم و مسیر درستی رو سر راه من قرار ندادند من در عرض یک هفته شکست مالی خوردم، شکست عاطفی خوردم، دوری از خانواده داشتم و احساس کردم که دیگه هیچ چیزی برای از دست دادن ندارم و بدترین فکر ها رو میکردم، حتی به خودکشی فکر میکردم، میدونستم حالم بده و یک مسئله ای درونم هست ولی نمیتونستم بفهمم مشکل کجاست، هم خودم هم روانشناس ها گیج شده بودند با شروع چالش چهار ماهه، سفر من و بیدار شدن من شروع شد، من چالش رو با نا امیدی شروع کردم اولش و فکر نمیکردم اتفاقی بیوفته ولی بعد از شروع چالش یواش یواش اتفاقات عجیبی توی زندگی من افتاد دوره ها دوباره تکرار میکردم و آروم آروم انگار در ها برای من باز شد، اوضاع مالی من شروع کرد به تغییر کردن و برام خیلی جالب بود کم کم اولین طلسم روانیم رو پیدا کردم و بعد طلسم های روانی دیگه رو مینوشتم و میدیدم وضعیت های زندگی من داره تغییر میکنه، افراد سمی که توی زندگیم بودند به طرز عجیبی از زندگیم رفتند و احساس سبکی میکردم من به یک آرامش درونی عمیق رسیدم و به خودم اطمینان عمیقی پیدا کردم توی این مدت آدم های قبلی زندگیم به سمتم برگشتند، از سمت آقایون دیگه بهم خیلی پیشنهاد شد از لحاظ مالی هر روز اوضاع من داره بهتر میشه و یک سری از چیز هایی که میخواستم وارد زندگیم شه قفل شده بودند، وارد زندگیم شد مهم ترین دستاوردم این بود که من اصلا نمیتونستم وقتی حالم بد میشه خودم رو اروم کنم و همیشه از دیگران کمک میگرفتم ولی الان خیلی زود میتونم حال خودم رو خوب کنم و حس میکنم به یک خود درمانی رسیدم، مسائلی که برای من پیش میاد خودم حل میکنم، خودم خودم رو اروم میکنم و این برای من بزرگ ترین دستاورد هست، به نظر من استقلال روانی برای هر کسی میتونه بزرگترین دستاورد باشه که ما برای مسائل زندگیمون نیازمند هیچکس نباشیم، من همیشه برای خلا هام دنبال راه چاره بودم ولی با اگاهی که از این دوره ها داشتم همه ی اینها برطرف شد. سپاس از همه مهربونیاتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😍 22 اسفند 98
    سلام سوده جانم من دوره ها رو تهیه کردم و شروع کردم به کار کردن روی خودم و بعد وارد چالش چهار ماهه شدم و زندگی من واقعا عوض شد من توی زندگیم سختی های زیادی کشیدم، سرطان پدرم، تجاوزی که بهم شد، ترک شدن از سمت آدمی که هفت سال باهاش توی رابطه بودم و تمام شهر، خانواده و اقوامم از این رابطه با خبر شدند و به تمام معنا از طرف خانوادم طرد شدم کتک خوردم، آزار و اذیت دیدم، از محل کارم اخراج شدم ، همه ی این مشکلات رو تجربه کردم و به نقطه ی صفر رسیدم و نا امید بودم وقتی دوره هارو گوش میدادم لحظه به لحظه با تمام وجودم حرف ها رو لمس میکردم، مینوشتم ، مرور میکردم، سایه هام رو شناختم، روی مدار خودم کار کردم الان حالم عالیه، آرامش شدیدی دارم که با هیچ چیزی برای من قابل تعویض نیست من بعد از اون رابطه که ترک شدم، بلافاصله وارد رابطه جدیدی با یک آقای دیگه شدم که توی این رابطه هم ترک شدم، توی همه ی روابطم ترک میشدم ولی وقتی روی خودم کار کردم به طرز باورنکردنی این آقا برگشت، از من عذرخواهی کرد و بهم میگفت تو چقدر تغییر کردی الان وقتی میرم توی جمع ها و محل کارم، همه بهم میگن چقدر خوشگل شدی، چقدر زیبا شدی، چقدر آرامش بخشی دختری که بهش تجاوز شده بود، خانواده اش ترکش کرده بودند، آبروش توی شهر رفته بود و فقط گریه میکرد، الان حالش خوبه با کار کردن روی خودم ۳۰ کیلو وزن کم کردم منی که هرروز کل وقتم رو تلف میکردم، الان دیگه وقتم رو برای خودم و آگاهی خودم میگذارم و به آرامش عجیبی رسیدم توی چالش چهار ماهه به چیزهایی که نوشتم رسیدم و الان توی رابطه ای که هستم خیلی آرومم و طرف مقابلم خیلی بهم اهمیت میده، برای من وقت میگذاره احساس میکنم دوباره متولد شدم. و من همه اینارو ازشما و زحماتتون دارم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😍 22 اسفند 98
    سلام سوده جانم من دوره ها رو تهیه کردم و شروع کردم به کار کردن روی خودم و بعد وارد چالش چهار ماهه شدم و زندگی من واقعا عوض شد من توی زندگیم سختی های زیادی کشیدم، سرطان پدرم، تجاوزی که بهم شد، ترک شدن از سمت آدمی که هفت سال باهاش توی رابطه بودم و تمام شهر، خانواده و اقوامم از این رابطه با خبر شدند و به تمام معنا از طرف خانوادم طرد شدم کتک خوردم، آزار و اذیت دیدم، از محل کارم اخراج شدم ، همه ی این مشکلات رو تجربه کردم و به نقطه ی صفر رسیدم و نا امید بودم وقتی دوره هارو گوش میدادم لحظه به لحظه با تمام وجودم حرف ها رو لمس میکردم، مینوشتم ، مرور میکردم، سایه هام رو شناختم، روی مدار خودم کار کردم الان حالم عالیه، آرامش شدیدی دارم که با هیچ چیزی برای من قابل تعویض نیست من بعد از اون رابطه که ترک شدم، بلافاصله وارد رابطه جدیدی با یک آقای دیگه شدم که توی این رابطه هم ترک شدم، توی همه ی روابطم ترک میشدم ولی وقتی روی خودم کار کردم به طرز باورنکردنی این آقا برگشت، از من عذرخواهی کرد و بهم میگفت تو چقدر تغییر کردی الان وقتی میرم توی جمع ها و محل کارم، همه بهم میگن چقدر خوشگل شدی، چقدر زیبا شدی، چقدر آرامش بخشی دختری که بهش تجاوز شده بود، خانواده اش ترکش کرده بودند، آبروش توی شهر رفته بود و فقط گریه میکرد، الان حالش خوبه با کار کردن روی خودم ۳۰ کیلو وزن کم کردم منی که هرروز کل وقتم رو تلف میکردم، الان دیگه وقتم رو برای خودم و آگاهی خودم میگذارم و به آرامش عجیبی رسیدم توی چالش چهار ماهه به چیزهایی که نوشتم رسیدم و الان توی رابطه ای که هستم خیلی آرومم و طرف مقابلم خیلی بهم اهمیت میده، برای من وقت میگذاره احساس میکنم دوباره متولد شدم. و من همه اینارو ازشما و زحماتتون دارم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌸🌷 22 اسفند 98
    یلام و ادب و احترام خدمت شما. قبل از آشناییم با شما من توی رابطه ای بودم با آقایی که خیلی از هم خوشمون می اومد و رابطه ی خوبی بود ولی بعد از یک ماه این رابطه هم مثل بقیه رابطه های من تموم شد، این آقا کم کم از من سرد شد و فاصله گرفت تا اینکه دیگه کلا به من پیام نداد من ویس های کانال رو گوش دادم و به کمک اونها سعی کردم خودم رو کنترل کنم، دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم، بار ها و بار ها گوش دادم و نوت برداری کردم از خدا خواستم به من نشونه ای بده که من متوجه بشم که توی مسیرم دارم درست عمل میکنم فایل چالش سه ماهه رو گوش دادم و وارد چالش شدم ، هدف گذاری کردم، برنامه هام رو نوشتم و تمریناتم رو مشخص کردم وارد چالش شدم و بعد از گذشتن سه روز از چالش، این آقا خیلی ناگهانی بعد از یک مدت طولانی به من پیام دادم و من واقعا خدارو شکر کردم که نشونه ای که میخواستم رو بهم داد. بهم میگفت کجایی، دلم برات تنگ شده، میخوام ببینمت، باهات حرف بزنم و این خیلی جالب بود که میگفت دو روز هست که اصلا چهره ی تو از جلوی چشم من نمیره (یعنی دقیقا از همون روزی که من چالش رو شروع کرده بودم) و میگفت من شب هم که میخوابم وقتی چشمم رو میبیندم دائم تو رو میبینم و شنیدن این حرف ها برای من خیلی لذت بخش بود این دستاورد یک مقدمه ای بود برای من که میدونم الان دارم راه رو درست میرم و دارم با جدیت بیشتری ادامه میدم که به اهداف بزرگ تر و مهمتری برسم و سعی میکنم از خودم شخصیتی رو بسازم که خدا از من راضی باشه، شخصیتی که من لایقش هستم و به خاطر اون به این جهان اومدم. از زحماتتون واقعا سپاسگذارم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌹🌹🌹 22 اسفند 98
    خانم هروی جان سلام. فردی که دوست داشتم با همون مشخصات با چالش چهارماهه به زندگی من اومد من دوره ها رو تهیه کردم و کار کردن روی دوره ها بینش من رو عوض کرد و فهمیدم که اینها اصول زندگی هستند توی چالش چهار ماهه شرکت کردم و چهار خصوصیتی که دلم میخواست فردی که به زندگیم میاد، اون خصوصیات رو داشته باشم، نوشتم دقیقا یک ماه بعد از شروع چالش، اون فردی که میخواستم به طور اتفاقی وارد زندگی من شد و الان هم در رابطه هستیم و دقیقا همون خصوصیاتی که میخواستم رو داره و اصلا گاهی باورم نمیشه که واقعا همونجوری هست که میخواستم و این خیلی دستاورد خوبی بود برام و خیلی خوشایند هست روی دوره جزیره گنج کار کردم و این دوره برای من فوق العاده بود و به مطالبش فکر میکردم و از خداوند میخواستم که برای حل شدن مشکلات درونم کمکم کنه دوره از جدایی تا تعالی که اومد من فکر میکردم چون من توی رابطه هستم این دوره مناسب من نیست ولی نشانه هایی دریافت کردم و به دلم افتاد این دوره رو تهیه کنم، این دوره هم برای من فوق العاده بود و از همون اول که گوش میدادم خیلی گریه کردم و این دوره خیلی خیلی زیاد آرومم کرد و باعث شد یک بار سنگینی از روی دوش من برداشته بشه و من با تمام طرد شدگی هام از بچگی مواجه شدم و تونستم ببینم که چرا زندگی من توی این بُعد روابط جلو بره و این برای من عالی هست خداوند کمکم کرد و راه رو به من نشون داد و ازین بابت خیلی خوشحالم. ممنون هز زحماتتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Lili 20 اسفند 98
    سلام خانم هروی عزیز. دستاوردی که میخوام براتون تعریف کنم با بقیه فرق داره و منو ۴ سال درگیرش کرد. من ۴ سال پیش با خانمی آشنا شدم که زمین تا آسمون با من فرق داشت. به خاطر رابطه ی قبلی ایشون با یک پسر رابطه ی ما هم دچار مشکلاتی میشد. یعنی کل دانشگاه دچار این مشکل شد و حتی دوستان صمیمی این خانم هم از ایشون فاصله گرفتن. خب من اون موقع نشونه ها را ندیدم و خدا داشت به من نشونه هارو نشون میداد. بعد از ۷ ماه از هم جدا شدیم اما من به خاطر خلا هایی که داشتم مجدد برگشتم و ایشون ۳ ماه با تحقیر منو طرد کردن. مجدد برگشتم و اینبار تصمیم گرفتم مشاوره بریم تا واقعا بفهمه مشکلش چیه. ایشون واقعا دچار خلا هایی مثل من بودن. بازهم ایشون فرمودن که شما باید تغییر کنی و من تغییر نمیکنم. گذشت سال ۹۷ احساس کردم ایشون تغییر کرده اما بازهم منو تحقیر کردن. تا اینکه سال ۹۸ خدا چندین سیلی به من زد تا بفهمم اون خانم مشکل نیست اما داره مشکل منو بهم نشون میده. آخرین بار ایشون را با همکارشون تو شرکت تنها دیدم. واقعا فرو ریختم و همون موقع بود با کانال شما آشنا شدم . تمام دوره ها رو تهیه کردم از جذابیت دورنی و سپس اعتماد به نفس و تا همین اخری جدایی تا تعالی خودمو شناختم. فهمیدم چی از زندگی میخوام و چرا هر بار که این خانم منو تحقیر میکردن بازهم دلم ایشون را میخواست. من پسری با موقعیت اجتماعی خیلی خوبی هستم اما خیلی خودمو دست کم گرفتم. دستاورد هایی که داشتم اینکه اون آدمو برای همیشه حذف کردم و احساس خیلی سبکی و راحتی دارم. انگار وزنه های سنگینی داشتم که از خودم باز کردم. موقعیت های شغلی بسیار خوبی بهم پیشنهاد شد حتی در این شرایط کشور. آدم های بسیار خوبی برای ازدواج به من پسر معرفی میشن که برام خیلی تعجب برانگیزه. تازه تونستم در چالش شما شرکت کنم و کلی وزنمو کم کنم. از ۹۸ رسیدم به ۸۴ . زبانمو دارم تکمیل میکنم. یکسری دوره های پیشرفته ثبت نام کردم و دارم آموزش میبینم. هدف های سال بعد و سال های بعدمو نوشتم. شخص مورد نظر برای ازدواجمو نوشتم . میخواستم از شما تشکر کنم که باعث شدید من خودمو باور کنم. ازتون ممنونم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😊 20 اسفند 98
    سلام خانم هروی جان. من با چالش چهارماهه به اون رابطه دلخواه با همسرم رسیدم من دوره های جذابیت درونی، عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج رو تهیه کردم اولین دستاورد من رسیدن به آرامش درونی بود، من قبل از اینکه روی خودم کار کنم کتاب های زیادی خوندم کانال های زیادی داشتم بلکه به آرامش برسم ولی نشد اما الان خیلی آرامش دارم دستاورد بعدیم این هست که در مشکلات و سختی هایی که پیش میاد دیگه دچار استرس و اضطراب نمیشم و این خیلی برام عجیب هست چون قبلا اینطوری نبودم من هیچ محبت و توجهی از خانوادم نداشتم، شخصیت و هویتی نداشتم و حالا میفهمم دلیل اصلی مشکلاتم، نداشتن عزت نفس بود و حالا میتونم طلسم ها و گره هام رو پیدا کنم وارد چالش چهار ماهه شدم، چهار ویژگی که میخواستم رو نوشتم و روی خودم کار کردم و چالش خیلی بهم کمک کرد که اشکالات خودم و ایراداتی که دارم رو ببینم و حل کنم و این توی رابطه من خیلی موثر بود. الان همسرم بهم میگه تو خیلی با ارزش هستی و یک ثروت بزرگ هستی و این حرف ها برای من خیلی جالبه. منی که سال ها منتظر شنیدن این حرف ها بودم، زمانی این حرف ها رو از اون شنیدم که به ارزش های درونی خودم رو پیدا کردم روی خودم کار کردم وارد چالش من جدید شدم. من سال ها لاغر بودم، پیش دکتر متخصص که میرفتم میگفت مشکلی نداری و حالا فهمیدم این مسئله به دلیل احساس عدم ارزشمندی درونی من بود و حالا این مسئله ی من حل شد بعد از سالها دوری از درس، الان دانشگاه ثبت نام کردم و قصد ادامه تحصیل دارم من هیچوقت نمیتونستم برای مسائلم تصمیم گیری کنم، برای کار هام چه کنم چه کنم داشتم، وابستگی های زیادی داشتم، عصبانیت و پرخاشگری های خیلی شدیدی داشتم که حالا کنترل کردم من احساس نا امنی زیادی داشتم، ترس و اضطراب های زیادی داشتم ولی حالا احساس امنیت میکنم و روی خودم متمرکز شدم انجام دادن کار هام برام خیلی آسون شده . من هیچوقت نمیخواستم مسئولیت خودم، کار ها و زندگیم رو بپذیرم و حالا بهش هشیار شدم . کار هام رو انجام میدم و خلاق تر شدم. تشکر از زحماتتون برای ما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    M 20 اسفند 98
    سلام خانم هروی جان . من همیشه تردید داشتم که آیا این دستاورد ها واقعی هست یا نه؟ من قبلا با چند تا مشاور صحبت کرده بودم و فکر میکردم کارهایی که بهم میگن انجام بدم برای مشکلاتم، ربطی به مشکلم نداره و پیگیرشون نمیشدم، دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم چون حال خیلی بدی داشتم و به صورت جالبی شخصی که من سالها پیش باهاش در ارتباط بودم و بخاطر رفتنش از ایران رابطه مون باهم کمرنگ شده بود و حتی بهم گفته بود نه بهش پیام بدم، نه بهش زنگ بزنم، حتی میگفت اگر زنگ بزنم یا پیام بدم، من رو بلاک میکنه، خیلی غیر منتظره بهم زنگ زد و دوباره رابطه رو با من شروع کرد و این قضیه واسم کاملا عجیب بود، دوره رو گوش دادم و روی هر جمله ای که توی دوره گفتن و من روی اون کار کردم، تمرکز کردم، جواب گرفتم، تصمیم گرفتم رژیم بگیرم، چون من سالها بود اضافه وزن داشتم، میخواستم رژیم بگیرم ولی به عقب مینداختم، شروع به رژیم گرفتن، ورزش، پیاده روی کردم و بعد از چند روز خیلی غیر منتظره، اون آقا که حدود بیست کیلو اضافه وزن داشت و آدم تپلی بود و اهل ورزش هم نبود و همیشه میگفت نیازی نیست به رژیم گرفتن، من همیشه توی تصوراتم همسرم رو آدم چاقی نمیدیدم و بعد فکر میکردم این آدم که لاغر بشو نیست و لاغر شدنش شاید محال باشه، خیلی جالب بود برام که خودش بهم پیام داد و گفت مدتی هست شروع کرده به رژیم گرفتن و حدود 10کیلو وزنش رو کم کرد، ورزش میکنه، پیاده روی و کوهپیمایی میره و خیلی واسم این عجیب بود، من همیشه در روابطم آدم عجولی بودم، ارتعاشات منفی بالایی داشتم، از نوشتن استفاده کردم و به خدا سپردم و این برای من به شکل عادت شد و معجزه ش رو دارم میبینم. من قبل از دوره مدت ها بود ارتباطم رو با خدا قطع کرده بودم، با خدا آشتی کردم و از اون لحظه حضور پررنگ خدا رو توی تک تک لحظه های زندگیم دارم حس میکنم و همیشه میبینم توی مشکلات خدا چه جوری دستم رو میگیره و من رو از منجلاب بیرون میکشه، من خیلی نا آرام ، مشوش ، پریشون بودم ولی من حالا خیلی آرام هستم بدون پریشانی و به آرامشی که همیشه دنبالش بودم رسیده بودم، دوباره دوره جذابیت رو دوباره شروع کردم، وارد چالش چهارماهه شدم، از خدا خواستم برای رابطه ای که دارم بهم نشونه بده، بعد از چند ساعت متوجه شدم این آقا برگشته ایران تا من رو سورپرایز کنه و این برای من مثل معجزه بود و من بزرگترین دستاورد زندگیم رو داشتم حس میکردم، من دارم با گفته های شما روی خودم کار میکنم تا یک منِ جدید، منِ واقعی بسازم، دوره از جدایی تا تعالی رو خریدم چون توی روابط متعددی با شکست مواجه شده بودم، با این دوره من تونستم رنج و درد هام رو ببینم و فکر میکنم این دوره برای همه پدر و مادر ها لازم هست چون همه ما خواسته یا ناخواسته، کارهایی می کنیم که در بچه ها نفوذ میکنه و مثل طلسم میشه و کل زندگی شون رو تحت الشعاع قرار میده، البته نظر شخصی خودمه و من الان دارم دلیل تمام مشکلاتی رو که توی زندگی و روابطم داشتم پیدا میکنم، دلیل همه پرخاشگری هایی که داشتم و دارم حل شون میکنم. مممنون از کادر مجربتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😍 20 اسفند 98
    سلام خانم هروی نازنین. من دکتری روانشناسی هستم از امریکا. برای من شگفت انگیز بود که این اطلاعات به شکلی قابل فهم برای افرادی که هیچ اطلاعاتی در این زمینه ندارند طراحی شده. وقتی دستاورد ها رو میبینم خیلی برام جالبه من در بدترین شرایط زندگیم که در بدترین حالت بودم یازده ماهه که فایل هارو تهیه کردم و دارم روی خودم کار میکنم و کلی دستاورد داشتم من بعد از ازدواج روی دیگه ای از سکه رو دیدم ، همسرم دو تا بچه داشت از ازدواج قبلش و فهمیدم با خانم های زیادی در ارتباط بوده من بخاطر شرایط مهاجرتم اجازه کار نداشتم، حمایت خانوادم رو هم نداشتم چون مخالف ازدواجم بودند و شروع کردم به ساختن زندگیم. هر کاری میکردم و از بی احترامی هایی که بهم میشد آب میشدم و هیچ جایگاهی نداشتم و یکباره یک درخواست طلاق برام رسید و اون آقا بی خبر از من این درخواست رو داده بودند من شوکه شدم، گریه میکردم، من باید از اون خونه میرفتم بیرون و جایی نداشتم و با پیج آشنا شدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم و معجزه میدیدم من در پروسه طلاقم تونستم با یک وکیل در برابر چهار وکیل اون آقا، تمام رای ها رو به نفع خودم بگیرم و ایشون شوکه شد که منی هیج حمایتی ندارم چطور این کار رو کردم. من اون موقع دوره جزیره گنج رو گوش میکردم و به خدا میگفتم خدایا اون با 4 وکیلش میاد و من با تو میرم دادگاه که واقعا حمایت رو دیدم دوستان و مشاورم میگفتند لازم نیست روی خودت فشار درس و کار رو بیاری بخاطر شرایطت اما من فایل جذابیت درونی رو که گوش میدادم، رئیس دانشکده پیشنهاد کاری خیلی خوبی رو به منی داد که اولین بار بود میدیدمش و من توی جایگاهی قرار گرفتم که انگار خواب میدیدم و باورم نمیشد اون جایگاه مال من باشه الان دارم دکتری دومم رو میخونم در آمد خوبی پیدا کردم و حتی تونستم خونه بخرم. من وقتی درخواست طلاق رو دیدم میگفتم خدایا من باید چیکار کنم؟ چون از لحاظ مالی هم وابستگی به اون آقا داشتم وارد چالش چهار ماهه شدم و بعد از دو هفته آقایی اومد که تمام ویژگی هایی که لیست کرده بودم و روی خودم کار میکردم رو داشت با دوره از جدایی تا تعالی دارم روی خودم کار میکنم و تمام مراحلی که گفته رو تجربه کردم و دارم روی خودم کار میکنم. آرامش دارم . دیگه از تنهایی نمیترسم و از مشکلات نمیترسم به دوستانم میگم تسلیم نشید کار کنید و عجله نکنید، توی زمان درست اون اتفاق درست خواهد افتاد فقط شما ادامه بدید. ممنون اززحماتتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌸🌷 19 اسفند 98
    🔺من همیشه بخاطر تایید گرفتن از خانواده سعی میکردم دختر آرامی باشم. وقتی بزرگ شدم توی روابط اشتباهی قرار گرفتم که اذیت شدم، عصبی و پرخاشگر شدم 🔺تصمیم گرفتم خودم رو پیدا کنم، شخصیت واقعی خودم رو با جذابیت درونی بنا کردم و خودم رو به چالش کشیدم و تصمیم گرفتم واقعا خودم باشم 🔺با دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس الگو های اشتباهم رو، سایه ها و قفل هام رو دیدم و مسئولیت زندگیم رو با اینکه برام خیلی سخت بود به عهده گرفتم 🔺توی کارم وارد لاین دیگه ای شدم که خیلی با روحیه و شخصیت من سازگار بود و ارتقا خیلی خوبی داشتم و به درجه ای که دلخواهم بود رسید 🔺دنیا انگار چیزهایی که میخواستم بهم میداد 🔺توی چالش 4 ماهه روابطم با خانواده و همکاران و اطرافیانم خیلی تغییر کرد 🔺دوره جزیره گنج که چقدر هم اسمش رو درست انتخاب کرده بودید کمکم کرد خود واقعیم رو پیدا کنیم که این بزرگترین دستاورد خودم بود و من آرزو داشتم با خود حقیقیم زندگی کنم و حالا تونستم همه ی تیکه های خودم رو از آدمهای اطرافم پس بگیرم و خودم رو بنا کنم 🔺توی چالش من جدید دستاورد عالی ای داشتم که عاشق خودم شدم و فکر میکنم این نقطه ی اوج هر آدمی هست که بتونه لحظه هاش رو واقعی زندگی کنه
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😋 19 اسفند 98
    سلام خوبید؟ تونستم کار مستقل خودم رو شروع کنم با آموزه های شما، من سفرم رو با یک جدایی شروع کردم، همیشه من توی روابطم جدایی رو انتخاب میکردم و وقتی میدیدم نمیتونم مسائلم رابطم رو حل کنم، به جای حل مساله جدایی رو با همه ی سختی هاش انتخاب میکردم و باعث شده بود هر دفعه رابطم از رابطه قبلی بدتر و بدتر بشه، در اواخر آخر رابطم، درسواره احترام به خود رو خریدم و فهمیدم که باید از اون رابطه خارج بشم، با آخرین جدایی احساس میکردم که من تموم شدم ، دیگه له شدن اجزای روحم رو با تموم وجودم حس میکردم، بعد از جدایی دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس رو تهیه کردم ولی اقتدار کافی نداشتم، دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم و دو ماه روی خودم کار کردم و اقتدارم رو بدست اوردم و دیدم حالا میتونم تمرینات دوره عزت نفس رو انجام بدم ، تمرینات رو هرروز انجام میدادم، هرروز مینوشتم، گوش دادم، کم کم فهمیدم چرا تموم شدن آخرین رابطم خیلی برام دردناک بود چون سایه هام خیلی قوی شده بودند و اختیار کل زندگیم رو از من گرفته بودن. وقتی سایه هم رو پذیرفتم اون سایه ها کم کم از زندگیم حذف شدند ، قصد مستقل شدن داشتم اما انگار قفل بزرگی بهش خورده بود و هیچ جوره حل نمیشد، هر کاری میکردم به بن بست میخوردم ، تصمیم گرفتم خودم رو وارد چالش 3 ماهه کنم و الان که 25 روز از چالش گذشته تونستم کارم رو افتتاح کنم ، الان هر چی بخوام بدون اینکه کاری بکنم وارد زندگیم میکنم ، دوست داشتم آموزشی رو ببینم و هزینه شو نداشتم و یکی از دوستان قدیمیم بهم پیشنهاد کرد این دوره هارو پیشش ببینم و درکمال ناباوری گفت نیازی نیست هزینه ش رو الان پرداخت کنی، بعد ازینکه از آموزش هات تونستی پولی در بیاری هزینه کلاسم رو بده. همون شخصی که رابطه خوبی باهاش نداشتم الان شده از بهترین دوستای من که خیلی از مسائل من رو داوطلبانه حل میکنه، بعد از شروع دوره انقدر آدمای خوب دور من زیاد شدند که حس میکنم روی آسمونا هستم و روی زمین نیستم، به این نتیجه رسیدم آدم وقتی سایه هاش رو قبول میکنه، وقتی کسی رو قضاوت نمیکنه، اونموقع میتونه همه رو دوست داشته باشه، هر مساله و چرایی در زندگیتون دارید بنویسید و بهش فکر کنید و ببینید این چرا ها چه کارایی که براتون نمیکنند
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌳🌲 19 اسفند 98
    خانم هروی عزیز اونی که دوستش داشتم برگشت و بهم گفت تو خیلی تغییر کردی. اتفاقاتی که دوست داشتم شروع کرد به افتادن ،من روابطم در یکسال اخیر روابطم خیلی کوتاه مدت شده بود و حتی به رابطه یک ماهه هم رسید ، بعد از بهم خوردن یکی از روابطم به توصیه یکی از دوستانم شروع به گوش دادن ویس های شما و دستاوردها کردم ، درسواره احترام به خود رو تهیه کردم و دیدم همه مشکلاتم ناشی از عدم عزت نفس و اعتماد به نفس در وجود خودم هست، دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم و بارها گوش دادم و نوت برداری کردم و شروع به انجام دادن تمرینات کردم و دیدم اتفاقاتی که منتظرشون بودم دارند اتفاق می افتند و واقعا رفتار همه اطرافیانم با من تغییر کرد ، وارد چالش چهارماهه شدم و دیدم ویژگی هایی که دوست ندارم طرف مقابلم داشته باشه در وجودم هست و شروع کردم به کار کردن روی خودم و رفع اونها. دوباره تمرینات جذابیت رو جدی تر انجام دادم و آقایی که دلم میخواست به زندگیم برگشت و بهم گفت تو خیلی تغییر کردی و خیلی عوض شدی ، من فهمیدم واقعا همه چیز میتونه تغییر کنه اگر ما خودمون بخوایم و تمرین کنیم ، با دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس دارم روی سایه هام کار میکنم. خیلی خیلی دوستون دارم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🙏🙏🙏🙏🙏🙏 19 اسفند 98
    سلام خدمت بانوی اول زندگی من ، من توی چالش چهارماهه هم وضعیت مالیم تغییر کرد هم عاطفی. از وقتی که دوره های جذابیت درونی، عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج رو تهیه کردم، تغییرات زیادی در من بوجود اومد. من همیشه فکر میکردم همه قصد اذیت کردن من رو دارند و به هر کی خوبی کنم بدی میبینم و واقعا همین اتفاق می افتاد. همیشه هم فکر میکردم منی که انقدر خوبی میکنم چرا نتیجه ی عکس میگیرم؟  فکر میکردم اکثر دوستانم به موقعیت عالی تحصیلی و کاری من حسادت میکنند . تا اینکه در دوره عزت نفس تا اعتماد به نفس روی سایه هام کار کردم و متوجه دلیل این مشکل شدم و برام حل شد. همیشه یک آدم عصبی بودم و در حال داد و بیداد و بخاطر کوچکترین مسائل داد میزدم اما الان مدت زیادی هست که دیگه اصلا عصبی نشدم و نسبت به هیچکسی خشم ندارم و برای همه آرزوی خیر و برکت دارم. من همیشه دنبال یک منیع در آمد دوم بودم ولی جور نمیشد. با شروع چالش نگاه زیبا با دوستم کار جدیدی رو راه انداختیم و درسته که گاهی بخاطر هزینه و سختی کم می آوردیم ولی با این چالش واقعا همه چیز خیلی اتفاقی درست میشد و آدم هایی سر راه ما قرار میگرفتند که به طور خیلی عجیبی به ما کمک میکردند. نگاه زیبا باعث شد که ما از همون اول بر خلاف تصور دیگران، هم سود کردیم و هم همه ی قرض هامون رو دادیم. وارد چالش چهار ماهه شدم من روی خودم کار کردم و به نصف چیزایی که میخواستم در طرف مقابلم باشه رسیدم و مطمئنم به بقیه ش هم میرسم هر مشکلی دارم به خدا میسپرم و میبینم خیلی راحت و بدون هیچ استرسی حل میشه حال دلم خیلی خوب شده،قبلا همیشه دوست داشتم با کسی باشم، به کسی وابسته و متصل باشم ولی الان اصلا اینطوری نیستم و مسئولیت زندگیم رو پذیرفتم، منی که هیچوقت آروم نبودم به یه آرامش درونی خیلی خوبی رسیدم. همیشه آرزوی آرامش داشتم که الان دارم و این آرامش رو از شما دارم که ممنونتونم.
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😌 19 اسفند 98
    خانم هروی همه افرادی که به زندگی من میومدن،تحقیرم میکردند، اعتماد بنفسم و از دست داده بودم.با چالش چهارماهه کسی به زندگی من اومد که واقعا میخواستم ، من در بدترین شرایط ممکن با شما آشنا شدم . من بدون استثنا هر شب با گریه میخوابیدم و حالی که داشتم اصلا قابل توصیف نبود. از خدا و جهان و همه و همه کس گله داشتم و مقصر میدونستم. با آقایی آشنا شده بودم که احساس میکردم علاقه دو طرفه ست ولی اینطور نبود. ایشون مدام من رو تحقیر میکردند و من همه ی اینهارو نادیده میگرفتم. احساس میکردم دارم درکش میکنم ولی بخودم ظلم میکردم. انقدر تحقیر شده بودم که اعتماد به نفسم خیلی پایین اومده بود و احساس میکردم هیچکس جز اون قرار نیست انتخابم کنه. تحمل من تموم شد و اون رابطه رو تموم کردم. بعد از دو سال با دو تا آقای دیگه وارد رابطه شدم و دقیقا هر دو نفر شون همین برخورد رو با من داشتند. یکسال تنها بودم و حال خوبی نداشتم . با شما آشنا شدم و شروع کردم به گوش دادن ویس ها از اول تا آخر . احساس رضایتمندی در خودم احساس میکردم ، تفاوت رفتار آدمهارو با خودم احساس میکردم، مدام دوست داشتند من در جمع شون باشم ، اساتیدم و حتی کسانی که شناخت زیادی از من نداشتند رفتارشون با من متفاوت شده بود و همه چیز داشت خوب میشد. وضعیت درسیم بهتر شده بود . دوره جذابیت درونی رو تهیه کردم و با حرفاتون اشک ذوق میریختم و خوشحال بودم و فکر میکردم مسائل و مشکلاتم قرار هست حل بشه که واقعا بخش زیادیش حل شد، فایل هارو گوش میکردم، نوت برداری میکردم، روی خودم کار میکردم تا اینکه کسی وارد زندگیم شد که خیلی از ویژگی هایی که من میخواستم رو داشت همون موقع وارد چالش چهار ماهه شدم و اولش فکر میکردم خودم ویژگی هایی که میخوام رو دارم اما وقتی نوشتم فهمیدم اینطور نیست و باید روی خودم کار کنم و بعد دیدم اون آقا بطرز عجیبی همه ی اون ویژگی هارو داره ، الان احساس رضایتمندی که از خدا، جهان و زندگی خودم دارم خیلی احساس خوبی هست. خیلی دوستتون دارم و تشکر میکنم ازتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌸🍀 19 اسفند 98
    سلام عزیزم. کسی که میگفت هیچوقت ازدواج نمیکنم، الان به من میگه چیکار میکنی که روز به روز بیشتر دوستت دارم ، من هم وارد چالش چهارماهه شدم و دوره های عزت نفس تا اعتماد به نفس و جزیره گنج رو برای این چالش تهیه کردم و دیدم که چقدر به این دوره نیاز داشتم با اینکه اصلا فکرشم نمیکردم. من هر کاری که میخواستم انجام بدم و وارد هر شغلی که میشدم بهم میخورد و در هر شغلی که میرفتم بعد از مدت کوتاهی میومدم بیرون. رابطه هام به هیچ نتیجه ای نمیرسیدند . مدت زیادی هم در رابطه میموندم اولش همه چیز عالی بود ولی بعد از مدتی همه چیز بهم میخورد. سعی کردم روی مواردی که در چالش نوشتم کار کنم و واقعا نتیجه اش رو دیدم و میبینم که خودم چقدر با قبلم فرق کردم. من که هر جا برای استخدام میرفتم بعد از مدت کوتاهی دیگه نمیرفتم، رها میکردم، بهم میخورد و دیگه ادامه پیدا نمیکرد الان خودم با یکی از دوستانم کارگاه زدیم و همه از کارامون راضی هستند و دوستشون دارند و دوباره بهمون سفارش میدن. کسی که منو چند بار به بهانه ی مختلف ترک کرد و رفت، الان نمیدونم چندین بار باهام تماس گرفته و پیام میده و ازم یک فرصت دیگه میخواد که دوباره باهام رابطه رو شروع کنه ولی من دیگه نمیخوامش. آقای دیگه ای بود که قبلا همیشه بهم میگفت من هیچوقت نمیخوام ازدواج کنم، اصلا نمیخوام زیربار مسئولیت زندگی برم، الان بهم میگه که تو چیکار میکنی که من روز به روز بیشتر دوستت دارم، آرامشم وقتی هست که پیش توام و داره کارهای مقدماتی رو انجام میده که هر چه زودتر کنار هم باشیم. برام خیلی جالب بود که تمام مواردی رو که توی چالش نوشته بودم اثراتش رو دیدم حتی در مورد خصوصیات ظاهری و جالبه که ایشون بدون اینکه من ازش بخوام شروع کرد به باشگاه رفتن . حتی از نظر ظاهری هم چالش نتیجه داشت. من همه دوره هارو تهیه کردم، فایل عشق حقیقی رو دریافت کردم ازتون و فایلای کانال رو هم گوش کردم. از شما خیلی ممنونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🍀 19 اسفند 98
    سلام عرض خسته نباشید من دو سال پیش پکیج دوره های شما رو تهیه کردم و در شرایطی بودم که پول تهیه دوره هارو نداشتم و قرض کردم.  روی دوره ها کار کردم، چندین بار گوش میکردم، مینوشتم و همه دستاورد هارو گوش میدادم.  منی که پول تهیه پکیج نداشتم الان برای خودم شغلی رو به طور کاملا مستقل شروع کردم. صورت من از نظر پوستی خوب نبود و جوش داشت و توی چالش چهارماهه یکی از دستاورد هام این بود که پوستم کاملا صاف شد و الان خیلی راضی هستم.  توی کارم پیشرفت خیلی زیادی کردم و در عرض یک ماه من جایی رو اجاره کردم و کاملا مستقل شروع به کار کردم. حدود 3 سال با شخصی در ارتباط هستم که خیلی به من احترامی نمیگذاشت، ارزش زیادی برای من قائل نبود.  من برای درست کردنم رابطه ای که داشتم خودم رو به چالش کشیدم. تمام فایل های مربوط به رابطه رو گوش کردم و نکته برداری کردم. چندین بار دوره جذابیت درونی رو گوش کردم تا اینکه به چیزی که دلم میخواست رسیدم.  کسی که روز آشناییمون بهم میگفت من انقدر دوستان زیادی دارم که برای سر زدن بهشون روز کم میارم و وقتی برای تو ندارم، الان بجایی رسیده که همه ی دوستانش رو گذاشته کنار و تمام وقتش رو با منه، تمام اسرارش با منه، تمام حرفهاش رو با من میزنه.  کسی که توی اون سه سال یکبار هم منو بیرون نبرد، در انتهای این چالش من رو به شام دعوت کرد  این چندوقت طوری با من برخورد میکنه که شاید هیچکس باور نکنه این آدم چی بود و الان چی هستش!!!  بابت این شکرگزار هستم که وجود این شخص توی زندگیم باعث این دستاورد ها شد که خودم رو پیدا کردم، عزت نفس و اعتماد به نفسم رو پیدا کردم، ضعف هام رو پیدا کردم، خودم رو به چالش کشیدم  از خدا ممنونم به من این هشیاری رو داد که برم برای ساختن خودم و ممنونم که این شخص اومد به زندگیم تا من وادار شم به چالش با خودم اون ادم ازینکه من روی خودم کار میکنم هیچ خبری نداره ولی رفتارش با من 180 درجه تغییر کرده و من خیلی ممنونم از شمای نازنین
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🌹🌹🌹 19 اسفند 98
    خانم هروی سلام من احساس میکردم داره به من خیانت میکنه، شکسته بودم، با حال روحی بسیار بد شروع کردم دوره جذابیت درونی و عزت نفس تا اعتماد به نفس رو گوش کردم  اولش احساس کردم همه چی یادم میره توی یکی از این دستاوردها دیدم یه اقایی گفت من اگه دستاورد دارم چون یادداشت میکنم و از صبح تا شب یادداشت هام و مرور میکنم. رفتم یه دفتر براش گرفتم و شروع کردم به نوت برداری. دیدم آره داره جواب میده  من خیلی به این آقا وابسته بودم، به خودم خیلی اعتماد نداشتم، خودم رو دسته پایین گرفتم و الان میفهمم خودم رو قبول نداشتم با اینکه قبلا فکر میکردم قبول دارم. با کار کردن روی دوره ها تونستم این آقا رو بذارم کنار، واقعا اونقدر قدرت در خودم میدیدم که دیگه نیازی به اون آقا نداشتم. قفل ها و سایه هام رو تاوجایی فعلا میتونم پیدا کردم. من قبلا خیلی محتاج محبت این آقا بودم، محتاج اینکه بهم بگه چقدر خوشگل شدی، چقدر خوبی، خیلی دوستت دارم ... من عقده و کمبود اینجور حرف هارو داشتم، با اینکه از همه عشق دریافت میکردم ولی برام کافی نبود، باز فکر میکردم خیلی کم دارم و حالم خوب نبود. با دوره ها اشک ریختم، من فکر میکردم چقدر عزت نفس دارم ، چقدر قوی هستم ولی واقعا اینطور نبود. من انقدر کمبود داشتم که به آدمهای خیلی خیلی پایینتر از خودم راضی میشدم و از اونا طلب عشق و محبت میکردم تا حالا خیلی تونستم خودم رو قوی تر بکنم و خدارو شکر میکنم. اون آقا رو رها کردم و به خدا سپردم و از ته دلم از خدا خواستم هر چیزی که به صلاح اون هست و صلاح من هست اتفاق بیوفته و بهترینارو براش آرزو کردم. این آقا بعد از چند هفته برگشت ،دلش با من بود و میگفت میخواست با من باشه. اصرار میکرد که دوباره به رابطه برگردم  من وقتی با اون آقا بودم از سر عشق نبود، بخاطر نیاز هام بود و دوست داشتنی در کار نبود ولی حالا که روی خودم کار کردم احساس کردم واقعا دوستش دارم. از وقتی روی دوره ها کار کردم رفتار اون آقا، رفتار خانوادم، رفتار خودم خیلی تغییر کرده و بهتر شده. دوره جزیره گنج رو گرفتم و دیدم که چقدر از خدا فاصله داشتم . همچنان دارم روی خودم کار میکنم چون میدونم که ما هر روز با یک چالش جدیدی مواجه میشیم. من خیلی خیلی خیلی زیاد ممنونم ازتون
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Hamsar 19 اسفند 98
    خانم هروی سلام عزیزم بین منو همسرم همه چیز تغییر کرد.توی چالش چهارماهه بسیار سریع نتیجه گرفتم. هم بعد کاری و هم بعد عاطفی زندگی من متحول شد من از اواخر چالش 4ماهه شرکت کردم و دستاوردایی داشتم که واقعا برام جالب و خوشحال کننده بود. 4 مورد از خصوصیات و رفتار هایی که دوست داشتم توی همسرم باشه رو نوشتم و خودم روی اون ها کار کردم . به طور واقعاااا معجزه آسایی همه چیز در رابطه بین من و همسرم تغییر کرد. انقدر تغییر واضح بود که واقعا من شوکه شده بودم. من حدود 8 ماه بود که از کارم بیرون اومده بودم و دنبال کار میگشتم و متاسفانه چون آخر سال(میلادی) بود، برای استخدام پذیرفته نمیشدم به طور ناباورانه یک کار خیلی عالی به من پیشنهاد شد، واقعا با حقوق خیلی بالا با من قرار داد بستند و من شروع کردم با روی خودم کار کردن واقعا کار سازه. به تمام دوستای عزیز زندگی سالمی میگم که واقعا تلاش کنید، بدون شک به تمام چیز هایی که بخواهید میرسید. من که در زمان کوتاهی به این نتایج رسیدم، حتما بقیه هم میتونن. برای راهنمایی و آگاهیاتون ممنونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🙏 19 اسفند 98
    سوده جانم من همیشه از خدا میخواستم یک هفته رویایی و عاشقانه زندگی کنم و بعد بمیرم و الان 2 ماه زندگی عاشقانه و رویایی ودارم که حتی توی دوران نامزدیم نداشتم من همونی هستم که توی دستاورد قبلی گفتم زندگیم به کویری تبدیل شده بود که بعد از دوره های شما داشت جوانه میزد و حالا با خوشحالی باید بگم که اون جوانه هایی که زده بودند تبدیل به نهال های خیلی عالی شدند من همیشه از خدا میخواستم یک هفته رویایی زندگی کنم و بعد بمیرم و الان از اون آرزو رسیدم به 2 ماه زندگی عاشقانه. من در 24 سال زندگی مشترکم هیچوقت حتی در دوران نامزدیم این حلاوت رو تجربه نکرده بودم. امروز همسرم عاشق ترین فردی هست که من روی زمین میشناسم و عاشقانه منو میپرسته، عاشقانه باهام حرف میزنه، من همیشه حسرت یه نگاه عاشقانه به دلم مونده بود امروز با تمام وجودم اونو از همسرم دریافت میکنم و برام خیلی شیرینه. چالش 4 ماهه برای من معجزه کرد. الان تمام اطرافیانم از شدت تغییرات همسرم متعجب هستند خب ما تا مرز جدایی پیش رفته بودیم و پارسال همین موقع بود که من تقاضای طلاق داده بودم و امروز زیباترین روز زندگیمه. امروز تولدم بود و توی این 24 سال هیچوقت پیش نیومده بود که همسرم مثل امسال برام گل و هدیه بگیره. هیچوقت راضی نمیشد برای دخترمون تولد بگیریم و میگفت هزینه اضافیه، امسال کارت بانکیش رو بهم داد و گفت هر تولدی که دوست داری بگیر . هیچوقت با من عکسی نداشت در این 24 سال، امسال بهم گفت باعث افتخارمه که با تو عکس داشته باشم. من جزیره گنج رو قریب به 10 بار گوش دادم و نوت برداری کردم، جذابیت درونی رو 20،30 بار گوش دادم و هر بار به یک دستاوردی میرسم و یه نکته ای رو پیدا میکنم و اینها رو از شما دارم سوده جانم 
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Hh 19 اسفند 98
    من میخواستم دستاوردمو براتون بفرستم و اول سلام عرض می کنم خدمتتون و بگم اونی که خواستگاری و بهم زد برگشت، ولی من دیگه اونقدر رشد کردم که اون دیگه در سطح من نیست، با چالش چهار ماهه فردی فهمیده و سالم به زندگی من اومد که همیشه آرزوش و داشتم. من خیلی شرایط بد و سختی داشتم و خیلی احساس تنهایی میکردم و نا امید بودم چون ازدواجم با کسی که دوستش داشتم بهم خورد در مراحل خواستگاری، ایشون یک روز به من پیام دادند و گفتن من دیگه نمیخوام این رابطه رو ادامه بدم و علت خاصی هم نداشت من خیلی شرایط بدی داشتم هر شب کابوس میدیدم، میخواستم هر کاری بکنم برگرده ولی نمیشد چون اون آدم جواب من رو اصلا نمیداد من بخاطر طرد شدگیم احساس میکردم چقدر آدم بدی هستم که اون بی دلیل رفت و نخواست ادامه بده تنها امیدم به خدا بود که کمکم کنه، با گریه و زاری از خدا میپرسیدم چرا این کارو با من کردی، احساس میکردم هیچکس نمیتونه کمکم کنه وخیلی از لحاظ روحی ضعیف شده بودم تا اینکه اتفاقی با کانال شما آشنا شدم  من کتابای زیادی خونده بودم، کلاسای روانشناسی زیاد و جلسات مشاوره ای رفته بودم ولی تاثیری روم نداشت و مثل مسکن بود چون مشکل ریشه ای حل نمیشد اول من جذابیت درونی رو گرفتم، بعد عزت نفس تا اعتماد به نفس و بعد جزیره گنج و روی خودم کار کردم موقعی که طلسم هام رو میشناختم اشک میریختم یکی از دستاوردام این بود کسی که 4،5 سال پیش من رو رها کرده بود برگشت و التماس میکرد من رو ببینه ولی من دیگه همچین آدمی رو نمیخواستم یه شغل خیلی خوب که همیشه آرزوم بود رو پیدا کردم با تمام شرایطی که میخواستم خواستگار دیگه ای داشتم که برگشت و گفتم نه نهایتا آدمی که من رو رها کرده بود و ازدواجمون رو بهم زده برگشت با اینکه خیلی دور از ذهن بود برام ولی من با اقتدار بهش گفتم نه. هیچوقت باورم نمیشد من بخاطرش کابوس میدیدم غذا نمیخوردم وزن کم کرده بودم و شب و روز میخواستم برگرده اما الان دیگه در سطح خودم نمیدیدمش دو هفته بعد از چالش چهارماهه من وارد رابطه ی جدیدی شدم  خیلی جالبه که بعد از نوشتن خصوصیاتی که میخواستم با آدمی آشنا شدم که همیشه آرزوشو داشتم و رابطه ی فوق العاده ای باهم داریم و شرایط همو درک میکنیم من چیزی رو از زندگی یاد گرفتم که هیچوقت کسی بهم نگفته بود الان آرامش دارم و راه درست زندگی کردن و فکر کردن رو یاد گرفتم و رابطم با خانواده و دوستان و اطرافیانم اصلاح شده خیلی دوستون دارم و از بودنتون در زندگیم از خدا ممنونم و بعد از شما
    پاسخ
    -0
    انصراف

    😊 19 اسفند 98
    سلام عرض می کنم و باید بگم مدارِ من تغییر کرد، فردی به زندگی من اومد، که با کل آدم های زندگی من متفاوت بود  من متوجه شدم که در مدتی که روی خودم کار کردم زندگی من تغییراتی با لول بالا داشته . من در چالش های قبلی هم مدار مالیم و هم مدار عاطفیم تغییر کرد ولی من اونهارو از دست دادم !!! با تمام وجود فکر کردم که چرا اینهارو بدست اوردم و چرا از دست دادم؟ دلیلش رو هم پیدا کردم من کار کردن روی خودم رو رها نکردم و هر اتفاقی که افتاد بهش فکر کردم، روش کار کردم با اینکه تجربه ی سنگینی بود برام اما دوباره روی خودم کار کردم چون نمیخواستم مدارم پایین بمونه.  خداوند بهم نشون داده یکبار دیگه که من هر چی بخوام بهم میبخشه دوباره. مدار مالی و عاطفیم دوباره دستخوش تغییرات شد الان کسی توی زندگی من اومده و برخلاف تمام ادم هایی که توی زندگی من بودند تاحالا و برخلاف کارهایی که همسر سابقم با من کرد، یک رفتار بسیار سالم و رابطه خیلی خوبی با من داره. در مورد مدار مالیم هم فکرایی دارم که داره به نتیجه میشینه. در مورد چالش جدید هم من قبلا واردش شده بود اتفاقی، من با کار کردن روی خودم و 3 کیلو وزن کم کردم و دارم ادامه میدم. من تغییرات مداری خودم رو کاملا حس میکنم و دیدگاهم نسبت به زندگی خیلی فرق کرده ارتباطم با این آقا برای من اوایل اصلا جدی نبود ولی انقدر رفتار سنجیده و معقولی دارند و انقدر طرز فکر ایشون به طرز فکر من نزدیک هست که واقعا تونستم با این آدم به رابطه جدی فکر کنم و ایشون توی مهمترین و سخت ترین روزهای من پا به پای من اومده و اثبات کرده که میتونه جواب تمام سختی ها و دعاهایی که من کردم باشه.این آدم یک آدم پخته ست که من بابتش شکرگزار هستم . از شما هم بسیار ممنونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Yy 19 اسفند 98
    سوده عزیزم سلام من حتی یک خواستگار هم نداشتم، روی قفل های درونیم کار کردم،الان فردی به زندگی من اومده که میگه بقدری برای من ارزشمندی که هر کاری برای ازدواج با تو میکنم 6 سال در رابطه ای بودم که با خیانت مواجه شدم و اون به من گفت تو رو دوست ندارم و رفت، من فرو ریختم اصلا روحیه ی خوبی نداشتم، شبایی بود که از جنون میخواستم چاقو بردارم و تو قلب خودم فرو کنم که دیگه درد نکشم،تمام شخصیتم ویران شده بود، فکر میکردم با ترک شدنم دیگه منی اصلا وجود ندارم. یکسال گذشت و با کانال شما آشنا شدم من 12 کیلو اضافه وزن داشتم، قبلا هر کاری میکردم، هر رژیمی میگرفتم نمیتونستم 1 کیلو کم کنم اما بدون رژیم سخت و اذیت شدن، ورزش رو شروع کردم و اون 12 کیلو رو طوری کم کردم که خودمم باورم نمیشد و الان به اندامی رسیدم که همه بهم میگن تو خوش اندامی🥰 از نظر کاری من در سطح خیلی پایینی بودم، با جذابیت درونی روی خودم کار کردم و طی این 2 سال کار های خیلی خوبی بهم پیشنهاد شد و درجه شغلی و درآمدم بالاتر رفت و هنرهایی داشتم که هیچوقت دیده نمیشد اما حالا به چشم اومد و با برند هایی کار میکنم که واقعا یک روز آرزو داشتم که حتی کار منو ببینند وارد چالش 4 ماهه شدم. من توی هیچکدوم از روابط قبلیم اصلا موفق نبودم حتی یک پیشنهاد ازدواج هم نداشتم. متوجه شدم بزرگترین مشکل من عزت نفسم هست که به خودم هیچ احترامی نمیگذاشتم و اصلا برای خودم هیچ ارزشی قائل نبودم، فهمیدم اگر میخوام بقیه برام ارزش قائل بشن، اول باید خودم برای خودم ارزش قائل باشم. گره هام رو پیدا کردم. ولی همین 1 ماه گذشته من چند مورد خواستگاری جدی داشتم. یکیش کسی که خودشون رئیس یک اداره هستند و از نظر تحصیلات و شخصیت بسیار بالا هستند و به من گفتند که من حاضرم همه زندگیمو برای تو بدم، انقدر برام ارزشمندی که برای تو هر کاری میکنم، برای به دست آوردنت حاضرم حتی جونمو بدم. ایشون یک سال بود منو میشناخت اما قبلا هیچوقت نشده بود به من پیشنهادی بدن. من دو سال پیش توی نقطه بدی بودم، اون آدم صفری که موقع ترک شدنم کف خیابون زجه میزد کجا و این آدم امروزی کجا!!! من فکر نمیکردم بدون ارتباط با یک پسر بتونم زندگیمو جلو ببرم ولی بار کار کردن روی خودم اقتداری به دست اوردم که مدت زیادی با کسی در ارتباط نباشم بدون احساس کمبود. از شما و تیم خوبتون ممنونم
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Ghahreman 19 اسفند 98
    سلام عرض میکنم در واقع من نائب قهرمان جهان شدم من یک ورزشکار هستم که با دوره های شما آشنا شدم،قبلا هم دستاورد فرستادم خریداری کردم و واقعا نتیجه گرفتم. من در چالش 4ماهه شرکت شدم و با کل دوره ها به معنای واقعی روی خودم کار کردم ذهنم انقدر آروم شده بود که با خیال راحت و بسیار متفاوت تر از تمام افراد تیم ملی داشتم ورزش میکردم. فعال کردن اون جنگجوی درونم باعث شد که در بیرون هم‌ فعال بشم  امروز تونستم دوباره به اوج ورزشی خودم برگردم (در دستاورد قبلیشون گفته بودند که من بعد از جدایی درشرایط بدی قرار گرفته بودم) و دوباره در سطح دنیا مدال بیارم و نائب قهرمان جهان بشم در رشته خودم. من فهمیدم ما انسان اگر واقعا قلبا چیزی رو بخوایم و براش تلاش کنیم، به دستش میاریم. ممنون از کمکی به ما می کنید 
    پاسخ
    -0
    انصراف

    Chalesh 19 اسفند 98
    سلام خانم هروی نازنین من روزی هزار بار به خاطر آدمی که به زندگیم اومده خداروشکر میکنم.آدمی که منو هدیه خدا برای خودش میدونه  من چالش های زیادی رو در زندگیم تجربه کردم ولی هیچوقت به این دید نگاه نمیکردم که چالش های برای تغییر منه. من یکسال بود با کسی در ارتباط بودم که رابطه خیلی خوبی داشتیم و قصدمون ازدواج بود اما اون آقا به یکباره بی دلیل من رو ترک کردند و گفتند تو ادمی نیستی که من برای زندگیم انتخاب کنم.اصلانم نمیتونم تحملت کنم تو اخلاقت خیلی بده. من واقعا شکستم و از آقایون متنفر شده بودم. یه سری دوره گرفتم ولی تغییری در من رخ نداد. اتفاقی افتاد که من خیلی حالم بد شد و میدیدم که آدما اصلا برای من ارزشی قائلی نیستند و هیچ احترامی به من نمیگذارند. از طریق یکی از دوستانم با شما آشنا شدم و اولش میگفتم اینا همه الکیه. من کلی هزینه کردم و هیچ جوابی نگرفتم اما بلاخره تصمیم گرفتم جزیره گنج رو بخرم که ببینم چه گنجی میخواد بهم بده!  اوایل دوره هارو سرسری گوش میدادم و فقط نت برداری میکردم ولی با شروع چالش چهارماهه تصمیم گرفتم به طور جدی روی خودم و خصوصیاتی که میخوام کار کنم.  من بیکار بودم و هر جا میرفتم سرکار، بعد از مدت کوتاهی اخراج میشدم و حقوقم رو نمیدادند.  تا اینکه واقعا تصمیم گرفتم اینبار چالش چهارماهه رو جدی شروع کنم و عمل کنم دوره ها رو دوباره شروع کردم، بعد از کار کردن روی درسواره احترام به خود و انجام تمرینات دوره ها به من کاری پیشنهاد شد که باورم نمیشد، بلافاصله استخدام شدم و درآمدم خیلی خوبه، خیلی مورد احترام هستم و حتی رئیسم بهم میگه مدیر تویی و من هیچ کاره ام .  من ادم قبلی زندگیم رو بخشیدم و رها کردم و اون ادم برگشت و گفت من پشیمونم. دلم میخواد تو باشی تو برام مثل یک گنج بودی که از دستت دادم ولی من قبول نکردم. الان آدمی اومد توی زندگیم که هر روز بخاطرش خداروشکر میکنم. کسی که توی یک کشور دیگه هست و ازم دوره ولی بهم میگه تو هدیه خدایی برای من، تو رو خدا به من بخشیده و عشقی مثل تورو برام آورده.  من خواستم، تغییر کردم، زندگیم تغییر کرد، آدمای اطرافم تغییر کردند.  من از دانشگاه اخراج شده بودم و خدا رو مقصر میدونستم و افسرده شده بودم ولی حالا دارم با جدیت درس میخونم و مطمعنم چیزی رو که میخوام قبول میشم. من قفل ها و طلسم هامو پیدا کردم رو خودم کار کردم صبوری کردم و حالا این اتفاقات عالی برام افتاده. و این اتفاقات عالی رو از شما دارم هزاران هزار تشکر و سپاس
    پاسخ
    -0
    انصراف

    🙏 19 اسفند 98
    خانم هروی دارم فکر میکنم چقدر خدا مهربونه که این جدایی و بین ما انداخت تا من خودم و پیداکنم، رابطه رو یادبگیرم و حالا اون به من پیشنهاد ازدواج داد. من رابطه ای داشتم که دچار مشکلاتی شد و با رفتن اون آقا از ایران، ما جدا شدیم اما من هنوز خیلی دلم میخواست باهاش باشم.  دوره هارو تهیه کردم و شروع کردم روی خودم کار کردن و متوجه اشتباهاتم و شروع کردم خیلی جدی روی خودم کار کردن، نه فقط بخاطر ارتباطم بلکه میخواستم کیفیت زندگیمو در همه ابعاد بهتر کنم. الان میفهمم خدا چقدر من رو دوست داشت که اونموقع این جدایی اتفاق افتاد . سعی کردم تموم اون چیری که ساختم رو خراب کنم و مثل یه مهندس واقعی بنای وجودم رو دوباره بسازم. الان با جدیت خیلی بیشتری دارم درس میخونم . واقعا نتیجه ی تمریناتم رو دارم میبینم و هر کاری رو که میخوام به آنی برام انجام میشه. هر چیزی رو که اراده میکنم برام راهی باز میشه . با وجودی که شرایط سخته ولی انقدر برای من همه چیز راحت پیش میره که باورم نمیشه. روابطم با همه ی اطرافیانم با کیفیت شده و همه مشتاقند با من باشند و بهم خیر برسونند. من خودمو تونستم پیدا کنم، هدفم رو، کار اصلیم رو. یک ماه پیش اون آقا دوباره برگشت و گفت همون زندگی ای رو که میخوای خارج از ایران برات مهیا میکنم و منتظر اومدنت هستم و میخوام تورو دوباره ببینم. واقعا این عین یه معجزه است که اینجوری دوست داره که من برم اونجا و باهاش ازدواج کنم. قبلا که کنارم بود به فکر ازدواج با من نبود اما حالا داره تمام تلاشش رو میکنه که برای من یک زندگی ایده آل بسازه. با اینکه آدم پخته ای هست الان حرفایی رو میزنه که تاحالا نزده بود. چقدر خدا مهربونه که این جدایی و بین ما ایجاد کرد که در این بین من خودم و پیدا کنم من تازه فهمیدم رابطه درست برقرار کردن اصلا چه جوری هست. یاد گرفتم به خودم اهمیت بدم، ورزش مورد علاقه ام رو پیدا کردم،و در حدی پیشرفت کردم که سال دیگه میخوام مسابقه شرکت کنم.  همیشه عاشق نوشتن بودم و به محض اینکه قصد نوشتن کردم، با یه ناشر خیلی موفق آشنا شدم بدون اینکه خودم کاری کنم براش. من در چالش 4 ماهه شرکت کردم و الان این حرفایی که از این آقا شنیدم برام باور نکردنی بود و الان به این بینش رسیدم که هر چیزی در این جهان ممکنه. سپاسگذارتونم
    پاسخ
    -1
    انصراف

    Cc 19 اسفند 98

    وقتتون بخیر من توی چالش چهارماهه به خواسته هام رسیدم خداروشکر میکنم که به اتفاقاتی افتاد که من به اون نقطه صفر برسم که در این مسیر قرار بگیرم. من توی چالش چهارماه به چیزهایی که میخواستم رسیدم.من با دستاوردهای بچه ها متوجه شدم که چرا اینا رو میخواستم.  اره برای منم شده رسیدن به اونها. مردی به زندگی من اومد که از هر لحاظ خوبه و از همون روزهای اول به من گفت تو یه الماسی. من باید مراقبت باشم. الان فهمیدم این که نتونستم مسائلم و حل کنم و این اتفاقات برای من افتاده دلیلش عدم عزت نفس بوده.نداشتن عزت نفس باعث جذب این اتفاقات در زندگی من شده. من از دوره جذابیت درونی خیلی دستاورد داشتم، آرامش درونی، جذابتر شدن برای بقیه.  از جاهایی که فکرشو نمیکردم خواستگار برای من پیدا میشد یکی از چیزهایی که برای من شده بود رو طلسم روانیشو پیدا کردم و حلش کردم  من با این دوره ها حالا فهمیدم هوشیار بودن به زندگی یعنی چی. دلیل نشدن ها و اتفاق نیوفتادن ها چیه. همین ارسال ویس برای من یه کار مهمه چون اعتماد بنفسشو نداشتم و از این کار میترسیدم ولی انجامش دادم

    پاسخ <